پرواز
|
| ||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||
|
نياز هاي غذايي ماهي قزل آلا |
توليد باصرفه واقتصادي ماهيان گوشتخوار وازجمله ماهي قزل آلامنوط به استفاده ازجيره غذايي مناسب ومتناسب بانياز هاي اين گونه است وتغذيه نامناسب وناكافي از شدت رشدكاسته وتوليد اقتصادي ماهي را به مخاطره مي اندازدبنابراين به كار بردن غذابا اندازه وفرمول مناسب در توليد ماهي قزل آلااز اهميت زيادي برخورداراست .نياز هاي غذايي ماهي دراندازه وسنين مختلف بايكديگر متفاوت است وفرمول غذايي در هر يك ازاين مراحل بايد متناسب بانياز هاي غذايي آن مرحله از رشدباشد .غذاي موردنياز ماهي قزل آلابايدداراي پروتئين كافي انرژي لازم وميزان كربوهيدرات كمتري در مقايسه باماهيان گرمابي وهمه چيز خوار باشد .به هنگام تهيه پلت هاي غذايي براي ماهي قزل آلابايد به ناكات زير به دقت توجه كرد.
الف- تراكم ماهي :هرچه قدر كه روش پرورشي متراكم تر باشد بايد وسواس بيشتري در تهيه غذا به كار رود تااز پرت غذاي وآلوده شدن محيط كاسته شود
ب- جريان آب وتعداددفعات تعويض ان :هرچه قدر كه جريان اب وشدت تعويض آب بيشتر باشد امكان آلودگي محيط در اثر ذرات غذايي كمتر است.
ج-ميزان PH آب : به طور كلي PH آب براي ماهي قزل آلابايد درحدخنثي باشدودر آبهايي با PH بالاكه خطر اثرات سني گاز آمونياك وجود داردبايد درتهيه پلت هاي غذايي دقت بيشتري به عمل آيد.
براي پرورش ماهي دراستخرهاي دومنظوره سردآبي به طور كلي سه نوع جيره غذايي ممكن است به كار رود كه شامل موارد زير ميباشد .
غذايي مورد استفاده در اين مرحله داراي ميزان پروتئين بالا گاهي يشاز 50درصد است غذاي كنسانتره دراين مرحله به صورت گرانول ياخرد ودراندازه هاي مختلف تهيه ميشود كارخانه هاي سازنده بايد مشخصات غذايي ساخته شده را در روي پاكت غذادرج كند غذاي گرانول اغلب در سه اندازه مختلف تهيه شده وبراي استفاده ماهيان قزل آلا تا وزن 5گرمي مناسب است .
باتوجه به اينكه ذخيره سازي بچه ماهياني باوزن كمتر از 2گرم در استخر هاي دو منظوره سردابي توصيه نمي شود بنابراين به ذكر مشخصات يكي از غذاهاي گرانول كه توسط كارنجات غذاي آبزيان در داخل كشور وباعلامت اختصاري S.F.T-3 مشخص شده اكتفا مي كنيم .
درصد تركيب مواد غذايي كنسانتره آغازي
|
حداقل پروتئين خام |
48 |
|
حداكثر فيبر خام |
2.5 |
|
حداكثر خاكستر |
11 |
|
حداقل فسفر |
1.3 |
|
حداكثر رطوبت |
2 |
راهنمايي مصرف غذايي استارتر
|
ورن ماهي |
2تا 5گرم |
|
دانه بندي خوراك |
گرانول |
|
اندازه غذا |
1.5تا2 ميلي متر |
|
تعداددفعات غذادهي در روز |
6تا8 مرتبه |
ميزان پروتئين درغذاي رشد كمتر از غذاي استارتر است وذرات غذايي به صورت پلت تهيه مي شوند بديهي است قطر پلت نيز متناسب با اندازه ماهي افزايش مي يابد به طور كلي براي پرورش ماهي قزل آلادراستخرهاي دومنظوره به هيچ وجه تهيه غذا در مزرعه به دودليل توصيه نمي شود اول اين كه حجم كم توليد ماهي تهيه غذا در مزرعه در اين حالت مقرون به صرفه نيست ودوم به علت عدم رعايت اصول فني در ساخت استخر هاي پرورش ماهي قزل آلا ممكن است استفاده از غذاهاي توليد شده در مزرعه موجب بروز مشكلاتي ازقبيل آلودگي استخر وايجاد تلفات شود مشخصات غذاي مرحله رشد يكي از كار خانه هاي توليد غذاي آبزيان در داخل كشور به شرح ذيل است.
درصد تركيب مواد غذايي كنسانتره مرحله رشد
|
حداقل پروتئين خام |
45 |
|
حداكثر فيبر خام |
3 |
|
حداكثر خاكستر |
10 |
|
حداقل فسفر |
1.1 |
|
حداكثر رطوبت |
12 |
راهنمايي مصرف غذايي مرحله رشد
|
نوع خوراك |
FFT-1 | FFT-2 |
|
ورن ماهي - گرم |
5 تا 10 | 10 -20 |
|
دانه بندي خوراك |
پلت | پلت |
|
اندازه غذا -ميلي متر |
2 | 2.5 |
|
تعداددفعات غذادهي در روز |
4 تا5 مرتبه | 3 تا 4 مرتبه |
از مشخصات غذا در اين مرحله نيز كاهش ميزان پروتئين افزايش درصد فيبر خام وافزايش قطر پلت متناسب بااندازه ماهي است در اينجامشخصات غذاي پرواري G.F.T ساخت كارخانه غذاي آبزيان در داخل كشوربه شرح زير است .
درصد تركيب مواد غذايي كنسانتره مرحله پرواري
|
حداقل پروتئين خام |
40 |
|
حداكثر فيبر خام |
4 |
|
حداكثر خاكستر |
9 |
|
حداقل فسفر |
0.8 |
|
حداكثر رطوبت |
12 |
راهنمايي مصرف غذايي مرحله پرواري
|
نوع خوراك |
GFT-1 | GFT-2 |
|
ورن ماهي - گرم |
20 تا 100 | 100تا350 |
|
دانه بندي خوراك |
پلت | پلت |
|
اندازه غذا -ميلي متر |
3 | 4 |
|
تعداددفعات غذادهي در روز |
3تا4 مرتبه | 2 تا 4 مرتبه |
ميزان غذاي مصرفي وتعداددفعات غذا دهي
غذا شيوه غذادهي مقدار غذاي مصرفي وتعداد دفعات غذادهي در توليد با صرفه واقتصادي ماهي قزل آلا از اهميت خاصي بر خوردار است مصرف بيش از حد غذا سبب هدر رفتن مقداري از غذاي مصرفي شده كه اعلاوه برزيان اقتصادي موجب آلودگي آب نيز ميشود همچنين غذادهي كمتر از حد نياز ماهي مي تواند منجر به كاهش رشد ماهيان پرورشي وطولاني شدن دوره رشد شود كه اين خود نيز باعث ضرروزيان اقتصادي است ميزان غذاي روزانه ماهي قزل آلا براساس وزن ماهي درجه حرارت آب وانرژي موجوددر غذا طبق جدول انجام مي گيرد بنا براين بايد كارخانه هاي سازنده غذاانرژي پلت غذايي ساخته شده رابرروي كيسه هاي غذادرج كنندولي به طور معمول وبدون درنظر گرفتن انرژي موجود در غذامقدار غذاي روزانه مورد نياز ماهي قزل آلا بر اساس وزن بدن ودرجه حرارت اب تعيين مي شود .
براساس داده هاي اين جدول هابارشد ماهيهاوبزرگ شدن انها درصد غذاي مصرفي نسبت به وزن كاهش يافته وميزان غذاي مصرفي روزانه افزايش مي يابد همچنين باافزايش درجه حرارت آب تاحد مطلوب براي رشد ماهي ميزان غذاي مصرفي نيز افزايش مي يابد .
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید و جدول مربوط به غذادهی همراه با مثال را ببینید.
با مطالعه اين مقاله در مورد نهنگ هاي قاتل اطلاعات مفيد و معتبري را توام با منابع اصلي آنها بدست خواهيد آورد
نام انگليسي : Killer Whale
نام علمي : Orcinus orca
نام فارسي : نهنگ قاتل
مقدمه :
نهنگ هاي قاتل از زمان هاي بس دور و دراز تا كنون توجه بسياري از انسان ها را به خود جلب كرده اند. برخي آنها را موجوداتي خونخوار و برخي ديگر آنها را گرگ هاي دريا ناميدند. برخي دانشمندان و فلاسفه آنها را موجوداتي وحشي تلقي كردند و آنها را دشمن انسان به شمار آوردند.
و در اين ميان برخي ديگر نهنگ هاي قاتل را حيواناتي باهوش احساساتي و بازيگوش ناميدند. و اما چيزي كه همگي در مورد آن مطمئن هستيم اين است كه تا كنون حتي يك مورد از حمله يك نهنگ قاتل به انسان در هيچ جاي دنيا گزارش نشده است. ولي اگر به برخورد انسان در مورد اين حيوان بي آزار بنگريم مي بينيم كه هزاران مورد تهاجم انسان به نهنگ قاتل در سطح دنيا به بهانه هاي مختلف اتفاق افتاده است.
در اينجا سعي داريم شما را با جنبه هاي مختلف زندگي نهنگ قاتل آشنا سازيم و حتي الامكان اطلاعاتي عمومي را در مورد حيات اين موجود عرضه داريم.
تاريخچه :
در سال 1961 اولين نهنگ قاتل جهت انجام مطالعات در آبهاي اقيانوسي ايالت كاليفورنيا از دريا گرفته شد. اين نهنگ يك نهنگ ماده بيمار و ضعيف بود كه بعد از گذشت دو روز از ورود به استخر سر خود را به ديواره استخر كوبيد و مرد. نهنگ قاتل بعدي در سال 1964 گرفته شد و او هم پس از گذشت چند مدت به همان شيوه نهنگ قبلي از بين رفت.
يك مجسمه ساز به نام Samuel Burich از طرف مجموعه آكواريومي Vancouver مأموريت يافت تا يك نهنگ قاتل را كشته و يك مدل از آن بسازد. وي با استفاده از زوبين ( نيزه مخصوص شكار نهنگ) يك نهنگ قاتل به طول 6/4 متر و به وزن يك تن را شكار كرد. ولي از آنجا كه نهنگ بلافاصله و حتي بعد از شليك نمرد رييس آكواريوم تصميم گرفت آنرا زنده به Vancouver ببرد و در آنجا نام نهنگ را Moby Doll گذاشتند. مردم از مطيع بودن Moby Doll تعجب مي كردند. اين نهنگ پس از كذشت 87 روز به دليل يك بيماري پوستي كه حاصل شوري كم آب بندرگاه بود از بين رفت.
گرفتن نهنگ هاي قاتل از آب به جهت نمايش دادن در نمايشگاه ها از سال 1965 شروع شد. در اين سال يك نهنگ قاتل به طول 5/7 نتر و به وزن 5 تن به طور اتفاقي در تور دو ماهيگيردر شهر Namu ( نامو) در كلمبياي انگلستان به دام مي افتد. اين دو ماهيگير تصميم مي گيرند آنرا به مزايده بگذارند.
در اين هنگام شخصي به نام Ted Griffin كه صاحب يك آكواريوم عمومي در واشنگتون مي باشد و مدت ها آرزوي نمايش نهنگ قاتل را در نمايشگاه خود در سر داشت نهنگ را به قيمت 8000 دلار خريداري ميكند و نام آنرا نامو مي گذارد. تنها مشكل موجود انتقال نامو به واشنگتون طي مسافتي 724 كيلومتري است كه او با ساختن محفظه اي به طول 3/18 متر عرض 12 متر و عمق 8/4 متر كه در آب شناور بوده و به قايق وصل بود اين مشكل را حل كرد. در روز اول سفر به سوي واشنگتن نامو صداهاي جيغ مانند مختلفي از خود صادر ميكرد و در روز چهارم سفر 30 تا 40 نهنگ قاتل به محفظه رسيدند و با ضربه زدن به آن قصد رها كردن نامو را داشتند. آنها دفعات زيادي به قفس حمله كردند ولي هنگامي كه توسط اندام كاشف صوتي درون بدن ( كه توسط آن مي توانند اجسام زير آب را شناسايي كند ) اخطار دريافت كردند دست از حمله كشيدند و بعد از ساعت ها به تدريج پراكنده شدند. فقط 3 نهنگ قاتل نامو را بيشتر از 240 كيلومتر همراهي كردند كه احتمالا مادر و خواهران يا برادران او بوده اند. در روز اول ورود نامو به نمايشگاه 5000 نفر به ديدن او آمدند و جمعيت بازديد كنندگان از او تا ماه بعد به 120000 نفر رسيد.
Ted Griffin تصميم گرفت اين اعتقاد و يا بهتر بگوييم اين طلسم را كه نهنگ قاتل موجودي خطرناك و خونخوار است از بين ببرد. او مي دانست كه اگر بخواهد خلاف اين مطلب را ثابت كند مي بايست شخصا و در حضور همه براي چند مدت با نامو تماس داشته باشد. به همين منظور جهت ايجاد رابطه دوستي با نامو تصميم گرفت با او شنا كند.
اما او قبل از اينكه با يك نهنگ قاتل از دنياي وحش تماسي داشته باشد تمام حركات نامو را مورد بررسي قرار داد و رفتارهاي مختلفاو را مطالعه كرد.
از آنجا كه نهنگ قاتل در طبيعت هيچ دشمني ندارد وي متقاعد شده بود كه ترس نهنگ دليلي بر تهاجم او نيست. بلكه در عوض باعث جلب توجه و حس كنجكاوي او مي شود.
وي براي اولين بار دقيقا يك ماه پس از ورود نامو به نمايشگاه با نامو به شنا كردن پرداخت. Griffin با يك برس دسته كوتاه به نامو نزديك شد و با آن سر بيني و زير پوزه او را نوازش داد. بعد از چند روز Griffin بر پشت نامو سوار شد و از آن به بعد آن دو از يكديگر جدايي ناپذير بودند. وي در مورد ارتباطش با نامو ميگويد: " انگار هر خواسته ذهني من به منزله يك دستور براي نهنگ بود. "
Griffin با پولي كه بدست آورده بود چنان شهرتي پيدا كرده بود كه عليرغم تجربه و لمس ذات و طبيعت باهوش نامو با شخصي به نام Goldsberry شريك شد و اقدام به دام انداختن نهنگ هاي قاتل بيشتري كرد. آن دو از سال 1965 تا سال 1977 تقريبا 262 نهنگ قاتل به دام انداختند كه حد اقل 11 عدد از آنها در طي نقل و انتقالات از بين رفتند.
شكارچيان نهنگ هاي قاتل تعداد اين نهنگ ها را در آبهاي اطراف واشنگتن بين 100 تا 1000 عدد پيش بيني مي كردند. با افزايش نگراني ها در مورد صيد بي رويه نهنگ هاي قاتل اداره شيلات كانادا يك زير دريايي تحقيقاتي را به منظور شمارش تعداد نهنگ ها در اين آبها اعزام كرد كه حاصل تحقيقات اين زيردريايي 200 تا 300 عدد نهنگ قاتل بود كه به مراتب از ميزاني كه در نظر صيادان بود كمتر مي نمود. در سال 1973 شيوه عكسبرداري از باله پشتي و بخش زين مانند پشت نهنگ جهت شمارش آنان توسط دكتر Mike Bigg پيشنهاد شد.
رده بندي علمي نهنگ هاي قاتل :
راسته :
پستانداران دريايي
تمام دلفين ها نهنگ اي دندان دار و وال ها در اين راسته قرار دارند. اين راسته تقريبا 80 گونه موجود زنده را شامل مي شود كه به سه زير راسته مي توان آنها را تقسيم كرد :
1) نهنگ هاي دندان دار (Odontoceti )
2) نهنگ گو?پشت آبي ( Mysticeti )
3) نهنگ هاي فسيلي ( Archaeoceti ) كه هم اكنون از بين رفته اند.
خانواده دلفين ها
دلفين ها و خويشاوندان نزديك آنها در اين خانواده قرار مي گيرند. در اين خانواده 32 گونه وجود دارد از جمله آنهايي كه از لحاظ اسمي به نهنگ قاتل نزديك هستند مانند نهنگ قاتل كوتوله يا Feresa attenuata و نهنگ قاتل بدلي يا Pseudorca crassiddens . نهنگ هاي قاتل بزرگترين عضو خانواده دلفين ها هستند.
گونه :
نهنگ قاتل ( Orcinus orca )
به دليل شهرت آنها در درندگي به زبان اسپانيايي گاهي آنها را Ballena asesina به معني آدم كش مي نامند. دريانورداني كه شاهد حمله اين موجود به پستانداران بزرگ دريايي بودند آنرا " قاتل نهنگ " ناميدند كه پس از گذشت زمان اين اسم به " نهنگ قاتل " تغيير پيدا كرد. آنها به اين دليل به اين نام خوانده مي شوند كه نهنگ هاي بزرگ ديگر را مي كشند نه به دليل اينكه ضرري به انسان مي رسانند.
مشخصه هاي جسماني :
اندازه :
نهنگ هاي قاتل از برخي نهنگ هاي ديگر كوچكتر هستند ولي بزرگ ترين شكارچي پستاندار تا كنون شناخته شده مي باشند. طول بدن نهنگ قاتل نر 6/7-8/5 متر و وزن آن 5442-3628 كيلوگرم است. طول بدن ماده ها 8/5-9/4 متر و وزن آنها 3628-1361 كيلوگرم مي باشد.
سايز بدن نهنگ ها در نواحي مختلف جغرافيايي متفاوت است. تحقيقات بر روي بيش از 2000 نهنگ قاتل اطلس شمالي انجام شده و طول بدن نهنگ قاتل نر را به طور ميانگين 1/6 متر و طول بدن نهنگ ماده 5/5 متر برآورد شده است.
بزرگترين نهنگ قاتل نر شناخته شده 8/9 مترطول و10000 كيلوگرم و بزرگترين ماده 5/8 متر طول و 7500 كيلوگرم وزن داشته است.
شكل بدن :
بدن نهنگ قاتل براق هيدروديناميك و دوكي شكل بوده و براي زندگي در يك محيط آبي به خوبي سازگاري پيدا كرده است.
رنگ :
اين حيوانات از روي رنگ سياه و سفيد پررنگ و چشم گيرشان به راحتي قابل تشخيص اند. سطح پشتي به استثناء قسمت زيرين و پشتي باله پشتي ( زين ) و باله هاي سينه اي سياه رنگ اند. زين يك ناحيه خاكستري رنگ است كه درست در پشت باله پشتي قرار دارد. بخش شكمي فك پاييني و ناحيه زير باله دمي سفيد رنگ است. حاشيه پاييني باله دمي سياه رنگ مي باشد. يك ناحيه سفيد رنگ به نام لكه چشمي دقيقا بالا و كمي عقب تر از چشم قرار گرفته است.
اين رنگ آميزي نهنگ هاي قاتل احتمالا قابليت شكار آنها را افزايش ميدهد.
رنگ بدن آن به گونه اي است كه گمان ميرود به شكل معكوس سايه انداخته است قسمت تاريك در بالا و قسمت روشن در پايين قرار دارد. به دليل وجودرنگ تيره بالاي بدن اگر از بالا به نهنگ نگاه كنيم تشخيص او از تاريكي كف دريا مشكل مينمايد و اگر از پايين به او نگاه كنيم بخش روشن زيرين بدن با قسمت روشن سطح آب تركيب ميشود. بنابراين طعمه در تشخيص دادن صياد از محيط اطراف دچار مشكل ميشود.
74 مورد در مورد عارضه عدم وجود رنگ دانه در بدن نهنگ قاتل گزارش شده است و در سال 1970 يك نهنگ قاتل كاملا سفيد رنگ در كلمبيا مورد مطالعه قرار گرفت.
نهنگ قاتل ماده نهنگ قاتل نر
باله سينه اي :
باله سينه اي نهنگ قاتل دايره اي شكل است و شكلي مانند پارو دارد. باله اكثر بخش هاي اندام جلويي پستانداران خشكي را دارا ميباشد كه نشان دهنده يك منشأ واحد ميان آنان است. بخش هاي مختلف آن توسط بافت مياني محكم شده اند و صفحات غضروفي در بخش عرضي ميان استخوان ها قرار دارد. نهنگ ها از باله سينه اي براي تغيير جهت و از باله دمي براي توقف استفاده مي كنند. يك نهنگ نر منحصر به فرد باله داراي سينه اي به طول 203 سانتي متر و عرض 109 سانتي متر بوده است.
باله دمي :
دو انتهاي باله دمي نهنگ قاتل را Fluke مي نامند. فلوك ها صفحات بدون استخواني هستند كه از پهن شدن بافت هاي مياني سخت و محكم تشكيل شده اند.
نهنگ با استفاده از ماهيچه هاي پشتي كه در پشت ستون فقرات قرار دارند و همچنين با استفاده از ساقه دمي باله دمي را حركت مي دهد. با اينكه نهنگ قاتل داراي 50 تا 54 مهره در ستون فقرات خود مي باشد ولي هيچكدام از آنها به باله دمي راه نيافته اند. بنا براين هيچ تعجبي ندارد كه باله دمي نهنگ هاي قاتل به وي?ه انواع نر به دليل نداشتن استخوان و يا حتي غضروف خميده شده باشند. بزرگترين باله دمي متعلق به يك نهنگ نر بوده كه فاصله ميان دو انتهاي دمي 7/2 متر اندازه گيري شده است.
باله پشتي :
ساختار دروني باله پشتي نيز دققا همانند باله دمي است و هيچ استخوان يا غضروفي ندارد. نقش باله پشتي مانند دكل كشتي است و تعادل نهنگ را به هنگام شنا فراهم مي كند. بزرگترين باله پشتي در ميان پستانداران دريايي متعلق به نهنگ قاتل نر ميباشد كه طول آن به 8/1 متر مي رسد. باله پشتي در انواع ماده كوتاه تر است و بين 9/0 تا 2/1 متر طول دارد و ممكن است كمي به عقب خميده شود.
گمان مي رود رشد باله پشتي در نهنگ هاي نر يكي از معيارهاي تشخيص بلوغ جنسي باشد زيرا رشد انتهاي باله تقريبا همزمان با بلوغ جنسي اتفاق مي افتد.
نهنگ هاي قاتل نر و ماده ممكن است داراي باله هاي پشتي با اشكال مختلفي باشند از جمله خميده موج دار پيچ خورده زخم خورده و يا كاملا به شكل تا شده. حتي در باله دمي برخي از آنها سوراخ گلوله وجود دارد.
دليل تا شدن باله پشتي نهنگ هاي قاتل هنوز كاملا مشخص نيست و احتمال ميرود كه به دليل ?نتيك و يا به دليل آسيب ها و صدمات باشد. و از آنجا كه بلندي آنها از قد يك انسان هم بيشتر مي شود اين خميدگي ممكن است به دليل عدم وجود استخوان و يا غضروف در باله جهت استحكام آن بوجود بيايد. اخيرا مطالعات در نيوزلند نشان مي دهند كه 23 درصد نهنگ هاي قاتل نر باله پشتي خميده دارند.
دانشمندان با عكسبرداري از باله پشتي نهنگ ها آنها را به صورت فردي و جمعي تشخيص هويت مي كنند مانند گرفتن اثر انگشت از انسان.
رفتار نهنگ قاتل :
ساختار جمعي :
نهنگ هاي قاتل در گروه هاي جمعي به هم چسبيده به مدت هاي طولاني زندگي مي كنند. اين گروه ها را دسته مي ناميم. اندازه دسته ها از 5 تا 30 عدد نهنگ را شامل مي شود و در مناطق مختلف جغرافيايي به اندازه هاي مختلفي ديده ميشوند مثلا در آلاسكا و آنتراكتيكا گروه هاي شامل بيشتر از 100 نهنگ ديده شده اند.دسته ها متشكل از نرها ماده ها نوزادان و سنين مختلف است. ماده ها و نوزادان عموما در ميان گروه و نرهاي بالغ در اطراف شنا مي كنند.
دسته ها كوچك ترين و يا بزرگ ترين واحد اجتماعي نهنگ هاي قاتل نيستند.
محققان اساسي ترين واحد اجتماعي نهنگ ها را به عنوان گروه هاي خانوادگي شناسايي كرده اند. يك گروه خانوادگي از يك مادر و نوزادانش ( به جز دختري كه خود نوزاد دارد) تشكيل شده است. يك يا دو گروه خانوادگي ممكن است با يكديگر در يك زير شاخه دسته ( زير دسته ) حركت كنند. نهنگ هاي درون يك زير دسته احتمالا با يكديگر خويشاوندي نزديكي دارند. يك زير دسته شامل مادرها دخترها و احتمالا خواهرها و دخترخاله ها است.
يك طايفه يك طبقه بالاتر از دسته است. طايفه ها از دسته هاي موجود در يك ناحيه با لهجه هاي همسان كه گمان ميرود خويشاوند باشند تشكيل شده اند. طايفه ها از يك دسته اجدادي كه طي زمان رشد كرده و تكه تكه شده است بوجود آمده اند.
و در نهايت بالاترين مرتبه ساختار جمعي نهنگ ها جامعه است. يك جامعه از تعداد زيادي دسته كه در حال مهاجرت با يكديگر مشاهده شده اند تشكيل شده است. يك دسته از يك جامعه هرگز در حال مهاجرت با دسته ديگر از يك جامعه ديگر مشاهده نشده است حتي اگر مسير مهاجرت آنها يكي باشد.
بعضي مواقع ممكن است دسته هاي كوچك تر به يكديگر بپيوندند و گروهي متشكل از 50 عدد عضو ( حد اكثر 500 عدد در بعضي مواقع ) بوجود مي آورند كه به آنها " گله " يا " تراكم " اطلاق مي شود.
تحت برخي شرايط مخصوصا در ماه زايمان بعضي از افراد دو دسته با يكديگر تعويض مي شوند.
دسته هاي مقيم و ناپايدار :
در اقيانوس هاي شمال شرقي محققان نهنگ هاي قاتل را بر اساس مشخصه هاي فيزيكي و رفتاري به سه دسته نهنگ هاي قاتل مقيم نهنگ هاي قاتل ناپايدار و نهنگ هاي قاتل ساحلي تقسيم مي كنند. نهنگ هاي ساحلي شناخته شده هستند اما كمتر مورد مطالعه قرار گرفته اند. آنها در گروه هاي 30 تا 60 تايي مهاجرت مي كنند و به ندرت در آبهاي اقيانوسي يافت مي شوند. دانشمندان متوجه تفاوت هاي زيادي بين نهنگ هاي مقيم و نهنگ هاي ناپايدار شده اند. هيچ گونه اثر متقابلي ميان اين دو گروه يافت نشده است در حقيقت اين دو از يكديگر دوري مي كنند. اندازه دسته تاي نهنگ هاي مقيم از 5 تا 50 عدد متغير است در حالي كه نهنگ هاي ناپايدار معمولا به تنهايي و يا در گروه هاي2 تا 7 تايي سفر مي كنند.
نهنگ هاي مقيم در محدوده آبهاي اقيانوسي مهاجرت مي كنند در حالي كه نمي توان براي گروه هاي نهنگ هاي ناپايدار نمي توان محدوده مهاجرتي در نظر گرفت. مقيم ها عموما روي يك خط مستقيم و در امتداد خط ساحلي حركت مي كنند اما ناپايدارها ممكن است براي مهاجرت دو برابر زمان مصرف كنند زيرا داراي حركت دايره اي هستند و همچنين خط محيط مرئي ساحل را دنبال مي كنند. نهنگ هاي ناپايدار در فاصله 1450 متري ساحل مشاهده شده اند. نهنگ هاي مقيم با نهنگ هاي ناپايدار از لحاظ ر?يم غذايي نيز متفاوت اند. شواهدي وجود دارد دال بر وجود داشتن حد اقل 8 طايفه از نهنگ هاي قاتل آلاسكايي : چهار طايفه نهنگ قاتل مقيم سه طايفه نهنگ قاتل ناپايدار و يك طايفه نهنگ قاتل ساحلي .
ارتباطات :
نهنگ هاي دندان دار در حلق خود فاقد تارهاي صوتي هستند. احتمالا صداها توسط جريان هوا از ميان كيسه هاي بيني در ناحيه حفره اسپيراكولوم به وجود مي آيند. آنها هنگام تلفظ برخي لغات از اين حفره هوا آزاد مي كنند ولي دانشمندان بر اين باورند كه اين عمل نوعي نمايش بصري است. فركانس اصوات توليد شده بين 1/0 تا 40 كيلو هرتز مي باشد. نهنگ هاي قاتل صداهايي شبيه به كليك صدايي مانند ناله صداهاي لرزشي صداي خرخر صداي سوت جيغ و صدايي شبيه به صداي لولاي در بوجود مي آورند. آنها اين صداها را در هر زمان و در هر عمقي ايجاد مي كنند. صداها از لحاظ شدت طول موج و خصوصيات با يكديگر متفاوتند.
هنگامي كه دو دسته نهنگ قاتل به يكديگر مي پيوندنديك سري اصوات وي?ه اي را به اشتراك مي گذارند ولي مجموعه اصوات هر دسته همچنان متفاوت با دسته ديگر باقي مي ماند به شكلي كه دانشمندان مي توانند هر دسته را توسط صدايي كه ايجاد ميكند شناسايي كنند.نهنگ هاي قاتلي كه از لحاظ جغرافيايي با يكديگر فاصله زيادي دارند داراي لهجه هاي كاملا متفاوتي هستند.
رفتار اجتماعي :
به نظر مي رسد كه ميان اعضاء يك دسته نهنگ قاتل يك وابستگي شديد اجتماعي وجود دارد. همانند بيشتر گونه هاي جانوري يك سلسله مراتب اجتماعي ميان گروهي از نهنگ هاي قاتل وجود دارد سلسله مراتب در اين گونه جانوري مادر سالاري يا ماده سالاري است.اين حيوانات بر يكديگر تسلط پيدا مي كنند و دستورات خود را از روش هايي مانند وارد كردن ضربه اي سيلي مانند بر روي سطح آب ضربه زدن با سر به هم زدن ناگهاني آرواره ها گاز گرفتن خراش انداختن با دندان و ديگر حركات و ?ست هاي نمايان كننده نيرو به يكديگر اعمال مي كنند.
تعداد بي شماري از خراش هاي حاصل از دندان روي بدن نهنگ هاي قاتل مشاهده ميشود. در برخي مواقع ممكن است اين خراش ها به صورت يك زخم براي هميشه روي بدن باقي بماند اما در اكثر مواقع اين خراش ها سطحي بوده و به سرعت بهبود مي يابند.
دانشمندان دريافته اند كه نوزادان نهنگ قاتل از 2 روز بعد از تولد تا حداكثر 56 روز بعد از متولد شدن يك نظم اجتماعي را از مادرها و بالغ هاي مهم دسته مي آموزند. اين نظم ممكن است به شكل جلوگيري كردن ( تشكيل يك حصار اطراف نوزاد براي محدود كردن حركاتش ) و يا خراش با دندان باشد.
رفتار انفرادي :
رفتار انفرادي نهنگ قاتل مانند غوطه ور شدن در آب به شكل عمودي به طوري كه بخشي از سر بيرون از آب باشد .
جهيدن بيرون از آب به طور كامل به شكلي كه با پشت يا پهلو روي سطح آب پايين بيايد.
وارد كردن ضربه با باله دمي خود بر سطح آب
وارد كردن ضربه با باله سينه اي بر سطح آب
و چرخيدن روي پهلوي خود جهت برخورد باله پشتي بر سطح آب. دانشمندان بر اين عقيده اند كه اين رفتار با رفتار تسلط يابي و همچنين شناختن محيط اطراف رابطه دارد. نهنگ هاي قاتل ممكن است اين حركات را جهت تسكين دادن درد انجام دهند زيرا پوست آنها در طول شنا مي ريزد و زخم ميشود. رويش سلول پوستي يك نهنگ قاتل 250 مرتبه سريعتر از سلول پوست ساعد انسان است. نهنگ هاي قاتل در تنگه Johnston در كلمبياي انگلستان عادت دارند بدن خود را به كف خليج كه پر از سنگريزه است مي مالند. دليل اين رفتار هنوز كاملا مشخص نيست اما اين عمل ممكن است نهنگ را در از بين بردن انگل هاي خارجي كمك كند و يا شايد براي تحريك كردن حس لامسه اي كاربرد داشته باشد.
رفتارشناسي هاي انجام شده روي بسياري از پستانداران در پارك هاي جانوري نشان داده اند كه نهنگ هاي قاتل جزء كنجكاوترين انواع نهنگ ها هستند و علاقه زيادي به بازي كردن و همچنين دستكاري اجسام از خود نشان مي دهند.
خواب :
طرز خوابيدن نهنگ هاي قاتل يكي از اسرار طبيعت محسوب ميشود با اين حال مطالعات انجام شده در شوروي سابق حاكي از اين است كه خواب عميق در دلفين ها ( خويشاوندان نزديك نهنگ هاي قاتل ) ممكن است تنها در يك نيمكره مغزي اتفاق بيافتد.
نهنگ هاي قاتل در حال استراحت در شب و روز براي مدت هاي زماني كوتاه و يا به مدت 8 ساعت كامل مشاهده شده اند. آنها ممكن است در هنگام استراحت به آرامي شنا كنند و ممكن است 3 تا 7 غوص كوتاه داشته باشند كه كمتر از يك دقيقه به طول مي انجامد قبل از اينكه يك عمق گيري طولاني به مدت 3 دقيقه انجام دهند.
پرا?ندگي و زيستگاه :
نهنگ هاي قاتل بعد از انسان بيشترين وسعت جغرافيايي را در ميان پستانداران دارا مي باشند. آنها در تمام اقيانوس ها سكونت دارند ولي بيشتر در آبهاي قطب جنوب و قطب شمال و در آبهاي سرد يافت مي شوند.
نهنگ هاي قاتل در آبهاي گرم مانند هاوايي استراليا و خليج مكزيك نيز يافت شده اند. چنين مشاهداتي با اينكه بسيار كمتر اتفاق مي افتند اما حاكي از اين هستند كه نهنگ قاتل ريسك زندگي كردن در مناطق مختلف را مي پذيرد. حتي عجيب تر از اين نهنگ هاي قاتل را در رودخانه هاي آب شيرين مانند راين نيز ديده اند. يكي از آنها 177 كيلومتر در رودخانه كلمبيا براي خوردن ماهي پيش رفته بود. با آنكه آنها را هم در آبهاي اقيانوسي و هم درآبهاي ساحلي مي توان يافت اما نهنگ هاي قاتل بيشتر اعماق كمتر از 200 متر را براي سكونت انتخاب مي كنند. در آبهاي سرد پراكندگي آنها به يخ هاي شناور بستگي دارد.
مهاجرت :
در برخي نواحي مهاجرت نهنگ ها توسط مهاجرت ماهي ها تحت تاثير قرار مي گيرد. در كاناداي شرقي مهاجرت نهنگ هاي قاتل به مهاجرت سگ هاي آبي و نهنگ هاي شياردار بستگي دارد. در حالي كه مهاجرت نهنگ هاي قاتل در شمال شرقي اقيانوس اطلس با مهاجرت " شگ ماهيان " همراه است. در درياهاي Bering Chukchi و Beaufort نهنگ هاي قاتل مهاجرت خود را با توجه به پيشروي يا عقب نشيني تكه يخ هاي قطبي انجام مي دهند.
جمعيت :
به دليل پراكندگي وسيع آنها در مناطق مختلف دنيا جمعيت جهاني آنها مشخص نيست. چند گروه از نهنگ هاي قاتل مورد بررسي قرار گرفته اند كه نمودار جمعيتي آنها به شرح زير است :
جمعيت آنها در جنوب شرقي آلاسكا تقريبا 250 عدد است.
در غرب آلاسكا و جزيره Vancouver در كلمبياي انگليس هر كدام 300 عدد برآورد شده است.
تعداد آنها در مناطق قطبي حدود 70 هزار تا 180 هزار تخمين زده شده است.
سازش با محيط :
شنا كردن :
1)_سرعت شنا كردن و مدت زمان شنا بسيار به هم وابسته اند احتمالا شناي سريع مدت زمان كمتر و شناي با سرعت كم مدت زمان بيشتري به طول مي انجامد.
2)_نهنگ هاي قاتل از جمله سريع ترين پستانداران دريايي به شمار مي آيند. آنها حد اكثر با سرعت 48 كيلومتر بر ساعت (36 متر بر ثانيه) كه فقط چند ثانيه به طول مي انجامد در مرتبه دوم بعد از دلفين هاي Commerson (با سرعت 56 متر بر ثانيه) قرار دارند. هر چند اين نهنگها معمولا با سرعت 2/3 تا 2/9 به شنا كردن مي پردازند.
نهنگ هاي قاتل در آب بسيار چابك هستند و قابليت مانور بالايي دارند. در هنگام شنا نزديك سطح آب معمولا به مدت 30 ثانيه يا كمتر زير آب مي مانند.
عمق گيري و تنفس :
آنها تا عمق 5/31 تا 61 متري در آب فرو مي روند و عموما تا اعماق زيادي نفوذ نمي كنند. بيشترين عمق گيري آنها تحت شرايط آزمايشگاهي 2743 متر بوده است.
نهنگ هاي قاتل در هنگام عمق گيري هر 4 تا 5 دقيقه به سطح آب مي آيند. هنگامي كه روي سطح آب هستند 2 تا 5 مرتبه نفس مي گيرند. فاصله ميان عمق گيري ها 5 تا 10 دقيقه است.
مدت زمان عمق گيري ها معمولا 10 دقيقه است و بيشترين زمان عمق گيري مشاهده شده در اقيانوس 12 دقيقه و در شرايط آزمايشگاهي 15 دقيقه بوده است.
اعضاء و جوارح تمامي پستانداران دريايي سازگاري هاي وي?ه اي را به هنگام عمق گيري كسب كرده اند كه اين سازگاري ها آنها را قادر به ذخيره اكسي?ن هنگام شنا در زير آب كرده است.
ضربان قلب نهنگ قاتل نيز مانند بقيه پستانداران دريايي به هنگام عمق گيري كاهش مي يابد و از 30 تا 60 ضربه در دقيقه متغير است. در هنگام عمق گيري جهت جريان خون عوض مي شود و از اندامي كه قابليت تحمل كمبود اكسي?ن را دارند به سوي قلب شش ها و مغز كه به اكسي?ن بيشتري نياز دارند جريان پيدا مي كند.
اين نهنگ هنگامي كه بر سطح آب است از طريق مجراي تنفسي(حفره اسپيراكولوم) كه در قسمت پشتي آن قرار دارد تنفس ميكند در زير آب نفس خود را نگه مي دارد و قبل از رسيدن به سطح آب حفره اسپيراكولوم را باز كرده هوا را خارج مي كند.
پستانداران دريايي داراي مقادير ميوگلوبين بيشتري در ماهيچه هاي خود براي ذخيره بيشتري دارا هستند. ميوگلوبين وظيفه رساندن اكسي?ن را به بافت ها بر عهده دارد. بنابراين اين سازش ها باعث مي شود كه نهنگ قاتل هنگام عمق گيري بتواند به ميزان كافي اكسي?ن ذخيره نمايد.
هنگامي كه غواصان به اعماق آب مي روند با خطري به نام بيماري كمبود فشار مواجه هستند كه به اين طريق اتفاق مي افتد :
مولكول هاي نيترو?ن درون كپسول هواي غواصان در اعماق زياد در بدن آنها تغييراتي پيدا مي كند زيرا مولكول هاي نيترو?ن با افزايش عمق محلول تر مي شوند. و هنگامي كه غواص به طرف سطح مي آيد نيترو?ن نامحلول به قسمت هاي گازي بدن راه پيدا مي كند و در نتيجه ممكن است باعث ايجاد حباب هاي ريزي در مويرگ ها شود.
اما يك نهنگ قاتل به دليل اينكه در سطح آب تنفس مي كند و در اعماق آب نفس نمي گيرد شش هاي قابل انعطاف آن در اعماق آب به سوي ناي و لوله هاي بيني مي فرستند و در نتيجه اندام هاي دروني نيترو?ن جذب نمي كنند و عارضه بيماري كمبود فشار در آنها بوجود نمي آيد. البته پس از غوص هاي متعدد و پشت سر هم ممكن است غلظت نيترو?ن درون بافت ها تا حدي برسد كه باعث به وجود آمدن اين عارضه شود.
نهنگ قاتل از طريق اين حفره تنفس مي كند و قبل از عمق گيري آن را مي بندد.
عادات غذايي :
نهنگ هاي قاتل بسيار فعال و فرصت طلب هستند و بدون شك بزرگترين شكارچيان دريا محسوب مي شوند. در حقيقت آنان بزرگترين شكارچيان در ميان جانوران خون گرم هستند.
ماهي ها نرمتنان شير دريايي گرازماهي لاك پشت دريايي سمور دريايي پرندگان پستانداران بزرگ دريايي ( بالن ها و وال هاي دندان دار) خرس هاي قطبي خزندگان و حتي يك گوزن شمالي در شكم نهنگ هاي قاتل يافت شده اند. شايد عجيب ترين چيزي كه در شكم آنها يافت شده است بقاياي يك نهنگ قاتل ديگر مي باشد. از آنجايي كه رفتار هم جنس خواري در آنها به ندرت ديده شده است اين بقايا به احتمال زياد بقاياي يك نهنگ قاتل مرده بوده است كه آنها از لاشه آن تغذيه كرده اند. در زير يك نهنگ قاتل را در حال حمله كردن به يك دلفين مشاهده مي كنيد.
عادات غذايي نهنگ هاي قاتل از يك منطقه به منطقه ديگر متفاوت است. آنها در قطب 67 در صد از ماهي 27 در صد از پستانداران دريايي و 7 درصد از نرمتنان تغذيه مي كنند. و در درياي برينگ (Bering) در نزديكي آلاسكا 65 درصد از ماهي 20 درصد از نرم تنان و 15 در صد از پستانداران دريايي استفاده مي كنند.ر?يم غذايي نهنگ هاي مقيم با نهنگ هاي ناپايدار متفاوت است دسته هاي نهنگ قاتل پايدار از دسته وسيعي از ماهي ها تغذيه مي كنند و كمتر به شكارپستانداران دريايي مي پردازند. اما نهنگ هاي ناپايدار عمدتا از پستانداران دريايي و گاه گاه از ماهي ها تغذيه مي كنند.
غذاي مصرف شده توسط هر نهنگ قاتل روزانه 3 تا 4 درصد از وزن بدن او را تأمين ميكند و در سن شير خوارگي روزانه حدود 10 در صد به وزن او اضافه مي شود.
روش هاي بدست آوردن غذا :
نهنگ هاي قاتل همانند يك دسته از گرگ ها و يا يگ گله شير به شكل دسته جمعي به شكار مي پردازند. آنها ابتدا طعمه را در يك محدوده كوچك محاصره كرده و سپس به آن حمله مي كنند. هنگام شكار يك نهنگ بزرگ از جهت هاي مختلف به آن حمله مي كنند.
يك دسته نهنگ قاتل در حال حمله كردن به يك نهنگ آبي(بزرگ ترين موجود زنده روي كره زمين) توسط يك گروه تحقيقاتي كه جهت علامت گذاري اره ماهي به منظور مطالعات مهاجرتي آن اعزام شده بودند براي اولين بار در دنيا به طور اتفاقي مشاهده شدند.
تقريبا 30 نهنگ قاتل به اين موجود 2/18 متري در حال حمله كردن بودند. دو نهنگ قاتل در جلو و دو عدد در پشت باله دمي و بقيه افراد از اطراف و از زير نهنگ را محاصره كرده مانع فرار او مي شدند. حتي برخي از آنها بر پشت نهنگ آبي مي پريدند كه احتمالا جهت به پايين كشيدن او به زير آب بوده است.
نهنگ ها به نوبت تكه هايي از گوشت و چربي نهنگ آبي استفاده مي كردند. بعد از 5 ساعت دسته از حمله دست كشيد. شايد براي استراحت و يا شايد سير شده بودند. اما سرنوشت نهنگ آبي كه شديدا زخمي شده بود مشخص نشد.
دندان هاي مخروطي و به هم پيوسته نهنگ قاتل مخصوص پاره كردن و بريدن است و براي جويدن طعمه مناسب نيست. تعداد دندان ها در هر كدام متفاوت است. به طور كلي 40 تا 56 دندان دارند كه معمولا 10 تا 14 دندان در هرطرف فك وجود دارد. هر دندان به طول 6/7 سانتي متر و ضخامت 5/2 سانتي متر است.
نهنگ قاتل غذاي خود را در تكه هاي بزرگ مي بلعد. حلق آن به حدي بزرگ است كه مي تواند يك سگ دريايي و يا يك گراز ماهي را درسته ببلعد. طعمه هايي مانند شير دريايي در خشكي نيز از دست اين نهنگ آسوده نيستند. برخي از نهنگ هاي قاتل متخصص در سر خوردن روي شن ساحل و يا روي قطعات يخ شناور براي تعقيب طعمه خود هستند.
آنها حتي برخي مواقع به يخ هاي شناور ضربه مي زنند تا طعمه را در آب بيندازند.
يك رويداد نادر ديگر رويارويي يك نهنگ قاتل با يك كوسه سفيد است كه اخيرا از جنوب شرقي جزيره فارالن ((Farallon در نزديكي سان فرانسيسكو در ايالت كاليفورنيا گزارش شده است:
دو نهنگ قاتل در حال تغذيه از يك شير دريايي بودند كه غذاي مورد علاقه كوسه سفيد هم مي باشد. احتمالا بوي خون تازه شير دريايي كوسه را به آنجا مي كشد. ولي به محض اينكه يكي از نهنگ ها متوجه حضور كوسه در منطقه مي شود به سرعت به آن حمله مي كند و كوسه 4 متري را در دهان خود به سطح آب مي كشد و از اعضاي بدن او مانند جگر بزرگش تغذيه مي كند. اين نشاندهنده اين مطلب نيست كه هر بار در رويارويي يك نهنگ قاتل با كوسه سفيد چه اتفاقي مي افتد بلكه نشاندهنده تنوع غذايي يك نهنگ قاتل است.
در جزاير Shetlan Islands در انگلستان يك دسته 30 تا 40 تايي از نهنگ هاي قاتل در حال تعقيب چند قايق ماهيگيري بودند كه از ماهي هاي مرده اي كه از قايق به بيرون ريخته ميشدند تغذيه مي كردند.
تحقيقات نشان مي دهند كه نهنگ هاي قاتل مقيم بيشتر از نوع پايدار با يكديگر ارتباط صوتي دارند كه ممكن است به عادت شكار آنها بستگي داشته باشد انواع مقيم در همه حالات رفتاري با يكديگر ارتباط صوتي دارند اما نهنگ هاي ناپايدار فقط در هنگام بازي و يا بعد از شكار صوت ايجاد مي كنند. يك نظريه ميگويد كه نهنگ هاي مقيم جهت داشتن ادامه زندگي جمعي نياز زيادي به ارتباطات و همكاري در فعاليت هاي خود دارند. در حالي كه نهنگ هاي ناپايدار به دليل حركات مخفيانه اي كه براي نزديك شدن به شكار انجام مي دهند اگر ارتباط صوتي با يكديگر داشته باشند باعث هشدار به صيد ميشود. به همين دليل ارتباط صوتي كمتري با يكديگر دارند.
توليد مثل :
بلوغ جنسي :
مطالعات دقيقي در مورد جنبه هاي مختلف زندگي نهنگ قاتل از جمله توليد مثل در دسترس نيست و اطلاعات كنوني نيز از زندگي آنها از باغ وحش هاي آبي بدست آمده است. بر اساس اين اطلاعات نهنگ قاتل نر در 6 تا 10 سالگي و هنگامي كه طول بدن او 9/4-6/4 متر طول دارد به بلوغ جنسي مي رسد. و نهنگ ماده در سن 10 تا 13 سالگي با طول 1/6-5/5 متر از لحاظ جنسي بالغ مي شود. يك نهنگ قاتل نر در باغ وحش آبي در سن 7 تا 8 سالگي جفت گيري مي كند در حالي كه در حيات وحش نهنگ ها بايد سن زياد و اندازه بزرگ داشته باشند تا بتوانند با بقيه نرها رقابت كنند.
جفت گيري :
نهنگ هاي قاتل در طول عمر خود چند جفت انتخاب مي كنند. يك نهنگ ماده چند بار در سال آماده جفت گيري است. زايمان در هر فصلي مي تواند رخ دهد اما بيشتر زايمان ها در تابستان پيش مي آيند.
زايش و نگهداري از نوزاد :
زايمان :
نوزادان نهنگ قاتل ممكن است از سر يا از دم متولد شوند. دوران بارداري حدود 17 ماه است كه طولاني ترين دوران بارداري در ميان پستانداران ميباشد. در باغ وحش هاي آبي دوران بارداري از 15 تا 18 ماه متغير بوده است.
در اقيانوس هاي شمال غربي مشاهده شده است كه زايمان نهنگ هاي قاتل فصلي است و بيشتر آنها در بهار و فصل خزان مشاهده مي شوند. اما در جاهاي ديگر دنيا هيچ گونه مداركي دال بر زايمان فصلي مشاهده نشده است.
اطلاعات محدودي در مورد دفعات زايمان در دسترس است. يك نهنگ قاتل ماده معمولا هر پنج تا هفت سال يك زايمان دارد كه اين مدت ممكن است به ده سال نيز برسد.در مورداين نهنگ نيز مانند باقي پستانداران دريايي درهر بار زايمان فقط يك نوزاد متولد مي شود اما دو مورد زايمان دوقلو در حيات وحش مشاهده شده است.
در زايمان بيشتر نوزادان از دم به بيرون مي آيند و بند ناف نيز طي فراغت از زايمان پاره مي شود. مدت زمان وضع حمل از 8 تا 15 ساعت متغير است. نوزادان به دنيا آمده به طور ميانگين دو متر و نيم طول دارند و وزنشان بين 136 تا 181 كيلوگرم مي باشد.
البته يك زايمان 6/15 كيلوگرمي نيز مشاهده شده است. بخش سفيد رنگ پوست نهنگ هاي قاتل بعد از تولد به رنگ سفيد كرمي يا نارنجي كمرنگ است و بعد از گذشت يك سال روشنتر شده و به رنگ سفيد روشن در ميايد. با اين حال برخي گزارش ها از آبهاي قطب جنوب حاكي از اين هستند كه برخي نهنگ هاي قاتل اين رنگ زرد مانند را تا هنگام بلوغ حفظ كرده اند. در روزهاي اول تولد باله پشتي و انتهاي باله دمي نرم و انعطاف پذيرند و با گذشت زمان سخت مي شوند.
نگهداري از نوزاد:
با اينكه رفتارهاي شيردهي نوزاد غريزي به نظر مي رسند اما ماده هايي كه براي بار اول مادر شده اند داراي تجربه كمتري جهت نگهداري از نوزاد هستند و جهت كسب تجربه شيردهي به رفتار مادرهاي ديگر توجه مي كنند.
نوزاد از پستان هاي مادر كه در شيارهاي شكمي ( مختص پستانداران دريايي ) مخفي شده استفاده ميكند. پرستاري از نوزادان به مدت هاي طولاني انجام مي گيرد و اولين شيردهي موفق 26 تا 28 روز بعداز تولد ادامه مي يابد. شير دهي به نوزاد نزديك سطح آب صورت مي گيرد. نهنگ مادر به شكل افقي شنا مي كند و باله دمي خود را خميده نگه مي دارد. نوزاد روي يك پهلوي خود شنا مي كند در حالي كه دهان خود را روي غده شيري چپ يا راست نگه مي دارد.
نوزاد نهنگ قاتل در طول روز به دفعات زيادي از شير مادر تغذيه مي كند كه هر مرتبه 5 تا 10 ثانيه به طول مي انجامد. شير خوردن نوزاد در روزهاي اول تولد به حداكثر خود ميرسد يعني مجموعا 90 دقيقه در روز. بعد از آن به تدريج زمان شير خوردن به 10 دقيقه و يا كمتر كاهش مي يابد و از آنجا كه نوزاد در اين مدت در شير خوردن ماهر تر شده است مقادير بيشتري شير در طول اين ده دقيقه مي نوشد. شير مادر چنان مغذي است كه بدن نوزاد به سرعت لايه قطوري از چربي بوجود مي آورد. در ابتداي دوران شيردهي چربي شير 48 درصد است و پس از گذشت زمان به تدريج به 28 در صد كاهش مي يابد. نوزاد در سن يك سالگي از شير گرفته مي شود ولي در برخي موارد ممكن است تا ماه ها بيشتر ادامه يابد.
رشد نوزاد نهنگ قاتل :
دندان هاي بالايي در دو يا سه ماهگي در مي آيند. دندان هاي پاييني به طور ميانگين در چهار ماهگي در مي آيند. مطالعات نشان مي دهند كه بچه نهنگ ها در دو يا سه ماهگي مقدار اندكي ماهي مي پسندند و در چهار ماهگي با غذاي جامد سازگاري مي يابند. آنها در يك سالگي از شگ ماهي ها ماهيان فلس نازك و نرم تن ها به مقدار 23 تا 27 كيلوگرم تغذيه مي كنند.ميزان رشد يك نوزاد نهنگ قاتل در سال اول هر ماه 10 سانتي متر ميباشد. طول آن در يك سالگي 2/3 متر و وزن آن 454 كيلوگرم ميشود.
نوزاد در همان روزهاي آغازين پس از تولد جدا از مادر خود به شنا كردن مي پردازد ولي با اين حال مادر با فاصله نزديكي از نوزاد خود شنا مي كند و با دقت به حركات او نظارت دارد. نوزاد در كنار مادر شنا مي كند و همچنين مي تواند وارد Slip Stream شود. Slip Stream يك محدوده هيروديناميكي است كه از شناي نهنگ مادر در آب ايجاد مي شود ( همانند يك محدوده هواي كم فشار كه در پشت يك كاميون در حال حركت ايجاد ميشود) و باعث ميشود كه نهنگ نوزاد در اين محدوده با صرف انر?ي بسيار كمتري شنا كند.
رشد صوتي :
دانشمندان عضو انجمن تحقيقاتي دنياي آبهاي قطب (HSWRI) پيشرفت صوتي نهنگ هاي قاتل را مورد بررسي قرار داده اند
به نظر ميرسد كه اين رفتار به طور ?نتيك در آنها وجود دارد. نوزادها در طي زمان ياد مي گيرند كه از چه صدايي تحت چه شرايطي استفاده كنند. نوزادها به احتمال زياد از صداي مادر خود تقليد مي كنند. آنها مجموعه صداهاي مختلف را فقط از مادر خود ياد مي گيرند حتي اگر نهنگ هاي قاتل بيشتري حضور داشته باشند و صداهاي با بسامد بيشتري توليد كنند. نوزاد در همان روزهاي اول تولد ميتواند از خود صدا ايجاد كند كه شبيه به صداي جيغ مي باشد ( يك صداي خيلي زير و بلند ) كه هيچ شباهتي به صداي انواع بالغ ندارد. نوزاد در دو ماهگي براي اولين بار صدايي توليد مي كند كه شبيه به صداي يك نهنگ بالغ مي باشد. از آن لحظه تا سن بلوغ او ميتواند صداهاي بيشتري توليد كند.
حواس چندگانه :
حس شنوايي:
نهنگ هاي قاتل حس شنوايي بسيار قوي دارند و قشر مغزي مربوط به شنوايي به خوبي توسعه پيدا كرده است.
محدوده شنوايي :
محدوده شنوايي انسان 17- 02/0 كيلو هرتز است اما نهنگ ها قادر به شنيدن اصواتي با فركانس 125- 5/0 كيلو هرتز هستند.
دريافت صدا :
بيشتر صداهايي كه نهنگ قاتل مي شنود احتمالا توسط فك پاييني صورت ميگيرد. او همچنين ممكن است توسط ماهيچه هاي نرم و استخوان هاي اطراف گوش صداها را دريافت كند. گوش در پشت چشم قرار گرفته و كاملا نا مشخص هستند. لاله گوش وجود ندارد. به نظر مي رسد كه اصوات با فركانس هاي بالا در محدوده 50 هرتز و بالاتر به شكل مؤثري توسط فك پاييني جذب شوند.
استخوان هاي فك پايين صداها را به گوش مياني هدايت مي كنند. استخوان هاي فك پاييني نهنگ هاي دندان دار پهن شده و در محل اتصال به استخوان جمجمه تو خالي هستند. درون اين استخوان هاي ظريف چربي ته نشين شده است كه به سمت تشكيلات استخواني گوش ادامه مي يابد. صداها توسط فك پاييني دريافت مي شوند و از آنجا به گوش مياني و گوش داخلي راه مي يابند و توسط تارهاي عصبي از گوش داخلي به مراكز شنوايي در مغز ميرسند. نهنگ هاي دندان دار مي توانند به طور همزمان با يكديگر ارتباط صوتي برقرار كنند و راهيابي صوتي نيز انجام دهند. صداهاي با فركانس بالا احتمالا براي جهت يابي استفاده مي شوند اما هنوز كاربرد صداهاي با فركانس پايين توليد شده توسط نهنگ قاتل شناخته نشده است.
مسير يابي صوتي :
قابليتي است كه در نهنگ هاي دندان دار و معدودي حيوانات ديگر مانند خفاش ها وجود دارد كه در آن حيوان امواجي با فركانس بالا به صورت صداي كليك به محيط بيرون مي فرستد و از روي صداي امواج برگشتي از اجسام محيطي محل قرارگيري آنها را تشخيص مي دهند. آنها يك صدايي به شكل يك نوار پهن كه از اتصال هزاران صداي كليك بوجود آمده اند ايجاد مي كنند كه هر كدام از آنها يك هزارم ثانيه به طول مي انجامند. سرعت اين امواج 5/1 كيلومتر در ثانيه است.
مطالعات نشان مي دهند كه نهنگ ها با استفاده از اين صداها مي توانند اندازه شكل سرعت فاصله جهت و حتي بخشي از ساختمان دروني اشياء اطراف را تشخيص دهند.
بينايي :
نهنگ قاتل در آب و بيرون از آب بينايي عالي دارد. چشم هاي نهنگ قاتل در دو طرف بدن درست پشت دهان و رو به روي لكه هاي چشمي قرار گرفته اند.
غده هاي ترشحي چشم در گوشه چشم يك ماده لزج ?له مانند ترشح مي كند كه باعث چرب شدن چشم و تميز شدن آن مي شود و احتمالا چشم را از عوامل بيماري زا محافظت مي كند.
برخي مواقع طعمه ممكن است قصد صدمه زدن به چشم نهنگ به جهت رهايي از دست او داشته باشد كه در اين صورت لكه چشمي توجه طعمه را به خود جذب ميكند و چشم واقعي نهنگ صدمه اي نمي بيند. براي مشاهده محيط بيرون از آب نهنگ سر خود را به حالت عمودي از آب بيرون ميكند.
حس لامسه :
تحقيقات روي آناتومي ( تشريح اعضاء و جوارح ) نهنگ قاتل و مشاهدات نشان ميدهند كه اين جانور داراي حس لامسه قوي است و به محدوده زيادي از تحريكات لامسه اي پاسخ ميدهد.
حس چشايي :
اطلاعات كمي در مورد حس چشايي نهنگ قاتل در دسترس است. روي زبان آنها جوانه هاي چشايي وجود دارد ولي آنها به طور دقيق مورد مطالعه قرار نگرفته اند هرچند در آكواريوم هاي آبي مشاهده شده است كه آنها برخي غذاها را ترجيح ميدهند.
حس بويايي :
بخش مغزي وي?ه بويايي و اعصاب بويايي در نهنگ هاي دندان دار وجود ندارند كه حاكي از اين مطلب است كه آنها حس بويايي ندارند. از آنجا كه نهنگ هاي قاتل از هواي بيرون از آب تنفس ميكنند ولي بيشتر وقت خود را در آب مي گذرانند حس بويايي در آنها يك عضو غير ضروري محسوب مي شود.
طول عمر :
هيچ كس به طور قطع نمي داند يك نهنگ قاتل چقدر عمر مي كند. به دلايل نا مشخص آنها در دوران نوزادي مرگ و مير فراواني دارند. براي مثال در اقانوس هاي شمال غربي 43 درصد نهنگ هاي قاتل در 6 ماه اول زندگي مي ميرند كه اين مقدار در جمعيت هاي ديگر ممكن است به 50 درصد برسد.
تحقيقات بلند مدت نشان داد كه نهنگ هاي قاتل ساكن اقيانوس اطلس شمالي حداقل 35 سال زندگي مي كنند. دانشمندان از طريق شمردن لايه هاي دندان نهنگ به اين نتيجه رسيدند و در راه اصلاح و پيشرفت اين روش مي باشند.
دانشمندان در سال 1970 با مطالعه دسته هاي نهنگ قاتل در اقيانوس هاي شمال غربي به طور متوسط توانستند طول عمر آنها را تخمين بزنند. دانشمندان اعتقاد دارند كه اگر يك نهنگ قاتل بتواند شش ماه اول زنده بماند اگر ماده باشد تقريبا 50 سال و اگر نر باشد تقريبا 30 سال عمر مي كند. البته با ادامه مطالعات مشخص شد كه طول عمر اعضاء دسته هاي مختلف با يكديگر متفاوت است.
دلايل مرگ ومير :
بيماري ها و انگل ها:
بسياري از نهنگ هاي قاتل توسط اين عوامل از بين مي روند. انگل هايي مانند كرم هاي لوله اي كرم هاي نواري و نوعي كرم پهن به نام Fluke و عفونت هاي ويروسي و باكتريايي و قارچي از جمله اين موارد هستند. علاوه بر اين در آنها زخم دستگاه گوارش بيماري پوستي و تومور شايع است.
شكارچيان :
نهنگ هاي قاتل حرفه اي ترين و بزرگ ترين شكارچيان دريا هستند اما نهنگ هاي قاتل پير نهنگ هاي جوان و نهنگ هاي مريض خوراك كوسه ماهي ها مي شوند.
دخالت بشر در طبيعت :
نهنگ هاي قاتل ساحلي بيشتر در معرض خطر آلودگي آب رقابت با انسان بر سر غذا و ديگر عوامل محيطي هستند. براي مثال آنها با پاره كردن تورهاي ماهيگيري ضرر بزرگي به قشر ماهيگيران و همچنين به اقتصاد وارد مي كنند.
به دام افتادن :
يك مورد بسيار كمياب است برخي نهنگ هاي قاتل روي شن هاي ساحل به دام مي افتند كه علت اين امر هنوز مشخص نيست. يك فرضيه است كه مي گويد نهنگ هاي قاتل به هنگام تعقيب شكار خود در آبهاي كم عمق به طور اتفاقي در شن هاي ساحل به دام مي افتند. سابقا در سواحل شمالي نرو? 14 نهنگ قاتل به دام افتادند كه گمان مي رود در حال تعقيب شگ ماهي بوده اند. البته هر چهارده نهنگ سالم به آب برگردانده شدند و به دسته خود پيوستند.
كشتار توسط انسان :
انسان ها بسيار مجذوب نهنگ هاي قاتل هستند اما تا همين اواخر اطلاعات بسيار كمي در مورد آنها در دسترس بود. نقاشي مربوط به يك نهنگ قاتل در يك غار در شمال نرو? يافت شد كه مربوط به 9000 سال پيش مي شود.
در عهد باستان تعداد كمي از تمدن ها به نهنگ قاتل احترام مي گذاشتند. يك قرن پس از ميلاد مسيح يك دانشمند بزرگ رومي به نام Plini در مورد نهنگ هاي قاتل چنين نوشت : " نميتوان آنها را كاملا شرح داد و توصيف كرد به جز يك توده انبوه گوشت كه توسط دندان هاي وحشي مسلح شده است.
حتي در تمدن هاي پيشرفته نيز نهنگ هاي قاتل به عنوان يك تهديد براي انسان محسوب مي شوند. در سال 1973 ايالات متحده در كتاب مقررات غواصي در مورد نهنگ هاي قاتل هشدار داد كه در هر موقعيتي به انسان حمله مي كنند.
نهنگ هاي قاتل حيواناتي هستند كه در افسانه ها و توهمات غرق شده اند و اين اطلاعات نادرست در بسياري مواقع باعث انهدام و نابودي آنها شده است.
در گذشته برخوردهايي ميان انسان و نهنگ هاي قاتل پيش آمد كه در آن ماهيگيران عصباني خواستار از ميان رفتن اين گونه پستاندار شدند. دولت هايي نظير امريكا به طرفداري از اين قشر پرداختند. يك مثال از اين برخورد تاريخي و تلخ مي توان به مقاله اي اشاره كرد كه توسط نيروي دريايي امريكا در سال 1956 تهيه شد. در اين مقاله اظهار شد كه دولت امريكا در دو سال پياپي اقدام به مقابله نظامي با نهنگ هاي قاتل كرده و سواحل ايسلند را از آنها پاكسازي كرده است .
در سال 1958 دولت ?اپن جواز رسمي استفاده از تفنگ 50 كاليبري بر ضد نهنگ هاي قاتل صادر كرد. سالانه 60 نهنگ قاتل در آبهاي ?اپن صيد مي شوند و گوشت آنها در مغازه ها به فروش مي رسد و از املاح و احشام آنها براي كود و يا طعمه ماهيگيري استفاده مي شود.
گران ترين جنسي كه از نهنگ هاي قاتل تهيه مي شود روغني است كه از آب كردن چربي هاي آن بدست مي آيد. بعضي مواقع از پوست آنها در صنعت كفش سازي نيز استفاده مي شود.
نتيجه گيري :
بعد از بحث و مطالعه در مورد جنبه هاي مختلف زندگي نهنگ هاي قاتل پي ميبريم كه اين موجود نه تنها هيچ خطري براي انسان محسوب نمي شود بلكه اين انسان بوده كه به دلايل مختلف به حيات اين موجود آسيب هاي بي شماري وارد كرده است. نسل نهنگ هاي قاتل هم اكنون در برخي نقاط دنيا در حال انقراض است و در برخي نقاط ديگر دنيا از آنها به منظور سرگرمي و جلب مشتري براي باغ وحش هاي آبي استفاده ميشود و در اين ميان موضوعي كه طبق معمول از قلم مي افتد چاره انديشي براي جلوگيري از قرار گرفتن اين جانور بي آزار در معرض خطر نابودي است. به اميد روزي كه انسان به آن سطح درك برسد كه متوجه شود كه خود او تنها موجودي نيست كه لياقت يك زندگي آرام را دارد.
منابع :
http://www.whalewatchingvictoriabc.com/photos_whale_watching.html
http://www.intercontinentalcog.org/photogallery9.shtml
http://www.rockisland.com/~orcasurv/changing.htm
http://www.whaleresearch.com/
http://www.seaworld.org/infobooks/KillerWhale/
www.orca.online.fr/kwhales.htm
http://dmoz.org/Science/Biology/Flora_and_Fauna/Animalia/Chordata/Mammalia/Cetacea/Toothed_Whales/Dolphins/Orca/
http://marinebio.org/species.asp?id=84
www.nwfsc.noaa.gov/research/divisions/cbd/documents/srkw_research_plan0806.pdf
www.seakayakbc.com/killer_whales_orcinus_orca.html
www.cms.int/reports/small_cetaceans/data/o_orca/o_orca.htm
www.killerwhale.org/fieldnotes/field.html

چگونگى تهيه اسكلت حيوانات مهره دار
در اينجا روش تهيه اسكلت حيوانات مهره دار، جهت مطالعه علمی و همچنين نگهداری در موزه شرح داده می شود. تهيه چنين اسكلتی با تهيه اسكلت هايی كه جنبه نمايشی دارند كاملا متفاوت است. در تهيه اين نوع اسكلت ها بايد دقت نمود كه هيچ نوع صدمه ای اعم از شكستگی ، بريدگی يا ايجاد سوراخ يا فقدان قسمتی از اعضا نظير دندان و غيره در هنگام جوشاندن استخوان ها پيش نيايد. اگر مايل به تهيه اسكلتی هستيد كه از لحاظ علمی حائز اهميت باشد بايد موارد زير را مراعات نمائيد:
يك دفترچه يادداشت جهت ثبت اطلاعات بدست آمده تهيه نموده و هر نمونه را شماره گذاری نمائيد. برای اين كار از عدد يك شروع كنيد مواظب باشيد هرگز شماره ها مخلوط يا تكرار نگردند. هر اسكلت را جداگانه تهيه خشك و نگهداری كنيد.

طرز تهيه:
بعد از اندازه گيری و بررسی علمی ، پوست حيوان را با دقت جدا نموده و چنانچه مايل به مطالعه و نگهداری پوست نيز می باشيد همان شماره را بر روی پوست نصب كنيد. گوشت را از استخوان جدا كنيد ليكن مواظب باشيد زردپی های اطراف مفاصل قطع نگردند. جهت سهولت دقت شود كه سر و پا ها از قسمت های ديگر بدن جدا شوند ، اما مواظب باشيد كه هيچ كدام از استخوان ها نشكنند. بايستی توجه كرد كه گاهی اوقات استخوان های كوچكی در داخل گوشت و قاعده زبان موجود است و همچنين استخوان های شانه و ترقوه بوسيله گوشت پوشيده شده اند كه بايد با دقت جدا شوند.
از طريق سوراخ مهره اطلس ، مغز را از جمجمه خارج نموده و جهت جدا كردن مغز از جمجمه های كوچكتر ميتوان از يك سرنگ زير جلدی استفاده كرد ، بدين ترتيب كه سرنگ را از آب پر كرده و بعد سوزن سرنگ را بدقت به داخل انتهای مغز فرو كنيد ، سپس به آرامی آب سرنگ را بداخل جمجمه در زير مغز خالی نمائيد بدين ترتيب مغز از جمجمه جدا می شود. همچنين برای خارج نمودن مغز از جمجمه های بزرگ می توان از يك قطعه چوب نازك و مسطح استفاده نمود. دقت شود كه اين كار باعث گستگی و تخريب ساختمان داخلی جمجمه نگردد.
سپس اسكلت را داخل يك ظرف آب قرار داده و به مدت 24 ساعت نگاه داريد تا خون داخل آن خارج گردد. در هوای سرد می بايست استخوان را به مدت بيشتری در آب نگه داشته و با افزودن كمی آمونياك به داخل آب عمل را تسريع نمود. بعد از خارج شدن خون اسكلت را در آب خالص گذاشته و حرارت دهيد و حرارت آب را تا زير نقطه جوش با لا ببريد ( البته زمان لازم برای حرارت دادن اسكلت ها نسبت به اندازه آنها می تواند از 2 تا 60 دقيقه متغير باشد. ) سپس شعله زير ظرف را خاموش نموده و كمی آمونياك اضافه كنيد و پس از چند دقيقه اسكلت را خارج نموده و گوشتهای چسبيده به استخوان را جدا كنيد. ( برای محافظت از دستهای خود از دستگش های لاستيكی استفاده نمائيد. )
استخوان ها را تميز نموده و با دقت آنها را روی يك صفحه تميز قرار داده تا خشك شوند ، از آنها مراقبت نموده تا مفقود نگردند و از دسترس بچه ها و حيوانات دور نگاه داريد.

تهيه و بكار بردن Dermestid beetles ( حشرات گوشتخوار )
روش ديگری كه اغلب موزه های بزرگ تاريخ طبيعی بكار می برند اينست كه بجای پختن و جوشاندن كه اغلب باعث ضايع شدن استخوان جمجمه می گردد از حشرات گوشتخوار استفاده می گردد.
پوست حيوان را با دقت جدا كنيد ، سعی می شود كه استخوان های كوچك موجود در دم و پا حفظ گردند. اعضای داخلی را خارج كنيد. به آرامی جمجمه را از بدن جدا كرده و مغز را با سرنگ محتوی آب بشوئيد سپس جمجه را شماره گذاری نموده و مواظب استخوان های ظريف و شكننده جمجمه باشيد.
همچنين گوشت های زائد پشت و پاهای حيوان را جدا نموده وشماره گذاری نمائيد.
با دقت اسكلت را طوری پيچيده كه دم و پاها در كنار هم قرار گيرد. بعد اسكلت و جمجمه را در سايه و مكان خنكی قرا ر داده تا خشك شود. وچناچنچه لازم باشد می توان آن را در محلی دور از دسترس كودكان و حيوانات و مورچه ها آويزان نمود. بعد از يك يا دو روز كه اسكلت خشك شد آن را در يك ظرف فلزی در بسته كه دارای تهويه باشد قرار دهيد. در اين موقع از حشرات گوشتخواری به نام سوسك قالی carpet beetles كه به طور طبيعی در لاشه حيوانات يافت می شوند استفاده می گردند. اين حشرات به رنگ های سفيد و سياه و قهوه ای ديده شده اند و طول آنها به يك سانتی متر مي رسد. ظرف محتوای اسكلت و حشره را در تاريكی و دور از نور خورشيد قرار دهيد . يك گروه سالم از اين حشره می تواند به سرعت يك اسكلت كوچك را تميز كند.
بعد از آنكه حشرات كار خود را انجام دادند ، استخوان ها را خارج نموده و اسكلت را در ظرف محتوی آمونياك قرار دهيد سپس به آرامی گوشت ها و مواد زائد روی استخوانها را جدا نموده و پس از خشك شدن استخوان بطور انفرادی آنها را شماره گذاری كنيد.

طرز تهيه مخصوص ، جهت اسكلت پرندگان
استخوان های پرندگان بسيار ظريف و شكننده هستند. شما بايد با به كار بردن روشهای مختلف از انهدام اسكلت جلوگيری نمائيد.
قبل از شروع با دقت پرها را بكنيد ، قسمت های داخلی بدن را بيرون آورده و گوشت بدن پرنده را از استخوان جدا نمائيد ، مواظب باشد استخوان های كوچك نزديك به انتهای بالها گم نشود.
روش شماره يك : با دقت بال ها پا ها و جمجمه را جدا سازيد ، گردن ، پشت و استخوان های لگن را به حال خود بگذاريد. سپس تمام قسمت های اسكلت پرنده را در درون محلول آب كه در آن آمونياك اضافه شده به مدت چند ساعت قرار داده تا خون خارج شده و پوشش های روی استخوان نرمتر گردند. سپس اسكلت را در يك ظرف آب قرار داده و حرارت را تا زير نقطه جوش برسانيد و مدتی بعد حرارت را قطع نموده و بگذاريد تا آب سرد شود.
سيمی را از داخل سوراخ مهره های پشت عبور داده تا تمام مهره ها در همان محل طبيعی خود قرار گرفته و جابجا نشوند ، سپس با اسكالپل ، پنس و قيچی كوچك به آرامی استخوان ها را تميز كنيد.
در هنگام كار مواظب باشيد كه محلول آمونياك گرم با پوست يا چشم شما تماس پيدا نكند.
روش شماره دو: با دقت بال ها ، پا ها و جمجمه را جدا سازيد ، گردن ، پشت ، سينه و استخوان های لگن را به حال خود بگذاريد. سپس تمام قسمت های اسكلت پرنده را درون محلول آب كه درآن آمونياك اضافه شده به مدت چند ساعت قرار داده و حرارت را تا زير نقطه جوش رسانيده و اسكلت را در يك ظرف آمونياك خالص قرار داده تا باف های اضافی تبديل به ماده ژلاتينی گردند. سپس سيمی را از داخل سوراخ مهره های پشت عبور داده تا تمام مهره ها در همان محل طبيعی خود قرار گرفته و جابجا نشوند. در اين موقع ميتوان بافت های باقيمانده را به آسانی با دست جدا كرد ، توجه داشته باشيد كه برای اين عمل حتما بايد دستكش مخصوص پلاستيكی بدست كرده باشيد. بهتر است در هنگام تميز كردن استخوان آنها را در زير شير آب جاری گرفته تا آب به طور آرام از روی آن عبور كند.
روش شماره سه : قسمت های مختلف اسكلت را طبق روشهای 1 و 2 جدا نسازيد. بلكه بوسيله يك سيم فلزی از قسمت ستون پشتی البته سرتاسر آن عبور داده تا كليد قسمت ها را در جای خود نگهدارد. سپس لاشه پرنده را بمدت3 الی 5 دقيقه درآب ، با مقدار كمی دترژانت از قبيل پودر تايد بجوشانيد و لاشه را در يك ظرف آب بمدت 4 تا 7 روز نگهداشته بطوريكه سرپوش ظرف بطور آزاد روی آن قرار گيرد. در پايان اين مدت محتوی ظرف را در يك آبكش خالی نمائيد تا استخوان های كوچك محفوظ گردند. گوشت های ژله مانند روی استخوان را بشوئيد. سپس استخوان را دوباره برای مدت 3 تا 5 دقيقه بجوشانيد البته در يك ظرف آب كه در آن مقدار كمی پودر صابون ريخته شده باشد ، با اين عمل كليه گوشت ها و بافت های باقيمانده روی استخوان جدا شده و بوی بد استخوان نيز از بين ميرود.
هر روشی را كه شما بكار ميبريد مستلزم اين است كه اسكلت تميز شده را بكناری گذارده تا خشك شود و سپس استخوان ها را همان طوريكه قبلا گفته شد بطور انفرادی شماره گذاری نمائيد.

طرز تهيه مخصوص جهت اسكلت مار
استخوان های مار معمولا كوچك و نازك و ظريف هستند ، بعلاوه استخوان های جمجمه مار بيديگر چسبيده شده اند اما پوست روی جمجمه جدا ليكن بسيار نزديك به استخوان قرار گرفته است. هنگاميكه مبادرت به كندن پوست مار مينمائيداين موضوع بسيار مهم به نظر مي رسد. برای كندن پوست مار احتياج به يك قيچی نوك تيز داريد. سرتاسر شكم از انتهای دم تا زير چانه را ببريد ، مواظب استخوان های كوچك و نازك دم و همچنين دنده ها و استخوان های نازك پشت باشيد. پوست را از گوشت بوسيله انگشتان خود جدا سازيد واين عمل را از دم مار شروع نموده و به آهستگی تا قسمت سر ادامه دهيد ، در هنگاميكه پوست سر مار را جدا مينمائيد خيلی مواظب باشيد كه پس از جدا كردن پوست ، تمام اعضای داخلی حيوان را خارج كنيد. سپس ماهيچه طويل پشت مار را بيرون آوريد و به آرامی سر را از گردن جدا سازيد ولی فك ها را از جمجمه جدا نكنيد. جمجمه و اسكلت را در يك ظرف شيشه ای كه سر آن محكم باشد بگذاريد بگذاريد و آن را در يك ظرف لعابی كه آمونياك غليظ به آن اضافه شده است قرار دهيد ، و بگذاريد اسكلت برای چندين روز خيس بخورد ، بعد از آنكه كاملا خيس خورد ، يك سيم ضخيم فلزی از ميان ستون پشتی حيوان عبور داده تا تمام قسمت های انفرادی بهم مربوط شوند ، سپس می توان بوسيله اسكالپل ، پنس و قيچی گوشت های نرم شده را جدا نمود. شما ممكن است مجبور باشد ساعت ها جهت پاك كردن يك اسكلت مار وقت صرف نمائيد. اگر چنانچه در بين عمل مجبور به ترك كار شديد اسكلت را درون ظرف آمونياك بازگردانيد. جمجمه واسكلت تميز شده را در مكانی محفوظ گذارده تا خشك شود. و مطمئن شويد كسی دست به استخوان ها نزند. و پس از جمجمه ، فك ها و استخوان ها كاملا خشك شدند ، جمجه ، فك ها و استخوان های بزرگ را شماره گذاری كنيد.

انبار ذخيره اسكلت های تميز شده
استخوان های تميز شده ای را كه آماده برای مطالعات علمی ميباشند می توانيد در جعبه های معمولی شيرنی قرار دهيد. و چون استخوان ها جدا از هم هستند شما می توانيد اكثر اسكلت ها را در جعبه فوق با اندازه های مختلف قرار دهيد . و با دقت و ظرافت شماره و علائم نمونه ها و اطلاعات جمع آوری شده را بر روی درب جعبه ياداشت نمائيد. مواظب باشيد كه هرگز استخوان های نمونه های مختلف را با هم مخلوط نسازيد. و مطمئن شويد كه نمره های روی استخوان ها با اطلاعات دفترچه يادداشتتان و نوشته های روی درب جعبه مطابقت دارند. جعبه اسكلت ذخيره شده را در يك محل سرد و مطمئن از قرار دهيد.
نويسنده : رابرت جي تاك

آواز نهنگ ها
آواز وال ها ( whale song ) ، صدايى است كه وال ها براى برقراى ارتباط توليد مى كنند. واژه
( song ) براى توصيف الگويى منظم و پيشگويى صداهايى كه به وسيله گونه هايى از وال ها توليد مى شود ، مورد استفاده قرار مى گيرد. اين مكانيسم براى توليد كردن صدا در خانواده وال سانان و پستانداران دريايى شامل : دلفين ها ، وال ها و نهنگ هاى دندان دار ، كه به صدا براى ايجاد ارتباط بيشتر از حس هاى ديگر در پستانداران زمينى وابسته هستند ، استفاده مى شود ، زيرا ساير حسها در آب اثر محدود ترى دارد.
بينايى در پستانداران دريايى به دليل اينكه نور در راه آب جذب مى شود محدود است. بويايى هم اثر كمترى دارد ، زيرا مولكول ها در آب خيلى آهسته تر پراكنده مى شوند تا در هوا. پستانداران دريايى از صدا ها براى برقراى ارتباط و تغذيه استفاده مى كنند.
طرفداران محيط زيست و وال شناسان ( cetologist ) معتقدند كه افزايش صداها در اقيانوس هاى جهان به وسيله كشتيها و لرزه هاى درياى باعث صدمه به وال ها مى شود.
توليد صداها
انسانها صدا ها را با بيرون راندن هوا از ميان حنجره توليد مى كنند. تارهاى آوايى داخل حنجره باز و بسته مى شود و اين امر براى توليد جريان هوا ضرورى است ، اين جريانات همراه با گلو ، زبان و لبها صدا ها را توليد مى كنند.
وال ها صدا ها را با مكانيسم متفاوتى توليد مى كنند. اين مكانيسم در 2 زير خانواده عمده در وال ها متفاوت است: Odentoceti ( Toothed whale ، شامل دلفين ها ) و Mystceti ( Baleen wale ، شامل وال هاى بزرگ و وال هاى آبى )
توليد صدا در Toothed whale

مناطقى كه در سر دلفين ها توليد صدا مى كنند.
دلفين ها صداهاى طولانى ، مكرر وپائينى مانند وال ها ايجاد نمى كنند. به جاى آن صدايى سريع وبلند از تق ها و سوت ها ايجاد مى كنند. صداى تق معمولا براى جهت يابى و مجموع تق ها و سوت ها براى ارتباط برقرار كردن استفاده مى شود. يك گله دلفين ممكن است صداهاى متفاوت و گوشخراشى توليد كنند كه مقدار خيلى كمى از آنها قابل تشخيص است.
صدا هاى مختلف در آنها به وسيله عبور دادن هوا از ميان ساختارهايى در سر كه مانند عبور دادن هوا از بينى در انسانها ست توليد مى شود ، كه اين ساختارها لبهاى آوايى ( Phonic lips ) ناميده مى شوند.
هوا از يك مجراى خيلى باريك عبور میكند ، پرده لب هاى آوايى به داخل كشيده مى شود و به وسيله بافت ها محاصره مى گردد و به ارتعاش در مى آيد. اين ارتعاش مانند ارتعاش حنجره در انسانها ست ، كه به طور آگاهانه و با يك حساسيت فوق العاده كنترل مى شود.
تمام دلفين ها و يك گونه از وال ها Sperm whales ، 2 لب آوايى دارند ، بدين نحو قادرند 2 صداى مستقل ايجاد كنند. در يك نوع آن هوا از لب هايى آوايى عبور كرده و از Vestibular sac خارج مى شود. و در نوع ديگر هوا دوباره به داخل بر مى گردد و وارد قسمت پائينى بينى شده و دوباره توليد مى شود و از سوراخ بينى نهنگ كه در بالاى سرش قرار دارد خارج مى شود.
در يك سرى از تحقيقات نشان داده شده است كه يك گونه از دلفين ها به نام دلفين هاى پوزه دار(Bottlenose dolphins ) ، صدا را به وسيله تركيبات پيچيده بينى و ششها و با كمك عضله Platopharygeal توليد مى كنند و صداى توليد شده تا زمانى كه دلفين ها نفس خود را در زير آب حبس مى كنند ، ادامه مى يابد.
تو ليد صدا در Baleen whale
وال ها ساختارهاى آوايى ندارند ولى به جاى آن ساختارهايى شبيه حنجره دارند كه نقش توليد صدا را بر عهده مى گيرند. اما فاقد تارهاى آوايى هستند. به هر حال اين فرآيند به طور كامل قابل مقايسه با انسانها نيست ، زيرا وال ها براى توليد صدا هوا را به بيرون نمى دمند. آنها هوا را در داخل بدنشان به چرخش در مىآورند. ممكن است انحناهاى جمجمه اى ( cranial sinuses ) در توليد صدا در وال ها نقش داشته باشند ، اما تا كنون فرآيند هاى سلولى آن مشخص نشده است.
چون والهاى گوژپشت صداهاى پيچيده اى توليد مى كنند ، عده اى معتقدند كه صدا هاى ساده در اين وال ها براى انتخاب جفت مى باشد. صدا هاى ساده در ديگر وال ها در تمام طول سال استفاده مى شود.
دلفين ها قادرند كه به وسيله صدا ها جهت يابى كنند ( به وسيله ارسال امواج فرا صوتى ) و قادرند به اندازه و موقعيت اجسام به طور دقيق پى ببرند. در صورتى كه وال ها اين توانايى را ندارند. بويايى در وال ها پيشرفته نيست و صدا هايى كه براى انسان قابل شنيدن است در وال ها نقش قطب نما را دارد.
آواز وال هاى گوژپشت

اسپكتوگرام آواز وال ها
آواز هاى 2 گروه از وال ها ، وال هاى گوژپشت و زير گونه وال هاى آبى ، كه در اقيانوس هند زندگى مى كنند مورد بررسى قرار گرفته است. وال هاى گوژ پشت نر يك آواز مخصوص در فصل جفتگيرى دارند و دانشمندان حدس مى زنند كه هدف از اين آوازها انتخاب جفت است. به هر اين آوواز ها يك رفتار تعاونى بين وال هاى نر براى انتخاب جفت است. به عبارت ديگر با اين كار قلمرو خود را مشخص مى كنند و در مقابل وال هاى ماده جلب توجه مى كنند. اين آوازها در وال هاى ماده ديده نشده است.
جالب توجه است كه در طول اين آوازها وال ها تنها هستند و دنباله رو گله نمى باشند و به طور منفرد به وال ماده نزديك مى شوند.
2 دانشمند به نام هاى Roger payne و Scotmcvay آناليز آواز اين وال ها را در سال 1971 طراحى كردند. اين آناليز داراى يك سلسله مراتبى است كه اساس وپايه آن ارسال صداهاى منفرد در يك زمان كوتاه است. اين صدا ها فركانسى بين 20Hz تا 10kHz دارند ، ( رنجى كه در انسان قابل شنيدن است20Hz تا 20kHz است ). اسپكتوگرام اين صداها در تصوير بالا مشخص شده است. وال ها در اين گزارش صدا هايى قطعه هاى مشابهى به طور مكرر در طول 2 تا 4 دقيقه دارند. كه اين صداها به فراوانى در طول ساعت ها و روزها و به طور يكنواخت تكرار مى شود.

تصوير شماتيكى از آواز وال هاى گوژپشت
تمام آواز وال هاى يك منطقه تقريبا يكسان و شبيه هم هستند و در طول زمان و به آهستگى تكامل پيدا مى كنند. براى مثال در تحقيقات نشان داده شده است كه صداها ، در ابتدا به صورت خط صاف بالاى تصوير مى باشد و به آهستگى اين خط صاف شروع به موج دار شدن مى كند. در قسمت هاى بعدى صداها بلندتر است.
اين تكامل در آواز وال ها در طول سال و به سرعت انجام مى شود. و نمودارها در سال هاى بعدى داراى تفاوت هايى است.
وال ها در مناطق خاصى پيدا مى شوند كه بيشتر شامل اقيانوس ها و خليج هاى بزرگ است. وال هاى مناطق مختلف آوازهاى كاملا متفاوتى دارند. تكامل آوازها در وال ها نشان مى دهد كه الگو هاى قديمى در مورد آنها فاقد اعتبار است. يك آناليز از اين آوازها كه در 19 سال پيش در يك منطقه خاص تهيه شده ، داراى الگو و تركيبى است كه هرگز در آناليزهاى ديگر تكرار نشده است.
وال هاى گوژپشت داراى يك مراسم آواز خوانى خاص در دوران جفتگيرى هستند. در نهايت وال هاى گوژپشت يك سرى صدا توليد مى كنند كه در تغذيه به آنها كمك مى كند ( كه مدت آن 5 تا 10 ثانيه است ) وال ها معمولا به طور گروهى تغذيه مى كنند. آنها به طرف اعماق دريا شنا مى كنند و ناگهان به طور گروهى و همه با هم به سطح آب مى آيند ، در اين حركت رئيس گله صدايى توليد مى كند كه گروه براى پاسخ دادن به اين صدا همه با هم حركت مى كنند.
بيشتر Ballen whale ، صداهايى در حدود 15 تا 20 هرتز توليد مى كنند. با اين حال تحقيقاتى كه زيست شناسان دريايى بر روى وال هاى شمال اقيانوس آرام براى 12 سال انجام دادند متوجه شدند كه آواز آنها 52 هرتز است.
دانشمندان تا كنون نتوانسته اند يك مجموعه قواعد و دستورات خاصى براى اين آوازها مشخص كنند.
کشف سرنخ تکامل گیاهان در فسیل فضولات دایناسور توسط یک پژوهشگر ایرانی
پژوهشگر ایرانی دانشگاه«پنجاب» هند با همکاری محققانی از هند و سوئدبا کشف قدیمی ترین بقایای گیاهان علفی در فسیل فضولات بر جای مانده از گونه ای ازدایناسور با قدمتی حدود 67 میلیون سال به سرنخهای جدیدی در بررسی سیر تکامل گیاهان وذایناسورها دست یافت که تحقیقات در زمینه روند تکامل گیاهان و دایناسورها را وارد مسیری جدید میکند.به گزارش ایسنا،یافته علمی جالب توجه دکتر حبیب علی محمدیان –دانش آموخته ایرانی دکترای زمین شناسی و پژوهشگر مرکز مطالعات پیشرفته زمین شناسی دانشگاه «پنجاب» هند-که با همکاری پروفسور «آشوک ساهنی»دانشمند برجسته هندی ،واندانا پاراساد از موسسه سنگواره شناسی گیاهی «لاک نو»وكارولينا استرومبرك ازتاریخ طبیعی سوئد حاصل شده اخیرا در مجله علمی معتبر((ساینس)) به چاپ رسیده وبازتاب قابل توجهي در مجامع علمی و خبری جهان داشته است.دکتر علی محمدیان و همکارانش با بررسی فسیل فضولات بر جای مانده از گونه ای دایناسور گیاهخوار گردن دراز که در مناطقی از هند جمع آوری شده ،توانسته اند وجود گونه هایی از علف در حدود 67 میلیون سال پیش را اثبات کنند،بدین ترتیب مشخص شد که علفها بخشی از غذای دایناسورها را در آن زمان تشکیل میدادند .این علفها از گونه های گیاهی بودند که دانشمندان تصور نمیکردند در آن دوران بر روی زمین رشد کرده باشند.
تخم مرغی غنی شده با ریزمغذی ها در کشور تولید شد.
با تلاش یک دانشجوی دکترای تخصصی بیماری های طیور دانشگاه تهران امکان تولید انبوه تخم مرغهای غنی شده از ویتامینEوسلنیوم و سایر ریزمغزی ها با مصارف عمومی ودرمانی و قابلیت تامین ریزمغذی های مورد نیاز بدن و کاهش خطر ابتلا به بیماری ها در کشور فراهم شد.
دکتر آرش قلیان چی لنگرودی ،مجری این طرح در گفت و گو با ایسنا ،اظهار کرد :تخم مرغهای غنی شده در چهار نمونه غنی شده با «سلنیوم وویتامینE»،با «اسید فولیک»،با «ید»و با «روی» تولید و جهت تایید نهایی به آزمایشگاه های معتبر داخلی و خارجی ارائه شده اند.
نتایج تستهای انجام شده بر روی تخم مرغ غنی شده با سلنیوم و ویتامینE که از آزمایشگاه «یوروفین»در آلمان واصل شده، نشان داده که میزان سلنیوم موجود در این تخم مرغ سه برابر و میزان ویتامینEآن حدود هشت برابر افزایش یافته است که در حال حاضر در انتظار دریافت پاسخ تست سایر تخم مرغها شده و کسب مجوز لازم از سوی سازمان دامپزشکی کشور برای تولید انبوه آنها هستیم.وی با ابراز امیدواری به این که نخستین تخم مرغهای غنی شده با ویتامینEو سلنیوم سال آینده در کشور عرضه شود،خاطر نشان کرد:تخم مرغهای غنی شده مصرف طبی و عمومی داشته و از نظر قیمت،تفاوت چندانی با تخم مرغهای معمولی ندارد.
این پژوهشگر درباره روش تولید گفت:تولید این تخم مرغها با تغییر در جیره غذایی مرغها و اضافه کردن مواد آلی به آنها و متعادل کردن مواد معدنی جیره به منظور جلوگیری از تداخل مواد مغذی آن انجام شده که مرغها باید به مدت دو ماه از این جیره غذایی استفاده کنند. وی تصریح کرد:در حال حاضر کشورهای پیشرفته به تخم مرغ غنی شده با omega3(اسید چرب) و سایر مواد مغذی نظیر ید ،ویتامینE ،سلنیوم،لوتئین،روی واسید فولیک روی آورده هند که این محصولات اغلب در اروپا و آمریکا به مصرف کنندگان عرضه میشود.وی درباره ارزش غذایی تخم مرغ غنی شده با سلنیوم و ویتامینEاظهار کرد:ویتامین Eکه در بدن تولید نشده و عمدتا ً باید از طریق مواد مصرفی وارد بدن شود،به عنوان یکی از قویترین آنتی اکسیدانها از اثرات مضر رادیکالهای آزاد و متابولیتهای سمی جلوگیری کرده است و در محافظت از بدن در برابر سرطان (به ویژه سرطان سینه و ریه)پیری و بیماری های قلبی و عروق ،دیابت ،ارتواسکلروزیس ،تقویت سیستم ایمنی بدن و تولید مثل و غیره اثر مثبت دارد.
ماهی های قرمز ناقل بیماری هستند.
کارشناسان زیست محیطی و سازمان دامپزشکی کشور اعلام کرد :ماهی های قرمز ناقل بیماری اند.
در آستانه ی فرا رسیدن عید نوروز و شروع فصل خرید و فروش ماهی کارشناسان زیست محیطی و سازمان دامپزشکی کشور اعلام کرد:ماهیهای قرمز به علت رعایت نکردن شرایط بهداشتی در زمان عرضه میتواند مخاطرات انسانی و زیست محیطی و بروز بیماریهای مشترک آبزیان به ویژه ماهی قرمز را همراه داشته باشد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، بیماری پیسوریا زیس وسل پوستی ازجمله بیماری هایی است که از ماهی قرمز ، لاکپشت ومار آبی به انسان منتقل میشود . این بیماری در مراحل اولیه قابل تشخیص نیست و درمراحل پیشرفته درمان ناپذیر وگاهی کشنده است .

اسبها
همه چیز درباره عادات بد اسب
اسبها دارای خصوصیات و احساسات فردی هستند. آنها موجوداتی میکانیکی با مجموعه ای از الگوهای رفتاری نیستند ، ÷س عادات بدی را در زمان های مختلف از خود نشان می دهند. عادات بد عموما نتیجه شرایط تعلیمی یا وضعیتی است. اسبها با رفتار بد به دنیا نیامده اند. این ما انسانها هستیم که گاهی این رفتارها را به آنها تحمیل می کنیم.
عادات بد در اصطبل
عادات بد در اصطبل اغلب به علت خستگی ایجاد می شود. درمان چنین مشکلی باید اولین مسیری باشد که طی می کنیم. البته ، واضح است اجتناب و جلوگیری از چنین مشکلاتی در درجه اول ایجاد تحریکات منظم و متناسب برای اسب است.
گاز گرفتن آخور زمانی روی می دهد که حیوان جسم مادی ( در آخور ، دستگاه تغذیه و غیره ) را با دندان هایش محکم می گیرد و نفس نفس می زند. نتیجه این حرکت دندان های لب ÷ریده و فرسوده جلویی و مشکلات مزاجی مانند التهاب روده بزرگ یا نفخ را موجب می شود. از گاز گرفتن آخور با تسکین کسالت حیوان یا توسط ÷وشش دادن سطوح جذاب با ماده ای بد طعم اما بی ضرر جلوگیری می شود.
این عمل نیز عموما ناشی از خستگی است که حیوان به طور مستمر سر و بدنش را به اطاف می جنباند. در حالات شدیدتر ، این کار موجب استرس و از دست دادن سلامتی اسب می شود. از بین بردن این حرکت در اسبها که عادتی جدی و ÷ایدار است مشکل می باشد و گاهی اوقات غیر قابل درمان به حساب می آید. با نصب یک نرده v شکل در قسمت الایی در آخور می توان از جلو و عقب رفتن اسب جلوگیری نمود ، هر چند که اغلب اسبها در این صورت به عقب رفته و به مار÷یچ رفتن در آخور ادامه می دهند.
راه دیگر بر طرف نمودن این علائم ، دادن وعده های منظم غذایی کوچک به اسب است تا حیوان را مشغول نگاه داریم.پاره کردن قالیچه و خوردن محل کاه و پوشال نیز از علائم خستگی هستند. به طور کلی مشغول نگه داشتن حیوان با تمرینات منظمو وعده هایی غذایی مکرر ، بهترین درمان برای این عادات است.تعویض محل کاه و پوشال با شیء ای غیر خوردنی مثل کاغذ روش دیگری برای مایوس نمودن اسب از خوردن محل کاه و پو شال است. هدف اصلی باید از بین بردن دلایل پنهان خستگی باشد تا از وقوع عادت های بد بیشتر جلوگیری کنیم.
اسبها مشکلات سوارکاری بسیاری می توانند ایجاد کنند. چنین عاداتی اکثرا نتیجه درد قلبی ، عادت بد و یا تعلیم نا کافی می باشد.بسیاری از اسبها عادت آزار دهنده ای را در خود افزایش داده اند. این عادت راه رفتن در هنگام سوار شدن بر آنها است. این کار احتمالا به علت ضربه خوردن به دنده ها یا کشیده شدن دهنه در زمان سوار شدن در گذشته است. در این صورت ، نمی توان اشب را به خاطر سر پیچی مقصر دانست . اکنون ضروری است که اسب را دوباره تعلیم داده و به او اطمینان خاطر داد که هر زمان سوار او می شوید هیچ دردی نخواهد داشت. به همین شکل ، ناراحتی ناشی از قرار دادنساز و برگ است به شکل نا مناسب موجب بی قراری و بالا و پائین پریدن حیوان می شود. یراق اسب باید به طور منظم بازرسی شودتا از هماهنگی و تناسب آن اطمینان حاصل شود.
سر باز زدن
این حرکت نمونه ای است از رجوع اسب به غریزه خود که از شیئ بالقوه نگران کننده دوری می کند. در این حالت ، باید به اسب اطمینان خاطری به گونه ای نرم و ملایم اما جدی و قطعی داد. این حرکت برای اسبهایی که مجاز به بدرفتاری و سر باز زدن در گذشته بوده اند ، حرکتی عادی است.
رم کردن
عادت بسیار خطرناکی است که بسیاری از اسبها از خود نشان میدهند. به طوری که بسیار رایج است. رم کردن نتیجه عدم تناسب یراق و استفاده تند و خشن از دهنه که به جای سلطه سوارکار حیوان را به درگیری با سوارکار تشویق می کند. همچنین هنگامی که اسب ترسیده است به غریزه رم کردن رجوع می کند. حیوان برای این کار نباید تنبیه شود بلکه یک غریزه کاملا طبیعی است و به اطمینان بخشی متین و با وقاری نیاز دارد.
به زمین اند اختن سوار
سواركاري موفقيت آميز به آگاهي و درك غرايز طبيعي اسب نياز دارد.اما حتي قابل اعتمادترين حيوان نيز ميتواند غير قابل پيش بيني باشد.اين وضعيت هنگامي پيش مي آيد كه حيوان احساس ميكند تحت كنترل است و در نتيجه غرايز طبيعي حيوان خود را نشان ميدهند.
در طول اعصار,بشر با موفقيت با اسب پيوسته و به شيوه اي هماهنگ با او كنش متقابل داشته است.اسبهاي وحشي حيوانات گله اي هستند كه شيوه دفاعي آنها جنگ يا فرار است.
در واقعوعلت اصلي بسياري از جنبه هاي رفتاري اسب دو غريزه اساسي هستند كه بقاي حيوان در حيات وحش به آنها بستگي دارد:
-غريزه قدرتمند گله اي بودن
-توانايي سريع دويدن و فرار كردن از درد سر
اسبهايي كه قبلاًاهلي شده هند در ميان گله پرسه ميزنند.اين اسبها كه توسط اسب آلفا هدايت ميشوند در جستجوي غذا و سر پناه هستند.غريزه گله -كه در تعداد زياد امنيت وجود دارد-و گرايش يك اسب از ديگري اين دسته را با هم نگه ميدارد.اسب نر پيشتاز از گله در برابر مهاجمان و تهديد خطر دفاع ميكند.عليرغم اين واقعيت كه امروزه بيشتر اسبها از گله هاي آزاد جدا شده اند,اين غرايز بسيار تثبيت شده هستند.
جانشين شدن آلفا
اسب آلفاي گله به شما نگاه ميكند و منتظر دستور شما در زمان ترس يا اضطراب است.اسبتان به سمت شما نگاه ميكند براي اينكه به او اطمينان بخشيده و علامتي نشان دهيد كه اشاره به مناسب بودن نحوه فعاليت او داشته باشد.بنابراين,اطمينان بخشي به اسب كار بسيار مهمي است اگر ميخواهيد از واكنش ترسناك او كه صرفاً به وسيله غرايز ذاتي او سبب گرديده است جلوگيري كنيد.
آيا غرايز طبيعي علت ريشه اي بد رفتاري هستند؟
اين گفته تا حدي منصفانه است كه بگوييم بسياري از مشكلات رفتاري اسبها به غرايز طبيعي نسبت داده ميشوند.براي مثال,چرت زدن صرفاً نشانه عدم تمايل حيوان به ترك گله است.هنگامي كه سواركار يا مربي خود را در نقش عضوي از آلفا قرار ميدهد,حيوان كم كم ترك گله را به شكل امن,مطمئن و قابل پذيرش مي پذيرد.
حتي رام ترين اسبها اغلب زماني كه رو به سوي گله دارند,آسايش بيشتري دارند.به همين طريق به عنوان مثال,استفاده از اسبي كه مسلط تر است يا سلسله مراتب قدرت خود را افزايش داده تا اسب جوانتري را هدايت كند,در برخورد با مانع ترسناكي براي پرش موفق تر نشان ميدهد.اين امر صرفاًخواهش غريزه طبيعي يك اسب است كه با جدا شدن از بقيه گله مقاومت كند.
آيا لگد زدن و به زمين انداختن سوار رفتارهاي غريزي هستند؟
يك روش كليدي دفاعي كه بسياري از اسبها به نمايش مي گذارند لگد زدن و به زمين انداختن سوار است.در حيات وحش,اسب سوارش را به زمين ميزند تا فرد متجاوز يا مهاجم را از پشتش بردارد.
دانستن اين مطلب خصوصاً هنگام سوار شدن بر اسبي جوان سود مند است(تعليم اسب براي محل سوار)به علت ماهيت ديد پيرامون اسب ميتواند لحظه اي سواركار را بر روي پشتش ببيند.گاهي اوقات اين امر واكنش طبيعي بر زمين زدن سواررا تحريك ميكند كه تلاشي است براي دور كردن مهاجم بالقوه.بر زمين زدن سوار و لگد زدن صرفاًواكنشهايي طبيعي هستند.با در نظر داشتناين موضوع,سوار شدن بر اسب هميشه بايد به آهستگي انجام شود و با اطمينان كامل عضو آلفاي گله باشد.اكثر واكنشهاي اسب را ميتوان به غرايز طبيعي نسبت داد.درك نمودن و همدلي كردن با اين واكنش ها به منظور اينكه اسب به شما حرمت گذاشته و به شما اعتماد كند ضروري است.اين در حالي است كه شما بخواهيد بيشترين استفاده را از ارتباط با اسب داشته باشيد.
هيچ گاه قدرتهاي اسب را دست كم نگيريد.هر كس كه رمان نجواگر اسب اثر فيكولاس ايوانز را خوانده باشد(يا فيلم آن را ديده باشد)بدون شك ميتواند تواناييهاي اسب را در شركت جستن در الگوهاي ارتباطي پيچيده متوجه شود.
در واقع,اگر تا بحال با اسبي تماس داشته يا سوار ان شده باشيد,متوجه شده ايد كه اين دوست شما چقدر راغب به پاسخگويي به شماست.
اسبها در برقراري ارتباط توانايي بالا دارند,نه تنها با يكديگر بلكه با ديگر موجودات و انسانهاي اطرافشان.به منظور اينكه با موفقيت اسبها را كنترل كرده و سوار شويد,به درك روشني از خصوصيات و غرايزي كه رفتار اسب را موجب ميشوند,نياز داريد.
اسبها به شدت به حس تماس براي برقراري ارتباط با انسانها و با ديگر اسبها وابستگي دارند.اين موضوع در زماني كه اسب به فشار پا و فشار وزن سواركار پاسخ ميدهدبراحتي مشاهده ميشود.از سبيل براي لمس و احساس اشيا بويژه غذا استفاده ميكند.
تيمار داري متقابل بين اسبها شكلي از همكاري سنتي ميان گله ها است.اسبها همديگر را لمس كرده و به هم پوزه مي مالند به نشانه دوستي و پذيرش.تماس فيزيكي با ديگر اسبها براي بهبود ذهني اسب شما ضروري است.
حس بويايي اسب فراتر و حساس تر از انسان است.شناختن دوستان از طريق بويايي جه براي حيوان و چه انسان امكان پذير است.اين بدان معناست كه افراد تربيت كننده اسب بايد تلاش كنند تا عطر هايي كه از آنان استشمام ميشود,مداوم باشد(مثلاًلوسيون,ادكلنو صابون)بدين منظور كه به تشخيص اسب كمك كنند.
همچنين اسبها قادر هستند بوي خطر را كه از انسانها متصاعد ميشودحس كنند.اين موضوع تنش ايجاد شده را در زماني كه سواركار يا مربي ترس از خود نشان ميدهد توجيه مي كند.
زبان بدن و صورت ابزارهاي اوليه ارتباطي براي اسبها هستند كه با اين زبان اغلب ترس,كنجكاوي و عصبانيت به نمايش گذاشته ميشود.درحالت ترس،اسبها اغلب سوراخهاي بيني خود را گشادكرده وگوشهاراروي سرميخوابانند.
از سوي ديگر عصبانيت كه حركات صورت مشابهي داردنبايدباترس گرفته شود.چنين حركاتي ناشي ازخطر معمولا بادم سفت كردن همراه است ودرمراحل دفاعي بابازكردن دهان وبالا قبردن يك پا توام است.
ارتباط صوتي
حالات فيزيكي اغلب همراه با ارتباطات صوتي است.خرناس كشيدن كه با نگاه خيره وعميقي توام است يكي از روشهاي آگاه نمودن ديگراسبهااز احتمال خطراست ويا با اين كارازديگراسبهاي گله بپرسند كه آيا آنها تهديد به خطرشده انديانه.تعيين نمودن دوست يادشمن فردي كه خودرابراسب تحميل مي كند معمولا به وسيله دميدن شديددرسوراخهاي بيني مشابه خرناس كشيدن مشخص مي شود .صداي شيهه مانند شكل دوستانه ارتباط بين اسبها يابا انساني است كه آنرا دوست خود مي دانند.
بيشتر روشهاي ستيزه جويانه به شكل جيغ يا زوزه نشان داده ميشود. حالت دوم جدي تر بوده وعمدتاً نشان دهنده درگيري اي است كه رخ خواهد داد.جيغ عمدتاً علامت اخطار تلقي مي شود.شيهه پر صدا ترين ورايج ترين شكل ارتباط صوتي است كه به ندرت نشان دهنده اثري است.ازشيهه معمولاًبراي تعيين محل ديگر اسبها يا اظهار استفاده مي شود.
اسب مجموعه كامل ومفصلي از ابزارهاي ارتباطي در اختيار دارد واز آنها به نحو احسن بهره مي برد.برخي اوقات از يك وجود خود اسب حالت ساده استفاده مي كندوگاهي وقتها اين حالت در قالب الگوي پيچيده يا توالي نشانه ها قرار مي گيرد.
وصف بن كه اسب مامور مخصوص كشيدن واگن روي ريل معدن است,نمونه اي است ازارتباط دو جانبه شگفت آوري است كه بين اسب و انسان وجود دارد.آن داستان چنين است:
بن كه اسب كوتوله يك معدنچي بودو دراعماق معدن كار مي كرد,معمولاًدر وقت نهاربا ساندويچهاي صاحب خود شريك مي شد.روزي,بن از نهار خوردن با صاحبش امتناع كرد.در عوض , كناري ايستادوبه زمين سم ميكشيد.در ابتدا,صاحبش اورا ناديده گرفت اما وقتي كه بن شروع به شيهه كشيدن مي كند ورم مي كند, معدنچي تصميم مي گيرد كه اسب كوتوله اش را تعقيب كند.تقريباًبه طورناگهاني بام فرو ريخت. درست در همان نقطه اي كه معدنچي نشسته بود.يك نمونه فوق العاده از همدلي بود؟شايد چنين باشد.
در عین حال یک مسئله کاملاً روشن است. هر چقدر فردی با اسب صمیمی تر شود و به دنیای او راه پیدا کند، پاداشهای بزرگتری دریافت می کند.
همه چیز درباره رفتارهای سنی و جنسی اسب
بنیادی ترین مفهوم در مطالعه رفتار اسبها درک این نکته است که این حیوان اجتماعی و گله ای زندگی می کند و سلسله مراتب پیچیده ای بین گله وجود دارد.
غریزه گله
الوین هارنلی ادواردز، در مقاله خود تحت عنوان ذهن اسب این چنین توضیح می دهد: «غریزه زندگی گله ای به طور مستمر در اسب تظاهر می یابد که همیشه در پی بازگشت به گله یا بودن در کنار همنوعان خود است». مشکلات رفتاری نظیر چرت زدن (امتناع از ترک گله) و یا سختی رام کردن آنها صرفاً رجعت و بازگشت اسب را به غریزه طبیعی او که خواستار بودن در گله است،می باشد. در زمان تـرس یا تهدید، اسب به طور ذاتـی در طلب راهنمایی خواستن از دیـگر اسبها به آنها نگاه می کند. او باید بداند که بجنگد یا بدود.
در هر گله ای، سلسله مراتب قدرت وجود دارد که فقط ترتیب تسلط اسبها می باشد. رهبر یا همان اسب آلفا، عمدتاً اسبی است که توسط دیگران باهوش تر پیر تر شناخته شده و معمولاً مادیان است. بقیه گله برای راهنمایی خواستن در شرایط نا متعارف یا هنگامی که بدنبال غذای تازه یا سر پناه هستند به او مراجعه می کنند.
اگر چه عجیب است اما گله اغلب توسط یک اسب نر ( که عقیم نشده) مالکیت می شود که برای حمایت دسته خود از مهاجمان یا افراد غریبه مسئول است. اکثراً این غریزه جنگ و نبرد و طبع آتشین و تند اسبهای نر را برای سوارکاری نا مناسب می سازد. به این علت، بیشتر اسبهای سوارکاری نر عقیم شده اند که خلق و خوی آرامی را به بار می آورد. پس از عقیم سازی، به اسب نر اسب اخته اطلاق می شود.
سن بلوغ
اسبهای مختلف در سنین متفاوت بالغ می شوند. به عنوان قانونی کلی، کره مادیان یا کره اسب از زمان تولد باید کنترل شوند، امـا بر پشت آنها سوار نباید شد ( حداقل تا تابستانی که در آن سه ساله می شوند) همانند انسان، روند یادگیری هیچگاه به حد کمال نمی رسد. در عین حال بیشتر اسبها در حدود هفت-هشت سالگی به بلوغ ذهنی رسیده که در این زمان عمدتاً رفتارشان متین تر و پذیرنده تر می شود.
آیا سن يا جنس بر رفتار تأثیر می گذارند؟
تربیت عامل مهمی در تعیین رفتار است و نه سن یا جنس. مادیان ها هر چند از نرینه ها آرام تر هستند اما به علت فصلهای منظم( سیکل تحریکات جنسی) غیر قابیل پیش بینی هستند. این وضعیت در بعضی موارد آتها را برای مسابقه یا سوارکاری کودکان نامناسب می سازد. اسبهای اخته عمدتاً برای سوارکاری ترجیح داده می شوند به این علت کهطبیعت آرام تر و خلق و خویی ملایم دارند.
در رابطه با سن، رفتار اسبها از یکی به دیگری متفاوت است، اگرچه عموماً اسبهای بالای هشت سال آرامتر بوده و در طرز رفتار خود به پختگی بیشتری می رسند، به خصوص در محیط ناشناس و بالقوه استرس زا.
خود را در حکم رهبر دسته معرفی کنید.
عامل مهم در تعیین رفتار اسب شما این است که خود را عضو آلفای گله قرار دهید به این منظور که اسب شما به شما احترام گذاشته و برای هدایت و راهنمایی به شما مراجعه کند. این عوامل به همراه اعتماد داشتن و مطیع بودن، اسب را به سواری دادن و کنترل نمودت او وادار می سازد، که بدون توجه به سن و جنس حیوان، تجربه ای از سواری راحت تر و لذت بخش تر ایجاد می کند.
آترواسکلروزیس Atherosclerosis
آترواسکلروزیس بیماری است که در آن تکه هایی از مواد چربی (آترومس یا پلاکهای آترواسکلروتیک) در دیواره رگهای متوسط و بزرگ رشد کرده منجر به کاهش یا توقف جریان خون می شود.
آترواسکلروزیس می تواند بررگهای متوسط و بزرگ مغز، قلب، کبد، و سایر اندام های حیاتی، و پاها تاثیر بگذارد. آترواسکلروزیس مهمترین و شایع ترین نوع بیماری از عارضه آرتریواسکلروز، (واژه ای عمومی برای چندین بیماری که در آنها دیواره رگها ضخیم تر شده و الاستیسیته آنها کاهش میابد) می باشد.درباره علت گسترش آترواسکلروزیس دو فرضیه عمده وجود دارد: میزان بالای کلسترول خون که به آستر رگها آسیب می رساند، و سبب یک واکنش فساد شده و کلسترول و سایر چربی ها را قادر می سازد تا در آنجا تجمع یابند؛ و یا آنکه، آسیب به دیواره رگها می تواند طی مکانیسمهای گوناگون درگیر در سیستم ایمنی و یا طی تنظیم سمیت رخ دهـد. در هر دو مورد تغییراتی وجود دارد که می تواند منجر به تشکیل آترومس شود. دو تئوری احتمالاً با یکدیگر مرتبط بوده و متقابلاً مردود کننده یکدیگر نمی باشند.همچنین به نظر میرسد که آترواسکلروز مسئول ایجاد تورم نیز باشد؛ زیرا گلبول های سفید خاصی، (لمفوسیتها، مونوسیتها، و ماکروفاژها)، در سراسر فرایندهای توسعه آترواسکلروز حضور دارند. معمولا ً، این سلول ها تنها در هنگامی که التهاب رو به توسعه باشد تجمع می کنند. آترواسکلروز هنگامی آغاز می شود که گلبول های سفید فعال از جریان خون خارج شده، و به داخل دیواره یکی از رگها نفوذ کنند. آنها به فوم سل ها تبدیل شده، که کلسترول و سایر چربی را دربر گرفته،نگاه می دارند. در این لحظه فوم سل های حامل چربی در آنجا انـباشته می شوند. آنها رسوبهایی تکه تکه (آترومس) را در آستردیواره رگها تشکیل می دهند و در آنجا سبب ضخیم شدگی می شوند. عفونت نیز می توانند در ایجاد آترواسکلروز نقش داشته باشند. عفونت می تواند ناشی از باکتری (کلامیدیا پنومونیا که می تواند سبب پنومونی شود، یا هلیکوباکتر پایلورکه می تواند باعث زخم معده شود)، یا یک ویروس (هنوز شناسایی نشده است) باشد. عفونت می تواند به آستر دیواره رگها آسیب رسانده و شروع آترواسکلروز را ممکن سازد.
آترومس می تواند در سراسر طول رگهای متوسط و بزرگ پراکنده شود، اما آنها معمولا ً در جاهایی که رگها انشعاب می یابند تشکیل می شوند، و احتمالا ً دلیلش آن است که یک جریان خون آشفته همیشگی در این مناطق به دیواره رگها آسیب رسانیده ، این نواحی را جهت تشکیل آتروما مستعدتر می سازد.
آترواسکلروزیس چگونه بوجود می آید؟
دیواره یک رگ از لایه های متعددی تشکیل شده است. آستر یا لایه داخلی (اندوتلیوم) که معمولا ً صاف و یکنواخت می باشد. آترواسکلروزیس معمولا ً هنگامی ایجاد می شود که این آستر آسیب دیده و معیوب شده باشد. سپـس گلبول های سفید ویژه ای فعال شده از جریان خون خارج می شوند و از آستر گذشته و به درون دیواره رگ وارد می شوند. آنها در پشت آستر تبدیل به سلول هایی به نام فوم سل می شوند که تکه های چربی و بخصوص کلسترول را دربر می گیرند. در این لحظه سلول های ماهیچه ای صاف از لایه میانی خارج شده به درون آستـر دیواره می روند و در آنجا تکثیر می شوند. همچنین، همان گونه که بقایای سلول، بلورهای کلسترول، و کلـسـیـم می توانند در آنجا تجمع یابند مواد بافت پیوندی و ارتجاعی نیز در آنجا انباشته می شوند. این توده از سلول های انباشته از چربی، سلول های ماهیچه ای صاف، و سایر مواد یک رسوب ناهمگن به نام آتروما یا پلاک آترواسکلروتیک را تشکیل می دهد. همان طور که آنها رشد می کنند، آترومس دیواره عروق را ضخیم ساخته و متورم می سازد و کانال رگ را مسدود می سازد. آنها می توانند یک رگ را تنگ یا مسدود ساخته، و جریان خون را کم یا متوقف سازند.
رگها تحت تاثیر آترواسکلروزیس قرار می گیرند و الاستیسیته خود را از دست می دهند و این می تواند موجب افزایش فشار خون گردد. همان طور که آترومس افزایش می یابد، درون (مجرای) رگها تـنگ می شود. با گذشت زمان کلسیم در آترومس انباشته می شود که (آتروما) می تواند شکننده شده و شکافته شود. خون ممکن وارد آترومای شکافته شده شود و رگ را تنگ تر کند. یک آترومای شکاف برداشته می تواند محتویات چربی خود را به درون جریان خون پراکنده کند. این توده چربی (چربی که سد جریان خون شده است) می تواند از طریق جریان خون جا به جا شده و در هر نقطه دیگری از بدن یک رگ را مسدود سازد. شکاف یک آتروما اغلب موجب تشکیل یک لخته خون می شود که علت اصلی حمله قلبی یا سکته می باشد. لخته خون می تواند سبب تنگی یا انسداد رگ شود، یا روانه شود و (تبدیل به یک مسدودکننده رگ شود)، از طریق جریان خون جا به جا شود، و جریان های فرعی دیگری را ببندد.
عوامل خطرساز
عوامل خطرساز برای آترواسکلروزیس شامل سیگار کشیدن، میزان بالای کلسترول خون، فشار خون بالا، دیابت، چاقی مفرط، عدم فعالیت فیزیکی، و میزان بالای آمینو اسید هوموسیستئین در خون می باشد. این عوامل خطرساز اغلب می توانند تعدیل شوند. عوامل خطرساز غیر قابل تعدیل، شامل داشتن سابقه پیشین بیماری آترواسکلروز در خانـواده (که رابطه تنگاتنگی با ایجاد بـیـماری در سـنـیـن جوانی دارد)، رسـیـدن به سـنـیـن بالا، و جنـس مذکـر می باشد. خطر ابتلاء مردان بیشتر می باشد، هرچند احتمال مرگ زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر بیشتر از خطر مرگ مردان مبتلا به آن می باشد.
سیگارکشیدن: یکی از مهمترین ریسک فاکتورهای قابل کنترل سیگار کشیدن می باشد. خطر ایجاد بیماری عروق کرونر در یک فرد سیگاری مسقیما ً در ارتباط با تعداد سیگارهایی است که روزانه استعمال می شود. استعمال دخانیات بویژه برای افرادی که پیش از این خطر ابتلا به بیماری قلبی در آنها بالا بوده است، فوق العاده خطرناک می باشد.سیگار سطح لیپوپروتئین پرچگالی، کلسترول (HDL)، یعنی کلسترول "خوب" را کاهش و سطح لیپوپروتئین کم چگالی، کلسترول (LDL)، یعنی کلسترول "بد" را افزایش می دهد. سیگار کشیدن سطح کربن منوکسید خون را افزایش می دهد که می تواند خطر آسیب دیدگی آستر دیواره رگ را افزایش دهد. سیگار کشیدن به زودی سبب تنگ و منقبض گردیدن رگها بوسیله آترواسکلروز، و کاهش هرچه بیشتر رسانش خون به بافتها می شود. در مجموع سیگار کشیدن موجب افزایش تمایل خون به تشکیل لخته (بوسیله تشکیل توده چسبنده پلاکتها)، و لذا افزایش خطر ایجاد بیماری عروق فرعی (آترواسکلروزیس بر سایر عروق، به غیر از عروق تامین کننده قلب و مغزنیز موثر است)، بیماری های عروق کرونر قلبی، سکته مغزی، و انسداد عروقی محل یک رگ پیوندی استقرار یافته در طول یک عمل بایـپس (قرار دادن یک رگ جایگزین به جای یک رگ از کار افتاده)، خواهد شد. میزان خطر ابتلاء در افرادی که سیگار کشیدن را ترک می کنند، بدون در نظر گرفتن طول زمانی که قبلا ً سیگار می کشیده اند، تنها نصف میزان این خطر در افرادی است که به سیگار کشیدن ادامه می دهند. متارکه سیگار همچنین میزان خطر مرگ پس از عمل بایپس عروق کرونر یا حمله قلبی یا خطر بیماری و مرگ در افراد مبتلا به بیماری عروق فرعی را کاهش می دهد. فواید ترک سیگار بلافاصله پس از شروع آغاز شده و با گذشت زمان فزونی می یابد.
میزان بالای کلسترول: میزان بالای کلسترول از سایر عوامل مهم قابل کنترل می باشد. کاهش میزان بالای کلسترول به وسیله مصرف اِسـتاتـیـن بوضوح می تواند خطر حمله قلبی، سکته مغزی، و مرگ را کاهش دهد. بسیاری از ریسک فاکتورها برای میزان بالای کلسترول برای آترواسکلروزیس نیز خطر ساز می باشند. این عوامل عبارتند از: سیگار کشیدن، دیابت، چاقی مفرط، عدم تحرک فیزیکی. یک رژیم غذایی پر چربی می تواند سبب افزایش سطح کلسترول در افراد مستعد گردد. میزان کلسترول با افزایش سن فزونی می یابد، و در مردان به طور طبیعی بیشتراز زنان می باشد، هرچند در زنان پس سن یائسگی افزایش می یابد. با وجود این همه کلسترول ها موجب افزایش خطر ابتلا به آترواسکلروز نمی شود. کلسترول میزان بالای تری گلیسرید اغلب با میزان کم کلسترول HDL مرتبط می باشد. در هر حال شواهد حاکی از آن است که میزان بالای تری گلیسرید نیز به تنهایی باعث افزایش شانس ابتلا به آترواسکلروزیس می شود.
همچنین تعدادی از اختلالات موروثی منجر به افزایش سطح کلسترول و سایرچربی ها نیز شانس ابتلا به آترواسکلروزیس را افزایش می دهد. به عنوان مثال، هایپرکلسترولمی موروثی که نهایتا ً منجر به افزایش سطح کلسترول می شود، ابتدا باعث تشکیل آترومس در عرق کرونر قلب می شود. افرادی که این بیماری را دارند در سنین اوایه فوت می کنند.
فشار خون بالا: فشار خون بالای دیاستولی یا سیستولی کنترل ناپذیر یک عامل خطر برای حمله قلبی و سکته هایی می باشد که بواسطه آترواسکلروز ایجاد می شوند.
دیابت قندی: افرادی دارای دیابت نوع I (IDDM) می باشند، تمایل به ابتلاء به آترواسکروزیس رگهای کوچک، نظیر رگهای درون چشم وکلیه، می باشند. تعدادی از افراد مبتلا به دیابت نوع I و بیشتر افراد دارای دیابت نوع II هستند تمایل به ایجاد آترواسکلروزیس در رگهای بزرگ دارند. این افراد همچنین خیلی بیشتر از کسانی که مبتلا به دیابت نیستند، مستعد ابتلا به آترواسکلروزیس در سنین ابتدایی می باشند. خطر ابتلا به آترواسکلروزیس در افراد مبتلا به دیابت، بخصوص در زنان دو تا شش برابر بیشتر است. زنان مبتلا به دیابت، بر خلاف آنهایی که دیابت ندارند، قبل از سن یائسگی از خطر ابتلا به آترواسکلروزیس مصون نمی باشند.
چاقی مفرط: چاقی، بویژه چاقی شکمی (تنه ای)، خطر بیماری عروق کرونر (آترواسکلروزیس عروقی که بر تأمین خون قلب تأثیر گذار می باشد)، را افزایش می دهد. چاقی شکمی شانس سایر ریسک فاکتور های آترواسکلروزنظیر فشار خون بالا، دیابت نوع II، و میزان بالای کلسترول را افرایش می دهد. کاهش وزن در کاهش همه این ناهنجاری ها کمکی مؤثر می باشد.
عدم تحرک فیزيکی: به نظر می رسد عدم فعالیت فیزیکی خطر ایجاد بیماری عروق کرونری را افزایش می دهد، شواهد بسیاری حاکی از آن می باشد که فعالیت منـظم ورزشـی این خطر را کاهـش می دهـد. ورزش هـمچنـیـن می تواند با کاهش فشار خون و میزان کلسترول و با کمک به کاهش وزن به کاهش این دسته از عوامل خطرساز برای آترواسکلروزیس کمک کند.
میزان بالای هوموسیستئین خون (هوموسیستئینمی): میزان بالای هوموسیستئین (یک آمینواسید) در خون می تواند مستقیما ً به آستر رگها آسیب برساند، و تشکیل آترومس را محتمل تر سازد. میزان بالای هوموسیستئین همچنین می تواند تشکیل لخته های خون را گسترش دهد. میزان هوموسیستئین همراه با افزایش سن، بویژه پس از یائسگی فزونی می یابد. سطح بالای هوموسیستئین در خون می نواند ناشی از بیماری هوموسـیـسـتـیـنـوریا (یک بیماری موروثی که سبب دفع بیش از حد هوموسیستئین در ادرار می شود)، باشد. افرادی که این بیماری را دارند، اغلب در سنین جوانی، به آترواسکـلروزیسی در مقیاس وســیع دچار می شـونـد. آترومس در بسـیاری از عروق تشکیل می شود، اما نه ابتدا در عروق کرونری، که قلب را تأ مین می کنند. اگر هوموسیستئینمی ناشی از عارضه ای به غیر از هوموسیستینوریای موروثی باشد، خطر بیماری آترواسکلروزیس عروق قلبی (و به همان میزان عروق مغز و رگهای محیطی)، افزایش خواهد یافت. شرایطی که می تواند منجر به افزایش هوموسیستئین خون شود عبارتند از: کمبود فولیک اسید یا ویتامین B 6 یا B 12، نارسایی کلیوی، برخی سرطان ها (نظیر سرطان سینه)، پسوریازیس، سیگار کشیدن بیش از حد، و استفاده از برخی داروها.
علائم
معمولا ً آترواسکلروزیس تا زمانی که بیش از 70% فضای داخل رگ را نگیرد علائمی ایجاد نمی کند. علائم وابسته به محل ایجاد تنگی یا انسداد عروق می باشند که می تواند در هر نقطه ای از بدن رخ دهد. اگر رگهای تأمین کننده قلب (عروق کرونر) تنگ شده باشد، درد قفسه سینه (درد موضعی شدید) ایجاد می شود؛ و اگر این رگها مسدود شده باشد حمله قلبی رخ می دهد. همچنین ممکن است ریتم قلب غیر عادی شده و نارسایی قلبی حاصل گردد. انسداد عروق تغذیه کننده مغز (شاهرگ ها) میتواند ایجاد سکته کند. انسداد رگهای پاها میتواند ایجاد گرفتگی شدید عضلانی (لنگی متناوب) نماید. در افراد دارای سن بالاتر از 55 سال، رگهای تأمین کننده یک یا هر دو کلیه ها می تواند تنگ یا مسدود گشته، گاهی اوقات سبب نارسایی کلیوی یا فشار خون بالای خطرناکی میشود(فشار خون بالای زیان آور).
علائم از آن جهت روی می دهند که همان طور که آترواسکلروزیس یک رگ را تنگ وتنگ تر می کند، بافت های تأمین شونده توسط آن رگ خون و اکسـیـژن کافی دریافت نمی کنـنـد. اولـیـن عـلامت تـنگی یک رگ می تواند درد یا گرفتگی در لحظه ای باشد که جریان خون دیگر نمی تواند به خوبی پاسخگوی نیاز بافت به اکسیژن باشد. به عنوان مثال در طول ورزش، شخص ممکن است بدليل نرسیدن اکسیژن کافی به قلب دچار درد قفسه سینه شود؛ و یا هنگام راه رفتن شخص ممکن است بدلیل نرسیدن اکسیژن کافی به پا دچار گرفتگی عضله پا شود.
همان طور که آتروما به آرامی یک رگ را تنگ می کند علائم رفته رفته به طورمرموزی توسعه می یابند. به هـر حال گاهی اوقات علائم اولیه به طور ناگهانی بروزمی کنند، زیرا انسداد به طور ناگهانی رخ می دهد؛ به عنوان مثال، هنگامی که یک لخته خون در یک رگ تنگ شده بوسیله آتروما گیر کند، سبب حمله قلبی یا سکته می شود.
پیشگیری و درمان
برای کمک به پیش گیری از ایجاد آترواسکلروز شخص باید از علائم خطر ساز قابل کنترل نظیر سیگار کشیدن، کلسترول بالای خون، فشار خون بالا، چاقی مفرط، و عدم فعالیت فیزیکی پرهیز کند. لذا بر اساس این عوامل خطر سازفردی، پیش گیری می تواند شامل ترک سیگار، کاهش کلسترول، کاهش فشار خون، کاهش وزن، و شروع یک برنامه ورزشی باشد.هنگامی که آترواسکلروز به حدی رسد که مشکل ساز گردد، خود عوارض باید درمان شوند. این عوارض شامل آنژین، حمله قلبی، ریتم غیر عادی قلب، نارسایی قلبی، نارسایی کلیوی، گرفتگی پاها، و فشار خون بسیار بالا می باشد.
آدرس اینترنتی... www.merck.com
منطقه حفاظت شده ارس سیستان (هزار مسجد)
پستانداران گوشتخوار
منطقه هزار مسجد یکی از مناطق حفاظت شده استان خراسان رضوی با وسعتی حدود 112714هکتار با سیمای کوهستانی و صخره ای واقع در شمال شرقی مشهد که دارای تنوع فون و فلور قابل ملاحظه ای می باشد.از گونه های جانوری مهم در منطقه گرگ،قوچ و میش و پلنگ را می توان نام برد. ارس سیستان از سال 1376 به منطقه شکار ممنوع اعلام گردید و در سال 1378 به منطقه حفاظت شده ارتقاء یافت . در حال حاضر به معرفی تعدادی از پستانداران در تعقیب ، کشتن و خوردن جانوران دیگر تخصص دارند . دندانهای نیش در این پستانداران کاملا رشد کرده و دندانهای آسیا برای دریدن گوشت مناسب است.
: (pantherapardus)پلنگ
مشخصات :جثه ای بزرگ ،بدنی عضلانی ولی نرم و قابل انعطاف ،سری پهن ، گوش هایی کوچک وگرد دارد . دست و پا نسبتا کوتاه با پنجه های پهن و ناخن های تیز و بلند ،موها نرم و کوتاه ورنگ موهای پشت کرم متمایل به نارنجی ،و زیر بدن کرم متمایل به خاکستری است سطح پشت و پهلو از خال های تو خالی شبیه گل و سر و گردن ،روی دستها وپاها و زیر بدن از خال های تو پر پوشیده است.
پراکندگی : در ایران علاوه بر جنگلهای انبوه در مزارع و دشتهای وسیع ، مناطق کوهستانی و بیابانی نیز زندگی می کند. پلنگ می تواند در محیط های مختلفی زندگی کند به همین علت توانسته است بهتر از بقیه گونه های بزرگ نسل خود را حفظ نموده و پراکندگی وسیع تری داشته باشد .
تغذیه : از اکثر پستانداران بزرگ و کوچک و به خصوص پازن ،قوچ و میش ،و همچنین پرندگان ،خزندگان ،ماهی ها و حشرات تغذیه میکند ،به شکار و خوردن گوشت روباه و سگ اهلی نیز علاقه مند است.
تولید مثل :جفت گیری معمولا در اواسط زمستان صورت می گیرد . در این فصل صدای نعره پلنگ ها شنیده می شود . گاهی دیده شده که چند نر برسر یک ماده نزاع می کنند و در هر زایمان 1 تا 6 بچه متولد می شود.
:(felis chaus)گربه جنگلی
مشخصات :طول بدن به یک متر و ارتفاع شانه اش به 35 سانتیمتر می رسد.طول دم این گربه دو سوم ارتفاع بدنش است . نوک گوشهای گربه جنگلی سیاه رنگ و دارای مو های بلند است و دمش نیز کوتاه است به همین علت ممکن است از دور با سیاهگوش و کارال اشتباه می شود . اما گربه جنگلی بر خلاف دو گربه دیگر دست و پاهایی راه راه و دمی با حلقه های تیره رنگ دارد.
پراکندگی :این گربه در جنگل و بیشه زار به سر می برد در شمال ایران در جنگلهای کهنسال خزر و بوته زارهای کنار در یاچه ها و رود خانه ها زندگی میکند.در سیستان در نیزارهای انبوه نیز دیده شده است .
تغذیه:خوراک گربه جنگلی متنوع است . در ایران از پرندگان ،پستانداران کوچک ،مردار و گیاهان به ترتیب ارجحیت تغذیه می کند.
:(felis manul)گربه پالاس
مشخصات:گربه ایست با جثه متوسط و طول کلی بدنش به حدود 85 سانتیمتر می رسد. گوشهایش خوابیده و فاصله آنها از یکدیگر زیاد است در گونه اش دو نوار تیره و در روی پیشانی خالهای مشخصی دارد.
پراندگی : در شمال شرق و نواحی شرقی ایران یعنی در همان مناطقی که جرد بزرگ وجود دارد،زندگی می کند.
تغذیه:مهمترین منبع تغذیه این گربه پستانداران کوچک و همچنین جرد بزرگ می باشد.
گرگ (canis lupus) : 
مشخصات:گرگ از اجداد سگ اهلی و شباهت زیادی به سگهای گرگی دارد بااین تفاوت که گرگ ها موهای بلندی در قسمت پشت گونه های صورت ،گردنی کلفت تر و کوتاهتر ،سر پهن تر ، چشمان مورب و گوشهای کوتاهتری دارند . نوک گوش ها مانند سگ تیز نیست و غالبا آنها راسیخ نگه می دارد. دم قدری افتاده و صاف است. رنگ بدن نسبتا یکنواخت است.در ایران رنگ گرگ ها معمولا خاکستری با سایه های سیاه رنگ است.گرگها به اندازه های متفاوت دیده می شوند گرگهای شمال ایران از گرگهای جنوب بزرگترند . وزن نرها ی آنها گاهی به بیش از 70 کیلو گرم میرسد طول کلی بدن گرگ حدود 170 سانتیمتر است که یک سوم آن را دم تشکیل می دهد.پاهای گرگها ی ایرانی بطور کلی کمرنگ بوده و پشت بدن آنها تیره است .
پراکندگی :گرگها در ایران در منطقه وسیعی پراکنده اند به طوریکه در همه استانها از مناطق جنگلی شمال تا سواحل دریای جنوب از کویر تا کوهای بلندوجود دارند.
تغذیه:گرگها علاوه بر پستانداران بزرگ مثل قوچهای وحشی ازجانوران کوچک مانند جوندگان، قورباغه ها نیز تغذیه می کند.
تولید مثل :جفتگیری در فصل زمستان انجام می گیرد ،نر و ماده می توانند با سگ و شغال جفتگیری و بچه دار شوند. پس از دو ماه 2 تا10 بچه می زاید.
:(vulpesvulpes)روباه معمولی
مشخصات:روباه معمولی در ایران به رنگ قرمز خیلی تیره و همچنین گاهی سفید دیده می شوند البته روباه معمولی در هر رنگی که باشد می توان آن را از پشت گوش سیاه و نوک دم سفیدش تشخیص داد.طول کلی بدن روباه بالغ حدود یک متر است.
پراکندگی:در سراسر ایران ،از سطح دریا تا ارتفاع بیش از 3500 متر زندگی می کند .در منطقه ارس سیستان نیز به وفور مشاهده شده است.
تغذیه : خوراک روباه معمولی از انواع مواد گیاهی و حیوانی تشکیل شده است. از جوندگان نیز به تعداد زیاد تغذیه می کند ولی میوه و مردار و آشغال نیز می خورد.
اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان
بخش محیط طبیعی_قاسم پور
blue whale نهنگ آبی
نهنگ بزرگترین پستاندار کره زمین است که وزن آن به 100 تا 150 تن و طول آن به 25 تا 30 متر میرسد.علت نامگذاری این گونه نهنگ رنگ آبی خاکستری ویژه آن است. قلب بزرگترین نهنگ آبی که تاکنون یافت شده به بزرگی یک خودرو و طول زبان این حیوان به اندازه بدن یک فیل است و همچنین تخمین زده اند که با هوای بازدم این حیوان می توان 2000 بادبادک را باد کرد ! متوسط عمر این جانور 80 سال است و سرعت شگفت انگیز آن تا 22 کیلو متر می رسد .بزرگترین پستاندار زمین در سالهای 5 تا 10 زندگی می تواند تولید مثل می کند و هر 2 تا 3 سال یکبار بچه دار می شود دوره بارداری این حیوان 10 تا 12 ماه طول می کشد . نکته جالب این جاست که غذای اصلی بزرگترین حیوان زمین را پلانگتون ها تشکیل می دهند . موجودات ریزی که میلیون ها عدد از آن ها را می توان راحتی در سطل آبی از دریا جای داد. در تمام اقیانوس ها دیده شده در فصل سرما به سمت آبهای گرم تر مهاجرت می کنند . زمانی حدود 250 هزار نهنگ آبی در اقیانوس آبی وجود داشته امروزه تعداد آنها 1300تا 12000 است که رقم به شدت نگران کننده ای است . به علت سرعت بسیار زیاد این جانور و نیز جثه بزرگش شکار چیان قدیمی نمی توانستند آن را به دام اندازند اما متاسفانه یا اختراع تفنگ های نیزه دار و ساخته شدن کشتی های بزرگ شکار بی رویه نهنگ آبی اغاز شد و تا جایی ادامه یافت که اینک دنیا با خطر انقراض این جانور روبه رو شد . سیر تجاری نهنگ پس از سال 1365 شمسی ممنوع شد. اما فعالان می گویند از ان زمان تا کنون بیش از 20000 نهنگ صید شده که بسیاری از آنها به بهانه های علمی صورت گرفته است طرفداران محیط زیست و فعالان سازمان ملل متحد پس از تلاشهای فراوان توانسته اند موافقت نامه های را مبنی ممنوعیت صید نهنگ ها به امضاء برسانند که البته موارد مختلفی از تخلف در این زمینه دیده می شود .جالب ترین نکته ای که در مورد این حیوان مطرح است خود کشی آن هاست دانشمندان مطمئن نیستند چرا نهنگ ها خود را به ساحل می کشانند تنها سر نخ از پژوهش های گروههای طرفداراز محیط زیست بدست آمده است که معتقدند نوعی امواج صوتی نهنگ ها را به ساحل می کشاند و موجب مرگ آنها می شود به گفته دانشمندان مدارک علمی متقاعد کننده فراوانی وجود دارد که نشان می دهد امواج صوتی با شدت بالا و فرکانس متوسط نیروی دریایی کشورها(به ویژه آمریکا که از آنها برای ردیابی زیر در یایی بدون سر و صدا استفاده می کند)می تواند باعث مرگ یا صدمه دیدن نهنگها و دیگر گونه های زیست دریایی شود.
جوجه تیغی بادکنکی آتلانتیک
The harder-to-pronounce (scientific) name: Diodon hystrix
ماهی بادکنکی توانایی ویژه ای در باد کردن بدن خود با آب یا هوا دارد تا شبیه به ماهی بزرگی شود زمانی که عصبانی می شود یا احساس خطر می کند. جوجه تیغی بادکنکی آتلانتیک،بهر حال دارای یک عمل دفاعی دیگر نیز می باشد ، زمانی که بدن خود را باد می کند سطح بدن خود را با خارهای تیزی که بصورت عمود و مستقیم قرار گرفته اند می پوشاند. این عجیب نیست که این ماهی را جوجه تیغی ماهی می نامند.این ماهی می تواند تا سه فیت رشد کند. ماهی بادکنکی در جزایر مرجانی و علف های هموار بیشتر برای جستجوی غذا گشت می زند.این ماهی واقعا غذا خوردن را دوست دارد. می گویند این ماهی تا زمانی غذا می خورد که تقریبا بیهوش می شود.این ماهی خیلی خوب، برای پیدا کردن و خوردن غذا مجهز شده است.شاخک های آویزان شده از منافذ، به این ماهی در پیدا کردن غذا در زمان چریدن درکف اقیانوس کمک می کند.دندان های جلویی این ماهی شباهت زیادی به نوک پرندگان دارد که به بلند کردن غذاهای دریایی ظریف کمک می کند. بهر حال یک صدف سخت نمی تواند از یک خرچنگ یا نرم تن محافظت کند وشانس کافی درداخل دهان ماهی ندارد.صفحه استخوانی بالایی و پایینی به آسانی صدف صدفداران را می شکند.
ترجمه : الگا عظیمی
ماهی خاویار(Acipenser) :
برای نخستینبار در کشور استحصال خاویار از ماهیان پرورشی توسط پژوهشگران ایرانی با موفقیت انجام شد.
بهگزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «دکتر محمود بهمنی» معاون پژوهشی و قائممقام انستیتو تحقیقات بینالمللی ماهیان خاویاری گفت: استحصال خاویار از ماهیان پرورشی در یک مولد مادهی ازونبرون پرورشی برای نخستینبار در کشور امکانپذیر شد.
«بهمنی» افزود: دستیابی به روش مولدسازی از ماهیان خاویاری در شرایط پرورشی یکی از اقدامهای این مؤسسه بود که برای اولینبار در کشور در سالهای 84 و 85 توانستیم دو گونه «اوزنبرون» و «تاس ماهی شیب» را مولدسازی کرده و از آنها خاویار «دان یک» استحصال کنیم.
او با اعلام اینکه ارزش کیفی خاویار و گوشت استحصال شده با نمونههای صید شده در طبیعت برابر است، یاداور شد: میزان درصد خاویاردهی در ماهیان خاویاری پرورشی نسبت به وزن کل بدن در حالت طبیعی بیشتر بوده است.
معاون پژوهشی و قایممقام انستیتو تحقیقات بینالمللی ماهیان خاویاری گفت: در حالی که 10 تا 13 درصد وزن ماهیان خاویاری در نمونههای طبیعی را خاویار تشکیل میدهد این میزان در ماهیان پرورشی 13 تا 5/18 درصد است...
· ماهیان خاویاری که استروژن نامیده می شوند و از خانواده تاس ماهیان، از جمله گونه های آب زی کم نظیری هستند که از قدمتی چند صد میلیون ساله که به عصر ژوراسیک باز می گردد بر خوردارند و از این رو ماهیان خاویار را فسیلهای زنده جهان می نامند که همراه با تکاملی فیلوژنی تا به امروز باز مانده اند . از منظر تعدد گونه ها به ۲۷ گونه و زیر گونه در جهان تقسیم می شوند که از این تعداد ۵ گونه در دریای خزر زندگی می کنند ،دریایی که خود به تنهایی ۹۳ درصد ذخایر ماهیان خاویاری جهان را در خود جای داده است. اما ارزش ماهیان خاویاری نه به جهت استفاده از گوشت انان که به واسطه تخم انان که به خاویار یا مروارید سیاه مشهور است ،می باشد . خاویار خود به تنهایی به عنوان اشرافی ترین صبحانه جهان محسوب می گردد بسیاری آن را به شکل خام و یا همراه با تخم مرغ و اغشته به زرده ان میل می کنند و گروهی نیز به اندازه نوک قاشقی از ان را همراه با سبزیجات معطر یا قطعه کوچکی از نان و کره می خورند و بوی تند ماهی مانند ان و طعم شورش را بسیار دوست می دارند و انرا بسیار پر کالری و انرژی زا می دانند و این چنین نیز هست . خاویار انواع گوناگونی دارد چون خاویار طلایی و سرخ و سیاه که البته در این میان خاویار سیاه از ازرشی قابل توجه بر خوردار است. ۵ گونه از ماهیان خاویاری ممتاز جهان نیز در این دریا میزیند که به ترتیب کیفیت عبارتند از « فیل ماهی» -«قره برون یا ماهی خاویاری ایران »- «ماهی خاویاری گلد(چالباش) یا روس»- «ماهی شیپ »-« ماهی ازون برون»، . فیل ماهی بزرگترین ماهی ابهای داخلی است که از نقطه نظر کیفیت خاویار رتبه اول را به خود اختصاص داده است نام دیگر ان بلوگا است و نمونه هایی از انها با وزنی در حدود۱۴۰۰کیلوگرم و سنی بیش از ۱۰۰ سال صید شده است .هر ۲ یا ۳ سال یک بار تخم ریزی می کند و بین ۱۴ و ۱۷ سالگی بالغ می شود و به واسطه بهترین خاویار، رتبه گرانترین ماهی و خاویار جهان را دارا ست . از قامتی معادل یک و نیم متر تا بیش از چهار متر بر خوردار است ، رکورد صید ان در ایران ۶۲۰ کیلوگرم بوده است.
همانگونه که خاویار سیاه در ایران و جنوب روسیه شناخته شده تر است، خاویار سرخ در سیبری و خاور دور طرفداران بیشتری دارد .گرچه خاویار سرخ از خاویار سیاه ارزانتر است اما طعم و ارزش غذایی آن دست کمی از خاویار سیاه ندارد. در ایران کرانه های شرقی دریای خزر بویژه سواحل بندر ترکمن( از حسنقلی تا میانکاله) مهمترین محل صید میاهیان خاویاری می باشد که به تنهایی نیمی از خاویار ایران در آنجا استحصال می شود. خاویار سرخ یا سیاه را میتوان در تمامی فروشگاههای مواد غذایی روسیه خریداری کرد. در اغذیه فروشیها چند دانه خاویار سرخ بر روی برشی از نان با یک برگ جعفری سرو میشود. البته علاقمندان واقعی خاویار، آن را سرد و با یک قاشق کوچک و بدون نان میل میکنند .طعم خاویار که ترکیبی از بوی تند ماهی و شوری نمک است، ممکن است برای بسیاری اصلاً خوشایند نباشد.
واژه خاویار واژهای فارسی و دگرگونشدهٔ واژهٔ خاگآور (به معنی تخمآور) است.