اسکوئیدهای 10 بازویی اعماق دریا
* سفالوپودها یک گروه منحصر به فرد از نرم تنان دریایی شامل اسکوئیدهای ده بازویی ، هشت پا ، ده پا و حلزون های گرمسیری مارپیچی هستند . این جانوران مهمترین یغماگران در زنجیره غذایی دریایی هستند و معمولا" برای شیوه زندگی گند روی سازگارند ، بجز هشت پاها که یک زندگی دریا بنی دارند .
* در حال حاضر تقریبا ً600 گونه زنده از سفالوپودها وجود دارد اما بالای ده ها سال است که خیلی از آنها را از روی فسیل شناختند . از آن جایی که آنها از عصر پالئوزوئیک رشد کردند ، میلیونها سال قبل همه سفالوپودها ظاهرا ً از یک پوشش برای ترشح یک پوسته خارجی محافظتی استفاده می کردند. امروزه نیز با فسیل زنده پیدا شده در اعماق دریا این عادت ادامه دارد .

* چندین گونه ده پا در جنوب غربی اقیانوس آرام و همچنین گونه اسکوئید ده بازوی کوچک اسپیرولا در کناره های عمیق اقیانوس اطلس و هند پیدا شده است . اسپیرولا یا ماهی بازمانده با طولی متجاوز از 4 سانتی متر تنها سفالوپود موجود با یک پوسته داخلی مارپیچ است .
* اسکوئید ده بازویی اعماق دریا یک گروه اکولوژیکی خیلی مهم هستند . آنها فراوان و گسترده و تامین کننده غذا برای بالن ها ، خوک آبی ، ماهی ، پرندگان و همچنین خودشان یغماگران مسلطی بر روی ماهی و سخت پوستان هستند . اسکوئیدهای ده بازویی و ده پاها شکار را با هشت بازو و دو شاخک گیرنده حساس می گیرند که این شاخک اغلب پوشیده با عضو مکنده چسبیده است که غذا را به داخل آرواره منقار مانند حفره دهانی هدایت می کنند .
اسکوئیدهای ده بازویی با سرعت از میان ستون آب به وسیله دفع آب حرکت می کنند . آنها آب را از حفره پوششی از میان یک اندام قیفی شکل با فشار بیرون می کنند که با کنترل حرکت جانور در جهت مخالف هدایت می شوند . اسکوئیدهای ده بازویی می توانند سریعتر از بی مهره ها شنا کنند که سرعت آنها به 25 مایل در ساعت می رسد . بعضی از اسکوئیدهای ده بازویی بال های بلندتری برای شنا دارند و چندین نمک آمونیوم حفظ شده در بدنشان وجود دارد که به آنها شناوری می دهد .

* پوسته های در برگیرنده سفالوپودها شبیه اسپیرولا و ده پاها یک شناور طبیعی را به وسیله مکش آب خارج از حفره در پوسته محفظه شان به دست می آورند. اندامهای تولید کننده نور در خیلی از گونه های اسکوئیدهای ده بازویی پیدا شده که در سطح شکمی آنها گسترش یافته است . در طرف زیر چشم ها و کبد و در راس شاخک های حساس به طعمه و در بعضی حالات رگبار درخشانی از بارقه ممکن با حمله کننده تاریک موقت تولید شود .
* گونه لیکوتیوتیس یک اسکوئید 10 بازوی کوچک به طول 5/3 سانتی متر است با اندام های نوری روی چشمانش و در بدنش ، که از میان دیواره بدنی شفافش دیده می شود.
روشهای تعیین سن ماهیان
تکنیک های جمع آوری ، تمیز کردن، آماده سازی فلس ها:
از آنجایی که فلسها نسبت به ساختارهای سخت دیگر در بدن ماهیان کثیرالانتشارترند بیشتر از سایر قسمتهای بدن برای تعیین سن استفاده می شوند از طرف دیگر فلسها راحت تر جمع آوری و قرائت می شوند.
معمولاً برای تهیه فلس جهت تعیین سن از فلسهای ناحیه میانی و جانبی بدن استفاده می شود. اکثراً از ناحیه میانی بدن و زیر باله پشتی و بالای خط جانبی به جهت اینکه دارای فلسهای متقارن و بزرگ، با خطوط منظم و مشخص است استفاده می شود. برای مطالعه سن از روی فلسها باید فلسها از قسمتهای مختلف بدن جدا شود و نتایج بدست آمده از آنها باهم تطبیق داده شود تا بتوان مناسب ترین منطقه را برای برداشتن فلس تعیین کرد. از آنجایی که ممکن است اندازه و مورفولوژی فلسها با هم متفاوت باشد باید از چندین فلس برای این کار استفاده کرد زیرا برای مثال ممکن است یک خط سالیانه از یک فصل بطور مشکوک ظاهر شود ولی در فلس دیگر واضح باشد. بعلاوه چون امکان تجدید فلسهای از دست رفته وجود دارد، ممکن است فلسهای جدید که خطوط سالیانه متفاوتی دارند جایگزین شده باشند.
پس از کنار زدن مکوس و مواد زائد روی فلسها با فشار در جهت دم ماهی به کمک انبر با حرکتی سریع و محکم فلسها جدا می شوند. فلسها را در پاکتهای کاغذی مخصوصی که حاوی اطلاعات بیومتریک ماهی است قرار می دهند. روی فلسها نباید موادی باقی مانده باشد. همچنین فلسها نبایستی به هم چسبیده باشند. اگر نیاز به تمیز کردن فلسها باشد می توان از آب گرم یا محلول پتاس سوز اور یا چند بار شستشو با الکل 95 درصد و یا موادی که پس از شستشو با آب برطرف می شوند استفاده کرد.
جهت آماده سازی فلسها روشهای مختلفی وجود دارد:
1- تهیه کپی های مثبت یا منفی با استفاده از ورقهای نرم سلولوئیدی
2- قرار دادن فلسها در سطحی بین شیشه و اسلاید و فشردن آنها توسط باندهای شیشه ای وخشک کردن آنها
3- استفاده از ورقهای دوبل پلاستیکی برای ایجاد اثرات فلس برروی آنها بدون استفاده از گرما، فشار و مواد شیمیایی
استفاده از اثرات فلس نسبت به روشهای فوق جهت تعیین سن مزایایی دارد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- این علائم روشن هستند حتی اگر فلس اصلی چنین شرایطی نداشته باشد.
2- اثرات فلس بزرگتر بوده و بوسیله نور عبوری دیده می شوند.
3- امکان مطالعه چندین فلس بطور همزمان وجود دارد.
معمولاً روی فلسها یک سری خطوطی دیده می شود که که از مرکز فلس بطرف لبه کشیده می شود که به آنها کانالهای شعاعی (Radius) گفته می شود که باعث انعطاف پذیری آنها بخصوص در فلسهای ضخیم می شود. اصولاً روی فلسها دوایر متحدالمرکزی وجوددارد که هرساله در نتیجه تغییر آهنگ رشد ایجاد می شوند. در فصول سرد سال به علت کاهش سرعت رشد این خطوط به هم فشرده تراست که باعث می شوند در مطالعه فلسها یکسری نواحی روشن و تیره بصورت متناوب دیده شود(پرافکنده حقیقی،1376). یک منطقه تیره به همراه یک منطقه روشن معرف یک سال از عمر ماهی است. البته روی فلسها یکسری خطوط دیگری هم به چشم می خورد که نسبت به حلقه های سالیانه وضوح کمتری دارند که به آنها حلقه های اضافی گفته می شود این حلقه ها در نتیجه تغییرات غیر دوره ای در رشد ماهی در طول سال بوجود می آیند مانند تغییر در تراکم مواد غذایی.
برای تعیین سن معمولاً از دو نوع فلس شانه های(کتنوئید) و دایره ای(سیکلوئید) استفاده می شود که بخش مورد مطالعه در هر دو فلس قسمت قدامی فلس است.
2- اتولیت
ماهیان فاقد گوش خارجی و میانی بوده و تنها دارای گوش داخلی هستند که به نام لابیرنت (Labyrinth) خوانده می شود که بجز عمل شنوایی در اعمال تعادلی نیز دخالت دارند. بخش تحتانی گوش داخلی دارای سه حفره است که درون آنها سنگریزه های شنوایی یا اتولیتها قرار دارند. جنس اتولیت ها از کربنات کلسیم بوده و همانند فلس ماهیان دارای تزئینات دایره ای هستند که معرف سن ماهی است.
گوش داخلی دارای سه جفت اتولیت به نامهای Sagita, Lapillus, Asteriscus می باشد. در مطالعات اتولیت از Sagita که بزرگترین سنگریزه شنوایی است استفاده می شد ولی جدیداً هر سه جفت اتولیت در شمارش و مطالعه علائم مربوط به سن مورد استفاده قرار می گیرند.
طرح والگوی شکل گیری حلقه ها روی اتولیت همانند ساختارهای دیگری است که برای تعیین سن استفاده می شوند به این معنی که به موازات رشد ماهی این اعضا هم رشد کرده و با تغییر آهنگ رشد یکسری خطوط و حلقه هایی روی آنها تشکیل می شود که در تعیین سن کاربرد دارند. رشد جسمی ماهی و رشد اتولیتها همانند زنجیر به هم مرتبط می باشد. اتولیتها اولین ساختارهای آهکی هستند که در مراحل جنینی تشکیل می شوند این ساختارها در تمام طول حیات ماهی بدون تغییر باقی می مانند البته ممکن است در شرایط نامناسب بازجذب شوند. اتولیتها حکم جعبه سیاه هواپیما را دارند که حاوی اطلاعات گذشته ماهی است بخصوص به مطالعه مراحل حیات اولیه ماهی کمک شایانی می نماید. اتولیتها حاوی اطلاعات روزانه ماهی می باشند. علائم روزانه روی اتولیت بصورت نوارهای روشن و تیره مشخص شده است که اصطلاحاً آنها را DGI (Daily Grow Increament) می نامند. مناطق روشن معمولاً پهن تر از نوارهای تیره هستند. مناطق روشن مربوط به دوره روشنایی روزانه با درجه حرارت بالای آب می باشد که اصطلاحاً ناحیه «برتری کلسیم» هم خوانده می شود. مناطق تیره مربوط به رژیم شبانه یا سردی آب است که به ناحیه «برتری ماتریکس» معروف است.
رشد اتولیتها در ارتباط با متابولیسم داخلی کلسیم و تولید اسید آمینه بوده و اولین علائم رشد معمولاً بعد از جذب کیسه زرده بر روی آنها ظاهر می شود. ناحیه مربوط به رشد سریع پهن تر بوده و علائم و تزئینات روی آن به خوبی مشخص هستند ولی در دوره رشد کند میکروکریستالها با فاصله کمتر و فشرده تر قرار می گیرند. چنانچه مطالعه علائم روزانه مورد نظر باشد بهتراست که از ماهیان جوانتر برای اینکار استفاده شود. مهمترین فاکتور در شکل گیری علائم روزانه عبارتند از درجه حرارت آب، نور، دسترسی به غذا و PH که از این میان مهمترین نقش را حرارت ایفا می کند به گونه ای که در ماهیانی که در درجه حرارت نسبتاً ثابتی نگهداری می شوند تشخیص دو ناحیه روی اتولیت مشکل است.
محل های مختلف تهیه فلس در گونه های مختلف ماهی3- خارها و شعاع باله ها
در ماهیان استخوانی بدون فلس که اتولیتهای مناسبی هم برای تعیین سن ندارند بایستی از ساختارهای دیگر بدن جهت تعیین سن استفاده کرد. در Cat fish برای این کار معمولاٌ از بین خارهای سینه ای و مهره ها این انتخاب صورت می گیرد. اما خارهای سینه ای نسبت به مهره ها ارجحیت دارند چرا که جمع آوری آنها نیاز به کشتن ماهی ندارد همچنین جمع اوری آنها در آزمایشگاه سریع تر بوده و حلقه های اشتباه کمتری در برشهای آن وجود دارد. البته ممکن است سن کمتر از سن واقعی تخمین زده شود. تنها عیب استفاده از خارهای سینه ای این است که در ماهیان مسن تر ممکن است حلقه ها تیره و تار شوند. برای بعضی از ماهیان از قبیل Suchers وSturgeon بهترین ساختمان برای تعیین سن شعاع باله می باشد.
دو روش برای جدا کردن خارها (چپ یا راست) به کار می رود. اولین روش پیچاندن همزمان و شل کردن خارهاست که در محل مفصل به طرف دم ماهی صورت می گیرد. دومین روش بدین شکل است که ماهیان بزرگ خار را با انبردست (در ماهیان کوچک بوسیله انبرکهای مخصوص) محکم گرفته و بطرف بیرون می کشیم تا بندها شل شوند. خارهای چپ را مطابق با حرکت عقره های ساعت و خارهای راست را مخالف حرکت عقربه های ساعت می چرخانیم. در مورد ماهیان بزرگ ممکن است بریدن عضلات دور خارها لازم باشد. بایستی خارها را قبل از نگهداری در پاکت در هوای آزاد خشک کرد. برای تهیه شعاع باله آنرا درست زیر محل مفصل به کمک قیچی یا انبر جدا می کنیم. بافتهای غشایی اضافی را با خراشیدن از آن دور می سازیم. سپس برای پاک کردن باقیمانده بافتها از مواد تمیز کننده خانگی استفاده کرده آنها را در هوای آزاد خشک کرده و نگهداری می کنیم.
برش و آماده سازی خارها و شعاع باله ها:
برای برش تیغه ها تعیین محل مناسب که دربرگیرنده حلقه های سالانه باشد مشکل است. ضخامت برشها به فاکتورهای زیادی بستگی دارد اما بطور معمول نازک ترین برشها بهترین دید را خواهند داشت. شعاع باله ها معمولاً در انتهای شیار پائینی برش داده می شوند. برشها را می توان روی لامهای شیشه ای یا پلاستیکی نگهداری کرد و به مطالعه آنها پرداخت.
به غیر از فلس، اتولیت و شعاع باله ها دیگر بخشهای اسکلتی بدن ماهی مانند ستون فقرات، سرپوش آبششی حتی مهره ها برای تعیین سن بکار می روند. تمام این ساختارها دارای حلقه های رشد هستند زیرا رسوب متفاوت نمکهای کلسیم و تعدادی از حلقه ها را دارند که به سن ماهی ارتباط دارد. به هر حال مطالعه این قسمت های اسکلتی معمولاً در حالت تازه عملی تر است.
با استفاده از کلیه اندامهای سخت ذکر شده و پاره ای محاسبات می توان سن ماهی را تعیین کرد برای این کار از روشهای بسامد طولی و ترکیب سن وکلیدهای طولی- سنی استفاده کرده و در نهایت رشد و سن را بطور قطعی تخمین می زنند.
در روش بسامد طولی اصول روش اینست که طولهای ماهی از یک سن به شکل یک توزیع طبیعی منجر می شوند. اطلاعات نمونه برای تمام جمعیت گونه مورد مطالعه در یک کاغذ نمودار کشیده می شود و از طریق ترسیم طولهای احتمالی در سنهای مختلف، رشد متوسط در یکسال مطالعه می شود. البته این روش فقط برای گونه هایی که یک تخمریزی محدود فصلی دارند قابل استفاده است.
ترکیب یا تناسب مختلف گروههای سنی در نمونه بدس آمده یا در جمعیت یک ترکیب سنی نامیده می شود. ترکیب سنی معمولاً بوسیله محاسبه تمام گونه های یک صید محاسبه می شود.
ممکن است رشد افزایش در اندازه یا همراه با افزایش سن تعریف شده باشد. افزایش در اندازه یا وزن در طول فواصل زمانی متوالی اندازه گیری شده هنگامیکه بعد (طول یا وزن) یک ماهی بخصوص رسم می شود در برابر زمان(سن)، نمودار، یک طرح نموداری منحنی رشد را نشان می دهد. رشد قطعی میانگین کل رشد در هر سن می باشد و معمولاً برای هر گروه سنی ترسیم می شود. از سوی دیگر رشد ویژه، افزایش رشد در هر فاصله زمانی است و دلالت بر درصد رشد در شروع فاصله زمانی دارد. در حقیقت از تقسیم اختلاف لگاریتم طول ثانویه و اولیه به تفاوت مدت زمان تغییر طول ثانویه و اولیه رشد ویژه قابل محاسبه خواهد بود.
پیشینه پردازی
پیشینه پردازی روشی برای برآورد اندازه ماهی در سنین پائین تر می باشد.در این روش وجود یک ارتباط متناسب بین طول ماهی و مقدار افزایش اندازه ساختمانهای مورد بررسی مورد نظر می باشد. برای این کار برشهایی را از شعاع باله ها و خارها تهیه می کنند که بطورکامل حلقه ها را نشان دهد. برای اندازه گیری قطر یا شعاع هر حلقه از مرکز تا لبه بیرونی هر حلقه بلندترین محور انتخاب می شود. دو روش مناسب در این زمینه تکنیکهای متقارن و رگرسیون هستند.
عکس معجزه آسا ....
سلام ......................... یه نگاهی به عکس زیر بندازین !!!!
البته حواستون باشه مانیتورتون واژگون نشه !
حالا برین پایینا .................![]()
![]()
![]()

چیه ! سرتون گیج رفت ! زود برگردین بالا وگرنه میفتین پایین ! ![]()
![]()
![]()
![]()
خاویار
بچه ها سلام
تا به حال خاويار خورده ايد. چيه گران است ؛ عيبی ندارد.
خاويار يا تخم ماهيان خاوياری گرانترين غذای جهان است.دريای خزر به عنوان بزرگترين منبع ماهيان خاوياری در جهان حدود 95 درصد خاويار جهان را تامين میكند.
فيل ماهي ، تاس ماهي روسی يا چالباش ، تاس ماهی ايرانی يا قره برون ، ماهی شيب و ماهی ازون برون يا سوروگا ، گونه های اصلی ماهيان خاوياری درياي خزر هستند.
همانگونه که خاويار سياه در ايران و جنوب روسيه شناخته شده تر است ، خاويار سرخ در سيبری و خاور دور طرفداران بيشتری دارد .گرچه خاويار سرخ از خاويار سياه ارزانتر است اما طعم و ارزش غذايی آن دست کمی از خاويار سياه ندارد. خاويار سرخ يا سياه را می توان در تمامی فروشگاههای مواد غذايی روسيه خريداری کرد . در اغذيه فروشيها چند دانه خاويار سرخ بر روی برشی از نان با يک برگ جعفری سرو می شود . البته علاقمندان واقعی خاويار، آن را سرد و با يک قاشق کوچک و بدون نان ميل می کنند .طعم خاويار که ترکيبی از بوی تند ماهی و شوری نمک است ، ممکن است برای بسياری اصلا خوشايند نباشد .

**************************************************************
تولید مثل اسب دریایی:
تولید مثل :
اسب های دریایی نر به جای اسب های دریایی ماده باردار می شوند. این نوع غیر عادی تولید مثل، قوی ترین نمونه از " پرستاری پدرانه " تا کنون کشف شده می باشد، هرچند این خصیصه بر آمده از تمایل بیشتر ماهیان به مراقبت پدرانه است . هشتاد و نه خانواده از 442 خانواده ماهیان استخوانی، مراقبت توسط والدین را نمایش می دهند که تقریبا نیمی از آنها ( 36 ) ، موارد مراقبت توسط جنس نر هستند.
بلوغ جنسی نرها معمولا با ظهور کیسه جنین تعیین میشود. اسب های دریایی نر می توانند در هر زمانی از فصل تولید مثل باردار شوند. زمان فصل تولید مثل در میان گونه های مختلف متفاوت است و به احتمال زیاد ، به دمای آب بستگی دارد. باقی عواملی که احتمالا بر زمان فصل تولید مثل مؤثر هستند عبارتند از فصول بارندگی و چرخه ماه های قمری.
بیشتر گونه های اسب دریایی دارای یک همسر هستند و دارای مقیدات همسرانه می باشند که تا آخر فصل تولید مثل و یا حتی فصل های تولید مثل فراوانی به طول انجامد. هر چند برخی گونه ها ممکن است فاقد این مقیدات باشند. تحکیم مقیدات زناشویی با احوالپرسی های روزانه که با تغییر دادن رنگ ، گشت و گذار با هم و چرخیدن با یکدیگر همراه است، انجام می شود. این رقص ممکن است دقیقه ها طول بکشد و بعد از آن، نر و ماده بقیه روز از هم جدا می شوند. احوالپرسی ها در زمان بارداری نر اتفاق می افتد و حتی گمان میرود به این منظور باشد که نر و ماده اطمینان حاصل کنند که بتوانند همزمان با یکدیگر دوباره جفت شوند. هنگامی که نر زایش می نماید و هنگام جفت گیری فرا میرسد، برخی مواقع تنها چند ساعت بعد ، این احوالپرسی به اظهار عشق مبدل میشود که در یک گونه، نه ساعت به طول می انجامد.

نر و ماده گونه Hippocampus guttulatus دم هایشان را به دور هم می پیچند
اسب دریایی ماده اندام تخمریز خود را به درون کیسه جنین نر وارد میکند و تخم ها را در آن می ریزد که اسب دریایی نر آنها را بارور میکند. تخم های لقاح یافته در دیواره کیسه جاسازی می کنند و یک بافت آنها را د خود می پوشاند. کیسه همانند رحم یک پستاندار عمل می کند و کاملا پر از مایع جفت می باشد که تخم ها با آن در تماس هستند. این مایع، مواد مغذی و اکسیژن را به جنین در حال رشد می رساند و علاوه بر آن مواد زائد را نیز دور می ریزد. مایع جفت در طی دوران حاملگی دگرگون می شود و از حالتی شبیه به مایعات بدن، به حالتی بیشتر شبیه به آب دریای اطراف تغییر میکند. این تغییر موجب کاهش استرس نوزادان به هنگام تولد می شود.
دوران بارداری بین دو تا چهار هفته متغیر است که این مدت زمان با تغییر دمای آب، کم و زیاد می شود. در پایان دوران بارداری، معمولا در شب، اسب دریایی نر شروع به تقلا میکند و برای ساعت ها ، نوزادان را به بیرون از کیسه جنین پمپاژ می کند. اسب های دریایی جوان بسیار کوچک هستند و از بدو تولد مستقل اند و مراقبت والدین بیشتری دریافت نمی کنند. نوزادان بیشتر گونه ها 12-7 میلی متر اندازه دارند. در اغلب گونه ها تعداد نوزادان به طور میانگین 200-100 عدد است ولی در گونه های کوچکتر میتواند به 5 عدد کاهش یابد و یا اینکه به 1500 عدد برسد.
منبع : seahorse.fisheries.ubc.ca
کلمات کلیدی : پرستاری پدرانه ـ ماهیان استخوانی ـ کیسه جنین ـ مایع جفت
طول عمر و صید اسب دریایی:
طول عمر و صید :
طول عمر :
طول عمر اسب دریایی ناشناخته مانده است. بیشتر تخمین ها حاصل از مشاهدات آزمایشگاهی و آکواریومی است. طول عمر شناخته شده برای اسب دریایی، یک سال برای گونه های کوچک تر و متوسط ۳ تا ۵ سال برای گونه های بزرگتر می باشد.
خوردن و خورده شدن :
اسب های دریایی شکارچیان حریصی هستند و کاملا بر غذای زنده و متحرک تکیه دارند (مشخصه ای که برای آبزی شناسان تازه کار عجیب به نظر می آید ). آنها صیادانی فرصت طلب هستند . در یک جا ساکن می مانند و منتظر می شوند طعمه به اندازه کافی به آنها نزدیک شود و به سرعت آب آن را با پوزه دراز خود می مکند. چشم های آنها مستقل از هم حرکت میکنند و محدوده دید را به جهت جستجو به حداکثر می رسانند. آنها هر چیز کوچکی را که در شکم خود بتوانند جای دهند، می بلعند.
گمان میرود که اسب های دریایی بالغ، به دلیل استتار فوق العاده ، زندگی ساکن و ستون فقرات و صفحات استخوانی بدمزه شکارچیان کمتری داشته باشند. آنها در شکم ماهیان بزرگ دریایی مانند ماهی تون و ماهی طلایی دریایی یافت شده اند. آنها همچنین توسط سفره ماهیان، سپر ماهیان ،پنگوئن ها و دیگر پندگان دریایی خورده می شوند. حتی یک اسب دریایی را در شکم لاکپشت دریایی دیده اند. احتمالا خرچنگ ها جزء خطرناک ترین صیادان هستند و دم های آسیب دیده اسب های دریایی حاکی از یک فرار ناقص می باشد. اسب های دریایی جوان، بسیار آسیب پذیرند و خوراک ماهیان دیگر می شوند. برای برخی گونه های اسب دریایی، انسان خطرناکترین صیادان به شما میرود.

Hippocampus breviceps
فلسفه دوستي
شايد.....!
ما انسان ها با هم دوست مي شويم تا يكديگر را در رسيدن به كمال كمك كنيم . با هم دوست مي شويم تا طرف مقابلمان را شاد كنيم . و خودمان هم نشاط را مزه مزه كنيم .
دوست مي شويم تا تنهايي يكديگر را فراري دهيم به سمت ابد. ما....
من نمي دانستم فلسفه دوستي من و تو چيست ؟
من مدام فقط بايد به نبودنت فكر كنم !
مزه تنهايي تمام وجودم را گرفته!
ديگر نمي دانم شادي چه طعمي دارد !
من هر روز را با تكرار عبارت هاي تاكيدي و مثبت شروع مي كنم .
يك احساس خوبي در رگهايم وول مي خورد با اين كار .
اما... فقط كافي ست به خلا نبودنت فكر كنم .
ديگر خبري از آن احساس خوشايند نيست كه نيست !
لطفاً فلسفه دوستي بين خودمان را براي من تعريف كن ؟!لطفاً!
تو چگونه مي تواني بدون من زندگي كني ؟!
تويي كه مي گفتي " دوستت دارم "
تويي كه با مهرباني هايت به من خاطرنشان مي كردي كه برايت ارزش دارم .
حالا فلسفه اين تنهايي و دلتنگي و .... چيست ؟
اين فقدان خواسته يا ناخواسته ات را ترجمه كن برايم ، شايد خمودگي دست از سرم بردارد .
من اين شهر شلوغ غربت زده را نمي خواهم .
اين پله هاي روز افزون پيشرفت را بی تودوست ندارم . دارم با پرنده ها و درخت ها بيگانه مي شود ! اين بيگانگي بزرگترين فاجعه زندگي من است . ( البته بعد از فاجعه كوچ كردن تو !)
كاشكي دير نشود !
كاشكي جنون دست از سرنوشته هاي من بردارد ،كاشكي !
دلم برای سلام هاي خوش طعمت تنگ شده ، ای عزيز روزهاي زندگيم !
دلم برايت تنگ شده ، ای عزيزي كه به من تكرار جمله " دوستت دارم " را آموختي !
چرا مرا نجات نمي دهي از اين همه دغدغه!!!! ؟
ميبيني ؟! سطر به سطر نوشته هايم لهجه دلتنگي شديد به خودگرفته اند ؟!
راستي ! اين نوشته ها را هنوز مي خواني ؟!
اگر پاسخت " آري " ست كاري بكن كه فلسفه دوستي زيباترين فلسفه زندگي مان بشود
اگر خدا هست پس .....؟
هدف
شعري براي تو
تپش ترانه هامو مرگ بي صـدا گرفته
گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن گريه کن اي تــرانـــه فراموش
گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر
گريه کن گريه من لحظه هاي آخر
از کجای شرجي شب مي شـه دريا رو صدا زد
به کدوم لهجه غربت مي شه دنيا رو صدا زد
رو به گريه باز جانم دلم از دنيا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بي صدا گرفته
گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن گريه کن اي تــرانـه فـرامـوش
کي صــدا زد مـنو از شـب من که مغـلوب دوباره ام
شب شب تاريک وخاموش من پر از نعش ستاره ام
اين کدوم لحظه درده شـب چـنـدم عذابه
که دقيقه قرن سرشار از تلاطم عذابه
گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن گريه کن اي تــرانـه فرامــوش
گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر
گريه کن گريه من لحظه هاي آخر
از کجا شرجي شب مي شه دريا رو صدا زد
به کدوم لهجه غربت مي شه دنيا رو صدا زد
رو به گريه بازه جانم دلم از دنيا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بي صدا گرفته
گريه کن...گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن...گريه کن اي تـرانـه فـرامــوش
گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر
گريه کن گريه من لحظه هاي آخر
قلب زن و مرد
هيچوقت به خدا نگوييد: من يك مشكل بزرگ دارم. به مشكلتان بگوييد: من يك خداي بزرگ دارم
از خدا خواستن: شجاعت است، بدهد نعمت است، ندهد حکمت.... از بنده خواستن: حماقت است، بدهد منت است، ندهد ذلت
شما آن چيزي هستيد كه باور داريد
این باور و اعتماد به نفس است که افراد را در دستیابی به اهدافشان یاری می کند. اکثر ما امیدها و آرزوهای بزرگی در سر داریم، اما به خود اجازه می دهیم تا شک و تردید روی توانایی ها و اثربخشی ما سایه بیفکند.
همه ی ما احساس حقارت و خود کم بینی داریم، چون تصور می کنیم آنقدرها خوب نیستیم. فکر میکنیم به اندازه ی آدم های دیگر خوب نیستیم و آنقدر خوب نیستیم که بتوانیم چیزهایی که در زندگی می خواهیم را به دست آوریم. گاهي احساس میکنیم که استحقاق چیزهای خوب را نداریم. حتی اگر سخت کار کنیم و دستاوردهای زیادی در زندگیمان داشته باشیم، احساس می کنیم که مستحق این موفقیت ها نبوده ایم.
قانون جهانی باور و اعتماد می گوید که ما به هرچه باور داشته باشیم، با احساساتمان تبدیل به واقعیت می شود. ما آنچه را می بینیم باور نداریم؛ در عوض آنچه را که باور داریم می بینیم. اعتقادات و باورهای ما صفحه ی دید ما را نسبت به جهان شکل می دهد، و به هیچ اطلاعاتی که با اعتقادات و باورهایمان سازگار نباشد اجازه نمی دهیم از آن عبور کند. حتی به آن دسته از اعتقاداتمان که کاملاً با واقعیت ناسازگارند نیز اجازه ی دخول داده نمی شود، چون واقعیت و حقیقت برای ما همان باورهایمان هستند.
متداولترین و همچنین مضرترین باورها آنهایی هستند که خود محدود کننده هستند. اینها باورهایی در رابطه با خودمان هستند، مثلاً اینکه اعتقاد داشته باشید نمی توانید چیزی را به دست آورید چون آموزش یا پول کافی ندارید. ممکن است تصور کنید که نمی توانید چیزی را به دست آورید چون سن، جنسیت یا نژادتان برای دستیابی به آن مناسب نیست. اکثر این باورها صحیح نیستند، با انحال باعث عقب نشستن شما میشوند.
واقعیت این است که، شما استحقاق همه ی چیزهای خوبی را که توانایی به دست آوردن آن را از طریق استعدادها و توانایی هایتان داشته باشید، دارید. تنها محدودیت بر آنچه می توانید داشته باشید و دارید، فقدان میل و انگیزه است. اگر شما هدفی داشته باشید و برای به دست آوردن آن تلاش لازم را صرف کنید، هیچ چیز نمی تواند شما را از دستیابی به آن منع کند، فقط باید بخواهید و برای آن تلاش کنید، همین.
برای ایجاد باورهای مثبت باید دقیق تصمیم بگیرید که در آینده به کجا می خواهید برسید. هرچه در مورد نتیجه ای که می خواهید در آینده به دست آورید واضح تر تصمیم گیری کنید، برایتان آسان تر خواهد بود که عملکردها و رفتارهای خود را در کوتاه مدت تغییر دهید. و این درعوض به شما اطمینان خواهد داد که در بلند مدت به آنچه میخواستید برسید.
وقتی خیلی دقیق تصمیم گرفتید که چه نوع آدمی می خواهید باشید، اولین گام بزرگ برای ایجاد باورهای جدید را برداشته اید. برای ادغام باورهای جدیدتان با زندگیتان، باید برای خود مقرراتی تعیین کنید که در همه ی زمینه ها مثل آن فرد رفتار کنید. اگر شروع به رفتار کردن مثل آن فرد موفقی که دوست دارید بشوید کنید، به تدریج ارزشها، کیفیات و خصوصیات شخصیتی او را اتخاذ خواهید کرد و این خصوصیات کم کم جزء شخصیت شما خواهند شد.
اگر بتوانید هر روز و در همه ی موقعیت ها مثل آن فرد رفتار کنید، واکنشی زنجیره ای خواهد داشت. گرایشات و حالت هایتان تغییر خواهد کرد و مثبت تر خواهد شد. همین مسئله باعث ایجاد باورهایی نیرومندتر و مثبت تر خواهد شد. و این باورهایتان بعدها تاثیری مثبت بر روی ارزشهایتان خواهد گذارد.
شما هیچ محدودیتی در توانایی هایتان ندارید، مگر آنهایی که خودتان به آن اعتقاد دارید. افراد موفق افرادی غیرعادی و خاص نیستند. هیچ فرقی با شما ندارند، تنها تفاوت آنها این است که باور دارند که قادر به انجام هر کاری هستند. شما خوب هستید. و از امروز به بعد خود را به بهترین شکل ممکن بینید و هیچ محدودیتی برای امکانات و توانایی هایتان قائل نشوید. وقتی چنین باور و اعتمادی را در خود ایجاد کردید، و برطبق باورهایتان رفتار کردید، آینده تان نیز نامحدود خواهد بود.
ماهي آزاد درياي خزر ( كورا )
|
ماهي آزاد درياي خزر ( كورا ) |
ماهي آزاد درياي خزر ( كورا )
Salmo trutta caspius
(Kessler, 1870)
ترجمه : ابراهيم بيگتن
كارشناس شيلات ايران
آزادماهيان از با ارزش ترين گونه هاي آبزي مي باشند كه در اغلب نقاط جهان پراكندگي گسترده اي دارند، اين ماهيان اغلب متعلق به مناطق سردسيري و يا معتدله مي باشند، و به همين جهت به آنها ماهيان سرد آبي اطلاق مي گردد ، خانواده آزاد ماهيان داراي 7 جنس و حدود 30 گونه مي باشد يكي از اين 7 جنس salmo است كه salmo trutta يا قزل آلاي قهوه اي جزء مهمترين گونه ها ي آن مي باشد ، زير گونه اي از قزل آلاي قهوه اي به نام ماهي آزاد درياي خزر Salmo trutta caspius معروف است ، اكثر آزاد ماهيان گونه هاي با ارزش تجاري هستند ماهي آزاد درياي خزر بدليل گوشت خوشمزه و لذيذ داراي ارزش تجاري بالايي مي باشد ، اين گونه بزرگترين نمونه از قزل آلاي دريايي است كه در مواردي با وزن بيش از 45 كيلوگرم در زمان مهاجرت تخم ريزي در رودخانه منتهي به درياي خزر ( رودخانه كورا در كشور آذربايجان ) صيد شده است.( نفيسي ،م . 1385 )
معرفي ماهي آزاد درياي خزر
1– تاكسونومي
رده بندي سيستماتيك ماهي آزاد به شرح زيراست :
شاخه : Chordata
رده :Osteichthyes
راسته :Salmoniformes
خانواده : Salmonidae Rafinesque , 1815 جنس:Salmo Linnaeus, 1758
گونه : Salmo trutta Linnaeus, 1758
نام هاي متداول اين ماهي: اين ماهي را روس ها به نام kaspiiskiy loso در كشور قزاقستان به نام kaspiy albarty ، در تركمنستان Kaspi azatmahysy (kumja) ، در آذربايجان gyzyl balyg , azatmai,karagez,albat, ، در انگلستان Caspian trout و در ايران , Azat-mae ناميده مي شود.
2- مشخصات عمومي
ماهي آزاد يك ماهي درشت كه داراي بدني كشيده و دوكي شكل وداراي پوزه اي تيزمي باشد رنگ بدن در دوطرف بدن روشن است و قسمت پشتي بدن ماهي و قسمت فوقاني سر ماهي به رنگ تيره خاكستري است ، مشخصات اصلي اين ماهي همانند ديگر آزادماهيان مي باشد ، لكه يا خالهاي تيره نامنظم به شكل ضربدر بر روي قسمت فوقاني و اطراف بدن ماهي مشاهده مي شود اين ماهي داراي دهان انتهاي بزرگ و دندان ها به سمت بالا رشد يافته است ، در خط جانبي داراي 170-133 عدد فلس مي باشد ،. به طور كلي 21 تا 24 آبشش( زائد هاي كمان برانشي ) آن روي اولين آبشش قرار دارد ، و زائده هاي پيلوري شكل آن 47 تا 57 عدد است . (مهره ها ي آن 54 تا 58 عدد است )
شكل هاي درون گونه اي : اشكال ذخاير بومي ماهي آزاد خزر محدود شده به برخي رودخانه محلي مانند ( كورا ، سمور ، يالاما و ديگر رودخانه ها ) كه اين ها از نظر مشخصات ظاهري ( ريخت شناسي )، سن بلوغ ، زمان توليد مثلي (تخم ريزي ) با همديگر متمايز و متفاوت هستند Derzhavin,1949;Kazancheev,1981) ).
Dorofeeva در سال 1967 مشخص كرد كه ماهي آزاد كورا ( Kumzha ) يك زير گونه جدا از ماهي آزاد درياي خزر ( كسلر ، Kessler ) بوده كه قرار گرفتن آزاد ماهي خزر در ميان ساير زير گونه هاي آزاد ماهيان با هم ملحق ويكسان شده اند (,1967 Dorofeeva ) .
نمونه هاي منسوبي : گونه اي كه جزء رده اين ماهي محسوب مي شود زير گونه S.trutta labrax (Pallas, 18134) و , S.trutta ezenami Berg , 1948 – Eizenam trout Blak Sea trout:است .
3-پراكنش زيرگونه ها در درياي خزر:
ماهي ازاد عموما در سواحل درياي خزر از رودخانه ترك ( Terek) گرفته تا سپيد رود و به ندرت در نواحي شمالي درياي خزر ، يافت مي شود ، اين ماهي در رودخانه هاي ترك ، كورا ، سپيد رود و ساير رودخانه هاي كوچك سواحل غربي و جنوبي درياي خزر مهاجرت و تخم ريزي مي كند.
وضعيت پراكنش اين ماهي بر اساس كتاب قرمز داده هاي بين المللي. "IUCN " توصيف نشده است ،وضعيت پراكنش اين ماهي در كتاب قرمز داده هاي ملي : در كتاب قرمز داده هاي كشور قزاقستان و تركمنستان آمده است .
نخستين گزارش براي درياي خزر : توسط پالاس و رايز در سال 1771 انجام گرفته است ، توصيف مجدد اين زير گونه در سال 1967 توسط آقاي دوروفيوا صورت پذيرفت .
|
Salmo trutta caspius |
ويژگي عمومي زير گونه:
از نظر اكولوژي درگروه طبقه بندي نگتونها قرار دارد و جزء ماهيان مهاجر رود كوچ ( آنادروموس ) است.واز نظر مبدا زيستي آقاي برگ ( Berg ) در سال 1948 منشا قطبي بودن قزل آلاي خزر را مطرح كرد و آقاي درژاوين (Derzhavin ) در سال 1929 منشا زيستي اين ماهي را به عنوان گونه هاي آب شيرين مطرح نموده بود
پراكندگي : بومي درياي خزر
زيستگاه : اين گونه در نواحي ساحلي و در ا عماق 40تا 50 متر ازسطح آب يافت مي شود .
مهاجرت : از نظر مهاجرت جزء گونه هاي رودكوچ ( آنادرم ) محسوب مي شود كه از كرانه هاي ايران گرفته تا ساحل داغستان مهاجرت مي كنند ،ماهيان علامت گذاري شده در مصب رود هاي يالمه و كيرانچي يعني 300 كيلومتر دورتر از محل رهاسازي صيد شدند .
عوامل محيطي غير زنده
شوري :جزء گونه هاي لب شور دريايي مي باشد ، بچه ماهي هاي 6 ماهه قادر به تحمل شوري آب تا 6 درصد و ماهيان 14 تا 16 ماهه، شوري 12 درصد را تحمل مي كنند ، ماهيان بالغ در شوري حداكثر 13 درصد خزر نيز مشاهده شده اند.( قرار گرفته اند )
دما : جزء گونه ها ي سرد آبي مي باشد .
توزيع عمودي : در اين توزيع جزء زير گونه هاي stenobathic قرار مي گيرند به طوري كه در اعماق زير 40 تا 50 متري دريا مشاهده شده است .
ارتباط با شرايط اكسيژني : جزءزيرگونه هاي Oxyphilic قرار دارند.و در نواحي كه غلظت اكسيژن بالاست زندگي مي كنند .
تغذيه :
نوع تغذيه : جزء زيرگونه ها كه از شكار تغذيه مي كنند.( رفتار تغذيه اي : شكارچي )
رژيم غذايي : ماهي آزاد از ماهيان شكارچي و درنده است ، ماهيان در زمان جواني از سخت پوستان تغذيه مي كنند ، غذاي اصلي ماهيان بالغ شامل شگ ماهيان كوچك ، كيلكاو ماهيان پهلو نقره اي و شاه ماهيان جوان ( از خانواده شگ ماهيان ) مي باشد .
منبع غذايي : نامحدود
توليد مثل :
نوع توليد مثل : جنسي
مناطق توليد مثل : قبل از احداث سد بر روي رودخانه كورا ، مولدين به تعداد فراوان وارد رودخانه شده و به مكان اصلي تخم ريزي طبيعي ماهي آزاد در مناطق بالا دست Aragvi ,Alazan ,Akera و نزديك به 1000 كيلومتردورتر ازمصب رودخانه مهاجرت كرده و تخم ريزي مي نمودند، اما امروزه ماهي آزاد ناحيه كورا به صورت محدود به نيروگاه آبي سد Varvrinskaya ( 600 كيلومتر دورتر ) مي رسند و در مناطق ...... Samur , Terek , Astarachai , Lenkoranchai تخم ريزي مي كنند . ، تخم ريزي در نواحي كم عمق وبستر هاي شني و ماسه اي ، سنگريزه اي صورت مي گيرد.
دوره توليد مثل : مهاجرت مولدين به سوي رودخانه كورا از اوايل نوامبر تا فوريه صورت مي گيرد دامنه دماي آب در زمان مهاجرت توليد مثلي نسبتا كسترد ه است گرچه عمده ماهيان مولد ( نزديك 75 درصد ماهيان بالغ نبوده و يا اندام تناسلي آنان كامل نشده است ) در ماه هاي نوامبر و دسامبر در دماي نسبتا پائين 2/8تا 8/12 سانتي گراد وارد رودخانه ها مي شوند ، تخم گذاري يك سال بعد در ماه اكتبر آغاز شده و در اوايل ژانويه به پايان مي رسد تخم ها در كف آب رها شده و در زير خاك دفن مي گردند ، دوره جنيني تخم ها حدود 30 تا 50 روز طول مي كشد پس ازتخم ريزي ، مولدين ميمرند ( در رودخانه كورا ) (آزاد ماهيان كه در ديگر رودخانه ها تخم ريزي مي كنند به دريا باز مي گردند ).
هم آوري : ميزان هم آوري اين ماهي محدود بوده و كمتر از ديگر خانواده آزاد ماهيان مي باشد به طوري كه هر ماهي مولد ماده از 1/2 تا 5/13 * 10 تخم در ميان جمعيت گونه هاي رودخانه كورا و 5/9 * 10 تخم در جمعيت يالاما و 1.7* 10 تخم در جمعيت لنكرون متغيير است .
فاكتورهاي محدود كننده :
1- كاهش توليد مثل طبيعي ( تعداد اندك مولدين ).
2- از بين رفتن و محدوديت مكان هاي تكثير طبيعي.
3- تهديد گل ولاي و شرايط آبي ناپايدار (نوسانات جريان آب و سرعت جريان آب منجر به كاهش وضعيت فيزيولوژي توليد مثل مي شود و برخي مواقع تخم ها در شن و گل و لاي مدفون مي شوند) .
تاريخچه زيستي و تكامل :
مراحل تاريخچه زيستي : به طور كلي سه دوره تكاملي بيان شده است : دوره جنيني ، دوره لاروي و دوره نوزادي .دوره نوزادي شامل دو مرحله است ، دوره مهاجرت به رودخانه و مرحله تغذيه در دريا .
تاثير عوامل محيطي :اين ماهي به تغييرات محيطي به ويژه به آلودگي آب حساس است آسيب پذير ترين مرحله زيستي ، مرحله رشد ونمو و تكامل جنيني است زيرا تخم ها در معرض عوامل مخرب غير زنده مانند ( آلودگي آب ، كاهش شديد دبي آب و .... ) و يا عوامل مخرب زنده( مانند صيد و شكار تخم ها توسط ماهيان و بي مهرگان ) قرار مي گيرند .
سن بلوغ : در شرايط طبيعي توليد مثل ، سن بلوغ ماهيان آزاد در رودخانه كورا 4 تا 9 سال ، در رودخانه Samur بين 3 تا 5 سال و به ندرت در 2 سالگي ( در ناحيه Yalama ) بالغ مي شوند ، ماهيان نرگاه درشرايط ساحل رودخانه ها در يك سالگي نيز بالغ مي شوند .
|
جدول مشخصات طول به سن ماهي آزاد درياي خزر د رزيستگاه هاي مختلف |
شرايط دمايي:تخم ماهي آزاد در دماي 8/5 تا 8/12 درجه سانتي گراد هچ مي شود .
ويژكي كمي رشد :
ميزا ن رشد ماهيان در سال نخست زندگي زياد است ، بچه ماهيان آزاد دررودخانه كرانچي در فصل زمستان با طول 8/13 الي 7/22 سانتي متر و وزن 24 تا 102 گرم مشاهده شده اند، رشد اصلي در دريا اتفاق افتاده است ، وزن متوسط ماهي آزاد صيد شده دررودخانه كورا 13 كيلوگرم ، رودخانه ولگا 7/8 كيلو گرم ، رود ترك 2/7 كيلوگرم ، رود سمور 9/3 كيلو گرم ، رود كرانچي 6/2 كيلوگرم و رود يالمه 4/2 كيلوگرم گزارش شده است . حداكثر وزن ماهي آزاد كورا صيد شده 51 كيلوگرم بوده است .
ساختار جنسي ( نسبت جنسي ): ماهيان ماده حدود 90 درصد صيد هاي تجاري را شامل مي شود .
نسبت طول به وزن : در طي سال هاي 1940 تا 1950 اندازه ماهيان بين 40 تا 130 سانتي متر و به طور متوسط 6/92 سانتي متر بود و وزن آنها بين 4/9 تا 5/29 و ميانگين 7/17 كيلوگرم بوده است اما امروزه اندازه ماهيان به 70 تا 96 سانتي متر و وزن در حدود 8 تا 9 كيلوگرم كاهش يافته است و هيچ ماهي با سن بالاتر از 6 سال در سبد صيد مشاهده نمي شود امروزه جمعيت اصلي ماهيان بين سنين 3 تا 6 سال در نظر گرفته مي شود .
خصوصيات كمي : ماهي آزاد درياي خزر زير گونه هاي با جمعيت اندك هستند .
روند جمعيت :كاهش در تعداد جمعيت مشاهده شده است ، امروزه ذخايرارزشمند اين گونه بدليل صيد بي رويه و غير قانوني ( قاچاق) به شدت كاهش يافته است .
روابط بين گونه اي :ماهي آزاد اساسا از ماهيان دريايي كوچك تغذيه مي كند و تغذيه اين گونه روي اكوسيستم تاثير منفي نمي گذارد .
اهميت اقتصادي : ماهي آزاد يك گونه تجاري و با ارزش اقتصادي بالاست .
وضعيت صيد و ذخاير ماهي آزاد :
ميزان صيد ماهي آزاد در طي سال هاي 1936 تا1939 بين 410 تا 620 تن سالانه مي رسيد امروزه ميزان صيد ثبت شده به چندين عدد( دو جين ) نمي رسد .
ابزار و ادوات و مناطق صيد : عمده صيد در زمان مهاجرت مولدين( فصل تخم ريزي ) در رودخانه ها و با تور هاي انتظاري دامگستر انجام مي گيرد.
عوامل مهم و تاثير گذار بركاهش جمعيت ماهي آزاد :
1- آلودگي هاي رودخانه و دريا بويژه آلودگي مخرب ناشي از مواد نفتي .
2- كاهش مكان هاي توليد مثلي ناشي از فعاليت هاي اقتصادي انساني .
3- صيد غير قانوني و قاچاق كه تاثير مهمي در روند كاهش ذخاير ماهي دارد .
روش ها و راه حل هاي حفاظت از ذخاير ماهي آزاد :
1-افزايش ميزان رهاسازي از توليد مراكز هچري ( تكثير مصنوعي )كه از راه هاي اساسي براي حفاظت گونه هاي است كه فاقد شرايط توليد مثل طبيعي مي باشند .
2- كنترل ورود آلودگي به دريا و همچنين كنترل صيد بي رويه و غير مجاز
منبع :
نفيسي، م – 1385 . راهنماي عملي تكثير و پرورش ماهي قزل آلاي رنگين كمان
References
Abdurakhmanov, Yu.A. 1962. Freshwater fish of Azerbaijan. Azerbaijan SSR AS Publishers
pp. 57-62
Berg L.S. 1923. On the origin of the northern elements in the Caspian fauna. Selected works.
Vol. 5, p.143
Berg, L.S. 1948. Freshwater fish of the USSR and adjacent states. Vol. 1. pp. 242-249.
Derzhavin, A.N. 1929. Kura fisheries and Mugani amelioration. News of Baku Ichthyological
Laboratory. Vol.2, 1.
Derzhavin, A.N. 1956. Kura fisheries. Azerbaijan SSR AS Publishers pp. 26-28
Dorofeeva, E.A. 1967. Comparative-morphological principles of the systematics of east
European salmons. J. Voprosy Ikhtiologii (Problems of Ichthyology). Vol. 1, 1:3-18.
Kavraiskii, F.F. 1897. Salmoniformes of the Caucasus and Transcaucasus. Caucasian Museum
Publishers. Issue 1. Tiflis.
Kazancheev, E.N. 1981. Fish of the Caspian Sea. Light Food Industry pp. 56-59
Tamarin E.N., I.B. Kyazimov and Z.M. Kuliev, 1989. Caspian salmon. In: Caspian Sea.
Ichthyofauna and commercial stocks. Nauka Press pp. 112-118
Compiled by:
Z.M.Kuliev (AzerNIRKh, Baku, Azerbaijan)
D.B.Ragimov (Institute of Zoology AS Azerbaijan, Baku)
http://www.caspianenvironment.org/biodb/eng/fishes/Salmo%20trutta%20caspius/main.htm (5 of 5)2005/12/05 11:04:55
جیره های غذایی تیلاپیا
جیره های غذایی تیلاپیا
ترجمه : حسین رنجبر
کارشناس مسئول بهداشت و تغذیه شیلات کرمانشاه
تيلاپيا از دیرباز مورد توجه كشت غير متراكم آبزيان در كشور هاي جهان سوم بوده است به دلیل این که تغذيه با كيفيت پايين غذا و کوددهی حيواني بر ميزان تقاضا ی مصرف تیلاپیا موثربوده است، نحوه كشت غیر متراکم تيلاپیا به سرعت در حال تغییر است و امروزه روش های کشت متراکم ،منجر به رشد و توسعه بازارهای جهانی شده است. این جابجایی در روش کشت، منجر به افزایش کیفیت غذا و متعادل نمودن جیره های غذایی در مراحل مختلف زندگی و شرایط گوناگون کشت تیلاپیا شده است.
مراحل نغذیه شامل پیش آغازین، آغازین و رشد( متراکم و نیمه متراکم) می باشد.
خوراک تیلاپیای پیش آغازین
قابلیت هضم بالای غذا در این مرحله به افزایش نرخ رشد کمک می کند. الک کردن غذاها باعث می شود علاوه برمصرف بیشتر غذا کیفیت آب نیز حفظ شده و خسارت های ناشی از رسوب خاکه غذا نیز کم شود. چرا که تصفیه آب پر هزینه است و به صرفه نمی باشد.
|
نیاز های تغذیه ای ماهی درمرحله پیش آغازین | |
|
پروتئین خام |
حداقل 45درصد |
|
چربی خام |
حداقل8 درصد |
|
فیبر خام |
حداقل 4 درصد |
|
کلسیم |
حداقل3 درصد |
|
فسفر |
حداقل7/0 درصد |
خوراک تیلاپیای آغازین
بعد از انتقال لارو ها به سیستم پرورشی باروری و قابلیت سیستم، تعیین کننده میزان و نحوه تغذیه است. در واقع سلامت و رشد بچه ماهیان انگشت قد بسیار وابسته به تغذیه در مرحله آغازین است.
|
نیاز های تغذیه ای ماهی درمرحله آغازین | |
|
پروتئین خام |
حداقل 40درصد |
|
چربی خام |
حداقل8 درصد |
|
فیبر خام |
حداقل 4 درصد |
|
کلسیم |
حداقل3 درصد |
|
فسفر |
حداقل7/0 درصد |
خوراک تیلاپیا در مرحله رشد
جهت حداکثر رشد تیلاپیا لازم است میزان و ترکیب اسیدهای آمینه موجود در خوراک متعادل گردد اگرچه ترکیب پروتئین در جیره غذایی ارزش بالایی دارد حد متعادل پروتئن جیره جهت اقتصادی بودن تیلاپیا ضروری است. حد مناسب کاربردی تغذیه تیلاپیا وابسته به سیستم کشت و تراکم تولید است که در دوبخش سیستم های متراکم و نیمه مترکم متفاوت است.
خوراک تیلاپیا در مرحله رشد با کشت متراکم
تولید اقتصادی تیلاپیا در سیستم متراکم وابسته به باروری آب و ضریب تبدیل غذاست چراکه در سیستم های تولید در قفس و در سیستم های مدار یبسته ،منابع طبیعی تغذیه ای در دسترس نیست و جیره غذایی باید دربرگیرنده تمام نیاز های غذایی باشد و جیره های غذایی در استخر های با تراکم بالای تولید تیلاپیا ( بیش از 10000 کیلوگرم در هکتار )کاربرد دارد.
تغذیه تیلاپیا با غذاهای تجاری با کیفیت خوب بیشتر با میزان چربی بدن تیلاپیا قابل ارزیابی است. بنابراین نسبت ME: P در یک جیره غذایی اقتصادی باید متعادل بااشد.(تعادل نسبت انرژی متابولیک به پروتئین)
|
نیاز های تغذیه ای ماهی درمرحله رشد با کشت متراکم | |
|
پروتئین خام |
حداقل 32درصد |
|
چربی خام |
حداقل8 درصد |
|
فیبر خام |
حداقل 5 درصد |
|
کلسیم |
حداقل3 درصد |
|
فسفر |
حداقل7/0 درصد |
خوراک تیلاپیا در مرحله رشد با کشت نیمه متراکم
وضعیت در این سیستم ها بسیار به غذای طبیعی استخر از نظر وجود پلانکتون ها و غنای جانوری و باروری استخر بستگی دارد. غذا در این مرحله در مقایسه با سیستم متراکم باید شامل انرژی بیشتری باشد به همین دلیل نیاز پروتئینی تا 25 درصد کاهش می یابد تا اقتصادی ترین جیره غذایی به دست آید.
|
نیاز های تغذیه ای ماهی درمرحله رشد با کشت نیمه متراکم | |
|
پروتئین خام |
حداقل 25درصد |
|
چربی خام |
حداقل4 درصد |
|
فیبر خام |
حداقل 7 درصد |
|
کلسیم |
حداقل3 درصد |
|
فسفر |
حداقل7/0 درصد |
|
اندازه پلیت های غذایی در مراحل مختلف رشد تیلاپیا | |||
|
نوع خوراک |
وزن ماهی (گرم) |
اندازه پلیت(میلی متر) |
دفعات غذادهی روزانه |
|
پیش آغازین |
کمتر از 60 |
کمتراز2* |
8-6 *** |
|
آغازین |
200-60 |
2** |
8-6 |
|
رشد( سیستم متراکم) |
بیش از 200 |
4** |
5-3 |
|
رشد( سیستم نیمه متراکم) |
بیش از 200 |
4** |
2-1 |
*اندازه های متفاوت خوراک کرامبل اکسترود(00،0،1،1،2،3،4،5)
** پلیت های اکسترود
*** در 28 درجه سانتی گراد دفعات غذادهی بیشتر بهتر است زیرا به صورت طبیعی رفتارهای تغذیه ای و ظرفیت معدی بیشتر است.
|
میزان تغذیه تیلاپیا جهت حداکثر بهره برداری( درصد غذادهی)* | ||
|
وزن ماهی(گرم) |
درصد غذادهی در سیستم متراکم |
درصد غذادهی در سیستم نیمه متراکم |
|
15-0 |
15 |
10 |
|
60-15 |
8 |
5 |
|
100-60 |
5 |
3 |
|
200-100 |
3 |
2 |
|
300-200 |
25/2 |
5/1 |
|
500-300 |
2 |
4/1 |
|
بیش از 500 |
6/1 |
3/1 |
* نرخ تغذیه به صورت روزانه درصد وزن بدن است
منبع : www.shilat.com
پستانداران دریایی
|
|
|
|
از نظرچگونگی تغذیه، پستانداران دریایی انواع مختلفی دارند. نهنگهای کوچک دریایی و نهنگهای علف خوار دریایی(که همگی به خانواده گاوهای دریا تعلق دارند) از علفهای دریایی تغذیه می کنند. خوکهای آبی، شیر ماهیها و گراز ماهی ها معمولا از ماهی ها سرپائیان و حلزونهای صدف دار تغذیه می کنند.
والها به دو دسته تقسیم می شوند:
1-والهای دنداندار مثل دلفینها و عنبر ماهیها که ماهی و سرپائیان می خورند.
2-نهنگهای استخوان دار مثل نهنگ های آبی و نهنگهای مینک که از پلانگتونها تغذیه می کنند.آنها پلانگتونها را بوسیله صفحه استخوانی که از آرواره بالایی آنها آویزان است تصفیه می کنند.
115 گونه پستاندار دریایی در همه اقیانوسهای جهان از اقیانوس منجمد شمالی گرفته تا اقیانوسهای معتدل و استوایی، وجود دارد.
از انواع پستانداران دریایی:
|
|
این شناگر قهار و شیرجه زن ماهر می تواند بدون مراجعه به سطح آب و نفس کشیدن، حدود 20 دقیقه زیر آب باقی بماند. فک خاکستری تنهابرای مدت کوتاهی به خاطر تولید مثل به ساحل می آید و سپس با سختی بسیار، بوسیله باله هایش خود را به بالای ساحل می کشاند.
ناروال
|
این پستاندار دریایی متعلق به گروه والهای دنداان دار است. عضو دیگر این گروه وال بلوگا است . در آبهای سرد قطبی یافت می شود. عجیب ترین مشخصه ناروالها، عاج (دندان) پیچ خورده نیزه مانند بلند آنهاست که فقط در جنس نر مشاهده می گردد. این عاج، در حقیقت، دندان درازی است که از میان شکافی در لب بالایی رشد کرده است.
|
این پستاندار بزرگ در آبهای کم عمق و لجنزارهای اقیانوس گرم، جایی که علفهای دریایی و پوشش های گیاهی دیگر دریایی فراوان است، زندگی می کند نهنگ علفخوار دارای دهانی خمیده به سمت پایین می باشد. آنها لبهای عضله ای دارند که برای چریدن روی گیاهان دریایی که در کف دریا رشد میکنند، بسیار سازگاری یافته است.آنها حیوانات تنهایی هستند که روی کف دریا می خوابند و هر دو دقیقه یک بار برای تنفس به سطح آب می آیند.
|
این پستانداران دریایی اجتماعی عظیم الجثه عضوی از خانواده دلفینهاست. وال خلبان نیز مانند دیگر دلفینها طعمه خود را بوسیله تعیین محل آن توسط پژواک صدای خود پیدا می کند.آنها صداهای بسیار دیگری نیز تولید میکنند، از جمله صدای سوت، جیرجیر، بمب بمب، و خرخر. والهای خلبان در گروههای اجتماعی کوچک زندگی می کنند که ممکن است به دیگر گروهها بپیوندند و دسته هایی بالغ بر 200 وال را تشکیل دهند. :
|
|
گراز هایی دریایی دومین عضو عظیم از گروه سیلها و شیر ماهی ها هستند. آنها حیواناتی اجتماعی هستند که در گروههای بزرگ گرد هم جمع می شوند و بر روی تکه های شناور یخ و یا سواحل صخره ای به استراحت می پردازند. آنها از عاجهای بلند خود برای بیرون آوردن صدفها جهت خوردن استفاده می کنند. عاجهای حیوان نر همچنین برای جذب و جلب جفت نقش مهمی دارد. هرچقدر عاجها بلندتر باشد، برای ماده ها جذاب تر خواهد بود.
منبع:
- DK multi media
تاريخچه زندگي ميگوي آب شيرين
ليد اقتصادي ميگوي مالزيايي در ايالات متحده بطور دوره اي با هدف تحقيقاتي و كسب و كار تجارتي انجام مي گيرد. اگرچه ساير گونه هاي Macrobrachium بومي ايالات متحده جنوبي هستند اما به سايزي كه مناسب بازارماهي هاي خوراكي باشد نمي رسند و بنابر اين از ارزش پاييني برخوردار هستند مگر براي استفاده بعنوان طعمه.
تكنيك اوليه توليد Macrobrachium rosenbergii در سال 1950 در مالزي شكل گرفت و در هاوايي و اسرائيل در طي سه دهه گذشته توسعه يافت.
در دهه 1970 و اوايل دهه 1980 ايالات هاي كاروليناي جنوبي فلوريدا تگزاس و لوييزينا تحقيقات اوليه را در مورد تكنيك هاي توليد بازاريابي عمل آوري و شيوه هاي تفريخ اين جانور انجام دادند. در 1984 دانشگاه ايالت مي سي سي پي برنامه تحقيقاتي وسيعي را براي توسعه و اعمال مديريت پيشرفته آغاز كرد كه نهايتا موجب ايجاد تكنيك هاي توليد تجاري ميگوهاي آب شيرين گرديد.
قبل از 1989بنظر مي رسيد كه پرورش ميگوهاي آب شيرين در ايالات متحده جنوبي اگرچه از لحاظ بيولوكيكي امكان پذير است اما از لحاظ اقتصادي باوركردني نيست. با اين وجود طي 6 سال گذشته (1990-1996) اعمال مديريتي جديد بطور چشمگيري پتانسيل موفقيت پرورش اقتصادي ميگو در ايالات جنوبي را افزايش داد.
تحقيقات مكمل بوسيله پروكه هاي آزمايشي با زحمت فراواني انجام شد كه اين پروكه ها طوري طراحي شده بودند كه روش هاي پرورش در مقياس بزرگ و شرايط تجاري را توسعه دهند.ميگوهاي آب شيرين همچون تمام سختپوستان يك اسكلت خارجي سخت يا صدف دارند كه براي انجام عمل رشد لازم است اين پوسته بطور منظم عوض شود. مراحل درآوردن اين صدف Molting يا پوست اندازي نام دارد و افزايش وزن و طول بلافاصله بعد از هر پوست اندازي انجام مي شود. بخاطر اين پوست اندازي هاي دوره اي رشد بطور يكسره و بي وقفه انجام نمي شود بلكه به ميزان مشخصي افزايش رشد داريم.
زادآوري:
ماده ها عموما قبل از 6 ماهگي به بلوغ مي رسند. جفتگيري تنها زماني مي تواند انجام شود كه نرها پوسته سخت و ماده ها پوسته نرم داشته باشند و ماده ها پيش از جفتگيري پوست اندازي مي كنند. نرها اسپرم را در يك توده كلاتيني قرار داده و در زير بدن ماده ها بين پنجمين جفت پاهاي حركتي قرار مي دهند. چند ساعت پس از جفتگيري تخمگذاري انجام مي شود و تخم ها بوسيله اسپرم درون توده كلاتيني كه در خارج بدن ماده قرار دارد بارور مي شوند.
سپس ميگوي ماده تخم هاي لقاح يافته را به قسمت پاييني ناحيه شكمي(دمي) انتقال مي دهد كه Brood chamber يا محفظه تخمي نام دارد وتخم ها در آن بوسيله حركت ضمائم شناي شكمي يا Pleopod ها تميز و هوادهي مي شوند و تا زمان تفريخ به ناحيه شكمي متصل مي مانند.
تعداد تخم هاي توليد شده در هر تخمريزي مستقيما متناسب با اندازه ماده است. تا زمانيكه حرارت آب متجاوز از cº16 باشد هر ماده چندين بار در سال مي تواند تخمريزي كند.
ماده هايي كه تخم ها را حمل مي كنند را ماده هاي دانه دار مي گويند. رنگ زرد روشن تا نارنجي روشن تخم هاي تازه گذاشته شده تدريجا تبديل به نارنجي و سپس قهوه اي وسرانجام 2 تا 3 روز قبل از تفريخ تبديل به خاكستري مي شود. در حرارت cº29 تخم ها تقريبا 20 تا 21 روز بعد از تخم گذاري تفريخ مي شوند. ميگوهاي آب شيرين تازه هچ شده وارد مرحله لاروي رشد و دگرديسي مي شوند.
انکوباتور های ویژه انکوباسیون تخم ماهیان
انکوباتور به دستگاهها یا ابزاری اطلاق می شود که تخم های بارور شده ماهی پس از شستشو جهت طی مراحل رشد جنینی تا ظهور نوزاد در آنجا قرار می گیرد . سالنی که انکوباتورها در آن مستقر می شوند تحت عنوان انکوباسیون یا سالن تکثیر نامیده می شود .
انکوباتورهای مورد استفاده به 2 دسته اصلی تقسیم می شوند :
الف : انکوباتورهای مخصوص انکوباسیون تخم ماهی ها در شرایط صحرائی :
۱- انکوباتور نوع سس گرین (ses . green ) که برای انکوباسیون تخم بعضی از ماهیان در آبگیرهای طبیعی مثل : تخم ماهی سفید ، ماهی کلمه ، سور و غیره ....
۲- انکوباتور نوع چالیکو ( chalicov ) که برای انکوبا سیون تخم بعضی ماهیان مثل ماهیان مهاجر و نیمه مهاجر از قبیل : ماهی سیم ، ماهی سفید ، کلمه و غیره .....
۳- انکوباتور نوع ژوکوف .
ب : انکوباتور مخصوص انکوباسیون تخم ماهیها در شرایط کارگاهی :
1- انکوباتور نوع کُست ( kost ) برای انکوباسیون تخم آزاد ماهیان .
2- انکوباتور نوع شوستر ( shouster ) برای انکوباسیون تخم آزاد ماهیان .
3- انکوباتور نوع ویس ( veisa ) برای انکوباسیون تخم کپور ماهیان و ماهی سفید استفاده می شود .
4- انکوباتور نوع زوک ( zook ) برای انکوباسیون تخم کپور ماهیان .
5- انکوباتور نوع یوشنکو برای انکوباسیون تخم تاس ماهیان .
دوست

واژه ی غريبی است ...
واژه ای است که روزها يا شايدم ماه هاست که با آن خو گرفته ام .
که چه سخت است انتظار .
هرصبح طلوعی ديگر است بر انتظار فرداهای من !
خواهم ماند تنها در انتظار تو .
چرا نوشتم در برگ تنهاييم برای تو ، نمی دانم؟

نفس بكشيد
*************
” نفس بكش .... نفس بكش .... يالا نفس بكش... بكش.... بده تو اين هواهاي اطرافت رو.... بجنب ...“
*************
يالا .... پاشو .... ببين چي دوست داري برو دنبالش. هي نشين و بگو نميشه و اگه نشد چي؟!
خدا وقتي از ما راضيه، كه ما از خودمون راضي باشيم و شب كه مي خوابيم شـُكر خدا كنيم، اونم از تهِ دل.
ما نبايد بي انگيزه زندگي كنيم، به اميد روزي كه شايد انگيزه اي ما رو پيدا كنه. يك پيامبر كسي بوده كه انگيزه ي هدايت انسانها رو بيش از همه ي مردم داشته. حتا انشتين انگيزه ي ابداع نسبيت رو بيش از همه داشته. يالا .... پاشو .... ببين چي دوست داري برو دنبالش. هي نشين و بگو نميشه و اگه نشد چي؟! ... بدان كسي كه چيزي رو مي خواد، حتما استعدادش رو هم داره؛ وگرنه هرگز اون چيز رو نمي خواست. نمي خواد تجسم منفي و كج كني ... كار بزرگي نمي خواي بكني ... آسونترين كار دنيا دنبال آرزو افتادنه ... فقط مقاومت الكي نكن. يك شغل بيشتر تو دنيا نيست. عاشقي. عاشق باش و روحت رو به حركت بنداز.
به خدا قسم كه دنياي تحقق آرزوها، امنِ امنِ. از هيچي نترس. از هيچي. هيچي براي ترسيدن وجود نداره. تجسم كن كه به خواسته ات رسيدي. لذتش رو حس كن. ببين خودت رو كه شركت زدي، دكتر شدي، هنرمند شدي و ...
چند روز پيش، كنار ساحل پسري رو كه در دريا آب زيادي خورده بود رو داشتن تنفس مصنوعي مي دادن. هيچوقت يادم نميره. امدادرسان فرياد مي زد: ” نفس بكش .... نفس بكش .... يالا نفس بكش... بكش.... بده تو اين هواهاي اطرافت رو.... بجنب پسر ...“
خواص درماني و غذايي گوجه فرنگى
گوجه فرنگى ابتدا به عنوان گياه زينتى در باغچه ها مورد استفاده قرار گرفت و به نام سيب طلايى يا سيب عشق معروف شد. مصرف گوجه فرنگى به عنوان نوعى سبزى از قرن نوزدهم ميلادى به بعد شروع شد و بعد از جنگ جهانى اول به تدريج بر مصرف آن اضافه شد، طورى که امروزه به صورت خام و پخته يا به صورت سس و رب موارد استعمال زيادى دارد.
تركيبات شيميايي
بررسي تركيبات و مواد موجود در گوجه فرنگي نشان مي دهد كه درميوه ي گوجه فرنگي رسيده، گلوكز، فروكتوز، ساكاروز و تقريبا تمام آمينواسيدهاي اصلي به استثناي ترپتوفان وجود دارد.
اسيد آلي اصلي و عمده ي موجود در گوجه فرنگي، اسيد سيتريك است. اسيديته ي ميوه به تدريج از مرحله ي سبزي به طرف قرمز شدن افزايش مي يابد و حداكثر آن، موقعي است كه قرمز شدن و رنگ عوض كردن آن آغاز مي گردد و پس از آن رو به كاهش مي گذارد. ماده ي رنگي اصلي و عمده ي گوجه فرنگي كاروتنوئيد، بتاكاروتن و ليكوپن مي باشد. حداكثر مقدار كاروتنوئيدها در حالتي است كه گوجه فرنگي در زير تابش مستقيم نور رشد مي كند.
خواص و كاربرد :
ميوه ي نارس گوجه فرنگي سمي است و بايد از خوردن آن پرهيز كرد. به علاوه خوردن برگ آن که به عنوان دارو در مواردي تجويزمي شود، بايد در حد اعتدال و به مقدار مجاز و محدود، در حدي كه پزشك تعيين كرده مصرف شود، زيرا برگ آن هم سمي است.
- در چين از جوشانده ي ريشه، شاخه ها و برگ هاي مسن گوجه فرنگي براي رفع دندان درد استفاده مي کنند و خود گياه نيز خاصيت حشره كش دارد .
مادهاي سمّي به نام سولانين در گوجهفرنگي سبز و نارس وجود دارد که خوردن آن موجب مسموميت ميشود و دل پيچه، اسهال و باز شدن مردمک چشم ايجاد را مي کند.
- در هند و چين از ميوه ي گوجه فرنگي به عنوان ملين استفاده مي شود و براي تقويت مسلولين(مبتلايان به بيماري سل )، تب هاي حصبه اي، رفع ورم ملتحمه ي چشم، آماس گوش(اوتيت) و دفع سنگ كليه تجويز مي شود.
- در اندونزي از گرد برگ هاي خشك كوبيده ي گوجه فرنگي، براي رفع آفتاب سوختگي پوست و صورت استفاده مي شود. از پاشيدن آب دم كرده ي برگ گوجه فرنگي، براي دفع آفت كلم به نام كاترپيلار نتيجه خوبي گرفته شده است.
- مصرف گوجه فرنگي براي مبتلايان به درد مفاصل تجويز شده است و براي مبتلايان به نقرس و روماتيسم مفيد است.
- گوجه فرنگي، خنک و اشتها آور است و آب آن براي رشد و نمو بهتر طفل موثر مي باشد.
- گوجه فرنگي به علّت دارا بودن ويتامينهاي A ، B، C، K و مواد معدني مانند کلسيم ، فسفر و آهن در تأمين انرژي و تقويت بدن نقش موثري ايفاء مي کند.
گوجه فرنگي يکي از مهم ترين منابع ويتامين A مي باشد. لذا در تقويت بينايي، تقويت و سلامتي پوست و مخاط ها (دهان و بيني) رشد و نمو استخوانها ضروري است.
- گوجه فرنگي سرشار از ويتامينهاي B1 و B2 مي باشد؛ از اين جهت در تسکين دردهاي عصبي، رفع بي اشتهايي، و درمان يبوست ، نقصان ترشح شير مادر و تورم دهان تجويز مي شود.
- گوجه فرنگي، بدن را در برابر امراض و بيماريهاي عفوني حفظ مي کند.
- مصرف گوجه فرنگي نيرو و نشاط مي بخشد و پوست و دانههاي آن به هضم غذا کمک مي کند و رودهها را پاک مي نمايد.
- آب گوجه فرنگي ادرارآور مفيدي است.
- براي تميز کردن خون بايد از آب گوجه فرنگي و کرفس به نسبت مساوي و به مقدار 3 فنجان در روز، قبل از غذا و به مدت 3 هفته استفاده کرد.
- گوجه فرنگي هضم مواد نشاستهاي را آسان مي کند و به همين جهت از آن سس درست کرده و با حبوبات پخته مصرف مي کنند.
- مصرف گوجه فرنگي براي اشخاصي که مبتلا به سنگ کليه و مثانه و کبد هستند، تجويز شده است.
- گوجه فرنگي بعد از ليموترش بيش از ساير ميوهها ويتامين C دارد و مقدار زيادي فسفر، آهن، سيليس و کلسيم دارد.
- گوجه فرنگي گرچه داراي اسيد سيتريک است، اما بدن را قليايي ميکند.
- بوي برگ هاي گوجه فرنگي، زنبورهاي خرمايي را ناراحت مي کند، لذا مي توان بوته ي گوجه فرنگي را در باغها و بوستانها کاشت تا از گزند زنبورها در امان باشند.
- اگر در محل مورچه ها چند عدد برگ گوجه فرنگي بگذاريد، بوي اين گياه مورچه ها را فراري مي دهد.
- براي تميز کردن لکه ي جوهر بر روي لباس، يک تکه پنبه را در آب گوجه فرنگي فرو برده و روي لکه ي جوهر بماليد. سپس آن را بشوييد.
- اگر پوست شما کک و مک دارد، هر روز آن را با آب گوجه فرنگي تميز کنيد. کم کم کک و مک ها را از بين مي برد.
- براي جلوگيري از مزاحمت حشرات مي توانيد برگ هاي گوجه فرنگي را به بند بکشيد و آن را در اطاق خود بياويزيد، با اين کار حشرات فرار مي کنند.
- سالاد کاهو و گوجه فرنگي درمان کننده ي امراض عصبي هستند.
خوردن گوجه فرنگي، براي بعضي بيماراني که دچار حساسيت يا آلرژي (خارش بدن،قرمز شدن پوست، آسم، کهير و...) هستند، ضرر دارد.
تذکرات:
1- گوجه فرنگي نارس و کال هضمش سنگين است، لذا خوردن آن باعث دل درد مي شود.
2- سرخ کردن زياد گوجه فرنگي در روغن باعث سنگيني هضم آن مي شود و روي آتش کباب کردن آن مناسب است.
3- مادهاي سمّي به نام سولانين در گوجهفرنگي سبز و نارس وجود دارد که خوردن آن موجب مسموميت ميشود و دل پيچه، اسهال و باز شدن مردمک چشم ايجاد را مي کند.
4- خوردن گوجه فرنگي، براي بعضي بيماراني که دچار حساسيت يا آلرژي (خارش بدن،قرمز شدن پوست، آسم ، کهير و...) هستند، ضرر دارد.
منابع:
خواص سبزي ها،تاليف مرتضي نظري
پیشینه ساعت و زمان سنجی شبانه روز
ویندوز
در اين گونه شرايط معمولا گزينه اي جز عوض کردن ويندوز و تمام برنامه هاي آن پيش روي کاربران نمي باشد .
براي جلو گيري از وقوع اين حالت استفاده از (GO BACK)بسيار مفيد خواهد بود .همان طور که از نام اين برنامه برمي آيد اين نرم افزار هميشه تنظيمات صحيح ويندوز را به خاطر مي سپارد و در صورت نياز کاربر وارد عمل مي شود با استفاده از اين برنامه ديگر هرگز به فکر عوض کردن ويندوز نباشيد .
همچنين اين برنامه مي تواند تمامي فايلهاي پاک شده از سيستم را دوباره بازيابي کند براي استفاده کافيست در زمان بالا آمدن ويندوز کليد Space Bar را فشار دهيد با ظاهر شدن صفحه(GO BACK) شما قادر خواهيد بود سيستم را به حالتي صحيح در گذشته هدايت کنيد.
قابليتهاي برنامه و نکات کليدي در استفاده از آن بدين صورت مي باشد :
1)اين برنامه به طور معمول مقدار ده درصد از کل ظرفيت هارد ديسک را براي انجام فعاليتهاي خود اشغال مي کند.
2)اين برنامه داراي خاصيت( Auto-Revert ) مي باشد اين قابليت قادر به بازگرداني اطلاعات به صورت خود کار است .
3)قابليت بازگرداني کل هارد ديسک ( Revert Drive ) اين قابليت امکان بازيابي کل اطلاعات درايو را فراهم مي کند.
4)بوت شدن از فلاپي ديسک اين قابليت سبب بوت شدن کامپيوتر از روي فلاپي مي شود.
5)اين برنامه به صورت خود کار از تمامي درايوهاي سيستم محافظت مي کند و نمي توان در حالت عادي محافظت از سيستم را محدود به درايو خاصي از هارد ديسک کرد .
در اين جا به موارد و نکات اصلي در مورد نرم افزار اشاره گرديد لازم به ذکر است اين برنامه داراي جزييات فراواني است که کاربران حتما در زمان استفاده به وجود آن پي خواهند برد .
لینک دانلود NORTON GO BACK با حجم 3.66 مگا بایت :
ویلای دور افـتاده
آویختند ووسط گورها جایی را برای شب نشینی خالی و تمیزکردند و برای آتش شب,هیزم جمع کردند. وقت ناهار, غیر از پرنس و دیرمی,همه برگشتند.نبودآندو حس حسادت ویرجینیا را برانگیخت . برای شب به نوعی دلهره داشت که شاید از مسابقه نشات می گرفت.او حادثه ی سنگینی در زندگی گـذرانده بودکه باکابـوسـهای وحشتناک تجـدید خاطره می شـد و همینـقدر برای عذاب کـشیدنش کافی بود.نمی دانست چکارکند.دوست داشت پیش بقیه باشد اما از رفتن می ترسید.اگر پرنس در ویلاماندن را انتخاب می کـرد او می توانست به بهانه ای از رفتن سرباز زند و پیش پرنس بماند و اگر براین به بهـانه ی قبلی اش به مانـدن در ویلا ادامه می داد,او مجبور بود برود!
عصرکه شد،او با یک بلوز و دامن سفید و راحتی پایین رفت.غوغایی در پایین بود صد مرتبه بیشتر ازوقتی که می خواستند از شهر حرکت کنند.ساکها باز شده بود,لباسهای متنوع هالوون خارج شده بود و در بدنها امتـحان می شد.ویرجینیا باکنجکاوی نگاهش را چرخانـد.پرنس و دیرمی برگشـته بودند و همراه براین در
یک کاناپه,دور از جمع نشـسته بودند.در نگاه هر سه یک نوع حس خـوانده می شد.تـفریح از لوس بـازی یک مشت احمق!ویـرجـینیا نمی تـوانست بـاورکندآنهـا در عین حـال که کاملاًمـتضاد هم بـودند,در یک فرکانس فکری و عقیدتی بودند!آنهاکاملاًشبیه هم بودند,مرموز و مشخص و سخت!
تا وقت شام نیمی از بچه ها با تیپهای مختلف زامبی و جادوگر و فیردی کروکر و روح و خون آشـام و... حاضر شـدند.نیم دیگرکه شامـل نورا و براین و پـرنس و دیرمی و خـود ویرجینیـا بود,از تغـییر تیپ امتناع کردند و فقـط به شرکت در مسابقه اکتفـاکردند.البـته هیچکدام شکایتی نداشـتند فقط بـراین بودکه کسی
نتوانست نظرش را تغییر بدهد و بـاز هم در خانه ماندن را انـتخاب کرد و ویرجیـنیا را مجـبورکرد رفـتن را انتخاب کند.دیرمی هم به اصرار اروین به سرگروهی جمع,باید می رفت!
هـوا بر خلاف انتظـار و امیدواری همه,مهتـابی وآرام بود اما جنگل تاریک و سـرد بود و ایـن برای لرز و ترس کافی بود.سیزده نفر بـودند,نیکلاس و مارک جلوتر از هـمه راه را با چراغهای معـدن که بیست قـدم یکی بر زمین می انداختند,نشانه گذاری میکردند و پرنس و دیرمی در انتهای صف پچ پچ کنان می آمدند نزدیکی مشکوک و ناگهانی آندو به نوعی ویرجینـیا را عصبی می کرد.این رازی بودکه پرنس باید لااقـل
بـا یکی مثلاًمیبـل,در میان می گذاشت.راه نـیمه نشده,بچه ها شروع کردند به خواندن آوازهای وحشتناک وکم کم مسخـره بازی همه یشان گل کرد.یکی ناله سر می داد,یکی پشت سر هم داد می زد,یکی به بقـیه حـمله ور می شد.جمع پخش شـده بود.می دویـدند,همدیگر را دنبـال می کـردند و یک هیاهـویی بـه راه انداخته بودندکه ویرجینیارا ازآمدن پشیمان می کردند!طولی نکشیدکه ساختمان سیاه کلیسا ظاهر شد.بوی رطـوبت وکهنگی با هـوای سـرد به صورتشـان زد.داخل بـا وجود روشن بودن فـانوسها و شمع ها بـاز هـم تـاریک بود و سایه ها تـا نیمه ی دیوارهای فـرو ریخته دراز می شد.ورود به چـنین مکان رعب انگیزی به یکباره صداها را خواباند و باعث شد هر صدای کوچکی از جمله صدای قدمهایشان با اکوهای طـولانی و صداهای اضافی نـاشـناسی به گوش بـرسد.همه به راهـنمایی مارک از میـان نیمکتهای معـیوب گذشتنـد و جـلوی سکوی کشیش صف بستنـد.مارک بـر سکو درآمد و همـچون رهـبر دینی شروع به موعظـه کـرد: (شاید خنده تون بگیره اما من از شما یک خواهشی دارم...بیایید حیاط رو فراموش کنیـم!ما نمی دونیم این گورها مال کی ها هستند شاید این مسخره بازی ما اونها رو ناراحت و معذب بکنه!)
پرنس از عقب گفت:(مارک!نیومده می خواهی برنده بشی؟پسر خیلی احمق بودی و ما خبر نداشتیم!)
همه خندیدند ولی مارک از رو نمی رفت:(بچه هامن جدی ام!این کارمون گستاخی بزرگیه,مرگ شوخی بردار نیست!)
ماروین خندید:(خوب تو هم شوخی نکن!)
مارک غرید:(من جدی ام!)
کارل گفت:(وای خیلی ترسیدیم!)و رو به بقیه کرد:(شما هم چند تا جیغ بزنید بلکه آقا راضی بشه!)
مارک مهلت خندیدن نداد:(من امشب احساس بدی دارم دیشب خواب دیدم که...)
بالاخره دیرمی غرید:(خفه می شی یا من بیام خفه ات کنم؟)
همه هوی کشیدند و خندان و بی توجه بـه مارک به سوی گـورستان راه افـتادند.ویرجینیا با قصد ایستـاد تا آخر صف با پرنس برود ولی حواس پرنس بر مارک بود:(پسر این چه مسخره بازی بود به راه انداختی؟)
مارک از سکو پایین آمد:(نمی دونم پرنس...شاید خیلی خرافاتی بنظر بیاد اما نگرانم!)
دیرمی هم جدی بود:(نگران چی؟)
مارک خوشحال از توجه آندوگفت:(احساس گناه می کنم...اگه اتفاقی بیفته تقصیر من و نیکلاس خواهد بودکه همه رو دعوت کردیم و...)
پرنس با تمسخر خندید:(من چند تا شمع برات روشن می کنم و دعا می کنم اتفاقی نیفته!)
و راهی حیاط شد.دیرمی هم راه افتاد:(تو نباید این حرفها رو می زدی مارک!)
مارک وحشت کرد و در پی اش راه افتاد:(منظورت چیه؟)
دیرمی در چهارچوب در ایستاد:(حالااگر هم اتفاقی بیفته سر تو می اندازند!)
(منم همین رو می گم دیگه...اگه...)
(نه این مساله فرق می کنه!ترس تو به نوعی اعتراف شد حالااگر هم چیزی بشه...که به احتمال زیاد بشه,تو از اول خودتو مقصر معرفی کردی!)
مارک وحشت کرد:(اوه خدای من!تو راست می گی!)
و هر دو خارج شدند اما ویرجینیا نمی توانست حرکت بکند.به احتمال زیاد بشه؟!
هـمه دورآتش بزرگی که درست وسط گـورستان روشن کـرده بودند,حلقه زده و نـشسته بودند. لباسها و آرایشهای زشتشان ویرجینیـا را ناراحت می کرد.فـضاکاملاًشبـیه کابوسهایش بود و او دیگـر نمی توانست فـرارکند!وقـتی آنها هم وارد حلقه شـده و نشستند,جسیکا پـرسید:(حالاچه کسی می خـواد اولیـن داستـان
ترسناک رو بگه؟)
دستـها بالارفت و حق بر اساس حروف الفـبا ازکارل شروع شد امـا داستان او بـجای تـرسناک بودن آنقدر خنده دار بودکه شب هالوون از یاد همه رفت بطوری که دروتـی که دومین نفـر بود چنـد جوک تعـریف کرد و خنده را دو چندان کرد.ویرجینیا سرگرم شده بود و اصلاً نمی ترسـید و بالاخره از بودن درآن جمع شاد و زیـبا,راضی شده بودکه نوبت به دیرمی رسید.اوکـه هـنوز جدیت صحبت با مارک را در چـهره اش
حفـظ کرده بود,شروع سخـتی کرد:(می خواهم ازکابوسهام بـراتون تعریف کنم...کابـوس در مورد پدر و مادرم...)
ویرجـینیا متعجب شد.یعـنی دیرمی مثـل او عـذاب می کشید؟یعـنی پدر و مادرش را به یاد داشت؟(همیشه یک مرد نیمه زنده توی خوابهام هست و می دونم پدرمه,چون به من پسرم می گه اما نـمی تـونم صورتش رو ببینم چون سیاه شده و هنوز هم داره می سوزه و درد می کشه...براش گریه می کنم و...و سعی می کنم
کمکش کنم اما نمی تونم...)
همه ساکت و ناباورانه گوش می کردند و دیـرمی به آتش خیـره مانده بود:(نمی تونم چـون اون نمی ذاره جـلو برم...ازم فـرار می کنه تا منم آتیش نگیرم و مادرم...با زخمهای عمیق روی سر و صورتش دنبالم میاد چون نگران منه و برام گریه می کنه...)
پرنس که کنارش نشسته بود دستش راگرفت:(بسه دیرمی...)
دیـرمی انگشتانش را از دست او بیرون کشید و ادامه داد:(بعد شیطان میاد...همیشه سعی می کنه قلبم رو در بیاره اما پدرم با اون وضعش سعی می کنه مانع بشه و شیطان چشمای پدرم روکور می کنه...)
اینبار پرنس غرید:(کافیه دیرمی...لطفاً!)
و دیرمی ساکت شد.اشک در چشمان آبی اش می لرزید اما نگاهش همچنان ساکت و سخت برشعله های رقصان آتش بود.دروتی برای بر هم زدن جو غمناک گفت:(حالانوبت کیـه؟ای...بی...سی...نوبت تـوست هلگا!)
هـلگا شروع نکرده,دیرمی همچـون هیپنوتـیزم شدگـان از جا بـلند شد و بی صدا راه برگـشت را در پـیش گرفت.پرنس هم در تعقیب او با عجله راه افتاد.ویرجینیا احساس دردی در قلبش کرد.اولین بار بود نسـبت به یک بیگانه اینقدر دلسوزی می کرد واینقدر خوب درکش می کرد.چطور ممکن بود سرگذشت دو نفر اینطور به هم شبیه باشد؟جمع خیلی زود به حال قبلی خـود برگشت بطوری که منتـظر پرنس نـشدند.نوبت جسیکا شـده بود.مهارتـش در ساخت و تعـریف داستانش آنـقدر زیاد بودکه هلگا چنـد بار جیـغ زد و این بهانه ای شد دست پسرهاکه شلوغ بازی راه بیندازند.یکی درکلیسا را نشان می داد:(روح...روح...)
یکی ورجه وورجه می کرد:(خاک داره بالامیاد...)
یکی همه را دعوت به سکوت می کرد:(گوش کنید...صدای ناله رو می شنوید؟)
ویرجینیـا به نورا چسـبیده بود و منـتظر تمام شدن مسخـره بازی ها بود و نگاهش بی صبرانه بر در خروجی کلیسا,منتظر پرنس که نیکلاس انگارکه اینقدر داد و هوارکافی نیست با یک سطل بزرگ آب وارد حـلقه شـد.اصلاًمعـلوم نبودکی رفتـه و سطل راآماده کرده بود!بـر بالای سر بلـندکرد و بر روی آتش خالی کرد.
برای لحظه ای صدای چس...س شنیده شد و همه جا در ظلمت فرو رفت.در یک آن انگارکه قیامت شده بود.همه چـیز بهم ریخت.فـریادها و شدت حرکات به اوج خـود رسید.ویرجیـنیا چیزی نـمی دید اماگـذر اشخاص را از اطراف خـود حس می کرد و صدای خنـده ها,فحشها و شوخـی ها و تـهدیدها را می شنید. چند بار به او تنه ی سختی زدند و او مجبور شد از جا بلند شود و به منظور سالم ماندن درکنار درخـتی پناه
بگیرد.ترسش دوباره داشت شروع می شد.چشمانش هنوز به تاریکی عادت نکرده بوداما می شنیدکه جمع پخش شده در اطراف به کیف و شادی و خنده و دویدن مشـغول است.چطور می تـوانستند از تـرس لذت ببـرند؟کاش دیرمی کنـارش بود.حتماً درکش می کـرد همانطـورکه او دیرمی را درک می کرد.کاش در ویلا می ماند پیش براین,کاش می توانست نترسد.لعنت بر نیکلاس!کمرش را به درخت فشرد وگوشهایش را با دست گرفت اما هنوز صداها را می شنید...(مرده ها زنده شدند...)
(منو نخورید...کمک...کمک...)
(این اسکلت زنده است!)
(نگاه کنید...کله ها دارند حرف می زنند!)
و شـروع به پـرتاب کردن چیـزهایی به هم کردنـد.چشـمان ویرجیـنیاکه کم کم داشت به تـاریکی عـادت می کـرد,متوجه قل خوردن کدوتنبل های خاموش وکله های مصنوعی در اطراف شد و ترسش چنـد صد بـرابـر شد بطوری که او هم بی اختـیار شروع به داد زدن و حـتی گریستن کـرد.نمی دانست چه می گفت.
التماس می کرد تمامش کنند و فحش می داد.بناگه تنـی به او چسبید,بـا یک حرکت به هوا بـلند شد و بر روی شکم بر روی چیزی افتاد و شروع به حرکت کرد.سرش رو به پایین بود و دستهایش پارچـه ی لباسی را لـمس می کرد.طولـی نکشـیدکـه بـازوی محکـمی را دور زانـوهایش حـس کـرد و صـدای بچـه هاکه ضعیف تر می شد...او بر شانه ی شخصی داشت ربـوده می شد!بـه پارچه چنگ انـداخت و سعی کـرد داد
بزند اما ترس بزرگتر و ناگهانی تر مانع می شـد و حتی اگر می تـوانست صدایی از خـود خارج کنـد,مگر کسی در ایـن جـیغ و داد می شنـید؟سعی کرد حرکـتی بکند,ضربـه بزند,تقلابکـند,اما تمام تنش از شدت تـرس سست شده بود و داشت یخ می زد.فـقـط صدای تاپ تاپ سریع قلبش و قدمهای دوانی که او را از
جمع دورتر و دورتر می کرد!:(کی هستی؟)
حتی خودش هم نشنید.بغض خفه اش می کرد:(توکی هستی؟)
و دستهایش کمر او را لمس کرد...(هیس...)
(منوکجا می بری؟)
و وارد یک محوطه ی بسته شدند.نوری ضعیف او را متوجه اطراف کرد.به زحمت سرش را بالانگه داشت و اطراف را نگاه کرد.یک فانوس روشن بر روی میزکهنه ای محل را روشن کـرده بود.یک مخروبه بـود, مثل کلیسا اما نه!خودکلیسا بود!و صدای بچـه ها از جهت دیگر می آمد.هنـوز دست از ادابازی بر نـداشته بودند!به پاها و باسن و بلوز شخصی که او را حالاهم داشت از پله های باریک بالا می برد,نگاه کرد.شلوار جین و تی شرت سیـاه!ورود به یک راهـروی ظلمانی قدرت تفکر را از اوگرفت.چه کسی امروز این لباس را بـه تـن داشت؟وارد یک دالان شدند.دری باز و بسته شد.صدا و سرما به کمترین حد خود رسید.پس در یک اتاق بودند...(منو چرا اینجاآوردی؟توکی هستی؟)
طول اتـاق به آرامی پیمـوده شد و او نفـس زنان ویرجینـیا را پایـین کشید.کف کفشهای ویرجینیا بر سطح نرمی فرو رفت اما توانست بعـد از اینهمه سرگیجه,سر پا بماند و غریبه او را رهاکرد و به گوشه ی نامعـلوم اتاق رفت.ویرجینیا می لرزید:(حرف بزن کی هستی؟چرا این کار روکردی؟)
غریبه چیزی برداشت و قدم زنان برگشت.ویرجیـنیا سایـه اش را به کمک نـور ضعـیف مهـتاب که از تک پنجره ی اتـاق که تـازه تـازه داشت روئـیت می شد,به داخل می افـتاد,دیدکه دارد از روبرو به او نـزدیک می شود.با وحشتی که رو به فزون بود,بی اختیار قدمی عقب گذاشت و نرمی زمین باعث شد بیفتـد.دشک
بود.زبر اما ضخیم,وکبریتی کشیده شد.برای لحظه ای ویرجینیا قـاطی کرد.دیرمی؟و فـانوسی که در دست او بود روشن شد.نه!پرنس بود!ویرجینیا ناباورانه راست نشست:(پرنس؟...تو!؟)
پـرنس خونسردانه و ساکت دشک را دور زد و فانوس را بر سکوی پنجره گذاشت.نورکم بود اما نه آنقدر که ویرجینیا نتواند رنگ نامعلوم و بـزرگی دشکی راکه برکف اتاق خالی از اشیـا انداخـته شده بود,نـبیند!
پرنس به سویش برگشت.چهره اش عاری و عادی بود.ویرجینیا پرسید:(چی شده؟چرا منو اینجاآوردی؟)
پـرنس بجای جـواب دادن با یک حرکت تی شرتش را درآورد و سویی پرت کرد.ویرجینیا فرصت نکرد فکـرکند.پرنس بر زانـوکنارش افتـاد و با چنان سرعتی او را میان بـازوهایش گرفت که مغز ویرجینیا ازکار ایستاد و پرنس او را به سینه ی لخت وگرم خود چسباند و بالاخره لب بر لبش گـذاشت!هـمین تماس با تن و لبی که آرزوی هر دختری بود,تمام عضلات او را شل کرد بطوری که کاملاًتحت تسلط پـرنس رفت و
پرنس او را بوسید و بوسید و بوسید...چنان نـرم و شیرین چنـان پـر هوس و وحشیـانه که ویرجینـیا احساس ضعف کرد و به گریه افتاد.سینه های لرزان از شوقش به سینه ی عرق کرده ی پـرنس چسبیده بود و زمـان و مکان از بین رفته بود.لبش توسط دندانهای او بدردآمد و تنش توسط آغوشش!چه خوب که پرنس ادامه می داد و هر لحظه بیشتر از قـبل بر فـشار بـازوهایش می افـزود بطوری که ویرجـینیا دیگـر نمی توانست به راحتی نفس بکشد اما زیبا بود...رنجی بسیار زیبا و دلچسب!حال همه جا را روشن می دید و سکوت بود و عطر وگرما...بالاخره سرش را عقب کشید و به او خیره شد.ویرجینیا تازه متوجه جذابیت واقعی و نامحدود او می شد.چشمان ظریفش بـرق خـاصی داشت و دهان لطـیفش طعم خاص.موهای زردش بر پیشـانی اش
چسبیده بود وگونه هایش سرخ شده بود اما حالت چهره اش ویرجینیا را متحیرکرد.نوعی دودلی و نگرانی در نگاهش موج می زد.دو دلی شکارچی که میان کشتن یاآزادکردن شـکار زخمی اش با خود در جـنگ و جدل است وسرانجام با یک تصمیم سریع و ناگهانی,پالتوی سبک ویرجینیا را از شانه هایش پایین کشید
و رهاکـرد بر دشک بیفـتد!ویرجیـنیا متعجبـانه لب بازکرد چیزی بـپرسدکه پرنس دوبـاره حمله کـرد,او را محکمتر از قبل گرفت و دست زیر دامنش فروکرد!قلب ویرجینیا فرو ریخت.با وحشت سعی کرد از لمس رانش جلوگیری کند:(دیونه شدی پرنس؟....نکن!)
پرنس سینه اش را به سینه ی او چسباند وگونه اش را به گـونه ی او:(متاسفم عـزیـزم...)و با وجـود ممانعت جدی ویرجینیا,دامنش را بالازد:(باید با من عشقبازی بکنی!)
ویرجینیا به لرز افتاد.او فقط هجده سال داشت و مطمعن بود هنوزآمادگی اش را نداشت:(لطفاً پرنس...نه!)
(چرا؟خوشت نمیاد؟)
و دست دیگرش از پشت به زیر بلوزش رفت و به بالاحرکت کرد:(نکنه می ترسی؟)و قلاب سینه بندش را گشود:(قول می دم اذیتت نکنم...)
صدای ضربات محکم قـلبش را از راه گـلویش می شنید.چیـزی ته مغزش می گفت دارد بدبخت می شود اما دلش چیز دیگری می گفت پس فقط نالید:(ما نباید این کار روبکنیم...)
صدای پچ پچ وار پرنس گوشش را قلقلک داد:(چرا؟مگه عاشقم نیستی؟)
اشک هیجان پلکهایش را سوزاند.یعنی واقعاً اگر عاشق بود باید راضی می شد؟با بیچارگی زمزمه کرد:(اما من باکره ام!)
و ازگفـته ی خودش وحشت کـرد.باورش نمی شـد!چـطور توانـسته بود غـیر از اعتراف دوباره به عشقش, دست نخورده بودنش را هم بی شرمانه یـادآوری کند؟این بود قـدرت فـریبندگی شـهوت و وجود زیـبای پرنس!(دوست نداری اولین نفر من باشم؟)
پلکهایش بی اختیار بر هم افتاد و تنش کرخت شد.پرنس به آرامی او را به پشت بر دشک خواباند وشروع به بازکردن دکمه های بلوزش کرد.ویرجینیا می دیدکه داردگرفـتار جذابیـت اسرارآمیـز پـرنس می شود. تمام سعیش راکرد و زیر لب گفت:(من می ترسم...)
لبهای وحشی پرنس را برگردنش حس کرد.نفس نفس می زد:(مطمعـن باش بهترین...لحظه ی...عمـرت... خواهد بود...)
و ازآنجا بر سینه اش خزید.رطوبت تنش را بر تن و زبری شلوارش را بر پاهایش حس کرد و ترسید.ترسی که شاید برای تمام دخترها درآن موقعیت امری طبیعی بود.پلک زد و صدای بچه ها را شنید.جیغ می زدند فحش می دادند و می خندیدند و اطراف را دید.تاریکی بـود و سـرما و دستهای قوی پرنس که گـستاخانه بـر تنش حرکت می کرد!سستی از لـرز جایش را به لرز از وحشت داد.تقلایی ناگهانی کرد تا رهایی یابد:
(نه ...من نمی تونم...)
اما بـلند نشده پرنـس با یک حرکت زیـرکانه او راگرفت و دوباره درازکرد و خـود را بر رویـش انداخت! همین حرکت زورگویانه آخرین تار شجاعت ویرجینیا را قطع کرد بطوری که به گریه افتاد:(ولم کن... تو رو خدا ولم کن!)
پـرنس سـر از سیـنه اش بلنـدکرد و از فاصله ی یک وجبی به او خیـره شد:(تـو چت شـده؟چـرا اینـطوری می کنی؟)
ویرجینیا چشمان مرطوبش را به چشمان سرد او دوخت:(لطفاً بسه!)
(چرا؟)
(من می ترسم!)
(اما...مگه عاشقم نیستی؟)
(همینقدرکافی نیست؟)
(برای چی کافیه؟)
قطرات اشکش رها شدند:(برای اثبات عشقم؟)
پـرنس ساکت مانـد اما حالت نگاهـش تغییـرکرد.ویرجیـنیا با صدای بغـض آلودی ادامه داد:(تو دیگه چی می خواهی؟)
(ما باید عشقبازی کنیم!)
(چرا؟)
بـاز پرنس سکوت کرد.ویرجینیا می دیدکه نیمه لخت است و در وضعیت نامناسبی قرار دارد اما درد قـلب شکسته اش تمام نیروی حرکتش را از اوگرفته بود.زمزمه کرد:(چرا پرنس؟برای اثبات عشق تو؟)
(توگفتی درکم کردی!)
درد قـلبش شدت گرفت گریه اش هم!:(تو نمی تونی برای اثبات اینکه عشقت هوس یک روزه نیست منو بدبخت کنی!)
(من خیال کرده بودم تو هم منو می خواهی!)
(یـا اگر تو بعـد از عشـقبازی منو نخـواستی چی؟برای تـو همیشه یک بـازی بوده اما بـرای من نه...من...من فاحشه نیستم پرنس!)
و بغض گلویش دوباره ترکید.از جا جهید تا برای گریستن از اتـاق فـرارکندکه پرنـس به سرعت دست بـر سینه ی اوگذاشت و او را دوباره بر دشک خواباند:(اگه مال من نشی فاحشه ی همه می شی!)
ویـرجینیا نفهمید چه شنـید.با ناباوری به او زل زد و پـرنس ادامه داد:(من بهـترین شانست هسـتم ویرجینیا... توی لیست از من ظالم ترها هستند!)
ویرجینیا باگنگی گفت:(چه لیستی؟تو در مورد چی حرف می زنی؟)
پرنس رهایش کرد و نشست:(لیست کسانی که ثروت مادربزرگ رو می خواند!)
ویرجیـنیا هم نـشست.از حرفـهای پرنس اصلاسر در نـمی آورد:(ثـروت مادربزرگ؟ایـن چه ربـطی به من داره؟)
(ثروت اون مال توست...تو صاحب یک سوم ثروت پیرمرد هستی!)
ویرجینیا از اینکه پرنس او را احمق فرض کرده عصبانی شد:(تو انتظار داری باورکنم؟)
(ثروت مال مادرت بود و حالاکه اون مرده همش به تو می رسه!)
ویرجینیا با تسخر خندید:(مادرم یک زن دهاتی فقیر بود!)
(نـه...مادربزرگ قبـل از مرگش تمام سهم ثروت خودشـو به تک دخترش یعنـی مادر تـو داد درست یک سال بعد از فرار مادرت!)
با این حرف ویرجینیا به دروغگویی پرنس مطمعن شد:(تو چی داری میگی؟مادر من فرار نکرد پدربزرگ طردش کرد!از خونه اش بیرون کرد...)
پـرنس خستـه و بی حوصله گفـت:(نه تـو اشتباه می کنی,مادر تـو فـرارکرد چـون بـا وجود اونکه تـو توی شکمش بودی تا حد مرگ کتک خورده بود و توی سرداب همون خونه حبس شده بود!)
ویـرجینیا بی اختیار به گریه افتاد.اینها دروغ بودند باید می بودند...پدربزرگ آنقدر بد نبود!بی اختیار نالید: (تو داری دروغ می گی مگه نه؟مادر من کتک نخورده...فرار نکرده...)
و شروع به گریستن کرد.پرنس او را بغل کرد:(متاسفم دوست نداشتم اینها رو بدونی اما مجبورم کردی!)
ویرجینیاکم مانده بود دیوانه بشود.یعنی واقعاً مادرش اینقدر عذاب کشیده بود؟انگشتان پرنس لای موهای او فرو رفت:(لطفاً بس کن...ما وقت زیادی نداریم!)
وقت؟وقت برای چه؟ویرجینیـا فـقـط دوست داشت بگریدکه دستهای پـرنس بر شانه هایش قـرارگرفت و بلوزش تاآرنجهایش پایین کشیده شد.تماس تنهای لخـتشان ویرجینیا را متوجه شروع دوباره ی پرنس کرد و بـا وحشت خود را عـقب کشید.پرنس بـا خشم غرید:(لوس نشـو ویرجینیا!بهت گفـتم ما باید این کار رو بکنیم!)
اما ویرجینیا باز هم عقب تر رفت:(نه...راحتم بذار!)
پرنس به تلخی خندید:(تو یک احمقی!)و از جا بلنـد شد و شروع به قـدم زدن کرد:(تـو خیال می کنی من مـشتاق عشقبازی با تـو هستم؟کافیه یک اشاره بکنم,تمام دخترهای لوس آنجلس بغلم میاند همینطور تو... برای من بدست آوردن تنت کار راحتیه فقط کافیه بخوامت!)
اشک تازه و داغ پلکهای ویرجینیا را سوزاند.پرنس با بی رحمی ادامه می داد:(من فقط قـصدکمک کردن به تـو رو داشتم!تـو نمی دونی چون نـامحرم فـامیل هستی پاک موندنت غیـر ممکنه؟دیـر یا زود تک تک سراغت میاند تا صاحب تو و ثروتت بشند...به هـر حـقه ای در حالی که خواسته ی تـو من بودم و من ایـن فرصت رو بهت دادم و واقعاً برات متاسفم!)
و خم شد,تی شرتش را از زمین برداشت و پوشید.ویرجینیا سعی می کرد حرفهای او را باور نکندچون این حرفـهاآنقـدر زشت و ترسناک و غیرممکن بودندکه اگر حقیقت داشتند و او باور می کرد دیوانه می شد. پـرنس دوباره به او زل زد:(تـو تنها یک چاره داری و اون اینه که بـه همه بگی مال من شـدی!این تو رو از عواقب سختی که منتظرته حفظ می کنه!)
ویرجینیاگریان گفت:(تو انتظار داری من آبروی خودمو ببرم؟)
پرنس لبخند تحقیرکننده ای زد:(که من باعث آبروریزی ات میشم؟!واقعاًکه!من صلاحت رو می خواستم اما حالاکه خودت اینو خواستی دیگه با توکاری ندارم اما اینجا شرط می بندم طوری آبروت خواهد رفت و طوری صدمه خواهی دیدکه مجبور خواهی شد مثل مادرت فرارکنی اما دیگه روی من حسـاب نکـن,به من راه دیگه ای جز اینکه کناری بایستم و شاهد بدبخت شدنت باشم نذاشتی!)
و بـه سوی در رفت و به تندی خارج شد.به محض بسته شدن در بغض گلوی ویرجینیا دوباره و شدیدتر از قبل تـرکید.سر بـر زانوگذاشت و های های گریست.باز هم آرزویش به باد رفته بود و قلبش شکسته بود و ترسیده بود,تحقیر و تهدید شده بود وآواره و تنها رها شده بود.یعنی پرنس راست می گفت؟لیست؟ثروت مادرش؟یعنی واقعاً خطری او را تهدید می کرد؟یعنی سراغش خواهندآمد؟چه کسانی؟چطور؟چرا؟!یعـنی واقـعاً پرنس صلاحش را می خـواست؟یعنی واقعاً قصدکمک داشت؟یعنی واقعاً خواسته ی او پرنس بود؟ آیا باید با وجودآنکه اعتراف عشقی از سوی او نشنیده بود,با وجودآنکه خودش چنـد بار به اصرار پـرنس اعـتراف کرده بود,خـود راکورکورانه,فقط بخاطر اثبات عشق او تقدیمش می کرد؟آیا واقعاً چاره ای جز آبروریزی نداشت؟آیا واقعاً مثل مادرش به سوی بدبخت شدن می رفت؟یعنی مادرش بدبخت شده بود؟ نمی دانست چقدرگذشته و چقدرگریسته بود.دستی به شانه اش خورد:(ویرجینیا؟)
بـا وحشت سر بـرگرداند.دیرمی بـود:(تو اینجا بودی؟...همه نگرانت شدیم!)و تازه متوجه صورت خیس از اشک و بلوز نیمه بازش شد:(چی شده؟)
نگاه اعتماد برانگیز و صدای گرم و الهی اش,ویرجینیا را احساساتی کرد بطوری که بی اختیار به آغوشش پـناه برد و شدیدتر و بلندتر از قبل به گریه اش ادامه داد.دیرمی بر زانو نشست و او را به سیـنه فـشرد:(آروم باش...تموم شد,همه چی تموم شد...)
چقدر صدایش نوای غمخوار و دوستانه ای داشت!ویرجینیـا نیاز به حرف زدن داشت دلـش داشت سوراخ می شد.چه صلاح بود چه نبود,حال خود را نمی فهمید.نالان هر چه به لـبش می آمد می گفت:(منـو روی شـونه اش آورد اینجا...گفت اگه باهاش عشقبازی نکنم بدبخت می شم...گفت مادرم عذاب کشیده...فرار کرده...گفت بخاطر ثروت مادربزرگ سراغم میاند...)
هر چـه بود و نبود چـون دیرمی دلسوز و امیـن بود و تنهاکسـی بودکه می توانست ارضااش کند وکرد! در حالی که بسیار ملایم و پرمحبت نوازشـش می کرد,گفت:(نه ایـنها دروغـند...من در مورد مادرت اطلاعی ندارم اما ثروت دروغه,پرنس خواسته تو رو بترسونه و شاید می خواد با دستیابی به تو از توعلیه آقای میجر اسـتفاده بکنه و ناراحتش بکنه...بچه ها موضوع جشن رو به من گفتند,اون یکبار هم از تو بـرای آزارآقـای میجر استفاده کرده و حالامی خواد بازم این کار رو بکنه اگه واقعاً قصدکمک داره چرا بهـت درخـواست ازدواج نمی ده؟مگه نمی دونه تو عاشقشی؟)
بـله حق با دیرمی بود.ویرجیـنیا با ناباوری سر بلندکرد.چـهره ی دیرمی جدی اما نـرم بود:(بی آبـروکـردن نمی تونه حفظت کنه...بله تو نامحرم فامیل هستی,دست نخورده و زیبا هستی و باید خـیلی مواظب خودت باشی,این شهر,این خانواده ها,این جوونها,وحشی و بیرحم و عیاش هستند,ممکنه آواره ومسخره ات کنند
قـلبت رو بشکنند و اذیتت بکنند و پرنس هم یکی از اینهاست.اون عاشقت نیست,اگر بود با تو این کار رو نـمی کـرد,نمی ترسـوند,نمی گریـوند,قـلبت رو نمی شکسـت,نـه...اون هـوست روکـرده و بـرای بـدست آوردنت از هر امکانی استفاده می کنه حتی از رازهای فامیل!)
ویرجینیا شوکه مانده بود.چقدر حرفهای دیرمی منطقی بود!:(مادرم چی؟ثروت چی؟)
دیـرمی دست درازکرد و در حـالی که خونسردانه دکمه های بـلوز او را می بست گفت:(بله شایـد مادرت فـرارکرده باشه اما موضوع ثروت منطقی نیست!همیشه وصیت نامه بعد از مرگ صاحبش به اجرا در میاد... مادربزرگت یک سال بعد از رفتن مادرت مرده پس چـرا وصیت نامه بـاز نشده و اونهمه ثـروت به مادرت
انتقال پیدا نکرده؟)
بله این هم منطقی بود!ویرجینیا برای مطمعن شدن پرسید:(شاید پیدامون نکردند؟)
(وکیل وظیفه داره دنبالتون بگرده!مگه شما اونطرف دنیا بودید؟)
درست بود!آنها فقط یک ایالت فاصله داشتند!دیرمی دسـتش راگرفت و بلندش کرد:(نترس...تـو همه چی رو بسپار به من!من قول می دم مواظبت باشم و هر وقت خواستی کمکت کنم.)
ویرجینیا به چهره ی باوقار و قوی و مهربان دیرمی که در زیر نور ضعیف فانوس بسیار دلپذیر دیده می شد خیره شد و او اضافه کرد:(و می دونی که من از اینها نیستم...من درکت می کنم چون توهم مثل من هستی ویرجینیا...ما سختی کشیده و می کشیم...گذشته ی ما رفته وکس دلسوز نداریم,ما بایدخودمون سعی کنیم سر پا بایستیم...تنها...)
ویرجینیا در بحر حرفهای پرآرامش او رفته بود و بی خبر لبخند می زد.دیرمی هم لبخند زد:(تو هم عـاشـق اون نیستی اگه بودی از دستش ناراحت نمی شدی,در مورد حرفهاش دودل و مشکوک نمی شدی,باورش می کردی و خودتو فدا می کردی...نه تو هم مثل هر دختر دیگه ای ازش خوشت میاد چون اون زیباست, چون دلفریب و جذابه,ثروتمند و مشهوره...عشق بالاتر از اونه که تو انتظاری داشته باشی!)
یعنی ممکن بود عاشقش نباشد؟دیرمی پالـتوی او را بـرداشت وکمکش کرد بپـوشد.افکار ویرجینیا به هـم ریخته بود.حرفهای دیرمی کاملاًمنـطقی و درست بنظـر می آمد.پـرنس یک سـاحر دروغگو بودکه داشت پـاکی او را در مقابـل یک هوس زودگـذر از او می گرفت و اگر او مقابله نکرده بود حالا او هم گناهکار
بود!بله پرنس سرچشمه ی گناه بود.دیرمی ادامه داد:(تو باید خیلی مواظب خودت باشی,شاید پـرنس برای اثبات حرفهاش کسانی رو سراغت بفرسته تا تو رو بترسونه!)
ویرجینیا وحشت کرد:(یعنی ممکنه؟)
دیرمی به سوی در رفت:(می بینی که اینجا هیچ چیز غیرممکن نیست!)
کسی درکلیسا نبود.ویرجینیا متعجب شد:(پس بچه هاکجااند؟)
دیرمی می رفت و دست او را هم بدنبال خود می کشید:(رفتند دنبال لوسی و هلگا.)
(مگه چی شده؟)
(گم شدند!)
(چطور؟)
(ما هم نمی دونیم!)
وقـتی به ویلا رسیدند,همـه در سالن جمع شده بـودند و بحث می کـردند.اروین وکارل رسماً دیوانه شده بودند:(می دونستم اینطوری می شه!نباید اجازه می دادم این مسابقه ی مسخره اجرا بشه!)
نیکلاس غرید:(اونهاگم شدند به ما چه؟)
کارل به سوی او حمله ور شد:(همش تقصیر توست لعنتی!اگه آتیش رو خاموش نمی کردی...)
ماروین او راگرفت:(آروم باش کارل!این مساله به اون بازی مربوط نیست...یادت رفـته بعد از اون,همـه به کلیسا جمع شدیم و اونها بودند...)
کارل کم مانده بود بگرید:(پس بیایید بریم دنبالشون!)
(ازکجا معلوم ما رو دست نینداختند؟)
(یک ساعت شده و اونها هنوز توی جنگل قایم شدند تا ما رو بترسونند؟)
(آخه کجا ممکنه رفته باشند؟)
(کلیسا رو خوب گشتید؟)
کسی جواب نداد.نگاه اروین چرخید:(خیلی خوب...تقسیم بشیم,دخترها تـوی خونه بـمونند و ما هـم بریم دنبالشون تو و ماروین و مارک بریدکلیسا,براین و نیکلاس برید دریا و من پرنس و دیرمی می ریم جنگل)
ویرجـینیا با اشاره ی اروین تـازه متوجه پرنس شدکه پـای پله ها نشسته بود و انگارکه اصلاًویرجینیا وجود ندارد وقتی نگاهش را می چرخاند او را نمی دید!ویرجینیا با اینکه بعـد از شنیدن حرفهای دیرمی در عـشق خـود نامطمعـن شده بود اما بـاز از بی توجـهی او بسیار ناراحت و دلگیـر و نگران شد.اگـر این حسادت از عشق نبود پس از چه بود؟
هنوز یک ساعت از رفتن پسرها نمی گذشت که نیکلاس نفس زنان برگشت.براین راگم کرده بود.نگرانی دخترها چند برابر شد.تاآنها او را مورد بـازرسی و بازپرسی قـرار می دادند,ویرجینیـا بالابه اتاق خـود رفت اعصاب و فکـر و تنش خسته تـر ازآن بودکه دیگر بـتواند عکس العملی نـشان بدهد.آنروز وآن شب بقدر کافی بـرایش وحشتناک گـذشته بودکه دیگر قـدرت تحمل نـداشته بـاشد.به جهنم سـر بقـیه چه می آمد! بزرگترین بلاسر اوآمده بود.قـلبش شکسته بود.بر تخـتش درازکشـیده بود و باز فکر می کرد.چه اشتباهـی کرده بودکه مستحق چنین جزای سنگینی شده بود؟نباید عاشق می شد؟نباید اعتماد می کرد؟نباید میماند؟ نباید می آمد؟حالاچکار باید می کرد؟چکار می توانست بکند؟به چه کسی اعتماد می کرد؟صدای جرجر در او را متوجه ورود نیکلاس کرد.بر روی ساق دستش بلـند شد و چراغ خـوابش را روشن کـرد.نیکلاس
باوحشت سر جا ماند:(تو...بیداری؟!)
ویرجینیا متعجب نشست:(آره...چطور؟)
نیکلاس در را بست:(ببخش که بی اجازه اومدم!)
و به سوی تخت راه افتاد.ویرجینیاگیج شده بود:(برای چی اومدی؟چیزی شده؟)
(بخاطر تو اومدم!)
ویرجینیا نگران شد:(چرا؟)
نیکلاس بر تخت زانو زد:(امروز خیلی منو به هوس آوردی...)و لبخندگستاخانه ای به لب آورد:(من تو رو می خوام!)
ویـرجینیاآنچنان شوکه شده بودکه قـدرت حرکت کـردن نداشت.بله چـیزی که می تـرسید داشت سـرش می آمد.پرنس...لعنت بر او!نگاهـش بر چهره ی شهـوت آلود نیکلاس خیـره مانده بود:(همین الان گورتو گم می کنی وگرنه...)
نیکلاس مشغول بازکردن دکمه های بلوز شطنجی اش شد:(وگرنه چی عزیزم؟پسرها خونه نیستند, دخترها هم همگی توی ایوان اند و ایوان اونطرف خونه است!)
قلب ویرجینیا شروع به کوبیدن کرد.باید فرار می کرد.یعنی می توانست؟نیکلاس بلوزش را درآورد:(یک تجربه ی عالی برات می شه تو همه چیزو بسپار به من!)
و تا حرکتی کرد ویرجینیا چرخـی زد و طرف دیگـر تخـت رسید امـا پاهایش به زمیـن نرسیده نیکلاس از عقب موهای بافته شده او راگرفت وکشید!ویرجینیا بر تخت افتاد و نیکلاس بر رویش!ویرجینـیا دیوانه وار وارد جـدل شد تا از زیـر تن نیکلاس خارج شـود اما سنگینی و فـشار نیکلاس آنقـدر زیـاد بودکه او حتی نمی توانست هوای کافی برای تـنفس در ریه هـایش جمع کند چه بـرسد به داد زدن!دقایقی چند نـاامیدانه
تقلاکرد اما این تقلااو را خسته تر و نیکلاس را وحشی ترکرد بطوری که ویرجینیا قدرت درک و حرکت خود را از دست داد و به حالت اغما افتاد.نیکلاس فاتحانه او را لخت می کردکه چراغ اصلی اتـاق روشـن شد:(هیچ فکر نکردی ممکنه به جرم تجاوز به حبس بری؟)
بـراین بود!ویرجینیا چـشمان پراشکش را به سوی در چرخـاند و از دیدن چهـره ی نجات بخـش بـراین در آستانه ی در,به گریه افتاد.براین آرام آرام وارد اتاق می شد:(وقتی غیبت زد فهمیدم یک کلکی داری...)
نیکلاس از روی ویرجینیا بلند شد:(نه...من فکرکردم تو برگشتی خونه منم...)
براین لب تخت رسید:(چرا نمی ری وگورت روگم نمی کنی؟)
نیکلاس از تخت پایین رفت:(هی پسر اینقدر جوش نزن!می دونم تو هم اینو می خواهی...بیا با هم...)
لبخند ناخانای براین حرف او را نصفه گذاشت.ویرجینیا خشکید!یعنی براین هم؟!صدای وحـشتناک سیلی جواب او بود:(گفتم بروگم شو!)
نیکلاس با خشم خارج شد و ویرجینیا غلت زد و صورتش را بر دشک فروکرد وگریست وگریسـت تاآن لحظه که فهمید باز هم تنهاست!
عجله نکن چون دیگه دیر شده
خوب که فکر می کنم برای همه چیز دیر شده
توی هر کاری عجله می کردم اما همیشه کندتر از زمان بودم
من جا موندم
من توی این بازی عمرم جا موندم
دیگه فرصتی نیست
چون برای بازی مجدد دیگه دیر شده
نه رقیبی هست نه وقت و انگیزه ای
همیشه همینطور بوده
آره از وقتی من یادم می یاد واسه هر کاری که کردم یه لحظه بعدش پشیمون شدم
بعد پشیمونی رو فراموش کردم بعد فراموشی رو رها کردم
بعد خودم رو گم کردم و به خودم اومدم که ای وای دختر چه کردی با خودت
وقت اضافه هم گذشت
تو حتی نفهمیدی که کی سوت آخر بازی رو زدن
فقط وقتی فهمیدی که همه با حالت تعجب از شکست بهت زده نگات می کردن
و تو هیچ وقت نفهمیدی که چرا باختی
اما من بهت می گم تو همیشه از روزگار جا موندی
آره بابا زندگی چیزی جز یه شوخی بامزه نیست اینو بعدن می فهمی
هیچ چیز این زندگی جدی نیست
حتی اخم آدمها هم یه جورایی بامزه است
و من به همه چیز می خندم، حتی به گریه های خودم
مجبورم برای همه چیز
حتی برای خندیدن و گریستن
چون چاره ای نیست
پس به روزگار و بازی های روزگارهم می خندم
اما یه لحظه صبر کن ببینم
نگام کن
خوب به من نگاه کن
واسه چی داری گریه می کنی
واسه چی داری ناله می کنی
شکایتت از کی ، از چی؟
اشک نریز گلکم، نازکم
آروم باش و به من خوب گوش بده
دیدی گفتم برای خیلی چیزها دیر شده
اما تو حرفم رو باور نکردی
آره جونم، وقتی واسه چیزی که تموم شده و از دست رفته گریه می کنی
معلوم می شه که تو نفهمیدی و قدر خیلی چیزها رو ندونستی شایدم اونا قدر تو رو ندونستن
اما دیگه بازی تموم شده حتی اگر همه تلاشت رو بکنی دیگه هیچی سر جای خودش بر نمی گرده
قصه غصه های آدمها هیچ وقت خدا تمومی نداره
اما خاطره ها می تونه مرهمای خوبی واسه زخم ما باشه
مثل من باش که خاطره هام شده فانوس روشن روزها و شبای سیاهم
البته اگه یه کم فکر کنی می فهمی که درد هم شیرینه، لذت داره
الان که توی رنج و دردم دارم اینا رو می گم
چون فهمیدم که رنج لذت داره
لذتش اینه که قدر روزهای خوب و شیرینت رو توی رنج و درده که می فهمی
خیلی چیزهای دیگه هست که می خوام بگم
اما حرفم نمی یاد، باشه واسه بعد، وقتی که ....
تو بگو که کی تا واست خوب خوب تعریف کنم.
آشنایی با لثه
لثه سالم چه خصوصیاتی دارد
لثه سالم داراي قواي محكمي بوده و كاملاً بر روي استخوان چسبيده است. همچنين در محل تماس با دندان كاملاً صاف و داراي لبه تيز مي باشد. رنگ لثه سالم صورتي است،ولي در برخي افراد كه رنگ چهره تيره دارند، روي لثه آنها هم لكه هاي قهوه اي رنگ ديده مي شود. اگر ساير علايم لثه سالم مشاهده مي گردد و فقط رنگ آن قهوه اي است اين لثه هم سالم مي باشد.
علت ایجاد بیماری لثه چیست
وقتي پلاك ميكروبي در كنار لثه باقي بماند با ترشح مواد سمي به لثه آسيب مي رساند. هرچه پلاك مدت طولاني تري بر روي دندانها بماند، مواد سمي بيشتري ترشح شده و آسيب به لثه بيشتر خواهد شد. بتدريج با رسوب مواد معدني در پلاك، جنس پلاك سخت تر شده و به صورت لايه آهكي سختي به دندان مي چسبد. به اين لايه آهكي كه به رنگ سفيد، زرد يا قهوه اي رنگ مي باشد جرم گويند. جرم پس از تشكيل به دليل سطح خشن و ناصافي كه دارد باعث تجمع بيشتر پلاك بر روي دندانها شده و بيماري لثه را شديد تر مي كند.
نشانه های بیماری لثه
در آغاز بيماري، لثه قرمز رنگ و پرخون شده و همچنين لبه هاي تيز لثه حالت تورم پيدا كرده و برجسته مي شود. قوام لثه نيز شل مي گردد و در هنگام خوردن ميوه هاي سفت و يا مسواك زدن خونريزي ميكند. معمولاً در اين مواقع فرد از مسواك زدن خودداري مي كند،كه اين مسأله باعث شديدتر شدن بيماري لثه مي گردد. در اين حالت به بيماري لثه، التهاب لثه يا ژنژيويت مي گويند. وقتي بيماري ادامه پيدا كند، لثه شروع به تحليل رفتن مي كند. منظور از تحليل رفتن لثه،اين است كه لثه به طرف ريشه دندان كشيده مي شود. به تدريج بيماري از لثه عبور كرده و به نواحي زيرين يعني استخوانهاي دور دندان سرايت مي كند و باعث تحليل رفتن استخوان نيز مي شود. با شروع تحليل استخوان، دندانها بتدريج لق شده تا زماني كه با كوچكترين فشاري دندان كنده مي شود.
پیشگری و درمان بیماری لثه
مسواك كردن مرتب و به روش صحيح،همانگونه كه باعث سلامت دندانها مي شود،سلامت لثه ها را نيز تأمين مي كند. برخلاف تصور برخي از مردم كه با شروع بيماري لثه و خون ريزي از آن در هنگام مسواك كردن،استفاده از مسواك را ترك مي كنند،بايد گفت در اين هنگام مسواك كردن را بايستي بادقت و توجه بيشتري انجام داد. حتي لازم است تعداد دفعات مسواك كردن را ببيشتر كرد. معمولا در خيلي ار موارد مسواك كردن صحيح باعث بهبود بيماري لثه مي شود همينطور استفاده از نخ دندان در سلامت لثه ها بسيار مفيد است زيرا پلاك ميكروبي در نواحي بين دنداني تجمع بيشتري دارد و برداشتن آنها توسط نخ دندان،به سالم ماندن لثه ها كمك مي كند. استفاده از دهان شويه آب نمك ( نصف قاشق چايخوري نمك در يك ليوان آب جوشيده سرد شده ) همراه با ماساژ لثه ها نيز مؤثر مي باشد، اگر بر روي دندانها جرم تشكيل شده باشد، لازم است حتماً دندانها جرم گيري شوند. برخي از مردم جرم گيري را براي ميناي دندان مضر مي دانند . ولي برخلاف تصور آنها،جرم گيري نه تنها براي دندان ضرري ندارد، بلكه با برداشتن مواد خشن و پلك ميكروبي از سطح دندان ، به سلامت لثه ها نيز كمك مي كند.
نقش تغذیه در سلامت دهان
آشامیدنى ها و تعداد وعده هاى غذایى با تاثیرى که بر روى میکروب هاى موجود در محیط دهان مى گذارند، نقش مهمى را درتکامل دندان و لثه و همین طور نسوج و ساختار استخوانى محیط دهان و همچنین پیشگیرى از انواع بیمارى هاى دهاندارند که عمدتاً این تاثیرات به شکل سیستمیک است.
کمبود ویتامین هاى B ،B12، C، ریبوفلاوین، فولات ها و مواد معدنى چون روى، آهن و در کاهش روند ترمیم نسوج دهانى موثرند. به همان نسبت که کمبود مواد یادشده در شکل گیرى و سلامت دهانموثر است متقابلاً شکل و سلامت حفره دهان نیز در دریافت مواد فوق و استفاده از آنها نقش دارند یا به عبارتى مى توان گفت این دو وضعیت به گونه اى به هم وابسته اند. بیمارى هاى دهان عمدتاً در پى پوسیدگى دندان ها ایجاد مى شود. فقدان یک یا چند دندان و یا بى دندانى کامل در بیماران بالاى ۶۵ سال رایج است که این خود تاثیر بسزایى در تغذیه این دسته از افراد دارد که علاوه برآن باعث اخلال در رشد، تکامل، بقا و ساختار حفره دهانى مى شود. جزئیات اشاره شده در ذیل بخشى از این مشکلات را مطرح مى سازد. بیمارى هاى پریودنتال به صورت یک بیمارى موضعى و سیستمیک محسوب مى شود. کمبود موادى مانند ویتامین هاى A ،C، E، فولات ها و بتاکاروتن و املاح معدنى چون کلسیم، فسفر و روى در ایجاد بیمارى یادشده نقش موثرى دارند. سرطان هاى دهان که اغلب در اثر استفاده بیش از حد در مصرف تنباکو و الکل رخ مى دهد با اینکه از سویى باعث افزایش نیاز به کسب انرژى و مصرف مواد غذایى در بیمار مى شود از طرف دیگر مشکل توانایى در خوردن و تغذیه را براى وى به ارمغان مى آورد که این عمدتاً مى تواند ناشى از روش هاى درمانى مانند جراحى ها، رادیوتراپى، شیمى درمانى و سایر موارد درمانى باشد. از بیمارى هاى حاد و مزمن دیگرى که مى توانند در توانایى خوردن تاثیر منفى داشته باشند مى توان به دیابت کنترل نشده اشاره کرد که توام با سندرم سوزش زبان، برفک و خشکى دهان است همچنین مشکلات دهانى ناشى از نقص سیستم ایمنى از قبیل سندرم اکتسابى نقص ایمنى (ایدز) است.
• نقش تغذیه در تکامل دندان
تکامل دندان هاى شیرى در ماه دوم و سوم جنینى آغاز مى شود و معدنى شدن آنها در ماه چهارم جنینى تا دهه اول زندگى فرد ادامه دارد. مواد غذایى که جنین از مادر دریافت مى نماید نقش موثرى در تشکیل و تکامل ساختار دندان ها در مرحله قبل از رویش آنها دارد. تشکیل دندان ها با معدنى شدن ماتریکس پروتئینى آنها همراه است. در عاج، پروتئین به صورت الیاف کلاژن هستند که براى ساخت آنها وجود ویتامین C ضرورى است و یتامین D جزء اساسى جهت تشکیل بلور هاى هیدروکسى آپاتیت از کلسیم و فسفر است، فلوراید نیز با اضافه شدن روى بلور هاى هیدروکسى آپاتیتیک لایه مقاوم به پوسیدگى را روى دندان ها ایجاد مى کند. تغذیه و رژیم غذایى در تمام مراحل تکامل، رویش و بقاى دندان موثر است. پس از رویش تغذیه نقش موثر و مداومى در تکامل و تقویت و معدنى شدن مینا و بقیه اجزاى دندان دارد. نقش موضعى مواد غذایى مصرفى به ویژه از طریق کربوهیدرات هاى تخمیرشدنى و تعداد دفعات مصرف غذا که در پى آن تولید اکسید هاى آلى توسط باکترى هاى دهان از این مواد موجب پوسیدگى مى شود را نباید فراموش کرد که در طول زندگى فرد رژیم غذایى نقش موثرى را در دندان ها، استخوان ها، پایدارى نسوج دهان و مقاومت در مقابل عفونت و افزایش عمر دندان ها دارد.
• پوسیدگى دندانى
پوسیدگى دندان یکى از رایج ترین بیمارى هاى عفونى است و براساس گزارشات پنج برابر رایج تر از آسم است. در نتیجه تقریباً ۲۰درصد تا ۵۰درصد بچه هاى ایالات متحده ۸۰درصد دندان هایشان پوسیده است. بررسى پوسیدگى دندان ها نشان مى دهد که بچه هایى که والدین آنها حداقل تا لیسانس تحصیل کرده اند کمتر از بچه هایى که والدین آنها کمتر از لیسانس هستند به پوسیدگى دندان ها مبتلا هستند. ایجاد پوسیدگى به عواملى چون ترکیبات مینا و عاج، محل قرارگیرى دندان ها، نوع و میزان بزاق، وجود شیارها و حفرات در تاج دندان بستگى دارد و ترکیبات بزاق را هم باید به آن اضافه کرد. بزاق هاى الکالوئیدى اثر پیشگیرانه دارند به همان میزان که بزاق اسیدى موجب افزایش خطر پوسیدگى مى شود روش زندگى نیز در این پدیده موثر است. اینکه نقش جداگانه اى براى عوامل تغذیه خانوادگى، الگوى تغذیه با عوامل ژنتیکى در عین مطرح بودن قائل باشیم کار دشوارى است. باکترى ها عامل اساسى در ایجاد پوسیدگى هستند.
• عوامل تغذیه اى موثر بر ایجاد پوسیدگى
تعداد دفعات مصرف کربوهیدرات هاى قابل تخمیر، نوع تغذیه، تعداد دفعات غذا خوردن، ترکیبات مواد غذایى و آشامیدنى، مدت زمان تماس دندان با مواد غذایى و آشامیدنى. کربوهیدرات هاى قابل تخمیر ماده ایده آل براى باکترى ها هستند و فرآورده هاى اسیدى ناشى از آنها موجب کاهش PH بزاق به پایین تر از ۵/۵ مى شوند که زمینه مناسب را براى تولید پوسیدگى فراهم مى آورند. مواد قندى تخمیر شونده در چهار گروه از شش گروه مواد غذایى موجود هستند. ۱- حبوبات۲- میوه ها۳ - فرآورده هاى لبنى۴ - مواد قندى. با وجود اینکه بعضى سبزیجات نیز شامل مواد قندى تخمیر شدنى هستند ولى گزارشى مبنى بر پوسیدگى زایى آنها ارائه نشده است. موادى چون نشاسته که بالقوه داراى قابلیت تخمیر هستند موجب کاهشPH بزاق به کمتر از ۵/۵ مى شود. بیسکویت، کراکر، چیپس، نان و انواع میوه ها (تازه، خشک و کمپوت) و همچنین آب میوه ها نیز پوسیدگى زا هستند.
تمایز بین مواد پوسیدگى زا، متوقف کننده پوسیدگى و ضدپوسیدگى بسیار بااهمیت است. نتایج مطالعات نشان داده است که میزان اسیدى که از تخمیر مواد غذایى توسط باکترى ها ایجاد مى شود به اندازه قندى که در آن ماده وجود دارد بستگى دارد. پوسیدگى زایى همچنین مى تواند تحت تاثیر عوامل دیگرى مانند حجم و میزان بزاق تولید شده در فرد، تعداد وعده هاى مصرف غذا، ترکیبات مواد غذایى مورد استفاده، میزان تشکیل پلاک میکروبى و میزان استعداد ژنتیکى فرد قرار گیرد. مواد غذایى متوقف کننده پوسیدگى یا آن دسته که توسط میکروب هاى پلاک قابل سوخت و ساز نیستند PH بزاق را به پایین تر از ۵/۵ کاهش نمى دهند این مواد شامل پروتئین هایى چون تخم مرغ، ماهى، گوشت، بعضى سبزیجات و آدامس هاى بدون قند هستند. شیرین کننده هاى غیرکربوهیدراتى از قبیل ساخارین، سیکلامات ها و اسپارتام نیز جزء این گروه هستند. بعضى از شواهد دال بر این است که گروه اخیر به علت اینکه مواد مورد نیاز را در اختیار استرپتوکوک قرار نمى دهند متوقف کننده پوسیدگى هستند.مواد غذایى ضدپوسیدگى، موادى هستند که هنگام استفاده از آنها جذب غذا هاى اسید و ژنتیک توسط باکترى ها مختل مى شود. الکل هاى پنج قندى جزء این دسته محسوب مى شوندزیرا توسط آمیلاز بزاق تجزیه نمى شوند. مکانیسم عمل آنها شامل فعالیت هاى ضدمیکروبى علیه استرپتوکوک موتان است. تاثیر آدامس از طریق ترشح بزاق است که منجر به افزایش فعالیت خنثى سازى بزاق و در پى آن افزایش زدودن کربوهیدرات هاى تخمیر شونده از سطح دندان مى شود. آدامس هاى بدون قند از طریق افزایش جریان بزاق در کاهش پوسیدگى موثر هستند. توصیه مى شود پس از غذا هاى حاضرى یا وعده هاى غذایى مورد استفاده قرار گیرند تا احتمال پوسیدگى را کاهش دهند در عین حال امکان معدنى شدن مجدد بخش هاى تخریب شده دندان نیز افزایش مى یابد. در واقع مکانیسم ضدپوسیدگى گزیلیتول موجود در آدامس جایگزین شدن آن به جاى کربو هیدرات هاى تخمیرشونده رژیم غذایى است. استرپتوکوک موتان قادر به متابولیزه کردن گزیلیتول نیست. از دیگر مواد ضدپوسیدگى پنیرها مى توان از پنیرچدار و سوئیسى نام برد.
در قسمت دوم مطالبي راجع به پوسيدگي و انواع آن برايتان ارسال خواهم كرد.
خوشگل
جواب خانمها: چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!
جواب آقايان: چون زن خوشگل کميابه، اما زن باهوش اصولا نايابه.
فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
جواب خانمها: هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!
جواب آقايان: احتمالا به هيولاهه خبر داده بودن که خلاصه يه زن باهوش کشف شد! اومد تماشا کنه.
وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
جواب خانمها: كار نيكو كردن از پر كردن است!
جواب آقايان: استثنائا موافقم، چون براي آفريدن يه زن درست حسابي خيلي ديگه بايد تمرين ميکرد.
وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
جواب خانمها: هيچي، بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!
جواب آقايان: و اين کاريه که تا ابد ادامه داره. چون هيچوقت نميتونه درست هدفگيري کنه.
چرا مردا هيچوقت از حرفهاي زنها سر در نميآورند؟
جواب خانمها: چون مخ درست و حسابي ندارند!
جواب آقايان: براي اينکه هيچ رابطه منطقي بين 2 تا حرف پشت سرهم خانوما وجود نداره. واسه همين مردا سر در نميارن.
دشمن
هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!
هر مرد باهوشي تنها يه دشمن داره: اونم زنشه که از حسودي داره ميترکه!
انتقام
بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟ بذارين شوهرتون مال اون بمونه!
بهترين انتقام از مردي كه زنتون رو از چنگتون در آورده چيه؟ با اون مرده برين ....بیب!
دعوا
طلا و جواهر تنها چيزيه که زنها سرش دعوا دارن که مال کدومشون بيشتره.
تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره.
تفاوت
فرق يه زن با گربه چيه؟ گربهها از موش نميترسن اما زنها...!
فرق يك مرد با گربه چيه؟ يكيشون يه موجود بی خود است كه بي چشم و پروئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده، اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه!
روان درماني
چرا روان درماني زنها بيشتر از مردها طول ميكشه؟ به اين خاطر روان درماني زنها بيشتر طول ميکشه که روانشون پاکه و بايد از اول ساخته بشه!
چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟ معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!
وقتي خدا
مرد رو آفريد: داشت تمرين ميكرد!
زن رو آفريد: فهميد فقط تمرين مهم نيست، شرايط آب و هوايي هم تو برد و باخت مؤثره.
آشنایی با دهان و دندان
دهان اولين قسمت دستگاه گوارش است كه از لب ها شروع و به حلق منتهی می گردد. در دهان دو فك وجود دارد.
فك بالا ثابت است و حركت نمی كند. ولي فك پایين حركت دارد و عمل باز و بسته شدن دهان را انجام می دهد. در داخل استخوان هر فك حفراتی وجود دارد كه ريشه دندانها در آن قرار می گيرد.
در اين حفرات دندانها بوسيله الياف دور دندان به استخوان فك متصل می شوند. روی آرواره ها و دور دندان را لثه می پوشاند.
به استخوان، لثه و الياف نگهدارنده دور دندان بافت نگهدارنده دندان گفته می شود.
دهان انسان در اعمال زيادی نظير حرف زدن خنديدن. چشيدن . گاز گرفتن. جويدن و بلعيدن غذا شركت دارد.
اولين قدم در راه گوارش غذا. خرد كرد و جويدن مواد غذایی است كه توسط دندانها صورت می گيرد . هركدام از دندانها با شكل خاص خود به عمل جويدن كمك می كنند.
دندان های پيشين برای بريدن . دندان های نيش براي پاره كردن و دندان های آسيا برای خرد كردن لقمه شكل گرفته اند.
دوره های دندانی
هر انسان در زندگی خود. دو سری دندان ( دندان های شيری و دندان های دايمی ) و سه دوره دندانی ( شيری. مخلوط و دايمی) دارد. از حدود 6 ماهگی كه اولين دندان شيری در دهان نوزاد رويش می یابد . تا سن 6 سالگی كه اولين دندان دايمی در دهان می رويد را دوره دندانی شيری می گويند. در اين دوران فقط دندان های شيری در دهان وجود دارند.
از 6 تا 12 سالگی به تدريج دندان های شيری جای خود را به دندان های دايمی می دهند. اين زمان را دوره دندانی مخلوط می گويند.
در حدود 12 سالگی كه هيچ دندان شيری در دهان وجود ندارد و فقط دندان های دايمی در دهان هستند. تا پايان عمر را دوره دندانی دايمی می نامند.
دندان های شيری
دندان های شيری معمولا از شش ماهگي شروع به رويش می نمیند و تا سن دو و نيم سالگی تكمیل می شوند.
البته زودتر در آمدن و يا تاخير در رويش به مدت چند ماه طبيعی است. ولی اگر اين تاخير بيش از 9 ماه گردد بايد به دندان پزشك مراجعه نمود.
تعداد دندان های شیری 20 عدد است يعني كودك در هر فك ده دندان دارد و اين ده دندان در دو نيمه راست و چپ به صورت قرينه قرار دارد.
اسم اين پنج دندان از خط وسط به طرف عقب عبارتند از :دندان پيشین میانی. كه به طور قراردادی با حرف A نشان داده می شود.
دندان پيشین طرفی و يا B .
دندان نيش يا C.
دندان آسيای اول يا D.
دندان آسيای دوم يا E.
دندان ها چگونه نامگذاری می شوند
عداد و نوع دندانها در فك بالا و پایين يكسان است. در هر فك نيز تعداد و نوع دندان های نيمه راست و چپ مشابه هستند.
بنابراين در دهان 4 نيم فك داريم.
نيم فک چپ بالا نيمه فک راست بالا
نيم فک چپ پایين نيم فک راست پایين
آیا مراقبت از دندانهای شیری لازم است
دندان های شيری علاوه بر وظايف معمولي يك دندان ( جويدن، تكلم حفظ شكل و زيبایی چهره ) وظيفه ديگری نيز دارند. در واقع دندان های شيری نسبت به دندان های دايمی وظيفه و نقش مهمی را به عهده دارند. حفظ فضای لازم برای رويش دندان های دايمی، وظيفه دندان های شيری است.
رويش صحيح دندان های دايمی ارتباط نزديكی با حفظ دندان هاي شيری تا سن طبيعي افتادن آن ها دارد. به طوری كه هرگاه دندان های شيری زودتر از زمان طبيعی كشيده شوند، يا آن كه بيشتر از مدت زمان لازم در دهان باقی بمانند، ممكن است رويش دندان های دايمی زيرين دچار اشكال شود.
به عنوان مثال دندان های D و E بايستی تا سن 12-10 سالگی به طور سالم در دهان باقی بمانند. سپس با لق شدن آنها دندان های دايمی به جای آن ها رويش يابند . اگر اين دندان ها زودتر از موعد از دست بروند، دندان های مجاور به سمت محل خالی دندان كشيده شده (یا پوسیده) حركت كرده فضای موجود را تنگ تر می نمیند. لذا رويش دندان دايمی دچار مشكل می شود.
متاسفانه بسياری از پدر و مادرها فكر می كنند كه زود خراب شدن دندان های شيری و كشيدن آن ها مهم نيست چرا كه دندان های دايمی به جای آن ها خواهند روييد. به اين ترتيب با عدم مراقبت كافی باعث پوسيدگی زود رس و از دست رفتن آن ها می شوند، كه نتيجه آن رويش نا به جا و يا عدم رويش دندان های دايمی زيرين است.
دوره های دندانی مخلوط
از حدود سن 6 سالگی به تدريج دندان های دايمی شروع به رويش می كنند. در داخل استخوان فك هر كودك در زير دندان های شيری جوانه دندان های دايمی وجود دارند.
با بزرگ شدن كودك . جوانه دندان های دايمی نيز رشد پيدا كرده و به تدريج شروع به حركت می كند. همراه با حركت جوانه دندان های دايمی وجود دارد .
با بزرگ شدن كودك . جوانه دندان های دايمی نيز رشد پيدا كرده و به تدريج شروع به حركت می كند. همراه با حركت جوانه دندان های دايمی ريشه دندان های شیری تحليل می رود . زماني كه ريشه دندان شیری از بين می رود . دندان لق شده و دندانه دايمی به جای آن در می آيد.
به دندان های دايمی كه جایگزين دندان های شیری می شوند دندان های دايمی جانشين گويند. يعني 20 عدد از دندان های دايمی كه به جای 20 عدد دندان شیری در می آيند. دندان های دايمی جانشين نام دارد ( دندان های 1 تا 5 دايمی). بقيه دندان های دايمی كه رويش آنها ارتباطی به افتادن دندان شیری ندارد را دندان دايمی غير جانشين می نامند.
دندان شش سالگی
معمولا اولين دندان دايمی كه رويش می كند، دندان آسيای بزرگ اول يا دندان شماره 6 است و چون اين دندان در حدود 6 سالگی در می آيد، دندان 6 سالگی نام دارد. محل اين دندان در پشت دندان آسيای دوم شیری است و بدون اين كه دندان شیری بيفتد، اين دندان رويش می كند. به عبارت ديگر اولين دندان دايمی غير جانشين كه در پشت دندان های شیری رويش می كند، دندان 6 سالگی است.
به دليل اينكه رويش اين دندان، با افتادن دندان شیری همراه نيست، بسياري از والدين فكر می كنند كه اين دندان هم شیری است و با اطمینان اين كه اگر دندان شیری بيفتد، دندان ديگری بجای آن می رويد، كوششی براي تمیز نگهداشتن آن نمی نمایند به اين تريتب دندان 6 سالگی بايد تا آخر عمر در دهان باقي بماند، خيلي زود پوسيده شده و ازبين می رود. در ابتدای رويش، دندانها استعداد بيشتری براي پوسيدگی دارند و بايستی در تمیز نگه داشتن آنها دقت بيشتری كرد. بی توجهی به دندان 6 سالگی باعث پوسيدگی شديد آن و در موارد زيادی منجر به از دست رفتن اين دندان می شود. دندان در 6 سالگی، الگوی رويش ساير دندان های دائمی است و رويش صحيح و مرتب بقيه دندانها به وجود دندان 6 سالگی بستگی دارد.
دندانهای دائمی
تعداد دندان های دايمی 32 عدد است. تعداد 28 عدد از آنها در سن 6 تا 12 سالگی رويش می كند. دندان های عقل معمولا از 17 سالگی به بعد در می آيند.
تعداد دندان های دايمی در هر نيمه فك 8 عدد است كه به ترتيب از خط وسط بطرف عقب عبارتست از :
دندان پيشین میانی. كه بطور قراردادی با شماره 1 نشان داده می شود.
دندان پيشین طرفی يا شماره 2.
دندان نيش يا شماره 3.
دندان آسيای كوچك اول يا شماره 4.
دندان آسيای كوچك دوم يا شماره 5.
دندان آسيای بزرگ اول يا شماره 6 يا دندان 6 سالگی.
دندان آسيای بزرگ يا شماره 7.
دندان آسيای بزرگ سوم يا شماره 8 يا دندان عقل.
براي نامگذاری اين دندانها همانند دندان های شیری علامت اختصاری به كار می رود ولي در اين حالت از شماره دندان ها استفاده می شود.
دندان های دايمی برای داشتن تغذيه سالم. تكلم صحيح و حفظ زيبايی چهره به كار می روند و همانند بقيه اعضای بدن برای تمام عمر پيش بينی شده اند. لذا مراقبت و نگه داری آن ها از ابتدای رويش ضروری است.
عشق دوروغی
صبح،ویرجینیا به بدرقـه ی آنها تا نیمه ی حیاط رفت.امیـدوار بود مورد تـرحم و الطاف پـدربزرگ قـرار گرفـته و دعوت شده باشد اما حواس همیشان بـر لوسی بود و جشنی که قـرار بود به افـتخار سلامتی او در خانـه ی پدربـزرگ گرفـته شـود.بعـد از غـیب شدن ماشینشان,ویرجینیا نـاامید بـه خانه بـرگشت و محـض سرگرمی سراغ ضبط بزرگ خانه رفت وآهنگی بازکرد اما باز فکرش منحرف کارل می شد.شاید بهتربود باکسی در این باره مشورت می کرد مثلاً با براین!اما نه هلگا خواهر او بود.یا پرنس؟مسلماً فقط مسخره اش می کرد و عشق کارل را دروغین قـلمداد می کرد.شاید هم واقـعاً اینطور بود!یـا دیرمی؟بله او قـول کمک داده بود و حتماً می توانست نجاتش دهد!به سوی ضبط دوید و خاموش کرد.گوشی بی سیم را برداشت تا به دیرمی تلفن کندکه یکی از خدمتکارها وارد اتاق شد:(خانم ما داریم می ریم,غذای شما توی فر...)
ویرجینیا وحشت کرد:(کجا دارید می رید؟)
(آقای کارل میجر به هممون مرخصی دادند.)
قلب ویرجینیاکوبید:(حالا؟)
(بله...تا فردا صبح!)
ویرجینیاکم مانده بود داد بزند:(پس من چی می شم؟منو تنها می ذارید؟)
(نه...آقا دارند برمی گردند...)
لعنت بر او!(با اجازه خانم!)
و چرخید و از اتاق خارج شد.کارل داشت بر می گشت!حتماً یک قصدی داشت که خانه را خالی میکرد!
باید مخفی می شد...نه!باید فرار می کرد!دوان دوان خود را به اتاقش رساندو دست به وسایلهایش انداخت کیف پول,دفتر خاطرات,برس...!قلبش انگارکه در دهانش بود.حالت تهوع پیداکرده بود.کجا می توانست برود؟نه,وقت برای فکرکردن نداشت,کیف را بر دوشش انداخت تا پایین برودکه صدای باز و بـسته شدن
در پایین را شنید.رسیده بود!ویرجینیا با عجله کیفش را زیر تخت فروکرد و رفت برکاناپه نشست و بمنظور ردگم کـنی,مجله ای برداشت و مشغـول ورق زدن شد.دستهایـش به وضوح می لـرزید.چه اتـفاقی خواهد افتاد؟حالاچکار می توانست بکند؟(سلام دختر عمه جون!)
به چهارچوب در رسیده بود.کت خاکستری اش را بر شانه انداخته بود ولبخند چندش آوری بر لب داشت ویرجینیا تمام سعیش راکرد خود را خونسرد نشان بدهد:(سلام...چرا برگشتید؟)
کارل داخل شد:(دلم برات تنگ شد!)
داشت شـروع می کرد!ویرجینیا به ورق زدن مجلـه ادامه داد وکارل آمد وکنارش نشست.مدتی بی صدا او را تـماشاکرد و بعـد با پررویی دست درازکرد وگـونه ی او را نوازش کرد.ویرجینیا سرش را عقب کشید: (لطفاًآقای میجر!)
(خـواهش می کـنم بـاهام رسمی حرف نـزن!)و بـه سویش خـم شد:(خدای من...امـروز خیلی خـوشگل و خواستنی هستی!)
ویرجینیا با خشونت مجله را بـر روی میز پرت کـرد و از جا بلند شـد اماکارل همانطورکه انتـظار می رفت دستش راگرفت:(کجا می ری عزیزم؟)
ویرجینیا دستش راکشید اماکارل رهایش نکرد:(چرا باهام حرف نمی زنی؟)
(حرفی ندارم...می شه ولم کنید؟)
وکارل رهایش کرد اما از جایش بلند شد:(تو یک ذره هم دلت به حالم نمی سوزه؟دارم از حسرت وعشق تو دیونه می شم بی رحم!)
ویرجینیا صدای بسته شدن در را شنید و فهمید تنها شدند پس بـاید با ملایمت بـرخورد می کرد.بـه او نگاه کرد.عاجزانه و نیازمند به او زل زده بود.پرسید:(ازم چه انتظاری دارید؟)
(قبولم کن...منو به آرزوم برسون!)
ویرجینیا راه افتاد.فقط باید با او در یک جا نمی ماند:(اما من عاشقتون نیستم!)
کارل هم در پی اش راهی شد:(عشق من اونقدر بزرگه که به هر دومون کافیه!)
به راهرو رسیدند:(شما باید فرصت بدید فکرکنم!)
(تاکی؟من تا حالابه سختی تونستم تحمل کنم دیگه یک روز هم طاقت ندارم!)
برای چه کاری طاقت نداشت؟(شما ازم انتظار زیادی دارید!)
(همینقدرکه فرصت می خواهی نشون می ده جوابت منفی!)
به راه پله رسیدند.ویرجینیا به در نگاه کرد.حرفی نداشت بگوید.باید میرفت اماکجا؟کارل از عقب می آمد :(تو دروغ گفتی نه؟تو هیچوقت عاشق نشدی اگه شده بودی درکم می کردی!)
به سالن رسیدند.ویرجینیا بناچار ایستاد و رو به اوکرد:(شما چی می خواهید؟)
کارل عاشقانه به او خیره شد:(جوابم رو..تو رو!)
(بخاطر چی؟پول؟غرور؟هوس؟...)
کارل تعجب نکرد:(بخاطر عشق!)
ویرجـینیا با خستگی خنـدید و دوباره راه افتاد.کارل غرید:(باور نمی کنی نه؟ازم انتظار داری چکار بکنم؟ خودم رو بکشم باور می کنی که دوستت دارم؟)
ویرجینیا به در می رسیدکه کارل جلویش دوید:(کجا می خواهی بری؟)
ویرجینیا ترسید:(می رم باغ قدم بزنم!)
کارل خواست بازویش را بگیرد:(کمی بشینیم حرف بزنیم!)
ویرجینیا عقب دوید:(حرفی نمونده آقای میجر!من فرصت خواستم اما شما دارید اذیتم می کنید!)
کارل گرفـته شد:(فرصت می خواهی؟باشه بهـت می دم اما یک شرطی داره!)و نگاهـش ملتمسانه به سوی دهان ویرجینیا چرخید:(یک بوسه بده!)
نه!آنها تنها بودند.اگر شروع می کرد...ویرجینیا عقب عقب راه افتاد:(شما خیلی بی شرم هستید!)
کارل خندان به سویش راه افتاد:(فقط یکی...کوچیک...)
پاهای ویرجینیا می لرزید:(نه...راحتم بذارید!)
و برگشت و پشت به او راه افـتاد.به درها نگاه می کرد و سعی می کرد راه فـراری پیداکندکه بناگـه کارل از عقب او راگرفت و چرخاند وکمرش را به دیوار اتاق نشیمن کوبید:(حوصله ام رو سر نبر ویرجینیا!)
و دست برگونه هایش چسباند و سر او را به زور بلندکرد,تن ویرجینیا را با تن خود به دیوار فشرد و سرخم کرد.ویرجینیا با وحشت شروع به تقلاکرد:(نه تو رو خدا...نه آقای کارل...)
کـارل مچ دستهای او راگرفت و سرسخـتانه برای یافـتن دهان او,لبهایش را به گونه و موهای او می کشید:(من بوسه می خوام...اگه ندی به زور ازت می گیرم!)
وآنچـنان حریصانه تنش را به تـن او مالیدکه ویرجیـنیا فهمید اگر هـمان لحظه خود راآزاد نکندکارل او را بـدبخت خواهدکرد پس با وجودآنکه دیگر توان مقابله نداشت به محض اینکه کارل موفق شد چانه ی او را بلندکند,ویرجینیا دستش را بلنـدکرد و با ناخونهایش به چشمان برافـروخته از شهوتش چـنگ زد!کارل فریادی کشید و عقب دوید و ویـرجینیاآزاد شد.بـدون لحظه ای وقـت تلف کردن به سوی پـنجره ی اتاق
دوید و بازکرد,خود را به ایوان انداخت و دوید و دوید تا به خیـابـان رسید.می لـرزید و نفـسش به شماره افتاده بود.ماشین زردی از جلویش رد شد.با عجله داد زد:(تاکسی!)
تکیه داده بود و بی صدا می گـریست.این نمی توانست عشـق بـاشد.کارل نمی توانست عاشق باشد!خدایا چقدر ترسیده بود!راننده پرسید:(کجا می رید؟)
کجا؟نفهمید چطور شد چهره ی میبل مقابل چشمانش آمد:(منزل آقای سویینی رو می شناسید؟)
(پرنس سویینی؟مگه کسی هست اونو نشناسه؟اونجا تشریف می برید؟)
(بله اما پول همراهم نیست,وقتی رسیدیم می دم.)
(اختیار دارید...ما از مهمون آقای وکیل پول نمی گیریم!)
وکیل؟!ویرجینیا ازآینه به چهره ی جوان راننده نگاه کرد.آدم شوخی بنظر نمی آمد!
خانه ی خاله اینها خلوت بود.چون ظهر بود خدمتکارها بـرای استراحت به اتـاقهایشان رفـته بودند و فـقط رئـالف و میـبل به پیـشوازآمدند و او چقـدر به آن محیط آرام وآن زن آرامش بخـش نـیاز داشت.میبـل از چشمان مرطوب و سرخ و سر و وضع نامرتب او به چیزهایی پی برد اما باز اجازه داد او درد دل کند وآرام شود و ویرجینیا درد دل کرد وآرام هم شد.میبل مادربزرگی بودکه او هیچوقت نـداشت اما هـمیشه احتیاج
داشت!
***
شب دایی آنجاآمد.وقـتی ویرجینیا خبر را از خـدمتکار شنید بـند دلش پاره شد.چراآمده بود؟خود را با نگرانی و دودلی بالای پله هـا رساند.دایی در سالن پایین بـود و وحشیانه قـدم می زد.او عصبانی بـود!کاش خاله یا پرنس خانه بودند:(سلام دایی.)
دایی سر بلندکرد:(سلام و زهرمار!بیا پایین ببینم!)
زانوهای ویرجینیا به لرز افتاد اما به سرعت پایین رفت:(چیزی شده؟)
دایی تا یک قدمی اش نزدیک شد:(بله که شده!پسرم از عشق تو دیونه شده و تو می ذاری و می ری؟)
نفرت در وجود ویرجینیا پیچید:(بله دیونه شده!با وجود اینکه با هلگا نامزده به من درخواست می داد!)
دایی داد زد:(چون عاشقت شده بود!)
ویرجینیا هم صدایش را بالابرد:(چون عاشقم بود بهم حمله کرد؟)
(اگه عاشقت نبود دست به خودکشی نمی زد!)
(چی؟!خودکشی؟)صدا درگلویش حبس شد:(چطور؟چکارکرده؟)
(خودشو از بالکن به استخر خالی بابا اینها انداخته...هر دو پاش شکسته!)
ویرجینیا نمی توانست باورکند:(نه...این ممکن نیست!)
دایی با صدای بغض آلودی گفت:(اگه بـاور نمی کنی بیـا بریم خودت ببـین!ون داره بخاطر تـو با جـونش بازی می کنه اونوقت تو...)
وگریست!ویرجینیا احساس کرد قلبش را پاره کردند:(دایی لطفاً خودتونوکنترل کنید...من,من متاسفم...)
بناگه صدای تمسخرآمیزی در سالن طنین انداخت:(تو رو خدا بس کن مردک حقه باز!)
پرنس بود.درآستانه ی در پوشیده در بلوز شلوار سیاه ایستاده بود.بغض گلوی ویرجینیا را فشرد.چقدردلش بـرای چشمان آبی و چهره ی جذاب و شیرینش تنگ شده بود.دایی با ناباوری به سویش نگاه کـرد.پرنس می خندید:(هر جا بخواهی می تونی دروغهای کثیفتو بگی اما توی خونه ی من نمی تونی!)
ویرجینیاگیج شده بود.دایی هم!:(تو چی می خواهی بگی؟)
پرنس یک دستی در را بازکرد:(می گم گورتوگم کن!)
دایی غرید:(خیلی پست شدی!)
(مجبورم مثل تو باشم تا زبونم رو بفهمی!)
دایی بناچار رو به ویرجینیاکرد:(بیا بریم...توی راه حرف می زنیم!)
و خواست دستش را بگیردکه ویرجینیا قدمی عقب گذاشت.او نمی خواست موضوع ادامه پیداکند اوهنوز هم کارل را نمی خواست!این حرکتش دایی را شوکه کرد:(یعنی چی؟!)
پرنس بجای ویرجینیا جواب داد:(یعنی خداحافظ!)
دایـی دقـایقی ساکت و متعجب بـه ویـرجینیا نگـاه کرد و بـعد زمزمه کرد:(پس زنـدگی پسرم عین خیالت نیست!)
ویرجینیا ناراحت شد:(نه دایی فقط من...)
دایی بانفرت حرفش را برید:(فاحشه ی سرراهی!دیگه به چشمم دیده نشو!)
ویرجینیا احساس ضعف کرد!دایی برگشت و به سرعت خانه را ترک کرد.ویرجینیا دیگر نـتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد.صورتش را با دو دست مخفی کرد و هق هق گریست.میبل به کمکش رفت چه خوب که شانه ی استوار او بود.در بـسته شد و قـدمهایی که مطمعناً متعـلق به پرنس بود نـزدیک شد:(می بینم که بازم حماقتت کار داده دستت!)
میبل ناراحت شد:(لطفاً پرنس...دخترک بیچاره از صبح...)
(می شه بری کنار میبل؟من می دونم چی می گم!)
میبل رهایش کرد و ویـرجینیا همچنـان سر بـه زیر ماند.پرنـس به او نزدیک نشد:(می دونستم خیلی ساده و زودباوری اما نه دیگه اینقدر!)
ویرجـینیا به پـاهای اوکه محکم و مطـمعن روبرویش ایـستاده بود,نگاه کـرد و پرنس ادامه داد:(به من بگو جداًعـشق کارل رو باورکردی؟)
ویرجینیا سر بلندکرد.لبخند تحقیرکننده ای بر لبهای زیبای پرنس نقش بسته بود:(یعنی واقعاً توخیال کردی عاشقت شده واز عشق تو دست به خودکشی زده؟)و شروع به قدم زدن به دور اوکرد:(تمام اون مزخرفات عاشقـانه که احتمالاًتـوی این مدت برات بازی کرده جزو نقشه هاش بوده برای راضی کردن تو...و ظاهراً داشته موفق می شده!)
بله چیزی که از پرنس انتظار می رفت این بود اما امکان داشت درست باشد؟(توکارل رونمی شناسی...اون هر هفته با یک دختر می خوابه!عاشق شدن یا به عبارت ساده تر عیاشی توی خـون اونه اما خـوب مساله ی تو فرق میکرد پدر و مادرش باید همه چیز رو درمورد ثروتت به اون گفته باشندکه اون اینطوربرای بدست آوردنت نقشه ی ماهرانه کشید و اجراکرد و می بینی که چقدر دایی راحت و خوب کمکش می کنه!)
احساس آرامشی ناگهانی ویرجینیا را در برگرفت.بله دیرمی هم به او تذکر داده بود باور نکند...براین هم... و حتی اگر واقعیت داشت اوکه کاری نمی توانست برایش بکند!(یعنی اون خودکشی نمی کرده؟)
پرنس قهقهه زد:(مسلمه که نه!)
و روبرویش رسید و ایستاد.جای زخم پیشانی اش بشکل یک حلال از فرق سر تا نزدیک ابروی راستش از زیر موهای طلایی کنار رفته,دیده می شد:(اون افتاد چون مثل سگ مست کـرده بود...)و همانطور خـندان دوباره راه افتاد:(خودکشی...خدای من!)
***
ساعـت یازده شب بودکه براین دنبالش آمد.ویرجینیا تازه گل ساختن را تمام کرده بود.گلی که به اصرار میبل برای فـرار از ناراحتـی و فکر و به لج پـرنس درست کرده بود.پـرنس حـمام بود و او وقت برای صبر کردن و نشان دادن گل و یادآوری قرار قبلی او مبنی بر رقصیدن پرنس در عوض ساختن آنرا,نداشت.پس به اتاقش رفت تاگل راکه یک مینای سفید بود در اتاقش بگذارد و نامه ای کوتـاه برایش بـنویسد...دوباره
دیدن تخت او تن ویرجینیا را مورمورکرد.لبهای او...بوسه ی او...عشق او...زیباترین چیزهای عالم بود.
اتاقـش مرتب و تمیـز بود و روی میز تحـریرش تقـریباً خالی بود.گل را بر روی میزگذاشت و برای یافتن کاغذ و قلم یکی ازکشوهای میز را بازکرد.چندیـن کتاب ضخیـم کنار و روی هم چیده شده بود.با عـجله بست وآن یکی کشو را بازکرد.دسته ای ورق نوشتـه شده و یک جعبه ی فـلزی کوچک بـر رویشان بـود.
ورقـه ها را بـرداشت تـا بلکه کاغذ سفـیدی ازلایشان پـیداکندکه متوجـه زیـبایی پـسرانه ی خـطش شـد و بی اختیار سرمقاله را خواند"قاضی ویلسون چه می گوید؟"ویرجینیا متعجب شد.باکنجکاوی ادامه ی ورقه را نگـاه کرد.نـوعی مصاحبه ی رسمی بنظـر می آمد.کـشوی قـبلی را بـازکرد و تیـترکتـابها را خـواند"در
کـریدورهای تنگ دادگاه","قـوانین دولتی بند سـه","مجازات"اما اینهاکتابهای درسی بودند!مال دانشجو های حقوق!یعنی چه؟مگر پرنس دانشجوی هنر نبود؟یعنی پرنس دروغ گفته بود؟به همه؟!آن کشو رابست و متـوجه جعبه درکشـوی قبلی شد.یعـنی درآن چه می تـوانست باشد؟بـرداشت چیزهای سنگینی داخلش صـداکردند.گلـوله بود؟!بازکرد و ازآنچه دیـد متعجب سر جا ماند.یک مشت تیله ی کهنه!ناگهان صدایی
در اتاق پیچید:(بازرسی ات تموم شد؟)
پرنس بود!با حوله ای به دورکمر,نیمه لخت و خیس وارد اتاق می شد.ویرجینیا بناگه آنچـنان هـل کردکه جـعبه را از دستـش انداخت و تیله ها از داخلش به بیرون پرتاب شدند و اطراف قل خوردند!(میشه بگی تو توی اتاق من چه غلطی می کنی؟)
عرق شرم و ترس بر تن ویرجینیا نشست:(من...من فقط...کاغذ...)
پرنس روبرویش رسید.آنقدر عصبانی بنظر می آمدکه ویرجینیا از تـرس اینکه او را بزندکمی عـقب رفت! (کسی ازت خواسته جاسوسی منو بکنی؟)
ویرجینیا لکنت زبان گرفته بود:(نه...نه...گل درست کرده بودم و...)و با عجله برگشت وگل را از روی میز برداشت:(ایناها...و می خواستم برات بنویسم چون براین اومده و...)
(تو چیزی ندیدی!)
ویرجینیا نفهمید:(چی ؟!)
صدای پرنس از شدت خشم می لرزید:(تو چیزی ندیدی...می فهمی؟هیچی!)
تـن ویرجینیا سرد شد.پرنـس ازلای موهای خیسش که بـر پیشانی اش چسبیده بودآتشین نگاهش می کرد: (وای به حالت اگه به یکی بگی!)
ویرجینیاآنقدروحشت کرده بودکه نمی توانست حرف بزند.هیچوقت او را تـا این حد عصبانی ندیده بـود: (من...من متاسفم!)
پرنس دندان بر هم فشرد:(مطمعنم!)
ویرجینیا از زیر چشم میدیدکه دستهایش راهم مشت کرده!(اگه روزی بفهمم به یکی گفتی من دانشجوی حقوق هستم می کشمت,هم تو رو هم اونو!...می شنوی؟)
ویرجینیا احساس ضعف و بی هوشی کرد:(بله...بله...چشم!)
پرنس از سر راهش کنار رفت:(حالابروگم شو!)
ویرجینیا به زحمت خود را از افتادن حفظ کرد و هر طوری بود خود را به بیرون اتاق رساند.
10 عـلامـتـي
بیا بنویسیم
بیا بنویسیم روی برگ روی آب روی دفتر موج رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه ست
مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه س
با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
اوج هر صدای عاشق که شکستنی نیست
با صدام میام همه جا تو رو می نویسم
روی آینه گریه هام گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدام نبض عشق زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم...
توی خواب خاک ریشه ها موسم شکفتن
هم صدای من می خونن وقته از تو گفتن
چشم بسته مو تو بیا به سپیده وا کن
با صدام میام همه جا تو رو می نویسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
بیا بنویسیم...
با ترانه نفسهات من ترانه می گم
بیا که دیگه وقتشه وقت برگشتنه
بوی پیرهنت که بیاد لحظه دیدنه
با صدام میام همه جا تو رو می نویسم
روی آینه گریه هام گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدام نبض عشق زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم...
فلوراید
فلوراید در کاهش تخریب دندانی مؤثر است.این ماده در آب نوشیدنی معمولی عموماً وجود دارد . جایگزینی فلوراید نمی تواند جای بهداشت و عادات خوب بهداشتی دهان و دندان را بگیرد . برخی کودکان ممکن است هم فرم خوراکی و هم نوعی موضعی را با تجویز دندان پزشک نیاز داشته باشند
فلوراید یکی از مواد معدنی موجود در طبیعت است که خواص ضد پوسیدگی آن به صورت افزایش مقاومت نسج دندان به پوسیدگی و کاهش پتانسیل پوسیدگی زائی پلاک دندان بروز می کند. به طور کلی ۲ روش استفاده از فلوراید وجود دارد :
روش سیستمیک
فلوراید آب آشامیدنی بهترین روش پیشگیری از پوسیدگی است که میزان مصرف متعادل آن برای کاهش پوسیدگی ۷/۰ تا ۲/۱ PPM است . در نواحی گرم مقدار مصرف روزانه آب نوشیدنی بالاتر بوده و طبعاً فلوراید آن باید پائین تر باشد و برعکس . مقادیر بالاتر فلوراید آب ، دندان ها را بدشکل می سازد و آب این گونه مناطق باید با روش خاصی فلوراید آن کم شود( Defluoridization ) افراد در مناطقی که فلوراید آب آن ها کمتر از میزان متعادل است . باید مکمل فلوراید دریافت دارند .
مکمل فلوراید : به شکل قرص و قطره می باشد و فقط برای کودکانی که غلظت فلوراید آب آشامیدنی آن ها کمتر از حد مجاز می باشد . با توجه به سن کودک ، تحت نظر دندان پزشک تجویز می گردد .
روش موضعی
فلوراید تراپی توسط دندان پزشک
دندان پزشک ، محلول ، ژل یا وارنیش ( پوشش محافظ عموماً رنگی ) غلیظ شده فلوراید بر اساس ریسک و شدت پوسیدگی به کار می برد .
فلوراید تراپی حرفه ای در افراد فاقد پوسیدگی و یا دارای پوسیدگی خفیف ، هر ۶ ماه یک بار انجام شده و در پوسیدگی متوسط و شدید ، فواصل مصرف آن کمتر می باشد . پس از فلوراید تراپی به مدت ۳۰ دقیقه به کودک اجازه خوردن و نوشیدن نباید داده شود .
فلوراید مصرفی توسط خود بیمار
خمیردندان های حاوی فلوراید - دهان شویه های فلوراید
خمیردندان های حاوی فلوراید ، بی شک شایع ترین و وسیع ترین روش استفاده از فلوراید موضعی، خمیردندان می باشد . توصیه می شود در کودکان بالای ۳ سال از این گونه خمیردندان ها استفاده شود . این خمیردندان ها در کودکان زیر ۶ سال باید با نظارت والدین و با احتیاط مصرف شود ( به اندازه یک نخود )
دهانشویه فلوراید : مصرف این دهانشویه ها در کودکان زیر ۶ سال ، به علت عدم توانایی در کنترل رفلکس بلع توصیه نمی شوند ، مگر این که استفاده سیستمیک فلوراید مورد نظر باشد .
استفاده از میزان بالای فلوراید به شکل سیستمیک ، مشابه هر داروی دیگر عوارضی را در پی خواهد داشت ، به ویژه در کودکان ، مصرف سیستمیک فلوراید باید با احتیاط باشد . علائم مسمومیت حاد با فلوراید ، تهوع ، استفراغ و درد شکم می باشد .
مسمومیت مزمن ( فلوروزیس دندانی ) : عبارت است از جذب مقادیر اضافی فلوراید در طی یک دوره طولانی زمان تکامل دندان ها و عامل اصلی آن مصرف آب آشامیدنی حاوی مقادیر بالای فلوراید در نوزادان و کودکان طی ۶ سال اول زندگی است .
در خفیف ترین شکل : فلوروزیس خال یا لکه های کوچک سفید مات روی مینای دندان است که با شدید شدن قهوه ای شده و فرورفتگی ایجاد می شود .
منبع: سايت شركت اميد گلستان حيات
حکایت
زخم های عشق
مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند.ا
مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد . پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود ....ا
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد . مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت .ا
تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند . کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود , صدای فریاد مادر را شنید , به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت .ا
پسر را سریع به بیمارستان رساندند . دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد . پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود .ا
خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از و خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد .ا
پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد , سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت : این زخم ها را دوست دارم اینها خراش های عشق مادرم هستن
پس کوچه ی چشمات
دنبال عشقم می گردم دنبال یه سروناز
دنبال یه راهه دررو ، از قمار عشق تو
ولی نه ، دلم میگه این یکی رو حتما بباز
نازنین از تو قفس دلم برات پر میکشه
دنبالت میام به هر جا ، تا به هر جا که بشه
نمی خوام تو رو ببینه غیر من ، حتی یه گل
میگم ای وای نکنه ، نکنه که اون عاشقشه
بیا بریم از این دیار ، بیا بریم تنهام نذار
بیا بسازیم قصر عشقی واسه هم پروانه وار
بیا که من منتظرم ، بدون تو دربدرم
بیخیال حرف مردم شو ، بیا بشیم دو یار
ناز و ادات قشنگترین درد و غمای عالمه
آخرش هُرم چشات ، آتیش به جونم میزنه
چقدَر فرار کنم از دو چشای اطلسی
عزیزم ناز نگات بسته به این جون منه
بیا بسازیم قصر عشقی واسه هم پروانه وار
بیا که من منتظرم بدون تو دربدرم
بیخیال حرف مردم شو ، بیا بشیم دو یار...
کی میدونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام...
خانه ی کلایتونها
کننده شده بود.اوکه بخاطر بستری بودن نـامزدش از همه چـیز بی خبر,یا به ملاقـاتش می رفت یا در خانـه می ماندو باآه و ناله و شکایت هایش همه راکلافه می کرد و مسلم بود این ناراحتی و رفتارش بر روحیه ی ویرجینیاکه خود را در این ماجرا سهیم می دانست,تاثیـر مستقیم می گـذاشت.غـیر از اینها برخـورد سخت
پرنس بعد از دیدن کتابهایش,او را نگران وناامیدکرده بود.دیگر مطمعن بود رابطه اش بطورکامل با او قطع شده بود.پـرنس حـتماً از او مـتنفر شده بود و او دیگـر روی رفـتن به آن خانه و شانـس دیدن معشوقـش را نداشت.اما عجیب تر و متفاوت تر از همه رفـتار خاله پگی بود.از لحظـه ی ورودآنچنـان با ویرجینیاگـرم و مهربان ودلسوزانه برخورد می کردکه تا حد فکر از دست دادن سلامتی روانی اش,ویرجینیا را می ترساند! به او محبتهای بی جا و وافری می کرد,هدیه می خرید,ناشیانه شوخی می کرد,او را به حرف می کشـید,از عقـایدش می پرسید و البته در هـر فرصتی از براین تعـریف می کرد!ویرجینـیاکه علت این کارهایش را از نگاه خشمگینانه ی براین فهمیده بود,بجای خوشحال شدن حرص می خورد!
وسط هفته بودکه خاله برای رسیدن زودتر و بهتر به منظورش,از براین خواست ویرجینیا را به سینما ببرد و براین بالاخره ترکید:(ماما لطفاً تمومش کن!سه روزه خودتو مسخره کردی دیگه بسه!)
خاله که از پسر سر به زیر و ترسواش انتظار چنین جوابی نداشت با ناباوری خندید:(تو چت شده؟)
براین سراپا از خشم می لرزید:(هممون می دونیم توی سینما چه غلطی می کنند!)
ویرجینیا شوکه شده بود.خاله هنوز هم باور نمی کرد:(من می خوام ویرجینیا سرگرم بشه!)
(چرا؟)
(خواهرزاده ی منه و من دوستش دارم!)
(دروغ نگو!هممون علتش رو می دونیم...)
خالـه با نگرانی به ویرجـینیا نگاهی انداخت و براین جمله اش راکامل کرد:(بله اونم همه چیز رو می دونـه چون من بهش گفتم!)
خاله وحشت کرد:(تو...دیونه شدی؟!)
بناگه براین دادکشید:(هستم ماما...من دیونه هستم!اینو می خواهی بگی؟دیگه از نقطه ضعفهام نمی تـرسم,دیگه از تهدیدهات نمی ترسم...من مثل شماها نیستم نمی تونم با احساسات دیگران بازی کنم,دروغ بگم, قلب بشکنم یا مثل حیوون حمله کنم و تجاوزکنم!من نمی تـونم ماما...من ویـرجینیا رو دوست دارم اما نـه
بخاطر تهدید تو!)
قلب ویرجینیا لرزید.خاله با تمسخر خندید:(اینها رو از کدوم کتاب خوندی؟)
براین با خستگی گفت:(ازکتاب عشق!کتابی که تو هیچوقت نخوندی!)
خاله خشمگین خندید:(عشق؟تو از عشق چی می دونی غیر از پرنس؟برای تو زندگی یعنی پرنـس! خواب یعنی پرنس!غذا یعنی پرنس!)
ویرجینیا خشکید!براین هنوز خونسرد بود:(من هیچوقت از عاشق بودنم شرم نکردم!)
(اما اون پسره ترکت کرد نه؟مریضت کرد...بدبختت کرد,اذیتت کرد,اینه جوابش؟دوست داشتن؟)
(تـو هیچوقت نمی تونی بفـهمی چون هیچوقـت منو نشناختی,درکم نکردی,پیـشم نبودی,کمکم نکردی, دوستم نداشتی,راستی ماما...)
و لبخند تلخی بر لبهای رنگ پریده اش نقش بست:(تو از عشق بگو...تو از اون چی می دونی غیر ازسکس و پول و شهرت و...)
و سیلی خاله برگونه اش فرودآمد!شترق!ویرجینیا جیغ کوتاهی کشید و به گریه افتاد اما براین هنوزآرامش خـود را حفظ کرده بود.خاله لحـظه ای ساکت و پشیمان به چشمان سرد اما معصوم پسرش خیره شد و بعد آهی کشید:(من صلاحت رو می خواستم,امیدوار بودم ویرجینیا بتونه کمکت کنه!)
براین زمزمه کرد:(صلاح من؟صلاح من یا خودت؟)
خاله جواب نداد و چهـره ی براین سخت تـر وگرفـته تر شد:(چطـور تونستی از من چنین چیزی بخواهی؟ چطور تـونستی تهـدیدم کنی؟چطور تـونستی اینـقدر بی رحم بـاشی؟)و اشک در چشمانش حلقه زد:(هـر بلایی سرم اومد تو مقصر بودی تو اجازه دادی بترسم,ناامید بشم,درد بکشم,تنها بمونم,گریه کنم,تو اجازه دادی عاشق بشم,مریض بشم,بدبخت و دیونه بشم...)
خاله با بی حالی گفت:(چکار باید می کردم؟)
(باید در حقم مادری می کردی تا من این احساس رو توی مادرهای دیگه نگردم!)
خاله مدتی ساکت به پسرش خیره شد بـعد سر به زیر انـداخت:(می دونی ویرجینیا,تـو خیلی خوش شانس بودی که مادری مثل سوفیا داشتی...مادرت هم خوش شانس بودکه مادری مثل شرلی داشت....)و سر بلند
کرد و رو به پسرش گفت:(تو بگو من مادری کردن رو باید ازکی یاد می گرفتم؟)
لبخنددلسوزانه ای بر لبهای براین نقش بست:(از شرلی...خودت می دونی اون برای بابابزرگ زیادی خوب بود و عشقش برای همه کافی بود!)
خاله سر تکان داد و لبخند تلخی زد:(درسته!...چرا اینو زدتر نفهمیدم؟)وآه عمیق تری کشید و همچنان سر به زیر زمزمه کرد:(از بابت همه چیز از جمله سیلی معذرت می خوام!)
و بـه سوی در رفت و بی صدا خـارج شد.برایـن نگاه موفـقیت آمیزی به ویرجیـنیا انداخت و ویرجـینیا در جوابش لبخند زد.
***
فردای همان روز ویرجینیا در اتاقش دفترخاطراتش راکامل می کردکه صدای مشاجره ای از راهرو شنید خاله و شوهرخاله و براین بودند.ته راهرو دم اتـاق ماروین ایستاده بـودند و حرف می زدند.ویرجینـیا مدتی گـوش کرد تا اینکه ماجرا را فهـمید.ظاهراً ماروین صبح سر تمـرین نرفـته بود و تـاآنوقت روز خـود را در اتاقش زندانی کرده بود و حالانه جواب درست حسابی می داد و نه در را باز می کرد!
شب شده بـود و خانـواده,عاجـز در سالن جمع شده بـودند و مـشورت می کردند.هـلگا تازه از بیمارستان برگشته بود و داشت مثل ویرجینیا و مادرش به صحبتهای پدر و برادرش گوش می کرد(نمی تونیـم در رو بشکنیم بابا...اونوقت اعتمادش نسبت به ما از بین می ره!)
(من نمی فهمم این پسره چش شده؟!مربی اش می گه یک هفته است سر تمرین هم نمیاد!)
(نکنه توی مسابقه ای,چیزی,شکست خورده؟)
(اتفاقاً توی مسابقات ایالتی برنده شده و قرار بوده به ما سورپرایز بکنه!)
همه احساساتی شدند!(اما هر چیه به ورزش مربـوطه چـون هممون می دونیم زندگی و عـشق ماروین یعنی ورزش!)
(نکنه صدمه دیده؟)
سکوت نگران کننده ای حاکم شد.براین به سوی در رفت:(یکبار هم من برم باهاش حرف بزنم...)
و با عجله خارج شد.آقای کلایتون به سوی تلفن رفت:(منـم به دوستش هانس تـلفن کنم شایـد اون بدونه این پسره چه مرگشه!)
خاله به گریه افتاده بود و ویرجینیاکه طاقت دیدن نداشت بدنبال براین خارج شد.
به دراتاق برادرکوچکش تکیه داده بود وآهسته چیزی می گفت.با دیدن ویرجینیا اشاره داد دورتر بایستد و ساکت باشد.صدای ماروین گرفته شنیده می شد:(خیلی می ترسم براین...)
براین با وجود چهره ی نگران,با ملایمت پرسید:(از چی می ترسی؟اینکه راه علاجی نداشته باشه؟)
(می دونم راه علاج نداره!)
(اما تو باید بگی چی شده شاید من...)
(نه براین...این فقط ناراحتت می کنه!)
(نگرانی بیشتر ناراحتم می کنه...به من بگو...من برادرتم,دوستت دارم و می تونم کمکت کنم!)
(من بدبخت شدم براین!)
براین با درد پلک بر هم فشرد:(تعریف کن عزیزم...)
(دو هفته قبل وقت برگشتن از باشگاه منوگرفتند...)
(کی ها؟)
(نـفهمیدم...نقاب داشتنـد...سه نفر بودند...منو توی یک ماشین هل دادند و...و...تمام آرزوها و افتخارات و آینده ام رو ازم گرفتند...)
(چطور؟)
(دیگه نمی تونم توی مسابقات شرکت کنم,دیگه نمی تونم بدوم و قهرمان بشم...)
ویرجینیا وحشت کرد اما براین هنوز خـونسردی خـود را به سختی حفـظ کرده بود.ماروین با صدای بغض آلودی ادامه داد:(دیگه روی بـیرون در اومدن رو نـدارم,مسابـقات کشوری ام رو لغـو می کنند, موفـقیتم, شانس و غرورم از دست رفت...آبروم رفت,من سقوط کردم براین...)
براین نفس عمیقی کشید:(هر اتفاقی برات افتاده باشی می تونی دوباره سر پا بایستی و دوباره شروع کنی... من باور می کنم تو روح ورزشکاری داری و نمی تونی شکست رو قبول بکنی...تو قوی هستی ماروین!)
(نه نیستم براین...دیگه نیستم!تا امروز صبح منم هنـوز امید داشتـم اما اونها دست از سرم بـر نداشتند...دیگه نمی تونم مبارزه کنم...روح ورزشکاری دارم اما جسم ورزشکاری دیگه ندارم!)
براین دیگر نتوانست تحمل کند:(تو رو خدا ماروین در رو بازکن ببینم چی شده!)
قفل در چرخید.براین فاصله گرفت و ویرجینیا به دیوار راهرو چسبید تا دیده نشود.لای در باز شـد و دست ماروین به بیرون دراز شد:(ببین!)
ویرجینیا چیزی ندید اما براین با ناراحتی نالید:(خدای من...چی شده ماروین؟!)
و مچ دستش راگرفت.ماروین وحشت کرد:(نه...ولم کن!)
وکشید اما براین در را هل داد و داخل شد:(اینها چیه ماروین؟)
و صدایش لـرزید.ویرجینیا دیگر نتوانست تحمل کند و پیش دوید و ماروین را دیدکه دستهایش را به دور کمر برادرش حلقه کرد و به آغوشش فرو رفت:(به من دارو تزریق کردند براین...منو معتادکردند...)
تاآخر هفته فکر و ذکر تمام افراد خانه ماروین بود.سعی می کردند راهی پیداکنند وکاری بکنند اما چون مارویـن از پخش شدن خبـر می تـرسید,اجازه ی هـیچ کاری به کسی نـمی داد.او مجـبور بود از ورزش و مسابقات کلاًکناره گیری بکند.لااقل تا مدتی که اثر هروئین از خونش برود و با وجود بی میلی برای یافتن آن سه نفر با پلیس همکاری کند.اماآخر هفته چیزی که می ترسیدند اتفاق افتاد.چندخبرنگار برای مطمعن
شدن از شایعه ی معتادشدن قهرمان کالیفـرنیا,دم در خانه آمدند.خبـر از جایی درز پیداکـرده و پخش شده بود.تا بجنـبند ماروین از خانه فـرارکرد!این ضربه ی عمیقـتر,خانـواده را از پـا انداخت.دیگـر تمام حرفها و کـارها و فکرها وگریـه ها و تلفن کردنهـا بخـاطر مارویـن بود.آخر هفتـه رسید اما مشکلات فـامیل اجـازه نمی داد همه مثل قبل با خیال راحت جمع شوند.دایی هنری هـنوز غایب بود,نیکلاس هنوز در بـیمارستان بود,لوسی شاید از لحاظ فیزیکی بهتر شده بود اما از بیماری روانی و جدی وعجیبی رنج می برد,کارل هم ویلچرنشین شده بود و حالاموضوع ماروین کاملاًاعصابها راکش آورده بود.ویرجینیاکه بعد از اتفاق کارل و دعـوا بـا دایـی نمی تـوانست آنجـا بـرود و از طرفـی دیگـر جـرات روبـرو شدن بـا پـرنس را نـداشت و
نمی خواست آنجا برود و از سویی دیگر از ماندن درآن خانه که پر از غم و افسردگی و نگرانی بودخسته شده بود,از روی بیچارگی به فیونا تلفـن کرد و با شرم ازآنها خـواست او راآن هـفته مهمان کنند اما وقـتی وارد محیط آن خانه شـد متوجه تغییر رفتارها و روحیه ها شد.آنجا هم دیگر محل گرم و شیرین قبلی نبود.
اصلاًمعلوم نبود مشکل چیست و چه چیزی باعث بهم ریختن روابط آندو شده بود.تنها چیزی که ویرجینیا هر روز شاهد بود دعوا بود و تهـدید وگـریه!اروین تغـییرکرده بود.هـر لحظه فـیونا را می پـایید.تلفـنهایش راگوش می کرد,هر چه فیونا می گفت دروغ قلمداد می کرد,هرکاری فیونا می کرد ایـراد می گرفت,هـر تصمیمی فیونا می گرفت مخالفت می کرد و سر هیچ و پوچ آنقدر پرس و جو می کـردکه فـیونا از شدت
خـشم به گریه می افـتاد.یک هفـته به همین منوال گذشت و جمعه از راه رسید.فیونا برای خرید رفته بود و ویرجینیا بی کار در اتاق خود نشسته بود و فکر می کرد این هفته کجا می توانست برودکه صدای شکستن شیشه مجبورش کرد برای یافتن منبع و علت صدا از اتاقش خارج شود.مدتی گشت و اروین را صداکرد تا اینکه او را در اتاق خوابشان پیداکرد.هنوز پیـژامه بـتن داشت,روبروی میـز توالت ایستاده بـود و از دستش خون برکف چوبی اتاق می چکید!ویرجینیا با وحشت داخـل شد و بـا دیدن تکه های خـورد شده ی آینه, پخش در اطراف میز,به همه چیز پی برد.اروین با مشتش آینه را شکسته بود.ویرجینیا با شجاعت پیش رفت :(حالتون خوبه؟)
و نـیم رخ ارویـن را دید.می گریست!ویرجینـیا از دیدن قـطرات اشک مرد بیـست و شش ساله ای چون او مغرور و مهربان,آنـچنان شوکه شدکـه رسمیت راکـنارگذاشت و بـا نگرانی و دلسوزی دست بـر شانه اش گذاشت:(چی شده اروین؟)
اروین سر به زیر انداخت:(فیونا داره بهم خیانت می کنه!)
ویرجینیا متعجب شد:(خدای من!تو چی داری می گی؟این تهمته...گناهه...)
اروین غرید:(تهمت نیست...من می دونم داره خیانت می کنه!)
ویرجینیا بازویش راگرفت:(بیا بشین...)
ارویـن مطیعانه رفت و لب تـخت نشست اما همچنـان سر به زیر ماند.ویرجینیا از روی میـز بسته ی دستمال کـاغذی را برداشت و چند ورق بیرون کشید و بر روی بریدگی گذاشت تا جلوی چکیدن خون را بگیرد: (چی باعث شد این فکر رو بکنی؟)
(توی تلفن باهاش حرف زدم...)
(باکی؟)
(با معشوقش!)
ویرجینیا ناباورانه به صورت خسته ی اروین نگاه کرد:(چی گفت؟)
(گفت کنار بکشم تا اونها به هم برسند!)
(تو نمی تونی به حرفهای یک غریبه اعتمادکنی!)
(اما مرد هر چی گفته راست در اومده!)
یعنی ممکن بـود؟اروین دستـش را از دست او درآورد و بـا شرم گفت:(من اونـو دوست دارم اما اون داره عشق منو هدر می ده!)
(من مطمعنم فیونا بهت خیانت نمی کنه این فقط یک سوءتفاهمه...)
بناگه اروین عصبانی شد:(منـم مطمعنم به من خیانت می کنه!دو هفـته است اونو زیـرنظر دارم به بهانه های مختلف از خونه در میاد,زیاد با تلفن حرف می زنه و دیگه باهام عشقبازی نمی کنه!)
عـرق شرم گونه های ویرجینیا را بـرافروخت و خدا را شکـر اروین با حواس پرتی از جا بلند شد و اتاق را ترک کرد.
وقت نـاهار شده بود و ویرجینیا بـا وجود نگرانی از ادامه ی ماجرا,سراغ غـذا رفت.از همه جا بوی سیگار می آمد.عجیب بودکه اروین با وجود سیگاری نبودن آنقدرکشیده باشد!چنـد بار تلفن زنگ زده و ارویـن دقایق کوتاهی صحبت کرده و سریع قطع کرده بود.ویرجینیا می دانست تاخیر فیونا باز دعوایی براه خواهد انـداخت.هنوز هم نمی توانست باورکند فیونا,زنی که آنقدر از زندگی اش راضی بود,چنین کاری بکند.با
ورود اروین به آشپزخانه,ویرجینیا بخودآمد.هنوز پیژامه بـتن داشت و بسیار عصبی و متفکر بنـظر می آمد. ویـرجینیا دوست داشـت بـاز هـم به طریقی بـا او وارد صحبت شـود و شـانـسش را بـرای بـر طرف کـردن اختلافشان امتحان کندکه خود اروین شروع کرد:(یک تصمیمی گرفتم!)
ویرجینیا امیدوارانه به او نگاه کرد و او ادامه داد:(می خوام ازش انتقام بگیرم,می خوام بهش نشون بدم منم می تونم بهش خیانت کنم!)
(اما این بی انصافیه!)
اروین به پنجره بـزرگ آشپزخانه نزدیک شد و خیابان را نگاه کرد:(اما اونم در حق من بی انصافی کرده!) و خندید:(داره میاد!)
ویرجینیا ترسید.اروین به سویش برگشت:(تو بایدکمکم کنی!)
ویرجینیا عصبانی شد:(اوه نه,متاسفم اما نمی تونم برای ناراحت کردن فیونا باهات شریک بشم!)
اروین غرید:(اما من پسرخاله ات هستم...)
صـدای قدمهای فیونا بر پله های مرمری جلوی در شنیده شد و خش خش نایلون.ویرجینیا برای فرارگفت: (مثل اینه چیزهایی خریده,می رم کمکش!)
و بـه سوی در می رفت که اروین همچون عـقاب بر رویش پـرید,او راگرفت و دست بر دهانش گذاشت. کلید در چرخید و صدای فیوناآمد:(ویرجینیا...کجایی؟ یاکمک!)
و باز خرت خرت پاکت!صورت خشمگین اروین مقابل دید ویرجینیا بود و می توانست ضربان قـلب او را هـماهنگ با نـفس خودش بر سینـه اش احساس کنـد.ویرجینیا نمی توانست بفـهمد اروین چـرا این کار را می کرد.اگر فیونا واردآشپزخانه می شد و می دیدکه ویرجینیا در چه حالت اجبار و رنجی قـرار دارد ایـن چه کمکی می توانست به اروین بکند؟ثانیه ای نگذشت که همه چیز تغییرکرد و حقیقت تلخ قـصد اروین
معـلوم شد.او را به سرعت از عـقب بر روی میزآشپزخانه انداخت و در حالی که همچنان با قدرت دهان او را بسته نگه داشته بود,خود را بر رویش انداخت.بدون هیچ عمل یا تماس شهوت آلودی.فقط ظاهر داشت ظاهری غیر قابل توضیح و تکذیب!ویرجینیا اصلاًنفهمید چه شد و چقدر طول کشید.لحظه ی دیگر او رها شده درکنـار اروین ایستاده بود و فـیونا درآستانه ی در!پاکتـها ازآغـوشش رها شدنـد و با خوردن به کف مرمری آشپزخانه ترکیدند و میوه ها به هر سو غلت خوردند(شما...شما داشتید چکار می کردید؟)
تمـام تـن ویرجیـنیا از تـرس آنچنـان به رعشه افـتادکه بـرای سرپـا ماندن به میـز چنگ انـداخت.بله چکـار می کردند؟هیچ جوابی نمی توانست منطق صحنه ی خیانت را تشریح کند!اروین به راحـتی گفت:(متاسفم فیونا اما ما مدتیه با هم رابطه داریم!)
ویرجینیا نالید:(نه...دروغه!)
اشک پلکهایش را سوزاند.بغض آنچنان خفه اش می کردکه نمی توانست نفس بکشد چه برسد بـه حرف زدن و توضیح دادن!فیونا به چهره ی شوهرش خیره مانده بود و رنگش داشت به سفیدی می گـرائید:(پس تو خیانت می کردی؟!)
اروین لبخند زهراگینی به لب آورد:(آره...چطور؟خوشت نیومد؟توکه مزه اش رو خوب می دونی!)
فیونا با تمام قدرت داد زد:(می کشمت!)
وچرخید و به وسایلهای روی کابینت چنگ انداخت و هر چه بدستش رسید به سوی شوهرش پرتاب کرد ویرجینیا نمی توانست حرکت کند.زانوهایش می لرزید و اشک ترس می ریخت.شیشه های مربا و ترشی, بشقابها,فنجانها...یکی پس از دیگری جلو و اطراف پاهایشان می افتادند و می شکستند.فحشها یکی پس از دیگری نثارشان می شد:(پست فطرتها...کثافتها...بریدگم شید...از هر دوتون متنفرم...)
ویرجینیا سعی میکرد قانعش کند:(فیونا تو داری اشتباه می کنی,اروین داره دروغ می گه,ما رابطه نداریم!)
اما صدایش در میان صداهای ناهنجار شکستن و ریختن و فریادهای فیوناگم می شد.فیونا تماماً دیوانه شده بود.مدتی هم به این رفتار وحشتناک ادامه داد تا اینکه چیزی برای پرتاب کردن نماند!ویرجینیا چند بارجا خالی داده بود اما باز نتوانسته بود سرش را از برخورد اشیاءحفظ کند و می دانست حرارت و جدیت اتفاق در حال وقوع مانع از درک درد و شدت صدمه است اما اروین که از روی عناد و یا شاید خشم از جـایش حرکت نکرده بود,صدمات زیاد و جدی خورده بود.لااقل ویرجینیاکبودی فک و خراشهای عـمیق خونی را در سر و صورتش می دیـد و می دانست اکثـر شکستنی ها در سـر او شکسته و غیر شکستنی ها به تن او برخوردکرده!وقتی فیونـا خسته و داغون درگوشه ای ایستاد تازه متوجه ویرجینیا شد و نعره زد:(از خـونه ام
گم شو فاحشه!)
و تا ویرجینیا بفهمد چکار می خواهد بکند,فیونا به سویش حمله ور شد و او را دو دسـتی هل داد.ویرجینیا به پهـلو بر روی خورده شیشه ها افـتاد و بـریده شدن رانـش را حس کرد اما درد قلب شکسته اش شدیدتر بود.باید می رفت.او دیگر نمی توانست حتی لحظه ای درآن خانه تحمل کند.به سختی از جا بلند شد و بـه
هـر ترتیبی بود خود را به در بیرونی رساند و شروع به دویدن کرد.اشکهای داغش قطره قطره و بی وقفه بر گونه هایش می بارید.او فیونا را دوست داشت و درکش می کرد و نمی خواست فکر بد بکند اما چاره ای جـز فـرار هم نداشت.فیـونا در شرایطی نـبودکه به حرفـش گوش کنـد چه برسد بـه باورکردن!می دوید و
می گریست.لعنت بر اروین چطور توانسته بود از پاکی او سواستفاده بکند؟می رفت و می گـریست.شوکه شده بـود,ترسیده بود,رانده شـده بود و باز هم تنها مانده بود...دوید و دوید تا اینکه خسته شد و مجبور شد بایستد.نمی دانست کجاست.اطراف را نگاه کرد.یک چهـار راه بود.خلوت بخاطر ظهر بـودن!متوجه رانش
شد.خون رقیق وگرم تا زانویش رسیده بود.رفت و بر سکوی کنارخیابان نشست.زن میانسالی می گـذشت. متوجه او شد و پیش آمد:(دخترم چی شده؟)
ویرجینیا بـاگنگی به او نگاه کـرد.احساس ضعـف و خواب آلودگی می کرد.زن دلسوزانه پـرسید:(اتفـاقی برات افتاده؟کسی کتکت زده؟پول نداری؟غریبی؟)
بغض گلوی ویرجینیا را فشرد.هـر چه زن گفـته بود راست بـود سرش را به علامت بله تـکان داد.زن کیف کوچکی راکه از ساق دستش آویزان بود بازکرد:(بذار بهت پول تاکسی بدم...جایی رو داری بری؟)
نه!او دیگر جایی را نداشت!این حقیقت تلخ او راآنقدر وحشتزده کردکه بی اختیار از جا پرید و دیوانه وار شروع به دویدن کرد.زن در پی او داد زد اما او نایـستاد.دیگر چـیزی نمی شنید.بایدکسی را پـیدا می کرد.
بایدکسی می بود!چشمش به یک باجه ی تلفن افتاد از یک رهگذر سکه گرفت و به کسی که باید از ایـن ماجـرا بـا خبـر می شد و شایـد می تـوانست کمکش کنـد,تلفن کرد.خـدا را شکر خـود بـراین گـوشی را برداشت. شنیدن صدای یک دوست آنقـدر ویرجینیا را احـساساتی کردکه نمی تـوانست ماجرا را تـعریف
کند.بالاخره به هر ترتیبی بود خلاصه وار چیزهایی گفت.براین بـاآنکه بسیار نـاراحت و شوکه شده بود,بـامهربانی از اوخواست همانجا بماند تا او دنبالش برود.بعد از قطع تلفن,همان اطراف شروع به قدم زدن کرد مگـر او می تـوانست به خـانه ی کلایتونهـا برود؟او بـاعث از هم پـاشیدگی زندگی پـسرشان شده بود چـه
گناهکار چه بیگناه!کم کم دردی درسرش احساس کرد.به پیشانی اش دست زد.بادکرده بود.به پایش نگاه کرد.خون بندآمده بود و حتی خشکیده بود.دوباره جایی برای نشستن پیداکرد و مدتی بسیار طولانی منتظر شد تا اینکه بالاخره صدای براین را شنید:(ویرجینیا...)
طرف دیگر خیابان بود.داشت از ماشینش پیاده می شد.چهره اش بسیارگرفـته و حتی عصبانی بود.ویرجینیا متعجب و نگران شد بطوری که به محض رسیدن براین,پرسید:(چی شده براین؟)
براین با خشونت متفاوتی که برای ویرجینیا تازگی داشت غـرید:(اروین رو دستگیرکردند...فـیونا روکتک زده دخترک بیچاره داره می میره ...بخاطر خدا بگو چی شده ویرجینیا؟)
اینبـار ویرجینیا از شدت وحشت بگریه افـتاد.وحشت از اتـفاق افتاده و حرفی که نداشت!مطمعن بود ماجرا را از هـر جهت که بگوید قـابل قبول نخـواهد بود.و او می تـرسید بـراین بـاور نکند و بـراین بـه سکوت او اعتراض کرد:(چرا حرف نمی زنی؟از اول تعریف کن ببینم چی شده؟)
ویرجینیا دوباره همه چیز را توضیح داد براین باورکرد اما او را مقصـر دانست:(تـو چرا اجـازه دادی اروین اون کار رو بکنه؟تو باید فرار می کردی...توکه قصدش رو فهمیده بودی...)
ویرجینیا به اضطراب افتاد:(من سعی کردم اما...)
براین آنقدرعصبانی شده بودکه اجازه ی حرف زدن و دفاع کردن به ویرجینیا نمی داد:(تو نباید می ذاشتی تو باید به فیونا حقیقت رو می گفتی...اوف خدای من!)و با یک دست به موهای خودش چنگ زد و شانـه کرد:(چکارکردی ویرجینیا؟!تو باید...)
ویرجینیا دیگر نماند!همـچون آهوی دریـده شده تـوسط چـندگرگ,زخمی و هـراسان و تـرسان شروع به دویدن کرد.براین بناگه متوجه کارش شد و داد زد:(صبرکن ویرجینیا...متاسفم...من نمی خواستم ناراحتت کنم...برگرد...)
نـه او دیگـر حاضر به دیـدن چهره ی هیچکس نبـود حتی براین!از وسط خیابـان می دوید و صدای تـرمـز ماشینها وفحشهای مردم را می شنید دوید و دوید.ازخیابانی به خیابانی دیگر ازکوچه ای به کوچه ای دیگر تا اینکه حتی خودش را هم گم کرد.مثل دیوانگان شده بـود.او می خـواست فـرارکند از همه کس و هـمه
چیـز!او می خـواست بـرگردد به دهکده اش,بـه خانه اش,پیـش پـدر و مادرش,کاش می بـودند.کـاش در دهکده می ماندکاش همان روز اول به گفته ی براین عمل میکرد و می رفت.کاش با خانواده اش می مرد,کاش...
به کوچه ی بمبستی پیچیـد و درگوشه ای میان آشغـالها وکاغـذ باطله هاکه بـا هر وزش بـاد بـه هـوا بـلند می شدند,زانو به بغل نشست و به گریه کردن ادامه داد حالاخود را می دید.حالاحقـیقت را می دیـد.بلایی که پرنس گفته بود سرش آمده بود.از هر خانه رانده وآواره شده بود,آبرویش رفته بود و بدبخت شده بود چـطور؟چطور شده بـودکه ازگـذشته هم تنهاتر و بی چیزتر وآواره تر شده بود؟خانه ها را از نظرگذراند و
سعی کرد خود را راضی کند تـا به جایی بـرود اما جایی نـبود!دایی منـع کرده بـود"دیگه بـه چشمم دیـده نشو!"خانه ی خاله پگی هم نمی شد رفت.بزودی از جزئیات دعوای اروین با خبر می شدند و غیراز این او دیگر علاقـه ای به دیدن بـراین نداشت!خانه ی دایی بزرگ را هم نـمی شناخت.پدربزرگ هم که هنوز او
را نمی خواست.می مانـد خانه ی خاله دبـوراکه اوآنقـدر رو نـداشت بعـد از فضولی و نـاراحت و عصبانی کردن پرنس به آنجا برود و البته موردکم رویی و تمسخر و خشم مجدد او قرار بگیرد.صدای پارس سگی او را از تفکراتش خارج کرد.بلـند شد و دوباره راه افـتاد با وجودآفتابی بودن,باد سرد نوامبر می وزید و او را می لـرزاندکوچه ها خلوت بـود و مغازه ها بسـته!وقت نـاهـار بود و او ازگرسنگی می لرزید.می رفت و
هنوز هم امیدوار بود جایی باشدکه برود.به ساختمانها نگاه می کرد.به مغازه ها,به باجه های تلفن به تابلوها و نام خیابانها...در خـیابان بیست و سوم بود.او نـام این خـیابان را قبلاًشنـیده بود؟!آه جـیمزآلن!بله پیرمردی کـه در راه آهن کـار می کرد!با شادی از یافتن جایی آنقدر انرژی گرفت که شروع به دویدن کرد.از چند
نـفرآدرس پرسید و بالاخره خانه ی کوچک جیمز را پیداکرد.وقتی در را زد دختری تقریباً بیست ساله در را بازکرد واز دیدن دختری ناشناس با پیشانی کبود و پای زخمی و چشمان اشک آلود,یک لحظه وحشت کرد:(بله؟!)
ویرجینیا بغض خود را فرو خورد:(منزل آقای جیمزآلن؟)
(بله!)
(هستند؟)
(بله...یک لحظه...بابابزرگ...)
پس او نوه ی جیمز بود.دختری بود قد بلند با موهای قهوه ای رنگ بافـته شده,چشمان درشت سیـاه رنگ و اندامی ایده عال که در تاپ سفید و شلوار جین بسیار جذاب دیـده می شد.بالاخره جیمـز دم درآمد:(اوه سلام ویرجینیا...چی شدکه بالاخره اومدی؟!)
باز اشکهای ویرجینیا رها شدند:(از زندگی ثروتمندها خسته شدم و به یک دوست احتیاج دارم!)
طالع بینی ( طنز )
گل نیلوفر
یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تمام وجودمو برداشت که

بانوان در دورهٔ مغول
عصر مغول از نظر آزادی و قدر و منزلت بانوان در مقایسه با دورهها دیگر کاملاِّ استثنائی و بینظیر بود. در واقع در دورههای گوناگون تاریخ ایران بعد از اسلام زنان هرگز رسما در امور سیاسی کشور مشارکت نداشتهاست. در قرنها ی متمادی این تاریخ، یک عصر استثنایی از این لحاظ وجود دارد و آن عصر مغول است که تا حدودی دوران برابری زن و مرد بودهاست. در ایران هیچگاه زن تا حد دورهِ مغولها توانایی و قدرت نداشته و در امور حکومت سهیم نبودهاست .
همسران و دختران سلاطین مغول از قدرت و احترام بسیار برخوردار بودند و زن اول سلطان مهمتر از سایر بانوان دیگر او بود و در کارهای شوهرش سهیم وبود.زنان اول سلاطین دست کم یکبار در عمر خود شانس سلطنت داشتند. بطور مثال اگر شوهرش میمرد، باید برای تعیین جانشینی او شورایی تشکیل میشد و تشریفات تشکیل این شورا لااقل یک سال طول میکشید و در آن مدت همسراول سلطان مطابق قوانین مغول امور حکومت را بر عهده میگرفت. گاهی نیز اتفاق میافتاد که سلطان بنا به دلائلی مانند بیماری قادر به انجام وظائف نبوده و در این شرایط همسر او و یا مادرش امور حکومت را بر عهده میگرفت و این شرایط تا حل و فصل موضوع و یا تعیین خلیفهای دیگر ادامه داشت.
زمانی که سلطان جدید تعیین میشد ، همسر او که در واقع مادر بزرگترین فرزند مذکر او بود نیز به عنوان خاتون معرفی شده و تاجی بر سر مینهاد. این خاتونها خود درباری مجزا داشتند و هر خاتونی برای دربار خود بودجهِ مشخصی داشت. غالبا ِهر خاتون شهر و یا ولایتی داشت که از درآمدش برای دربار خود استفاده میکرد. مهمانیهای خاتونها و شرکت آنان در مجلس سلطان نیز تشریفات خاصی داشت. هر یک از آنها دستگاهی مانند دستگاه حکومتی داشتند که شامل افرادی از قبیل منشی، ، معتمد و ... بود. وظیفهِ اصلی معتمدان سرکشی به ولایاتی بود که به خاتون آنها اختصاص داده شده بودند، آنها در واقع بر منازل ،دکانها و مزارع و اجاره دادن آنها نظارت داشتند. محافظت از جواهرات و لباسهای گرانبهای خاتونها ار وظایف دیگرآنها بود. خاتونها همچنین تعدادی کنیز و غلام و خواجه و تعدادی سپاهی برای محفاظت ازدربار او داشتند. هزینه تمامی این خدمتکاران از خزانه خاتون تأمین میشد. با وجوداین مخارج ، عایدات بسیاری وارد خزانه خاتونها میشد، طوری که حتی مبالغی ذخیره میشد. در واقع طی دورهٔ امپراتوری مغول این خاتونها ثروتهای بسیاری جمع کرده بودند و هر کدام خدم و حشم جداگانهای داشتند.. در دورهٔ مغول وظیفه اصلی زن در خانواده در واقع فراهم آوردن آسایش شوهر ودیگر نظارت بر وضع سلاح و ساز و برگ جنگی او و تأمین آسایش خانواده و کودکان بودهاست.
بانوان ترک و مغول عموماِّ نجیب و عفیف بوده و به پاکدامنی مشهور بودند. به رعایت عفت عمومیاهمیت زیادی قائل بودند. بیاحترامیبه عفت عمومیو هتک ناموس از گناهان بزرگ محسوب بوده و مجازاتهای سختی داشتهاست. نکتهِ دیگر اینکه آنان در حقیقت نیازی به پوشاندن روی و موی خود نمیدیدند. زیرا طبق رسم آنان این مردان بودند که باید چشم خود را از نگاه به بانوان نامحرم میبستند مارکوپولو که مدتی در میان قبائل ترک و مغول زندگی کرده و با رسوم آنان از نزدیک آشنا شده بود، مینویسد: زنهای تاتار (ترک و مغول) از لحاظ عفت و عصمت و وفاداری و وظیفه شناسی در برابر شوهرانشان نظیری ندارند. . . در مقابل مردان نیز نسبت به بانوان خود وفادار و مهربانند. از این رو همیشه در خانواده صلح و صفا برقرار است. از دهان بانوان هرگز سخنان زشت شنیده نمیشود. پاکدامنی و حجب و حیایشان شایان توجه و قابل تحسین است (سفرنامهٔ مارکوپولو ص ۸۸).
بانوان ترک با مردان در یک ردیف قرار داشته و همواره با آنان متساویالحقوق بودند و در به تامین لزومات زندگی زن و مرد مشترکاِّ تلاش میکردند و حتی شاید بانوان در این کوشش نقشی پر رنگتر از مردان داشتند.
این آزادگی در اوضاع بانوان ایران نیز بیتأثیر نبود و سبب شد که آنان نیز در صحنهٔ زندگی برای رسیدن به آسایش و رفاه، با مردان مشترکاِّ تلاش کنند. صرفاِّ بانوی حرم و وسیلهٔ لذت مردان و یا دستگاهی برای تولید مثل نباشند. در اثر همین تحولات، ارزش و احترام و اهمیت بانوان ایرانی نیز در نزد مردان نسبت به گذشته ارتقاء یافت.
در این عصر هر زنی برای خود اموال شخصی داشت و چون مغولها بانوان متعدد میگرفتند شوهر میتوانست هر روز در مسکن یکی از بانوان که جدا از یکدیگر بودند به سر برد. در این دوره مقام زن در میان مردم بیشتر از مقام مرد است و خیلی قابل احترام شمرده میشد. بانوان در دوره مغول آزادی کامل داشتند و مذهب خود را خوشان انتخاب میکردند. این آزادی تا این حد بود که آنها میتوانستند دینی غیر از دین شوهر خود داشته باشند . مغولان تعصب دینی نداشتهاند ولی گاهی اوقات پیش میآمد که سلطان یا شخصیتی تحت تاثیر همسرش و علیرغم مذهب خود دستوراتی در این زمینه صادر کرده که نتایج مهم سیاسی و یا اجتماعی به بارآوردهاست.. قدرت و اهمیت زن بیش از همه در طبقات متوسط میگردد. در این طبقه نقش زن مهمتر وموثرتر از مرده بودهاست. ودر اینجاست که تقریباً به برابری زن با مرد واقف میگردد.
لازم به ذکر است که در نزد خانها گذشته از زن اول، چند خاتون دیگر نیز مقامهای اصلی و بالاتری از سایر بانوان داشتهاند، که بمناسبت زیبائی و یا اهمیت سیاسی در ردیفی بالاتر از سایرین قرار میگرفتند.
ازدواج در عصر مغول
در عصر مغول آنقدر ازدواج امری مهم و غیر قابل عدول بودهاست که حتی مردگان را نیز به عقد دیگر در میآوردند. در این دوره ازدواج آداب و رسوم خاص خود را داشت که ترتیب خاصی که منطبق با مقتضیات وخواستهای قبیلهای بودهاست. پسران ودختران در قوم مغول خیلی زود ازدواج میکردند. و در بین سلاطین و بزرگان پس از انجام مراسم عروسی، نامههای تهنیت و سپاسگزاری بین پ در زمان مغول مشاهد میشود که زن یا مرد تنها به ندرت یافت میشد و در قوانین ازدواج سعی بر این بوده که هر کس بتواند همسری با شرایط گوناگون برای خود بیابد، و بخصوص ماندن دختر درخانه پدر و به شوهر نرفتن او به هیچوجه پسندیده نبودهاست بطوریکه سرنوشت هر دختری این است که به مردی داده شود، و نه اینکه در خانه پیر گردد.دران دو خانواده رد و بدل میشد. به قدری امر تعدد زوجات طبیعی بود که ما خیلی کم به مواردی برمی خوریم که بین بانوان یک مرد مشاجرهای یا حسادتی بروز کرده باشد، بخصوص که مساکن و خانههای آنان از یکدیگر جدا بود، همه از حقوق مساوی ب مغولها بانوان متعدد میگرفتند و اولین همسر به منزله بزرگترین و مهمترین زن آنان بوده ومردان با تمام خویشان خود باستثنای مادر، خواهر، دختر وعروس میتوانستند ازدواج کنند . خواستگاری رسومی داشت و هدایائی بین طرفین ردوبدل میشد. جهیز و مهر نیز به طریق خاص متداول بود و خوانین وسلاطین همچنانکه مالک آب و خاک قلمرو خود بودند، مالک دختران و بانوان ساکن در این قلمرو نیز بودند، و هر دختری را که اراده میکردند در تملک میگرفتند.
جهیزیه در عصر مغول
در دوران مغول جهیزیه بسیار مهم بود. در واقع در دوران اولیه حکومت مغول یعنی تا قرن سیزدهم میلادی مطابق با قرن هفتم هجری رسم فرستادن جهیزه همراه دختر معمول بود و چگونگی و نوع آن بستگی کامل به زندگی قبیلهای داشت و بر حسب ثروت قبیله و پدر متفاوت بود. بطور کلی ترتیب جهیزه از این قرار بود که عروس هنگامی که به خانه شوهر میرفت زنی وی را همراهی میکرد که او را اینجه مینامیدند این زن از آن پس به خانواده داماد تعلق میگرفت.
طلاق در عصر مغول
در تمام متون و کتابهای متعدد به هیچ موردی که از جدائی زن ومرد مغول با سنتهای قبیلهای اشارهای نشدهاست. تنها مارکوپولو در سفرنامه خود اشاره میکند که نزد تنگقوتها اگر شوهری مشاهده کند که زنی با سایر بانوان او خوشرفتاری نمیکند و یا معایب دیگر دارد میتواند او را ازخانه بیرون کند. فقط در دوره ایلخانی و پس از اسلام آوردن ایشان طلاق نیز معمول گردید. مهریه : در سنت مغولان و دردوران اولیه حکومت آنان به رسم پراخت مهریه بر میخوریم. در دوره ایلخانی و پس از رسمی شدن دین اسلام در نزد این سلسله مهریه نیز متداول گردید که در بین سلاطین و شاهزادگان و امرا مقدار آن بسیار زیاد است.
منبع : سایت ویکی پدیا
به نظر شما اگه در دوره مغول بودیم بهتر بود یا الان ...آنوشکا
با نام همنشینان خیالی
بروای دختر پالان محبت بر دوش!
دیده بردیده ی من مفكن و نازت مفروش...
من دگرسیرم ... سیر!...
به خدا سیرم از این عشق دو پهلو تو پست!
تف برآن دامن پستی كه تو راپروردست!
كم بگوجاه تو كو مال تو كو برده ی زر!
كهنه رقاصه ی وحشی صفت زنگی خر!
گر طلا نیست مرا تخم طلامردم من!
زاده ی رنجم و پرورده ی دامان شرف
آتش سینه ی صد هاتن دلسردم من !
دل من چون دل تو صحنه ی دلقكها نیست!
دیده ام مسخره ی خنده ی چشمكها نیست!
دل من مأمن صد شور و بسی فریاد است
ضربانش جرس قافله ی زنده دلان
تپش طبل ستم كوب ستم كوفتگان
چكش مغز زدنیای شرف روفتگان
‹‹تك تك›› ساعت پایان شب بیداد است!
دل من ای زن بد بخت هوس پرور پست!
شعله ی آتش‹‹ شیرین›› شكن ‹‹ فرهاد›› است!
حیف از این قلب، از این قبر طرب پرور درد
كه به فرمان تو، تسلیم تو جانی كردم ،
حیف ز آن عمر، كه با سوز شراری جانسوز
پایمال هوسی هرزه وآنی كردم !
در عوض با من شوریده چه كردی، نامرد؟
دل به من دادی؟ نیست؟
صحبت از دل مكن ، این لانه ی شهوت ، دل نیست!
دل سپردن اگر این است! كه این مشكل نیست!
هان! بگیر! این دلت، از سینه فكندیم به در!
ببرش دور... ببر!
ببرش تحفه ز تهر پدرت ، گرگ پدر
دعــا بـــده بـــــروم
دلــم پُــر اسـت فـضـا تـنـگ كــوچــه غـمـنـاك اسـت
عــروس عـشــق بــه زيــر هـزارمــن خــاك اســت
سـفـر بـه پـيــش و ره عـــاشـــقـي خـطـرنـاك اســت
كــه رســم ومــذهــب عــشــاق رزم بـیـبــاك اســـت
كــه چـشـم هـا بـه ره وقـلـب عـاشـقــان چــاك اسـت
كـه عـشـق سـركــش وچـابــكـسـوار وچـالاك اســت
اگــرچــه كــاخ ســتــم گــردنـش بــرافــلاك اســت
در آن ســپــيــده کــه انــگــور در تــن تـــاک اســت
براي كسي كه مثل خون تو رگهامه
پيدا كردن
بفهميد سرعت در چه حدي است ميتوانيد به يك سايت مثلا ياهو يا هر سايت ديگر به صورت t-www.yahoo.com ping عمل كنيد
/ ? در محيط dos استفاده كردشكل فرمان جهت مشاهده ip و port بصورت مقابل است netstatn با اين فرمان اطلاعات مفيدي در اختيار شما قرار خواهد گرفت از جمله local addres كه شامل ip و port شماست و foreign address كه شامل : ip و port طرف مقابل شماست
online بنظر ميرسد و اين باعث سو تفاهم برا دوستانتان ميشود
چاره كار چيست ؟ بايد به قسمت misc رفته Login\preferences\general و گزينه
Disconnect messenger when the main window in close
را علامت دار كنيم حال وقتي از چت خارج ميشويد بطور اتوماتيك offline ميشويد
روان شناسی در ایران باستان
فال با نخود رسم ايل بختياري
فال با نخود رسم ايل بختياري
درميان عشاير بختياري يكي از رايج ترين نوع تفال يا فال گرفتن كه معمولا افراد مسن حالا يا توسط مردان و يا زنان گرفته ميشود علاوه بر انواع آنها توسط تسبيح فال با نخود است كه بسيار به واقعيت نزديك ميباشد و باور كنيد رد خور ندارد ..براي گرفتن فال با نخود ابتدا 41عدد نخود كه هم اندازه باشند را جدا ميكنند .سپس آنها را روي قالي يا مكاني صاف ميگذارند و سپس توسط دوتا دست انها را جدا ميكنند بطوري كه مقداري توسط دست راست و مقداري توسط دست چپ و مقداري هم در وسط بماند آنها را به سه قسمت مساوي تقسيم ميكنند....سپس نخود هاي هر قسمت را 4تا 4تا از هم جدا ميكنند ...مثلا قسمت سمت راست را همينطور 4تا 4تا جدا ميكنند ..چند حالت امكان دارد اتفاق بيفتد ...يا يكي باقي ميماند يا دو نخود ياسه و يا 4نخود باقي ميماند كه نخودهاي باقي مانده را در بالا قرار ميدهند و سپس به سراغ نخودهاي وسطي رفته و آنها را نيز 4تا 4تا جدا ميكنند و هرچه باقي مانده بود را در بالا و جداي از نخودها مقابل نخودهاي باقي مانده از ستون اول قرار ميدهند و سپس به سراغ نخودهاي قسمت سوم كه توسط دست چپ جدا شده رفته و انها را جدا ميكنند و هرچه باقي مانده بود در برابر ديگر نخودها قرار ميدهند در يك رديف ...چند حالت اتفاق ميافتد كه بهترين آن اگر در رديف سمت راست يك نخود و در رديف وسط دوتا و در رديف سوم هم دوتا باقي بماند كه جمعا 5تا ميباشند اي فال را 5تن آل عبا ميگوبند كه بهترين نوع فال است و مرادش حاصل ميشود و اگر از هر ديف 4تا بماند كه در مجموع 12 تا ميباشند نيز به آن 12امام ميگويند كه خوب است . در حاتي ديگر از هركدام سه تا ميماند كه به ان نوح نبي اله ميگويند و يا حالي از ستون اول يكي .ستون دوم سه تا و ستون سوم هم يكي كه اين هم خوب است ...خلاصه افراد حرفه اي تر باقي مانده نخودها را باهم قاطي و مجددا به سه قسمت و سپس 4تا4تا جدا ميكنند و نخود هاي باقي ماده را بازهم قاطي و 4تا4تا جدا ميكنند و سپس به تفسير و تجزيه و تحليل ان ميپردازند و خلاصه انگار حرف دل شما را ميزنند و بسيار واقعيت دارد ...چند وقت پيش كه از در سبزقبا در دزفول رد ميشدم مردي را ديدم كه داشت با نخود فال ميگرفت و كلي هم مشتري داشت ...خلاصه در شبهاي سرد زمستان زير سياه چادر اين نوع تفال هم براي خودش حكايتي شيرين دارد...ازاينكه شايد مطلب را بخوبي نرسانده باشم از همه شما عزيزان پوزش ميخواهم ...بدرودعلل ایجاد چروک صورت
و راه های درمان آن
عبارت است از به وجود آمدن شیارهای عـرضی در پیشانی و شیارهای طـولی در بین دو ابرو و نیز شیارهای کنار چشم ها و دهان و بر روی گونه ها.
افراد سیگاری به علت از دست دادن چربی زیر پوستی و همچنین نقص در کلاژن سازی و علت های گوناگون دیگر دچار چروک زودرس می شوند . پوسـت های خشـک نسـبت به پوسـت های چـرب زودتر دچـار چروک می شوند که می تواند به دلیل علت زمینه ای پوست خشک باشد
● علل به وجود آورنده ی چروک :
در ایجاد چروکِ صورت علت های گوناگونی وجود دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم:
مسئول نگه داشتن قوام پوست ، «کُلاژن» ( مهمترین پروتئین موجود در بافت های بدن ، استخوان ، غضروف و پوست ) داخل «درمی» ( لایه زیرین پوست ) است ؛ حال به هر علتی در روند کُلاژن سازی اختلالی به وجود آید پوست دچار چروک می شود. با افزایش سن ، کلاژن سازی کُـند می گردد، برای همین افراد مسن پوستی افتاده دارند. اختلالات ارثی در تولید کلاژن در بیماران سندرم مارفان و سندرم اهلر دانلس از این جمله اند. در برخی از این بیماران، پوست به علت نقص در کلاژن سازی دچار افتادگی زودرس می شود. عوامل محیطی که مهمترین آنها اثر آفتاب است، باعث تخریب رشته های کلاژن و آلاستین پوست و تشدید روند پیری پوست و ایجاد چین و چروک می شوند.
علاوه بر کلاژن سازی علت های دیگری نیز در ایجاد چروک پوست دخیل هستند، از جمله ی این عوامل افزایش قـدرت عـضلانی زیر پوست است. افراد عـصبی و اخـمو به علت اسـتفاده زیاد از عضلات صورت دچار این حالت می شوند. افرادی که قـبلاً چاق بوده ولی دچار لاغری می شوند به علت از دست دادن چربی زیر پوستی دچار افتادگی پوست می شوند و چروک به وجود می آید.
افراد سیگاری به علت از دست دادن چربی زیر پوستی ( عدم تغذیه مناسب و کاهش اشتها ) و همچنین نقص در کلاژن سازی و علت های گوناگون دیگر دچار چروک زودرس می شوند . پوسـت های خشـک نسـبت به پوسـت های چـرب زودتر دچـار چروک می شوند که می تواند به دلیل علت زمینه ای پوست خشک باشد ( عدم نگهداری آب در پوست به دلایل سرشتی ). علت های دیگری نیز وجود دارد که از حوصله این بحث خارج است.
برای پیشـگیری از ایجاد چروک باید عـوامل ایجاد کننده آن را از بین برد از جمله: تغـذیه نامناسب - مصرف مواد مخدر و دخانیات - اعصاب متشنج ، استرس و ...
● روش های متنوعی برای از بین بردن چروک صورت وجود دارد:
▪ مصرف کرم های مرطوب کننده تا حدودی می توانند چروک های ریز را به طور موقت از بین ببرد.
▪ میزان و مدت تماس با آفتاب هرچه کمتر باشد، عوارض آن کمتر است.
▪ اجتناب از دخانیات : مصرف سیگار باعث ایجاد خطوط عمیقی در لب فوقانی و تحتانی و کناره های چشم می شود.
▪ اجتناب از ایجاد کشش های غیرضروری در پوست : تشدید غیرضروری حالات صورت باعث کشیدگی پوست می شود. با دیدن افراد در حالت مکالمه به راحتی می توان پی برد که چگونه خطوط بیان حالات عاطفی در صورت تشکیل می شود. این مورد شاید بی اهمیت به نظر برسد اما در درازمدت تأثیر آن زیاد است وقتی گاهی می توان خصوصیات اخلاقی و گذشته شخصیتی فرد را روی این خطوط تشخیص داد.
مسئول نگه داشتن قوام پوست ، «کُلاژن» است؛ حال به هر علتی در روند کُلاژن سازی اختلالی به وجود آید پوست دچار چروک می شود. با افزایش سن ، کلاژن سازی کُـند می گردد، برای همین افراد مسن پوستی افتاده دارند.
▪ مصرفی کافی ( البته نه افراط گونه و بیش از حد ) ویتامین C ، ویتامین A و ویتامین E که به عنوان مواد آنتی اکسیدان شناخته می شوند و احتمال تأثیر آنها با از بین بردن رادیکال های آزاد که یکی از علل تخریب کُلاژن و الاستین هستند – در بسیاری از مطالعات مطرح شده است.
▪ مصرف هورمون های جایگزین در خانم های یائسه: هورمون استروژن که هورمون اصلی زنانه است نقش ثابت شده ای در ایجاد جوانی ، شادابی و طراوات پوست دارد در زنان یائسه میزان این هورمون پائین می آید و به مصرف هورمون های جایگزین ( تحت نظر مستقیم پزشک متخصص زنان ) می توان بسیاری از مشکلات این سنین را مرتفع ساخت.
▪ ایجاد سبک و روش زندگی سالم تر از نظر هیجانات و احساسات.
▪ انجام پیلینگ : چه به صورت تدریجـی با مصـرف کـرم های حـاوی AHA با درصـدهای پائین و چه به صـورت پیلینگ در مطــب با داروهای پیلینگ با درصــد بالا. با این روش ها تحریک پوست برای کُلاژن سازی صورت می گیرد.
▪ انجام لیزر با انواع گوناگون لیزر ( تحریک کُلاژن سازی)
▪ جدیدترین روش برای از بین بردن چروک صورت ، تزریق آمپول رقیق شده و غیرسمی شده ســم میکــروب بوتیلیسم ( BOTOX ) در داخــل عـضلات پوســت صـورت است. با این روش، عضلات صورت را فلج یا ضعیف می کنند که باعث از بین رفتن چروک صورت می شود. این روش موقتی است و البته چروک را واقعاً از بین نمی برد بلکه آن را ظاهراً محو می کند و بسته به نوع پوست افراد ، از ۳ ماه تا ۹ ماه طول می کشد. با تکرار تزریق ، این فاصله زمانی افزایش می یابد
سهم من،
تو که اینجا باشی دنیا سهم من، میشه همیشه
روزای آفتابی من بی تو که ابری نمیشه
بیخیال از اینجا رفتی پشتسر نگاه نکردی
تودلت نگفتی پس اونهمه خاطره چی میشه
اگه مهربون میموندی، دیگه تنها نمیموندم
خودمو پیدا می کردم توی شب جا نمیموندم
لااقل یه بار بیانصاف یه سلامی ، یه کلامی
کاشکی همون لحظه اول نامههاتو میسوزوندم
گوش بده به حرفام امشب اگه خوابی یا که بیدار
این جدایی تا ابد نیست برو به امید دیدار
اگه یه روزی دل تو سنگ گریههای من شد
وعده ما کنج حسرت زیر سایه سپیدار
جی. دی. سلینجر

در سینه ات نهنگی
عشق
همه چيز آرام.....آرام ... باورت مي شود ؟ ديگر ياد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو "
تو نگرانم نشو !
همه چيز را ياد گرفته ام !
راه رفتن در اين دنيا را هم بدون تو ياد گرفته ام !
ياد گرفته ام که چگونه بي صدا بگريم !
ياد گرفته ام که هق هق گريه هايم را با بالشم ..بي صدا کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چيز را ياد گرفته ام !
ياد گرفته ام چگونه با تو باشم بي آنکه تو باشي !
ياد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به ياد تو !
ياد گرفته ام که چگونه نبودنت را با روياي با تو بودن...
و جاي خالي ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !
همه چيز را ياد گرفته ام !
ياد گرفته ام که بي تو بخندم.....
ياد گرفته ام بي تو گريه کنم...و بدون شانه هايت....!
ياد گرفته ام ...که ديگر عاشق نشوم به غیر تو !
ياد گرفته ام که ديگر دل به کسي نبندم ....
و مهمتر از همه ياد گرفتم که با يادت زنده باشم و زندگي کنم !
اما هنوز يک چيز هست ...که ياد نگر فته ام ...
که چگونه.....! براي هميشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...
و نمي خواهم که هيچ وقت ياد بگيرم ....
تو نگرانم نشو !!
"فراموش کردنت" را هيچ وقت ياد نخواهم گرفت ...
سلام







زيبايي عشق














خداحافظ
زن و مرد
هفت گناه کبیره
هفت گناه کبیره (پائولو کوئلیو):
گناهان کبیره در واقع هفت تا نبودند، هشت تا بودند. گناهان کبیره را در آغاز مسیحیت، راهبی یونانی به نام اواگریو دُ پونتو تدوین کرد تا تمایلات منفی اصلی انسان را تعریف کند (عجیب است که در فهرست اواگریو، شدیدترین گناه، شکمپرستی است...). ارتکاب هرکدام از این گناهان، میتوانست کار ما را به دوزخ بکشاند. در قرن شانزدهم، پاپ گرگوری اولین تغییرات را در این فهرست ایجاد کرد؛ «حسد» را به فهرست اضافه کرد، اما «غرور» و «بطالت» را با هم ادغام کرد. در قرن هفدهم، این فهرست را دوباره نوشتند و در فهرست جدید، «اندوه» دیگر گناه محسوب نمیشد و جایش را به «تنبلی» داد. فهرست امروزی را مبنای هفت بخش آینده قرار میدهیم. بنا به تعاریف مختلف، دربارهی هرکدام از این گناهان مینویسم.
هفت گناه کبیره
گناه اول: غرور
گناه دوم: آز
غرور
تعریف در فرهنگ لغت: نام مؤنث. غرور از واژهی لاتین Superbia به معنای تکبر، خودبینی، نخوت، گستاخی میآید.
تعریف کلیسای کاتولیک: احترام به نفسی که از حد خارج شود و بالاتر از عشق به خدا قرار گیرد. بر خلاف فرمان نخست از ده فرمان است (به جز من خدایی نخواهی داشت)، و همین احساس بود که سبب طغیان ملایک و سقوط لوسیفر (ابلیس) شد.
در حکایات ذن: استاد اعظم توفوکو متوجه شد که صومعه شلوغ است. نوآموزها این طرف و آن طرف میدویدند و کارمندها در صف ایستاده بودند تا از کسی استقبال کنند.
پرسید: «چه خبر است؟»
سربازی نزد استاد آمد و برگهای به او داد که رویش نوشته بود: «کیتاگاکی، حاکم کیوتو وارد شدهاند و مایل به ملاقات شما هستند.»
استاد گفت: «با این آدم حرفی ندارم.»
چند دقیقه بعد، حاکم آمد، عذرخواهی کرد، نوشتهی روی برگه را خط زد و دوباره آن را به استاد داد.
این بار رویش نوشته بود: «کیتاگاکی تقاضای ملاقات دارد.»
استاد ذن صومعهی توفوکو گفت: «خوش آمدهاند.»
بر ناو هواپیمابر: «مأموریت به انجام رسید». این شعاری بود که روز یکم ماه مه سال 2003 بر هواپیمای لینکلن نقش شده بود، همان موقع که رئیسجمهور بوش اعلام کرد که جنگ و عملیات نظامی در عراق به پایان رسیده است. آن روز، تعداد تلفات سربازان امریکایی 217 نفر بود. امروز که این متن را مینویسم، تعداد این سربازها از 2700 نفر بیشتر است.
از نظر ادین شتاینسالتز: «وقتی کسی سعی کند بفهمد شما چه کسی هستید و از امور ثانوی برای مقایسه استفاده کند، به پوستههایی خالی دست پیدا میکند که برای معنا داشتن، وابسته به هم هستند. درست نیست که خودتان را دوست فلانی، پسرِ بهمانی، مدیر فلان جا، یا شاغل به این یا آن کار تعریف کنید.
زیرا با این روش، فقط جنبههایی از خودمان را کشف میکنیم. جنبههایی که معمولاً تیره و تار و ناقص هستند، جنبههایی از کسی که سعی دارد به هزینهی دیگران، خودش را نشان بدهد.
تنها رابطهی ممکن، رابطهی ما با خداست؛ از آن به بعد، همهچیز معنا پیدا میکند و چشمهای ما به روی معنایی بزرگتر باز میشود.»
از نظر اوگوستین قدیس: غرور عظمت نیست، بادسری است. آنچه باد میکند بزرگ به نظر میرسد، اما در واقع بیمار است.
پندی از دائو دِ جینگ: بهتر است جام را لبریز نکنیم تا مجبور نشویم وزن سنگین آن را حمل کنیم.
اگر کاردی را بیش از حد تیز کنیم، تیغ آن زود کند میشود.
اگر خانه پر از زر و یشم باشد، صاحبانشان نمیتوانند آنها را امن نگه دارند.
وقتی ثروت و افتخار به تکبر بینجامد، بیتردید شر به دنبال خواهد داشت.
وقتی کاری را انجام میدهیم و ناممان کمکم پرآوازه میشود، حکمت حکم میکند که به محض انجام آن وظیفه، به درون گمنامی واپس بنشینیم.
گناه کبیرهی دوم: آز
تعریف در فرهنگ لغت: از واژهی لاتین Avaritia، نام مؤنث: شیفتگی زیاد نسبت به پول، خساست، لئامت، بدجنسی
تعریف کلیسای کاتولیک: بر خلاف فرمان نهم و دهم از ده فرمان است (به زن همسایهات طمع نکن. به خانهی همسایهات طمع نکن.) میل و تمنای بیش از حد نسبت به لذات یا مال دنیا.
از نگاه سنکای فیلسوف : فقیر همیشه چیزی میخواهد، ثروتمند زیاد میخواهد، حریص و آزمند همهچیز را میخواهد.
حکایتی از کشیشان صحرا: نوآموزی به رئیس دیر گفت: «مرد مقدس. قلم سرشار از عشق به جهان است و روحم از وسوسههای شیطان در امان است.
گام بعدیام چیست؟»
رئیس دیر از شاگردش خواست همراه او به ملاقات بیمار محتضری برود که نیازمند تدهین بود. کشیش بعد از تسلی دادن خانوادهی بیمار، دید که در گوشهی خانه صندوقی هست.
پرسید: «داخل آن صندوق چیست؟»
برادرزادهی بیمار گفت:«لباسهایی که عمویم هرگز نپوشید. همهچیز میخرید، همیشه فکر میکرد که موقعیت مناسب برای پوشیدن این لباسها پیش میآید، اما همهشان داخل این صندوق پوسید.»
وقتی میرفتند، کشیش به شاگردش گفت: «آن صندوق را از یاد نبر. اگر در قلبت گنجینههای معنوی داری، همین الان از آنها استفاده کن، وگرنه میپوسند.»
متنی دربارهی بحران اقتصادی کشورهای شرق آسیا در سال 1997: دلالان سهام میخریدند و میفروختند و مطمئن بودند که دنیا عوض نمیشود، چرا که فقط باید مدام بیشتر سرمایهگذاری میکردند و رشد ثروتشان را تماشا میکردند. به آسیبی که به وجه رایج مالزی وارد میکردند، اهمیت نمیدادند. ناگهان 500 میلیارد دلار از چرخهی اقتصادی ناپدید شد. زمانی که باید توضیحی به تمام کسانی میدادند که با آن همه بدبختی این همه سال پول جمع کرده بودند و سرمایهشان ناگهان به باد رفت، گفتند:«تقصیر بازار است.» اما در واقع، خودشان بازار بودند.
مرگ و آز: مرگ و آز مردانی را تماشا میکردند که با هیجان کار میکردند تا در رودخانه الماس پیدا کنند. مرگ گفت: «من آمدم اینجا تا چند تا روح با خودم ببرم. یک سوم این افراد را به من بده تا بروم پی کارم.»
آز گفت: «اینها مال منند، بردهی منند. هیچ چیز به تو نمیدهم.»
مرگ عصای سحرآمیزش را به آب زد و آب مسموم شد. مردها یکی یکی شروع کردند به مردن.
آز با عصبانیت داد زد: «چرا بردههای مرا دزدیدی؟»
مرگ گفت: «برای اینکه هیچ کدامشان را به من ندادی.»
یک سخنرانی: یهودیها به خاطر ناتوانیشان در تولید، انگلند و هدفشان به برده کشیدن دیگران است. از حرص و آز طبقهی متوسط سوء استفاده میکنند. (آدولف هیتلر، در زمینهسازی هولوکاست که منجر به مرگ شش میلیون یهودی شد).
خاخام موشه بن میمون، قرنها پیش گفت: پروردگار پیکهای خود را برای انسان فرستاد که «امراض» نام داشتند. مشیت ازلی، مرا مسئول سلامت آنها کرد. باشد که عشق به آنچه میکنم همیشه راهنمای من باشد. مباد که حرص و آز یا تشنهی قدرت شدن، یا میل به اشتهار مرا کور کند و از یادم ببرد که هدف انسان بخشیدن بهترین بخش وجودش به دیگران است.
پندی از دائو د جینگ: پنج رنگ اصلی چشم انسان را کور میکند. پنج نوای اصلی گوشها را کر میکند. پنج طعم اصلی به کام آسیب میرساند. رقابت تمایلات وحشیانه و خشمگین را در قلب بیدار میکند.
اموالی که سخت به دست میآید، به خاطر موانع خطرناک، آسیب میزند. به همین دلیل (...) انسان فرزانه امور سطحی را پس میزند و ترجیح میدهد به اعماق شیرجه بزند.
شهوت
تعریف در فرهنگ لغت: نام مؤنث، مشتق از واژهی لاتین Luxuria به معنای هرزگی، هوسرانی، شهوترانی. به معنای فراوانی در گیاهان، و آبدار بودن میوهها نیز هست.
تعریف کلیسای کاتولیک: تمنای مفرط نسبت به لذات جنسی. این تمنا و رفتار متعاقب آن هن
گامی مفرط محسوب میشود که در خدمت اهداف الهی نباشد؛ یعنی تقویت عشق متقابل میان زن و شوهر، و آوردن فرزند. بر خلاف فرمان ششم از ده فرمان است (گناه بیعفتی را مرتکب نخواهی شد.)
از نظر هنری کیسینجر: هیچ چیز شهوتآورتر از قدرت نیست.
در داستانی بودایی: چو و وو بعد از یک هفته مراقبه در صومعه، به خانه برگشتند. دربارهی وسوسههایی حرف میزدند که سر راه انسان ظاهر میشود.
به ساحل رودخانهای رسیدند. زن زیبایی منتظر بود تا از رودخانه بگذرد. چو زن را بر دوش گرفت و به طرف دیگر رود رساند و به سفر با دوستش ادامه داد.
بالاخره وو گفت: «این همه از وسوسه حرف زدیم و بعد تو آن زن را به دوشت گرفتی. ممکن بود گناه را به روحت راه بدهی.»
چو جواب داد: «ووی عزیزم، من رفتاری طبیعی کردم. آن زن را از رودخانه گذراندم و آن طرف رودخانه گذاشتمش زمین. اما تو انگار هنوز داری او را حمل میکنی. احتمال گناه تو بیشتر است.»
از دفتر خاطرات یک زن بدکاره: برای اینکه یک ساعت با مردی بگذرانم، 350 فرانک سوییس میگیرم. در واقع اغراق است. اگر در آوردن لباسها را حساب نکنیم و تظاهر به محبت و صحبت دربارهی مسائل پیش پا افتاده و لباس پوشیدن را، کل این مدت میشود یازده دقیقه رابطهی جنسی.
یازده دقیقه. دنیا دور چیزی میگردد که فقط یازده دقیقه طول میکشد. به خاطر این یازده دقیقه است که در یک روز 24 ساعته (با این فرض که همهی زن و شوهرها هر روز عشقبازی کنند، که مزخرف است و دروغ)، مردم ازدواج میکنند، خانواده تشکیل میدهند، گریهی بچهها را تحمل میکنند، مدام توضیح میدهند که چرا دیر آمدهاند خانه، به صد تا زن دیگر نگاه میکنند با این آرزو که با آنها چرخی دور دریاچهی ژنو بزنند، برای خودشان لباسهای گران میخرند و برای زنهایشان لباسهای گرانتر، به فاحشهها پول میدهند تا جبران کمبودشان را در زندگی زناشوییشان بکنند و نمیدانند این کمبود چیست. همین یازده دقیقه، صنعت عظیم لوازمآرایش، رژیمهای غذایی، باشگاههای ورزشی، پورنوگرافی، قدرت را میگرداند. و وقتی مردها دور هم جمع میشوند، برخلاف تصور زنها، اصلاً راجع به زنها حرف نمیزنند. از کار و پول و ورزش حرف میزنند. یک جای کار تمدن ما ایراد اساسی دارد.
شهوت و اعداد (در سال 2002): ویلیام لیون، از ائتلاف آزادی بیان، تخمین میزند که فقط سود بخش پورنوگرافی اینترنت، بین 10 تا 12 میلیارد دلار در سال است که خیلی بالاتر از سود شرکت میکروسافت است. در سال 1999، اتحادیهی فروشندگان محصولات ویدئویی و نرمافزاری به این نتیجه رسید که فروش یا اجارهی فیلمهای پورنوگرافی، حدود 1/4 میلیارد دلار بوده، که از درامد اغلب فیلمهای بسیار پرخرج هالیوود بیشتر است. (منبع: پروندههای تجزیه و تحلیلی کاسلون).
دائو دِ جینگ میگوید: روح حساس و جسم حیوانی را یکجا نگه دارید تا از هم جدا نشوند.
نیروی حیاتی را مهار کنید تا بار دیگر به نوزادی مبدل شوید.
اگر تخیلات اسرارآمیز را از خیال خود برانید، آنگاه بیآشوب میشوید.
خود را پاک کنید و برای رازها به دنبال پاسخهای روشنفکرانه نباشید.
وقتی حس تشخیص به چهار گوشهی ذهن نفوذ کند، نخواهید شناخت آنچه را زندگی میبخشد و زندگی را حفظ میکند.
آنچه زندگی میبخشد، مدعی مایملکی نیست. سود میرساند، اما در تمنای سپاس نیست. فرمان میدهد، اما در جستجوی اقتدار نیست. این همان است که به آن میگویند «کیفیت اسرارآمیز.»
خشم
تعریف در فرهنگ لغت: نام مؤنث، از واژهی لاتین Ira به معنای غیظ، خشم، غضب، خروش، میل به انتقام.
تعریف کلیسای کاتولیک: خشم فقط بر دیگران وارد نمیشود، بلکه اگر کسی بگذارد نفرت در قلبش بذر بپاشد، خشم میتواند نصیب خودش شود. در این صورت اغلب کار فرد به خودکشی میرسد. باید بپذیریم که مجازات و اجرای آن با خداست.
در کتاب حکمت پیشینیان: دو مرد خردمند که در معبدی در صحرای بزرگ افریقا زندگی میکردند، روزی با هم گپ میزدند. یکیشان گفت: «بیا با هم دعوا کنیم تا از بقیهی آدمها دور نیفتیم، وگرنه امیالی را که انسان را شکنجه میدهد، درست درک نمیکنیم.»
«نمیدانم چطور باید دعوا کرد.»
«خوب، این کار را میکنیم. من این آجر را اینجا این وسط میگذارم و تو میگویی: مال من است. من جواب میدهم: نه، مال خودم است. بعد شروع میکنیم به بحث و بالاخره دست به یقه میشویم.»
همین کار را کردند. یکی گفت آجر مال من است، دیگری قبول نکرد. بالاخره دومی گفت: «وقتمان را سر این کار تلف نکنیم. آجر مال خودت. فکر دعوا فکر خوبی نبود. وقتی آدم بداند که روحش فناناپذیر است، نمیشود سر اشیا دعوا کرد.»
در یک مطالعهی آزمایشگاهی: یانیس ویلیامز به مدت شش سال، 13000 زن و مرد بین 45 تا 64 سال را زیر نظر قرار داد و رفتارشان را مطالعه کرد، و کشف کرد که افرادی که بهشدت و به کرات عصبانی میشوند، سه برابر بیشتر از کسانی دچار حملهی قلبی میشوند که با آرامش بیشتر با مشکلات روبهرو میشوند. (ویلیامز، 2000).
این اتفاق به این علت میافتد که در هر حملهی خشم، بدن انسان حجم زیادی هورمون آدرنالین به داخل خون میریزد. غلظت بالای آدرنالین منجر به افزایش ضربان قلب و همزمان، انقباض رگهای خونی و افزایش فشار خون میشود. تکرار این حملات میتواند به بروز دو مشکل منجر شود که معمولاً مسبب حملهی قلبی است: نوسان تپش قلب و آماس ناگهانی ذخیرههای چربی داخل رگها (منبع: بالون، خشم و نفرت، احساسات منفی).
در موسیقی پاپ برزیلی: مادام که توانی در قلبم هست، چیز دیگری نمیخواهم جز انتقام! انتقام! انتقام! به سوی قدیسان فریاد برمیآورم: باید بغلتید همچون سنگهایی که بر جاده میغلتند، بیآنکه هرگز مکانی برای آرمیدن داشته باشید. (لوپیسینو رُدریگز)
از زبان ویلیام بلیک: از دست دوستم عصبانی بودم، به او گفتم و خشمم رفت. از دست دشمنم عصبانی بودم، به او نگفتم و خشمم بیشتر شد.
دربارهی نفرت از خارجیها (بیگانهترسی ): «مسلمانها در تمام کشورهای غربی نفوذ کردهاند. بعضیهایشان حتا میتوانند دوستانه حرف بزنند، اما مترصد فرصتی برای کشتن ما هستند. میگویند دلیل حوادث یازده سپتامبر 2001، برخورد تمدنها بوده است. این دروغ است: برخورد به معنای آن است که دو تمدن متمایز وجود دارد. اما فقط یک تمدن وجود دارد: تمدن ما.» (بیانیهای از سوی رهبران حزب مردم دانمارک (DPP) که بذر نفرت و فاشیسم جدید را پاشیدند و اروپا و سراسر جهان بدون آنکه قدمی جدی بردارند، به تماشای رشد و نمو آن نشستهاند.)
پندی از دائو دِ جینگ: تمام جنگافزارها، ابزارهای شر هستند و مطلقاً به کار شاه خردمند نمیآیند. او فقط هن
گامی از این جنگافزارها استفاده میکند که ضرورت ایجاب کند. او آرامش و آسودگی را ارج مینهد؛ پیروزی با زور جنگافزارها را نمیخواهد.
لازم دانستن جنگافزارها، علامت آن است که انسان از کشتن انسانهای دیگر لذت میبرد، و آنکه از کشتن لذت میبرد، سزاوار حکومت بر یک امپراتوری نیست.
وقتی میخواهیم کسی را ضعیف کنیم، نخست باید به او قدرت بدهیم. اگر بخواهیم شکستش بدهیم، نخست باید بلندش کنیم. اگر بخواهیم محرومش کنیم، نخست باید هدایایی به او بدهیم. این را بصیرت محیلانه مینامند.
اینگونه است که فروتن و ضعیف، بر قلدر و نیرومند غلبه میکند.
شکمپرستی
تعریف در فرهنگ لغت: نام مؤنث، از واژهی لاتین gula. پرخوری و پرنوشی بیش از حد، ولع، حرص.
تعریف کلیسای کاتولیک: میل مفرط به لذات وابسته به خوراک یا آشامیدنیها. انسان باید از غذاهایی که برای سلامت مضر است، اکراه داشته باشد. انسان نباید بیش از همراهانش به غذا توجه و میل نشان دهد. مستی سبب زوال شعور میشود و گناهی کبیره است.
از نظر پیتر دِ وریس : شکمپرستی بیماری است؛ به معنای آن است که چیزی از درون ما را میبلعد.
در کتاب حکمت پیشینیان : رئیس صومعهی اسکتا با راهبی میرفتند که آنها را به غذا دعوت کردند. صاحبخانه که از حضور کشیشها خرسند بود، دستور داد بهترین غذاها را بیاورند.
اما راهب روزهدار بود. وقتی غذا آمد، نخودی برداشت و آرام جوید. دیگر چیزی نخورد.
موقع رفتن، رئیس صومعه به او گفت: «برادر، وقتی به ملاقات کسی میروی، تقدست را به توهین و ریاکاری مبدل نکن. بار بعد که روزهدار بودی، دعوت کسی را به غذا قبول نکن.»
دستور طبخ جگر غاز با قارچ خوراکی: جگر غاز را کاملاً تمیز کنید. جگر و قارچها را به قطعات بسیار کوچک ریز کنید. کف ظرف کیکپزی را با نوارهای بسیار نازک گوشت بپوشانید. به گوشت فلفل و نمک بزنید و روی آن را با قطعات قارچ بپوشانید. به همین ترتیب، یکی درمیان قطعات جگر و قارچ را یکی در میان روی هم قرار دهید. روی ظرف را با خمیر نان بپوشانید و ظرف را به مدت 50 تا 60 دقیقه در فر بگذارید. بعد وزنهی سنگینی روی خوراک بگذارید تا غذا را فشرده کند.
گرسنگی در جهان: تعداد گرسنگان کشورهای در حال توسعه، در سال 2030، از 777 میلیون نفر کنونی، احتمالاً به 440 میلیون نفر کاهش مییابد. این به معنای آن است که هدفی که سازمان غذای جهانی در سال 1996 گذاشت، تحقق نخواهد یافت (در سال 1996 مقرر شد که تا سال 2030، جمعیت گرسنگان جهان در سالهای 1990 تا 1992 که 815 میلیون نفر بود، نصف شود). از دغدغههای بزرگ، منطقهی زیر صحرای افریقاست، چراکه به نظر میرسد جمعیت دچار سوءتغذیهی مزمن، در سال 2030 از 194 میلیون نفر کنونی فقط به 183میلیون نفر برسد (منبع: گزارش سازمان غذا و کشاورزی ــ نشریهی کشاورزی جهانی: «بهسوی 2015/2030)
حکایت صوفیان: نانوایی میخواست اویس را ببیند. اویس در لباس مبدل یک گدا نزد نانوا رفت. شروع کرد به خوردن یک نان؛ نانوا او را کتک زد و به خیابان انداخت.
یکی از شاگردان اویس از راه رسید و داد زد: «دیوانه، این فردی که بیرون کردی، همان استادی است که میخواستی ببینی!»
نانوا شرمنده شد و پرسید برای طلب بخشش چه باید بکند. اویس از او خواست خودش و شاگردانش را به صرف غذا دعوت کند.
نانوا آنها را به خانه برد و به غذایی عالی مهمان کرد.
اویس در وسط ناهار به شاگردانش گفت: «انسان خوب را اینگونه از انسان بد تشخیص میدهیم. این مرد میتواند ثروتی را خرج ناهار من کند، چرا که من مشهورم، اما نمیتواند تکه نانی را صرف سیر کردن شکم فقیری کند.»
پندی از دائو دِ جینگ: سی پره به هم متصل میشوند و چرخی را میسازند. اما فضای خالی درون چرخ است که امکان اتصال آن را به ارابه میدهد. جامی از سفال بسازید. اگر فضای خالی داخل سفال نباشد، جام به کاری نمیآید. اتاق بدون فضای خالی در و پنجره قابل استفاده نیست.
میتوان شیای ساخت، اما فضای خالی درون شیء است که آن را مفید میکند.
حسد
تعریف در فرهنگ لغت: از واژهی لاتین invidia. آمیزهی درد و خشم؛ احساس عدم رضایت از خوشبختی و موفقیت فرد دیگر؛ میل به داشتن آنچه دیگران دارند.
تعریف کلیسای کاتولیک: بر خلاف فرمان دهم است (تو چشم به خانهی همسایهات نمیدوزی). نخستین بار در سفر آفرینش کتاب مقدس، در داستان قابیل و برادرش هابیل ظاهر میشود.
حکایت کلیمی: شاگردی از استادانش دربارهی این بخش از کتاب مقدس میپرسد: «خداوند از هابیل و قربانیاش خشنود بود، اما از قابیل و قربانیاش خشنود نبود. قابیل بسیار خشمگین شد و چهره فروانداخت. پس خداوند به او گفت: چرا خشمگینی و چرا چهره فرو انداختی؟»
استادان جواب دادند:
«خدا باید از قابیل میپرسید: چرا خشمگینی؟ آیا به خاطر آن است که قربانی تو را نپذیرفتم، یا برای آنکه قربانی برادرت را پذیرفتم؟»
از نظر زوئنیر ونتورا ی خبرنگار: افعال وابسته به «حسد»، «تحلیل و فساد» و «ویرانی» است. اما باید حسد را واکنشی انسانی نیز دانست. تمامی نظریات دربارهی حسد، میگویند بهترین شیوه برای مبارزه با آن، این است که فرض کنیم همهی انسانها به درجات مختلف حسد را احساس میکنند.
از نظر جُوانی پاپینی نویسنده: بهترین انتقام از آنهایی که میخواهند من به پستی کشیده شوم، این است که تلاش کنم به قلهی بلندتری پرواز کنم. شاید بدون انگیزهی کسی که میخواهد روی زمین بمانم، انگیزهی زیادی برای بالا رفتن نداشته باشم. فرد واقعاً خردمند از این هم پیشتر میرود: از بدنامی خودش برای ویرایش بهتر تصویرش و حذف کردن سایههایی که نور بر صورتش ایجاد کرده استفاده میکند. بدین ترتیب، فرد حسود بی آنکه بخواهد، همکار تکامل او میشود.
حسد و اخلاق: از محقق و دانشمندی به نام دکتر ویلیام شلتون، حسد واکنشی است که در میان بازندگانی برانگیخته میشود که سعی میکنند با پنهان شدن در پس مبارزهای برای احیای «ارزشهای اخلاقی»، «افکار شریف»، و «عدالت اجتماعی» از واقعیت فرار کنند. وضع وقتی خطرناک میشود که نظام آموزشی سعی میکند دانشآموزان و دانشجویان را شرطی کند تا از تمام کسانی که موفقند، متنفر باشند و هر موفقیتی را به فساد و انحطاط اخلاقی نسبت بدهند. از آنجا که تلاش برای رسیدن به موفقیت در ذات بشر است، دانشآموزان در اثر این شرطی شدن، گرفتار فرایندی منحط میشوند تا از آنچه آنها را خوشحال میکند، متنفر شوند و این بحرانهای اضطرابی را افزایش میدهد و توانایی نوآوری را کم میکند.
شیطان و شیاطین: شیاطین به شکایت نزد شهریار تاریکی رفتند. دو سال بود که سعی داشتند راهبی را که در صحرا زندگی میکرد، وسوسه کنند.
«بهش پول و زن و هرچه در چنته داشتیم پیشنهاد کردیم، اما اثر نداشت.»
شیطان جواب داد: «کارتان را خوب بلد نیستید. بیایید یادتان بدهم در این جور مواقع چکار کنید.»
بعد دستهجمعی به غار راهب رفتند و شیطان در گوش راهب زمزمه کرد:
«دوستت ماکاریوس همین الان اسقف اسکندریه شد.»
راهب همان موقع شروع کرد به ناسزا گفتن به آسمان و زمین.
پندی از دائو د جینگ: خردمندان بزرگ اعصار کهن اسرارآمیزتر، فوق طبیعیتر، نافذتر و عمیقتر از آن بودند که آدمیان درکشان کنند.
همچون انسانی که از رود طغیانکرده به خاطر آب شدن برف زمستانی میگذرد، هشیار بودند. همچون چوب تراشنخورده به دست انسان، فارغ از تظاهر بودند.
چه کسی میتواند از راه متانت و فروتنی، آنچه را ناب نیست، به تدریج کامل کند؟ چه کسی میتواند آرام شود و آرام بماند؟ آن کس که راه کمال را طی میکند، نمیخواهد سرشار از چیزی باشد.
تنبلی
تعریف در فرهنگ لغت: نام مؤنث، از واژهی لاتین Prigritia. کراهت از کار، کاهلی، تنآسایی.
تعریف کلیسای کاتولیک: تمامی موجودات زندهای که میجنبند، باید نان روزانهشان را با عرق جبین به دست آورند و همواره به فکر نتایج سهل و فوری نباشند. تنبلی یعنی فقدان تلاش جسمی یا معنوی، که روح را به انحطاط میکشد و منجر به اندوه و افسردگی میشود.
از حکایات: خوان همین که مرد، دید در جای زیبایی است، مرفه و سرشار از لذاتی که همیشه آرزو داشت. مرد سفیدپوشی نزدیک شد و گفت: «هرچه میخواهی برایت فراهم است، غذا، لذت، تفریح...»
خوان با خوشحالی هرکاری دلش میخواست کرد. بعد از سالها تفریح، مرد سفیدپوش را پیدا کرد و گفت: «هرکاری دلم میخواست کردم. حالا کاری به من بدهید تا احساس مفید بودن کنم.»
مرد سفیدپوش گفت: «متأسفم، اما کار تنها چیزی است که نمیتوانم به تو بدهم. اینجا کاری نیست.»
«یعنی میگویید تا ابد باید حوصلهام سر برود؟ ترجیح میدهم مرا ببرید به جهنم.»
مرد سفیدپوش در گوشش زمزمه کرد: «پس فکر میکنی الان کجایی؟»
از نظر وینی آلبرت: جامعه چگونه دوام بیاورد اگر فقط به فکر غذای یخزده، عکس فوری، پورهی سیبزمینی حاضرآماده، تندخوانی و ماشین حساب است؟
جامعهشناسی تنبلی: کسی که بیش از حد کار میکند و هم کسی که حاضر نیست کار کند، رفتار مشابهی دارند، میخواهند از مشکلات ذاتی انسانها فرار کنند، نمیخواهند دربارهی حقیقت و مسئولیتهای زندگی طبیعی فکر کنند.
از نظر آیین بودا: بنا به سنت، تنبلی از اصلیترین موانع بیداری روح است. به شکل تجلی مییابد: تنبلی در رفاه، که بهث میشود همواره یک جا بمانیم. تنبلی دل، وقتی احساس یأس و بیانگیزگی میکنیم. و تنبلی تلخی، وقتی هیچ چیز برایمان مهم نیست و دیگر بخشی از این دنیا نیستیم.
پندی از دائو د جینگ: سالک خودش را با راه تطبیق میدهد. انسان درستکار با تقوا سازش میکند. آن که چیزی از دست میدهد، با فقدان سازش میکند. راه با شادی میپذیرد کسی را که با راه سازش میکند. تقوا انسان درستکار را میپذیرد. آن که تسلیم فقدان شود، فقدان او را جذب خویش میکند.
پس، در پایان سال 2007: اغلب از خود میپرسیم: شوق و الهام از کجا میآید؟ شور زندگی کجاست؟ این همه تلاش به زحمتش میارزد؟ تمام سال سعی کردم مرزهایم را پشت سر بگذارم، روزی خانوادهام را تأمین کردم، رفتار خوی داشتم، اما باز هم به جایی که میخواستم نرسیدم.
رزمآور نور میداند که بیداری فرایندی طولانی است و باید مراقبه را با کار متعادل کرد برای رسیدن به مقصد. آنچه او را متحول میکند، تأمل بر آنچه به دست نیاورده نیست: این پرسش بذر انفعال و بیکنشی را در خود دارد. بله، شاید همه کار را درست انجام داده باشیم و نتیجه ملموس نباشد، اما مطمئنم که نتایجی در کار است. به یقین در مسیر مشخص خواهد شد، به این شرط که الان تسلیم نشویم.
مو
مشخصات خود رو در قسمت نظر بدهید وارد کنید.
موفقیت
اگر میخواهید در کارشناسی ارسد شیلات موفق شوید از جزوات ما استفاده کنید.
لطفا مشخصات خود رو در قسمت نظر بدهید ثبت کنید و یا با شماره زیر تماس بگیرید.
ت:۰۹۱۷۳۳۱۲۴۸۶
موفق باشید
موفقیت=اراده+پشتکار+تلاش
آزمایش ماهی زنده
هنگامی که یک ماهی مریض شد ابتدایی ترین کار انتقال ماهی بیمار به مخزن قرنطینه و آزمایش ماهی زنده می باشد. برای این کار لازم است که ماهی با تور گرفته شده و برای چند ثانیه به خارج از آب آکواریوم منتقل شود.همانطور که در شکل مشاهده میکنید ماهی هنگامی که به دور یک محور طولانی می چرخد تلاش می کند تا خود را به طور افقی نگاه دارد.بنابراین برای مقابله با چپ شدن چشمهای خود آنها را می چرخاند . اگر چشم هایش در یک حالت عادی نسبت به بدن باقی بماند بنابراین گوش داخلی ماهی با مشکل مواجه است و این علامت و سرآغاز شروع بیماریست
آنجل یا فرشته ماهی
آنجل یا فرشته ماهی
آنجل یا فرشته ماهی دارای انواع متعددی است. در گروه سیچلایدها، آنجل یکی از زیباترین ماهیها بحساب می آید و از طرفداران زیادی برخوردار است. آنجل باله بلند چلگیس، آنجل نیم تنه مشکی، آنجل ببری، آنجل سفید، آنجل مشکی، آنجل باله بلند دودی، آنجل باله بلند سفید هستند، که در ایران تکثیر و پرورش یافته اند و اکثر علاقمندان به این ماهیها برای انتخاب ماهیهای مولد خوب باید تعدادی از آنجلهای جوان، شاداب، سرحال و بدون نقص باله ها و عضو را بصورت گروهی در شرایط عالی نگهداری کنند. و از بین آنهایی که با همدیگر جفت می شوند برای تکثیر و پرورش جدا کنند. برای اینکار باید در روی هر دیواره آکواریوم چندین تکه سنگ به اندازه ارتفاع آکواریوم و به عرض 5 سانتیمتر قرار داده شود. بطوریکه تکه سنگ با دیواره آکواریوم بصورت مورب و زاویه ایی تقریبا 55 بوجود آورد. آنجلها محلهایی که دارای شیب است برای تخمریزی انتخاب می کنند.
ماهیهای آنجل جوان معمولا بین 10 تا 12 ماهگی بالغ می شوند و در آنموقع بین 13 تا 15 سانتیمتر طول خواهند داشت.
در یک گروه معمولا آنجلها برای انتخاب جفت حرکات و رقصهای مخصوصی را انجام می دهند. با سرعت بطرف جفت مورد علاقه شان حرکت می کنند و بنظر می رسد بهمدیگر ضربه وارد می آورند ولی اینطور نیست. ابراز علاقه و دعوت به ازدواج و تمایل یکدیگر را با این حرکات به نمایش می گذارند. ادامه این حرکات رقصها و گردشگهای سریع به چپ و راست بالاخره انتخاب جفت را در برخواهد داشت زمانیکه اعلام قبول ازدواج را نر و ماده با یکدیگر دادند. آنوقت جفت یکدیگر را پذیرفته و حرکات به شکل منظم و دقیق ظاهر می شوند. بطوریکه موازی با همدیگر و در یک ستون و به یک فاصله معین با همدیگر حرکت می کنند. آنها به تمام نقاط آکواریوم سرکشی می کنند تا بالاخره مکان مناسب که معمولا یکی از آن تکه سنگهایی است که به دیواره آکواریوم تکیه داده اید را بعنوان محل تخم گذاری انتخاب و شروع به تمیز کردن آن می نمایند.
ماهیهای دیگر چنانچه دخالت کنند با عکس العمل شدید آنها مواجه خواهند شد و گاهی ضربه ایی هم خواهند خورد. آنجلهای جفت شده با لبهای مکنده شان و لرزش های مخصوصی منطقه ای را بر روی تکه سنگ برای تخمهایشان بدقت تمیز می کنند در اینحالت بهتر است بآرامی آنها را به یک آکواریوم آماده که از قبل تدارک دیده اید با همان تکه سنگ انتخاب شده جفت انتقال دهید. (اگر تعدادی تکه سنگ مشابه داشته باشید بهتر است چون موقعی که آنرا خارج می کنید باید یک عدد دیگر برایشان قرار دهید تا از نبودن محل تخمها عصبانی نشوند) گاهی دیده شده است آنجلهایی با همدیگر جفت شده اند و محلهای نامناسبی را انتخاب کرده اند. مثلا شیشه بخاری آکواریوم یا از این قبیل اشیاء که در آنصورت اگر برای اولین بار تخمریزی می کنند باید اجاره بدهید تخمهایشان را در همان محل بریزند. در غیر اینصورت قهر خواهند کرد و مدت طولانی تخمریزی نخواهد کرد. آنجلهای جوان جفت شده اگر خوب تغذیه شوند معمولا بین 8 الی 15 روز یکبار تخمریزی خواهند کرد. آنجلها هم در موقع تخمریزی لوله مخصوصی از بدنشان خارج می شود که معمولا لوله تخمدان ماهی ماده حداکثر تا 2 میلیمتر بیرون می آید و لبه آن گرد و پهن است. و لوله اسپرم ماهی نر حداکثر تا 1 میلیمتر بیرون می آید که لبه آن زوکی شکل و کوچک است. بعد از بیرون آمدن لوله ها، تخمریزی در محلی که از قبل انتخاب و تمیز شده است شروع می شود.
ماهی ماده با نزدیک شدن به صورت زاویه ایی و با لرزش مخصوصی تخمهایش را بصورت زنجیر و ردیفی بر روی تک سنگ می چسبانند.
پشت سر ماهی نر فعالیت می کند و با رها ساختن اسپرم بر روی تخمها آنها را بارور می سازد. بعد از حداکثر 2 ساعت تخمریزی تعداد زیادی تخم بر روی تکه سنگ چسبیده خواهد شد و در آخر، تخمریزی تمام خواهد شد.
بهتر است بآرامی تخمها را با سنگش به آکواریومی که دارای شرایط لازم و از قبل آماده شده است منتقل شوند. و به جای تکه سنگ تخمها که بر می دارید یکعدد تکه سنگ مشابه به جای آن قرار دهید که جفت آنجل از نبودن سنگ تخمها عصبانی نشوند.
آب تخمها باید دارای DH بین 5 تا 8 درجه باشد و دمای 27 درجه سلسیوس مناسب خواهد بود. مقداری داروی متیلن آبی به مقدار 1/0% به آب تخمها اضافه می کنیم تا از هجوم و حمله قارچها به تخمها جلوگیری بعمل آید. معمولا بعد از 48 ساعت تخمها باز و تبدیل به لارو می شوند. و روی سنگ در حالیکه با سر چسبیده به سنگ هستند. دم تکان می دهند و اصطلاحا گفته می شود تخمها باز شده و در مرحله دم تکان دادن هستند. بعد از آن از سنگ جدا می شوند و همه آنها در یک گوشه ایی از آکواریوم تجمع می کنند. همانطوریکه می دانید لاروها همراه با خودشان دارای کیسه زرده ایی در زیر شکمشان هستند که تا سه روز از آن تغذیه می کنند. سنگ تخمها را بآرامی آنها را بخارج بیاورید. در این مرحله بر اثر تجزیه پوسته تخمها مقداری آب آلوده شده است مقداری از آب را با آب مناسب که از قبل آماده ساخته اید تعویض کنید تا علاوه بر تمیزی آب؛ لاروها شاداب شوند و کیسه زرده آنها بخوبی جذب بدنشان بشود. چنانچه آب آلوده باشد لاروها ضعیف و بی حال و سفید خواهند شد و کمرشان خم می شود و کیسه زرده آنها آب می رود و در نهایت تلف خواهند شد. (برای تهیه آب مناسب باید DH آب برای لارو آنجل بین 3 تا 5 درجه باشد و یکهفته آنرا با فیلتر ذغالی فیلتراسیون کنید که در آنصورت آب شفاف و کریستالی خواهد شد و درجه حرارت را روی 27 سلسیوس ثابت نگهدارید و تغییر نداشته باشد.)
بعد از جذب کیسه زرده؛ لاروها خیلی حریص غذا خوردن هستند و از صبح روز چهارم که دارای شنای آزاد شده اند می توانید به آنها غذای زنده و مقوی بدهید بهترین غذای زنده در این مرحله نوزادان میگو هستند. بهمین منظور باید تخم میگوی نمکی را طوری تنظیم کنید که همزمان با نیاز لاروها آنها هم تبدیل به نوزادان میگوی تازه بدنیا آمده شوند تا بخوبی توسط لاروها قابل صید و خوردن باشند. چنانچه از نوزادان میگو که 24 ساعت قبل از تخم درآمده باشند. و آنها را استفاده کنید بدلیل بزرگ بودن نوزادان میگو لاروهای آنجل آنها را نمی توانند صید و مورد مصرف قرار دهند. این موضوع در روزهای اول دارای اهمیت زیادی است. چنانچه لاروها نتوانند غذا بخورند در مدت 48 ساعت آینده تمام آنها بر اثر نخوردن غذا خواهند مرد.
مطلب مهم دیگر که در این مرحله باید دقت کافی بشود. مقدار غذایی که لاروها احتیاج دارند باید به همان اندازه برایشان بریزید. چنانچه اگر اضافه تر از مصرف آنها ریخته شود. نوزادان میگو در آب شیرین بعد از چند ساعت می میرند و در آب تجزیه خواهند شد و خیلی سریع آب آلوده و کثیف می شود و همین امر باعث تلفات لاروها خواهد شد. برای اینکه درصد تلفات به پایین ترین حد ممکن برسد باید اولا به لاروها فضای کافی اختصاص دهید. و به مکان بزرگتری انتقال دهید.
دوما: آلودگی آب را کنترل کنید در صورت مشاهده اولین تلفات خیلی زود آب را با آب سالم و آماده تعویض کنید.
سوما: بهتر است تا 15 روز اول برای آب لاروها داروی متیلن آبی استفاده کنید تا از آلودگی و تلفات لاروها جلوگیری شود.
طرز تشخیص جنسیت آنجل:
ماهی نر:
1- نوک لوله اسپرم نر زوکی شکل شبیه به نوک قلم نی است.
2- لبهای پهن و ضخیمتری نسبت به ماده اش دارد و کمی دهانش بزرگتر است.
3- قوز روی سر نر دارای بر آمدگی بیشتری نسبت به نوع ماده اش دارد.
4- باله زیرین بلندش در محل تلاقی با بدن زاویه باز ایجاد می کند.
ماهی ماده:
1- نوک لوله تخمدان درست شبیه به تخم و لبه آن گرد است.
2- لبهای نازکتر و باریکتری دارد و کمی دهانش کوچکتر است.
3- قوز روی سر ماده دارای برآمدگی کمتری نسبت به نوع نرش است.
4- باله زیرین بلندش در محل تلاقی با بدن زاویه قائمه ایجاد می کند.
http://aquaria2004.persianblog.com/1384_2_aquaria2004_archive.html
بستني ماهي
مقدمه:
در تير ماه سال جاري خبر توليد بستني ماهي به شكل هاي مختلف در جرايد منتشر شد . بعضي از روزنامه ها نوشتند " بستني ماهي توليد شد " ( 1) و بعضي ديگر عنوان كردند كه " توليد بستني ماهي به پايان رسيده است و ايران دومين كشور توليد كننده ي بستني ماهي در جهان به شمار مي رود (؟؟) و اين توليد نه براي صادرات بلكه براي مصرف داخل و بالابردن سرانه ي مصرف ماهي است ؟؟ ." (2 ) اين خبر حتا در اخبار راديو و تلويزيون نيز خوانده شد و موجب مطرح شدن پرسش هاي زيادي در اذهان مردم گرديد . اين مقاله قصد پاسخ گويي به پرسش هاي مطرح شده را ندارد ولي هدف آن روشن كردن اين موضوع مهم است كه آيا مي توان در كشور بستني ماهي توليد كرد و براي افزايش مصرف سرانه ي ماهي آن را به بازارهاي مصرف داخلي ارايه كرد ؟ به اين منظور لازم است در ابتدا در مورد بستني و انواع آن ، تركيبات و روش فرآورش آن توضيحاتي داده شود.
تعريف
بستني نوعي دسر يخي است كه از شير، خامه ، مواد طعم دهنده، ميوه و شكر تهيه مي شود .بستني را مي توان بر حسب تركيب آن به چهار گروه اصلي به شرح زير تقسيم بندي كرد .
1- بستني تهيه شده از منحصرا فرآورده هاي شيري ؛
2- بستني حاوي چربي نباتي ؛
3- بستني تهيه شده از عصاره ي ميوه جات كه به آن چربي و مواد جامد غير چربي شير اضافه شده است ؛
4- بستني يخي كه از آب ، شكر و ميده جات تغليظ شده است .
شايد بستني يخي در بين فرآورده هاي منجمد ، قديمي ترين نوع اين محصول باشد . نهيه ي بستني در ادبيات ايتاليايي به اوايل قرن شانزدهم نسبت داده مي شود . امروزه بستني هايي كه منحصرا از فرآورده هاي شيري نهيه مي شوند و انواعي كه به آن ها چربي نباتي اضافه مي شود در مجموع در حدود 80-90 درصد از توليد بستني جهان را به خود اختصاص مي دهد . اگر چه در بعضي از كشورها مي توان از بعضي از سبزيجات و ميوه جات بستني توليد كرد ولي بستني حاصل از شير و تركيبات آن در همه ي كشورهاي جهان محبوبيت داشته و مصرف مي شود .
تركيبات بستني
تركيب بستني شامل چربي ، مواد جامد غير چربي ، شكر و شير است كه به آن افزودني هاي مختلفي شامل مواد امولسيون كننده ، پايدار كننده ، طعم دهنده و رنگ دهنده نيز اضافه مي شود.مخلوط مواد تشكيل دهنده ي بستني پس از همگن سازي در يخ زن هاي (Freezer) پيشرفته منجمد مي شود . در زمان انجماد ، هوا با مخلوط بستني زده شده و موجب افزايش حجم آن تا حدود 100 درصد مي شود . بنابراين حجم بستني معمولا دو برابر حجم مخلوط بستني است. مخلوط منجمد از يخ زن ها به پركن هاي مختلف و دستگاه هاي بسته بندي هدايت شده و به صورت بستنی چوبی ، ليواني ، قيفي يا مكعب مستطيل به اندازه هاي 250 گرمي ، 500 گرمي و يك ليتري بسته بندي و سپس در سردخانه نگهداري مي شوند.
مواد تشكيل دهنده ي بستني
مواد مختلفي اجزاي تشكيل دهنده ي بستني هستند . اين مواد پس از دريافت توزين شده و به عنوان ماده خام دريافتي در كارخانه مورد آزمايش قرار مي گيرند . اين مواد را مي توان به صورت زير تقسيم بندي كرد.
1- چربي
چربي ممكن است تا 12 درصد حجم بستني را تشكيل دهد. اين چربي از چربي شير يا چربي نباتي قابل تامين است .در اين صورت مي توان از شير كامل ، خامه ، كره يا روغن كره استفاده كرد. هم چنين مي توان مقداري يا تمام چربي شير را با چربي نباتي مانند روغن آفتاب گردان و سويا جايگزين كرد .
2- مواد جامد غير از چربي
مواد جامد غير از چربي را پروتيين ها ، لاكتوز و نمك هاي معدني تشكيل مي دهند كه به صورت شير خشك بدون چربي يا شير غليظ شده ي بدون چربي مورد استفاده قرار مي گيرد.مقدار ماده ي جامد غير از چربي از نظر تغذيه يي داراي ارزش بالايي بوده و ساختمان بستني را از طريق اتصال به ملكول هاي آب موجود در مخلوط بهبود مي بخشد.
3- قند
به منظور تنظيم مقدار ماده ي جامد مخلوط بستني و شيرين كردن آن از قندها استفاده مي شود. مخلوط بستني معمولا حاوي 10-18 درصد قند است و انواع مختلفي از قندها مانند قند تيشكر ، چغندر ، لاكتوز و مخلوطي از گلوكز و فروكتوز را مي توان مورد استفاده قرار داد .
4- مواد امولسيون كننده
اين مواد از طريق كاهش فشار سطحي فرآورده هاي مايع باعث امولسيون شدن آن ها شده و اين حالت را پايدار ميكند.گليسرين ، استرهاي سوربيتول و قندي و نيز زرده ي تخم مرغ امولسيون كننده هاي متداول هستند.مقدار اين مواد در مخلوط بستني 3/0 تا 5/0 درصد حجم مخلوط است.
5- مواد پايدار كننده
اين مواد در بستني با ايجاد شبكه يي از حركت آزادانه ي مولكول هاي آب جلوگيري مي كند . دو نوع پايدار كننده در توليد بستني مصرف مي شود . گروه پروتيين ها و گروه كربوهيدرات. پايدار كننده هاي پروتييني شامل ژلاتين ، كازيين ،آلبومين و گلوبولين است.گروه كربوهيدرات را كلوييدهاي دريايي ، همي سلولز و تركيبات اصلاح شده ي آن تشكيل ميدهند. مقدار مصرف 2/0 تا 4/0 درصد حجم بستني است .
6- مواد طعم دهنده
وانيل ، شكلات ، و ميوه هاي خشك از طعم دهنده هاي بستني هستند.
7- مواد رنگ دهنده
مواد رنگ دهنده باعث بهبود رنگ بستني مي شود . از رنگ دهنده هاي طبيعي مي توان به زعفران اشاره كرد.
فرايند توليد بستني
مواد اوليه ي بستني بايد در شرايط بهداشتي دريافت و نگهداري شوند . پس از توزين مواد خام و همگن سازي آن ها اقدام به پاستوريزه كردن مخلوط مي شود .زمان پاستوريزاسيون 83-85 درجه ي سلسيوس به مدت 15 ثانيه است . پس از پاستوريزه كردن و خنك سازي ، مخلوط به مدت 3-6 ساعت در دماي 5 درجه ي سلسيوس درمخزن هاي رسيدن نگهداري مي شود تا اين كه چربي موجود در آن به حالت تبلور در آمده و پروتيين و پايدار كننده ها جذب آب شوند. اين مرحله از توليد بستني به قوام آن بهبود مي بخشد . پس از پايان مرحله ي رسيدن در صورت نياز به مخلوط مواد طعم دهنده و رنگ دهنده اضافه مي شود .مخلوط سپس براي مخاوط شدن با هوا و انجماد آب محتوي آن به يخ زن هاي پيشرفته هدايت مي شود . دماي بستني در موقع خروج از يخ زن بايد 1- تا 9- درجه ي سلسيوس باشد . قالب گيري و بسته بندي بستني در دستگاه هاي مختلف انجام مي شود . شكل بستني و وزن محصول بستگي به تقاضاي بازار دارد .
استفاده از آبزيان در فرمولاسيون بستني
در فرمولاسيون (يا توليد) بستني ماهي كه در ژاپن به آن Sanma Aisu گفته مي شود از اجزاي مختلف آبزيان شامل روغن ماهي ،انواع گوشت ماهي ، پروتيين هاي استخراج شده ي ماهي و عصاره ي ماهي به عنوان طعم دهنده ، پايدار كننده و بهبود دهنده ي محصول استفاده مي شود . ازجوهر ماهي مركب نيز به عنوان رنگ دهنده و طعم دهنده به صورت مخلوط با مواد اوليه ي توليد بستني يا براي نزيين روي بستني ( بيشتر بستني قيفي ) استفاده مي شود . پيشينه ي توليد بستني ماهي در جهان مربوط به كشور ژاپن است . در سال 1964 اولين بستني امروزي ماهي با اضافه كردن عصاره ي ماهي تون به يستني حاصل از شير توليد شد .
بعدها با تنوع بخشي به فرآورده هاي شيلاتي در ژاپن محصولات بستني ماهي متنوع تر شد ؛ طوري كه مقدار گوشت آبزي در محصول به 40 درصد رسيده و مقدار شير و تركيبات آن كاهش و استفاده از كربوهيدرات ها افزايش يافت . براي توليد اين محصول از گونه هايي نظير ماهي آنچوي ، مار ماهي(Unagi Aisu) ، ماهي تون ، ماهي مركب (Ika Aisu)، اسكوييد ، ميگو(Sakura Ebi Aisu) ، شاه ميگو ، هشت پا(Taco Aisu) ، سوريمي و غيره استفاده مي شود . اسكيموها بستني ماهي را از روغن حيواني ، گوشت و كبد ماهي ، ميوه و شكر توليد مي كنند. در تايلند به جاي قطعات ميوه از قطعات ماهي در بستني استفاده مي شود .
بازار پسندي بستني ماهي
بستني ماهي فرآورده يي است كه در كشورهاي ژاپن و شرق آسيا و نيز مردم آلاسكا مصرف مي شود . بستني ماهي به شدت داراي طعم و مزه ي ماهي يا آبزي مصرفي است و آن چنان است كه بعيد به نظر مي رسد مصرف كنندگان ايراني حتا كساني كه در استان هاي ساحلي زندگي مي كنند تمايلي به مصرف آن داشته باشند . اگر چه محققان ژاپني براي كم كردن طعم ماهي در بستني مطالعات زيادي انجام داده اند ولي روش هاي پيشنهادي كه بر اساس استفاده از انواع الكل ( شراب ) استوار است براي ما قابل استفاده نيست . هرچند هدف از توليد اين محصول بالا بردن مصرف سرانه ي ماهي در كشور عنوان شده و جنبه ي صادراتي نيز براي آن در نظر گرفته نشده است ولي توليد صنعتي اين محصول در كشور به دلايل زير براي هر مصرفي – چه مصرف داخل و چه صادرات – امكان پذير نخواهد بود.
1- هزينه ي هنگفت ماشين آلات و تجهيزات توليد بستني ماهي و دانش فني مربوط؛
2- عدم ثبات در تامين مواد اوليه ي مرغوب به خصوص ماهي ؛
3- فقدان استانداردهاي لازم در توليد بستني ماهي؛
4- عدم وجود فرهنگ غذايي مصرف اين نوع فرآورده ها در كشور ؛
5- امكان پذير نبودن توليد بستني ماهي در كارخانه هاي موجود بستني سازي كشور براي جلوگيري از انتقال آلودگي هاي ميكروبي مواد اوليه مختلف به محصولات نهايي و نياز به احداث كارخانه يي مجزا براي اين كار وتوجيه پذير نبودن سرمايه گذاري در اين خصوص ؛
6- نياز به مراقبت هاي شديد بهداشتي در فرآورش و انبارش محصول و عرضه در خرده فروشي ها؛
7- قابل رقابت نبودن اين محصول با توليدات كشورهاي ديگر نظير ژاپن .
نتيجه
بستني ماهي فرآورده يي است كه در توليد آن مي توان از گوشت و روغن آبزيان و نيز اجزاي بدن آن ها استفاده كرد . اين محصول يكي از صدها فرآورده ي دريايي است كه در كشورهاي آسياي جنوب شرقي به خصوص ژاپن مصرف مي شود . طعم بستني ماهي براي كساني كه تمايل كمتري به مصرف آبزيان دارند ناخوشايند است و حتا تصور اين كه از ماهي يستني توليد شده باشد براي بسياري از مردم كشورمان قابل تحمل نيست .
هدف گذاري توليد اين محصول براي افزايش سرانه ي مصرف آبزيان در كشور نشان دهنده ي عدم بررسي كارشناسي در اين خصوص است . انتخاب بستني ماهي از بين ده ها نوع فرآورده ي دريايي كه تعدادي از آن ها در در سال هاي اخير مطابق ذايقه ي مصرف كنندگان ايراني به بازارهاي داخلي معرفي شده اند و به همين دليل نيز ميلياردها ريال براي نوليد محصولاتي نظير انواع فيش برگر و ناگت هزينه شده است شگفت آور است.
در اينجا فرصت را مغتنم شمرده و دوياره يادآور مي شود كه تنها راه افزايش مصرف سرانه ي آبزيان در كشور توليد غذاهاي دريايي آماده ي مصرف نظير انواع فيش برگر و ناگت ، ميگو برگر و ..و نرويج مصرف آن ها بين گروه هاي مختلف مصرف كننده است .
اين محصولات داراي 5 ويژگي زير هستند :
1- نياز به آماده سازي ( يا پاك كردن) محصول نيست؛
2- با توجه به اين كه حدود نيمي ازفرمول محصول گوشت ماهي / ميگو ومابقي مواد پروتييني گياهي و غيره است از قيمت هاي مناسبي برخوردارند؛
3- طعم مناسبي دارند و براي كساني كه طعم ماهي را دوست ندارند خوشايند است ؛
4- به راحتي مصرف مي شوند و
5- براي كليه ي گروه هاي سني قابل استفاده است.
منبع:شیلات ایران
اسب دریایی
ریخت شناسی و فیزیولوژی :
سر اسب های دریایی نسبت به بدن آنها زاویه قائمه تشکیل می دهد. اسبهای دریایی با پیچیدن دمشان به دور ساقه علف های دریایی، مرجانها، چوب ها و یا هر شیئ طبیعی یا مصنوعی دیگر، خود را در آب نگه می دارند. این ویژگی ها، بعلاوه یک کیسه در انواع جوان، و چشمهایی که مستقل از هم حرکت می کنند مختص به طبیعت منحصر به فرد این ماهیان است. اسب های دریایی بر خلاف اغلب ماهیان، به جای پولک یک لایه نازک پوست دارند که بر روی تعدادی از صفحه های استخوانی کشیده شده است. این صفحه های استخوانی به شکل حلقه هایی در اطراف بدن قابل مشاهده است.
این حلقه ها، و برجستگی روی صورت و همچنین برجستگی تاجی شکل روی سر، در شناسایی گونه ها مورد استفاده قرار میگیرند. برخی گونه ها، علاوه بر این دارای برجستگی های استخوانی و یا رشته های پوستی هستند که منشعب از حلقه های استخوانی میباشند.
اسبهای دریایی استادان استتار هستند. آنها از طریق تغییر رنگ و تولید رشته های پوستی ، با محیط اطراف آمیخته میشوند. همچنین ممکن است تغییر رنگهای کوتاه مدت در هنگام نمایش حرکات عاشقانه و یا به هنگام سلام های روزانه میان اسبهای دریایی نر و ماده صورت گیرد.
اسبهای دریایی شکم و یا دندان ندارند. آنها توسط پوزه خرطوم مانند خود شکار را می مکند و آنرا به دستگاه گوارش کم بازده خود می رسانند. مانند دیگر ماهیان، از طریق آبشش تنفس میکنند و از اکسیژن آب اطراف خود بهره میگیرند. بر خلاف دیگر ماهیان، آبشش ها کوچک و فشرده است و ساختاری شبیه به انگور دارد. اسب های دریایی با استفاده از نیروی دافعه حاصل از حرکت سریع دمشان در آب حرکت میکنند و از باله های سینه ای دو طرف بدنشان، برای چرخیدن و پایداری استفاده می کنند. آنها با مانور دادن سازگاری بیشتری دارند و نمی توانند سریع شنا کنند.
اندازه :
اندازه گیری اسبهای دریایی از نوک دم تا بالای تاج صورت می گیرد. گونه های مختلف اسب دریایی دارای اندازه های مختلفی هستند. بزرگترین گونه آن مربوط به اسب دریایی استرالیایی (Hippocampus abdominalis) است که طول آن متجاوز از ۳۰ سانتی متر می باشد و طول کوچکترین گونه به ۲ سانتی متر میرسد.
وزن آنها بستگی به مرحله تولید مثلی دارد و هنگامی که حاوی تخم های بالغ هستند و یا هنگامی که حامله هستند وزنشان به مقدار زیادی افزایش می یابد.
ماهی قزل آلا
ماهی قزل آلا تقریبا مشهورترین و محبوب ترین ماهی آب شیرین هست . علاوه بر خود ماهی قزل آلا، انواع قزل آلاهای دیگری هم وجود دارن مثل قزل آلای رنگین کمان، قزل آلای دریاچه خزر و قزل آلای خال قرمز . در اینجا میخوام قزل آلای رنگین کمان رو معرفی کنم چون تکثیر و پرورش اون در دنیا بسیار رایج هست :

مشخصات :
این ماهی دارای یک نوار پهن یه صورت رنگین کمان در هر طرف بدن میباشد. بر روی سر، بدن، پشت، باله چربی و باله دمی این ماهی لکههای تیره رنگ دیده میشوند. حداکثر طول آنها به ۷۰ سانتیمتر و وزن بدن آنها به ۷ کیلوگرم میرسد.
زیست شناسی :
مشاهداتی که در مورد خصوصیات قزلآلای رنگین کمان و قزلآلای خال قرمز انجام گرفته است بیانگر این نکته میباشد که قزلآلای رنگین کمان، قزل آلای خال قرمز را از محل خویش دور میکند. به طور کلی میتوان چنین اظهار داشت که هرگونه، مناطق خاصی از رودخانه را انتخاب و تحت تسلط دارد. باید به این نکته نیز توجه داشت که قزل آلای رنگین کمان بر خلاف قزل آلای خال قرمز در مقابل تغییرات درجه حرارت آب و اکسیژن محلول در آب زیاد حساس نیست و نسبت به نوسانات مواد غذایی حساسیت نشان نمیدهد. دوره تخمریزی از ماه های آخر زمستان تا اواخر بهار و تعداد تخم ها بین ۵ - ۱ هزار عدد است. بچه این ماهیان تقریبا هنگامی که ۱۵ سانتیمتر طول دارند دارای ۱۲ - ۱۱ عدد لکه های تیره رنگ بر روی بدن می باشند که یکی از مشخصات آنها است.
ارزش اقتصادی :
امروزه ماهی قزل آلای رنگین کمان به صورت ماهی شماره یک اکثر کارگاه های تکثیر و پرورش ماهیان سردآبی در بیشتر نقاط جهان در آمده است. از خصوصیاتی که این ماهی را مورد توجه قرار داده ، سازش خوب آن با شرایط پرورش متراکم است. از طرف دیگر این ماهی در انتخاب غذا زیاد سخت گیر نیست و از سرعت رشد خوبی نیز برخوردار می باشد.
قزل آلای رنگین کمان جهت ماهیدار کردن آبهای داخلی که واجد شرایط لازم بوم شناختی (اکولوژی) آن هستند بسیار مناسب میباشد. با توجه به این مطالب ماهی قزل آلای رنگین کمان دارای ارزش اقتصادی فراوانی است.
راستی، اگه جایی دیدین یه نفر اشتباهی به ماهی قزل آلا گفت ماهی آزاد، زیاد سخت نگیرین چون تشخیص این دو تا از هم واقعا مشکله.
کلمات کلیدی : قزل آلای رنگین کمان ـ قزل آلای دریاچه خزر ـ قزل آلای خال قرمز ـ باله چربی ـ باله دمی ـ دوره تخمریزی ـ بوم شناختی ( اکولوژی ) ـ ماهی آزاد
پرورش ماهی در سيستم های باز
منظور از قفس يا كيج بخشي از آب دريا, سراب ,آب پشت سد و… است كه از اطراف و كف توسط ابزارهاي مختلفي مثل توري با چشمه هاي مختلف محصور گردد ودر آن محيط محصور ماهي پرورش داده شود.
اولين بار ماهيگران از قفس براي نگهداري موقت ماهي (تا زمان آماده شدن براي فروش) استفاده مي كردند.پرورش در قفس , پديده اي است نو كه در سالهاي اخير در نواحي ساحلي انجام مي شود.
تنوع زيادي در اندازه ها وطرح هاي قفس ديده مي شود. قفس ها با شرايط مختلف محيطي تطابق پذيري زيادي دارند واز آنها به طرق مختلف استفاده مي شود.
1-انواع قفس:
قفس ها در مقايسه با انواع اوليه آن توسعه زيادي يافته وامروزه انواع وطرح هاي متنوعي از آنها وجود دارد.
چهار نوع قفس وجود دارد: ثابت , شناور, قابل غوطه وري وغوطه ور واستفاده از 2 مدل ثابت وشناور رايج تر است.
-قفس هاي ثابت : از يك كيسه توري تشكيل شده اند كه بوسيله تيرك هايي در كف درياچه يا رودخانه در آب نگهداري مي شود. اين قفس ها نسبتاً ارزان وساختن آنها آسان است , ولي از لحاظ اندازه وشكل محدوديت دارند وفقط در محل هاي كم عمق با بستر مناسب مستقر مي شود.
-قفس هاي شناور: كيسه قفس هاي شناور توسط يك حلقه يا چارچوب شناور نگهداري مي شود. كاربرد اين قفس نسبت به ساير انواع قفس بيشتر است ومي توان آنها را در اشكال واندازه هاي مختلف طراحي كرد.
-قفس هاي قابل غوطه وري: كيسه توري يا شبكه هاي توري قفس قابل غوطه وري , متكي به يك چارچوب يا دكل است ومي تواند در عمق هاي مختلف آب قرار گيرد. اين مزيت باعث مي شود كه در شرايط آب وهوايي بد از صدمات در امان باشد. اين مدل قفس در زمان آرامش آب , در سطح آب نگهداشته مي شود وهنگام بدي آب وهوا درون آب غوطه ور مي گردد.
-قفس هاي غوطه ور: قفس هاي غوطه ور ساده , معمولاً, از تعدادي جعبه هاي چوبي ساخته مي شوند كه در ميان آنها شكاف هايي وجود دارد و آب از درون آنها عبور مي كند. اين قفس ها توسط سنگ يا پايك به بستر آب محكم مي شوند.
2- معيارهاي انتخاب محل استقرار قفس:
سه دسته معيار براي انتخاب محل قفس وجود دارد كه بايد رعايت شوند:
· بررسي مقدماتي شرايط فيزيكوشيميايي محيط كه تعيين مي كند آيا يك گونه مي تواند در آن محيط به لحاظ دما , شوري , اكسيژن , جريان ها و… پرورش يابد يا خير.
· عواملي هستند كه با موفقيت يك سيستم قفس ارتباط دارند (آب وهوا, محفوظ بودن , عمق وبستر
· بررسی مسائل مربوط به احداث وسوددهي مجتمع پرورشي همانند جنبه هاي حقوقي , دسترسي , تاسيسات محلي ,امنيت وبحث هاي اقتصادي _ اجتماعي.
-كيفيت آب محل استقرار قفس :
دما , شوري , اكسيژن , , گل آلودگي و آلودگي آب پارامترهايي هستند كه قبل از نصب قفس در محل مورد نظر , بايد مورد توجه قرار گيرند.هر گونه ماهي در رنج معيني از دما, شوري , اكسيژن و ...بهتر رشد مي كند.
ميزان گل آلودگي كمتر از 100 ميلي گرم در ليتر براي بيشتر گونه ها قابل تحمل است.البته , مدت در معرض قرار گرفتن نيز مهم است.پرورش دهندگان بايد از محل هايي كه ميزان گل آلودگي بالايي دارند پرهيز كنند.اصولاً رودخانه ها احتمال گل آلودگي بالايي دارند ومقدار مواد جامد معلق آن ها ممكن است به چندين هزار ميلي گرم در ليتر برسد.
از نقطه نظر پرورش ماهي در قفس ، يك آلوده كننده چيزي است كه به ساختمان قفس صدمه بزند, اثرات منفي روي ماهي هاي درون قفس يا غذاي مصرفي بگذارد يا در بدن ماهي به مقداري جمع شود كه ديگر قابل مصرف نباشد. در نتيجه محل استقرار قفس بايد تا حد امكان دور از صنايع ونقاط پر جمعيت باشد تا خطر اين آلودگي ها كاهش يابد.
3-شرايط محل استقرار قفس:
-عمق:
قفس هاي ثابت در مناطق كم عمق درياچه ها ومخازن يا رودخانه ها ودر عمق هاي كمتراز 8 متر مستقر مي شوند. زيرا پيدا كردن تيرك هاي بلندتر كه بتواند قدرت كافي براي نگهداشتن قفس ها را در عمق بيشتر را داشته باشد مشكل است.
عمق آب براي قفس هاي شناور چندان مهم نيست اما با افزايش عمق , هزينه ها ومشكلات مهار كردن بالا مي رود. براي اكثر انواع پرورش در قفس , قفس ها بايد در عمق كافي مستقر شوند تا تبادل آب حداثر باشد, ودر عين حال كف قفس به اندازه كافي با بستر فاصله داشته باشد.
در اثر رسوب مواد زايد در زير قفس وكيفيت آب اطراف قفس نامساعد مي شود, بنابراين بهتر است ماهي هاي درون قفس را 4 الي 5 متر بالاتر از رسوبات نگهداري كرد.
عمق مناسب را مي توان با ابزارهايي ساده مثل نخ وشاقول يا پيچيده مثل اكوساندردبه سرعت تعيين كرد.
قفس هاي شناور اين مزيت را دارند كه مي توان آنها را به آب هاي عميق تر منتقل كرد.
-بستر:
وضعيت بستر, روي انتخاب طرح قفس تاثير مي گذارد. درآب هاي شيرين فرو كردن پايه هاي قفس ثابت مشكل است واز قفس هاي شناور استفاده مي شود.
اهميت دريا با بستر صخره اي وجود جريان لايروبي كننده مناسب وكمترين احتمال ايجاد مولد زائد مي باشد.
وليكن مهاركردن قفس در اين محل ها مشكل است.
-جريان آب:
تبادل خوب آب هم از لحاظ تامين اكسيژن وهم از لحاظ برطرف كردن مواد زائد حاصل از سوخت و ساز, اهميت دارد.
سرعت آب بين 1/0 تا 5/0 متر در ثانيه مناسب است وسرعت هاي متوسط بين 2/0 تا 3/0 نيز نتايج رضايت بخشي نشان داده اند. با افزايش سرعت جريان آب هزينه هاي مهار وساختمان قفس افزايش مي يابد.
4-مواد مناسب ساخت قفس:
مواد مناسب براي ساخت كيسه قفس بايد داراي شرايط ذيل باشند:
- قوي
- سبك
-مقاوم در برابر پوسيدگي , ساييدگي وهوازدگي
-مقاوم در برابر مواد چسبيده به تور
- راحتي كار وقابل تعمير بودن
-خاصيت كشيدگي زياد
- بافت صاف وغير خشن براي ماهي
- ارزان
يك ماده تمام كيفيت هاي ذكر شده را ندارد اما بي شك بعضي مواد براي برخي گونه ها محل ها و هدف ها مناسبترند. عموماً كيسه قفس را از توري هاي قابل انعطاف كتابي يا نايلوني مي دوزند بعلاوه از شبكه هاي توري غير قابل انعطاف , از مواد مختلف وبه اشكال مختلف براي مكان وهدف هاي مختلف استفاده مي شود.
تور مناسب قفس بايد مقداری سنگين تر از آب باشد تا به راحتي از حلقه شناور آويزان شود وبه قدركافي محكم باشد وتوانايي تحمل وزن مقداري ماهي را در هنگام بالا كشيدن تور در زمان صيد داشته باشد.
5-جنبه های پرورش در قفس:
از قفس مي توان در پرورش متراكم , نيمه متراكم وگسترده استفاده كرد. در پرورش گسترده , ماهي ها متكي به غذاهاي طبيعي و قابل دسترس آبي هستند ولي در روش هاي متراكم ونيمه متراكم غذاي دستي كاربرد دارد.
در پرورش گسترده ونيمه متراكم در قفس , از گونه ماهي هاي علفخوار و همه چيزخوار ودر پرورش متراكم از گونه هاي گوشتخوار استفاده مي شود. بيش از 130 گونه ماهي و12 گونه ميگو , خرچنگ دريايي وخرچنگ معمولي در قفس پرورش داده مي شوند.
گونه انتخابي پرورش تجاري در ايران ماهي قزل آلا رنگين كمان است.
ماهي قزل آلا براحتي به غذاي دستي عادت كرده وارزش اقتصادي بالايي دارد وهمچنين تهيه بچه ماهي به مقدار مورد نياز براحتي امكان پذير است.
-طول دوره پرورش:
در كشور ما با توجه به دماي آب , پرورش دهندگان ماهي در قفس بين 4-8 ماه فرصت دارند تا ماهيان مزارع خود را به وزن بازار برسانند.
-حمل ونقل ورهاسازي ماهي در قفس :
24-48 ساعت قبل از حمل ونقل بچه ماهي ها , غذادهي قطع مي شود وبوسيله مناسبي بچه ماهي ها به محل استقرار قفس منتقل مي شوند. پس از رسيدن وسيله حمل ونقل ماهي به منبع آبي , يا قفس را به كنار ساحل نزديك كرده وماهي ها را توسط لوله هاي پلاستيكي يا برزنتي به داخل قفس تخليه مي كنند يا اينكه ماهي ها را توسط قايق به محل مورد نظر مي برند.
پيش از رهاسازي بايد دماي آب ماهي با دماي محيط جديد تقريباً برابر باشد.بلافاصله پس از انتقال ماهي در قفس , نبايد به آن ها غذا داد.
بر مبناي توليد نهايي هر قفس ومحاسبه تعداد تلفات , ماهي ها را در قفس رهاسازي مي كنند.
-غذادهي در قفس:
از غذادهي در هنگام سرما يا گرماي شديد وهنگام طوفان خودداري شود, زیرا ماهي ها در اين مواقع اشتهاي مناسبي ندارند. ماهي هاي قفس را بايستي به زمان هاي مشخص غذادهي عادت داد. متوسط طولي ووزني هر ماهي غذا با سايزمشخصي استفاده مي شود. از دادن غذا در مواقع تاريكي يا كدورت آب بايد خوددداري شود.
-صيد ماهيان در قفس:
صيد ماهي هاي قفس, براساس چرخه توليد, يا به صورت يك جا يا به صورت مرحله اي انجام مي شود. اگر ماهي ها در زمان رهاسازي يك وزن باشند، يكجا برداشت وبه بازار ارسال مي شوند اما اگر ماهي ها درهنگام رهاسازي اختلاف وزن داشته باشند يا در دوره هاي مختلف رهاسازي شده باشند ودر دوره هاي مختلف به وزن بازاری برسند , مرحله اي صيد مي شوند.24 ساعت قبل از صيد غذادهي قطع مي شود.
براي صيد ماهي از قفس ، تور را بالا مي كشند، تا حدي كه ماهي ها در يك حجم كوچك از آب جمع شوند سپس با يك ساچوك ماهی ها را از داخل تور خارج مي كنند. در قفس هاي بزرگ ، از چرثقيل باي بالا كشيدن تور استفاده مي شود.
عمليات بعدي ، جايگزاري قطعات خرد شده يخ لابلاي ماهيها وفرستادن آنها به بازار مصرف است.
6-رعايت چند نكته مديريتي در طول دوره پرورش در قفس:
-بررسي كيفيت آب:
آگاهي از كيفيت آب در طول دوره پرورش بخصوص براي مزارع قفس كه به صورت متراكم در آن ماهي پرورش داده مي شود اهميت زياد دارد.
مهمترين پارامترهاي آب اكسيژن محلول ودماست . دما بايد به طور روزانه در اول صبح وسط روز واوايل شب , اندازه گيري ودر جدول مشخصي ثبت شود. اندازه گيري ساير پارامترها از قبيل عمق شفافيت , PH ,نيتروژن نيز الزامي است.
- بيومتري ماهي ها:
به منظور آگاهي از ميزان رشد ماهي هاي قفس , بايستي در فواصل منظم از ماهي ها نمونه گيري ووزن وطول آنها تعين شود.
- بهداشت ودرمان ماهي ها:
آگاهي از سلامتي ماهيان پرورشي در طول دوره قابل اهميت است. هر گونه تغيير در ظاهر , پوست , چشم , باله ها ودم مهم و مي تواند علامت بيماري باشد . جمع آوري ماهي هاي مرده در قفس مي تواند در جلويري از سرايت بيماري كمك كند.
جهت جلوگيري از شيوع بيماريهاي مسري پرورش دهندگان بايد نكات بهداشتي را رعايت نموده وباكارشناسان بهداشت مشاوره نمايند.
-تعمير ونگهداري قفس:
قفس در اثر طوفان ,جانوران شكارچي , اشياي شناور روي آب , كشتيراني ودزدان فرسوده وخراب شده وبراي استفاده مجدد در فصول بعدي پرورش نياز به تعمير دارد.
پارگي هاي كوچك توري قفس را مي توان با نخ هاي ابريشمي , در محل ترميم كرد, اما اگر صدمه ديدگي زياد باشد بايد كيسه تور تعويض شود يا در ساحل تعمير گردد.
براي جلوگيري از گرفتگي چشمه ها وتعويض سريعتر آب در قفس , بهتر است همراه با افزايش وزن ماهي ها , بويژه در محيط هاي دريايي كيسه هاي توري رابا توري چشمه بزرگتر تعويض كرد.
پرورش ماهيان آبهاي شيرين
دستورالعملهاي عمومي در رويه پرورش ماهيان آبهاي شيرين: در اين خصوص پرورش دهندگان ماهي ميتوانند از محيطهاي آبي و تسهيلاتي استفاده كنند كه براي پرورش كپور و ديگر گونههاي ماهي آبهاي شيرين مناسبترند ، تا براي ماهيان قزلآلا، و فنون اين كار در حال حاضر كاملا مرسوم و رايج است. ايجاد استخرهاي ماهي در اصل رويهاي از آبزدايي و كنترل منظم مناطق باتلاقي با استفاده از سدهاي ساده كه به تدريج استخرهايي مناسب توليد ماهي در كنار آن ايجادشد، ريشه گرفته است. از لحاظ فني كليه گونههاي ماهي آب شيرين را ميتوان پرورش داد و اين بسته به انتخاب بازار است. در ذيل برخي از مسايلي كه در رويههاي پرورش و تكثير ماهيان آب شيرين بايد بدانها توجه داشت مد نظر قرار ميگيرد:
ضد عفوني استخر : استخرها كه در اندازههاي متفاوتي هستند ( از 100 متر مربع براي تخمريزي گرفته تا بيش از 10 هكتار براي پرورش ماهيان استخرهاي نمونه يا در زمين حفر ميشوند و يا بوسيله پشتههاي خاكي ساخته ميشوند كه در هر حال بايد قابل زهكشي باشند و اين كار معمولاً بوسيله سيستم ( مانك ) صورت ميگيرد . بهترين و ارزانترين روش ضد عفوني استخرها خنگ گذاشتن و به آيش در آوردن آن است .
تخمريزي: بطور معمول ماهيان آب شيرين در دماي حدود 22 درجه سانتيگراد تخم ريزي ميكند و استخرهاي تخمريزي در آغاز ماه مه ، هنگامي كه حرارت آب به سرعت زياد ميشود ، آماده ميگردند . در استخرها بذر علف افشانده ميشود يا گياهان ديگر امكان رويش مييابند ، بطوري كه رستنيهاي مناسب موجود باشد ، تا تخمها به آنها بچسبند. استخرها در اكثر اوقات سال ، خـالي هستند امـا درست قـبل از تخمريزي از آب پر ميشوند و فرصت گرم شدن مييابند. آنها تنها وقتي مورد استفاده قرار ميگيرند كه درجه حرارت آبشان بالاي 18 درجه سانتيگراد باقي بماند . ماهيهاي توليد مثل كننده آب شيرين در دستههايي شامل 2 نر و يك ماده انتخاب ميشوند. نرها به سادگي شناسايي ميشوند. به اين ترتيب كه وقتي كه حفره شكمي آنها به آرامي فشار داده شود، اسپرم از منفذ آن خارج ميشود. مادهها در اين زمان به واسطه حفره شكمي متورم و منفذهاي برجسته قابل تشخيصاند ماهي كپور معمولاً در 4 سالگي بالغ ميشود ، گر چه نرهاي آن ميتوانند زودتر بالغ شوند. دستههاي ماهيان بلافاصله بعد از آبگيري استخر ، وارد آن ميشوند و تخمريزي بعد از حدود 36 ساعت صورت ميگيرد. مادهها روي گياهان مركز استخر تخم ميريزند و هر ماهي حدود 000ر100 تخم به ازاء هر كيلوگرم از وزن بدن توليد ميكند. ماهيهاي توليد مثل كننده را پس از تخمريزي بلافاصله از استخر بيرون ميآورند تا تخمها را نخورند.
مراحل لاروي : معمولاً تخم ماهيان آب شيرين از جمله كپور پس از گذشت 100 "درجه روز" (يعني 4 روز در دماي 25 درجه سانتيگراد) سرباز ميكند. لاروها به طول 5 ميليمتر هستند و تنها يك كيسه غذايي كوچك با خود همراه دارند. هنگام آماده سازي استخر تخمريزي يا نزديك به اين زمان ، استخرهاي نوزاد پروري بزرگتر از استخرهاي تخمريزي هستند و بايد حدود 2/1 متر عمق داشته باشند. اين استخرها اختصاصاً براي توليد لارو بكار ميروند و بايد تنها حاوي مواد غذايي در چنان اندازه و كيفيتي باشند كـه مـناسب تـغذيه لاروهـا بـاشند. بـراي پرورش پلانكتونهاي حيواني غذايي در استخرها كود آلي يا شيميايي ميپاشند. انتخاب بين كودهاي آلي و غير آلي صورت ميگيرد و كودهاي آلي طبيعي مورد استفاده معمولاً از كودهاي حيواني نظير كود گاو يا اسب هستند . اين مواد را ميتوان به ميزان 1 كيلوگرم در متر مربع بصورت جامد يا مايع ، ترجيحاً در حالت تجزيه كامل كه سطح آمونيم به حداقل ميرسد بكار گرفت. ( سطح آمونيم بسته به طبيعت خاك استخر و سطح موجود مواد تغذيهاي در استخر كاملاً متغير است). هنگام كودپاشي دقت زيادي بايد مبذول داشت تا كود بيش از حد افزوده نشود و حالت بياكسيژني رخ ندهد. به جاي كوددهي گسترده و يك جا، چه بهتر كه اين كار طي چندين نوبت هر چند هفته يك بار در طول تابستان صورت گيرد.
كودهاي غير آلي را ميتوان به جاي كود آلي بكار برد. كودهاي آلي مواد تغذيهاي جلبكي را در سطح قابل پيشبينيتري فراهم مينمايند. در استخرهاي عادي كه داراي مقدار مناسبي خاك در كف هستند ، احتمال دارد كه فسفر ، مواد مغذي را محدود كند كه براي جلوگيري از اين وضع ، از سوپر فسفاتها استفاده ميگردد. شكل رايجتر كودپاشي ، استفاده از تركيب نيتروژن، فسفر و پتاسيم به نسبت 10÷10 ÷ 10 به ميزان 10 كيلوگرم در هكتار ، كمي ديرتر در سال ميتوان بكار گرفت. پس از آنكه كود آلي يا شيميايي افزوده شد و پلانكتون كافي در استخر بوجود آمد لاروهاي تازه سر از تخم درآورده به آن وارد ميشوند. رشد در اين زمان سريع است و لاروها را بايد به منظور جلوگيري از كاهش ميزان رشد كه در اثر ازدحام بيرويه ايجاد ميشود ، پراكنده و كم جمعيت كرد. بطور معمول لاروها را براي بقيه فصل در استخر نگاه ميدارند. همچنين ممكن است در صورت كند بودن ميزان رشد ( كه از طريق نمونه برداري با تور كنترل ميشود) ، از تغذيه كمكي استفاده گردد. در صورتيكه درجه حرارت مناسب باشد، ممكن است ماهيان كليه غذاهايي را كه بطور طبيعي توليد شده مصرف كنند. غذاهاي گندلهاي شكل كه توسط كارخانجات تجارتي توليد ميشوند معمول ترين غذاي ماهيان آب شيرين از جمله كپور هستند. اين مواد از لحاظ غذايي متناسب با نيازهاي ماهي ساخته شدهاند و ميتوان آن را با دست به آنها داد، يا به كمك ابزار اتوماتيك يا تغذيه كنندهها مورد استفاده قرار داد. در صورتيكه هوا به اندازه كافي گرم باشد ميتوان بطور واقعبينانه انتظار داشت كه تا پايان تابستان وزن ماهيان 50 تا 100 گرم باشد. در اينجا بايد بر اهميت بالا بودن دماي محيط تأكيد كرد، زيرا پايين بودن درجه حرارت سبب ميشود كه آهنگ رشد كند يا نابود گردد. حداقل دما براي رشد مناسب ، 18 درجه سانتيگراد است، در حالي كه دماي 25-23 درجه سانتيگراد ايدهآلي را براي تبديلات غذايي و رشد بوجود ميآورد. اهميت درجه حرارت به قدري است كه استفاده از صفحات خورشيدي ، تونلهاي پلي تيني گلكاري شده يا ايجاد پوشش بر روي استخر ، به منظور افزايش درجه حرارت براي بالا بردن آهنگ رشد ، باز هم اقتصادي و بصرفه است.
كنترل بيماري : كنترل بيماري تا حد زياد مسئلهاي است مربوط به بهداشت استخر. استخرها حتيالامكان بايد در طول زمستان ، خشك نگه داشته شوند و با آهك زنده ، فرمالين يا سود سوزآور ضد عفوني گردند. ماهيان توليد مثل كننده هميشه بايد از بچه ماهيها و ماهيان در حال رشد بزرگتر و جدا نگاه داشته شوند. ماهيان بايد بخاطر انگلها يا ساير علائم بيماري بطور مكرر در فصل رشد و ترجيحاً حداقل ماهي يك بار بطور كامل معاينه شوند و اگر بيماري آنان محرز گرديد، سريع و بطور موثر درمان شوند. دقت در انتخاب ماهيان توليد مثل كننده اهميت فراواني دارد تا در درجه اول موجب انتقال بيماري به مزرعه نشوند.
كنترل شكارچيان : كنترل شكارچيان ( عمدتاً پرندگان و حشرات آبزي) ، بيشتر با پيشگيري از ورود آنان تا نابود ساختن آنها بايد فراهم گردد. گرين هاوسها واقعاً در مقابل شكارچي مقاوم هستند. مسئله عمده ديگر بويژه در اواخر فصل كه گرماي آب بيشتر و محصول ماهي موجود در آب بالاست. آلودگي استخر بوسيله خود ماهيان ميباشد. در اين حالت اكسيژن مورد نياز ضايعات دفع شده از ماهي ، و همچنين مصرف اكسيژن توسط ماهيان در حال رشد ، سبب كاهش ميزان اكسيژن محيط ميگردد. براي مقابله با اين موضوع ميتوان آب را در طول شب كه ميزان اكسيژن در پايينترين حد خود است ، هوا داد ، يا آب آن را بطور دائم عوض كرد، گرچه مورد اخير با اتلاف حرارت آب همراه است.
منبع : سایت وزارت جهاد کشاورزی
خانواده ماهی های طلایی
خانواده ماهی های طلایی
خانواده ماهی طلایی شامل گلدفیش کالیکو، بلک مور، لاین هد، دم چادری، چشم آسمانی، چشم بادبادکی ( بابل آیز ) و انواع دیگر می باشد.
خانواده ماهی طلایی بسیار متنوع و از انواع زیادی تشیکل شده است و بیشترین طرفداران این ماهیها در ژاپن و چین هستند. تکثیر انواع ماهیهای طلایی بسیار آُسان انجام می گیرد و تخمها از مقاومت بالایی برخوردار هستند. سرسختی و مقاومت و زیبایی این ماهی ها باعث شده است روز به روز طرفداران بیشتری پیدا کنند و هر روز کارشناسان پرورش ماهی با استفاده از علم ژنتیک و وراثت، نژادها و گونه های جدیدی را تولید می کنند. تا کنون حدود 100 نوع ماهی طلایی بوجود آمده است. که فقط چند گونه از آنها به ایران آورده شده اند که تمام آنها با موفقیت تکثیر و پرورش یافته اند، برای تکثیر ماهیهای طلایی روشهای متعددی وجود دارد که عبارتند از :
۱- روش مصنوعی
۲- روش نیمه مصنوعی
۳- روش طبیعی
مقاومت ماهیها طلایی در مقابل درجه حرارت آب زیاد است بطوریکه در زمستان در زیر لایه های یخ زمستانی در کف استخرها براحتی درجه حرارت پایین آب را تحمل می کنند. ماهیها خونسرد هستند و همین امر باعث می شود در هر درجه حرارتی فعالیت متناسب با آن داشته باشند در واقع در تابستان که درجه حرارت آب استخر حدود 30 درجه سانتی گراد است ماهی های طلایی بیشترین فعالیت خود را دارند و به غذا و اکسیژن خیلی زیادی احتیاج دارند و به سرعت هم رشد می کنند و از اواخر پاییز که درجه حرارت پایین می آید فعالیت آنها خیلی کم می شود و مصرف غذا و اکسیژن هم به حداقل می رسد و در زمستان به پایین ترین حد ممکن می رسد. معمولاً در زمستان از ذخیره غذایی بدنشان مصرف می کنند که همین موضوع باعث کم شدن وزن آنها می شود. بطوریکه اگر یک ماهی 200 گرم در اوایل پاییز وزن داشته باشد در آخر زمستان حدود 160 گرم وزن خواهد داشت و حدود 40 گرم از وزن آن کاسته می شود. در آکواریم، ماهی های طلایی خیلی زود با هر شرایطی تطبیق می کنند و هر نوع غذایی را بخوبی می خورند. حتی غذاهای پس مانده بقیه ماهیها را در کف از لابه لای ماسه ها می مکند و ذرات ریز غذا را می خورند.
تحرک و جنب و جوش این ماهیها زیاد است و در مقابل بیماریها و امراض پوستی مقاوم و خیلی بندرت بیمار می شود. از طرفی چون پرخور و پرتحرک هستند، بعضی اوقات آب آکواریم را کدر آلوده می سازند که در اینصورت هر هفته بهتر است مقداری از آب آنها را تعویض کنید. اکسیژن مصرفی گلدفیشها خیلی زیاد است و باید همیشه اکسیژن آب ماهیهای طلایی تأمین باشد.
روشهای تکثیر و پرورش ماهیهای طلایی
1- روش مصنوعی
در ایران برای اولین بار از روش مصنوعی در کارگاه پرورش ماهی در رشت توسط محمدرضا شیخیان با موفقیت انجام شده است. در روش مصنوعی باید حوضچه های مخصوصی برای مولدین آماده ساخت که دارای سیستم فیلتر و اکسیژن دهی و ورودی و خروجی آب مرتب باشد و بخوبی قابل کنترل و از قبل آماده و مجهز باشد.
در حوضچه های مخصوص ماهیهای نر از ماهی های ماده بطور جداگانه نگهداری می شوند. از قبل کلیه وسایل و آکواریم ها و ابزار کار آماده و مهیا می شود. در روش مصنوعی طریقه تخمگیری کاملاً بصورت مصنوعی انجام می شود. یعنی ماهی ها هرگز همدیگر را نمی بینند و یا تماسی با هم ندارند. ابتدا ماهیهای مولد باید وزن شوند و به ازای وزن هر ماهیها مقدار هورمون هیپوفیز یا هورمون HCG طبق دستور بصورت محلول درآید و با سرنگ مقدار لازم به هر ماهی تزریق شود. برای ماهی های ماده 24 ساعت قبل از تخم گیری فقط در یک نوبت میزان هورمون تزریق می شود ولی برای ماهی های نر بهتر است مقدار محاسبه شده هورمون در دو نوبت و بفاصله 12 ساعت تزریق شود. بعد از 24 ساعت ماهی های مولد آماده هستند ابتدا ماهی ماده را آزمایش می کنیم، اگر تخمها رسیدگی کامل پیدا کرده باشند برای تخمگیری با احتیاط و به آرامی از دو طرف پهلوی ماده با فشار ملایم تخمها به بیرون هدایت می شوند و داخل یک ظرف قرار می گیرند. سپس از دو عدد ماهی نر استفاده می کنیم و اسپرم گیری می شود. این عمل را گشن گیری یا تخمگیری به روش مصنوعی هم می گویند. حالا با ملایمت تخمها را با اسپرمها مخلوط می کنیم که بهتر است از یک پر استفاده شود تا تخمها صدمه نبینند. سپس تخمهای داخل ظرف را با محلول آب نمک 7/0 % شستشو می دهیم که معمولاً حدود پنج دقیقه باید شستشو را انجام دهیم و همانطور با ملایمت تخمها را با اسپرم نرها مخلوط می کنیم. تا تمام تخمها بخوبی بارور شوند. بعد از آن چون تخمها چسبندگی دارند و تا زمانیکه با آب نمک شستشو می دهیم این خاصیت چسبندگی کم است. حالا باید تخمهای بارور شده را به آکواریم هایی که از قبل آماده ساخته ایم منتقل سازیم. در هر آکواریم تعداد مشخصی بطور تقریبی تخم رها می سازیم، بعد داخل هر آکواریم یک شعله اکسیژن قرار داده می شود و مقداری داروی متیلن بلو با غلظت 1/0 % اضافه می شود تا از خرابی تخمها و شیوع و حمله قارچها جلوگیری بعمل آید. ماهیهای مولد بعد از پایان کار به حوضچه ها بر می گردند و برای نوبت بعدی بخوبی تغذیه و نگهداری می شوند.
تخمها درداخل آکواریم بعد از 48 ساعت باز می شوند و بتدریج لاروها به دیواره آکواریم می چسبند. لاروها همراه خودشان کیسه زرده دارند که تا سه روز از آن تغذیه می کنند و در این مدت به هیچ غذایی احتیاج ندارند. معمولاً از صبح روز چهارم لاروها اشتهای زیادی برای خوردن غذا دارند. نوزادان میگوی نمکی بهترین غذا برای آنها بحساب می آیند. لاروها هر چه بزرگتر می شوند باید مقدار غذا و محل نگهداری متناسب با آنها باشد و تمیزی آب لاروها و رقم بندی بچه های ماهی طلایی در هر 15 روز یک نوبت باید انجام شود. در روش مصنوعی نکات بسیار مهمی وجود دارد که حتماً باید مورد توجه قرار گیرد.
1- محل تزریق هورمون باید بین برانشی و باله پشتی و در وسط بدن ماهی بصورت عضلانی زده شود و حداکثر نیم سانتی متر سوزن سرنگ بداخل بدن ماهی وارد شود.
2- فاصله زمانی تزریق برای ماده ها نرها رعایت شود.
3- مقدار محلول هورمون باید دقیق محاسبه شود و برای هر ماهی به اندازه تعیین شده تزریق شود.
4- کلیه لوازم باید کاملاً تمیز، استریل و ضد عفونی باشند.
5- قبل از انجام تخمگیری ( گرفتن تخم و اسپرم ) حتماً از باروری و رسیدگی کامل تخمها و اسپرمها باید باید مطمئن بود.
6- اشخاص مبتدی از این روش استفاده نکنند.
7- حتماً از افراد آگاه، متخصص و کارشناس پرورش ماهی کمک بگیرید. بدلیل حساسیت و دقت لازم در موقع انجام و تشخیص باروری تخمها و اسپرم به تنهایی عملیات را انجام ندهید.
2- روش نیمه مصنوعی :
در این روش مانند روش مصنوعی تمام کارهای مربوط به تزریق هورمون هیپوفیز یا HCG به مولدین انجام می شود. به جای اینکه با روش مصنوعی تخمها و اسپرم گرفته شود. از اینجا به بعد را بصورت طبیعی ماهیها در کنار یکدیگر قرار می گیرند و بصورت طبیعی با تعقیب و گریز همدیگر و با فشارهایی که ماهیهای نر از دو طرف به پهلوی ماهی ماده وارد می آورند باعث می شوند ماهی ماده تخمهایش را رها سازد و همزمان نرها هم بصورت طبیعی و با میل خودشان اسپرمها را رها می سازند و در چندین نوبت تعقیب و گریز هر نوبت تعداد زیادی تخم رها می شود. معمولاً چند ساعت طول می کشد تا تخمگیری انجام شود. در این روش بهتر است ماهی های ماده و نر بصورت گروهی و به نسبت 5 به 7 در کنار هم قرار بگیرند چون نتیجه تخمگیری بهتر خواهد شد.
چنانچه در آکواریم تخمگیری صورت می گیرد بهتر است تعداد ماده یک عدد و تعداد نرها 2 عدد باشند. در روش نیمه مصنوعی چون نیمی از کار توسط ماهی ها باید انجام شود و چون ماهی ها هم علاقه شدیدی به خوردن تخمهایشان دارند بنابراین باید چاره کاری اندیشید تا تخمها از دسترس مولدین دور یا پنهان شوند. می توان ماهیها ی مولد را داخل قفس توری قرار داد و یا با انبوه گیاهان طبیعی یا مصنوعی آکواریم را پوشانید که تخمها در لابلای گیاهان استتار شوند و یا از چشمه های تور عبور کنند.
بعد از پایان تخم ریزی که معمولاً ماهیها دیگر میلی به تعقیب همدیگر نشان نمی دهند از آکواریم خارج شوند و به محل نگهداری انتقال داده شوند. در این روش معمولاً هر 15 روز یکبار می توانید از ماهی های تخمگیری کنید. در مدت 15 روز بهتر است ماهیهای ماده از نر جداگانه نگهداری شوند و با بهترین روش ممکن آنها را تغذیه نمایید.
3- روش طبیعی در آکواریم یا حوضچه
الف- روش قفس توری
ب- روش استتار
راحت ترین و ساده ترین طریقه تکثیر و پرورش ماهیهای طلایی روش طبیعی است. همانطور که گفته شد، بهتر است مولدین ماده و نر از همدیگر جدا نگهداری شوند و به بهترین شکل ممکن تغذیه شوند. آب سالم و اکسیژن کافی داشته باشند. ماهی های طلایی در آکواریم یا حوضچه می توانند تخمگیری نمایند. محل تخمگیری باید از قبل کاملاً آماده و مهیا باشد و درجه سختی آب هم بین 10 تا 15 درجه باشد. تعداد ماهی های مولد باید متناسب با آن باشد. مثلاً اگر در یک آکواریم 40 * 35 *70 سانتی متر قرار است تخمگیری انجام شود بهتر است از یک ماهی ماده و دو عدد ماهی نر استفاده شود. چنانچه در حوضچه 1*1*4 متر قرار است تخمگیری شود بهتر است از 10 عدد ماهی ماده و 14 عدد ماهی نر انتخاب و مورد استفاده قرار بگیرد. در محل تخمگیری هرگز به ماهیها غذا داده نمی شود چون غذا دادن علاوه بر اینکه آب را آلوده می سازد باعث فساد و خرابی تخمها نیز می شود و رشد قارچها را همراه خواهد داشت که خود قارچها هم باعث از بین رفتن بقیه تخمهای باقیمانده خواهند شد و در نتیجه غذا دادن در مکان تخمگیری مولدین باعث از بین رفتن تمام تخمها خواهد شد.
الف- روش قفس توری
در این روش قفس توری داخل مکان تخمگیری آکواریم یا حوضچه قرار می گیرد. ( معمولاً قفس متناسب با مکان تخمگیری ساخته می شود ) چشمه های تور باید آنقدر درشت باشند که تخمها براحتی از آن عبور کنند. بطوریکه ماهیهای مولد از آن چشمها نتوانند به بیرون از قفس توری بیایند. بهتر است ماهیهای ماده را در ساعت 12 ظهر داخل قفس قرار دهید تا فرصت داشته باشند با محیط انس بگیرند و در آنجا با آرامش احساس امنیت کنند و در واقع محل را انتخاب و مورد پسند قرار بدهند. بعد از 3 الی 4 ساعت نرها به داخل قفس گذاشته می شوند. بهتر است چند شاخه گیاه طبیعی یا مصنوعی داخل قفس قرار بگیرد تا برای ماهیها محیط طبیعی تر جلوه کند و به امنیت و آرامش ماهیها بیشتر کمک کند. ضمناً گیاهان می توانند محرک و راه انداز خوبی برای تخم ریزی باشند. یادآوری می شود در مکان تخم گیری هرگز غذا داده نشود. محل تخم گیری آکواریم یا حوضچه باید دارای آب با سختی مناسب بین 10 تا 15 درجه DH از قبل آماده شده باشد و در همان بعدازظهر نرها را در قفس قرار دهید. ماهیهای نر خودشان را به ماده ها معرفی می کنند و با حرکت نزدیک و چسبیده و آنها تمایل به تخمگیری یا بی میلی خودشان را ابراز می کنند و بهتر است بصورت طبیعی نور کم و به تاریکی شب ختم شود و هرگز آنشب روشنایی را نباید روشن کنید تا ماهیها بتوانند شب را در آرامش استراحت کنند تا فردا در سپیده دم صبح ابتدای روشن شدن هوا، ماهیهای نر با تعقیب ماهیهای ماده به تخمریزی بپردازند. هر ماهی ماده که اعلام آمادگی کند با دو عدد ماهی نر و گاهی هم بیشتر عمل تخمریزی را شروع می کنند.
ماده ها و نرهای دیگر یکی بعد از دیگری به جمع آنها می پیوندند و طولی نمی کشد که تمام ماهیها تعقیب و گریز را شروع می کنند و تخمها بصورت انبوه پاشیده می شوند و به آرامی به کف و دیواره ها می چسبند.
بعضی ماهیها تخم خوره های حرفه ایی هستند که بر می گردند و تعدادی تخم را قبل از اینکه توری عبور کنند می خورند. که این مسئله اصلاً مهم نیست. چون آنقدر تخم زیاد می ریزند که خوردن تعدادی از آنها هیچ اثری نخواهد داشت. بلکه باعث تشویق و علاقه مندی آنها خواهد شد که در نوبت بعدی بخوبی تخمگیری با تمایل شدیدتری انجام می دهند. چون بصورت غریزی متوجه می شوند سهمی از آن تخمها نصیب خودشان خواهد شد. در هر صورت هیچ گونه مزاحمتی یا ممانعتی از ادامه تخم ریزی نباید صورت بگیرد. معمولاً تخم ریزی حدود 5 ساعت ادامه خواهد داشت و در پایان سطح آب کف می زند و آب کدر و شیری رنگ می شود. دیده شده است، بعضی از ماهیهای ضعیف تر بر اثر فشار زیاد تلف شده اند و گاهی آنقدر صدمه می بینند که بیمار می شوند و هرگز در آینده برای تکثیر مناسب نخواهند بود که در این صورت بهتر از اینگونه ماهیها را از دور خارج کنید.
با مشاهده تخمها و با ساکت و آرام شدن ماهیها باید با حوصله آنها را از آنجا خارج کنید و با حوصله و آرامش کارهای لازم را در کمال خونسردی و با دقت تمام انجام دهید.
1- ماهی های ماده را از ماهیهای نر جدا کنید و هر گروه را به محل خودشان انتقال دهید و مکان نگهداری مولدین باید از قبل آماده شده باشد.
2- در صورتیکه آب خیلی شیری و ابری رنگ شده است بهتر است مقداری از آب را با آب مناسب که همان شرایط را دارد تعویض کنید. می توانید از یک فیلتر برقی کمک بگیرید و چند ساعت فیلتر داخل آب کار کند تا آب را شفاف و زلال کند.
3- مقداری داروی متیلن بلو به آکواریم تخمها اضافه کنید. معمولاً ( 1/0 % ) رنگ آب باید آبی آسمانی شود بنابراین بهتر است دارو را قطره قطره اضافه کنید و رنگ آب زیاد آبی پررنگ نشود دارو باعث جلوگیری از رشد و حمله قارچها به تخمها خواهد شد.
4- اکسیژن آب تخمها باید کافی باشد. معمولاً دو روز طول خواهد کشید تخمها باز شوند و روز سم لاروها به دیواره و وسایل داخل آب می چسبند. در این مرحله بهتر است قفس توری از آنجا خارج شود. مواظب باشید لاروها چسبیده به قفس تور با تکانهای آرام رها شوند معمولاً تا روز ششم ( یعنی سه روز بعد از چسبیده شدن ) لاروها هیچگونه غذایی نمی خواهند. در این سه روز لاروها زیر شکمشان کیسه زرده ایی دارند که از آن تغذیه می کنند و احتیاج به هیچ غذایی نخواهند داشت.
صبح روز چهارم ( سعی صبح روز هفتم از زمان تخم ریزی) که لاروها چهار روز عمر دارند کاملاً شنای آزاد پیدا کرده اند و کیسه زرده آنها هم کامل جذب بدنشان شده است. از اینجا به بعد لاروها احتیاج به غذا دارند که اهمیت بسیار زیادی دارد. باید روزانه چهار نوبت به لاروها غذا داد. بهترین غذای زنده در این مرحله نوزادان میگوی نمکی هستند که از قبل باید تدارک دیده باشید. لاروها خیلی پرخور و با اشتها هستند و خیلی سریع رشد می کنند بطوریکه رشد روزانه آنها را با چشم می توان مشاهده کرد بعد از چند روز لاروها باید به مکان جدید و بزرگتر که از قبل آماده شده است انتقال داده شوند. بطور متوسط برای هر متر مربع سطح آب باید 500 عدد لارو ماهی در نظر گرفت. ارتفاع آب باید 30 سانتیمتر باشد ولی چنانچه در حوضچه پرورش ماهی رها شده اند در مدت یکماه ارتفاع بتدریج بالاتر می آید و در آخر یکماه به یک متر خواهد رسید. اکسیژن، فیلتر، نور و تغذیه مناسب همواره باید مورد توجه باشد. بسیار دیده شده است بر اثر آلودگی آب، کمبود اکسیژن محلول در آب تعداد زیادی از لاروها در روزهای اول تلف شده اند.
در پروش ماهی طلایی یک مشکل بزرگ که تعداد بچه ماهی ها را کم می کند، هم جنس خواری بچه گلدفیش های بزرگتر است. بین آنها خیلی زود اختلاف اندازه بوجود می آید و آنهایی که بزرگترند بچه ماهیهای کوچکتر را خیلی راحت می خورند. بهمین منظور بهتر است هر 15 روز یک نوبت بچه ماهی ها را رقم بندی کنیم و آنهایی که هم اندازه هستند یعنی بزرگترها با همدیگر و کوچکترها هم با همدیگر نگه داری کنیم.
بعضی اوقات 500 عدد لارو ماهی طلایی در مدت 15 روز آنچنان تفاوت اندازه پیدا می کنند که به 3 اندازه رشد می کنند. یعنی حدوداً هر 170 عدد به یک اندازه رشد می کنند. که معمولاً بزرگ متوسط و ریز هستند. آنها که بزرگ و درشت تر شده اند ( به آنها شاه تخم یا شاه ماهی می گویند) در صورتیکه مخلوط با بقیه باشند و رقم بندی نشوند شروع به خوردن کوچکترها و ریزها خواهند کرد و همین رویه ادامه پیدا می کند تا اینکه حداکثر 100 عدد خیلی بزرگترها باقی خواهند ماند و معمولاً سه ماه که بگذرد دیگر اندازه ها بزرگ شده و همدیگر را کاری نخواهند داشت. عمل رقم بندی و اندازه کردن بچه ماهی های طلایی معمولاً باید تا شش ماهگی ادامه پیدا کند. در موقع رقم بندی اکثر پرورش دهندگان، ماهیها را از نظر رنگ، نژاد، گونه از نظر باله ها و چشم طبقه بندی و جدا می کنند. مثلاً بچه ماهیهایی که دارای دم خراب و فقط یک دم دارند و اصطلاحاً به آنها تک دم گفته می شوند در همان ابتدای کار از ردیف پرورش خارج می کنند چون ارزش اقتصادی ندارند و بعد از چند ماه زحمت، بچه ماهیهای زشت و بی قواره ایی پرورش یافته است. اغلب کارگاه های پرورش ماهی دقت لازم را در مورد این مسائل دارند.
ب- روش استتار گیاهی
در روش استتار گیاهی محلی که قرار است در آنجا تخمگیری صورت گیرد. داخل آکواریم یا حوضچه را با انبوه گیاهان طبیعی و مصنوعی کف و بالا را بطور کامل پوشش می دهند. تا تخمها در لابه لای آن استار شود. در مدتی که مولدین سرگرم تخمریزی هستند تعداد کمی از تخم ها خورده می شود. پس از اتمام کار تخمریزی مولدین شروع به خوردن تخمها می نمایند. بنابراین باید مراقبت لازم انجام شود تا در پایان تخم ریزی مولدین از آنجا خارج شوند و همانند روش قبل بقیه مسائل را انجام داد. روش سنتی که در ایران رایج است و بیشتر برای ماهی قرمز هفت سین شب عید انجام می دادند بدین صورت است. در استخرهای پرورش ماهی قرمز ابتدا کف استخر را با انواع جاروهای کوهی و یا خارهای کوهی بصورت بسته بندی درست می کنند و در سرتاسر کف استخر چیده می شود و برای هر استخر 10 عدد ماهی ماده و 14 عدد ماهی نر قرار می دهند و معمولاً در اوایل بهار اینکار انجام می شود و در طی سال فقط روزانه مقداری نان خشک روی سطح آب می اندازند تا ماهیها را به سطح آب بیاورد و نور آفتاب آنها را قرمز کند و در پایان سال اوایل اسفند تمام استخر را خالی می کنند، ماهیهای تولید شده را بفروش می رسانند و تعداد ماهی مادر را دوباره به استخر رها می کنند و مجدداً برای سال بعد بهمین روش کار را ادامه می دهند که در این روش نتیجه تکثیر و پرورش در پایین ترین حد ممکن خواهد بود. البته روش سنتی اصلاً قابل قبول نیست و هیچکدام از اصول تکثیر و پرورش در آن رعایت نمی شود و به نسبت تخم ریزی که انجام می شود، تعداد لاروها در پایان سال بسیار پایین است. در واقع در پایین ترین حد ممکن تولید خواهد شد. چنانچه از روش قفس توری استفاده شود درصد بیشتری تولید خواهد شد.
روش تشخیص جنسیت ماهی های طلایی
ماهیهای طلایی معمولاً بعد از یکسال به سن بلوغ می رسند و در آن موقع قابل تشخیص جنسیت هستند. ماهی نر معمولاً زودتر بالغ می شود. سن بلوغ در ماهی های طلایی برای ماده ها یکسال است و برای نرها معمولاً بعد از نه ماهگی بالغ خواهند شد. ماهیها ی بالغ براحتی قابل تشخیص جنسیت هستند.
ماهی نر :
1- لبه باله های آبششی جلو در ماهی های نر :
اولاً : ضخیم تر است.
دوماً : بصورت دندانه دندانه است.
سوماً: بر روی هر برآمدگی که بصورت دانه دانه و زبر است، یک نقطه سفید رنگ برآمده وجود دارد.
2- بر روی سطح آبشش یا برانشی ماهی نر همان نقاط سفید برآمده وجود دارد.
3- معمولاً گلدفیشهای ماده دارای شکم های بزرگتر و گنده ایی هستند در حالیکه نرها دارای شکل ظاهری دراز و کشیده و لاغرتر هستند.
4- درماهی نر زیر شکم قسمت خروجی لوله بیضه های نر در انتهای متصل به بدن شکل آن زوکی شبیه به نوک قلم نی سر شده است.
ماهی ماده :
1- ماهیهای ماده دارای باله های نازک و ظریفتر و لبه باله های آبششی خیلی نازک و ظریف است و هیچگونه برآمدگی و نقطه سفید بر روی آن وجود ندارد.
2- روی سطح برانشی هم هیچگونه برآمدگی و نقطه سفید وجود ندارد.
3- تمام گلدفیشهای ماده دارای شکمی چاق، گنده و بزرگ هستند و از روی شکل ظاهری آنها با نگاه آول قابل تشخیص هستند.
4- در زیر شکم قسمت خروجی لوله تخمدان در انتهایی که متصل به بدن می شود شکل آن گرد و شبیه به تخم که از آن خارج می شود است.
تنظیم PH در آکواریم های آب شیرین
ترجمه ای است از یک مقاله که توسط Mark Lehr نوشته شده است :
یکی از مشکلات عمومی و اصلی آکواریم داران نگهداری و حفظ PH در یک میزان ثابت است. خیلی از افراد متوجه اهمیت نقش PH و فاکتورهایی که بر روی آن تأثیر می گذارند، نیستند.
زمانیکه PH را در نظر می گیریم، بیشتر از اینکه هدف خود را، حفظ کردن یک PH ثابت فرض کنیم، باید سعی کنیم هدف ما متعادل نگاه داشتن آن باشد. اگر چه ممکن است PH=7 بهترین و مطلوبترین PH برای ماهیان باشد ولی در هر مقداری بین 6/6 و 8/7 ماهی ها می توانند به زندگی عادی خود ادامه بدهند. ما به عنوان آکواریم دار باید از اتفاقاتی که موجب تغییرات ناگهانی PH می شود، جلوگیری نماییم.
خاصیت تغییر پذیری PH آب می تواند بوسیله ظرفیت بافرینگ شناخته شود. شما می توانید ظرفیت سیستم بافرینگ خود را با اندازه گیری میزان سختی آب بدست آورید. میزان سختی بین 4-6 یا کمی بالاتر معمولا برای نگه داشتن سیستم بافری و به تبع آن نگهداری یک PH ثابت کافی می باشد. وقتی که سختی آب آکواریم شما زیر 4 باشد، به این معنی است که سیستم بافرینگ کافی نیست و احتمال سقوط PH وجود دارد. وقتی که میزان PH بالاست سختی آب را بین 6 تا 12 فرض می کنیم. اکثر آکواریم داران میزان کربنات را برای تنظیم درجه سختی انتخاب می کنند که میزان کربنات کلسیم در آب می باشد. این تست همچنین برای نگهداری و تنظیم یک سیستم بافری مناسب، مؤثر است که برای آن اندازه گیری یکی از مقادیر سختی کل و یا سختی کربنات لازم است، ولی اینکه هر دو را مستقلاً اندازه گیری کنیم نیاز نیست. خوشبختانه آکواریم شما معمولاً دارای منبعی طبیعی از کانی های نامحلولی است که یک سیستم بافری تشکیل می دهند و PH را در حد مطلوب حفظ می کنند. تمام این کانی های نامحلول روی هم سختی تام آب آکواریم شما را می سازند. شما نیاز دارید که تست سختی تام را انجام دهید.
دانستن این که PH آب آکواریم شما در حد مناسب است نمی تواند گویای موفقیت کامل باشد. تنها با انجام تست سختی تام است که می توانید پیش بینی کنید PH بعد از آنکه تنظیم شد در همان حد باقی خواهد ماند یا خیر. این مسئله ناشی از چرخه های بیولوژیکی طبیعی است که در آکواریم شما روی می دهند. مانند تنفس ماهی ها و ضایعات و کثیفی های معلق و ته نشین شده که نتیجه آن خنثی شدن یون بیکربنات ساخته شده بوسیله سیستم بافرینگ است. آکواریم داران بوسیله تعویض های مکرر و منظم آب آکواریم و نگهداری های روتین، مثلاً تعویض فیلتر و تمیز کردن تصفیه زیر شنی، این نقصان را جبران می کنند و بدینوسیله به سختی آب می افزایند.
در اینجا بطور خلاصه توضیح می دهیم که چرا هر یک از این نگهداری های روتین آکواریم، برای پایدار نگهداشتن PH لازم هستند. باید بدانید هر کجا که در آکواریم شما ذرات زائد انباشته می شوند، تولید تجمعی از فرآورده های فسفاتی می کنند. تجمع مواد زائد بر روی بستر ماسه ای و لایه فیلتر شما میزان فسفات را در آکواریم افزایش می دهد. یونهای فسفات آزاد می توانند با مواد بافری کلسیمی پیوند تشکیل داده و موجبات ته نشین شدن کلسیم را در آکواریم فراهم کنند. به این شکل توانایی تنظیم و تعادل PH کاهش می یابد. به همین دلیل است که تمیز نگهداشتن لایه فیلتر، بستر، فضای زیر ماسه ها و تعویض های مکرر قسمتی از آب، بسیار با اهمیت می باشد. بعلاوه آب شیر محتوی یونهای بافری می باشد و شما می توانید با تعویض مکرر بخشی از آب به جایگزینی این یونهای بافری از دست رفته کمک کنید. این مسئله در مورد تمام آکواریم ها اهمیت دارد چرا که تنفس ماهی ها و ذرات زائد انباشته شده به تنهایی می توانند سبب کاهش توانایی سیستم بافری در تنظیم PH شوند.
حال سؤالی که مطرح می شود این است که اگر ماهیی که قصد نگهداری از آن را داریم نیاز به یک PH مخصوصی داشت چه کاری باید انجام دهیم. اگر PH آبی که ماهی شما آن را ترجیح می دهد نزدیک به PH طبیعی آب موجود در آکورایم شما است، توصیه می شود که تغییری در آن اعمال نکنید. در غیر اینصورت، یعنی اگر PH طبیعی آب آکواریم شما از PH مورد نیاز ماهیی که قصد نگهداری از آن را دارید زیاد فاصله دارد، کارهایی هست که باید انجام دهید.
اجازه بدهید با روش افزایش سطح PH شروع کنیم. امروزه تعداد زیادی افزایش دهنده PH در فروشگاه ها وجود دارد. محصولات مایع را وقتی به تنهایی استفاده کردم، در حد 50/50 با موفقیت همراه بود. همچنین نیاز به محصولی دارید که بتوانید با آن توان سیستم بافری آکواریم خود را بالا ببرید. برای نگهداری PH در یک مقیاس بالا، به شما استفاده از یک بستر بافری مثل مرجان های خرد شده را پیشنهاد می کنم. شما می توانید این مرجانهای خرد شده را به آکواریم کنونی خود اضافه نمایید. من خودم مرجانهای خرد شده را داخل یک کیسه توری قرار داده و آنرا زیر بستر آکواریم جای داده ام. برای اینکه PH آکواریم خود را در حدود 6/7 حفظ کنید، به ازای هر 40 لیتر آب نیاز به 1 کیلوگرم مرجان خرد شده دارید. برخی از آکواریم داران، این کیسه محتوی مرجان های خرد شده را مانند یک لایه در سیستم فیلترینگ خود قرار می دهند. این متد به شما اجازه استفاده از مرجان های خرد شده درشت تر را نمی دهد. اما اگر شما در حد کمی نیازمند تعدیل و سازگاری در سیستم بافری خود هستید این روش می تواند مؤثر باشد. اگر ترجیح می دهید که از مرجانهای خرد شده استفاده نکنید، پودرهای زیاد دیگری در بازار وجود دارد که عمل افزایش سختی آب یا خاصیت قلیایت آنرا انجام می دهند. شما به راحتی توانید این پودرها را طبق دستورالعمل آن به آکواریم خود بیافزایید. البته این متدها گرایش به ایجاد تغییرات شدید در سختی آب دارند که اگر در تنظیم سختی و PH ورزیده و با تجربه نباشید، ممکن است خطرناک باشند. بی خطرترین متد همان استفاده از مرجان های خرد شده می باشد.پس از اینکه توانایی بافرینگ آکواریم خود را تقویت نمودید، می توانید PH آب را در درجه دلخواه تنظیم کرده و به آکواریم بیافزایید. محصولات زیادی در فروشگاه ها موجود است که اینکار را انجام می دهند. اغلب اوقات آبی که برای آکواریم استفاده می کنید به طور طبیعی دارای PH بالایی است و شما فقط نیازدارید که با اضافه کردن مرجانهای خرد شده به تقویت سیستم بافری خود کمک نمایید تا بتوانید PH را در همین سطح بالا حفظ و نگهداری کنید.
اما پایین آوردن PH کاری سخت تر است. اگر فکر می کنید که می توانید براحتی با اضافه کردن مواد کاهش دهنده PH سطح آنرا پایین بیاورید کاملاً در اشتباه هستید، چرا که سیستم بافری شما بسادگی و بسرعت میزان آنرا به همان مقدار طبیعی خود افزایش خواهد داد. در واقع شما باید یونهای بافری را از آب آکواریم خود جدا کنید، به این شکل می توانید PH آب را نیز پایین بیاورید. بهترین راه برای انجام این کار اینست که یک دستگاه پالاینده آب ( دستگاهی که آب را سبک می کند ) تهیه کنید. این دستگاه آب شیر را بوسیله یونهای رزین که در خود دارد فیلتر می کند. آبی که حاصل می شود عاری از نمک و کانی های دیگر است و در واقع آبی است سبک و با سختی صفر.
( در مورد این دستگاه قبلاً و در مطالب گذشته وبلاگ صحبت شده است که دراینجا نحوه کار آن و چگونگی ساخت نوع دست ساز آن را مروری میکنیم:
درکارگاه های پرورش ماهی معمولاً از این دستگاه برای کاهش سختی آب و در واقع بدست آوردن آبی با سختی صفر ( آب سبک ) استفاده می کنند. این وسیله که داخل آن ماده شیمیایی بنام رزین یا صمغ شیمیایی است املاح اضافی آب را بخود گرفته و آب سبک و صفر درست می کند. قیمت این دستگاه گران است ولی چون مکانیسم ساده ای دارد می توان نمونه دست ساز آن را ساخت. شمایی از مکانیسم عمل این دستگاه را در شکل زیر می بینید. )

استفاده از این دستگاه بهترین روش برای پالایش آب و در نهایت بدست آوردن آبی است که مخصوص استفاده در آکواریم می باشد. همانطور که گفته شد بدون داشتن یک آب پالایش شده نیز می توانید PH آب را با مواد مخصوص اینکار کاهش دهید، ولی این تنظیم فقط یک یا نهایتاً دو روز پایدار خواهد ماند و بزودی دوباره به میزان اولیه خود بازخواهد گشت. ضمن اینکه این پایین آمدن و بالا رفتن مجدد PH، خطرناک تر و بدتر ازPH نامناسبی است که شما از ابتدا داشتید.
این را هم باید اضافه کنم که برخی از آکواریم داران برای بدست آوردن آبی با سختی کم، از زغال سنگ استفاده می کنند. با قرار دادن زغال سنگ در فیلتر تصفیه کننده آب و یا قرار دادن یک لایه از آن در زیر بستر آکوراریم می توانید سختی آب خود را کاهش دهید. این تکنیک نیز می تواند بخوبی مؤثر باشد ولی دارای پیچیدگی بیشتری است و کمتر قابل پیش بینی می باشد و احتمالاً بهتر است که آکواریم داران کم تجربه از آن دوری نمایند.
من به شخصه این طور فکر می کنم که بسیار آسانتر است اگر از ماهی هایی استفاده کنید که مناسب PH طبیعی آب آکواریم شما هستند. بخصوص اگر آب آکواریم شما دارای PH بالایی باشد، صدها نوع ماهی وجود دارند که می توانند براحتی در PH 6/6 تا 8/7 زندگی و رشد کنند.
مطمئن باشید که کنترل PH برای مبتدیان، تجربه ای بسیار ناامید کننده است. من حدس می زنم 50% از مشکلاتی که در آکواریمهای جدید روی می دهند نتیجه همین کوشش آکواریم داران مبتدی برای تغییر میزان PH است.البته برخی از آکورایم داران واقعاً نیاز به تنظیم PH دارند و این یک نیاز مبرم برای آنان است ولی برای اکثر آنها همان PH طبیعی آبی که استفاده می کنید می تواند مناسب باشد.
در خاتمه برای همه علاقه مندان به این مقوله آرزوی سعادت و موفقیت می نمایم.
انگور
انگور
Grape Seed Extract
انسان در طول هزاران سال از انگور استفاده كرده است. قدمت مصرف انگور به عصر برنز بر مي گردد. شاعر يوناني به نام هومر كه حدود 700 سال قبل از ميلاد مسيح ميزيسته است از شراب تهيه شده از انگور سخن گفته است. از اين ميوه در انجيل هم نام برده شده است و گورها و آثار باستاني مصري علايمي از انگور را روي خود دارند. انسان از انگور استفاده هاي ديگري غير از خوردن يا تبديل آن به شراب و آب انگور كرده است. كارشناسان طب سنتي اروپا صدها سال پيش پمادي را از شيرة موجود در ساقه انگور براي درمان بيماريهاي پوست و چشم تهيه كردند. برگهاي اين گياه خاصيت قابض و انعقادي دارند، بدين معنا كه از آنها براي انعقاد خون، درمان التهاب و درد نظير درد بواسير استفاده شده است. انگور كال (نرسيده) در درمان انواع گلودرد ها و انگور خشك يا كشمش در درمان بيماريهاي تحليل برنده، يبوست و تشنگي مؤثر بوده است. اما انگورهاي گرد رسيده و شيرين داراي تمامي خواص است و در درمان سرطان. وبا، آبله، تهوع، عفونتهاي چشم و بيماريهاي پوست، كليه و كبد مورد استفاده قرار گرفته است.
معرفي گياه
انواع انگور بومي قاره آسيا در مجاورت درياي خزر است، اما به آمريكاي شمالي و اروپا نيز انتقال يافته است، يعني مهاجرين به اروپا انواع انگور را در دهه هاي 1600 به آمريكاي شمالي انتقال دادند. درخت انگور داراي برگهاي دشت و كنگره دار بوده و پوسته ريشه آن كنده ميشود. ميوه انگور مي تواند سبز، قرمز يا ارغواني رنگ باشد.
تركيبات گياه
امروزه ما بنا به علاقه به انگور يا كشمش، آنها را مصرف مي كنيم و به همين دليل شراب يا آب انگور نيز مصرف ميشود. اما در سال 1970 يك بيوشيميست فرانسوي ا تخم (دانه) انگور ماده اي را استخراج كرد كه در بهبود جريان خون مؤثر بود. اين ماده "اليگومريك پروآنتوسيانيدين OPC" ناميده ميشود. اين ماده سبب كاهش ميزان التهاب ميشود و حتي از بيماري قلبي نيز پيشگيري مي كند. اين ماده در زمره يكي از مواد موجود در آب انگور قرمز و شراب قرمز است كه خواص پيشگيرانه آن در قبال بيماري قلبي به اثبات رسيده است. انگور بنا به وجود اين ماده در آن امروزه نه تنها به خاطر فرآورده هاي غذايي و نوشيدني شناخته شده اش بلكه به عنوان منبع اينگونه عناصر فعال درماني اش كشت و پرورش داده ميشود. 'اليگومريك پروآنتوسيانيدين" اول و مهمتر از همه خاصيت ضد اكسيد دارد كه به بدن كمك مي كند تا حملاتي را كه نهايتاً سبب بيماري مي شوند (عوامل استعمال دخانيات و مواد شيميايي زيست محيطي)، دفع كند. اين نوع مواد از طيف گسترده دفع كنندگان فشار روحي متمايز هستند. ضد اكسيد كننده ها يا ژنهاي تطبيق شدني (آداپتوژنها)، همچنين از خستگي فيزيكي و روحي شما را رها و پس از رفع بيماري نيز شما را كمك مي كنند. هم ضداكسيدها و هم آداپتوژنها ما را كمك مي كنند تا حداقل از دو عامل بزرگ مرگ و مير به نام بيماري قلبي - عروقي و سرطان اجتناب ورزيم. خواص "ضد اكسيد"اليگومريك پروآنتوسيانيدين (OPC)"
مي تواند در پيشگيري از بيماري قلب - عروق نيز مؤثر واقع گردد. برخي تحقيقات به عمل آمده مؤيد اين است كه اين ماده مي تواند روند تشكيل پلاكها در رگها را كاهش دهد و در تشكيل و ترميم بافت آسيب ديده رگها مؤثر باشد.
اگر از سابقه خانوادگي ابتلا به بيماري قلبي- عروقي رنج مي بريد، مي توانيد مصرف اليگومريك پروآنتوسيانيدين را مدنظر قرار دهيد. نارسايي مزمن سياهرگها دليل ديگر مصرف اين ماده است كه در اين ميان مي توان به عوارضي نظير اختلال بينايي ناشي از نفروپاتي ديابتي يا دژنراسيون قرنيه اشاره داشت. اينگونه مصارف ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين را تحقيقات كلينيكي نيز تأييد كرده است. كاربردهاي آتي اين ماده ممكن است مواردي نظير معالجه سندرم پيش قاعدگي و متوقف كردن التهاب صورت در پي عمل جراحي را نيز در بر گيرد. اين ماده در كاهش ميزان ناراحتي سينه و درد مفاصل و پاها كه گاهي در پي نسدرم پيش قاعدگي عارض ميشود مؤثر بوده است و مدت زمان بهبود از جراحي پلاستيك را كاهش داده است. خواص ضد توموري اين ماده نيز به اثبات رسيده است.
اشكال موجود
عصاره دانه انگور به صورت عصاره مايع يا در قالب انواع كپسول و قرص موجود است. براي اهداف درماني از فرآورده هاي استاندارد حاوي 95 درصد محتوي ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين استفاده كنيد.
نحوه مصرف
نتايج تحقيقات و آزمايشهاي باليني نشان مي دهد كه مادة اليگومريك پروآنتوسيانيدين موجود در دانه انگور در درمان مشكلات نابينايي و همچنين نارسايي مزمن سياهرگي و علايم آن، ميناي دندان و اختلالات جريان خون مؤثر واقع ميشود.
براي پيشگيري از پلاكهاي رگها، اختلالات بينايي و ساير حالات روزانه 50 ميلي گرم عصاره استاندراد آن گياه را مصرف كنيد.
براي درمان بيماري خاص، مصرف روزانه 150 تا 300 ميلي گرم توصيه ميشود ليكن از مصرف خوسرانه اجتناب ورزيد و با پزشك معالج خود مشورت كنيد.
نكات احتياطي
امروزه نكات احتياطي در مورد مصرف ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين به نظر نمي رسد. اين ماده خيلي سالم و بي خطر است.
تداخل هاي احتمالي
هيچگونه عارضه و تداخلي از مصرف ماده مذكور گزارش نشده است چون ماده مزبور خيلي جديد است و روي جريان خون و شريانهاي خوني اثر مي گذارد به طور مستند طيف وسيعي از بيماريها و تداخل گياه - دارو دور از انتظار نيست. سعي كنيد با پزشك معالج خود و پيشرفتهاي به عمل آمده در تحقيقات مربوط به عصاره انگور به ويژه در صورت ابتلا به ديابت يا ساير ناراحتيهاي جدي نظير تخريب قرنيه يا ورم لنفاوي در ارتباط باشيد.
تمکن
تخمدانها که از یک یا چند برچه (carpel) متحد شده اند تشکیل میگردد و تخمکها بر حسب انواع گلها
به اشکال مختلف در برچه های تخمدان ظاهر میگردد .
۱) تمکن کناری یا حاشیه ای (marginal) : مانند تیره نخود (Leguminosae)
۲) تمکن محوری ( axile) : تخمکها از اتصال دیواره مشترک برچه ها خارج میگردد مانند گیاهان
تیره لاله( Liliaceae) و زنبق ( Iridaceae)
3) تمکن جانبی (parietal) : که تخمکها در کناره تخمدان قرار گرفته اند مانند بنفشه (viola)
و شب بو .
4) تمکن پایه ای (Basal) : معولا یک تخمک در کف تخمدان قرار
گرفته است . مانند علف هفت بند
(polygonum)
5) تمکن مرکزی ( centeral) : در این نوع تمکن تخمدان دارایی محوری در وسط میباشد
که تخمکها بر روی آن قرار دارند مثل میخک ( Dianthus) از تیره میخک ( Caryophyllaceae)
۶) تمکن مرکزی آزاد (free centeral) : در این نوع تمکن محور وسط تخمدان آزاد می باشد و
تخمکها بر روی آن قرار دارند مانند پامچال ( primula ) از خانواده پامچال ( primulaceae)
۷) تمکن سطحی ( Laminale) : تخمکها در تمام سطح پهنک برچه ای پخش میگردد مانند تیره
نیلوفر آبی ( Nymphaceae )
ساقه2
نگاه اجمالی
شکل کلی ساقه مخروطی شکل است. یعنی در ناحیه که در سطح خاک قرار دارد. قطر بیشتری دارد و در انتها باریک است. بعضی از گیاهان نیز ساقه استوانهای دارند. ساقه در زندگی گیاه نقشهای مختلف و بسیار مهمی دارد که عبارتند از : نگهداری ، هدایت ، تولید بافتهای جدید ، اندوختن مواد نورساختی (فتوسنتز) را بر عهده دارند. ساقه به گیاه استحکام میبخشد و برگها را بوسیله شاخهها در سطوح مختلف نگه میدارد. گل و میوه نیز به گونهای روی شاخهها قرار دارند. ساقه مسیر انتقال آب و نمکهای کانی از ریشه به برگهاست.
ساقه برخی گیاهان قادر است مواد گوناگون را در بافتهای خود ذخیره کند. مثلا ساقه نیشکر ، قند و ساقه زیرزمینی سیب زمینی نشاسته و ساقه گون ، کتیرا را ذخیره میکند. ساقه با تولید بافتهای جدید در رشد طولی و قطری آن نقش دارد. یاختههای سطحی یاختههای جوان که دارای سبزینهاند میتوانند همانند برگ عمل نورساخت (فتوسنتز) را انجام دهند. اما این نقش در زندگی گیاه اهمیت چندانی ندارد. ساقهها عموماً از لحاظ بافت نگاهدارنده غنی هستند اما ساقههای آبی نیازی به بافت نگهدارنده ندارند، از اینرو نرم اند.
تقسیم بندی ساقه
ساقهها را از نظر محیط زندگی به سه نوع تقسیم میکنند. ساقههای آبی ، ساقههای هوایی و ساقههای زیرزمینی. ساقههای هوایی و زیرزمینی بر حسب طول عمر ، نوع گیاه و نیاز به حفاظت در برابر تغییرات اقلیمی محیط و نحوه رشد به چند نوع تقسیم میکنند.
- ساقه بازدانگان و دولپهایهای چربی : گردو ، سیب ، کاج ، بلوط.
- ساقه گیاهان دولپهای علفی : لوبیا ، نخود ، آفتابگردان ، گل شمعدانی.
- ساقه گیاهان تکلپهای : ذرت ، جو ، گندم ، مارچوبه ، نخل.
- ساقههای تغییر شکل یافته : ساقه زیرزمینی سیب زمینی ، پیاز ، ساقه خزنده توت فرنگی و زنبق.
شکل ظاهری ساقه
روی یک شاخه معمولا بخشهایی دیده می شوند که عبارتند از :
جوانه انتهایی : در نوک شاخه و ساقه قرار دارد. جوانه جانبی یا محوری : در محور برگ یا در زاویه بین برگ و شاخه وجود دارد.
جوانه فرعی : در نواحی گره روی جوانه محوری یا در یکی از دو طرف آن قرار گرفتهاند و رشد نمیکنند مگر اینکه جوانه محوری از میان برود و فقط در بعضی گونهها وجود دارد.
جوانه نابجا : گاهی جوانهها در محلی غیر از گرههای ساقه (بین موگره ساقه، یا حتی روی ریشه و برگ) بوجود میآیند که آنها را جوانه نابجا گویند.
اثر برگ : در پایین هر جوانه جانبی هر جوانه جانبی اثری است که محل اتصال برگ افتاده را نشان میدهد. اثر دسته آوند : در پایین هر جوانه جانبی اثر افتهای آوندی هم دیده میشود. این بافتها رابط ساقه و برگ و جوانه بودهاند.
گره : محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه با بافتهای آوندی ساقه گره نام دارد. میانگره : فاصله بین دو گره مجاور را میانگره می نامند.
عدسک : در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده میشود که ((تبادل گازی در گیاهان|تبادل گازی بین بخش درونی ساقه با محیط پیرامون آنرا امکانپذیر میسازد. و در ساقههای مسن دیده میشود.
انواع جوانهها
به لحاظ استقرار به روی ساقه شامل : جوانه انتهایی ، جانبی ، فرعی و نابجا تقسیم میشوند و به لحاظ اندامی که تولید میکنند شامل جوانه گل ، برگ ، مرکب.
ساقههای چوبی در ساقههای چوبی مانند گردو در نوک شاخه جوانهای به نام جوانه انتهایی و در طول شاخه آن جوانههای جانبی وجود دارد و در پایین هر جوانه اثر آوند و اثر برگ دیده میشود. در طول ساقههای چوبی در محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه گره وجود دارد و در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده میشود.
جوانه از یاختههای مرسیتمی تشکیل شده است. این یاختهها در برابر عوامل نامساعد محیط بسیار حساساند و نیاز به محافظت دارند به همین مناسب اغلب جوانهها از برگهای تغییر شکل یافتهای به نام پولک تشکیل شدهاند. جوانه های گیاهان علفی و معدودی از گیاهان چوبی پولکهای حفاظتی ندارند و آنها را جوانه برهنه می نامند.
ساقه گیاهان دو لپهای علفی ساختار ظاهری این گیاهان شبیه به ساقه جوان گیاهان چوبی است. اما جوانهها برهنه و در سراسر عمر گیاه فعالاند. برگهای این گیاهان نمیریزند و در نتیجه اثر برگها و اثر بافتهای آنها روی ساقه دیده نمیشود.
ساقه گیاهان تک لپهای ذرت و نخل دو نمونه از گیاهان تک لپهای هستند. ذرت تک لپهای علفی است که ساقه آن از نیام برگها پوشیده شده است. اگر نیام را جدا کنیم در ساقه آن گره و میانگره دیده میشود ساقه در محل گرهها کمابیش تخم مرغی شکل و در یک نقطه فرورفته است.
ساقه نخلها دارای جوانه انتهایی مخروطی شکل بسیار بزرگند. که برگهای جدید و گل از آن تولید میشوند. اگر نقطه رشد انتهایی آسیب ببیند گیاه میمیرد. برگها نزدیک به هم در بالای ساقه تولید میشوند در نتیجه میانگرهها کوتاهند. در ساقه نخل جوانه ، گره و میانگره بوضوح دیده نمیشوند. ساقه نخل رشد قطری ندارد و قطر آن از بالا به پایین یکسان است. علت قطور بودن ساقه نخل بزرگ شدن یاختهای پارانشیمی ساقه و تمرکز ماده چوب و سایر مواد دیگر در دیوارههای آنهاست.
ساقههای تغییر شکل یافته
تغییر شکل ساقه اغلب با تغییر نقش آن همراه است. در هر حال ساقه با هر شکل و نقشی ویژگیهای ساختاری خود را داراست. یعنی گره ، میانگره و بافتهای مشخصی دارد. مهمترین ساقههای تغیر شکل یافته عبارتند از :
ساقه هوایی خزنده این ساقهها عموما در سطح زمین بطور افقی رشد میکنند و دارای میانگره بلندند (توت فرنگی). برگها ریز و پولک مانند و برگ و گل در گرههای معین یا در محل گرههای که با زمین تماس حاصل میکنند تولید میشود.
ساقه زیرزمینی این ساقهها اندامهای ذخیرهای گیاه بشمار میروند. با استفاده از مواد ذخیرهای که در طی سال اول در آنها جمع میشود ساقه هوایی جدیدی در سال بعد رشد میکند. ساقههای زیرزمینی به شکل ریزوم ، غده پیاز (سوخ) دیده میشود. در ریزوم ساقهها استوانهای شکلاند و در زیر زمین بطور افقی رشد میکنند این ساقهها باریک و گوشتی و دارای اندوخته غذایی هستند. ساقهها دارای گره ، میانگره ، برگهای متعددند. جوانهها در پایه برگهای پولکی اندامهای هوایی را تولید میکنند و در گونههای زنبق انتهای در حال رشد ریزوم برگ و گل تولید می کند. ریشه در محل گرهها تولید می شود.
در ساقه های غده ای انتهای متورم ریزوم را غده مینامند. سیب زمینی یک غده است. بوته سیب زمینی سه نوع ساقه دارد: ساقههای هوایی معمولی ، ریزوم باریک و انتهای متورم آن همان غده است. غده سیب زمینی دارای گره ، میانگره ، جوانه جانبی و یک جوانه انتهایی است. گروهی از جوانهها یک چشم را تشکیل میدهند. چشمهای بر روی غده به وضع مارپیچی قرار دارند. هر چشم موقعیت یک گره را نشان میدهد. و در ساقه پیازی ساقهها کوتاه و ضخیماند، بطور افقی رشد میکنند و غذای اندوخته یا در ساقه کوتاه مثل گلایول و سیکلامن یا در پولکهای برگ مانند اطراف آن مثل نرگس جا دارند.
ساقه پیچنده یا پیچکها ساقه پیچنده دراز و باریک است و بافت استحکامی دارد. در تماس با هر یک تکیه گاه به دور آن میپیچند مانند پیچک انگور ، نیلوفر ، چسبک ، پیچکها در بخش انتهایی خود رشد سریع دارند.
ساقه برگ نما به شکل ظاهری ساقه برگ نما همانند برگ است. این ساقهها سبز رنگند و نقش برگ را هم انجام میدهند و سطح این ساقهها ممکن است گل ، میوه و برگ بطور موقت ظاهر شود. مانند کولهخاس ، مارچوبه.
ساقه گوشتی در عده ای از گیاهان فرایند ساختن غذا محدودی به ساقه میشود، زیرا برگها بسیار تحلیل رفتهاند. این گیاهان در مواقع بارندگی مقدار قابل ملاحظهای آب را در ساقه گوشتدار خود ذخیره میکنند و در فصلهای بیآبی از آن استفاده میکنند. ساقه گیاهان کاکتوس ، فرنیون ، علف شیر از جملهاند.
ساقه خارنما اغلب خارهای گیاهان ، ساقه تغییر شکل یافته یا زایده ساقهاند. اما خارهایی که از تغییر شکل برگها حاصل شدهاند در بعضی گیاهان مانند زرشک و اقاقیا دیده میشوند. نمونه ساقه خارنما در گیاه خار مصری و لالیک دیده میشوند. سطح خارها دارای برگ است که دلیلی است بر ساقه بودن خار.
ساقههای چوبی
ساقههای چوبی
در ساقههای چوبی مانند گردو در نوک شاخه جوانهای به نام جوانه انتهایی و در طول شاخه آن جوانههای جانبی وجود دارد و در پایین هر جوانه اثر آوند و اثر برگ دیده میشود. در طول ساقههای چوبی در محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه گره وجود دارد و در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده میشود.جوانه از یاختههای مرسیتمی تشکیل شده است. این یاختهها در برابر عوامل نامساعد محیط بسیار حساساند و نیاز به محافظت دارند به همین مناسب اغلب جوانهها از برگهای تغییر شکل یافتهای به نام پولک تشکیل شدهاند. جوانه های گیاهان علفی و معدودی از گیاهان چوبی پولکهای حفاظتی ندارند و آنها را جوانه برهنه می نامند.
ساقه گیاهان دو لپهای علفی
ساختار ظاهری این گیاهان شبیه به ساقه جوان گیاهان چوبی است. اما جوانهها برهنه و در سراسر عمر گیاه فعالاند. برگهای این گیاهان نمیریزند و در نتیجه اثر برگها و اثر بافتهای آنها روی ساقه دیده نمیشود.ساقه گیاهان تک لپهای
ذرت و نخل دو نمونه از گیاهان تک لپهای هستند. ذرت تک لپهای علفی است که ساقه آن از نیام برگها پوشیده شده است. اگر نیام را جدا کنیم در ساقه آن گره و میانگره دیده میشود ساقه در محل گرهها کمابیش تخم مرغی شکل و در یک نقطه فرورفته است.ساقه نخلها
دارای جوانه انتهایی مخروطی شکل بسیار بزرگند. که برگهای جدید و گل از آن تولید میشوند. اگر نقطه رشد انتهایی آسیب ببیند گیاه میمیرد. برگها نزدیک به هم در بالای ساقه تولید میشوند در نتیجه میانگرهها کوتاهند. در ساقه نخل جوانه ، گره و میانگره بوضوح دیده نمیشوند. ساقه نخل رشد قطری ندارد و قطر آن از بالا به پایین یکسان است. علت قطور بودن ساقه نخل بزرگ شدن یاختهای پارانشیمی ساقه و تمرکز ماده چوب و سایر مواد دیگر در دیوارههای آنهاست.ساقههای تغییر شکل یافته
تغییر شکل ساقه اغلب با تغییر نقش آن همراه است. در هر حال ساقه با هر شکل و نقشی ویژگیهای ساختاری خود را داراست. یعنی گره ، میانگره و بافتهای مشخصی دارد. مهمترین ساقههای تغیر شکل یافته عبارتند از :ساقه هوایی خزنده
این ساقهها عموما در سطح زمین بطور افقی رشد میکنند و دارای میانگره بلندند (توت فرنگی). برگها ریز و پولک مانند و برگ و گل در گرههای معین یا در محل گرههای که با زمین تماس حاصل میکنند تولید میشود.ساقه زیرزمینی
این ساقهها اندامهای ذخیرهای گیاه بشمار میروند. با استفاده از مواد ذخیرهای که در طی سال اول در آنها جمع میشود ساقه هوایی جدیدی در سال بعد رشد میکند. ساقههای زیرزمینی به شکل ریزوم ، غده پیاز (سوخ) دیده میشود. در ریزوم ساقهها استوانهای شکلاند و در زیر زمین بطور افقی رشد میکنند این ساقهها باریک و گوشتی و دارای اندوخته غذایی هستند. ساقهها دارای گره ، میانگره ، برگهای متعددند. جوانهها در پایه برگهای پولکی اندامهای هوایی را تولید میکنند و در گونههای زنبق انتهای در حال رشد ریزوم برگ و گل تولید می کند. ریشه در محل گرهها تولید می شود.در ساقه های غده ای انتهای متورم ریزوم را غده مینامند. سیب زمینی یک غده است. بوته سیب زمینی سه نوع ساقه دارد: ساقههای هوایی معمولی ، ریزوم باریک و انتهای متورم آن همان غده است. غده سیب زمینی دارای گره ، میانگره ، جوانه جانبی و یک جوانه انتهایی است. گروهی از جوانهها یک چشم را تشکیل میدهند. چشمهای بر روی غده به وضع مارپیچی قرار دارند. هر چشم موقعیت یک گره را نشان میدهد. و در ساقه پیازی ساقهها کوتاه و ضخیماند، بطور افقی رشد میکنند و غذای اندوخته یا در ساقه کوتاه مثل گلایول و سیکلامن یا در پولکهای برگ مانند اطراف آن مثل نرگس جا دارند.
ساقه پیچنده یا پیچکها
ساقه پیچنده دراز و باریک است و بافت استحکامی دارد. در تماس با هر یک تکیه گاه به دور آن میپیچند مانند پیچک انگور ، نیلوفر ، چسبک ، پیچکها در بخش انتهایی خود رشد سریع دارند.ساقه برگ نما
به شکل ظاهری ساقه برگ نما همانند برگ است. این ساقهها سبز رنگند و نقش برگ را هم انجام میدهند و سطح این ساقهها ممکن است گل ، میوه و برگ بطور موقت ظاهر شود. مانند کوله خاس ، مارچوبه.ساقه گوشتی
در عده ای از گیاهان فرایند ساختن غذا محدودی به ساقه میشود، زیرا برگها بسیار تحلیل رفتهاند. این گیاهان در مواقع بارندگی مقدار قابل ملاحظهای آب را در ساقه گوشتدار خود ذخیره میکنند و در فصلهای بیآبی از آن استفاده میکنند. ساقه گیاهان کاکتوس ، فرنیون ، علف شیر از جملهاند.ساقه خار نما
اغلب خارهای گیاهان ، ساقه تغییر شکل یافته یا زایده ساقهاند. اما خارهایی که از تغییر شکل برگها حاصل شدهاند در بعضی گیاهان مانند زرشک و اقاقیا دیده میشوند. نمونه ساقه خار نما در گیاه خار مصری و لالیک دیده میشوند. سطح خارها دارای برگ است که دلیلی است بر ساقه بودن خار.مباحث مرتبط با عنوان
انتقال آب در گیاهان- بافت آوندی
- برگ نما
- تبادل گازی در گیاهان
- تکثیر رویشی
- خار
- برگ
- ریشه
- مورفولوژی برگ
- مورفولوژی ریشه
- مورفولوژی ساقه
ساقه
مقدمه
ساقه دارای رشد طولی و رشد قطری است. تمام ساقهها رشد طولی دارند ولی رشد قطری در همه آنها دیده نمیشود. هر دو نوع رشد نتیجه تقسیم یاختههای مریستمی و تولید یاختههای جدید است. رشد طولی مقدم بر رشد قطری است. و در ساقههایی که دارای هر دو نوع رشدند ابتدا رشد طولی را آغاز میکنند. بهمین دلیل رشد طولی و رشد نخستین و رشد قطری را رشد پسین مینامند.پیدایش بافتهای نخستین ساقه
در مریستم ساقه سه نوع بافت مریستم نخستین به نامهای پروتودرم ، مریستم زمینه ، و پروکامبیوم تشخیص داده میشوند. این سه نوع بافت چند میلیمتر پایینتر از مریستم انتهایی قرار دارند و مستقیما از تمایز یاختههای مریستم انتهایی بوجود میآیند. از تمایز این سه بافت به ترتیب جدول زیر پدید میآیند.| پروتودرم | بشره را تولید میکند. | |||
| مریستم زمینه | بافتهای نخستین پوست، مغز، و اشعه مغزی را تولید میکند. | |||
| پروکامبیوم | ابتدا بافتهای چوبی و آبکشی نخستین را بوجود میآورد و بعدها کامبیوم آوندی را تولید میکند. پروکامبیوم از خارج آوندهای آبکشی و از داخل آوندهای چوبی را ایجاد میکند. | |||
ساختار بافتهای نخستین دو لپهایها و بازدانگان
| بشره | پوست | آندودرم | استوانه مرکزی | مغز و اشعه مغزی |
بشره شامل یک ردیف یاختههای بدون کلروپلاست و نشاستهای پوست ناحیه استوانهای است که بین بشره و استوانه مرکزی قرار دارد. و معمولا از بافت پارانشیم بوجود آمده است. آندودرم از یک لایه یاخته تشکیل شده است که استوانهای تو خالی را تشکیل میدهد در یاختههای معمولی آندودرم نوارهای محتوی چوب و چوب پنبه به صورت نوار کاسپار دیده میشود. آندودرم ساقه چندان واضح دیده نمیشود. استوانه مرکزی به صورت استوانهای پوسته یا گسسته درون پوست قرار دارد.
و استوانه مرکزی بافت آبکشی و بافت چوبی وجود دارد که بافت آبکشی معمولا در خارج قرار میگیرد و شامل یاختههای آبکشی ، یاختههای همراه ، فیبرو پارانشیم است و دیگری بافت چوبی که در داخل قرار دارد شامل یاختههای چوبی ، تراکئید ، فیبروپارانشیم است. در حالتی که استوانه مرکزی یکپارچه نیست، هر نوار یک دسته آوندی خوانده میشود بین آوندهای آبکش و آوندهای چوبی ساقه دو لپهایهای چوبی و بازدانگان بافت کامبیوم آوندی در یک لایه قرار دارد. بخش بیرونی استوانه مرکزی را دایره محیطی تشکیل میدهد. مغز بخشی کم و بیش استوانهای است که در مرکز ساقه قرار دارد. و از بافت پارانشیم تشکیل شده و انشعابات آن بنام اشعه مغزی فواصل بین آوندها را پر میکند.
ساختار نخستین تک لپهایها
در ساقه علفی تک لپهایها بافتهای چوبی و آبکشی بصورت دستجات آوندی پراکندهاند و تراکم آنها در نزدیکیهای پیرامون ساقه بیشتر است. بافت چوبی اغلب در سمت درونی ساقه و در زیر بافت آبکشی مربوط قرار دارد. آوندهای چوبی و آبکشی توسط بافتی بنام غلاف آوندی احاطه شدهاند. مغز اکثرا تحلیل رفته است به علت عدم رشد پسین کامبیوم ندارند. و در بافتهایی مانند نخل ساقه کلفت میشود اما چوبی نیست.پیدایش بافتهای پسین در ساقه
رشد پسین در اثر فعالیت کامبیوم چوب آبکش صورت میگیرد این لایه بافت آبکشی پسین را بطرف خارج و بافت چوبی را پسین را بطرف داخل تولید میکند. افزایش قطری ساقه سبب ایجاد شکافهایی در بشره و پوست میگردد در این صورت نقشهای حفاظتی و ذخیرهای بشره و پوست بوسیله بافتهای چوب پنبه و فلودرم انجام میگیرد. این بافتها از کامبیوم فلوژن حاصل میشود.ساختار درونی پسین ساقه دو لپهایهای چوبی و بازدانگان
کامبیوم چوب آبکش بطرف خارج آبکش پسین را تولید میکند و بطرف داخل بافت چوبی پسین را تولید میکند تناوب فعالیت کامبیوم چوب آبکش سبب ایجاد چوبهای بهاره و تابستانه میشود. که در مجموع حلقه سالاسه را بوجود میآورند سن درخت را میتوان با شمارش حلقه در سطح مقطع تنه درخت تعیین کرد. با افزایش سن درخت ویژگیهای چوب قسمت مرکزی ساقه تغییر میکند و نقش هدایت شیره خام را از دست میدهد این چوب سختتر و تیرهتر از چوب پیرامون است و آن را قلب چوب مینامند. چوب پیرامونی قلب چوب تغییر نمیکند و همچنان هدایت شیره خام را بر عهده دارد و چوب پیرامونی را چوب شیره بر مینامند.بیوتکنولوژی در باغبانی
کاربرد بیوتکنولوژی در باغبانی
با افزایش جمعیت در دنیا، نیاز به افزایش تولید میوه و سبزى نیز به همان نسبت وجود دارد. چگونه مى توان این نسبت را متوازن نمود و تولیدات باغبانى را با افزایش جمعیت، افزایش داد؟ تکنیک هاى سنتى به نژادى گیاهان، پیشرفت هاى قابل توجهى را در اصلاح ارقام با پتانسیل بالا به وجود آورده اند ولى این تکنیک ها قادر نیستند میزان تولید میوه ها و سبزى ها را نسبت به افزایش تقاضا براى این محصولات در کشورهاى در حال توسعه بالا ببرند. لذا یک نیاز فورى به استفاده از بیوتکنولوژى براى سرعت دادن به توسعه برنامه هاى اجرایى احساس مى شود. ابزارهاى بیوتکنولوژى در تمام برنامه هاى به نژادى محصولات باغبانى با اصلاح ارقام جدید گیاهى، مهیا نمودن مواد مناسب کشت، حشره کش هاى انتخابى موثرتر و کودهایى با کارایى بالاتر، مورد استفاده و نیاز هستند. اکثر میوه ها و سبزى هاى موجود در بازار کشورهاى توسعه یافته، به صورت ژنتیکى دستکارى شده اند. بیوتکنولوژى مدرن، طیف وسیعى از موجودات زنده یا مواد حاصل از میکروارگانیسم ها را در ساختن یا تغییر یک فرآورده جهت اصلاح گیاهان یا حیوانات و یا اصلاح میکروارگانیسم هایى براى کاربردهاى خاص در بر گرفته و مورد استفاده قرار مى دهد. بیوتکنولوژى یک جنبه جدیدى از بیولوژى و علوم کشاورزى است که ابزار و راهکارهاى جدیدى را بر حل مشکلات متفرقه تولید غذا در دنیا مهیا مى سازد. عمده ترین کاربردهاى بیوتکنولوژى جهت اصلاح و بهبود محصولات باغبانى عبارتند از:۱- کشت بافت. ۲- مهندسى ژنتیک. ۳- شناساگرهاى مولکولى. ۴- مارکرهاى مولکولى. ۵- تولید و توسعه میکروب هاى مفید
• کشت بافت یکى از کاربردهاى وسیع بیوتکنولوژى در زمینه کشت بافت، به ویژه ریز ازدیادى است. این تکنیک یکى از مهمترین تکنیک هاى مورد استفاده براى ازدیاد غیرجنسى سریع گیاهان در درون شیشه (In vitro) به حساب مى آید. تکنیک کشت بافت از نظر زمان و فضاى مورد استفاده براى تولید انبوهى از گیاهان عارى از بیمارى بسیار مقرون به صرفه است. همچنین انتقال منابع با ارزش گیاهى (ژرم پلاسم) از نواحى بومى گیاهان به اقصى نقاط دنیا با کشت بافت میسر و تسهیل شده است. این در حالى است که روش سنتى قادر به پاسخگویى و تامین مواد گیاهى مورد نیاز جهت تقاضاهاى موجود نیست. تولید گیاهان عارى از ویروس با تکنیک کشت مریستم (نقاط رشدى در نوک ساقه و ریشه گیاهان) در اکثر محصولات باغبانى امکان پذیر شده است. تکنیک نجات جنین (رویان) یکى دیگر از کاربردهاى کشت بافت است که به نژادگران گیاهى را ساخته است تا از سقط جنین هاى گیاهى در اثر عوامل مختلف پیشگیرى نمایند. کشت جنین هاى نجات یافته در مراحل مناسب نمو، مى تواند مشکل ناسازگارى پس از تشکیل تخم را حل نماید. این تکنیک در گونه هاى باغبانى مشکل دار بسیار موثر بوده است. اکثر گونه هاى بقولات مناطق خشک به طور موفقیت آمیزى از طریق کشت لپه ها، محور زیرلپه اى (هیپوکوتیل)، برگ، تخمدان، پروتوپلاست، دمبرگ، ریشه، بساک و... باززایى مى شوند. تولید گیاهان هاپلوئید (n _ کروموزومى) از طریق کشت گرده یا بساک یکى از کاربردهاى مهم کشت بافت در به نژادى گیاهان است. این تکنیک بسیار سریع بوده و از نظر اقتصادى غیرمقرون به صرفه است. هموزیگوتى کامل نتایج به گزینش فنوتیپ ها براساس خصوصیات کمى و کیفى توارث یافته کمک مى کند و باعث تسهیل در به نژادى، ایزولاسیون موفق، کشت و ترکیب پروتوپلاست هاى گیاهى مى شود و در انتقال نر عقیمى سیتوپلاسمى جهت دستیابى به گیاهان هیبریدقوى، از طریق ترکیب میتوکندریایى بسیار مفید و موثر است و کارایى زیادى در انتقال ژنتیکى در گیاهان دارد. حفاظت درون شیشه اى ژرم پلاسم ها در محیط هاى کشت آماده و روش هاى جایگزین جهت غلبه بر مشکلات مدیریتى منابع ژنتیکى در محصولاتى که به طور غیرجنسى تکثیر مى شوند و گیاهانى که هتروزیگوتى بالایى دارند و ذخیره بذر مناسبى ندارند، از اهمیت زیادى برخوردار شده است. در برخى از محصولات خاص، حفاظت درون شیشه اى، راحت و بسیار موثر است. این تکنیک ها به طور موفقیت آمیزى در مورد محصولات باغبانى به کار گرفته شده و در مراکز مختلف جمع آورى ژرم پلاسم، شناخته شده هستند. ژرم پلاسم درون شیشه اى همچنین تبادل مواد گیاهى عارى از آفت و بیمارى را تضمین نموده و به قرنطینه بهتر آنها کمک مى کند.به نژادگران گیاهى به طور ممتد در حال تحقیق بر روى تغییرات ژنتیکى جدیدى هستند که کارآیى بالایى در اصلاح ارقام جدید دارند. برخى از گیاهان باززایى شدند. از طریق کشت بافت، اغلب تنوع فنوتیپى غیرمعمول و جدیدى را نسبت به فنوتیپ گیاه اصلى و مادرى از خود نشان مى دهند. چنین تنوعى را، تغییرات سوماکلونال (Somaclonal) مى نامند که مى تواند قابل توارث و تثبیت باشد و در نسل بعدى دیده شود. همچنین، تغییرات ممکن است اپى ژنتیکى باشند و در تولید مثل جنسى (ازدیاد جنسى) دیده نشوند. تغییرات قابل توارث براى به نژادگرهاى گیاهى بسیار مفید هستند.
• مهندسى ژنتیک در گیاهان مهندسى ژنتیک در سه مرحله اصلى زیر دخالت دارد: ۱- شناسایى و جدا کردن ژن هاى مطلوب براى انتقال. ۲- سیستم رهاسازى جهت وارد کردن ژن مطلوب به داخل سلول هاى پذیرنده. ۳- بیان اطلاعات ژنتیکى جدید در سلول هاى پذیرنده. با استفاده از تکنیک هاى مهندسى ژنتیک، ژن هاى مفید زیادى به داخل گیاهان وارد شده و باعث توسعه گیاهان تغییر یافته ژنتیکى (گیاهان تراریخته) گردیده است. در این گیاهان DNA خارجى به طور ثابت الحاق یافته و فرآورده ژنى مناسبى را باعث مى شود. گیاهان تراریخته وسعتى در حدود ۶/۵۲ میلیون هکتار را در کشورهاى صنعتى و در حال توسعه تا سال ۲۰۰۱ به خود اختصاص داده اند. ژن ها براى دستیابى به خصوصیات مفید زیر به داخل محصولات گیاهى وارد مى شوند. مقاومت به علف کش ها: گیاهان تراریخته مقاوم به علف کش ها این امکان را براى کشاورزان به وجود آورده اند که بدون صدمه به گیاه اصلى، جهت از بین بردن علف هاى هرز از علف کش هاى مختلف استفاده کنند. اکثر گیاهان مقاوم به علف کش ها در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، سیب زمینى، سویا، کتان، ذرت، خردل روغنى، اطلسى و امثال آن به وجود آمده اند. گلیفوسات (Glyphosate) یکى از قوى ترین علف کش هایى است که براى طیف وسیعى از گیاهان با نام تجارى رانداپ (Round up) در حال استفاده است. گلیفوسات با بلوکه کردن یک آنزیم ۵-انول پروویل شیکیمات -۳-فسفات سنتاز (EPSPS) که در بیوسنتز اسیدهاى آمینه حلقوى نظیر تیروزین، فنیل آلانین و تریپتوفان نقش دارد، منجر به از بین رفتن علف هاى هرز مى شود. اسیدهاى آمینه مواد سازنده پروتئین ها هستند. گیاهان تراریخته مقاوم به گلیفوسات که حاوى ژن EPSPS هستند به مقادیر زیادى آنزیم مورد نظر را تولید کرده و در برابر اثرات گلیفوسات از خود مقاومت نشان مى دهند. قابل ذکر است که این علف کش یک علف کش عمومى است و تمام گیاهان را از بین مى برد. تعدادى از آنزیم هاى سم زدا در گیاهان و میکروب ها شناسایى شده اند از جمله آنزیم گلوتاتیون _ اس _ ترانسفور (GST) در ذرت و گیاهان دیگر، اثرات سمى علف کش بروموکسینیل (Bromoxynil) را خنثى مى کند و همچنین آنزیم فسفینوتریسین استیل ترانفسفراز (pat) که اثرات سمى علف کش PPT (ال _ فسفینوتریسین) را خنثى مى کند. با گرفتن ژن ban از klebsiella و ژن bar از قارچ هاى استرپتومیست (Strepotomyces) و انتقال آنها به سیب زمینى، چغندر قند، سویا، کتان و ذرت، گیاهان تراریخته اى حاصل شده اند که به علف کش ها مقاوم اند. گیاهان تراریخته، زحمت و هزینه مبارزه با علف هاى هرز را براى کشاورز کاهش داده و باعث افزایش عملکرد محصول مى گردند. مهندسى مقاومت به پاتوژن ها (عوامل بیمارى زا): ویروس ها مهم ترین و خطرناک ترین عوامل بیمارى زاى گیاهى بوده که به طور قابل توجهى عملکرد محصولات باغبانى را کاهش مى دهند. راهکارهایى با استفاده از پوشش پروتئینى ویروس ها و RNA ماهواره اى جهت کنترل آلودگى هاى ویروسى به کار گرفته شده است. ویروس ها موجودات ذره بینى متشکل از اسیدهاى نوکلئوئیک (RNA DNA) هستند که در یک پوشش پروتئینى محصور بوده و قادر به تکثیر زیاد در داخل سلول میزبان هستند. استفاده از پوشش پروتئینى ویروس به عنوان یک عامل قابل تغییر جهت تولید گیاهان مقاوم به ویروس یکى از دستاوردهاى مهم بیوتکنولوژى گیاهى است. ژن مسئول ساخت پوشش پروتئینى از ویروس موزائیک توتون (TMV) به عنوان یک ویروس با RNA رشته اى مثبت به گیاه توتون انتقال داده شده و آن را مقاوم به ویروس TMV کرده است. استفاده از ژن مقاوم به پروتئین nucelocapsid در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، کاهو، بادام زمینى، فلفل و گل هاى زینتى مانند حنا، گل ابرى و داوودى جهت مقاومت به ویروس لکه پژمردگى گوجه فرنگى معرفى شده است. استفاده از RNA ماهواره اى (SATRNA) برخى گیاهان تراریخته را به ویروس موزائیک خیار (CMV) مقاوم کرده است. گیاهان تراریخته مقاومى نیز در برابر ویروس موزائیک یونجه، ویروس x سیب زمینى، ویروس تانگروى برنج، ویروس جغ جغى توتون و ویروس لکه حلقوى خربزه درختى (پاپایا) به وجود آمده اند. در دهه اخیر، ژن هاى مقاومى در شناسایى پاتوژن هاى بیمارى زا معرفى و کلون شده اند. همچنین برخى از مسیرهاى مشخصى که آلودگى پاتوژنى را دنبال مى کنند، مورد شناسایى قرار گرفته اند. برخى ترکیبات ضدقارچ در گیاهان مقاوم به آلودگى هاى قارچى شناسایى و ساخته شده است. راهکارهاى مناسبى جهت توسعه مقاومت به قارچ ها با تولید گیاهان تراریخته حاوى مولکول هاى ضدقارچ نظیر پروتئین ها و سموم توسعه یافته است. ژن کیتیناز (Chitinase) گرفته شده از لوبیا، مقاومت زیادى به بیمارى قارچى Rhizoctonia solani در توتون و شلغم به وجود آورده است. همچنین این ژن که از باکترى خاکزى Serratia marcescens گرفته شده است در گیاه توتون، مقاومت به بیمارى قارچى Altenaria longipes که باعث بیمارى لکه قهوه اى مى شود را ایجاد کرده است. ژن استیل ترانسفراز در توتون، مقاومت به بیمارى باکتریایى Pseudomonas Syringea را باعث شده است. مقاومت به تنش ها: برخى از ژن ها مسئول ایجاد مقاومت در برابر تنش هایى همچون گرما، سرما، شورى، عناصر سنگین و هورمون هایى گیاهى هستند. مطالعاتى نیز در مورد متابولیت هاى نظیر پروتئین ها و بتائین ها انجام گرفته است که نشان داده اند در مقاومت به تنش ها دخالت دارند. مقاومت به سرمازدگى در توتون با داخل کردن ژن مسئول سنتز آنزیم گلیسرول، فسفات، آسیل، ترانسفراز ایجاد شده است که این ژن از Arabidopsis گرفته شده است. برخى گیاهان با سنتز گروهى از مشتقات قندى مشهور به پلى ال ها (مانیتول، سوربیتول و سیون) به تنش هاى خشکى واکنش نشان مى دهند. گیاهانى که داراى پلى ال هاى بیشترى هستند، مقاومت بیشترى به تنش ها دارند. با استفاده از ژنى در باکترى ها که قادر به ساختن مانیتول ها است، این امکان وجود دارد که سطح مانیتول را در گیاهان مقاوم به خشکى بالا برد. کیفیت میوه: میوه هاى گوجه فرنگى که به کندى مى رسند از اهمیت ویژه اى در حمل ونقل برخوردارند. گوجه فرنگى تراریخته با فعالیت کم آنزیم پکتین میتل استواز و مقادیر بالاى مواد جامد محلول و PH بالا، کیفیت فرآورى را افزایش مى دهد. گوجه فرنگى هاى دیررس با استفاده از RNA آنتى سنس تولید شده اند که در آنها از سنتز آنزیم هاى دخیل در تولید اتیلن ممانعت مى شود مثل آنزیم EgAccl سنتتاز. همچنین با استفاده از ژن دآمیناز که مقدار اسید ۱- آمینو سیکلوپروپان ۲-کربوکسیلیک (ACC) (پیش ماده سنتز اتیلن) را در میوه کاهش مى دهد، امکان تولید گوجه فرنگى هاى دیررس وجود دارد. این گوجه فرنگى ها از عمر ماندگارى بیشترى برخوردار هستند و همچنین مى توانند مدت طولانى بر روى گیاه باقى بمانند تا تجمع قندها و اسیدها در میوه جهت بهبود طعم آن بالا رود. این گوجه فرنگى ها در کشورهاى اروپایى و آمریکایى در سطوح تجارى گسترده اى در حال تولید هستند. با استفاده از ژن ساکارز فسفات سنتتاز مى توان گوجه فرنگى با ساکارز و نشاسته کم تولید نمود، همچنین با ژن باکتریایى ADP گلوکز پیروفسفوریلاز مى توان محتواى نشاسته سیب زمینى ها را به میزان ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش داد. مقاومت به آفات: با وارد کردن ژن بتا اندوتکسین (ژن bt) گرفته شده از باکترى Bacillus thuringiensis به گیاهانى نظیر کتان، توتون، گوجه فرنگى، سویا، سیب زمینى و... مقاومت به حشرات مضر در این گیاهان ایجاد شده است. این ژن ها، پروتئین هاى کریستاله ضد حشرات را تولید مى کنند که بر روى دامنه وسیعى از سخت بالپوشان، بى بالپوشان و دو بالپوشان اثر دارد. این کریستال ها در داخل بدن لارو حشرات به صورت ذرات قلیایى در داخل پروتوکسین هاى انفرادى با وزن مولکولى ۱۳۳ تا ۱۳۶ کیلووالتون تشکیل مى شوند. این پروتئین هاى کریستالى ضدحشرات در طول دوره رشد رویشى سلول ها تولید مى شوند و اثرات زیادى بر کنترل حشرات دارند. نر عقیمى و تجدید بارورى: این تکنیک در تولید بذر هیبرید بسیار مفید مى باشد. گیاهان تراریخته با ژن هاى نر عقیم و تجدید کننده بارورى در شلغم ایجاد شده اند. این تکنیک تولید بذر هیبرید، بدون اخته کردن دستى گل هاى نر را تسهیل مى نماید و گرده افشانى را در ذرت کنترل مى کند. در سال ،۱۹۹۰ ماریانى (Mariani) و همکاران در بلژیک با موفقیت یک ساختار ژنى را که داراى محرک خاص دیگرى بود از ژن TA29 توتون گرفتند و ژن ریبونوکئاز را در باکترى باسیلوس (ژن بارناز) توالى یابى کرده و در تولید گیاهان تراریخته شلغم به کار گرفتند. با این عمل و با بیان ژن انتقال یافته از تولید گرده نرمال جلوگیرى شده و منجر به نر عقیمى مى شود.
• شناساگرهاى مولکولى کاوشگر هاى اسید نولکئیک: امروزه با استفاده از کاوشگر هاى CDNA مى توان بیمارى هاى گیاهى را قبل از بروز علائم شناسایى کرد. کاوشگر، توالى هاى اسیدنوکلئیک پاتوژن هستند که ارگانیسم هاى با مارکرهاى ویژه را تولید مى کنند. کاوشگرهاى CDNA به نواحى خاصى از پاتوژن ها فرستاده شده و با استفاده از تکنیک هاى استاندارد DNA نوترکیب مى توان آنها را تولید کرد. پادزهرهاى تک کلونى McAb) تکنیک هاى ایمونوشیمیایى، براى شناسایى سریع و دقیق پاتوژن هاى گیاهى بسیار مفید هستند. همچنین از این تکنیک در شناسایى بیمارى هاى گیاهى استفاده مى شود. تکنیک هیبریداسیون (تلاقى)، روش هاى مناسبى را براى تولید هومولوگ ها به وجود آورده است که از لحاظ بیوشیمى اینها به عنوان مواد ایمنولوژیکى تعریف مى شوند که توسط یک لاین سلولى ساده و علیه اپى توپ هاى پادتن ایمن ساز ساخته مى شوند. پتانسیل بالاى McAbs در شناساگرهاى پاتولوژى گیاهى ضرورى هستند چون منجر به تولید پادزهرهاى هموژن با فعالیت مشخص به مقادیر زیاد گردید که در مدت زمان طولانى ساخته مى شوند. با این حال تکنولوژى هیبریداسیون یک عمل آزمایشگاهى و پرهزینه است در مقایسه با روش هاى ایمنى سازى استاندارد که به طور گسترده براى شناساگرهاى مولکولى در مقیاس وسیع استفاده مى شوند.
• مارکرهاى مولکولى استفاده از مارکرهاى مولکولى جهت گزینش صفات زراعى، کار را براى به نژادگرایان گیاهى آسان ساخته است. این امکان به وجود آمده است که گیاهان را براساس صفات مختلف یا مقاومت به بیمارى ها در مراحل مختلف رشد و نمو، گروه بندى کنیم. استفاده از RFLP چند شکلى طولى قطعات برشى)، RAPD (DNA) چند شکلى تکثیر شده تصادفى)، AFLP (چند شکلى طولى قطعات تکثیر شده) و مارکرهاى ایزوآنزیم در به نژادى گیاهان، فراوان به چشم مى خورد. مارکرهاى RFLP براى مارکرهاى مورفولوژیکى و ایزوآنزیم ها مفید بوده، چون تعداد آنها فقط توسط اندازه ژنوم محدود مى شود و آنها تحت تاثیر شرایط محیطى قرار نمى گیرند. نقشه هاى مولکولى در حال حاضر براى برخى از گیاهان زراعى نظیر ذرت، گوجه فرنگى، سیب زمینى، برنج، کاهو، گندم و گونه هایى از کلم ها وجود دارد. مارکرهاى RFLP کاربردهاى زیادى دارند که مى توان به شناسایى ارقام، شناسایى مکان هاى ژنى، صفات کمى، آنالیز ساختار ژنوم، داخل کردن ژرم پلاسم و کلون سازى براساس نقشه، اشاره کرد. RFLP به عنوان ابزارى براى شناسایى مورد استفاده قرار مى گیرد چون در مقایسه با APD قدرت ترمیم و بازسازى دارد. ریزماهواره ها یا مارکرهاى تکرارشونده توالى ساده (SSRS) نیز استفاده گسترده اى در ژنوتیت سازى، نقشه ژنى و آنالیزه ژنى دارند.
• تولید مایه زن هاى میکروبى استفاده بى رویه و بدون احتیاط از کودها و سموم شیمیایى براى تولید محصول و کنترل حشرات و آفات، منجر به آلودگى محیطى و از بین بردن حاصلخیزى و سلامت خاک و توسعه مقاومت در برخى حشرات و مشکلات بقایاى سموم شده است. لذا یک توجه جهانى به استفاده از کودها و آفت کش هاى زیستى مطمئن در مدیریت تلفیقى تغذیه و سیستم هاى مدیریت آفات وجود دارد. کودهاى زیستى، میکروارگانیسم هایى هستند که نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده و یا فسفر تثبیت شده را در خاک به صورت محلول درآورده و عناصر غذایى را بیشتر در اختیار گیاه قرار مى دهند. استفاده از میکروارگانیسم ها به عنوان کود، مزایاى زیادى دارد از جمله کم هزینه بودن آنها، غیرسمى بودن براى گیاهان، آلوده نکردن آب هاى زیرزمینى و اسیدى نکردن خاک و مناسب براى رشد گیاه. ریزوبیوم ها، میکروارگانیسم هایى هستند که بر روى ریشه گیاهان بقولات (حبوبات) گره هایى را ایجاد مى کنند و توسط آنها نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده که این نیتروژن سپس به آمونیوم و بعد به اسیدهاى آمینه در سلول گیاهى تبدیل مى شود. مایه زنى خاک با این باکترى ها به کاهش مصرف کودهاى نیتروژنه اضافى به خاک کمک مى نماید. باکترى هاى حل کننده فسفر نیز گروه دیگرى از میکروارگانیسم ها هستند که فسفر غیرمحلول خاک را به صورت محلول درآورده و آن را به راحتى در اختیار گیاه قرار مى دهند. میکوریزا به همزیستى بین قارچ هاى غیر بیمارى زا و ریشه گیاهان گفته مى شود. میکوریزا عناصر غذایى را از لایه هاى عمیق تر خاک در اختیار گیاهان قرار مى دهد و با مایه زنى آنها به استقرار و رشد بهتر گیاهان مى توان کمک کرد. اکثر میوه ها نظیر خربزه درختى، انبه، موز، مرکبات و انار که وابسته به این رابطه هستند، با مایه زنى این قارچ ها، فسفات و عناصر غذایى بیشترى در اختیار این میوه ها قرار مى گیرد. این اجتماع میکوریزاها، همچنین به مقاومت گیاهان در برابر حمله بیمارى ها کمک کرده و از طرفى خصوصیات خاک را نیز بهبود مى بخشد. تغییر ژنتیکى میکروب ها: با استفاده از تکنیک نوترکیبى DNA این امکان فراهم شده است که به طور ژنتیکى، مى توان نژادهاى مختلف این باکترى ها را دستکارى نمود و میکروب هایى سازگار با شرایط محیطى مختلف و نژادهایى با خصوصیات و ظرفیت رقابت و گره زایى بهتر تولید نمود. آفت کش هاى زیستى، ارگانیسم هاى بیولوژیکى هستند که مى توانند همانند آفت کش هاى شیمیایى براى کنترل آفات مورد استفاده قرار گیرند. این آفت کش ها جایگاه خود را در کشاورزى، باغبانى و برنامه هاى سلامت عمومى جهت کنترل آفات، پیدا نموده اند. آفت کش هاى زیستى مزایاى زیادى دارند. آنها در کنترل آفات به صورت اختصاصى عمل نموده و براى ارگانیسم هاى غیرهدف نظیر زنبورها و پروانه ها مضر نیستند. این آفت کش ها براى انسان و احشام ضررى نداشته و در داخل زنجیره غذایى توزیع نشده و از خود بقایایى باقى نمى گذارند. برخى از آفت کش هاى میکروبى مورد استفاده براى کنترل حشرات، گونه هایى از Bacillus thuringiensis هستند که براى کنترل حشرات گوناگون مورد استفاده قرار مى گیرند. خصوصیت حشره کشى این باکترى ها به علت تولید کریستال هاى پروتئینى در دوره تخم ریزى است. این پروتئین ها سموم معده هستند که خاصیت ضدحشره دارند. سموم Bt همچنین قادر به از بین بردن نماتودهاى گیاهى مى باشد. گسترش و استفاده تجارى بیوتکنولوژى گیاهى، یک نشانه مهم براى اندازه گیرى بقاى این تکنولوژى جدید مى باشد. کشاورزان کوچک و کم درآمد مى توانند از تکنولوژى کم هزینه تر مانند استفاده از کودهاى زیستى و آفت کش هاى زیستى استفاده نمایند برعکس کشاورزان مایه دار که از تکنولوژى مدرن و پرهزینه بهره مى برند.خیار گلخانه ای
سفیدک دروغین (کاذب)
بيماری سرخی
1) عامل بیماری :
قارچ pseudoperonospora cubensis
2) علایم :
در سطح بالای برگ لکه های روغنی و زاویه دار زرد و قهوه ای به قطر 1تا2 سانتی متر
در اثر پیشرفت بیماری در زیر برگ نیز لکه های ارغوانی یا بنفش ایجاد می شود
حاشیه برگ ها خشک شده و به سمت بالا می رود.
شرایط ایجاد بیماری :
در آب و هوای گرم و مرطوب
در صورت وجود آب روی شاخ و برگ توسط مه، شبنم و...
تحت تنش دما ( روز های گرم و شب های سرد )
رطوبت بالا (95 درصد)به مدت طولانی
فقر عناصر غذایی ( پتاس،روی،مس و منیزیم)
در گلخانه ها با پوشش پلاستیکی بسیار شایع است.
4) کنترل بیماری:
ایجاد تهویه مناسب جهت کاهش رطوبت و دما
وجود تشتک آهک یا اسفنج آغشته به آهک در ورودی گلخانه جهت ضد عفونی
هرس برگ های آلوده و معدوم کردن آنها
استفاده از برنامه سمپاشی منظم با سموم مسی، کاپتان، بنومیل، دودین، زینب،مانکوزب و...
سفیدک حقیقی (سطحی)
پاتوژن:
Erysiphe cichoracearum
Sphaerotheca fuliginea
شرایط ایجاد بیماری:
آب و هوای مرطوب و خنک
شرایط ازدحام زیاد گیاه ،سایه اندازی زیاد( نور کم)،زیادی آب و کود
در شرایط رشد کند گیاه ،این بیماری ایجاد می شود.
به ویژه در شب سرد و مرطوب این بیماری ایجاد می شود.
علایم:
لکه های کوچک و مدور و سفید رنگ در اندازه های مختلف ایجاد میگردد
آلودگی از برگ های پایین آغاز به سمت بالا پیشرفت می کنند.
بافت نرم و نخ مانند سفید رنگ روی برگ پخش می باشد.
برگ های آلوده تر زرد یا قهوه ای شده و خشک میگردند.
پودر سفید رنگ بر روی ساقه و دمبرگ هم دیده می شود.
آنتراکنوز
1) عامل بیماری:
Colletotrichum lagenarium
2) شرایط ایجاد بیماری :
در شرایط مرطوب و دمای بین 21تا27 درجه سانتی گراد دیده می شود.
آبیاری بارانی عامل اصلی انتشار بیماری است.
علایم
ابتدا لکه های به رنگ سبز مات ظاهر می شود و سپس به رنگ قهوه ای مایل به قرمز با حاشیه زرد که 1 سانتی متر وسعت دارد.
لکه ها بیشتر در حاشیه رگبرگ ها است.
زخم ها روی دمبرگ و ساقه دراز،سطحی و زرد مایل به قهوه ای می باشد.
در مرکز زخم اجسام ریز سیاه رنگ وجود دارد.
در میوه ها زخم ها به صورت لکه های سبز رنگ پریده که سریع بزرگ شده و عمیق و فرورفته می شوند.
4) کنترل :
رعایت بهداشت گلخانه ( قارچ روی خاک، چوب،کاه و... زنده می ماند.
تیمار بذر با مواد شیمیایی ( بیماری با بذر منتقل می شود)
سمپاشی منتظم با سموم زینب و فربام
گموز خیار (اسکب،جرب)
عامل بیماری:
Cladosporium cucumerinum
2) علایم:
نقاط قهوه ای رنگ با حاشیه زرد رنگ روی برگ ظاهر می شود.
میوه های کوچک دارای لکه های آبسوخته کمی فرو رفته می باشد.گاهی از این لکه ها ماده صمغی قهو ه ای رنگ تراوش می کند و به صورت دانه های قهوه ای خشک می شوند.
شرایط ایجاد بیماری:
آب و هوای سرد (5 تا 15درجه) و مرطوب
هوای راکد و تهویه نا مناسب
4) کنترل :
استفاده از ارقام مقاوم
حفظ دمای گلخانه در حدود 27 درجه و چند روز خشک نگه داشتن شاخ و برگ
زهکشی مناسب خاک
پژمردگی باکتریایی:
1) عامل بیماری :
باکتری
Erwinia tracheiphila
2) شرایط ایجاد بیماری :
سوسک خیار حامل این باکتری می باشد و آن را وارد سیستم آوندی گیاه می کنند.
علایم :
آلودگی روی 1 یا 2 برگ به صورت لکه های سبز تیره می باشد.
برگ های آلوده بلافاصله پژمرده می شود.
4) کنترل:
استفاده از ارقام دیر گل
از بین بردن سوسک خیار
روش شناسایی آلودگی باکتریایی:
عرض ساقه را برش داده و زمانی که دو قسمت
برش خورده به آرامی از همدیگر جدا می شوند
یک ماده شیری رنگ که گاهی چسبنده نیز
می باشد به صورت تار هایی بین دو مقطع ساقه
تراوش می کنند.
بوته میری
1) پاتوژن:
قارچ های خاکزی
2) شرایط:
سرما،رطوبت، خاک ضدعفونی نشده
کنترل:
استفاده از بذور تیمار شده با بنومیل و تیرام
ظروف نشا را روی خاک نگذارید.
دمای آب ابیاری 17تا 18 درجه مناسب است.
تهویه مناسب گلخانه و عدم فشردگی ذرات خاک
ویروس موزاییک خیار(CMV)
1) علایم:
در گیاهان 6تا8 هفته ای دیده می شود
لکه های کم رنگ(شبیه موزاییک) در برگ ها دیده می شود.
برگ ها بدشکل شده ورشد گیاه متوقف میشود.
میوه ها به رنگ سبز مایل به زرد روشن با لکه های برجسته سبز تیره در می آید
مرگ گیاه در فاصله 7 روز بعد از آلودگی اتفاق می افتد.
3) کنترل:
استفاده از ارقام مقاوم
کنترل شته ها ( عامل اصلی انتقال ویروس)
باغبانی
اهداف
1- زارعين سيب زميني کار با آفات و بيماريهای مهم سيب زميني آشنا مي شوند.
2- زارعين سيب زميني کار با روشهای مختلف مبارزه وکنترل آفات و بيماريهای سيب زميني آشنا مي شوند.
بيماريهای مهم سيب زميني
پوسيدگي ريشه
علائم بيماری:
علائم بيماری در روی غده سيب زميني نيز به صورت تشکيل اسکلروت های سياه رنگي است که سطحي بوده و با آب شسته نمي شوند. زماني که غده های آلوده به اسکلروت در خاکهای مرطوب کاشته شوند جوانه های روی غده مي ميرند و يا در رشد آنها وقفه ايجاد مي شود. در روی ساقه هايي که از غده آلوده مي رويند زخم ايجاد مي شود. علائم اين بيماری در مزرعه به صورت کوتولگي بوته، ارغواني شدن برگها، پيچيدگي و زردی برگها در بوته های آلوده ديده مي شوند. مناسبترين حرارت برای جوانه زني اسکلروت ها 23 درجه ميلي گراد است. اين بيماري علاوه بر سيب زميني بسياري از گياهان زراعي ديگر از جمله حبوبات، گياهان روغني، پنبه و کلم را نيز آلوده مي کند.
عامل بيماري: عامل بيماري قارچ Rhizoctonia solani مي باشد.
مبارزه:
الف) کاشت غده های سالم و عاری از اسکلروت
ب) ضد عفوني غده های بذری با استفاده از سموم قارچکش
ج) عدم کشت سيب زميني به مدت 3 تا 4 سال در زمينهای آلوده
پوسيدگي خشک سيب زميني
علائم بيماری:
علائم معمولا يک ماه بعد از انبار کردن غده ها به صورت لکه های قهوه اي بر روی غده ها به ويژه در محل زخمها ديده مي شوند. به تدريج پوست روی لکه فرورفته و چروکيده شده و غده ها به حالت موميايي در مي آيند. غده ها در طول دوره انبار کردن به اين بيماری حساس تر مي باشند. توسعه بيماری در رطوبت نسبي بالای 70 درصد و حرارت 15 تا 20 درجه سريعتر صورت مي گيرد. استفاده ازکودهای فسفره از پيشرفت بيماری مي کاهد ولي استفاده بي رويه از کودهای پتاسه و ازته در مزرعه باعث حساسيت غده ها مي گردد. اين بيماري يکي از بيماريهای مهم سيب زميني بوده و بيش از 20 درصد سيب زميني هايي که در بازار به فروش مي رسند به صورت پنهان و آشکار به اين بيماری مبتلا هستند.
عامل بيماري:
اين بيماري توسط دو گونه قارچي Fusarium solani و Fusarium roseum ايجاد مي شود.
مبارزه:
الف) جلوگيري از زخم شدن غده ها در زمان برداشت
ب) ضد عفوني غده های بذری با استفاده از سموم قارچکش
ج) جداکردن غده های آلوده و سالم در انبار
ج) ضد عفوني انبار
د) تهويه مناسب و حفظ دمای انبار در درجه حرارت 4 تا 7 درجه سانتي گراد
لکه موجي سيب زميني
علائم بيماری:
بر روي برگها علائم به صورت لکه های قهوه ای رنگ با دواير متحدالمرکز موجي و با حواشي کلروتيک ديده مي شوند. لکه ها به سرعت توسعه پيدا کرده و ممکن است تمام اندامهای هوايي گياه حالت سوخته به خود گيرند. در غده ها علائم به صورت لکه های سياه فرورفته و با حواشي مشخص ديده مي شوند. بافت زير لکه ها قهوه ای رنگ شده و به حالت اسفنجي در مي آيد.
عامل بيماري:
عامل بيماري قارچ Alternaria solani مي باشد.
مبارزه:
الف) کاشت بذر سالم و ضد عفوني شده
ب) برقراري تناوب 2 تا 3 ساله
ج) جمع آوري بقايا و انهدام آنها
د) سمپاشي بوته های دارای علائم با استفاده از سموم قارچکش مسي
پژمردگي بوته سيب زميني
علائم بيماری:
علائم معمولا از اواسط تا اواخر فصل بر روی بوته های سيب زميني ظاهر مي شوند. علائم بيماري به صورت پژمردگي و پيچيدگي برگها در يک طرف بوته و زردی بافتهای بين رگبرگي ديده مي شوند. زردي برگها معمولا از پائين بوته شروع شده وبه طرف بالا پيشرفت مي کند. برگهای بوته آلوده به تدريج خشک شده و به ساقه آويزان باقي مي مانند. آوندهای چوبي در ريشه، ساقه و علي الخصوص در طوقه تغيير رنگ داده و به رنگ قهوه اي در مي آيند.
عامل بيماري: اين بيماری توسط سه گونه قارچي Fusarium eumarti٬Fusarium oxysporum و Fusarium avenaceum ايجاد مي شود.
مبارزه:
الف) برقراري تناوب زراعي با استفاده از غلات
ب) جلوگيري از زخم شدن غده ها در زمان برداشت
ج) جمع آوري بقايا و انهدام آنها
د) کاشت بذر سالم و ضد عفوني شده
ه) تنظيم دوره های آبياری
جرب معمولي سيب زميني
علائم بيماری:
دو نوع علائم از اين بيماری به نامهای جرب سطحي و جرب عميق بر روی غده های سيب زميني ديده مي شوند. در جرب سطحي ابتدا اندازه لکه ها کوچک است ولي بعد لکه ها به هم متصل شده و به رنگ قهوه ای و چوب پنبه ای در آمده و سطح زيادي از پوست غده را مي پوشانند. در جرب عميق زخمهای فرورفته ای در غده ها ايجاد مي شوند. ارقام پوست نازک به اين بيماري حساس تر هستند. عامل بيماري بر روی چغندر، کلم، هويج، بادمجان، پياز، ترب، شلغم و اسفناج نيز بيماريزا مي باشد.
عامل بيماري:
عامل بيماري باکتري Streptomyces scabies مي باشد. عامل بيماري زا مدتهای طولاني در خاک زنده مانده و از طريق غده های آلوده، آب، باد و ادوات کشاورزی آلوده به ساير نقاط انتقال مي يابد.
مبارزه:
الف) کاشت بذر سالم در زمينهای غير آلوده
ب) برقراري تناوب زراعي با استفاده از سويا و يونجه
ج) تنظيم pH خاک بين 5 تا 3/5
د) تنظيم دوره های آبياری
ه) کاشت ارقام مقاوم
پژمردگي باکتريائي سيب زميني
علائم بيماری:
علائم اين بيماری به صورت پژمردگي و سبز خشک شدن کل بوته ظاهر مي شود. گاهي در اندامهای هوايي هيچگونه علائمي ديده نمي شود ولي در غده ها آثار بيماري به صورت سياه شدن آوندها مشاهده مي گردد. چنانچه غده آلوده برش داده شود ترشحات باکتري به صورت قطرات سفيد رنگي از آوندها خارج مي شوند. غالباﹰ در ناحيه چشم غده ها مواد چسبنده ای خارج مي شود که باعث چسبيدن خاک به محل آلودگي مي شود. عامل بيماري زا در گياهان گوجه فرنگي، توتون و بادمجان نيز ايجاد بيماری مي کند.
عامل بيماري: عامل بيماري باکتری Ralstonia solanacearum مي باشد. عامل بيماري زا در غده های آلوده سيب زميني و علف هاي هرز مزرعه سيب زميني زمستان گذراني مي کند.
مبارزه:
الف) کاشت بذر سالم در زمينهای غير آلوده
ب) برقراري تناوب زراعي 5 ساله با استفاده ازگياهان غير ميزبان
ج) مبارزه با علفهای هرز مزارع سيب زميني
پوسيدگي نرم سيب زميني
علائم بيماری:
علائم اين بيماری در اندامهای هوايي به صورت کوتولگي، پژمردگي و مرگ اندامهای هوائي ديده مي شوند. علائم بر روی غده ها ابتدا به صورت لکه های کوچکي ديده مي شوند که به تدريج بزرگ شده تاول زده به نظر مي رسند. سطح خارجي غده هاي آلوده ممکن است سالم به نظر برسد ولي داخل آن به توده ای نرم و لزج تبديل مي گردد. اگر پوست غده شکافته شود مايع لزجي بيرون مي آيد. معمولاﹰ بعد از مدتي از غده های آلوده بوی بدی به مشام مي رسد. در هواي خشک غده هاي آلوده خشک و چروکيده مي شوند. عامل بيماري زا در گياهان گوجه فرنگي، بادمجان، خيار، کدو، هويج، پياز، ترب،کرفس، کاهو، اسفناج و کلم نيز ايجاد بيماری مي کند.
عامل بيماري: عامل بيماري باکتری Pectobacterium carotovorum مي باشد. باکتري عامل بيماري در غده های آلوده سيب زميني باقي مانده در انبار و خاک زمستان گذراني مي کند.
مبارزه:
الف) رعايت بهداشت زراعي به صورت جمع آوری غده های باقي مانده در خاک و انهدام آنها
ب) اجرای تناوب زراعي با استفاده از غلات و ساير گياهان غير حساس
ج) تنظيم دوره های آبياری و عدم آبياري زياد
سيب زميني: Y ويروس
علائم بيماری:
دامنه انتشار اين ويروس در ايران بيشتر از ساير ويروسهای سيب زميني است. علائم اين بيماری به صورت زردي برگها، موزائيک خفيف، ريزش برگها، کوتولگي بوته و لوله ای شدن برگها ظاهر مي شوند. در دماهای زير 10 درجه وبالای 25 درجه علائم محو مي گردند.
عامل بيماري:
عامل اين بيماري ويروس Y سيب زميني (PVY) مي باشد. عامل بيماري توسط شته ها انتقال مي يابد. اين ويروس به آساني توسط شيره گياهان آلوده و ادوات کشاورزي آلوده نيز منتقل مي شود.
مبارزه:
الف) کاشت بذر سالم
ب) مبارزه با شته ها با استفاده از سموم سيستميک به محض مشاهده آغاز آلودگي شته ای
ج) مبارزه با علفهای هرز مزارع سيب زميني
ويروس پيچيدگي برگ سيب زميني:
علائم بيماری:
علائم اين بيماری معمولاﹰ بر روی برگهای جوان ظاهر مي شوند. در بوته های آلوده برگها ايستاده، پيچيده و کمرنگ شده و به تريج به حالت ترد، خشک و چرمي درآمده و صدای کاغذ مي دهند. در برخي از ارقام برگهای مسن نيز به رنگ ارغواني درمي آيند. علائم اين بيماری در اواخر فصل رشد ناپديد مي گردند.
عامل بيماري:
عامل بيماري، ويروس پيچيدگي برگ سيب زميني (PLRV) مي باشد. ويروس عامل بيماري توسط شته ها، پيوند و غده های آلوده انتقال مي يابد ولي توسط شيره گياهان آلوده و ادوات کشاورزي قابل انتقال نمي باشد.
مبارزه:
الف) کاشت بذر سالم
ب) مبارزه با شته ها با سموم سيستميک به محض مشاهده آغاز آلودگي شته ای
بيماری های مهم سيب زمينی (آموزشی)
آرامگاه نادرشاه
بنایی است که به یادبود نادرشاه افشار در شهر مشهد ساخته شده است.
قوامالسلطنه در اواخر عهد قاجار ( 1296 خورشيدى ) در محل يكى از مقابر ويران شده نادرى آرامگاه جديدى براى وى ساخت(52) و استخوانهاى او را از تهران به مقبره مزبور حمل كردند. اين بناى جديد كه در محل فعلى آرامگاه وى قرار داشت مدتى بر پا بود تا اين كه انجمن آثار ملى ايران در سال 1335 خورشيدى درصدد بر آمد آرامگاهى مناسبِ شأن نادرشاه براى وى در همان محل مقبره ساخته قوامالسلطنه احداث نمايد. اين كار از سال 1336 شروع شد و در سال 1342 به پايان رسيد.
مقبره كنونى نادرشاه واقع در ضلع شمال غربى چهارراه شهدا (نادرى سابق) كه پس از آرامگاه علی بن موسی الرضا،امام هشتم شيعيان مهمترين موضع توريستى ـ تاريخى شهر مشهد تلقى مىشود، در باغى به مساحت 14400 متر مربع ساخته شده است. مقبره شامل سكويى دوازده پله اى، محل گور، پوششى خيمه مانند بر روى قبر، سكويى مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن ديگر در پى او، يك غرفه فروش كتاب و دو تالار براى موزه است.
طراح بنا مهندس سيحون بود و مجسمه ها را هنرمند فقيد ابوالحسن صديقى ساخته است. مصالح مقبره عمدةً از سنگهاى خشن و سخت گرانيت كوهسنگى مشهد است.
بعضى از قطعات سنگ بسيار بزرگ انتخاب شده تا تداعى كننده مقبره دوم ساخته خود نادرشاه باشد. پوشش مقبره كاملاً به مانند چادر عشايرى است، كه نادر در آن زاده و هم كشته شده است. پوشش ديوارهاى داخلى مقبره نيز از سنگهاى مرمر اُخرايى رنگ مراغه انتخاب شده تا قتل نادرشاه در داخل چادر را تداعى نمايد.
از موقوفات كرامند نادرى كه از تصرف وقف خارج شده بود روستاى دهشك در مجاور شهر تابران توس احيا شده و در اختيار موقوفه نادرى قرار گرفته است(53) كه احتمالاً به زودى از محل در آمد آن به بخشى از نيّات واقف بر سر قبر وى عمل خواهد شد
مجموعه باغ و موزه آرامگاه
ساختمان جدید آرامگاه نادر شاه افشار به گزارش میراث خبر در تاریخ 12 فرودین ماه سال 1342 با حضور پهلوی دوم به همت انجمن آثار ملی در باغ نادری بازگشایی شد.
نادر شاه افشار فاتح دهلی در هنگام حیات خود دستور به ساخت آرامگاهی کوچک در بالا خیابان مشهد داد. این آرامگاه کوچک در سال 1145 هجری قمری در مجاور چهارباغ شاهی و روبروی حرم امام ضا از خشت و گل ساخته شد. موزه نادری در قسمت اصلی بنای یادبود آرامگاه افشار در 2 تالار به منظور معرفی آثار تاریخی این دوره شکل گرفته است . این بنا به همت انجمن آثار ملی در سال 1342 خورشیدی توسط مهندس هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شده است .
تنديس نادر شاه سوار بر اسب به همراه تني چند از سربازانش بر فراز يک حجم سنگي مرتفع توسط مجسمه ساز شهير ايراني زنده ياد استاد«ابوالحسن صديقي » ساخته شده است . تالار شماره 1 : اين تالار به انواع سلاح هاي دوره افشاريه ، تابلوهاي نقاشي از نادر و صحنه هاي جنگ ، وسايل سوار کاري مانند زين و برگ اسب از دوره افشاريه تا قاجاريه ، چند نسخه خطي از جمله تاريخ جهانگشاي نادري و دو شمشير متعلق به نادراختصاص دارد که روي يکي کلمه«السلطان نادر » حک شده و روي ديگراين بيت شعر طلاکوب شده است: شاه شاهان نادر صاحب قران هست سلطان بر سلاطين جهان اين شمشير در دشت مغان به سال 1148 هجري در روز تاجگذاري نادر از طرف ملت ايران به وي هديه شده است. تالار شماره 2: اين تالار در سال 1373 به مجموعه اضافه شد و در آن انواع سکه، ظروف و ديگر اشياي اهداي از دوره صفويه تا معاصر به نمايش در آمده است. همچنین در گوشه شمالی آرامگاه نادر آرامگاه محمد تقی خان پسیان سردار خراسان قرار دارد.
بهداشت و تغذیه در مزارع پرورش ماهی
:: خصوصيات فيزيکی غذای ماهی کپور و دفعات غذادهی
:: نیاز های تغذيه ای ماهی قزل آلا
:: ویژگيهای فيزيکی غذای ماهی قزل آلا و دفعات غذادهی
:: جدول درصد غذادهی به ماهی قزل آلا
:: اجراي اصول GMP درتوليد غذاي آبزيان
![]()
گام نخست در موفقيت پرورش ماهي به مديريت بهداشتي آن بستگي دارد. مهمترين ، آسانترين وكم هزينه ترين روش جلوگيري از صدمه ها و ضايعات ناشي از بروز بيماريها دريك استخر پرورش ماهي پيشگيري از بيماري ومحافظت ماهيان از عوامل بيماريز است.
انتخابصحيح آب وزمين مناسب براي پرورش ماهيان ، طراحي مناسب يك مزرعه براساس موازين بهداشتي وبالاخره مديريت مطلوب بهداشتي از اركان توليد اقتصادي ماهي دريك مزرعه است.
![]()
:: تأمين آب سالم :
انتقال بسياري از عوامل بيماريزا از طريق آب انجام مي گيرد ، بنابراين تأمين آب عاري از اين عوامل از وظايف مهم پرورش دهنده ، به حساب مي آيد. از روشهاي تأمين آب سالم ميتوان استفاده از صافيهاي شني يا استفاده از مخزن بدون ماهي قبل از آبگيري استخر را نام برد.
:: تأمين غذاي سالم :
در استفاده از غذاهاي كنسانتره بشرط نگهداري صحيح معمولاً مشكل آلودگي غذا وجود ندارد. اما در غذادهي توسط غذاهاي دستي بخصوص موادي كه سريع فاسد مي شوند مثل ضايعات كشتارگاهي خطر ابتلاء ماهيان به بيماريهاي ميكروبي بسيار زياد است بنابراين در نحوه تهيه ونگهداري غذا رعايت نكات زير ضروري است.
الف) غذا بايد در انبارهاي خشك وتميز نگهداري شود ودر مورد غذاهاي كنسانتره به تاريخ مصرف آنها بايد توجه كرد.
ب) مواد وغذاي ورودي به انبار بايست از نظر آلودگي به حشرات وآفات كنترل شود.
ج) از چيدن كيسه هاي غذا در كف انبار خودداري شود براي اينكار ميتوان از پالت ها يا الوار چوبي استفاده كرد.
د) در مورد استفاده از ضايعات كشتارگاهي ، غذا بايد به اندازه نياز روزانه تهيه شده وقبل از مصرف حرارت داده شود.
![]()
الف) ضدعفوني استخرها :
قبل از مبادرت به آبگيري وماهيدار كردن استخرها ، خشك نگهداشتن استخرها به مدت 2-1 ماه بعدازآهك پاشي ، سبب نابودي اشكال مختلف انگلها شده و اين عمل مانع انتقال عوامل بيماريزا به دوره هاي پرورشي بعد خواهد شد.
برخي از استخرهاي خاكي در طول سالهاي بهره برداري انباشته از رسوبات آب ورودي ويا باقي مانده پوسيده شده مواد غذايي مي شوند كه ضروري است پس از خشك كردن استخرها نسبت به برداشت اين لايه هاي رسوبي ولجني اقدام گردد.
در استخرهاي پرورش قزل آلا ، ضروري است روزانه ماهيان مرده از استخر برداشت شده ومدفون گردند ، در غير اينصورت اين ماهيان به عنوان عامل انتشاردهنده عفونت سبب توسعه بيماري خواهند شد.
در طول بهره برداري از استخرهاي خاكي ، ضروري است رويشهاي گياهي كه بطور معمول بدليل غناي زياد آب به وسيله مواد آلي بوجود مي آيند برداشته شوند. اين عمل بر تثبيت اكسيژن آب وجلوگيري از نوسان آن سبب كاهش شرايط مطلوب زيستي برخي ميزبانهاي واسط بيماريها از جمله حلزونها مي شود.
ب) ضد عفوني تجهيزات پرورشي :
با ضد عفوني لوازم ، تجهيزات وتورآلات بوسيله حوضچه هاي حاوي كلر(با غلظت mg/Lit200)وموظف كردن كاركنان مزرعه پرورش ماهي به رعايت بهداشت ميتوان از شيوع بيماري به استخرها جلوگيري كرد.
ج) ضدعفوني ماهيان : در مورد ماهيان گرمابي دادن يك حمام نمك معمولي (كلرورسديم) به ماهيان قبل از ماهيدار كردن استخرها ، يك روش پيشگيري مهم ومطمئن مي باشد.
![]()
ماهيان منابع آبي بطور طبيعي داراي انواع آلودگيها هستند كه بدليل شرايط محيطي ممكن است داراي نشانه درمانگاهي نباشند اما اين ماهيان در صورت ورود به استخرهاي ماهي ـ كه بدليل تراكم ماهيان تحت استرس هستند ـ عوامل بيماريزا بسرعت انتشار يافته وسبب تلفات گسترده ميشوند.
بعضیاز موجودات از جمله حلزونها وپرندگان ماهيخوار وزالوها كه ميزبان واسط ويا عامل انتقال برخي بيماريها هستند باعث آلودگيها وبيماريهاي ماهيان مي گردند كه وجود آنها نيز بايد كنترل گردد.
![]()
ماهيان براي رشد سريع وحفظ سلامتي خود نياز به فضاي حياتي مطلوب دارند ، زمانيكه تراكم ماهيان در استخرها افزايش يابد شرايط مطلوب زيستي ماهيان محدود ميشود. براي جبران وضعيت فوق امكان افزايش ميزان اكسيژن، هوادهي وورود آب تازه تا حدي وجود دارد اما حذف مواد زائد مثل گازهاي تنفسي ماهي (NH3,CO2 ) به سادگي ممكن نيست ونيز تحميل استرس به ماهيان و تسريع گسترش مراحل عفوني درماهيان اجتناب ناپذير است. بنابراين تعداد ماهيان موجود در هر استخر بايست متناسب با وزن ماهيان ، مقدار آب وابعاد استخر باشد.
![]()
بررسي تغييرات فيزيكوشيميايي آب مانند درجه حرارت ، ، اكسيژن ، سختي وموادآلي همچنين بررسي سلامت ماهيان بايد بصورت مستمر صورت گيرد تا در صورت مشاهده شرايط نامساعد نسبت به اصلاح آن اقدام گردد.
الف) بچه ماهيان بايست از مراكز مطمئن تهيه شده ، داراي گواهينامه بهداشتي باشند همچنين تهيه بچه ماهيان با نظر كارشناسان مربوطه صورت گيرد.
ب) كليه ماهياني كه جديداً وارد مزرعه ميشوند بايد مدتي در يك استخر قرنطينه نگهداري گردند تا در اين مدت علاوه بر عادت به شرايط محيطي ، آلودگيها وبيماريهاي احتمالي تشخيص داده شود ودر صورت لزوم درمان گردند. طول مدت قرنطينه تقريباً 4 هفته است.
بديهي است با رعايت نكات فوق مي توان از ورود وشيوع عوامل بيماريزا در استخرها با صرف هزينه هاي ناچيز وبكارگيري دستورالعملهاي ساده علاوه برجلوگيري از تلفات ماهي ، بخش زيادي از هزينه ها را كاهش داد وگامي در جهت توليد بيشتر برداشت.
اطلاعات بازرگانی دنيا
خاویار
خاویار تخم ماهیان خاویاری و از گرانترین غذاهای جهان است. دریای مازندران به عنوان بزرگترین منبع ماهیان خاویاری در جهان بیش از ۹۰ درصد خاویار جهان را تأمین میکند.
فیلماهی یا بلوگا، تاسماهی روسی یا چالباش، تاسماهی ایرانی یا قرهبرون، ماهی شیب و ماهی ازونبرون یا سوروگا، گونههای اصلی ماهیان خاویاری دریای خزر هستند.
در ایران کرانه های شرقی دریای خزر بویژه سواحل بندر ترکمن (از خلیج حسنقلی تا میانکاله) مهمترین محل صید ماهیان خاویاری می باشد که به تنهایی نیمی از خاویار ایران در آنجا استحصال می شود.
نامبه نظر برخی واژه خاویار واژهای فارسی و دگرگونشدهٔ واژهٔ خاگآور (به معنی تخمآور) است.
انواع خاویار
ماهیان خاویاری یا استورژون، از خانواده تاسماهیان، از جمله گونههای آبزی کم نظیری هستند که از قدمتی چند صد میلیون ساله که به عصر ژوراسیک باز می گردد بر خوردارند و از این رو ماهیان خاویار را فسیلهای زنده جهان می نامند که همراه با تکاملی فیلوژنی تا به امروز باز ماندهاند. این ماهیان به ۲۷ گونه و زیرگونه در جهان تقسیم میشوند که از این تعداد ۵ گونه در دریای خزر زندگی می کنند. ارزش ماهیان خاویاری نه به جهت استفاده از گوشت آنان که به واسطه تخم آنان است که به خاویار یا مروارید سیاه مشهور است. خاویار انواع گوناگونی دارد چون خاویار طلایی و سرخ و سیاه که البته در این میان خاویار سیاه از ارزشی قابل توجه برخوردار است.
دریای خزر به تنهایی ۹۳ در صد از ذخیره خاویار و ماهیان خاویاری جهان را در خود جای داده است. همچنین ۵ گونه از ماهیان خاویاری ممتاز جهان نیز در این دریا میزیند که به ترتیب کیفیت عبارتند از «فیل ماهی»، «قره برون یا ماهی خاویاری ایران»، «ماهی خاویاری گلد (چالباش) یا روس»، «ماهی شیپ »، « ماهی ازون برون».
- فیل ماهی بزرگترین ماهی آبهای داخلی ایران است که از نقطه نظر کیفیت خاویار رتبه اول را به خود اختصاص داده است نام دیگر ان بلوگا است و نمونه هایی از آن با وزنی در حدود ۱۴۰۰ کیلوگرم و سنی بیش از ۱۰۰ سال صید شده است. هر ۲ یا ۳ سال یک بار تخم ریزی میکند و بین ۱۴ و ۱۷ سالگی بالغ میشود و به واسطه بهترین خاویار، رتبه گرانترین ماهی و خاویار جهان را داراست. از قامتی معادل یک و نیم متر تا بیش از چهار متر بر خوردار است، رکورد صید آن در ایران ۶۲۰ کیلوگرم بوده است.
- قره برون یا تاسماهی ایران، در حال حاضر گونهای مستقل محسوب می شود، اما پیشتر آن را زیرگونهای از ماهی روس میدانستند. «قرهبرون» به ترکی به معنای «بینی سیاه» است که از رتبه دوم ارزش بر خوردار است. در حال حاضر به واسطه تکثیر مصنوعی از نقطه نظر تعدد از گونه روس پیشی گرفته است. از گونه روسی بزرگتر می باشد و کیفیت خاویاری برتر از وی را نیز دارا می باشد از نظر ظاهری تا حدی شبیه به هم می باشند گرچه رنگی تیره تر همراه با رنگ دانه های سفید رنگ که تا بینی وی ادامه پیدا کرده وی را از نظر ظاهری از تاس ماهی روس جدا می کند. وزنی معادل ۶۰ تا ۱۳۰ کیلوگرم دارد و طولی معادل ۱ متر تا بیش از ۲ متر که در فاصله ۱۲ تا ۱۴ سالگی بالغ می گردد.
- تاس ماهی روس یا چالباش در زمره گونههایی است که در تمام نقاط دریای خزر یافت می شود و خاویار آن را نیز به اصطلاح طلایی می نامند که از رتبه سوم ارزش بر خوردار است و در فاصله ۱۲ تا ۱۶ سالگی به سن تخم دهی میرسد و بالغ می شود . از طولی معادل ۱ تا ۲ متر بر خوردار است و وزنی معادل ۶۰ تا ۱۰۰ کیلوگرم.
- ماهی خاویار شیپ معمولا ماهی مهاجری است که به واسطه تخمریزی به سواحل ایران میآید و در رودخانههای آبریز دریای خزر تخمگذاری میکند. از عمری معادل ۳۰ سال بر خوردار است، سبک وزن است و از تعدد کمی هم بهره می برد. از نقطه نظر ارزش در رتبه چهارم قرار دارد. با طولی بیش از ۱ متر و وزنی سبک، در فاصله ده سالگی تا ۱۴ سالگی بالغ میگردد و به سن تخمدهی میرسد.
- ماهی اوزون برون (دراکول) کوچکترین ماهی خاویار دریای خزر می باشد که در ایران به اشتباه کلیه ماهیان خاویاری را به نام وی اوزون برون می نامند. از نقطه نظر کیفی در رتبه آخر قرار دارد چرا که از خاویار ریزتر و ارزانتری بهره می برد. از نظر تکثیر مصنوعی با مشکلاتی مواجه است و تعداد آن نیز در شرایط طبیعی رو به کاهش می رود. در ترجمه نام وی بینی دراز است. در فاصله ۸ تا۱۲ سالگی بالغ می شود. قامتی معادل ۱ تا ۱.۵ متر و وزنی سبکتر در قیاس با دیگر ماهیان این خانواده در دریای خزر دارد.
روش صید و بهرهبرداری
برای استحصال خاویار از یک ماهی به زمانی معادل ۱۲ تا ۱۵ و گاه ۱۶ سال نیاز هست. سابق بر این (در شیلات و نه در صید قاچاق) ماهیان خاویاری را با چکشی لاستیکی مدهوش می کردند تا از ضربات دم وی در امان باشند و سپس نسبت به تخلیه خاویار ان اقدام می کردند و گوشت آن را نیز راهی بازار می نمودند. امروزه با استفاده از روش سزارین تخمها را از شکم ماهی خارج می کنند و مقداری از آن را به واسطه بازآوری مجدد در شکم ماهی باقی می گذارند، سپس ماهی را به مدت ۳ ماه در استخرهای مخصوصی، قرنطینه نگاه می دارند و پس از این مدت وی را نشانه گذاری کرده و به دریا باز می گردانند. تقریبا تا ۶ بار برای هر ماهی می توانند این کار را انجام دهند.
روش مصرف
خاویار خود به تنهایی اشرافیترین صبحانه جهان محسوب می گردد. بسیاری آن را به شکل خام و یا همراه با زرده تخم مرغ یا خرده پیاز میل میکنند و گروهی نیز به اندازه نوک قاشقی از آن را همراه با سبزیجات معطر یا قطعه کوچکی از نان و کره میخورند. بعضی علاقمندان خاویار، آن را سرد و با یک قاشق کوچک و بدون نان میل میکنند. برخی بوی تند ماهی مانند آن و طعم شورش را بسیار دوست میدارند هرچند طعم و بوی خاویار ممکن است برای بسیاری اصلاً خوشایند نباشد.
همانگونه که خاویار سیاه در ایران و جنوب روسیه شناخته شدهتر است، خاویار سرخ در سیبری و خاور دور طرفداران بیشتری دارد. گرچه خاویار سرخ از خاویار سیاه ارزانتر است اما طعم و ارزش غذایی آن دست کمی از خاویار سیاه ندارد. خاویار سرخ یا سیاه را میتوان در تمامی فروشگاههای مواد غذایی روسیه خریداری کرد. در اغذیه فروشیها چند دانه خاویار سرخ بر روی برشی از نان با یک برگ جعفری سرو میشود.
کاهش تولید
با توجه به خط قرمز انقراض این گونه روز به روز بر ارزش خاویار و قیمت ان افزوده می شود، گرچه بسیاری از کشورها به پرورش مصنوعی آن اقدام کردهاند اما کماکان، گونههای آزاد آن از ارزشی بسیار قابل توجه بر خوردارند. تجارت خاویار بسیار پر سود است اما با این همه صید قاچاق و آلوده کردن دریای خزر از جانب کشورهای حوزه دریا و بی توجهی به نشانهگذاری و سرپیچی از کنوانسیون سایتیس در کم شدن گونههای ماهیان خاویاری بسیار تاثیر گذار بوده است. به طور مثال آذربایجان میباید گونههای نشانهگذاری شده را رها سازد اما نه تنها این کار را انجام نمیدهد بلکه با شیوههای ابتدایی استحصال خاویار ارزش این کالا را به حد استفاده از گوشت آن کاهش می دهد. با توجه به نقش ایران در باز پروری ماهیان خاویاری و مدیریت تکثیر و پرورش، ایران تنها کشور حوزه دریای خزر است که می تواند قانونا از این ذخایر بهره برداری نماید و رسما اجازه بهره برداری داشته باشد.
۹۳ درصد از ذخایر ماهیان خاویاری جهان در دریای خزر موجود است و مدیریت حفظ و تکثیر و رها سازی ماهیان خاویاری دریای خزر نیز با ایران. ایران سالانه در حدود ۲۰ تا ۲۲ میلیون بچه ماهی خاویاری از گونه قره برون را در دریا رها می سازد و تنها کشوری است که مجازاتهایی سنگین مانند جریمه نقدی، حبس، توقیف قایق و ابزار صید را برای صید قاچاق این گونه وضع نموده است.
۳ سال پیش هر کیلوگرم خاویار عمل نیاورده شده (ماهی را بگیرید و شکمش را بدرید خاویار را خارج سازید و ان را به همان شکل عرضه کنید. معمولا صیادان غیر مجاز گوشت را دفن می کنند) در بندر انزلی در حدود ۱۶۰ تا ۱۸۰ هزار تومان معامله می گشت. اما نکته آنکه با توجه به ریاست ایران بر پروژه حفظ ماهیان خاویاری دریای خزر سال گذشته، درآمد ایران از این راه بیش از ۴۰ میلیون دلار نبوده، حال آنکه درآمد صید خارج از ضابطه کشورهای حاشیه دریای خزر بالغ بر ۲۵۰ میلیون دلار بوده. بر همین اساس میزان استحصال خاویار از دریای خزر که در سال ۱۹۸۵، حدود ۳۰۰۰ تن در سال بوده است در سال ۲۰۰۳ به ۱۴۵ تا ۱۶۰ تن در سال کاهش یافت. گرچه در طی همان سال سهم ایران از صید ۱۰ در صد در قیاس با سهم امروزی ۵۰ درصدی بوده است اما قیاس میزان درآمد حاصل از فروش جهانی در قیاس با کشورهای حوزه دریای خزر خود خود جای بحث دارد (یک قوطی ۵۰ گرمی خاویار قره برون در ایران معادل ۳۵۰۰۰تومان می باشد)
خواص خاویار
خاویار یک ماده غذایی پر انرژی است که طعم و بویی بسیار خوشایند دارد. به طور عمده پروتئین موجود در خاویار متشکل از اسیدهای آمینه آرزین، هیستامین، ایزولوسین، لیزین و میتونین است. چربی موجود در خاویار نیز به دو دسته عمده تقسیم می شود که عبارتند از"25 درصد کلسترول" و"75 درصد لستین".
مصرف خاویار از ابتلا به بیماری افسردگی و بیماری های قلبی عروقی پیشگیری می کند، چرا که در خاویار غلظت اسیدهای چرب از نوع امگا3 بسیار بالاست. بعلاوه خاویار غنی از ترکیبی به نام "Ctacosand" است که نوعی الکل چرب با زنجیره بلند است و در بدن به اسیدهای چرب تبدیل می شود. این اسیدهای چرب به دست آمده در ینتز میلین ( پوشش سلول عصبی) نقش بسزایی ایفا می کند. به همین دلیل مصرف خاویار در سلامت سلول های عصبی بسیار مؤثر است. در کشورهایی که ماهی و خاویار در عادات غذایی مردم جایگاه ویژه ای دارد، میزان ابتلا به افسردگی بسیار کمتر از دیگر کشورهاست. وجود اسیدهای چرب "امگا3" درخاویار مانع از افزایش کلسترول خون و به دنبال آن باعث پیشگیری از ابتلا به بیماری های قلبی عروقی می شود. بعلاوه مصرف خاویار در پیشگیری از ابتلا به بیماری های آرتریت رومائید ( التهاب مفاصل)، بیماری های دستگاه گوارش و بعضی از انواع سرطان بسیار مؤثر است. خاویار از نظر عنصر آهن نیز غنی است و به همین دلیل آن در افراد مبتلا به کم خونی ناشی از فقر آهن نیز توصیه می شود.
فهرست آبزیان و فرآوردههای دریایی
فهرست آبزیان و فرآوردههای دریایی
- جراح ماهیان
- جراح ماهی قهوهای
- منقار ماهیان
- منقار ماهی شکارچی
- کفشک ماهیان چپرخ
- کفشک پرلکه
- خاروماهیان
- خارو باله سفید
- دهان لانه ماهیان
- دهان لانه دونواری
- دهان لانه خالدار
- میگو ماهیان
- میگو ماهی
- نوار ماهیان
- نوار ماهی
- پهنماهیان
- پهنماهی (فلوندر)
- پروانه ماهیان
- پروانه ماهی سه نواری
- خامه ماهیان
- خامه ماهی
- گربه ماهیان دریایی
- گربه ماهی خاکی
- گربه ماهی بزرگ
- گالیت ماهیان
- گالیت معمولی
- خارپشت ماهیان
- خارپشت ماهی لبمنقاری
- زبان گاو ماهیان
- زبان گاوی درشت پولک
- زبان گاوی چهارخط
- گیش ماهیان
- مقوا گوژپشت
- گیش میگوئی
- گیش باله سیاه
- گیش شکم شیاری
- گیش گوشه سیاه
- گیش دراز باله
- گیش درخشان
- گیش بالافشان
- گیش خال سفید
- گیش پهن
- گیش بزرگ
- گیش ریز
- پر و دم سیاه
- پر و چشم درشت
- گیش طلائی
- کتو
- حلوا سیاه
- سارم دهان بزرگ
- گیش چشم درشت
- گیش زرد خط
- سارم تیره
- پرستو ماهی هندی
- مقوا چانه دراز
- گیش دهان سفید
- سگ ماهیان
- گواف کوچک
- ساردین رنگین کمان
- شمسک بزرگ
- شمسک کوچک
- گواف رشتهدار
- ساردین پهلو طلائی
- ساردین روغنی
- ساردین دم سیاه
- صبور
- عروس ماهیان
- عروس ماهی نواری
- عروس ماهی منقوط
- چسبک ماهیان
- چسبک ماهی
- موتو ماهیان
- موتو هندی
- لچه دهان بارنجی
- شینگ ماهیان
- شینگ ماهی
- لب لوله ماهیان
- لب لوله ماهی قهوهای
- چغوک ماهیان
- چغوک رشته دار
- چغوک شفاف
- چغوک پشت طلائی
- سنگسر ماهیان
- خنو خاکستری
- خنو لیموئی
- خنو زرد باله
- خنو خال سیاه
- خنو گوش قرمز
- سنگسر شش خط
- سنگسر معمولی
- سنگسر چهارکله
- سنگسر مخطط
- نیم منقار ماهیان
- نیم منقار جهنده
- سنجاب ماهیان
- سنجاب ماهی
- نیزه ماهیان
- بادبان ماهی
- نیزه ماهی سیاه
- چرم باله ماهیان
- چرم باله برتری
- زمرد ماهیان
- زمرد ماهی دم جاروئی
- گیش ماهیان دروغین
- گیش دروغین
- پنج زاری ماهیان
- پنج زاری باله نارنجی
- پنج زاری خال سیاه
- پنج زاری بزرگ
- پنج زاری مزین
- پنج زاری کج پوزه
- شهری ماهیان
- شهری دم زرد
- شهری گوش قرمز
- شهری دراز صورت قهوهای
- شهری معمولی
- سه دم ماهیان
- سه دم ماهی
- سرخو ماهیان
- سرخو حرا
- سرخو بنگال
- سرخو خونی
- سرخو خال سیاه
- سرخو معمولی
- سرخو مخطط زرد
- سرخو چشم درشت
- سرخو مالاباری
- سرخو پنج خط
- سرخو قهوهای
- سرخو هشت خط
- سرخو کج پولک
- ماه ماهیان
- ماه ماهی
- خورشید ماهیان
- خورشید ماهی اقیانوسی
- تک خار ماهیان
- تک شاخ ماهی خاکستری
- تک شاخ ماهی مشبک
- بز ماهیان
- بز ماهی سرخ جامه
- بز ماهی زرد جامه
- بز ماهی نوار آجری
- مار ماهیان دریائی
- مارماهی زرد
- مارماهی تیزدندان
- گوازدیم دریائی
- گوازدیم لکه دار
- گوازدیم چشم درشت
- گوازدیم تک نوار
- مارماهی پوزه کند
- خفاش ماهیان
- خفاش ماهی
- زمین کن ماهیان
- زمین کن خال باله
- زمین کن دم نواری
- راشگو ماهیان
- راشگو معمولی
- راشگو مخطط
- راشگو شش خط
- فرشته ماهیان
- هاماد
- تیبر ماهیان
- ماهی حوض دریا
- کفشک ماهیان تیزدندان
- کفشک تیزدندان
- طوطی ماهیان
- طوطی ماهی یشمی
- طوطی ماهی زرد پولک
- طوطی ماهی ایرانی
- زورک ماهیان
- زورک
- شوریده ماهیان
- میش ماهی
- مشکو لکهدار
- شوریده
- مشکو سیاه
- شبه شوریده چشم درشت
- میش ماهی منقوط
- تون ماهیان
- بچه زرده
- زرده
- هوور مسقطی
- طلال
- قباد ژاپنی
- شیرماهی
- قباد
- گیدر
- هوور
- عقرب ماهیان
- زنبور ماهی خال چشمی
- گزنده ماهی
- سگ ماهی خال سیاه
- خروس دریا
- هامور ماهیان
- هامور سیاه
- سمن آجری
- هامور خال نارنجی
- هامور منقوط قهوهای
- هامور معمولی
- هامور پنج نواری
- هامور خط شکسته
- هامور خاکی
- هامور مالاباری
- هامور کله زیتونی منقوط
- شورت ماهیان
- شورت
- کفشک ماهیان راست سرخ
- کفشک گرد
- کفشک ریز
- کفشک گورخری
- شانک ماهیان
- شانک دو نواری
- صبیتی
- شانک زرد باله
- کوپر
- سیم دندان نما
- گیجار ماهیان
- گیجار منقوط
- گیجار بزرگ
- حلوا سفید ماهیان
- حلوا سفید
- یلی ماهیان
- یلی چهارخط
- یلی خطکمانی
- یلی درشت پولک
- بادکنک ماهیان چهاردندانی
- بادکنک ماهی قهوهای
- بادکنک ماهی زیتونی
- بادکنک ماهی صاف
- سهخار ماهیان
- سه خاره خلال
- سه خاره پوزهکوتاه
- یالاسبی ماهیان
- یالاسبی بزرگ
- گربه کوسه ماهیان
- گربه کوسه عربی
- گربه کوسه لکهدار
- کوسه ماهیان
- کوسه وحشی
- کوسه ماهیان سرچکشی
- کوسه سرچکشی
- کوسه ماهیان ژرفزی
- کوسه گورخری
- کوسه ماهیان دراز دم
- کوسه دم دراز
- کوسه ماهیان درنده
- کوسه چانه سفید
- کوسه نوکتیز
- کوسه بالهسیاه
- کوسه ببری
- کوسه چاکلب
- کوسه ماهیان مرموز
- کوسه قلاب دندان
- پوماهیان
- پو گزنده
- پو چهارگوش
- پو پلنگی
- پو دوخار
- پو دمپری
- رامک ماهیان
- رامک خالدار
- رامک مخطط
- رامک خط کمانی
- شبه سوس
- شبه سوس خالدار
- سپر ماهیان دوپوزه
- سپر ماهی دوپوزه
- سوس ماهیان
- سوس بزرگ
- سپر ماهیان برقی
- سپر ماهی برقی ایرانی
- ماهیان ماهیدانی (آکواریومی)
- اسب ماهی
- جراح دو زرد
- کاردینال کمربندی
- رنگین کمان
- فرشته ماهی
- ستاره دریائی
- پروانه قهوهای
- پروانه زرود
- خرگوش ماهی
- طوطی ماهی
- کاردینال خطی
- کفشک ماهی
- کوسه
- گربه ماهی
- لب شیرین
- ماه ماهی
- ماهی نقرهای
- هامور
- خرچنگ
- خرچنگ معمولی
- خرچنگ قرمز
- شاه میگو (لابستر)
- خاویار
- آسترا
- فیل ماهی
- سوروگا
- انواع میگو
- میگو پرورشی
- میگوخشک
- شاه میگو
- انواع صدف
- صدف دریائی
- گوش ماهی صدف
- کنسرو ماهیان
- کنسرومیگو
- کنسرو ماهی فیل ماهی
- کنسرو ماهی تاسماهی (ازونبرون)
- کنسرو ماهی تن
- کنسرو ماهی ریزه کولی
- کنسرو ماهی ساردین
- کنسرو ماهی سوروگا
- کنسرو ماهی خاویاری
- کنسرو ماهی ریزکولی دودی
- کنسرو ماهی قزلآلا
- کنسرو ماهی سفیددودی
- غذای ماهیان ماهیدانی (آکواریومی)
- جلبک خشک شده
- پودر ماهی
- فرآوردههای دریایی
- ده بازویان (اسکوئید)
- باله خشک کوسه سفید-سینهای
- باله خشک کوسه سیاه-سینهای
- باله خشک کوسه سیاه دمی
- پودر ماهی ریزه کولی (کیلکا)
- گوش ماهی صدف
- فیله انواع ماهیان
- میگوی خشک شده
- ماهیان خاویاری (تاس ماهیان)
- تاسماهی (استروژن)
- فیل ماهی (بلوگا)
- سوروگا
- آسترا
- دیگر گونههای ماهیان
پهن ماهی
کوسه 11
اقیانوسها ۷۰ درصد از سطح زمین را پوشش و بیش از ۲۰ هزار گونه از ماهیها را در خود جای دادهاند که از این تعداد نزدیک به ۳۷۰ گونه، کوسه هستند. مدتها پیش از به وجود آمدن دایناسورها، کوسهها فرمانروای آبها بودند. آنها نخستین بار بیش از ۴۰۰ میلیون سال پیش شکل گرفتند و در ۱۰۰ میلیون سال اخیر به ندرت دستخوش تغییر و دگرگونی شدهاند. امروزه کمتر گونهای از موجودات کرهٔ زمین چنین احترام و ترسی را بر میانگیزد.
این شکارچیان حیرتانگیز با خوردن موجودات ضعیف و زخمی، در بالای چرخه غذایی دریایی قرار میگیرند. آنها با این کار به حفظ تعادل در سیستم طبیعت کمک میکنند.
شنوایی و بویایی
کوسهها ماشینهای هستند که برای شکار تنظیم شدهاند. آنها که متکی به حس شنوایی مخصوصشان برای گرفتن شکار هستند، میتوانند ارتعاش صدا را در فاصلهای بیش از ۳,۰۰۰ پا تشخیص دهند. کوسهها مخصوصاً به ارتعاشات با بسامد پایین که از طرف شکار منتشر میشوند، حساسند. ارتعاش صدای بلندگوها که شبیه صدای ماهی زخمی است، کوسهها را به حالت جنون و از خود بیخودشدگی میبرد. هرچه که کوسه به شکار نزدیکتر میشود، حس بویاییاش بیشتر به کار میافتد. کوسهها میتوانند یک قطرهٔ خون را در ۲۵ گالن آب تشخیص دهند.
آب، درون سوراخهای بینی کوسهها که در بخش تحتانی حلزونی شکل قرار گرفته است جاری میشود. همچنین کوسهها منافذی کوچک برای جذب سیگنالهای الکتریکی، که در هنگام حرکت حیوانات ایجاد میشود، دارند. این منفذها مانند یک حس اضافی میمانند که به کوسهها در یافتن شکار کمک میکند، حتی اگر این موجود بداقبال در زیر شنها مخفی شده باشد.
دندانها
هنگامی که به کوسه میاندیشیم نمیتوانیم از فکر دندانهایش خارج شویم. کوسهها به طور مداوم دندانهایشان را استفاده میکنند و از دست میدهند. برخی از گونهها در طول عمر خود نزدیک به ۳۰ هزار دندان درمیآورند. عمل جایگزینی دندان در این جانوران دریایی همیشه رخ میدهد. هریک از دندانهای کوسه در ردیفی واقع شده است که با شکستن یکی، دیگری جایگزین آن میشود. وجه تمایز کوسهها از دیگر حیوانات به جز دندانهای آنها در اسکلتشان است. اسکلت کوسهها به جای استخوان، از مادهٔ غضروفی انعطاف پذیری است و چون غضروف از استخوان سبکتر است، بنابراین کوسهها برای شنا کردن نسبت به یک ماهی استخوانی انرژی کمتری مصرف میکنند. پوست سختی تمام بدن کوسه را پوشش داده است و فلسهای خمیدهای که جهت آنها به عقب است، پوست را به سختی یک ورق سمباده میکنند که کوسه را از آسیب محافظت مینمایند. همچنین این فلسها هنگامی که کوسه در حال شنا کردن است نیروی مقاوم آب را کاهش میدهند.
خطر برای انسان
مزایای فراوانی، کوسه را یکی از نادرترین شکارچیان کره زمین کرده است. بسیاری از کوسهها برای حمله آفریده شدهاند اما همه آنها حمله نمیکنند. در واقع بیشتر کوسهها برای انسان بیضرر هستند و فقط گونههای محدودی هستند که تا کنون خطرناک شناخته شدهاند. این آبزیان زیبا و سلاطین اقیانوسها منبعی پر درآمد نیز برای صنعت اکوتوریسم غواصی میباشند.
منبع
برگرفته از جمعهنامه (با کمی تغییر) (برداشت آزاد با ذکر و پیوند به منبع)
پنجره ي Run
براي اجراي اين برنامه ها ابتدا روي Start كليك كنيد و در منوي Start روي گزينه ي Run كليك كنيد تا پنجره ي Run باز بشه . بعد در پنجره ي Run هر كدوم از كلمات انگليسي در جدول زير رو كه وارد كنيد و اينتر بزنيد عملكرد روبروي اون رو خواهيد ديد :
|
RegEdit | |
|
كيبورد مجازي |
Osk |
|
اطلاعات كامپيوتر |
|
|
باز كردن پنجره ي Dos |
Cmd |
|
باز كردن ويندوز اكسپلورر |
|
|
باز كردن ماشين حساب ويندوز |
Calc |
|
Cleanmgr | |
|
باز كردن برنامه نقاشي |
|
|
Narrator | |
|
پشتيبان گيري از فايل هاي روي هارد |
ntbackup |
|
sndrec32 | |
|
perfmon | |
|
مرتب سازي فايل ها درون درايو ها (جهت افزايش سرعت هارد در خواندن ) |
|
|
EudCedit | |
|
ميني مديا پلير ! |
|
|
notepad | |
آموزش نصب ويندوز xp
آموزش نصب ويندوز xp |
| آموزش نصب ويندوز xp
ابتدا بايد يك cd ويندوزxp داشته باشيد . دقت كنيد كه اين cd بايد bootable باشد. اگر ميخواهيد كه ويندوز فعلي را تبديل به ويندوز xp كنيد يا update كنيد نيازي به cd بوت نداريد. cd ويندوز را درون cd rom گذاشته و ويندوز اتوماتيك auto run خواهد شد.دقت كنيد كه اگر بخواهيد ويندوز فعلي خود را كه مثلا 98 ياme يا2000 ميباشد را update كنيد اطلاعات شما مثلا my document شما و برنامه هاي نصب شده شما حفظ خواهد شد.ولي اگر ويندوز شما ايراد دارد.بهتر است ان را از اول فرمت و نصب كنيد كه اين نوع نصب در اينجا توضيح داده شده است. بعد از اين كه cd ويندوز را گذاشتيد. خود به خود مرحله نصب ويندوز شروع خواهد شد . روي گزينه install windows xp كليك كنيد. در قسمت بعد از شما پرسيده ميشود كه ميخواهيد يك ويندوز جديد نصب كنيد يا ويندوز فعلي را update كنيد در صورتي كه در ويندوز فعلي شما ايرادي ندارد و ميخواهيد ان را تبديل به xp كنيد اين مرحله را رد كنيد و دست نزنيد زيرا به طور خودكار upgrade recommandedانتخاب شده است.ولي چنانچه قصد داريد ويندوز جديدي در درايوي ديگر نصب كنيد بايد new instalation را انتخاب كنيد.در اين صورت بعد از نصب كامل ويندوز xp هنگامي كه سيستم را روشن ميكنيد دو منو ظاهر شده و از شما پرسيده خواهد شد كه ميخواهيد وارد كدام ويندوز شويد.بدين ترتيب شما 2 ويندوز خواهيد داشت. در مرحله بعد بايد سريال ويندوز را وارد كنيد اين سريال احتمالا در پشت كيس cd يا درون خود cd داخل فايلي به نام serial يا cd key يا readme نوشته شده. در قسمت بعد روي دكمه advanced option كليك كرده و در پنجره جديد گزينه دوم را تيك بزنيد.اين براي اين است كه شما درايوي را كه ويندوز در ان ريخته شود را انتخاب كنيد.همچنين جهت تسريع كار ميتوانيد گزينه اول را تيك بزنيد تا تمامي فايلهاي ويندوز روي هارد ريخته شده و از انجا نصب شوند.بر روي ok كليك كنيد. در قسمت پايين ميتوانيد زبان خود را انتخاب كنيد ان را farsiانتخاب كنيد تا ابزار فارسي نصب شوند. (اگر تصميم داريد از فارسي سازي مثل سينا پك استفاده كنيد اين قسمت را دست نزنيد).حال بر روي next كليك كنيد. در اين مرحله از شما سوال ميشود ميخواهيد نصب ويندوز رو از اينترنت به روز كنيد؟ چنانچه مايل باشيد ميتوانيد گزينه بالا را انتخاب كرده و next را بزنيد در اين صورت اخرين update ها از اينترنت دانلود خواهد شدولي با انتخاب گزينه پاييني بدون update وارد مرحله بعد مي شويد.به هر حال بعد از رد كردن اين قسمت فايلهاي ضروري اتوماتيك كپي يا دانلود خواهند شد و سيستم restart خواهد شد. منتظر بمانيد تا ويندوز مراحل نصب را طي كند بعد از اين كه به متني كه حاوي توضيحات مايكروسافت و نوعي قرارداد با شما ميباشد رسيديد.روي F8 كليك كنيد تا تائيد شود. در قسمت بعد چنانچه شما قبلا ويندوزي داشته باشيد از شما خواهد شد كه ميخواهيد روي همان ويندوز نصب شود يا انتخاب با شما باشد. با زدن دكمه R ميتوانيد روي همان ويندوز نصب كنيد و با زدن دكمهEsc انتخاب درايو ظاهر خواهد شد.پيشنهاد ما Escميباشد. اگر Escرا زده باشيد اين قسمت يعني قسمت انتخاب درايو ظاهرمي شود. ميتوانيد درايو مورد نظر را انتخاب كنيد همچنين با زدن دكمه Dميتوانيد درايو را پاك كنيد تا بعدا تبديل به درايو جديد يا تبديل به دو يا چند درايو كنيد. بعد از اين كه D را بزنيد دوباره دكمه Lرابزنيد حال درايو پاك شده.ميتوانيد درايو پاك شده را انتخاب و با زدن دكمهCان را دوباره بسازيد.وقتي ان را ميسازيد ميتوانيد هجم ان را تايين كنيد .مثلا اگر ميخواهيد درايو را تبديل به دو درايو كنيد.بايد هجم فعلي را تبديل به 2 كرده و Enter كنيد.حال دو درايو جديد خواهيد داشت.البته براي عوض كردن يا تقسيم هجم درايو ميتوانيد از Partition Magic هم استفاده كنيد كه اموزش ان در بخش اموزش گذاشته شده.يا اين كه براي ساخت پارتيشن هاي خود بايد Fdisk را بلد باشيد كه ان هم در قسمت اموزش ياد داده شده است. به حر حال با انتخاب درايو مورد نظر خود ميتوانيد وارد قسمت بعد شويد. در اينجا ميتوانيد انتخاب كنيد كه فرمت درايو شما چه باشد FAT يا NTFSتفاوت اين دو را در اينجا ببينيد و انتخاب كنيد.بهتر است گزينه هايي كه جلوي ان كلمه Quick نوشته شده را انتخاب نكنيد زيرا فرمت كامل مناسب تر است. بعد از اين كه مراحل را رد كرديد ويندوز فرمت انتخابي شما را اغاز كرده و سپس فايلهاي مورد نياز را كپي ميكند. سپس سيستم restart خواهد شد. بعد از شروع مجدد سيستم منتظر بمانيد تا مرحل نصب اتوماتيك پيش برود تا اينكه شما با پنجره اي مواجه خواهيد شد.در اينجا زبان خود را انتخاب ميكنيد .چنانچه در قسمت چهارم شما فارسي را انتخاب كرده ايد اين قسمت را دست نزنيد . فقط در قسمت details عربي را remove كنيد(البته اين كار بستگي به نوع كيبورد شما دارد ولي در اكثر كيبوردها با اين كار چند ايراد جزئي بر طرف خواهد شد به هر حال فارسي سازي ويندوز xp كامل نيست و ايراداتي در حروف ي پ ژ گ احتمالا خواهيد داشت براي فارسي كردن ويندوز ميتوانيد از يك فارسي ساز استفاده كنيد) رو دكمه ok زده و nextكنيد. از اينجا به بعد براي هر دو حالت نصب از روي ويندوز و نصب از boot مشترك ميباشد. در اين جا نام خود و نام كمپاني يا شركت يا هرچه دوست داريد.مثلا home در اينجا نام كامپيوتر خود را مينويسيد كه نامي به عنوان پيش فرض نوشته ميشود.در قسمت پايين ميتوانيد پسور مديريت كامپيوتر را وارد كنيد به اين ترتيب كسي نميتواند به جاي شما وارد شود زيرا شما مديريت كامپيوتر را داريد و ميتوانيد حتي براي استفاده كننده هاي ديگر هم قواعدي خواص تايين كنيد مثلا برادر كوچك شما نتواند فايلها را پاك كند. اين قسمت براي تنظيمات اتصال به اينترنت است.روي منوي پايين روي اول زده و ايران را انتخاب كنيد.در قسمت What Area Code استان را ميزنيد مثلا براي تهران 021 در قسمت dial nomber چيزي ننويسيد.و در پايين هم نوع ارتباط تلفني خود تون يا پالس را انتخاب كنيد و next كنيد. در اينجا ساعت محلي را انتخاب ميكنيد.جلوي time zone اگر در ايران هستيد GMT+03:30 Tehran را انتخاب كنيد.و بر روي next كليك ميكنيد .ويندوز نصب را ادامه داده و سر انجام به پايان ميرساند و سيستم restart خواهد شد. بعد از شروع مجدد ويندوز از شما سوالاتي خواهد شد شما تمام گزينه هايي كه از شما ميخواهد ويندوز را توسط اينترنت رجيستر كنيد را كنسل كنيد(بايد گزينه هاي پايين را انتخاب كنيد) زيرا هنوز معلوم نيست مودم شما به درستي كار ميكند يا نه ؟ سپس در اخر از شما خواسته ميشود 5 user معرفي كنيد كه شما براي اولي نام خود را وارد كرده و finish را بزنيد.حال شما وارد ويندوز جديد شده ايد. نصب ويندوز از بوت براي اين كه ويندوز را از اول نصب كنيد بايد يك cd بوت داشته باشيد هنگامي كه سيستم را روشن ميكنيد كليد delete را نگه داريد و وارد تنظيمات setup شويد.اكثر mother board هاي جديد در همان بالا منوي bootرا دارند كه شما با زدن كليد هاي چپ و راست ميتوانيد وارد ان شويد و بوت اول خود را cdrom انتخاب كنيد.بايد روي ان enter زده و cdrom را انتخاب كنيد.سپس روي exit رفته و save and exit يا چيزي شبيه به اين را بياد انتخاب كنيد كه تنظيمات شما را زخيره كند.حال هنگام روشن كردن سيستم اگر cd بوت در سيستم باشد ميتوانيد از ان استفاده كنيد.بعد از اين كه cd بوت شد و هنگامي كه گفته ميشود press any key .......... دكمه اي را بزنيد تا وارد مراحل نصب ويندوز شويد. منتظر بمانيد تا ويندوز مراحل نصب را طي كند بعد از اين كه به متني كه حاوي توضيحات مايكروسافت و نوعي قرارداد با شما ميباشد رسيديد.روي F8 كليك كنيد تا تائيد شود. در قسمت بعد چنانچه شما قبلا ويندوزي داشته باشيد از شما خواهد شد كه ميخواهيد روي همان ويندوز نصب شود يا انتخاب با شما باشد. با زدن دكمه R ميتوانيد روي همان ويندوز نصب كنيد و با زدن دكمهEsc انتخاب درايو ظاهر خواهد شد.پيشنهاد ما Escميباشد. اگر Escرا زده باشيد اين قسمت يعني قسمت انتخاب درايو ظاهرمي شود. ميتوانيد درايو مورد نظر را انتخاب كنيد همچنين با زدن دكمه Dميتوانيد درايو را پاك كنيد تا بعدا تبديل به درايو جديد يا تبديل به دو يا چند درايو كنيد. بعد از اين كه D را بزنيد دوباره دكمه Lرابزنيد حال درايو پاك شده.ميتوانيد درايو پاك شده را انتخاب و با زدن دكمهCان را دوباره بسازيد.وقتي ان را ميسازيد ميتوانيد هجم ان را تايين كنيد .مثلا اگر ميخواهيد درايو را تبديل به دو درايو كنيد.بايد هجم فعلي را تبديل به 2 كرده و Enter كنيد.حال دو درايو جديد خواهيد داشت.البته براي عوض كردن يا تقسيم هجم درايو ميتوانيد از Partition Magic هم استفاده كنيد كه اموزش ان در بخش اموزش گذاشته شده.يا اين كه براي ساخت پارتيشن هاي خود بايد Fdiskرا بلد باشيد كه ان هم در بخش اموزش ياد داده شده است. به حر حال با انتخاب درايو مورد نظر خود ميتوانيد وارد قسمت بعد شويد. در اينجا ميتوانيد انتخاب كنيد كه فرمت درايو شما چه باشد FAT يا NTFSتفاوت اين دو را در اينجا ببينيد و انتخاب كنيد.بهتر است گزينه هايي كه جلوي ان كلمه Quick نوشته شده را انتخاب نكنيد زيرا فرمت كامل مناسب تر است. بعد از اين كه مراحل را رد كرديد ويندوز فرمت انتخابي شما را اغاز كرده و سپس فايلهاي مورد نياز را كپي ميكند. سپس سيستم restart خواهد شد. بعد از اين كه سيتم restart شد كاملا صبر كنيد تا ويندوز مراحل نصب را ادامه دهد اگر به پنجره وارد كردن كد ويندوز رسيديد كدي كه در كيس ويندوز يا در فايلي متني با نام serial يا cd key قرار دارد وارد كنيد.اين پنجره بستگي به تنظيمات شما ممكن است در اين قسمت يا در قسمتهاي بعد ظاهر شود. در اينجا زبان خود را انتخاب ميكنيد .براي اين كه امكان تايپ فارسي داشته باشيد روي customizeكليك كرده و تب language را انتخاب كنيد سپس هر دو تيك را علامت بزنيد و apply را بزنيد تا فايلهاي مربوط نصب شوند بعد در قسمت details روي add كليك كرده و فارسي را اضافه كنيد. رو دكمه ok زده و nextكنيد تفاوتهاي FAT32 با NTFS با FAT32 يا File Allocation Table ميتوانيد...... fat32 داراي اين امكانات ميباشد از طريق اين فرمت ميتوانيد هم ونيدوزهاي 98 و me و هم ويندوزهاي xp و 2000 را روي سيستم نصب كنيد كه در مورد فرمت ntfsاين مورد فقط به ويندوزهاي 2000 و xp ختم ميشود. ميتوانيد ان را به ntfs تبديل كنيد در حالي كه سيستم ntfs قابل برگشت به fat32 نيست.(البته منظور يك درايوست كه پر باشد و بدون از دست دادن اطلاعات اين كار را انجام دهيد) امكان فرمت فلاپي را داريد و همچنين با يك فلاپي بوت ميتوانيد به فايلها دسترسي داشته باشيد. با NTFS ياNew Technology File System ميتوانيد...... ميتوانيد فايلها را رمز گزاري كنيد تا فقط كاربران خاصي از ان استفاده كنند. از پيكر بنديهاي خطاپذير ديسك مانند Raid5 يا Mirroring استفاده كنيد. امكان زخيره فايلهاي بزرگتر از 4 GB را داشته باشيد. امكان فرمت پارتيشن هاي بزرگتر از 32 GB راداشته باشيد. از دسترسي فايلها به وسيله بوت جلوگيري كنيد. داراي سيستمي پايدار با اسيب پذيري كمتر نسبت به خطاها و خرابيها باشيد |
بیماریهای ویروسی در آزاد ماهیان (قزل آلا)
بیماریهای ویروسی در آزاد ماهیان (قزل آلا)
عوامل بیماریزا در ماهیان به طور کلی به چهار گروه تقسیم می شوند:
a- عوامل ویروسی
b- عوامل میکروبی (باکتریایی)
c- عوامل قارچی و جلبکی
d- عوامل انگلی
که به طور کلی هر گروه از عوامل بیماریزا دارای نشانه های خاصی در ماهیان هستند به عبارت دیگر عوامل بیماریزا پس از پیشرفت، تغییراتی در رفتار ماهی ایجاد می کنند که اغلب با برخی نشانه های ظاهری همراه است.
از جمله تغییرات خاصی که ماهی مبتلا به بیماری از خود بروز می دهد، عبارتند از:
از دست دادن اشتها، پراکندگی غیر طبیعی در استخر مانند شنا در سطح آب، جمع شدن در کنار استخر یا جمع شدن در قسمت های ورودی و خروجی آب استخر، چرخیدن و از دست دادن تعادل، سست شدن و از دست دادن توانایی تحمل فشارهای عادی و ...
از جمله علایم فیزیکی که ممکن است در بدن ماهی بیمار ظاهر شود نیز عبارتند از:
بی رنگ شدن برخی از نواحی بدن، ورم بدن یا برانشیها، برجسته شدن چشم، خراشیدگی یا زخم روی سر، بدن و باله ها، تغییر رنگ بافتها مانند کم رنگ شدن کبد و کلیه، خونریزی در برخی بافتها و ...
بیماریهای ویروسی:
سالهای زیادی است که بیماری ویروسی عامل ایجاد مشکلات زیادی در کارگاههای پرورش ماهی بوده است. تاکنون در آزادماهیان سه نوع بیماری ویروسی شناسایی شده که برای پرورش دهندگان ماهی از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا هر سه نوع بیماری باعث مرگ و میرهای زیاد در ماهیان پرورشی جوان می شوند. این سه بیماری عبارتند از:
1 ـ بیماری خونریزی پوزه یا سپتی سمی هموراژیک ویروسی قزل آلای رنگین کمان (VHS)
2 ـ بیماری فساد بخش های خون ساز یا نکروز هماتوپوتیک عفونی (IHN)
3 ـ بیماری فساد پانکراس یا نکروز لوزالمعده ای عفونی (IPN)
قرار دادن عکس پشت نوار ابزار Explorer
قرار دادن عکس پشت نوار ابزار Explorer
قرار دادن عکس پشت نوار ابزار Explorer
براي اين كار ابتدا باید وارد رجیستری ویندوز شد Start\Run\Regedit. با استفاده از اين آدرس مي توان عكسي را در قسمت نوار ابزار مرورگر قرار داد: HKEYCURRENTUSER\Software\Microsoft\Internet Explorer\Toolbar متغيري به نام Backbitmap از نوع String مي سازيم و در آن آدرس فايل BMP را به آن مي دهيم. توجه داشته باشيد كه فايل مورد نظر بايد از نوع BMP باشد.
بالا بردن سرعت اینترنت با یک دستور کاملا ساده
بالا بردن سرعت اینترنت با یک دستور کاملا ساده
در ویندوز XP قابلیتی وجود دارد به نام Packet Scheduler که این موضوع 20% از پهنای باند اینترنت شما را میگیرد. در صورتی که به این قابلیت نیازی ندارید با طی کردن غیرفعال کردن آن میتوانید با آزاد کردن پهنای باند گرفته شده سرعت اینترنت خود را تا حد چشمگیری بالا ببرید. در صورتی که از سرعت اینترنت خود ناراضی هستید از این ترفند بهره بگیرید.
بدین منظور:
1. Run را از منوي Start اجرا كنيد.
2. در Run عبارت gpedit.msc را تايپ كرده و OK را كليك كنيد.
3. منتظر بمانيد تا Group Policy اجرا شود.
4. در بخش Local Computer Policy و زير Computer Configuration گزينه Administrative Templates را گسترش دهيد. ( با كليك بر روي علامت + كار آن انجام دهيد )
5. در ليست باز شده گزينه Network را نيز گسترش دهيد.
6. حال در اين ليست Qos Packet Scheduler را انتخاب كنيد.
7. به گزينه هايي كه در سمت راست ظاهر مي شوند دقت كنيد.
8 .بر روي Limit reservable bandwidth كليك راست كرده و Properties را كليك كنيد.
9. پس از اينكه پنجره Limit reservable bandwidth Properties باز شد در برگه Setting و در زير Limit reservable bandwidth گزينه Enabled را انتخاب كنيد.
10. مشاهده مي كنيد كه با انتخاب آن در روبروي Bandwidth Limit مقدار پيش فرض آن يعني 20 درصد به نمايش در مي آيد.
11. به جاي عدد 20 مقدار 0 را تايپ كرده و OK را كليك كنيد.
12. حال به Connection كه به وسيله آن به اينترنت وصل مي شويد رفته و بر روي دكمه Properties كليك كنيد.
13. به برگه Networking برويد و دقت كنيد كه Packet Scheduler فعال باشد (تيك كنار آن مشاهده شود).
14. اين پنجره را OK كنيد.
15. كامپيوتر خود را Restart كنيد.
شیلات 2
|
| ||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||


















