جهان چگونه متولد شد؟

با وجود پيشرفتهاي شگرفي که در زمينه هاي گوناگون دانش و فلسفه نصيب ما شده است بايد اقرار کنيم که هنوز از چگونگي جهان آغازين و پيدايش آن چيزي نمي دانيم!

بر اساس اطلاعات به دست آمده از فضا عمر جهان چيزي در حدود ۱۴ ميليارد سال تخمين زده ميشود و دانشمندان تصور مي کنند که کل جهان هستي به طور کاملا ناگهاني و در پي يک انفجار بزرگ به نام BIG BANG پديد آمده است.

در اين نظريه گفته شده است که در ابتدا جهاني وجود نداشت به جز يک نقطه ي بسيار کوچک که درون آن نقطه ذراتي بي نهايت ريز در حال چرخش بودند.اين ذرات حتي از الکترون هم کوچک تر و ساده تر بودند و با سرعت زيادي در حال حرکت و انقباض بودند.بر اثر انقباض بيش از اندازه ي اين ذرات دماي نقطه ي کوچک بسيار بالا رفت تا جايي که ديگر نمي توانست گرما را تحمل کند و از اين رو ناگهان منفجر شد . و ذرات ريز و گازهاي موجود در آن با سرعت بسيار زياد در فضا منتشر شدند و کهکشانها و ستارگان و سپس سيارات را تشکيل دادند.

در قرآن نيز خداوند به انفجار بزرگ اشاره مي کند و مي فرمايد:

آيا کافران نديدند که آسمانها و زمين بسته بود و ما آنها را بشکافتيم؟{سوره انبياء آيه ۳۰}

اين آيه ي زيبا که به شکافته شدن يک هسته و تشکيل جهاني عظيم اشاره دارد مي تواند ما را بر اين نظريه استوارتر گرداند که جهان در ابتدا ذرهاي بيش نبود همانطور که خود بشر نيز از ذره اي ناچيز خلق مي شود.

اما چيزي که تا کنون مجهول مانده است دليل وقوع اين انفجار عظيم است که چرا ذرات منقبض شدند و سپس منفجر گشتند؟ به عبارت ديگر چنانچه پيدايش جهان را به انفجار بزرگ منوط بدانيم اين پرسش مطرح مي شود که وضعيت جهان قبل از انفجار چگونه بوده است؟ شايد تنها پاسخي که به اين پرسش بتوان داد اين است که جهان هميشه وجود داشته و نيستي در عالم افلاک مفهومي ندارد که البته مي توان در اين نظريه ترديد داشت.

بر همين اساس در سال ۱۹۴۰ ميلادي نظريه اي تحت عنوان آفرينش مداوم يا Continuos Creation به وسيله ي چندين دانشمند ارائه گرديد.

اين نظريه عنوان ميکند که جهان کنوني از بازمانده هاي کهکشان هاي پيرتر در زمان بسيار گذشته تشکيل شده است اما به مرور زمان در اين نظريه نارسايي هايي يافت شد به طوريکه اکنون مردود شمرده مي شود و به جاي آن منطق قابل قبولتري ارائه شده است به نام نظريه جهان نوسان کننده يا Oscillating Universe .

اين نظريه معتقد است که حالت انبساط کنوني جهان در آينده به انقباض تبديل خواهد شد و تمام مواد تشکيل دهنده جهان دوباره گرد هم جمع خواهند شد که مقدمات انفجار بزرگ ديگري را فراهم سازند!

همانطور که مي دانيد هابل دانشمند سرشناس با مطالعه ي ذرات عالم متوجه شد که تمام اجزاي جهان حتي خود زمين و منظومه شمسي و تمام کهکشانها در حال دور شدن از يکديگر هستند و بر اين اساس اعلام نمود که دليل اين دور شدن ذرات نيرويي است که از زمان انفجار بزرگ تا به حال در جهان باقي مانده است و تا ابد نيز اين روند انبساط جهان ادامه خواهد داشت به اين معني که در چند ميليون سال آينده فاصله ي زمين از ساير سيارات بيش از مقدار کنوني خواهد بود و همه چيز کاملا تغيير خواهد کرد.اما اين انبساط تا چه زماني ادامه دارد؟ آنقدر که جهان محو و نابود شود؟ آيا پس از مدتي اين انبساط متوقف خواهد شد؟

نظريات متعددي در اين باره وجود دارد.عده اي از دانشمندان معتقدند که جهان در آينده منقبض و کوچک خواهد شد که اين امر ميلياردها سال طول خواهد کشيد و عده اي ديگر بر اين باورند که جهان به انبساط خود ادامه خواهد داد تا روزي که خدا بخواهد!

از درون سياهي

همانطور كه قبلا هم گفتيم ، در حدود 15 تا 20 ميليارد سال پيش از درون سياهترين سياهي، جهان زاده شد. نام اين آغاز بيگ بنگ بود.بر اثر انفجار بزرگ جهان گسترده تر و وسيعتر گشت و بر اثر اين گسترش دو نوع اتم هيدروژن( H) و هليم(He ) كه ساده ترين اتمها هستند،به وجود آمدند.ابرهاي عظيمي از اين گازها پديد آمد و

اين گازها به صورت قطعه هاي بزرگ و كوچك در آمدند.از درون اين قطعه ها، كهكشانها و ميلياردها ستاره شكل گرفتند.

البته تمام اين ابرها يكباره به ستاره تبديل نشدند بلكه10 ميليارد سال پس از انفجار بود كه كهكشانها زاده شدند!

برخي از دانشمندان بر اين تصور هستند كه بعد از انفجار بزرگ، جهان مي بايد به صورت يكنواخت از ابر و گاز پر مي شد و چون نيرويي در فضا وجود نداشت كه اين ابرها را به سمت خود بكشد، بايد جهان به صورت يك تكه در مي آمد اما در واقعيت چنين نشد

و آن ابر بزرگ اوليه به ميلياردها ابر تقسيم شد و كهكشانهاي متعددي را پديد آورد.در واقع جهان تكه تكه شد اما دليل اين امر هنوز مشخص نشده است.

ستاره اي زاده مي شود:

ميليونها سال طول مي كشد تا ابري از گاز متراكم شود.بر اثر جمع شدن و متراكم گشتن گازها ، دماي ابر بالا مي رود.زمانيكه دماي

ابر به ده ها ميليون درجه!! رسيد، اتمهاي هيدروژن با هم تركيب مي شوند و اتمهاي هليوم را به وجود مي آورند.اين فرايند" همجوشي هسته اي" ناميده مي شود.بر اثر همجوشي حرارت زيادي توليد مي شود ، در نتيجه مركز ابر درخشش زيادي پيدا مي كند و نور سفيد از خود منتشر مي كند.در اين زمان ستاره متولد شده است و مي تواند با تبديل هيدروژن به هليوم انرژي زيادي توليد كند.درست همانطور كه در ستاره ي ما "خورشيد" اين اتفاق روزي هزار بار رخ مي دهد.

در مقاله بعدي به نحوه ي تشكيل منظومه شمسي خواهيم پرداخت.

منابع: كتاب فراتر از باور نوشته فرانك ادواردز

مجموعه 33 جلدي دانشنامه جهان اثر آيزاك آسيموف

اسرار موي انسان

دانشمندان معتقدند مو ميتواند در ساختار فيزيكي و شيميايي خود اطلاعاتي از شرايط دروني و بيروني فرد ذخيره كند. به نقل از "اي بي سي نيوز" به گفته دانشمندان با مطالعه‌ي مو ميتوان به نژاد- محيط- برنامه غذايي و شيوه زندگي فرد پي برد. با مطالعه‌ي مو همچنين ميتوان مصرف دخانيات، الكل و مواد مخدر را كه ماه‌ها بر رشد آن تأثير ميگذارد تشخيص داد. دانشمندان دريافتند ساختار موي آسياييها در مقايسه با اروپاييها و آفريقاييها رشد سريع‌تري دارد و امكان ريزش مو در آنها در مقايسه با دو نژاد ديگر كمتر است.
هر فرد به طور متوسط تا 150 هزار رشته مو در سر دارد و هر رشته ميتواند تا وزن 100 گرم رشد كند.
به طور تقريبي وزن موي سر هر فرد در طول عمرش با وزن دو فيل آفريقايي برابري ميكند!

شتاب دهنده ذرات

امروز سوخت و انرژي در دنيا به چند دسته كلي تقسيم مي شوند. سوخت هاي فسيلي و سوخت هاي غيرفسيلي و انرژي هاي تجديد پذير و غيرقابل تجديد.

سوخت هاي فسيلي عبارتند از: نفت، گاز و زغال سنگ كه با اكسيژن هوا تركيب مي شوند و ايجاد انرژي به شكل حرارت مي كنند. اين سوخت ها در مقايسه با سوخت هاي ديگر انرژي كمتر توليد مي كنند. مثلاً يك كيلوگرم زغال سنگ حدود ۸ كيلووات ساعت انرژي توليد مي كند و يك كيلوگرم نفت حدود ۱۲ كيلووات ساعت انرژي توليد مي كنند. اين سوخت ها آلوده كننده محيط زيست نيز هستند.

به علاوه جزء ذخاير غيرقابل تجديد بوده و داراي مشكلات زيادي در حمل و نقل ايمني نيز هستند. مانند گازگرفتگي (خفگي) يا توليد گاز سمي منوكسيد كربن. دسته ديگر از سوخت ها شامل سوخت هاي هسته اي هستند مانند اورانيوم يا پلوتونيوم يا ايزوتوپ هاي هيدروژن مانند دوتريوم يا تريتيوم يا فلز سبك ليتيوم. اين سوخت ها در مقايسه با سوخت هاي دسته اول داراي امتيازات مثبت و منفي هستند. اول اينكه در اين سوخت ها بعضي ايزوتوپ ها توانايي توليد انرژي به وسيله تكنولوژي فعلي بشر را دارد مانند ايزوتوپ هاي كمياب اورانيوم ۲۳۵ يا پلوتونيوم ۲۳۹ يا اورانيوم ۲۳۳ كه به اين ايزوتوپ ها شكاف پذير مي گويند. امتيازات اينها عبارتند از توليد مقادير زياد انرژي به وسيله حجم كم ماده سوختني. مثلاً از يك كيلوگرم اورانيوم ۲۳۵ يا پلوتونيوم ۲۳۹ مي توان مقدار ۲۳ميليون كيلووات ساعت گرما ايجاد كرد، اما مشكلاتي نيز دارند از آن جمله اين كه: غني سازي و توليد اين ايزوتوپ ها مشكلات و هزينه زيادي دارند. دوم اينكه، اين سوخت هاي هسته اي سنگين پس از توليد انرژي مقادير زيادي ايزوتوپ هاي پرتوزا از خود به جاي مي گذارند كه به زباله هاي هسته اي موسوم است.

اين زباله ها براي محيط زيست و سلامت افراد خطرناك هستند و بايد براي صدها سال در انبار هاي محكم نگهداري شوند تا راديواكتيو آن از بين برود. دسته ديگر از سوخت هاي هسته اي شامل عناصر سبك مانند دوتريوم يا تريتيوم يا ليتيوم هستند كه قرار است در راكتور هاي گداخت يا همجوش هسته اي توليد انرژي كنند. البته تاكنون از اينها در بمب هاي هيدروژني بهره برداري نظامي و تسليحاتي مي شد، اما براي توليد انرژي براي مصارف صلح آميز تكنولوژي راكتور هاي گداخت بايد تكميل شود، اين سوخت ها معايب و مزاياي فراواني دارند. اول توليد نوترون و تشعشعات نوتروني مي كنند كه بايد در راكتور هاي همجوشي هسته اي به نحوي جذب و كنترل شوند دوم اينكه تريتيوم نبايد از راكتور نشت كند زيرا يك ايزوتوپ راديواكتيو است.مزاياي اين سوخت ها عبارت از اين كه فراوان در دسترس هستند و دوم اينكه توليد انرژي زيادتري نسبت به اورانيوم يا پلوتونيوم مي كنند. مثلاً انرژي حاصل از گداخت هيدروژن به هليوم مساوي است با ۱۷۷ميليون كيلووات ساعت در صورتي كه انرژي حاصل از اورانيوم برابر است با ۰۰۰/۰۰۰/۲۳ كيلووات ساعت. بنابراين يك كيلوگرم هيدروژن حدود ۸ برابر يك كيلوگرم اورانيوم توليد انرژي مي كند.

انواع ديگر انرژي عبارتند از: انرژي خورشيدي، انرژي باد، انرژي زمين گرمايي و انرژي بيوگاز كه مشكل بزرگ اين انرژي تجديدپذير اينكه بازده انرژي اينها پايين است و دوم اينكه دائمي نيستند و سوم اينكه تكنولوژي بشر براي استفاده مقياس زياد از اينها تكميل نيافته است. ما در اين مقاله سعي مي كنيم جديدترين طرح توليد انرژي كه شايد يكي از منابع انرژي قرن ۲۱ باشد را معرفي كنيم. اين طرح توليد انرژي عبارت از شتاب دهنده ذرات اتمي براي توليد انرژي زياد، عملكرد اين سيستم و دستگاه براساس استفاده از ميدان هاي الكتريكي و مغناطيسي براي شتاب دادن و كنترل ذرات باردار الكتريكي تا مرز سرعت نور است. اين سيستم ها قادر هستند سرعت الكترون ها و پروتون ها را تا مرز سرعت نور شتاب دهند. وقتي ذرات تا اين حد شتاب يافتند سطح انرژي آنها چند ميليون برابر مي شود و داراي انرژي عظيم و فراواني مي شود. يك مثال نشان دهنده اين مطلب است، به عنوان مثال شتاب دهنده پروتون در آزمايشگاه فرمي آمريكا قادر است ذرات پروتون را تا يك تريليون الكترون ولت (Tev) شتاب دهد.

اگر ما به وسيله اين شتاب دهنده پروتون هاي يك گرم هيدورژن معمولي كه در آب زياد است را تزريق كنيم و شتاب دهيم انرژي پروتون ها برابر خواهد بود با انرژي ۲۶ ميليارد كيلووات ساعت انرژي، كه مساوي است با انرژي توليد شده به وسيله شكافت حدود ۱۲۰۰ كيلوگرم اورانيوم يا ۱۵ ميليون بشكه نفت. همه اين انرژي عظيم و غيرقابل باور فقط به وسيله شتاب دادن پروتون هاي يك گرم هيدروژن تا سطح انرژي يك تريليون الكترون ولت است. پس با اين محاسبات دانستيم كه شتاب دهنده ها داراي چه قدرت عظيمي هستند.

شتاب دهنده ها به چند دسته كلي تقسيم بندي مي شوند: ۱- شتاب دهنده هاي خطي، ۲ _ شتاب دهنده هاي مداري، ۳ _ شتاب دهنده سيلكووترون. علاوه بر آن ساخت و نگهداري شتاب دهنده آسان و كم هزينه است. در ضمن مي توان اين سيستم هاي مولد را در ابعاد و مقياس هاي مختلف ساخت به عنوان مثال يك شتاب دهنده خطي كه طول آن ۱۰۰ متر و ولتاژ آن ۱۰ ميليون ولت است كه قادر است انرژي معادل يك گيگا (Gev) الكترون ولت توليد كند. اين انرژي معادل است با انرژي ۲۶ ميليون كيلووات ساعت در هر ثانيه. اگر تنها موفق شويم ۵۰ درصد انرژي اين شتاب دهنده را استفاده كنيم اين شتاب دهنده قادر است معادل ۲۰ هزار نيروگاه اتمي در مقياس نيروگاه اتمي هزار مگاواتي نيروگاه بوشهر توليد انرژي كند. يعني قادر خواهد بود ۲۰ ميليون مگاوات انرژي الكتريكي توليد كند.

علاوه بر آن از حرارت و گرماي توليدي اين دستگاه مي توان براي بخار كردن آب دريا و توليد آب شيرين استفاده كرد. محاسبات نشان مي دهد كه اين سيستم قادر خواهد بود در سال معادل بارندگي ساليانه كشور آب شيرين توليد كند، بدون اينكه هوا را آلوده كند يا مشكلاتي از قبيل زباله هاي هسته اي يا پس مانده و آلودگي ايجاد كند، در واقع يكي از بهترين منابع انرژي خواهد بود. سوخت مصرفي اين دستگاه تنها چند گرم هيدروژن معمولي است انرژي توليدي از يك دستگاه شتاب دهنده يك گيگا الكترون ولت (Gev) برابر است با انرژي حاصل از سوختن ۰۰۰/۵۰۰/۲ ليتر بنزين خواهد بود. بنابراين اگر به مدت يك سال كار كند معادل انرژي ۵۰۰ ميليارد بشكه نفت انرژي توليد مي كند.

ارزش اقتصادي اين مقدار انرژي كه ۲ برابر انرژي ذخاير نفت عربستان سعودي است با احتساب قيمت هر بشكه نفت بر مبناي ۲۰ دلار برابر است با ۱۰ تريليون دلار. در صورتي كه ما از اين سيستم شتاب دهنده استفاده كنيم نيازي به سوزاندن اين حجم عظيم نفت و گاز براي توليد انرژي نداريم. مزاياي اين سيستم عبارتند از: ۱- مي توان در ابعاد و اندازه هاي مختلف ساخت. ۲- هزينه ساخت و نگهداري آن كم بوده است. ۳_ هيچ گونه زباله يا آلودگي محيطي توليد نمي كند. محصول نهايي آن آب خالص يا بخار آب است. ۴ _ با استفاده از اين دستگاه عملاً عمر منابع انرژي نامحدود مي شود و منبع عظيمي از انرژي در دسترس خواهد بود.

-----------------------------------------------------------------
در حوزه ذرات

۱-الكترون ولت: واحد انرژي است و برابر انرژي يك الكترون يا پروتون وقتي از اختلاف پتانسيل يك ولت عبور كند برابر است با ۱۹-۱۰*۶/۱ ژول

۲ _ يك گرم هيدروژن ۱۰۲۳ * ۰۲/۶ اتم بوده كه به آن يك اتم گرم يا يك مول هيدروژن گويند.

اگر اين مقدار هيدروژن از شتاب دهنده يك (Gev) عبور كند معادل انرژي آن برابر خواهد بود:

ژول ۱۰۱۳*۶/۹=۱۰۹*۱*۱۰۲۳*۰۲/۶* ۱۹-۱۰*۶/۱

يك كيلووات ساعت برابر است با ۰۰۰/۶۰۰/۳ ژول. بنابراين انرژي آن برابر است با ۲۶ كيلووات ساعت.

۱۰۱۳ *۶/۹ ژول تقسيم بر ۰۰۰/۶۰۰/۳ مساوي ۱۰۵*۲۶

نکاتي جالب از زندگي آلبرت اينشتن

پيشرفت آموزشي آلبرت در دوران كودكي بسيار كند بود و پيش از سه سالگي به سختي سخن مي گفت .پدر و مادر او فكر مي كردند كه او احتمالا عقب مانده ذهني است و به اين خاطر سخت نگرانش بودند.سرانجام سخن گفتن را آموخت؛ اما وقتي در برابر پرسشي قرار مي گرفت، به سختي پاسخ مي داد: ابتدا جمله اي را كه مي خواست بيان كند چند بار زيرلب زمزمه مي كرد و بعد يكباره و با صدايي بلند ادا مي كرد.

- آلبرت در خانواده اي يهودي به دنيا آمد.اينشتين در كودكي تحت تأثير آموزش هاي ديني پدر و مادرش قرار گرفت اما پس از چند سال، آنها را رها كرد. آلبرت اينشتين با آنكه، ديگر باوري به دين يهود نداشت، اما به خاطر آزار يهوديان توسط فاشيست هاي آلماني و نيز به خاطر آنكه به عنوان يك انسان دوبار از حق شهروندي محروم شده بود، ايجاد كشور اسرائيل را مورد تاييد قرار داد.

- پدر و مادرش تصميم گرفتند كه او را به دبستان نفرستند؛ و در خانه آموزش ببيند؛ اما اين كار نيز ثمري به همراه نداشت. وقتي روز اول، معلم خصوصي كه خانمي بود به منزلشان آمد، آلبرت با پرتاب صندلي از او استقبال كرد.

- معمولا در صندلي آخر كلاس مي نشست و علاقه اي به آنچه در كلاس مي گذشت، نشان نمي داد. با اين وجود به درس هاي رياضي و علوم عشق مي ورزيد.به طوركلي نظر آموزگاران درباره او را مي توان در اين جملات خلاصه كرد: «آلبرت جان، تو چيزي بشو نيستي، در مشق و كتاب آينده اي نداري و بهتر است كاري درست و حسابي براي خود پيشه كني و كار حساب و مدرسه را رها كني.»

- در اواخر زندگي هميشه لباس بسيار معمولي مي پوشيد و از پوشيدن لباس هاي رسمي خودداري مي كرد. در ديدار با رئيس جمهور آمريكا لباسي كاملا عادي پوشيده بود و جورابي به پا نداشت. وقتي خبرنگاران پرسيدند كه چرا هيچ وقت جوراب نمي پوشد؛ پاسخ داد: انگشت هاي پايم جوراب ها را سوراخ مي كند. خريدن جوراب هم دردسر بزرگي است. اين است كه به كلي از خير پوشيدن جوراب گذشته ام.

از عجايب هفت گانه چه مي دانيد؟

اين هفت بناي باستاني از آن جهت براي مردم بسيار عجيب به نظر مي رسند که انسانهاي قديم آنهارا با کمک ابزارهاي بسيار ابتدايي بنا نهاده اند وکاري ما فوق دانش روزگار خود انجام داده اند.

اهرام مصر
ساختن اهرام در سرزمين مصر به فرمان فرعونها از سه هزار سال قبل ازميلاد مسيح آغاز شد (حدود ۵۰۰۰ سال قبل) وآخرين آنها در سال ۱۸۰۰ قبل ازميلاد به پايان رسيد هر فرعون براي خود هرمي مي ساخت تا آرامگاه ابدي او باشد تا به اعتقاد مصريان زماني که روح به بدن پادشاه برميگردد بتواند در بدن اوکه موميايي مي شد جاي بگيرد وفرعون د وباره بتواند زندگي را ازسر بگيرد وبه همين علت معمولا بدن موميايي شده فرعون را تابوتي که به شکل صورت او ساخته شده بود قرار مي داد ند ودر کنارش مجموعه اي ازلوازم زند گي - خوراک - پوشاک و حتي کشتي اختصاصي اش را دفن مي کردند هر هرم طي دهها سال و توسط صد ها هزار برده ساخته مي شد. قديمي ترين هرم مصر در ناحيه ساکارا قرار دارد وبزرگترين و کامل تر ين هرم که جزو عجايب هفتگانه به شمار مي رود هرم خئوپس است که که در نزديکي جيزه قرار دارد اين هرم در حد ود ۱۳ جريب زمين مساحت دارد و ارتفاع اصلي آن ۱۴۸ متر بوده که به مرور زمان به ۱۳۸ متر کاهش پيد ا کرده است.

باغهاي معلق بابل
گفنه مي شود که اين باغها توسط بخت النصر ساخته شد وي بعد از ويران کردن معبد سليمان در محل بيت المقدس کنوني در سال ۶۰۰ قبل از ميلاد اين باغهاي معاق را براي ملکه خو د که د ختر هوخشتر پادشاه قدرتمند ماد بود بنا کر د اين باغ 5 طبقه داشت هر طبقه با ۱۵ متر فاصله بر روي طبقه زيرين ساخته شده بود و در هر طبقه گلها وگياهان فراواني را کاشته بودند وشايد از آن جايي که شاخ وبرگ درختان به سمت طبقه هاي زيرين آويزان مي شده آن را باغهاي معلق گفته اند البته بايد اضافه کرد کشور بابل در منطقه عراق کنوني واقع بود.

مجسمه زئوس
مجسمه زئوس در سال ۴۳۵ قبل از ميلا د در شهر المپيا ساخته شد شهري که بازيهاي المپيک از آنجا آغاز شد اين مجسمه که شاهکاري از هنر و دانش بشري بود به نشانه احترام وپرستش زئوس که به اعتقاد يونانيان خداي خدايان بود بر پا شده بود جنس مجسمه از سنگ مرمر خالص بود وبراي تزئئن بخش هاي گوناگون آن از طلا وعاج استفاده کرده بودند و بلنداي آ ن به ۱۳ متر مي رسيد اين شاهکار هنري بر اثر جنگهاي گوناگون به کلي از بين رفت.

معبد ديانا
اين معبد ۵۵۰ قبل از ميلا د مسيح در ناحيه افه سوس در ترکيه کنوني ساخته شد ساخت اين معبد آنقد ر مهم بود که مردم شهرهاي گوناگون با فرستادن هدايايي در ساحت آ ن شرکت کرد ند و پس از تکميل از تمامي نقاط براي زيارت آن مي آمد ند طول و عرض معبد ۱۳۰ در ۶۹ متر بود و ۲۷ ستون از مرمر خالص سقف آن را نگه مي داشت که هر کدام از اين ستون ها حدود ۱۹ متر ارتفاع داشتند ولي در سال ۳۶۵ بعد از ميلاد اروس توستن فقط به خاطر کسب شهرت وقد رت اين بنا را به آتش کشيد اما بعد مدتي آنرا تعمير کردند و تالار جديدي براي آن ساختند وسرانجام به فرمان نرون آن جا را به کلي ويران ساختند.

مجسمه آپولو
گفته مي شود که مجسمه آپولوکه يکي از خدايان يونان قديم بوده است درنزد يکي آسياي صغير و در مدخل خليج رودس برپا شده بود اين مجسمه از جنس برنز و به ارتفاع ۳۰ متر ساخته شده بود نصب اين مجسمه بر روي زمين از شاهکارهاي معماري محسوب مي شده و مخصوصا حالت ايستاده آپولو در حالي که پاهاي خودرا باز کرده بسيار جالب بوده است اما مجسمه در سال ۲۲۴ قبل از ميلاد مسيح بر اثر يک زلزله شديد سرنگون شد و تا ساليان درازي به همان ترتيب بر روي زمين باقي ماند پس از مدتي مردم براي استفاده از فلز برنز بدن مجسمه تکه هاي آن را جدا کردند تا آنکه بالاخره چيزي از آن باقي نماند.

آرامگاه ماسولوس
در سال ۳۵۲ قبل از ميلاد هنگاميکه ماسولوس پادشاه کاريس در ترکيه کنوني درگذ شت آرامگاه باشکوهي از مرمر خالص براي اودر شهر هاليکارناس بنا کرد ند اين ساختمان چهار گوش و محيط آن ۱۴۰ متر بود و سقفي هرمي شکل داشت که بر روي تعدادي ستون استوار بود و بر بالاي آن مجسمه کالسکه پيروزي با چهار اسب که شاه وملکه بر آن سوار بودند نصب ديده مي شد بلندي اين مقبره به بيش ار ۴۰ متر مي رسيد و بارها توسط اعراب و بربر ها مورد حمله قرار گرفت تا اينکه به سبب زلزله شديدي از بين رفت اما در قرن نوزده ميلادي بخشهايي از کشف گرديد که هم اکنون در موزه بريتانيا نگهداري مي شود.

فانوس درياي اسکندريه
شايد قابل استفاده ترين اين بناهاي هفتگانه چراغ دريايي بود که در بندر اسکندريه مصر برپا شده بود اين بنا ۲۰۰ پيش از ميلاد مسيح توسط يکي از فراعنه وبراي تقديم به يکي از خدايان برپا شده بود اين ساختمان که بر بالاي آن کوهي از آتش برپا مي شد وظيفه راهنمايي کشتي ها را داشت و در حقيقت اولين چراغ دريايي جهان بوده است اين فانوس دريايي تا ۶۰۰ سال به خوبي انجام وظيفه کرد تا آنگه سر انجام بر اثر زلزله اي کاملا از بين رفت.

نجوم هم چقدر جالبه

در سطح كره ي ماه تا چه ارتفاعي مي توانيد بالا بپريد؟

در واقع نيروي ميدان گرانش بر روي سطح ماه تنها 0.16 شتاب گرانش بر روي زمين است، بنابراين اين بدان معناست كه با صرف انرژي مساوي ، شما مي بايست بتوانيد 6.1 برابر، بالاتر بپريد. البته در چنين گرانش ضعيفي اصلا صلاح نيست که خيلي بالا بپريد چون ممکن است امکان برگشت وجود نداشته باشد.

- در هر ثانيه خورشيد 540 ميليون تن هيدروژن را به 495 ميليون تن هليم تبديل ميكند .در اين فرايند 45 ميليون تن ماده به انرژي تبديل ميشود كه به شكل نور به زمين ميرسد.

- هنگامي كه هسته ي ستاره منفجر ميشود پوسته هاي بيروني ان به بيرون پرتاب ميشو ند ستاره محضر تنها در خلال چند ساعت انرژي اي را منتشر ميكند كه خورشيد ما در مدت پنج ميليون سال منتشر ميكند در اين حال ستاره چندين برابر درخشانتر ميشوداي پديده را ابر نواختر مينامند.

- منظومه شمسي ما مركز راه كهكشان (مركز كهكشان را شيري) را در هر 225ميليون سال بكبار دور ميزند اين مدت را اختر شناسان سال كيهاني ميگويند

- طبق نظريه اي از الكساندر فريدمن فيزيكدان روسي روزي جهان از منبسط شدن متوقف و سر انجام اجرام به سوي هم حركت ميكنند و همه ي انها در يك نقطه ي يگانه جمع ميشوند (پايان جهان).اين حادثه را رمبش بزرگ ميگويند.

- دستور طبخ يك ستاره:
بسيار ساده است ابتدا فشرده شدن ابر عظيمي از غبار و گاز بين ستاره اي در حجمي نسبتا كوچك اتمهاي هيدروژن را به يكديگر نزديك ميكند (در خود فرو ريختن ) اين ابر احتمالا با دريافت ضربه اي از موج حاصل از انفجار يك ستاه ي نزديك اغاز ميشود فشردگي ابر در اثر نيروي گرانش انقدر ادامه مييابد تا جوش هسته اي اغاز شود نيروي رو به بيرون حاصل از اين جوش هسته اي فشردگي بيشتر ابر را متوقف ميكند و وقتي اين تعادل برقرار شد در واقع ستاره متولد ميشود

- رنگ ستارگان از باطن ستاره پرده بر ميدارد:
ستارگان ابي داغتر از خورشيد و قرمز ها سردتر از ان هستند
بيشتر ستارگان داغتر از خورشيد بين ده تا صد برابر خورشيد جرم دارند.

انواع حركات كره ي زمين :
1) حركت انتقالي Revolution : كه زمين با سرعت 30 كيلومتر بر ثانيه آنرا بدور خورشيد در مدت 366 روز طي مي كند.
2)حركت وضعي Rotation :كه زمين هر 23ساعت و 56 دقيقه يكدور بدور خود مي زند و اين حركت از شرق بغرب است.
3)حركت تقديمي Precessional : وقتي فرفره مي چرخد، محور دورانش دايره ي كوچكي را طي مي كند. زمين هم چون بدور خودش مي چرخد پس محور دوران حركت وضعيش ( كه رو به ستاره ي قطبيست) حركت ديگري هم مي كند كه باعث مي شود در هر 26000 سال يكدور كامل حول محور عمود بر دايرة البروج بزند.

در جست و جوي القاي الکترومغناطيسي

در سده هيجدهم از تخليه بار الکتريکي بطري هاي ليد براي گرم کردن سيم ها و ايجاد تغييرات شيميايي در محلول هاي يوني استفاده مي کردند. اين ها نمونه هايي از کاربرد اثر هاي گرمايي و تغيير شيميايي الکتريسيته در آن زمان بودند. البته ، اين که گرما مي تواند آغازگر واکنش هاي شيمايي ، و واکنش هاي شيمايي هم مي توانند مولد گرما باشند، در آن زمان پديده هاي شناخته شده اي بودند. مثلاً با استفاده از پيل ولتا و پيل هاي گالواني معلوم شد که با تغييرات شيمايي مي توان الکتريسيته توليد کرد. در سال 1822 توماس سي بک 1 کشف کرد که با گرم کردن محل اتصال دو فلز مختلف مي توان جريان الکتريکي توليد کرد.

اين شواهد اين گمان را در ميان دانشمندان تقويت کرد که همه " نيروهاي موجود در طبيعت " با هم ارتباط دارند. يادآوري کنيم که همين فکر انگيزه اورستد براي جست و جوي ارتباطي ميان الکتريسيته و مغناطيس گرديد. يک سال پيش از آن يعني در سال 1821 فرانسوا آراگو 2 نشان داد که ميله اي آهني داخل سيملوله حامل جريان الکتريکي مي تواند خاصيت مغناطيسي پيدا کند. اين واقعيت که جريان الکتريکي مي تواند ميله آهني را آهنربا کند به طور طبيعي موجب جست وجو براي عکس اين اثر گرديد. يعني جريان الکتريکي هم مي تواند خاصيت مغناطيسي ايجاد کند.

در سال 1821 ، آمپر نشان داد که يک سيملوله حامل جريان مانند يک آهنرباي ميله اي است و دو سيم حامل جريان به يکديگر نيروي مغناطيسي وارد مي کنند. آمپر نتيجه گرفت که کليه اثر هاي مغناطيسي به علت جريان هاي الکتريکي است و نظريه خود را که درباره خاصيت مغناطيسي بود ، برحسب اجزاي جريان هاي الکتريکي بر هم کنش کننده از نيروهاي الکتريکي در يک آهنربا مشخص نبود . آنها مي توانستند جريان هاي مولکولي ميکروسکوپي يا جريان هاي ماکروسکوپي باشند که در مسيرهاي دايره اي اطراف محور آهنربا حرکت مي کنند.

برخلاف رهيافت پيچيده ء رياضياتي آمپر ، فاراده به درک فيزيکي و ارائه مدل هاي تجسم پذير در مورد جريان الکتريکي تکيه کرد. او شديداً تحت تأثير " دايره اي بودن " خطوط نيروي اطراف سيم هاي حامل جريان قرار گرفت. در سپتامبر سال 1821 فارادي اين جنبه از نظريه خود را به زيبائي به نمايش گذاشت و بر حسب اتفاق يک موتور الکتريکي اختراع کرد. فارادي تحت تأثير نيروهاي مرکزي در نظريه آمپر و يا اين فکر که خاصيت مغناطيسي بر اثر جريان هاي الکتريکي به وجود مي آيد ، قرار نداشت. او براي رد کردن اين ايده ها ، آزمايش هاي ظريفي انجام داد. مثلاً ، او نشان داد که " قطب هاي " يک سيملوله حامل جريان درست در همان محل قطب هاي يک آهنربا ميله اي قرار ندارند. بنابر اين آمپر مجبور به کنار گذاشتن مفهوم جريان هاي ماکروسکوپي شد. او در تلاش براي حفظ نظريه اش به سرعت توصيفي را براي آزمايش هاي فارادي بر حسب جريان هاي ميکروسکوپي ارائه کرد. ديگر دانشمندان از روش ساده اي که آمپر براي اصلاح نظريه خود انجام داده بود تا با دستاوردهاي تجربي سازگار شود. خشنود نبودند.
در سال 1822 آمپر آزمايش ( ناموفق) اوليه خود را که براي توضيح سرشت جريان ها طراحي کرده بود ، تکرار کرد. او يک حلقه مسي را داخل پيچه اي با دور زياد آويزان کرد و قطب هاي يک آهنربا را مطابق شکل (1) در دو سر نقطه اي روي لبه آن قرار داد. حلقه هنگام برقراري جريان الکتريکي تحت زاويه اي مي چرخيد و هنگام قطع جريان الکتريکي به مکان اوليه خود باز مي گشت. آمپر از اين آزمايش نتيجه گرفت که حلقه مسي نامغناطيسي به علت جريان هاي القايي ميکروسکوپي پايا " مغناطيدگي موقتي " به دست آورده است . آمپر براي پيدا کردن جهت جريان ها خود را به زحمت نينداخت.

قرص آراگو
در سال 1824 کشف بسيار جالب توجه ديگري وجود داشت. فرانسوا آرگو همکار آمپر دريافت که نوسان هاي يک آهنرباي ميله اي آويزان در حضور يک صفحه رسانا ميرا مي شود. او در سال بعد نشان داد که آهنربايي که به سرعت مي چرخد ، مي تواند يک قرص مسي را به چرخش وادارد و يک قرص سريعاً چرخان هم مي تواند يک عقربه مغناطيسي را به چرخش در آورد. آراگو يک سيملوله الکترومغناطيسي را نيز بالاي يک قرص چرخان آويزان و انحراف آن را ملاحظه کرد. آمپر از اين آزمايش ها صرفاً براي تأييد اين فکر که جريان ها علّت غايي خاصيت مغناطيي هستند استفاده کرد.

بابيج 3 و هرشل 4 در لندن کارهاي آراگو را دنبال کردند. آن ها آهنربايي را بالاي قرص هاي فلزي چرخان مختلف مطابق شکل(2- الف) قراردادند. آن دو دريافتند که انحراف آهنربا به جنس قرص فلزي بستگي دارد. براي مثال ، براي قرص مسي بيشتر از قرص سربي است ( رسانندگي مس بيشتر از سرب است ) و در قرص هاي غير فلزي هيچ انحرافي مشاهده نکردند. همين طور بابيج و هرشل به اين نتيجه رسيدند که بايد قرص خاصيت مغناطيسي القايي موقتي به دست آورده باشد. سپس با ايجاد شکاف هاي شعاعي در صفحات فلزي مطابق شکل (2- ب) مشاهده کردند که با زياد شدن شکاف ها انحراف کاهش مي يابد. اين پديده را مي توان ناشي از کاهش مغناطيدگي حاصل از گاف هاي هوا در فاصله شکاف ها توضيح داد. معماي قرص آراگو حل نشد و علاقه مندي نسبت به آن به تدريج کاهش يافت.
رابطه ميان انحراف آهنرباي آويزان و رسانندگي نشانگر وجود جريان هاي القاي مغناطيسي در قرص هاست. اين واقعيت را وقفه ايجاد شده در جريان در نتيجه ايجاد شکاف ها در قرص تأييد مي کرد . همين طور جريان هاي القايي در سيملوله آويزان آراگو به حدّ کافي بزرگ بود که مي توانست آن را به چرخش وادارد. در سال 1822 آمپر در مقاله اي که درباره آزمايش هاي خود ، بابيج و هرشل نوشت ، به طور آشکار از " جريان هاي الکتريکي کوچک " نام برد. به عبارت ديگر آمپر کاملاً متوجه شده بود که جريان هاي الکتريکي القا شده اند.

آمپر تمام شواهد لازم براي کشف " پديده القايي الکترومغناطيسي" را در اختيار داشت ، اولاً ، پذيرش جريان هاي ماکروسکوپي براي آمپر مشکل بود. زيرا توجيه او از آزمايش هاي فارادي او را مقيد به مدلي از جريان هاي ميکروسکوپي کرد. ثانياً ، آمپر همراه با ديگران بر اين باور بودند که جريان پايا بايد جريان ديگري را القا کند. چشمان آمپر چنان با اين مفاهيم پيشبيني که چه چيزي را بايد بيابد و تمايل او به حفظ نظريه اش نابينا شده بود که به رغم ديدن تمام واقعيت هاي ضروري ، چيزي را از آنها استنباط نمي کرد. اين مثال روشني از اين واقعيت است که چيزي را که هرکس مشاهده مي کند ، شديداً به ديدگاه يا نظريه اش بستگي دارد.

در اين بين ، فارادي براي مدت چند سال در پي جريان هاي القايي بود. هنگامي که از آزمايش آمپر با حلقه مسي آگاه شد کوشيد تا آن را تکرار کند. متأسفانه لغزشي در ترجمه به زبان انگليسي باعث آزمايشي ناموفق شد ، زيرا او به جاي حلقه مسي ، از قرص مسي استفاده کرد ( گشتاور لختي قرص مسي بسيار بزرگتر از گشتاور لختي حلقه است ). در سال 1828 فارادي آهنرباي ميله اي را در حلقه آويزان شده اي قرار داد. سپس کوشيد تا جريان القايي را با آهنرباهاي ديگر آشکار سازد( فکر مي کنيد اگر فارادي به سرعت آهنربا را داخل حلقه کرده بود چه اتفاق مي افتاد ؟). هر يک از اين آزمايش ها مي توانست کشف جريان هاي القايي بينجامد ، امّا در آن زمان ترتيب آزمايش ها به حدّ کافي حساس نبودند.

در اينجا بد نيست از بداقبالي کولادون 5 نيز ذکري به ميان آوريم . در سال 1825 او آهنرباي توانمندي را به يک سيملوله با دورهاي زياد نزديک کرد. براي محافظت گالوانومتر از هر تأثير مستقيم آهنربا آن را در اتاق مجاور محل آزمايش قرار داد. او بسيار محتاط بود. امّا زماني که براي بررسي انحراف عقربه گالوانومتر به اتاق مجاور رفت ، اثر گذرا پايان يافته بود.

در اوت 1830 جوزف هنري 6 به طور کاملاً مستقل و بدون آگاهي از آزمايش هايي که در اروپا در حال انجام شدن بود " تبديل مغناطيس به نظر مي رسد که او فرصت کافي براي دنبال کردن کامل اين پديده يا انتشار فوري کشف خود را نداشت. به هر حال ، هنري چيز جديدي را مشاهده کرده بود که فارادي آن را ناديده گرفته بود.

در سال 1831 فارادي بدون آگاهي از کشف هنري با فوراني از خلاقيت و اطمينان شگفت انگيز به اين مسئله روي آورد. او نه تنها معماي قرص آراگو را حل کرد ، بلکه با ابداع مبدل همقطب خود شکل (3) جريان القايي پيوسته توليد کرد – نشان افتخاري که براي مدّت ده سال هنوز به چنگ هيچ کس نيفتاده بود. در سال 1822 آمپر شتابزده و بدون آگاهي از جزئيات کارهاي فارادي نظريه خود را درباره جريان هاي القايي انتشار داد. ديگران هم کوشيدند که در اين مورد ادعاي تقدم کنند، به استثناي آراگو که قرص او تماشايي ترين نمايش جريان هاي القايي بود. هنگامي که تنش ها فروکش کرد ، آمپر پذيرفت که از درک نقش عامل اساسي زمان در القاي مغناطيسي غافل بوده است.
هر سه آزمايش ساده اي که در اين مقاله شرح داده شد آزمايش هاي سر راست و آشکاري به نظر مي رسند ، امّا ارائه منظم آنها شامل گزيده آزمايش هايي است که طي يک دهه انجام شده است. بيشتر ذهن هاي برجسته نظري و تجربي نمي توانند يا علاقه مند نيستند که اصول نهفته شده در يک پديده را تشخيص دهند.

زير نويس

* The Search for Electormagnetic induction
1. Seeback
2. Francois Arago
3.Babbage
4.Herschel
5. colladon
6. Joseph Henry


منبع

University physics / Harris Benson

شکستن دیوار صوتی یعنی چه؟

براي توضيح درباره آنچه هنگام شکستن ديوار صوتي روي مي دهد ، ابتدا بايد به صوت به چشم موجي با سرعت انتشار محدود نگاه کرد.همه شما با اثرات ناشي از محدود و نسبتا کم بودن سرعت صوت آشنايي داريد؛ بازتاب صدا در کوه ، تاخير زماني در شنيدن صداي بلندگوهايي که يک چيز را پخش مي کنند و شنيدن صداي رعد پس از ديدن برق . در سطح دريا و دماي 22درجه ، امواج صوتي با سرعت 345متر بر ثانيه يا 1240کيلومتر در ساعت منتشر مي شوند. هر چه دما و فشار کاهش يابد، سرعت صوت کم مي شود، به طوري که براي هواپيمايي در ارتفاع 35هزار پايي - جايي که دما 54- درجه است سرعت صوت به 295متر در ثانيه يا 1060کيلومتر در ساعت مي رسد. حالا يک منبع صوتي را تصور کنيد که يک پالس در ثانيه در فضا پخش مي کند. اين پالسها را مي توان به صورت پوسته هاي کروي از هواي پرفشار که با سرعت صوت بزرگ مي شوند و صوت را منتشر مي کنند تصور کرد (درست مانند دايره هاي ايجاد شده در سطح آب پس از پرتاب يک سنگ) به اين کره ها جبهه هاي موج مي گوييم . اگر چشمه ساکن باشد ، اين کره ها، مانند دايره هاي آب هم مرکز خواهند بود ؛ اما اگر منبع شروع به حرکت کند، اين کره ها را در جهت حرکتش جابه جا خواهد کرد. به طوري که فاصله کره ها از هم در يک طرف (در جهت حرکت) کمتر و در طرف مقابل بيشتر خواهد شد. (با رسم شکل اين مطلب را خواهيد ديد). مقدار اين جابه جايي بستگي به سرعت منبع نسبت به سرعت انتشار صوت دارد. هر چه سرعت منبع بيشتر باشد، به جبهه هاي موجي که در هر لحظه توليد مي کند، نزديکتر شده و بنابراين فاصله جبهه ها در مقابل منبع کمتر و کمتر مي شود، تا اين که در سرعت صوت ، منبع به موج صوتي خود مي رسد و با آن حرکت مي کند. به طوري که جبهه هاي کروي امواج توليد شده همگي مقابل منبع انباشته مي شوند. (مثل حلقه هاي تودرتو با شعاعهاي مختلف که در يک نقطه بر هم مماسند). از نظر فيزيکي جبهه هاي موج نشاندهنده تغييرات فشار هوا هستند و همين تغييرات فشار است که گوش ما آن را به صورت صدا مي شنود.

حالا تصور کنيد همه اين جبهه هاي موج پرفشار جلوي يک هواپيما که با سرعتي در آستانه سرعت صوت حرکت مي کند جمع شود. در اين صورت جبهه ها همديگر را تقويت مي کنند و يک موج فشار با دامنه بسيار زياد تشکيل مي دهند. اين موج ، نيروي مقاومت هوا را زياد مي کند و باعث کاهش نيروي بالابر و دشواري کنترل هواپيما مي شود. وقتي سرعت هواپيما با افزايش توان از سرعت صوت پيشي مي گيرد، از اين سد و ديوار صوتي عبور مي کند و به اصطلاح ديوار صوتي را مي شکند. در اين حالت موج ، دامنه تشکيل شده که به آن shock wave گفته مي شود در هوا منتشر مي شود و به زمين مي رسد. شدت موج رسيده به زمين به ارتفاع هواپيما و اندازه آن بستگي دارد. اگر هواپيما به قدر کافي به زمين نزديک باشد موج فشار مي تواند آنقدر قوي باشد که باعث شکستن شيشه ها، تخريب ساختمان هاي سست و يا کاهش شنوايي افراد شود. شکستن ديوار صوتي يا گذشتن از سرعت صوت ، اولين بار در 14اکتبر 1947 و به وسيله چاک بيگر، خلبان نيروي هوايي امريکا با هواپيماي -X1 که به همين منظور ساخته شده بود اتفاق افتاد. امروزه بيشتر هواپيماهاي جنگنده براحتي از سرعت صوت مي گذرند، به طوري که سرعت بعضي مانند SR71 به 3600کيلومتر در ساعت 3برابر سرعت صوت مي رسد. اما تصوير بالا به شما امکان مي دهد که اين پديده صوتي را ببينيد! اين تصوير که به وسيله جان گي در جولاي 1999 گرفته شده است ، يک فروند هواپيماي F18 هورنت را در حال عبور از ديوار صوتي بر فراز اقيانوس آرام نشان مي دهد. اشتباه نکنيد. ابرسفيد رنگ صدا نيست . در اطراف بالهاي هواپيما بخصوص در شرايط پرواز صوتي ، مناطق کم فشار فراواني ايجاد مي شود. اگر هوا بخار آب زياد داشته باشد، فشار هواي پايين ، آب موجود در هوا را متراکم مي کند و باعث ايجاد ابري از بخار در اطراف آن مي شود. وقتي هواپيما از ديوار صوتي عبور مي کند، هوا به طور موضعي با shock wave آشفته و بخار ناپديد مي شود. جان گي عکس را در لحظه اي که صداي غرش را شنيد ، درست پيش از ناپديدشدن ابر ، گرفته است .

دانستنی های حیوانات

هر چه از استوا به سمت قطب پيش ميرويم اندازه موجودات بزرگتر ميشود مثل پنگوئن ها - روباه - وال.
- گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلي که گاو باز در مقابل چشمانش تکان ميدهد به خشم ميايد و ديگر فرقي نميکند که شنل به چه رنگي باشد.
- وزن کل موريانه هاي جهان ده برابر وزن کل انسانها است.
- ادرار موش در زير اشعه ماورا بنفش ميدرخشد و همين امر باعث ميشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
- کانگروها قادر نيستند بسوي عقب راه بروند.
- مارها و ببرهاي استراليايي که چشمهايشان توسط پرندگان کور شده اند به راحتي ميتوانند به زندگي خود ادامه دهند
- يکي از سمي ترين حيوانات دنيا نوعي عروس دريائي است که سم آن در کمتر از دو دقيقه قرباني خود را ميکشد.
- فقط سي درصد از مارهاي دنيا سمي هستند.
- عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيري به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگري مگس.
- مار «آناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد.
- ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد.
- زمان بارداري فيل به ۲ سال مي رسد.
- نوعي ماهي وجود دارد که با کمک باله هايش به سطح آب مي آيد و يک و نيم دقيقه در هوا پرواز مي کند و به شکار طعمه خود مي پردازد.
- اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد.
- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.
- از بزاق يک نوع خفاش خون آشام داروي ساخته اند که جلوي سکته مغزي را ميگيرد.
- در صورت نبودن غذا تمساح قوي همنوع ضعيفتر از خود را مي خورد.
- كوچكترين سگ جهان ، داركيده پيترزبورگ با ۶۰۰ گرم وزن مي باشد.
- پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پگوئن ماده چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست دهد.
- قلب گنجشك ۱۰۰ بار در دقيقه مي زند ، درضمن ميدانستي که گنجشکها روي زمين راه نمي روند بلكه مي پرند.
- مار ميتواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند.
- بزرگترين مار جهان ، ۸ متر طول و ۱۲۵ كيلوگرم وزن دارد.
- قدرت بينايي جغد هشتاد و دو برابر انسان است.
- دلفينها و فيلها فقط ۲ ساعت در شبانه روز مي خوابند.
- حداكثر سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايد.
- بزرگترين جانور بي مهره ماهي مركب غول پيكر است د بلنديش ممكن است تا حدود ۱۵ متر برسد.
- شمپانزه، اورانگوتان، گوريل، ميمون، سگ، گربه، راكون، خوك، فيل و اسب ۱۰ تا از باهوشترين حيوانات هستند.
- وزن مغز گوريل ۶۰۰ گرم است و مغز فيل يك هزارم وزن بدن اوست.
- سگها دنيا را بيرنگ و مات مي بينند د آنها نزديك بين بوده و تنها سايه هاي خاكستري رنگ را تشخيص مي دهند.
- ماهي قزل آلا يكي از بهترين و معروفترين ماهيهاي پرورشي آبهاي شيرين است و نوع رنگين كمان آن نخستين بار از آمريكا به نقاط ديگر برده شده است.
- فيل از گوشهايش بعنوان تهويه هوا نيز استفاده ميکند د فيل دماي بدنش را توسط گوشهايش متعادل نگه ميدارد ، چون سطح بزرگي دارد که حيوان ميتواند از طريق آن گرماي بدنش را کاهش دهد.
- ضربان قلب مرغ مگس خوار ۱۰۰۰ مرتبه در دقيقه است.
- حيواناتي چون سگ و گربه تنها از طريق نفس زدن تند ، تند به دفع گرماي بدن خود مي پردازند و بدين علت است که سگ در هواي گرم دهان خود را باز کرده و له له مي زند ، تا بدينگونه از حرارات و گرماي بدن خود بکاهد.
- بعضي از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند براي حفظ اين گرما ، غذاي زيادي بخورند د بطوريکه اگر شما بخواهيد باندازه اين نوع پرندگان غذا بخوريد بايد در هر وعده غذا حداقل ده کيلو غذا بخوريد.

كنترل ديابت

كنترل ديابت

 در بخش نخست اين مقاله، ضمن بررسي بيماري ديابت و علل ايجاد آن، به راههاي پيشگيري پرداخته شد. اما اين نكته مطرح شد كه در يك روش ايده آل كنترل ديابت، هر بيمار ديابتي بايد سه پايه اصلي درمان يعني رژيم غذايي، ورزش و داروها (شامل انسولين و قرص) را به خوبي بشناسد و بتواند با استفاده از آزمايش مرتب قند خون و به كمك دستگاه گلوكومتر به تنظيم هر يك از اين سه پايه بپردازد. نويسنده در بخش پاياني مقاله، اين موضوع را مورد بررسي قرار مي دهد.

 

تغذيه

     مهمترين اصل تغذيه صحيح در ديابت مصرف متعادل تمام گروههاي غذايي شامل نان و غلات، ميوه جات، سبزيجات، شير، گوشت و چربيها مي باشد. البته بايد نكات زير را در نظر داشت:

     - كاهش مصرف مواد غذايي نشاسته اي (كربوهيدراتها) از جمله نان و برنج: در اين ميان مصرف مواد قندي به شرطي كه همراه با غذا خورده شوند و معادل آنها از مقدار مواد   نشاسته اي غذا كم شود، اشكالي ندارد. البته بايد به خاطر داشت كه اغلب شيريني ها حاوي مقادير زيادي چربي هستند و باعث چاقي مي شوند.

     - مصرف مقادير كافي فيبر: فيبرها مواد غير قابل جذبي هستند كه باعث كاهش وزن، كاهش كلسترول خون و بيماريهاي قلبي و نيز جلوگيري از بالا رفتن زياد قند خون بعد از غذا مي شوند. بنابراين مصرف اين مواد در بيماران ديابتي بسيار مفيد است. مواد غذايي زير حاوي فيبر فراوانند: نان سبوس دار، جوي پوست نكنده، ذرت، بادام، فندق، گردو، انواع لوبيا، عدس، سويا، سبزيجات مخصوصا لوبيا سبز، نخود فرنگي، هويج، گل كلم، اسفناج و ميوه ها مخصوصا توت فرنگي، شاه توت، گلابي، سيب و پرتقال

     - محدود كردن مصرف نمك به 5/1-1 قاشق چايخوري در روز به منظور پيشگيري از افزايش فشار خون

     - به حداقل رساندن مصرف گوشت قرمز و استفاده از گوشت مرغ و ماهي (مخصوصا ماهي قزل آلا و سفيد) به جاي آن

     - مصرف وعده هاي غذايي و نيز ميان وعده ها در فواصل منظم و تقريبا ثابتي از شبانه روز

     - كباب يا آب پز كردن مواد غذايي به جاي سرخ كردن آنها

     - جدا كردن چربي گوشت و نيز پوست مرغ

     - پرهيز از اضافه كردن روغن به غذا تا حد امكان (حداكثر 5-4 قاشق غذاخوري در روز)

     - خودداري از مصرف غذاهاي پر چربي مثل كله پاچه، مغز، سوسيس، كالباس، همبرگر و سس هاي آماده

     - جايگزيني مصرف روغن هاي گياهي مايع به جاي روغن هاي جامد به منظور كاهش كلسترول خون

     - مصرف كافي مواد غذايي حاوي چربي هاي مفيد از جمله روغن زيتون، بادام، بادام زميني، گردو و فندق به افزايش سلامت دستگاه قلب و عروق

     - استفاده از لبنيات كم چرب و محدود كردن مصرف كره از جمله مارگارين، خامه، سرشير و لبنيات محلي

     نگاهي گذرا به نكات فوق نشان مي دهد كه اصول تغذيه صحيح در ديابت در واقع همان اصولي هستند كه هر فردي كه خواستار حفظ سلامت عمومي بدن خود است، ملزم به رعايت آنهاست.

 

ورزش

     با توجه به نقش ورزش در كاهش وزن و چربي خون و نيز كم كردن مقاومت بدن نسبت به انسولين كه از مهمترين دلايل افزايش قند خون در ديابت نوع 2 است، مي توان به اهميت نقش ورزش در پيشگيري و درمان ديابت و عوارض آن پي برد. تجربه نشان داده است كه اكثر بيماراني كه ديابت خود را به خوبي كنترل مي كنند، كساني هستند كه به طور منظم ورزش مي كنند. يك ورزش اصولي ورزشي است كه به درستي برنامه ريزي شده باشد. در ادامه به چند نكته در مورد برنامه ريزي صحيح ورزشي اشاره مي شود. بايد به خاطر داشت كه ورزش تنها زماني داراي بيشترين تاثير است كه همراه با رعايت رژيم غذايي باشد.

     - قبل از شروع ورزش بايد با مراجعه به پزشك و انجام آزمايشهايي از جمله اندازه گيري قند، فشار و چربي خون، بررسي دستگاه قلب و عروق و كليه ها و نيز معاينه چشم و سيستم اعصاب از نبود عوارض جدي ديابت اطمينان حاصل كرد زيرا انجام بعضي ورزشها باعث تشديد عوارض ديابت مي شود. همچنين بايد قبل از شروع هر جلسه به مدت 15–10 دقيقه نرمشهاي كششي به منظور گرم كردن بدن انجام شود.

     - به طور كلي بهترين نوع ورزش براي بيماران ديابتي ورزشهاي هوازي هستند يعني ورزشهايي كه به طور مداوم (حداقل 20 دقيقه) و با شدت كم يا متوسط انجام مي شوند مثل پياده روي، دويدن آهسته، طناب زدن، شنا و دوچرخه سواري. در اين ميان پياده روي ورزشي ساده و در عين حال بسيار موثر براي كنترل قند خون است.

     - شدت فعاليت در ابتدا كم است و به تدريج زياد مي شود. به عنوان مثال مي توان با 5/1 كيلومتر پياده روي در روز شروع كرد و طي 6 هفته مقدار آن را به 6 كيلومتر افزايش داد.

     براي اينكه اثرات مطلوب ورزش در بدن پايدار شود، لازم است تا جلسات انجام آن حداقل 5 بار در هفته باشد و هر جلسه 30-20 دقيقه طول بكشد.

     - در بيماراني كه انسولين يا قرص مصرف مي كنند به منظور پيشگيري از پايين افتادن قند خون (هيپوگليسمي) بهترين زمان ورزش 2-1 ساعت بعد از خوردن غذاست. همچنين اين بيماران بايد علايم هيپوگليسمي مثل ضعف، عرق سرد، احساس گرسنگي و تاري ديد آشنا باشند و به محض مشاهده آنها اقدام به خوردن غذاهاي شيرين مثل قند كنند.

 

داروها

قرصهاي پايين آورنده قند خون

     اين قرصها مخصوص بيماران مبتلا به ديابت نوع 2 است و داراي انواع مختلفي است. شايعترين انواع به كار رفته در كشور ما قرصهاي افزايش دهنده ترشح انسولين مثل گلي بن كلاميد و نيز قرص مت فورمين هستند. غالب پزشكان، درمان دارويي را، پس از عدم كفايت فعاليت ورزشي و رعايت رژيم غذايي در كنترل ايده آل قند خون، با قرصهاي نظير گلي بن كلاميد شروع مي كنند و به تدريج با افزايش نياز بيمار مقدار آن را افزايش مي دهند. مهمترين عارضه اين داروها هيپوگليسمي است كه معمولا در مواقعي اتفاق مي افتد كه يكي از      وعده هاي غذايي با وجود مصرف قرص حذف مي شود. از ديگر عوارض اين داروها اضافه وزن است. در درمان با مت فورمين دو عارضه فوق خيلي كمتر به چشم مي خورد. از طرفي ديگر اين دارو باعث بهبود وضعيت چربي خون مي شود. بنابراين مت فورمين داروي انتخابي براي بيماران ديابتي چاق با چربي خون بالاست. به عنوان يك قانون كلي در مواقعي كه قند خون با وجود مصرف حداكثر مقدار مجاز يك دارو كنترل نمي شود بايد دارويي از گروه ديگر را به آن اضافه كرد.

 

انسولين

     انسولين ها بر اساس زمان اثرشان در بدن به 3 دسته كلي كوتاه، متوسط و بلند اثر تقسيم مي شوند. از انسولين هاي كوتاه اثر مثل انسولين رگولار كه شفافند براي كنترل قند خون بعد از غذا و از انسولينهاي متوسط و بلند اثر مثل NPH كه كدر هستند معمولا جهت حفظ غلظت پايه انسولين در بين وعده هاي غذايي و در طول شب استفاده مي شود. درمان با انسولين در ديابت نوع 1 و 2 داراي يك فرق اساسي است. در ديابت نوع 1 بيماران از همان ابتدا نياز به تزريق انسولين دارند، در حالي كه در بيماران ديابتي نوع 2 در شروع بيماري معمولا انجام فعاليت منظم ورزشي و رعايت رژيم غذايي براي كنترل قند خون كفايت       مي كنند ولي بعد از مدتي بايد مصرف قرص نيز به آنها اضافه شود. تنها پس از گذشت چند سال از شروع بيماري و عدم كفايت قرصها در كنترل ايده آل قند خون است كه نياز به تزريق انسولين در شخص پيدا مي شود. بنابراين در هر يك از مراحل اين بيماري درمان متفاوتي مورد نياز است.

 

كنترل قند خون

     به عنوان يك اصل در ديابت هدف بيمار و پزشك نگاه داشتن قند خون تا حد امكان نرديك به مقدار طبيعي است تا بدين وسيله بتوان از عوارض بلندمدت ديابت جلوگيري كرد. بنابراين هرگونه اقدام جهت رسيدن به اين هدف حتي اگر تزريق انسولين باشد بايد با استقبال مواجه شود. يكي از عوارض شايع تزريق انسولين هيپوگليسمي است كه با رعايت اصول صحيح تغذيه و مصرف به موقع وعده هاي غذايي مخصوصا ميان وعده ها به خوبي قابل پيشگيري مي باشد. از طرف ديگر پيشرفتهاي بزرگي كه در سالهاي اخير در زمينه ساخت قرصهاي پايين آورنده قند خون اتفاق افتاده اند، اين امكان را به بيماران ديابتي داده است تا همزمان با تركيب مصرف قرص با تزريق انسولين، مقدار انسولين مورد نياز را به مقدار قابل توجهي كاهش داد. بنابراين بيماران ديابتي نوع 2 بايد بدون داشتن ترس بي مورد از انسولين در صورتي كه كنترل قند خونشان با وجود مصرف قرص در محدوده ايده آل قرار ندارد، نسبت به تزريق انسولين اقدام كنند. در بيماران ديابتي نوع 1 چالش اصلي تنظيم مقدار انسولين در موقعيتهاي گوناگون مثلا هنگام ورزش است. روش ايده آل تزريق انسولين در اين بيماران تزريقات متعدد يعني قبل از وعده غذا و هنگام خواب است كه حداكثر شباهت را به ترشح طبيعي انسولين در بدن دارد. در اين روش بيشتر تغييرات روزانه، در مقدار انسولين قبل از غذا صورت مي گيرد كه تابع شرايط زير است:

     1- قند خون قبل از غذا كه هرچه بيشتر باشد مقدار انسولين تزريقي نيز بيشتر مي شود.

     2- مقدار غذايي كه قرار است خورده شود: مهمترين عامل تاثيرگذار در اينجا مقدار مواد نشاسته اي (كربوهيدرات)موجود در غذاست كه هر چقدر بيشتر باشد مقدار انسولين مورد نياز نيز بيشتر است.

     3- ميزان فعاليتي كه قرار است بعد از غذا انجام شود: در صورت قصد انجام ورزش بعد از غذا بايد به منظور پيشگيري از حملات هيپوگليسمي مقدار انسولين را كم كرد.

     يكي از پايه هاي اصلي اين روش انجام آزمايشهاي مكرر قند خون حداقل 4 بار در روز يعني قبل از هر وعده غذا و هنگام خواب مي باشد.

     همچنين بيماران بايد با شركت در كلاسهاي آموزشي مهارتهاي لازم را در مورد تنظيم مقدار انسولين و نيز عوامل موثر در افزايش يا كاهش قند خون و راه كارهاي مقابله با آنها را فرا بگيرند.

نوشابه‌هاي غير الکلي

آيا نوشابه‌هاي غير الکلي سرطان‌زا هستند؟!
آيا نوشابه‌هاي غير الکلي سرطان‌زا هستند؟! ايسکانيوزـ وزارت بهداشت آمريکا، اظهار داشت که در نوشابه‌هاي غير الکلي مقادير قابل توجهي بنزن يافت شده است.

به گزارش سرويس علمي پژوهشي ايسکانيوز، ‌به نقل از خبرگزاري رويترز،‌ بنزن يکي از مواد سرطان زا است. سازمان غذا و داروي آمريکا بيان کرد که طي آزمايشات انجام شده بر روي بيش از 100 قوطي نوشابه، مشخص شده است که در 5 ميليارد ليتر، مقادير قابل توجهي از اين ماده سرطان زا وجود دارد. بنزن، ماده‌اي معطر است که از تقطير يا قطران به دست مي‌آيد و انباشت آن در بدن به دليل مصرف بيش از حد نوشابه‌هاي غير الکلي سالانه جان صدها تن را مي‌گيرد. از اين روست که FDA از کارخانجات توليدکننده اين نوشابه‌ها خواسته تا در نحوه توليد قوطي‌ها و مواد تشکيل دهنده، دقت لازم و کافي اعمال کنند.

675





فیل

اشخاص مختلف چطور فیل شکار می کنند؟
ریاضیدان ها
ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند .
البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد . آنگاه به آنجا می روند .
استادان ریاضی ، با تجربه ، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان تمرین برای دانشجو باقی می گذارند

مهندسان نرم افزار کامپیوتر
این دسته شکار فیل را بر
اساس اجرای الگوریتم زیر انجام می دهند :
گام 1) برو به آفریقا
گام 2) از دماغه رود نیل ( جنوبی ترین نقطه آفریقا ) شروع کن
گام 3) به سمت شمال حرکت کن و هر منطقه را از غرب به شرق بپیما .
گام 4) در هر گذر ،
الف – هر حیوانی را که می بینی شکار کن .
ب – آن را با فیل مقایسه کن .
ج – اگر با هم برابر بودند کار تمام است و گرنه برو به گام 3 .
برنامه نویسان با تجربه ، ابتدا یک فیل را در قاهره (شمال آفریقا) قرار می دهند تا مطمئن شوند که الگوریتم فوق خاتمه می یابد .

اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ، خودشان را شکار می کنند .

سیاستمداران لیبرال
از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند که این فیل است ! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می گویند .

سیاستمداران دموکرات
ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیرو های مردمی دستور شکار آن را می دهند !

سیاستمداران دیکتاتور
هر چه دیکتاتور بگوید همان است ! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است !

سیاستمداران آمریکایی
ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی ! سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است ! و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانها سیا و همکارانش بوده است .

برخی دیگر از سیاستمداران
به هیچ وجه فیل را شکار نمی کنند . اما آنها فیل هایی را که شما گرفته اید بین مردمی که به آنها رای داده اند تقسیم می کنند .

روانشناسان
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود !

وکلای حقوق
وکلا فیل شکار نمی کنند . ولی دور گله فیلها می گردند و در مورد اینکه هر کدام از فضولاتی که بر روی زمین ریخته متعلق به کدام فیل است ، بحث می کنند .
البته اگر کسی آنها را استخدام نماید می توانند بر اساس شکل و رنگ یکی از همان فضولات ثابت کنند که کل گله به موکلشان تعلق دارد .

معاونین بخش مهندسی ، تحقیق و توسعه
اینان خیلی سعی می کنند که فیلی را شکار کنند ، اما کارمندانشان به آنها اطمینان می دهند که تمام فیلهای موجود قبلا شکار شده اند .

مامورین کنترل کیفیت
اینها به فیلها کاری ندارند ، بلکه دنبال اشتباهات سایر شکارچیان می گردند.

خوشکل