خواص درماني و غذايي گوجه ‌فرنگى

خواص درماني و غذايي گوجه ‌فرنگى
 
گوجه ‌فرنگى ابتدا به ‌عنوان گياه زينتى در باغچه ‌ها مورد استفاده قرار گرفت و به نام سيب طلايى يا سيب عشق معروف شد. مصرف گوجه ‌فرنگى به‌ عنوان نوعى سبزى از قرن نوزدهم ميلادى به بعد شروع شد و بعد از جنگ جهانى اول به ‌تدريج بر مصرف آن اضافه شد، ‌طورى که امروزه به صورت خام و پخته يا به ‌صورت سس و رب موارد استعمال زيادى دارد.
 
تركيبات شيميايي
بررسي تركيبات و مواد موجود در گوجه فرنگي نشان مي دهد كه درميوه ي گوجه فرنگي رسيده، گلوكز، فروكتوز، ساكاروز و تقريبا تمام آمينواسيدهاي اصلي به استثناي ترپتوفان وجود دارد.
اسيد آلي اصلي و عمده ي موجود در گوجه فرنگي، اسيد سيتريك است. اسيديته ي ميوه به تدريج از مرحله ي سبزي به طرف قرمز شدن افزايش مي يابد و حداكثر آن، موقعي است كه قرمز شدن و رنگ عوض كردن آن آغاز مي گردد و پس از آن رو به كاهش مي گذارد. ماده ي رنگي اصلي و عمده ي گوجه فرنگي كاروتنوئيد، بتاكاروتن  و ليكوپن مي باشد. حداكثر مقدار كاروتنوئيدها در حالتي است كه گوجه فرنگي در زير تابش مستقيم نور رشد مي كند.
 
خواص و كاربرد :
ميوه ي نارس گوجه فرنگي سمي است و بايد از خوردن آن پرهيز كرد. به علاوه خوردن برگ آن که به عنوان دارو در مواردي تجويزمي شود، بايد در حد اعتدال و به مقدار مجاز و محدود، در حدي كه پزشك تعيين كرده مصرف شود، زيرا برگ آن هم سمي است.
- در چين از جوشانده ي ريشه، شاخه ها و برگ هاي مسن گوجه فرنگي براي رفع دندان درد  استفاده مي کنند و خود گياه نيز خاصيت حشره كش دارد .
ماده‌اي سمّي به نام سولانين در گوجه‌فرنگي سبز و نارس وجود دارد که خوردن آن موجب مسموميت مي‌شود و دل پيچه، اسهال و باز شدن مردمک چشم ايجاد را مي‌ کند.
- در هند و چين از ميوه ي گوجه فرنگي به عنوان ملين استفاده مي شود و براي تقويت مسلولين(مبتلايان به بيماري سل )، تب هاي حصبه اي، رفع ورم ملتحمه ي چشم، آماس گوش(اوتيت)  و دفع سنگ كليه  تجويز مي شود.
- در اندونزي از گرد برگ هاي خشك كوبيده ي گوجه فرنگي، براي رفع آفتاب سوختگي پوست  و صورت استفاده مي شود. از پاشيدن آب دم كرده ي برگ گوجه فرنگي، براي دفع آفت كلم  به نام كاترپيلار نتيجه خوبي گرفته شده است.
- مصرف گوجه ‌فرنگي براي مبتلايان به درد مفاصل  تجويز شده است و براي مبتلايان به نقرس  و روماتيسم  مفيد است.

- گوجه ‌فرنگي، خنک و اشتها ‌آور است و آب آن براي رشد و نمو بهتر طفل موثر مي ‌باشد.
- گوجه فرنگي به علّت دارا بودن ويتامين‌هاي A  ، B، C، K  و مواد معدني مانند کلسيم ، فسفر  و آهن در تأمين انرژي و تقويت بدن نقش موثري ايفاء مي ‌کند.
گوجه ‌فرنگي يکي از مهم ترين منابع ويتامين A مي ‌باشد. لذا در تقويت بينايي،  تقويت و سلامتي پوست و مخاط‌ ها (دهان و بيني) رشد و نمو استخوان‌ها ضروري است.
- گوجه ‌فرنگي سرشار از ويتامين‌هاي B1  و B2  مي ‌باشد؛ از اين جهت در تسکين دردهاي عصبي، رفع بي ‌اشتهايي، و درمان يبوست ، نقصان ترشح شير مادر و تورم‌ دهان تجويز مي ‌شود.
- گوجه ‌فرنگي، بدن را در برابر امراض و بيماري‌هاي عفوني  حفظ مي‌ کند.
- مصرف گوجه ‌فرنگي نيرو و نشاط مي ‌بخشد و پوست و دانه‌هاي آن به هضم غذا کمک مي ‌کند و روده‌ها را پاک مي ‌نمايد.
- آب گوجه ‌فرنگي ادرار‌آور مفيدي است.
- براي تميز کردن خون بايد از آب گوجه فرنگي و کرفس به نسبت مساوي و به مقدار 3 فنجان در روز، قبل از غذا و به مدت 3 هفته استفاده کرد.
- گوجه ‌فرنگي هضم مواد نشاسته‌اي را آسان مي ‌کند و به همين جهت از آن سس درست کرده و با حبوبات  پخته مصرف مي ‌کنند.
- مصرف گوجه ‌فرنگي براي اشخاصي که مبتلا به سنگ کليه و مثانه و کبد  هستند، تجويز شده است.
- گوجه ‌فرنگي بعد از ليموترش  بيش از ساير ميوه‌ها ويتامين C  دارد و مقدار زيادي فسفر، آهن، سيليس و کلسيم دارد.
- گوجه فرنگي گرچه داراي اسيد سيتريک است، اما بدن را قليايي مي‌‌کند.
- بوي برگ ‌هاي گوجه ‌فرنگي، زنبورهاي خرمايي را ناراحت مي‌ کند، لذا مي ‌توان بوته‌ ي گوجه ‌فرنگي را در باغ‌ها و بوستان‌ها کاشت تا از گزند زنبورها در امان باشند.
- اگر در محل مورچه ‌ها چند عدد برگ گوجه ‌فرنگي بگذاريد، بوي اين گياه مورچه ‌ها را فراري مي ‌دهد.
- براي تميز کردن لکه ي جوهر بر روي لباس، يک تکه پنبه را در آب گوجه فرنگي فرو برده و روي لکه ي جوهر بماليد. سپس آن را بشوييد.

- اگر پوست شما کک و مک  دارد، هر روز آن را با آب گوجه فرنگي تميز کنيد. کم کم کک و مک ‌ها را از بين مي ‌برد.
- براي جلوگيري از مزاحمت حشرات مي ‌توانيد برگ ‌هاي گوجه ‌فرنگي را به بند بکشيد و آن ‌را در اطاق خود بياويزيد، با اين کار حشرات فرار مي ‌کنند.
- سالاد کاهو و گوجه ‌فرنگي درمان کننده ي امراض عصبي هستند.
خوردن گوجه ‌فرنگي، براي بعضي بيماراني که دچار حساسيت يا آلرژي (خارش بدن،قرمز شدن پوست، آسم، کهير و...) هستند، ضرر دارد.
 
تذکرات:
1- گوجه ‌فرنگي نارس و کال هضمش سنگين است، لذا خوردن آن باعث دل درد مي ‌شود.
2- سرخ کردن زياد  گوجه فرنگي در روغن باعث سنگيني هضم آن مي ‌شود و روي آتش کباب کردن آن مناسب است.
3- ماده‌اي سمّي به نام سولانين در گوجه‌فرنگي سبز و نارس وجود دارد که خوردن آن موجب مسموميت مي‌شود و دل پيچه، اسهال و باز شدن مردمک چشم ايجاد را مي‌ کند.
4- خوردن گوجه ‌فرنگي، براي بعضي بيماراني که دچار حساسيت يا آلرژي  (خارش بدن،قرمز شدن پوست، آسم ، کهير و...) هستند، ضرر دارد.
 
منابع:
خواص سبزي ها،تاليف مرتضي نظري

انگور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انگور

Grape Seed Extract

انسان در طول هزاران سال از انگور استفاده كرده است. قدمت مصرف انگور به عصر برنز بر مي گردد. شاعر يوناني به نام هومر كه حدود 700 سال قبل از ميلاد مسيح ميزيسته است از شراب تهيه شده از انگور سخن گفته است. از اين ميوه در انجيل هم نام برده شده است و گورها و آثار باستاني مصري علايمي از انگور را روي خود دارند. انسان از انگور استفاده هاي ديگري غير از خوردن يا تبديل آن به شراب و آب انگور كرده است. كارشناسان طب سنتي اروپا صدها سال پيش پمادي را از شيرة موجود در ساقه انگور براي درمان بيماريهاي پوست و چشم تهيه كردند. برگهاي اين گياه خاصيت قابض و انعقادي دارند، بدين معنا كه از آنها براي انعقاد خون، درمان التهاب و درد نظير درد بواسير استفاده شده است. انگور كال (نرسيده) در درمان انواع گلودرد ها و انگور خشك يا كشمش در درمان بيماريهاي تحليل برنده، يبوست و تشنگي مؤثر بوده است. اما انگورهاي گرد رسيده و شيرين داراي تمامي خواص است و در درمان سرطان. وبا، آبله، تهوع، عفونتهاي چشم و بيماريهاي پوست، كليه و كبد مورد استفاده قرار گرفته است.

معرفي گياه

انواع انگور بومي قاره آسيا در مجاورت درياي خزر است، اما به آمريكاي شمالي و اروپا نيز انتقال يافته است، يعني مهاجرين به اروپا انواع انگور را در دهه هاي 1600 به آمريكاي شمالي انتقال دادند. درخت انگور داراي برگهاي دشت و كنگره دار بوده و پوسته ريشه آن كنده ميشود. ميوه انگور مي تواند سبز، قرمز يا ارغواني رنگ باشد.

تركيبات گياه

امروزه ما بنا به علاقه به انگور يا كشمش، آنها را مصرف مي كنيم و به همين دليل شراب يا آب انگور نيز مصرف ميشود. اما در سال 1970 يك بيوشيميست فرانسوي ا تخم (دانه) انگور ماده اي را استخراج كرد كه در بهبود جريان خون مؤثر بود. اين ماده "اليگومريك پروآنتوسيانيدين OPC" ناميده ميشود. اين ماده سبب كاهش ميزان التهاب ميشود و حتي از بيماري قلبي نيز پيشگيري مي كند. اين ماده در زمره يكي از مواد موجود در آب انگور قرمز و شراب قرمز است كه خواص پيشگيرانه آن در قبال بيماري قلبي به اثبات رسيده است. انگور بنا به وجود اين ماده در آن امروزه نه تنها به خاطر فرآورده هاي غذايي و نوشيدني شناخته شده اش بلكه به عنوان منبع اينگونه عناصر فعال درماني اش كشت و پرورش داده ميشود. 'اليگومريك پروآنتوسيانيدين" اول و مهمتر از همه خاصيت ضد اكسيد دارد كه به بدن كمك مي كند تا حملاتي را كه نهايتاً سبب بيماري مي شوند (عوامل استعمال دخانيات و مواد شيميايي زيست محيطي)، دفع كند. اين نوع مواد از طيف گسترده دفع كنندگان فشار روحي متمايز هستند. ضد اكسيد كننده ها يا ژنهاي تطبيق شدني (آداپتوژنها)، همچنين از خستگي فيزيكي و روحي شما را رها و پس از رفع بيماري نيز شما را كمك مي كنند. هم ضداكسيدها و هم آداپتوژنها ما را كمك مي كنند تا حداقل از دو عامل بزرگ مرگ و مير به نام بيماري قلبي - عروقي و سرطان اجتناب ورزيم. خواص "ضد اكسيد"اليگومريك پروآنتوسيانيدين (OPC)"
مي تواند در پيشگيري از بيماري قلب - عروق نيز مؤثر واقع گردد. برخي تحقيقات به عمل آمده مؤيد اين است كه اين ماده مي تواند روند تشكيل پلاكها در رگها را كاهش دهد و در تشكيل و ترميم بافت آسيب ديده رگها مؤثر باشد.

اگر از سابقه خانوادگي ابتلا به بيماري قلبي- عروقي رنج مي بريد، مي توانيد مصرف اليگومريك پروآنتوسيانيدين را مدنظر قرار دهيد. نارسايي مزمن سياهرگها دليل ديگر مصرف اين ماده است كه در اين ميان مي توان به عوارضي نظير اختلال بينايي ناشي از نفروپاتي ديابتي يا دژنراسيون قرنيه اشاره داشت. اينگونه مصارف ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين را تحقيقات كلينيكي نيز تأييد كرده است. كاربردهاي آتي اين ماده ممكن است مواردي نظير معالجه سندرم پيش قاعدگي و متوقف كردن التهاب صورت در پي عمل جراحي را نيز در بر گيرد. اين ماده در كاهش ميزان ناراحتي سينه و درد مفاصل و پاها كه گاهي در پي نسدرم پيش قاعدگي عارض ميشود مؤثر بوده است و مدت زمان بهبود از جراحي پلاستيك را كاهش داده است. خواص ضد توموري اين ماده نيز به اثبات رسيده است.

اشكال موجود

عصاره دانه انگور به صورت عصاره مايع يا در قالب انواع كپسول و قرص موجود است. براي اهداف درماني از فرآورده هاي استاندارد حاوي 95 درصد محتوي ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين استفاده كنيد.

نحوه مصرف

نتايج تحقيقات و آزمايشهاي باليني نشان مي دهد كه مادة اليگومريك پروآنتوسيانيدين موجود در دانه انگور در درمان مشكلات نابينايي و همچنين نارسايي مزمن سياهرگي و علايم آن، ميناي دندان و اختلالات جريان خون مؤثر واقع ميشود.

براي پيشگيري از پلاكهاي رگها، اختلالات بينايي و ساير حالات روزانه 50 ميلي گرم عصاره استاندراد آن گياه را مصرف كنيد.

براي درمان بيماري خاص، مصرف روزانه 150 تا 300 ميلي گرم توصيه ميشود ليكن از مصرف خوسرانه اجتناب ورزيد و با پزشك معالج خود مشورت كنيد.

نكات احتياطي

امروزه نكات احتياطي در مورد مصرف ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين به نظر نمي رسد. اين ماده خيلي سالم و بي خطر است.

تداخل هاي احتمالي

هيچگونه عارضه و تداخلي از مصرف ماده مذكور گزارش نشده است چون ماده مزبور خيلي جديد است و روي جريان خون و شريانهاي خوني اثر مي گذارد به طور مستند طيف وسيعي از بيماريها و تداخل گياه - دارو دور از انتظار نيست. سعي كنيد با پزشك معالج خود و پيشرفتهاي به عمل آمده در تحقيقات مربوط به عصاره انگور به ويژه در صورت ابتلا به ديابت يا ساير ناراحتيهاي جدي نظير تخريب قرنيه يا ورم لنفاوي در ارتباط باشيد.

 

تمکن

تعریف تمکن : طرز گرار گرفتن تخمک در درون تخمدان را تمکن میگویند  

تخمدانها که از یک یا چند برچه (carpel) متحد شده اند تشکیل میگردد و تخمکها بر حسب انواع گلها

به اشکال مختلف در برچه های تخمدان ظاهر میگردد .  

۱) تمکن کناری یا حاشیه ای (marginal) : مانند تیره نخود (Leguminosae)

۲) تمکن محوری ( axile) : تخمکها از اتصال دیواره مشترک برچه ها خارج میگردد مانند گیاهان

تیره لاله( Liliaceae) و زنبق ( Iridaceae)

3) تمکن جانبی (parietal)  : که تخمکها در کناره تخمدان قرار گرفته اند مانند بنفشه (viola)

و شب بو .

4) تمکن پایه ای (Basal) : معولا یک تخمک در کف تخمدان قرار

 گرفته است . مانند علف هفت بند 

(polygonum)    

5) تمکن مرکزی ( centeral) : در این نوع تمکن تخمدان دارایی محوری در وسط میباشد

که تخمکها  بر روی آن قرار دارند مثل میخک ( Dianthus) از تیره میخک ( Caryophyllaceae)

۶) تمکن مرکزی آزاد (free centeral)  :  در این نوع تمکن محور وسط تخمدان آزاد می باشد و

تخمکها بر روی آن قرار دارند مانند پامچال ( primula )  از خانواده پامچال ( primulaceae)

۷) تمکن سطحی ( Laminale) :  تخمکها در تمام سطح پهنک برچه ای پخش میگردد مانند تیره

نیلوفر آبی ( Nymphaceae )  

ساقه2

                                                                     ساقۀ درختی از خانوادۀ بید                             

نگاه اجمالی

شکل کلی ساقه مخروطی شکل است. یعنی در ناحیه که در سطح خاک قرار دارد. قطر بیشتری دارد و در انتها باریک است. بعضی از گیاهان نیز ساقه استوانه‌ای دارند. ساقه در زندگی گیاه نقشهای مختلف و بسیار مهمی دارد که عبارتند از : نگهداری ، هدایت ، تولید بافتهای جدید ، اندوختن مواد نورساختی (فتوسنتز) را بر عهده دارند. ساقه به گیاه استحکام می‌بخشد و برگها را بوسیله شاخه‌ها در سطوح مختلف نگه می‌دارد. گل و میوه نیز به گونه‌ای روی شاخه‌ها قرار دارند. ساقه مسیر انتقال آب و نمکهای کانی از ریشه به برگهاست.

ساقه برخی گیاهان قادر است مواد گوناگون را در بافتهای خود ذخیره کند. مثلا ساقه نیشکر ، قند و ساقه زیرزمینی سیب زمینی نشاسته و ساقه گون ، کتیرا را ذخیره می‌کند. ساقه با تولید بافتهای جدید در رشد طولی و قطری آن نقش دارد. یاخته‌های سطحی یاخته‌های جوان که دارای سبزینه‌‌اند می‌توانند همانند برگ عمل نورساخت (فتوسنتز) را انجام دهند. اما این نقش در زندگی گیاه اهمیت چندانی ندارد. ساقه‌ها عموماً از لحاظ بافت نگاهدارنده غنی هستند اما ساقه‌های آبی نیازی به بافت نگهدارنده ندارند، از اینرو نرم اند.

تقسیم بندی ساقه

ساقه‌ها را از نظر محیط زندگی به سه نوع تقسیم می‌کنند. ساقه‌های آبی ، ساقه‌های هوایی و ساقه‌های زیرزمینی. ساقه‌های هوایی و زیرزمینی بر حسب طول عمر ، نوع گیاه و نیاز به حفاظت در برابر تغییرات اقلیمی محیط و نحوه رشد به چند نوع تقسیم می‌کنند.

شکل ظاهری ساقه

روی یک شاخه معمولا بخشهایی دیده می شوند که عبارتند از :

جوانه انتهایی : در نوک شاخه و ساقه قرار دارد. جوانه جانبی یا محوری : در محور برگ یا در زاویه بین برگ و شاخه وجود دارد.

جوانه فرعی : در نواحی گره روی جوانه محوری یا در یکی از دو طرف آن قرار گرفته‌اند و رشد نمی‌کنند مگر اینکه جوانه محوری از میان برود و فقط در بعضی گونه‌ها وجود دارد.

جوانه نابجا : گاهی جوانه‌ها در محلی غیر از گره‌های ساقه (بین موگره ساقه، یا حتی روی ریشه و برگ) بوجود می‌آیند که آنها را جوانه نابجا گویند.

اثر برگ : در پایین هر جوانه جانبی هر جوانه جانبی اثری است که محل اتصال برگ افتاده را نشان می‌دهد. اثر دسته آوند : در پایین هر جوانه جانبی اثر افتهای آوندی هم دیده می‌شود. این بافتها رابط ساقه و برگ و جوانه بوده‌اند.


گره : محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه با بافتهای آوندی ساقه گره نام دارد. میانگره : فاصله بین دو گره مجاور را میانگره می نامند.


عدسک : در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده می‌شود که ((تبادل گازی در گیاهان|تبادل گازی بین بخش درونی ساقه با محیط پیرامون آنرا امکانپذیر می‌سازد. و در ساقه‌های مسن دیده می‌شود.

انواع جوانه‌ها

به لحاظ استقرار به روی ساقه شامل : جوانه انتهایی ، جانبی ، فرعی و نابجا تقسیم می‌شوند و به لحاظ اندامی که تولید می‌کنند شامل جوانه گل ، برگ ، مرکب.

ساقه‌های چوبی در ساقه‌های چوبی مانند گردو در نوک شاخه جوانه‌ای به نام جوانه انتهایی و در طول شاخه آن جوانه‌های جانبی وجود دارد و در پایین هر جوانه اثر آوند و اثر برگ دیده می‌شود. در طول ساقه‌های چوبی در محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه گره وجود دارد و در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده می‌شود.

جوانه از یاخته‌های مرسیتمی تشکیل شده است. این یاخته‌ها در برابر عوامل نامساعد محیط بسیار حساس‌اند و نیاز به محافظت دارند به همین مناسب اغلب جوانه‌ها از برگهای تغییر شکل یافته‌ای به نام پولک تشکیل شده‌اند. جوانه های گیاهان علفی و معدودی از گیاهان چوبی پولکهای حفاظتی ندارند و آنها را جوانه برهنه می نامند.

ساقه گیاهان دو لپه‌ای علفی ساختار ظاهری این گیاهان شبیه به ساقه جوان گیاهان چوبی است. اما جوانه‌ها برهنه و در سراسر عمر گیاه فعال‌اند. برگهای این گیاهان نمی‌ریزند و در نتیجه اثر برگها و اثر بافتهای آنها روی ساقه دیده نمی‌شود.

ساقه گیاهان تک لپه‌ای ذرت و نخل دو نمونه از گیاهان تک لپه‌ای هستند. ذرت تک لپه‌ای علفی است که ساقه آن از نیام برگها پوشیده شده است. اگر نیام را جدا کنیم در ساقه آن گره و میانگره دیده می‌شود ساقه در محل گره‌ها کمابیش تخم مرغی شکل و در یک نقطه فرورفته است.

ساقه نخلها دارای جوانه انتهایی مخروطی شکل بسیار بزرگند. که برگهای جدید و گل از آن تولید می‌شوند. اگر نقطه رشد انتهایی آسیب ببیند گیاه می‌میرد. برگها نزدیک به هم در بالای ساقه تولید می‌شوند در نتیجه میانگره‌ها کوتاهند. در ساقه نخل جوانه ، گره و میانگره بوضوح دیده نمی‌شوند. ساقه نخل رشد قطری ندارد و قطر آن از بالا به پایین یکسان است. علت قطور بودن ساقه نخل بزرگ شدن یاخته‌ای پارانشیمی ساقه و تمرکز ماده چوب و سایر مواد دیگر در دیواره‌های آنهاست.

ساقه‌های تغییر شکل یافته

تغییر شکل ساقه اغلب با تغییر نقش آن همراه است. در هر حال ساقه با هر شکل و نقشی ویژگیهای ساختاری خود را داراست. یعنی گره ، میانگره و بافتهای مشخصی دارد. مهمترین ساقه‌های تغیر شکل یافته عبارتند از :

ساقه هوایی خزنده این ساقه‌ها عموما در سطح زمین بطور افقی رشد می‌کنند و دارای میانگره بلندند (توت فرنگی). برگها ریز و پولک مانند و برگ و گل در گره‌های معین یا در محل گره‌های که با زمین تماس حاصل می‌کنند تولید می‌شود.

ساقه زیرزمینی این ساقه‌ها اندامهای ذخیره‌ای گیاه بشمار می‌روند. با استفاده از مواد ذخیره‌ای که در طی سال اول در آنها جمع می‌شود ساقه هوایی جدیدی در سال بعد رشد می‌کند. ساقه‌های زیرزمینی به شکل ریزوم ، غده پیاز (سوخ) دیده می‌شود. در ریزوم ساقه‌ها استوانهای شکل‌اند و در زیر زمین بطور افقی رشد می‌کنند این ساقه‌ها باریک و گوشتی و دارای اندوخته غذایی هستند. ساقه‌ها دارای گره ، میانگره ، برگهای متعددند. جوانه‌ها در پایه برگهای پولکی اندامهای هوایی را تولید می‌کنند و در گونه‌های زنبق انتهای در حال رشد ریزوم برگ و گل تولید می کند. ریشه در محل گرهها تولید می شود.

در ساقه های غده ای انتهای متورم ریزوم را غده می‌نامند. سیب زمینی یک غده است. بوته سیب زمینی سه نوع ساقه دارد: ساقه‌های هوایی معمولی ، ریزوم باریک و انتهای متورم آن همان غده است. غده سیب زمینی دارای گره ، میانگره ، جوانه جانبی و یک جوانه انتهایی است. گروهی از جوانه‌ها یک چشم را تشکیل می‌دهند. چشمهای بر روی غده به وضع مارپیچی قرار دارند. هر چشم موقعیت یک گره را نشان می‌دهد. و در ساقه پیازی ساقه‌ها کوتاه و ضخیم‌اند، بطور افقی رشد می‌کنند و غذای اندوخته یا در ساقه کوتاه مثل گلایول و سیکلامن یا در پولکهای برگ مانند اطراف آن مثل نرگس جا دارند.

ساقه پیچنده یا پیچکها ساقه پیچنده دراز و باریک است و بافت استحکامی دارد. در تماس با هر یک تکیه گاه به دور آن می‌پیچند مانند پیچک انگور ، نیلوفر ، چسبک ، پیچکها در بخش انتهایی خود رشد سریع دارند.

ساقه برگ نما به شکل ظاهری ساقه برگ نما همانند برگ است. این ساقه‌ها سبز رنگند و نقش برگ را هم انجام می‌دهند و سطح این ساقه‌ها ممکن است گل ، میوه و برگ بطور موقت ظاهر شود. مانند کوله‌خاس ، مارچوبه.

ساقه گوشتی در عده ای از گیاهان فرایند ساختن غذا محدودی به ساقه می‌شود، زیرا برگها بسیار تحلیل رفته‌اند. این گیاهان در مواقع بارندگی مقدار قابل ملاحظه‌ای آب را در ساقه گوشت‌دار خود ذخیره می‌کنند و در فصلهای بی‌آبی از آن استفاده می‌کنند. ساقه گیاهان کاکتوس ، فرنیون ، علف شیر از جمله‌اند.

ساقه خارنما اغلب خارهای گیاهان ، ساقه تغییر شکل یافته یا زایده ساقه‌اند. اما خارهایی که از تغییر شکل برگها حاصل شده‌اند در بعضی گیاهان مانند زرشک و اقاقیا دیده می‌شوند. نمونه ساقه خارنما در گیاه خار مصری و لالیک دیده می‌شوند. سطح خارها دارای برگ است که دلیلی است بر ساقه بودن خار.

ساقه‌های چوبی

به لحاظ استقرار به روی ساقه شامل : جوانه انتهایی ، جانبی ، فرعی و نابجا تقسیم می‌شوند و به لحاظ اندامی که تولید می‌کنند شامل جوانه گل ، برگ ، مرکب.

ساقه‌های چوبی

در ساقه‌های چوبی مانند گردو در نوک شاخه جوانه‌ای به نام جوانه انتهایی و در طول شاخه آن جوانه‌های جانبی وجود دارد و در پایین هر جوانه اثر آوند و اثر برگ دیده می‌شود. در طول ساقه‌های چوبی در محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه گره وجود دارد و در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده می‌شود.

جوانه از یاخته‌های مرسیتمی تشکیل شده است. این یاخته‌ها در برابر عوامل نامساعد محیط بسیار حساس‌اند و نیاز به محافظت دارند به همین مناسب اغلب جوانه‌ها از برگهای تغییر شکل یافته‌ای به نام پولک تشکیل شده‌اند. جوانه های گیاهان علفی و معدودی از گیاهان چوبی پولکهای حفاظتی ندارند و آنها را جوانه برهنه می نامند.

ساقه گیاهان دو لپه‌ای علفی

ساختار ظاهری این گیاهان شبیه به ساقه جوان گیاهان چوبی است. اما جوانه‌ها برهنه و در سراسر عمر گیاه فعال‌اند. برگهای این گیاهان نمی‌ریزند و در نتیجه اثر برگها و اثر بافتهای آنها روی ساقه دیده نمی‌شود.

ساقه گیاهان تک لپه‌ای

ذرت و نخل دو نمونه از گیاهان تک لپه‌ای هستند. ذرت تک لپه‌ای علفی است که ساقه آن از نیام برگها پوشیده شده است. اگر نیام را جدا کنیم در ساقه آن گره و میانگره دیده می‌شود ساقه در محل گره‌ها کمابیش تخم مرغی شکل و در یک نقطه فرورفته است.

ساقه نخلها

دارای جوانه انتهایی مخروطی شکل بسیار بزرگند. که برگهای جدید و گل از آن تولید می‌شوند. اگر نقطه رشد انتهایی آسیب ببیند گیاه می‌میرد. برگها نزدیک به هم در بالای ساقه تولید می‌شوند در نتیجه میانگره‌ها کوتاهند. در ساقه نخل جوانه ، گره و میانگره بوضوح دیده نمی‌شوند. ساقه نخل رشد قطری ندارد و قطر آن از بالا به پایین یکسان است. علت قطور بودن ساقه نخل بزرگ شدن یاخته‌ای پارانشیمی ساقه و تمرکز ماده چوب و سایر مواد دیگر در دیواره‌های آنهاست.

ساقه‌های تغییر شکل یافته

تغییر شکل ساقه اغلب با تغییر نقش آن همراه است. در هر حال ساقه با هر شکل و نقشی ویژگیهای ساختاری خود را داراست. یعنی گره ، میانگره و بافتهای مشخصی دارد. مهمترین ساقه‌های تغیر شکل یافته عبارتند از :

ساقه هوایی خزنده

این ساقه‌ها عموما در سطح زمین بطور افقی رشد می‌کنند و دارای میانگره بلندند (توت فرنگی). برگها ریز و پولک مانند و برگ و گل در گره‌های معین یا در محل گره‌های که با زمین تماس حاصل می‌کنند تولید می‌شود.

ساقه زیرزمینی

این ساقه‌ها اندامهای ذخیره‌ای گیاه بشمار می‌روند. با استفاده از مواد ذخیره‌ای که در طی سال اول در آنها جمع می‌شود ساقه هوایی جدیدی در سال بعد رشد می‌کند. ساقه‌های زیرزمینی به شکل ریزوم ، غده پیاز (سوخ) دیده می‌شود. در ریزوم ساقه‌ها استوانهای شکل‌اند و در زیر زمین بطور افقی رشد می‌کنند این ساقه‌ها باریک و گوشتی و دارای اندوخته غذایی هستند. ساقه‌ها دارای گره ، میانگره ، برگهای متعددند. جوانه‌ها در پایه برگهای پولکی اندامهای هوایی را تولید می‌کنند و در گونه‌های زنبق انتهای در حال رشد ریزوم برگ و گل تولید می کند. ریشه در محل گرهها تولید می شود.

در ساقه های غده ای انتهای متورم ریزوم را غده می‌نامند. سیب زمینی یک غده است. بوته سیب زمینی سه نوع ساقه دارد: ساقه‌های هوایی معمولی ، ریزوم باریک و انتهای متورم آن همان غده است.
غده سیب زمینی دارای گره ، میانگره ، جوانه جانبی و یک جوانه انتهایی است. گروهی از جوانه‌ها یک چشم را تشکیل می‌دهند. چشمهای بر روی غده به وضع مارپیچی قرار دارند. هر چشم موقعیت یک گره را نشان می‌دهد. و در ساقه پیازی ساقه‌ها کوتاه و ضخیم‌اند، بطور افقی رشد می‌کنند و غذای اندوخته یا در ساقه کوتاه مثل گلایول و سیکلامن یا در پولکهای برگ مانند اطراف آن مثل نرگس جا دارند.

ساقه پیچنده یا پیچکها

ساقه پیچنده دراز و باریک است و بافت استحکامی دارد. در تماس با هر یک تکیه گاه به دور آن می‌پیچند مانند پیچک انگور ، نیلوفر ، چسبک ، پیچکها در بخش انتهایی خود رشد سریع دارند.

ساقه برگ نما

به شکل ظاهری ساقه برگ نما همانند برگ است. این ساقه‌ها سبز رنگند و نقش برگ را هم انجام می‌دهند و سطح این ساقه‌ها ممکن است گل ، میوه و برگ بطور موقت ظاهر شود. مانند کوله خاس ، مارچوبه.

ساقه گوشتی

در عده ای از گیاهان فرایند ساختن غذا محدودی به ساقه می‌شود، زیرا برگها بسیار تحلیل رفته‌اند. این گیاهان در مواقع بارندگی مقدار قابل ملاحظه‌ای آب را در ساقه گوشت‌دار خود ذخیره می‌کنند و در فصلهای بی‌آبی از آن استفاده می‌کنند. ساقه گیاهان کاکتوس ، فرنیون ، علف شیر از جمله‌اند.

ساقه خار نما

اغلب خارهای گیاهان ، ساقه تغییر شکل یافته یا زایده ساقه‌اند. اما خارهایی که از تغییر شکل برگها حاصل شده‌اند در بعضی گیاهان مانند زرشک و اقاقیا دیده می‌شوند. نمونه ساقه خار نما در گیاه خار مصری و لالیک دیده می‌شوند. سطح خارها دارای برگ است که دلیلی است بر ساقه بودن خار.

مباحث مرتبط با عنوان

انتقال آب در گیاهان

ساقه

مقدمه

ساقه دارای رشد طولی و رشد قطری است. تمام ساقه‌ها رشد طولی دارند ولی رشد قطری در همه آنها دیده نمی‌شود. هر دو نوع رشد نتیجه تقسیم یاخته‌های مریستمی و تولید یاخته‌های جدید است. رشد طولی مقدم بر رشد قطری است. و در ساقه‌هایی که دارای هر دو نوع رشدند ابتدا رشد طولی را آغاز می‌کنند. بهمین دلیل رشد طولی و رشد نخستین و رشد قطری را رشد پسین می‌نامند.

پیدایش بافتهای نخستین ساقه

در مریستم ساقه سه نوع بافت مریستم نخستین به نامهای پروتودرم ، مریستم زمینه ، و پروکامبیوم تشخیص داده می‌شوند. این سه نوع بافت چند میلیمتر پایین‌تر از مریستم انتهایی قرار دارند و مستقیما از تمایز یاخته‌های مریستم انتهایی بوجود می‌آیند. از تمایز این سه بافت به ترتیب جدول زیر پدید می‌آیند.
پروتودرم بشره را تولید می‌کند.
مریستم زمینه بافتهای نخستین پوست، مغز، و اشعه مغزی را تولید می‌کند.
پروکامبیوم ابتدا بافتهای چوبی و آبکشی نخستین را بوجود می‌آورد و بعدها کامبیوم آوندی را تولید می‌کند. پروکامبیوم از خارج آوندهای آبکشی و از داخل آوندهای چوبی را ایجاد می‌کند.

ساختار بافتهای نخستین دو لپه‌ایها و بازدانگان

بشره پوست آندودرم استوانه مرکزی مغز و اشعه مغزی


بشره شامل یک ردیف یاخته‌های بدون کلروپلاست و نشاسته‌ای پوست ناحیه استوانه‌ای است که بین بشره و استوانه مرکزی قرار دارد. و معمولا از بافت پارانشیم بوجود آمده است. آندودرم از یک لایه یاخته تشکیل شده است که استوانه‌ای تو خالی را تشکیل می‌دهد در یاخته‌های معمولی آندودرم نوارهای محتوی چوب و چوب پنبه به صورت نوار کاسپار دیده می‌شود. آندودرم ساقه چندان واضح دیده نمی‌شود. استوانه مرکزی به صورت استوانه‌ای پوسته یا گسسته درون پوست قرار دارد.

و استوانه مرکزی
بافت آبکشی و بافت چوبی وجود دارد که بافت آبکشی معمولا در خارج قرار می‌گیرد و شامل یاخته‌های آبکشی ، یاخته‌های همراه ، فیبرو پارانشیم است و دیگری بافت چوبی که در داخل قرار دارد شامل یاخته‌های چوبی ، تراکئید ، فیبروپارانشیم است. در حالتی که استوانه مرکزی یکپارچه نیست، هر نوار یک دسته آوندی خوانده می‌شود بین آوندهای آبکش و آوندهای چوبی ساقه دو لپه‌ایهای چوبی و بازدانگان بافت کامبیوم آوندی در یک لایه قرار دارد. بخش بیرونی استوانه مرکزی را دایره محیطی تشکیل می‌دهد. مغز بخشی کم و بیش استوانه‌ای است که در مرکز ساقه قرار دارد. و از بافت پارانشیم تشکیل شده و انشعابات آن بنام اشعه مغزی فواصل بین آوندها را پر می‌کند.

ساختار نخستین تک لپه‌ایها

در ساقه علفی تک لپه‌ایها بافتهای چوبی و آبکشی بصورت دستجات آوندی پراکنده‌اند و تراکم آنها در نزدیکیهای پیرامون ساقه بیشتر است. بافت چوبی اغلب در سمت درونی ساقه و در زیر بافت آبکشی مربوط قرار دارد. آوندهای چوبی و آبکشی توسط بافتی بنام غلاف آوندی احاطه شده‌اند. مغز اکثرا تحلیل رفته است به علت عدم رشد پسین کامبیوم ندارند. و در بافتهایی مانند نخل ساقه کلفت می‌شود اما چوبی نیست.

پیدایش بافتهای پسین در ساقه

رشد پسین در اثر فعالیت کامبیوم چوب آبکش صورت می‌گیرد این لایه بافت آبکشی پسین را بطرف خارج و بافت چوبی را پسین را بطرف داخل تولید می‌کند. افزایش قطری ساقه سبب ایجاد شکافهایی در بشره و پوست می‌گردد در این صورت نقشهای حفاظتی و ذخیره‌ای بشره و پوست بوسیله بافتهای چوب پنبه و فلودرم انجام می‌گیرد. این بافتها از کامبیوم فلوژن حاصل می‌شود.

ساختار درونی پسین ساقه دو لپه‌ایهای چوبی و بازدانگان

کامبیوم چوب آبکش بطرف خارج آبکش پسین را تولید می‌کند و بطرف داخل بافت چوبی پسین را تولید می‌کند تناوب فعالیت کامبیوم چوب آبکش سبب ایجاد چوبهای بهاره و تابستانه می‌شود. که در مجموع حلقه سالاسه را بوجود می‌آورند سن درخت را می‌توان با شمارش حلقه در سطح مقطع تنه درخت تعیین کرد. با افزایش سن درخت ویژگیهای چوب قسمت مرکزی ساقه تغییر می‌کند و نقش هدایت شیره خام را از دست می‌دهد این چوب سخت‌تر و تیره‌تر از چوب پیرامون است و آن را قلب چوب می‌نامند. چوب پیرامونی قلب چوب تغییر نمی‌کند و همچنان هدایت شیره خام را بر عهده دارد و چوب پیرامونی را چوب شیره بر می‌نامند.

بیوتکنولوژی در باغبانی

کاربرد بیوتکنولوژی در باغبانی

با افزایش جمعیت در دنیا، نیاز به افزایش تولید میوه و سبزى نیز به همان نسبت وجود دارد. چگونه مى توان این نسبت را متوازن نمود و تولیدات باغبانى را با افزایش جمعیت، افزایش داد؟ تکنیک هاى سنتى به نژادى گیاهان، پیشرفت هاى قابل توجهى را در اصلاح ارقام با پتانسیل بالا به وجود آورده اند ولى این تکنیک ها قادر نیستند میزان تولید میوه ها و سبزى ها را نسبت به افزایش تقاضا براى این محصولات در کشورهاى در حال توسعه بالا ببرند. لذا یک نیاز فورى به استفاده از بیوتکنولوژى براى سرعت دادن به توسعه برنامه هاى اجرایى احساس مى شود. ابزارهاى بیوتکنولوژى در تمام برنامه هاى به نژادى محصولات باغبانى با اصلاح ارقام جدید گیاهى، مهیا نمودن مواد مناسب کشت، حشره کش هاى انتخابى موثرتر و کودهایى با کارایى بالاتر، مورد استفاده و نیاز هستند. اکثر میوه ها و سبزى هاى موجود در بازار کشورهاى توسعه یافته، به صورت ژنتیکى دستکارى شده اند. بیوتکنولوژى مدرن، طیف وسیعى از موجودات زنده یا مواد حاصل از میکروارگانیسم ها را در ساختن یا تغییر یک فرآورده جهت اصلاح گیاهان یا حیوانات و یا اصلاح میکروارگانیسم هایى براى کاربردهاى خاص در بر گرفته و مورد استفاده قرار مى دهد. بیوتکنولوژى یک جنبه جدیدى از بیولوژى و علوم کشاورزى است که ابزار و راهکارهاى جدیدى را بر حل مشکلات متفرقه تولید غذا در دنیا مهیا مى سازد. عمده ترین کاربردهاى بیوتکنولوژى جهت اصلاح و بهبود محصولات باغبانى عبارتند از:۱- کشت بافت. ۲- مهندسى ژنتیک. ۳- شناساگرهاى مولکولى. ۴- مارکرهاى مولکولى. ۵- تولید و توسعه میکروب هاى مفید

 • کشت بافت یکى از کاربردهاى وسیع بیوتکنولوژى در زمینه کشت بافت، به ویژه ریز ازدیادى است. این تکنیک یکى از مهمترین تکنیک هاى مورد استفاده براى ازدیاد غیرجنسى سریع گیاهان در درون شیشه (In vitro) به حساب مى آید. تکنیک کشت بافت از نظر زمان و فضاى مورد استفاده براى تولید انبوهى از گیاهان عارى از بیمارى بسیار مقرون به صرفه است. همچنین انتقال منابع با ارزش گیاهى (ژرم پلاسم) از نواحى بومى گیاهان به اقصى نقاط دنیا با کشت بافت میسر و تسهیل شده است. این در حالى است که روش سنتى قادر به پاسخگویى و تامین مواد گیاهى مورد نیاز جهت تقاضاهاى موجود نیست. تولید گیاهان عارى از ویروس با تکنیک کشت مریستم (نقاط رشدى در نوک ساقه و ریشه گیاهان) در اکثر محصولات باغبانى امکان پذیر شده است. تکنیک نجات جنین (رویان) یکى دیگر از کاربردهاى کشت بافت است که به نژادگران گیاهى را ساخته است تا از سقط جنین هاى گیاهى در اثر عوامل مختلف پیشگیرى نمایند. کشت جنین هاى نجات یافته در مراحل مناسب نمو، مى تواند مشکل ناسازگارى پس از تشکیل تخم را حل نماید. این تکنیک در گونه هاى باغبانى مشکل دار بسیار موثر بوده است. اکثر گونه هاى بقولات مناطق خشک به طور موفقیت آمیزى از طریق کشت لپه ها، محور زیرلپه اى (هیپوکوتیل)، برگ، تخمدان، پروتوپلاست، دمبرگ، ریشه، بساک و... باززایى مى شوند. تولید گیاهان هاپلوئید (n _ کروموزومى) از طریق کشت گرده یا بساک یکى از کاربردهاى مهم کشت بافت در به نژادى گیاهان است. این تکنیک بسیار سریع بوده و از نظر اقتصادى غیرمقرون به صرفه است. هموزیگوتى کامل نتایج به گزینش فنوتیپ ها براساس خصوصیات کمى و کیفى توارث یافته کمک مى کند و باعث تسهیل در به نژادى، ایزولاسیون موفق، کشت و ترکیب پروتوپلاست هاى گیاهى مى شود و در انتقال نر عقیمى سیتوپلاسمى جهت دستیابى به گیاهان هیبریدقوى، از طریق ترکیب میتوکندریایى بسیار مفید و موثر است و کارایى زیادى در انتقال ژنتیکى در گیاهان دارد. حفاظت درون شیشه اى ژرم پلاسم ها در محیط هاى کشت آماده و روش هاى جایگزین جهت غلبه بر مشکلات مدیریتى منابع ژنتیکى در محصولاتى که به طور غیرجنسى تکثیر مى شوند و گیاهانى که هتروزیگوتى بالایى دارند و ذخیره بذر مناسبى ندارند، از اهمیت زیادى برخوردار شده است. در برخى از محصولات خاص، حفاظت درون شیشه اى، راحت و بسیار موثر است. این تکنیک ها به طور موفقیت آمیزى در مورد محصولات باغبانى به کار گرفته شده و در مراکز مختلف جمع آورى ژرم پلاسم، شناخته شده هستند. ژرم پلاسم درون شیشه اى همچنین تبادل مواد گیاهى عارى از آفت و بیمارى را تضمین نموده و به قرنطینه بهتر آنها کمک مى کند.به نژادگران گیاهى به طور ممتد در حال تحقیق بر روى تغییرات ژنتیکى جدیدى هستند که کارآیى بالایى در اصلاح ارقام جدید دارند. برخى از گیاهان باززایى شدند. از طریق کشت بافت، اغلب تنوع فنوتیپى غیرمعمول و جدیدى را نسبت به فنوتیپ گیاه اصلى و مادرى از خود نشان مى دهند. چنین تنوعى را، تغییرات سوماکلونال (Somaclonal) مى نامند که مى تواند قابل توارث و تثبیت باشد و در نسل بعدى دیده شود. همچنین، تغییرات ممکن است اپى ژنتیکى باشند و در تولید مثل جنسى (ازدیاد جنسى) دیده نشوند. تغییرات قابل توارث براى به نژادگرهاى گیاهى بسیار مفید هستند.

 • مهندسى ژنتیک در گیاهان مهندسى ژنتیک در سه مرحله اصلى زیر دخالت دارد: ۱- شناسایى و جدا کردن ژن هاى مطلوب براى انتقال. ۲- سیستم رهاسازى جهت وارد کردن ژن مطلوب به داخل سلول هاى پذیرنده. ۳- بیان اطلاعات ژنتیکى جدید در سلول هاى پذیرنده. با استفاده از تکنیک هاى مهندسى ژنتیک، ژن هاى مفید زیادى به داخل گیاهان وارد شده و باعث توسعه گیاهان تغییر یافته ژنتیکى (گیاهان تراریخته) گردیده است. در این گیاهان DNA خارجى به طور ثابت الحاق یافته و فرآورده ژنى مناسبى را باعث مى شود. گیاهان تراریخته وسعتى در حدود ۶/۵۲ میلیون هکتار را در کشورهاى صنعتى و در حال توسعه تا سال ۲۰۰۱ به خود اختصاص داده اند. ژن ها براى دستیابى به خصوصیات مفید زیر به داخل محصولات گیاهى وارد مى شوند. مقاومت به علف کش ها: گیاهان تراریخته مقاوم به علف کش ها این امکان را براى کشاورزان به وجود آورده اند که بدون صدمه به گیاه اصلى، جهت از بین بردن علف هاى هرز از علف کش هاى مختلف استفاده کنند. اکثر گیاهان مقاوم به علف کش ها در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، سیب زمینى، سویا، کتان، ذرت، خردل روغنى، اطلسى و امثال آن به وجود آمده اند. گلیفوسات (Glyphosate) یکى از قوى ترین علف کش هایى است که براى طیف وسیعى از گیاهان با نام تجارى رانداپ (Round up) در حال استفاده است. گلیفوسات با بلوکه کردن یک آنزیم ۵-انول پروویل شیکیمات -۳-فسفات سنتاز (EPSPS) که در بیوسنتز اسیدهاى آمینه حلقوى نظیر تیروزین، فنیل آلانین و تریپتوفان نقش دارد، منجر به از بین رفتن علف هاى هرز مى شود. اسیدهاى آمینه مواد سازنده پروتئین ها هستند. گیاهان تراریخته مقاوم به گلیفوسات که حاوى ژن EPSPS هستند به مقادیر زیادى آنزیم مورد نظر را تولید کرده و در برابر اثرات گلیفوسات از خود مقاومت نشان مى دهند. قابل ذکر است که این علف کش یک علف کش عمومى است و تمام گیاهان را از بین مى برد. تعدادى از آنزیم هاى سم زدا در گیاهان و میکروب ها شناسایى شده اند از جمله آنزیم گلوتاتیون _ اس _ ترانسفور (GST) در ذرت و گیاهان دیگر، اثرات سمى علف کش بروموکسینیل (Bromoxynil) را خنثى مى کند و همچنین آنزیم فسفینوتریسین استیل ترانفسفراز (pat) که اثرات سمى علف کش PPT (ال _ فسفینوتریسین) را خنثى مى کند. با گرفتن ژن ban از klebsiella و ژن bar از قارچ هاى استرپتومیست (Strepotomyces) و انتقال آنها به سیب زمینى، چغندر قند، سویا، کتان و ذرت، گیاهان تراریخته اى حاصل شده اند که به علف کش ها مقاوم اند. گیاهان تراریخته، زحمت و هزینه مبارزه با علف هاى هرز را براى کشاورز کاهش داده و باعث افزایش عملکرد محصول مى گردند. مهندسى مقاومت به پاتوژن ها (عوامل بیمارى زا): ویروس ها مهم ترین و خطرناک ترین عوامل بیمارى زاى گیاهى بوده که به طور قابل توجهى عملکرد محصولات باغبانى را کاهش مى دهند. راهکارهایى با استفاده از پوشش پروتئینى ویروس ها و RNA ماهواره اى جهت کنترل آلودگى هاى ویروسى به کار گرفته شده است. ویروس ها موجودات ذره بینى متشکل از اسیدهاى نوکلئوئیک (RNA DNA) هستند که در یک پوشش پروتئینى محصور بوده و قادر به تکثیر زیاد در داخل سلول میزبان هستند. استفاده از پوشش پروتئینى ویروس به عنوان یک عامل قابل تغییر جهت تولید گیاهان مقاوم به ویروس یکى از دستاوردهاى مهم بیوتکنولوژى گیاهى است. ژن مسئول ساخت پوشش پروتئینى از ویروس موزائیک توتون (TMV) به عنوان یک ویروس با RNA رشته اى مثبت به گیاه توتون انتقال داده شده و آن را مقاوم به ویروس TMV کرده است. استفاده از ژن مقاوم به پروتئین nucelocapsid در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، کاهو، بادام زمینى، فلفل و گل هاى زینتى مانند حنا، گل ابرى و داوودى جهت مقاومت به ویروس لکه پژمردگى گوجه فرنگى معرفى شده است. استفاده از RNA ماهواره اى (SATRNA) برخى گیاهان تراریخته را به ویروس موزائیک خیار (CMV) مقاوم کرده است. گیاهان تراریخته مقاومى نیز در برابر ویروس موزائیک یونجه، ویروس x سیب زمینى، ویروس تانگروى برنج، ویروس جغ جغى توتون و ویروس لکه حلقوى خربزه درختى (پاپایا) به وجود آمده اند. در دهه اخیر، ژن هاى مقاومى در شناسایى پاتوژن هاى بیمارى زا معرفى و کلون شده اند. همچنین برخى از مسیرهاى مشخصى که آلودگى پاتوژنى را دنبال مى کنند، مورد شناسایى قرار گرفته اند. برخى ترکیبات ضدقارچ در گیاهان مقاوم به آلودگى هاى قارچى شناسایى و ساخته شده است. راهکارهاى مناسبى جهت توسعه مقاومت به قارچ ها با تولید گیاهان تراریخته حاوى مولکول هاى ضدقارچ نظیر پروتئین ها و سموم توسعه یافته است. ژن کیتیناز (Chitinase) گرفته شده از لوبیا، مقاومت زیادى به بیمارى قارچى Rhizoctonia solani در توتون و شلغم به وجود آورده است. همچنین این ژن که از باکترى خاکزى Serratia marcescens گرفته شده است در گیاه توتون، مقاومت به بیمارى قارچى Altenaria longipes که باعث بیمارى لکه قهوه اى مى شود را ایجاد کرده است. ژن استیل ترانسفراز در توتون، مقاومت به بیمارى باکتریایى Pseudomonas Syringea را باعث شده است. مقاومت به تنش ها: برخى از ژن ها مسئول ایجاد مقاومت در برابر تنش هایى همچون گرما، سرما، شورى، عناصر سنگین و هورمون هایى گیاهى هستند. مطالعاتى نیز در مورد متابولیت هاى نظیر پروتئین ها و بتائین ها انجام گرفته است که نشان داده اند در مقاومت به تنش ها دخالت دارند. مقاومت به سرمازدگى در توتون با داخل کردن ژن مسئول سنتز آنزیم گلیسرول، فسفات، آسیل، ترانسفراز ایجاد شده است که این ژن از Arabidopsis گرفته شده است. برخى گیاهان با سنتز گروهى از مشتقات قندى مشهور به پلى ال ها (مانیتول، سوربیتول و سیون) به تنش هاى خشکى واکنش نشان مى دهند. گیاهانى که داراى پلى ال هاى بیشترى هستند، مقاومت بیشترى به تنش ها دارند. با استفاده از ژنى در باکترى ها که قادر به ساختن مانیتول ها است، این امکان وجود دارد که سطح مانیتول را در گیاهان مقاوم به خشکى بالا برد. کیفیت میوه: میوه هاى گوجه فرنگى که به کندى مى رسند از اهمیت ویژه اى در حمل ونقل برخوردارند. گوجه فرنگى تراریخته با فعالیت کم آنزیم پکتین میتل استواز و مقادیر بالاى مواد جامد محلول و PH بالا، کیفیت فرآورى را افزایش مى دهد. گوجه فرنگى هاى دیررس با استفاده از RNA آنتى سنس تولید شده اند که در آنها از سنتز آنزیم هاى دخیل در تولید اتیلن ممانعت مى شود مثل آنزیم EgAccl سنتتاز. همچنین با استفاده از ژن دآمیناز که مقدار اسید ۱- آمینو سیکلوپروپان ۲-کربوکسیلیک (ACC) (پیش ماده سنتز اتیلن) را در میوه کاهش مى دهد، امکان تولید گوجه فرنگى هاى دیررس وجود دارد. این گوجه فرنگى ها از عمر ماندگارى بیشترى برخوردار هستند و همچنین مى توانند مدت طولانى بر روى گیاه باقى بمانند تا تجمع قندها و اسیدها در میوه جهت بهبود طعم آن بالا رود. این گوجه فرنگى ها در کشورهاى اروپایى و آمریکایى در سطوح تجارى گسترده اى در حال تولید هستند. با استفاده از ژن ساکارز فسفات سنتتاز مى توان گوجه فرنگى با ساکارز و نشاسته کم تولید نمود، همچنین با ژن باکتریایى ADP گلوکز پیروفسفوریلاز مى توان محتواى نشاسته سیب زمینى ها را به میزان ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش داد. مقاومت به آفات: با وارد کردن ژن بتا اندوتکسین (ژن bt) گرفته شده از باکترى Bacillus thuringiensis به گیاهانى نظیر کتان، توتون، گوجه فرنگى، سویا، سیب زمینى و... مقاومت به حشرات مضر در این گیاهان ایجاد شده است. این ژن ها، پروتئین هاى کریستاله ضد حشرات را تولید مى کنند که بر روى دامنه وسیعى از سخت بالپوشان، بى بالپوشان و دو بالپوشان اثر دارد. این کریستال ها در داخل بدن لارو حشرات به صورت ذرات قلیایى در داخل پروتوکسین هاى انفرادى با وزن مولکولى ۱۳۳ تا ۱۳۶ کیلووالتون تشکیل مى شوند. این پروتئین هاى کریستالى ضدحشرات در طول دوره رشد رویشى سلول ها تولید مى شوند و اثرات زیادى بر کنترل حشرات دارند. نر عقیمى و تجدید بارورى: این تکنیک در تولید بذر هیبرید بسیار مفید مى باشد. گیاهان تراریخته با ژن هاى نر عقیم و تجدید کننده بارورى در شلغم ایجاد شده اند. این تکنیک تولید بذر هیبرید، بدون اخته کردن دستى گل هاى نر را تسهیل مى نماید و گرده افشانى را در ذرت کنترل مى کند. در سال ،۱۹۹۰ ماریانى (Mariani) و همکاران در بلژیک با موفقیت یک ساختار ژنى را که داراى محرک خاص دیگرى بود از ژن TA29 توتون گرفتند و ژن ریبونوکئاز را در باکترى باسیلوس (ژن بارناز) توالى یابى کرده و در تولید گیاهان تراریخته شلغم به کار گرفتند. با این عمل و با بیان ژن انتقال یافته از تولید گرده نرمال جلوگیرى شده و منجر به نر عقیمى مى شود.

• شناساگرهاى مولکولى کاوشگر هاى اسید نولکئیک: امروزه با استفاده از کاوشگر هاى CDNA مى توان بیمارى هاى گیاهى را قبل از بروز علائم شناسایى کرد. کاوشگر، توالى هاى اسیدنوکلئیک پاتوژن هستند که ارگانیسم هاى با مارکرهاى ویژه را تولید مى کنند. کاوشگرهاى CDNA به نواحى خاصى از پاتوژن ها فرستاده شده و با استفاده از تکنیک هاى استاندارد DNA نوترکیب مى توان آنها را تولید کرد. پادزهرهاى تک کلونى McAb) تکنیک هاى ایمونوشیمیایى، براى شناسایى سریع و دقیق پاتوژن هاى گیاهى بسیار مفید هستند. همچنین از این تکنیک در شناسایى بیمارى هاى گیاهى استفاده مى شود. تکنیک هیبریداسیون (تلاقى)، روش هاى مناسبى را براى تولید هومولوگ ها به وجود آورده است که از لحاظ بیوشیمى اینها به عنوان مواد ایمنولوژیکى تعریف مى شوند که توسط یک لاین سلولى ساده و علیه اپى توپ هاى پادتن ایمن ساز ساخته مى شوند. پتانسیل بالاى McAbs در شناساگرهاى پاتولوژى گیاهى ضرورى هستند چون منجر به تولید پادزهرهاى هموژن با فعالیت مشخص به مقادیر زیاد گردید که در مدت زمان طولانى ساخته مى شوند. با این حال تکنولوژى هیبریداسیون یک عمل آزمایشگاهى و پرهزینه است در مقایسه با روش هاى ایمنى سازى استاندارد که به طور گسترده براى شناساگرهاى مولکولى در مقیاس وسیع استفاده مى شوند.

• مارکرهاى مولکولى استفاده از مارکرهاى مولکولى جهت گزینش صفات زراعى، کار را براى به نژادگرایان گیاهى آسان ساخته است. این امکان به وجود آمده است که گیاهان را براساس صفات مختلف یا مقاومت به بیمارى ها در مراحل مختلف رشد و نمو، گروه بندى کنیم. استفاده از RFLP چند شکلى طولى قطعات برشى)، RAPD (DNA) چند شکلى تکثیر شده تصادفى)، AFLP (چند شکلى طولى قطعات تکثیر شده) و مارکرهاى ایزوآنزیم در به نژادى گیاهان، فراوان به چشم مى خورد. مارکرهاى RFLP براى مارکرهاى مورفولوژیکى و ایزوآنزیم ها مفید بوده، چون تعداد آنها فقط توسط اندازه ژنوم محدود مى شود و آنها تحت تاثیر شرایط محیطى قرار نمى گیرند. نقشه هاى مولکولى در حال حاضر براى برخى از گیاهان زراعى نظیر ذرت، گوجه فرنگى، سیب زمینى، برنج، کاهو، گندم و گونه هایى از کلم ها وجود دارد. مارکرهاى RFLP کاربردهاى زیادى دارند که مى توان به شناسایى ارقام، شناسایى مکان هاى ژنى، صفات کمى، آنالیز ساختار ژنوم، داخل کردن ژرم پلاسم و کلون سازى براساس نقشه، اشاره کرد. RFLP به عنوان ابزارى براى شناسایى مورد استفاده قرار مى گیرد چون در مقایسه با APD قدرت ترمیم و بازسازى دارد. ریزماهواره ها یا مارکرهاى تکرارشونده توالى ساده (SSRS) نیز استفاده گسترده اى در ژنوتیت سازى، نقشه ژنى و آنالیزه ژنى دارند.

 • تولید مایه زن هاى میکروبى استفاده بى رویه و بدون احتیاط از کودها و سموم شیمیایى براى تولید محصول و کنترل حشرات و آفات، منجر به آلودگى محیطى و از بین بردن حاصلخیزى و سلامت خاک و توسعه مقاومت در برخى حشرات و مشکلات بقایاى سموم شده است. لذا یک توجه جهانى به استفاده از کودها و آفت کش هاى زیستى مطمئن در مدیریت تلفیقى تغذیه و سیستم هاى مدیریت آفات وجود دارد. کودهاى زیستى، میکروارگانیسم هایى هستند که نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده و یا فسفر تثبیت شده را در خاک به صورت محلول درآورده و عناصر غذایى را بیشتر در اختیار گیاه قرار مى دهند. استفاده از میکروارگانیسم ها به عنوان کود، مزایاى زیادى دارد از جمله کم هزینه بودن آنها، غیرسمى بودن براى گیاهان، آلوده نکردن آب هاى زیرزمینى و اسیدى نکردن خاک و مناسب براى رشد گیاه. ریزوبیوم ها، میکروارگانیسم هایى هستند که بر روى ریشه گیاهان بقولات (حبوبات) گره هایى را ایجاد مى کنند و توسط آنها نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده که این نیتروژن سپس به آمونیوم و بعد به اسیدهاى آمینه در سلول گیاهى تبدیل مى شود. مایه زنى خاک با این باکترى ها به کاهش مصرف کودهاى نیتروژنه اضافى به خاک کمک مى نماید. باکترى هاى حل کننده فسفر نیز گروه دیگرى از میکروارگانیسم ها هستند که فسفر غیرمحلول خاک را به صورت محلول درآورده و آن را به راحتى در اختیار گیاه قرار مى دهند. میکوریزا به همزیستى بین قارچ هاى غیر بیمارى زا و ریشه گیاهان گفته مى شود. میکوریزا عناصر غذایى را از لایه هاى عمیق تر خاک در اختیار گیاهان قرار مى دهد و با مایه زنى آنها به استقرار و رشد بهتر گیاهان مى توان کمک کرد. اکثر میوه ها نظیر خربزه درختى، انبه، موز، مرکبات و انار که وابسته به این رابطه هستند، با مایه زنى این قارچ ها، فسفات و عناصر غذایى بیشترى در اختیار این میوه ها قرار مى گیرد. این اجتماع میکوریزاها، همچنین به مقاومت گیاهان در برابر حمله بیمارى ها کمک کرده و از طرفى خصوصیات خاک را نیز بهبود مى بخشد. تغییر ژنتیکى میکروب ها: با استفاده از تکنیک نوترکیبى DNA این امکان فراهم شده است که به طور ژنتیکى، مى توان نژادهاى مختلف این باکترى ها را دستکارى نمود و میکروب هایى سازگار با شرایط محیطى مختلف و نژادهایى با خصوصیات و ظرفیت رقابت و گره زایى بهتر تولید نمود. آفت کش هاى زیستى، ارگانیسم هاى بیولوژیکى هستند که مى توانند همانند آفت کش هاى شیمیایى براى کنترل آفات مورد استفاده قرار گیرند. این آفت کش ها جایگاه خود را در کشاورزى، باغبانى و برنامه هاى سلامت عمومى جهت کنترل آفات، پیدا نموده اند. آفت کش هاى زیستى مزایاى زیادى دارند. آنها در کنترل آفات به صورت اختصاصى عمل نموده و براى ارگانیسم هاى غیرهدف نظیر زنبورها و پروانه ها مضر نیستند. این آفت کش ها براى انسان و احشام ضررى نداشته و در داخل زنجیره غذایى توزیع نشده و از خود بقایایى باقى نمى گذارند. برخى از آفت کش هاى میکروبى مورد استفاده براى کنترل حشرات، گونه هایى از Bacillus thuringiensis هستند که براى کنترل حشرات گوناگون مورد استفاده قرار مى گیرند. خصوصیت حشره کشى این باکترى ها به علت تولید کریستال هاى پروتئینى در دوره تخم ریزى است. این پروتئین ها سموم معده هستند که خاصیت ضدحشره دارند. سموم Bt همچنین قادر به از بین بردن نماتودهاى گیاهى مى باشد. گسترش و استفاده تجارى بیوتکنولوژى گیاهى، یک نشانه مهم براى اندازه گیرى بقاى این تکنولوژى جدید مى باشد. کشاورزان کوچک و کم درآمد مى توانند از تکنولوژى کم هزینه تر مانند استفاده از کودهاى زیستى و آفت کش هاى زیستى استفاده نمایند برعکس کشاورزان مایه دار که از تکنولوژى مدرن و پرهزینه بهره مى برند.