آزمایش ماهی زنده

 

هنگامی که یک ماهی مریض شد ابتدایی ترین کار انتقال ماهی بیمار به مخزن قرنطینه و آزمایش ماهی زنده می باشد. برای این کار لازم است که ماهی با تور گرفته شده و برای چند ثانیه به خارج از آب آکواریوم منتقل شود.همانطور که در شکل مشاهده میکنید ماهی هنگامی که به دور یک محور طولانی می چرخد تلاش می کند تا خود را به طور افقی نگاه دارد.بنابراین برای مقابله با چپ شدن چشمهای خود آنها را می چرخاند . اگر چشم هایش در یک حالت عادی نسبت به بدن باقی بماند بنابراین گوش داخلی ماهی با مشکل مواجه است و این علامت و سرآغاز شروع بیماریست

آنجل یا فرشته ماهی

آنجل یا فرشته ماهی

 

آنجل یا فرشته ماهی دارای انواع متعددی است. در گروه سیچلایدها، آنجل یکی از زیباترین ماهیها بحساب می آید و از طرفداران زیادی برخوردار است. آنجل باله بلند چلگیس، آنجل نیم تنه مشکی، آنجل ببری، آنجل سفید، آنجل مشکی، آنجل باله بلند دودی، آنجل باله بلند سفید هستند، که در ایران تکثیر و پرورش یافته اند و اکثر علاقمندان به این ماهیها برای انتخاب ماهیهای مولد خوب باید تعدادی از آنجلهای جوان، شاداب، سرحال و بدون نقص باله ها و عضو را بصورت گروهی در شرایط عالی نگهداری کنند. و از بین آنهایی که با همدیگر جفت می شوند برای تکثیر و پرورش جدا کنند. برای اینکار باید در روی هر دیواره آکواریوم چندین تکه سنگ به اندازه ارتفاع آکواریوم و به عرض 5 سانتیمتر قرار داده شود. بطوریکه تکه سنگ با دیواره آکواریوم بصورت مورب و زاویه ایی تقریبا 55 بوجود آورد. آنجلها محلهایی که دارای شیب است برای تخمریزی انتخاب می کنند.

ماهیهای آنجل جوان معمولا بین 10 تا 12 ماهگی بالغ می شوند و در آنموقع بین 13 تا 15 سانتیمتر طول خواهند داشت.

در یک گروه معمولا آنجلها برای انتخاب جفت حرکات و رقصهای مخصوصی را انجام می دهند. با سرعت بطرف جفت مورد علاقه شان حرکت می کنند و بنظر می رسد بهمدیگر ضربه وارد می آورند ولی اینطور نیست. ابراز علاقه و دعوت به ازدواج و تمایل یکدیگر را با این حرکات به نمایش می گذارند. ادامه این حرکات رقصها و گردشگهای سریع به چپ و راست بالاخره انتخاب جفت را در برخواهد داشت زمانیکه اعلام قبول ازدواج را نر و ماده با یکدیگر دادند. آنوقت جفت یکدیگر را پذیرفته و حرکات به شکل منظم و دقیق ظاهر می شوند. بطوریکه موازی با همدیگر و در یک ستون و به یک فاصله معین با همدیگر حرکت می کنند. آنها به تمام نقاط آکواریوم سرکشی می کنند تا بالاخره مکان مناسب که معمولا یکی از آن تکه سنگهایی است که به دیواره آکواریوم تکیه داده اید را بعنوان محل تخم گذاری انتخاب و شروع به تمیز کردن آن می نمایند.

ماهیهای دیگر چنانچه دخالت کنند با عکس العمل شدید آنها مواجه خواهند شد و گاهی ضربه ایی هم خواهند خورد. آنجلهای جفت شده با لبهای مکنده شان و لرزش های مخصوصی منطقه ای را بر روی تکه سنگ برای تخمهایشان بدقت تمیز می کنند در اینحالت بهتر است بآرامی آنها را به یک آکواریوم آماده که از قبل تدارک دیده اید با همان تکه سنگ انتخاب شده جفت انتقال دهید. (اگر تعدادی تکه سنگ مشابه داشته باشید بهتر است چون موقعی که آنرا خارج می کنید باید یک عدد دیگر برایشان قرار دهید تا از نبودن محل تخمها عصبانی نشوند) گاهی دیده شده است آنجلهایی با همدیگر جفت شده اند و محلهای نامناسبی را انتخاب کرده اند. مثلا شیشه بخاری آکواریوم یا از این قبیل اشیاء که در آنصورت اگر برای اولین بار تخمریزی می کنند باید اجاره بدهید تخمهایشان را در همان محل بریزند. در غیر اینصورت قهر خواهند کرد و مدت طولانی تخمریزی نخواهد کرد. آنجلهای جوان جفت شده اگر خوب تغذیه شوند معمولا بین 8 الی 15 روز یکبار تخمریزی خواهند کرد. آنجلها هم در موقع تخمریزی لوله مخصوصی از بدنشان خارج می شود که معمولا لوله تخمدان ماهی ماده حداکثر تا 2 میلیمتر بیرون می آید و لبه آن گرد و پهن است. و لوله اسپرم ماهی نر حداکثر تا 1 میلیمتر بیرون می آید که لبه آن زوکی شکل و کوچک است. بعد از بیرون آمدن لوله ها، تخمریزی در محلی که از قبل انتخاب و تمیز شده است شروع می شود.

ماهی ماده با نزدیک شدن به صورت زاویه ایی و با لرزش مخصوصی تخمهایش را بصورت زنجیر و ردیفی بر روی تک سنگ می چسبانند.

پشت سر ماهی نر فعالیت می کند و با رها ساختن اسپرم بر روی تخمها آنها را بارور می سازد. بعد از حداکثر 2 ساعت تخمریزی تعداد زیادی تخم بر روی تکه سنگ چسبیده خواهد شد و در آخر، تخمریزی تمام خواهد شد.

بهتر است بآرامی تخمها را با سنگش به آکواریومی که دارای شرایط لازم و از قبل آماده شده است منتقل شوند. و به جای تکه سنگ تخمها که بر می دارید یکعدد تکه سنگ مشابه به جای آن قرار دهید که جفت آنجل از نبودن سنگ تخمها عصبانی نشوند.

آب تخمها باید دارای DH بین 5 تا 8 درجه باشد و دمای 27 درجه سلسیوس مناسب خواهد بود. مقداری داروی متیلن آبی به مقدار 1/0% به آب تخمها اضافه می کنیم تا از هجوم و حمله قارچها به تخمها جلوگیری بعمل آید. معمولا بعد از 48 ساعت تخمها باز و تبدیل به لارو می شوند. و روی سنگ در حالیکه با سر چسبیده به سنگ هستند. دم تکان می دهند و اصطلاحا گفته می شود تخمها باز شده و در مرحله دم تکان دادن هستند. بعد از آن از سنگ جدا می شوند و همه آنها در یک گوشه ایی از آکواریوم تجمع می کنند. همانطوریکه می دانید لاروها همراه با خودشان دارای کیسه زرده ایی در زیر شکمشان هستند که تا سه روز از آن تغذیه می کنند. سنگ تخمها را بآرامی آنها را بخارج بیاورید. در این مرحله بر اثر تجزیه پوسته تخمها مقداری آب آلوده شده است مقداری از آب را با آب مناسب که از قبل آماده ساخته اید تعویض کنید تا علاوه بر تمیزی آب؛ لاروها شاداب شوند و کیسه زرده آنها بخوبی جذب بدنشان بشود. چنانچه آب آلوده باشد لاروها ضعیف و بی حال و سفید خواهند شد و کمرشان خم می شود و کیسه زرده آنها آب می رود و در نهایت تلف خواهند شد. (برای تهیه آب مناسب باید DH آب برای لارو آنجل بین 3 تا 5 درجه باشد و یکهفته آنرا با فیلتر ذغالی فیلتراسیون کنید که در آنصورت آب شفاف و کریستالی خواهد شد و درجه حرارت را روی 27 سلسیوس ثابت نگهدارید و تغییر نداشته باشد.)

بعد از جذب کیسه زرده؛ لاروها خیلی حریص غذا خوردن هستند و از صبح روز چهارم که دارای شنای آزاد شده اند می توانید به آنها غذای زنده و مقوی بدهید بهترین غذای زنده در این مرحله نوزادان میگو هستند. بهمین منظور باید تخم میگوی نمکی را طوری تنظیم کنید که همزمان با نیاز لاروها آنها هم تبدیل به نوزادان میگوی تازه بدنیا آمده شوند تا بخوبی توسط لاروها قابل صید و خوردن باشند. چنانچه از نوزادان میگو که 24 ساعت قبل از تخم درآمده باشند. و آنها را استفاده کنید بدلیل بزرگ بودن نوزادان میگو لاروهای آنجل آنها را نمی توانند صید و مورد مصرف قرار دهند. این موضوع در روزهای اول دارای اهمیت زیادی است. چنانچه لاروها نتوانند غذا بخورند در مدت 48 ساعت آینده تمام آنها بر اثر نخوردن غذا خواهند مرد.

مطلب مهم دیگر که در این مرحله باید دقت کافی بشود. مقدار غذایی که لاروها احتیاج دارند باید به همان اندازه برایشان بریزید. چنانچه اگر اضافه تر از مصرف آنها ریخته شود. نوزادان میگو در آب شیرین بعد از چند ساعت می میرند و در آب تجزیه خواهند شد و خیلی سریع آب آلوده و کثیف می شود و همین امر باعث تلفات لاروها خواهد شد. برای اینکه درصد تلفات به پایین ترین حد ممکن برسد باید اولا به لاروها فضای کافی اختصاص دهید. و به مکان بزرگتری انتقال دهید.

دوما: آلودگی آب را کنترل کنید در صورت مشاهده اولین تلفات خیلی زود آب را با آب سالم و آماده تعویض کنید.

سوما: بهتر است تا 15 روز اول برای آب لاروها داروی متیلن آبی استفاده کنید تا از آلودگی و تلفات لاروها جلوگیری شود.

 

طرز تشخیص جنسیت آنجل:

 

ماهی نر:

1- نوک لوله اسپرم نر زوکی شکل شبیه به نوک قلم نی است.

2- لبهای پهن و ضخیمتری نسبت به ماده اش دارد و کمی دهانش بزرگتر است.

3- قوز روی سر نر دارای بر آمدگی بیشتری نسبت به نوع ماده اش دارد.

4- باله زیرین بلندش در محل تلاقی با بدن زاویه باز ایجاد می کند.

 

ماهی ماده:

1- نوک لوله تخمدان درست شبیه به تخم و لبه آن گرد است.

2- لبهای نازکتر و باریکتری دارد و کمی دهانش کوچکتر است.

3- قوز روی سر ماده دارای برآمدگی کمتری نسبت به نوع نرش است.

4- باله زیرین بلندش در محل تلاقی با بدن زاویه قائمه ایجاد می کند.

http://aquaria2004.persianblog.com/1384_2_aquaria2004_archive.html

بستني ماهي

مقدمه:
در تير ماه سال جاري خبر توليد بستني ماهي به شكل هاي مختلف در جرايد منتشر شد . بعضي از روزنامه ها نوشتند " بستني ماهي توليد شد " ( 1) و بعضي ديگر عنوان كردند كه " توليد بستني ماهي به پايان رسيده است و ايران دومين كشور توليد كننده ي بستني ماهي در جهان به شمار مي رود (؟؟) و اين توليد نه براي صادرات بلكه براي مصرف داخل و بالابردن سرانه ي مصرف ماهي است ؟؟ ." (2 ) اين خبر حتا در اخبار راديو و تلويزيون نيز خوانده شد و موجب مطرح شدن پرسش هاي زيادي در اذهان مردم گرديد . اين مقاله قصد پاسخ گويي به پرسش هاي مطرح شده را ندارد ولي هدف آن روشن كردن اين موضوع مهم است كه آيا مي توان در كشور بستني ماهي توليد كرد و براي افزايش مصرف سرانه ي ماهي آن را به بازارهاي مصرف داخلي ارايه كرد ؟ به اين منظور لازم است در ابتدا در مورد بستني و انواع آن ، تركيبات و روش فرآورش آن توضيحاتي داده شود.


تعريف
بستني نوعي دسر يخي است كه از شير، خامه ، مواد طعم دهنده، ميوه و شكر تهيه مي شود .بستني را مي توان بر حسب تركيب آن به چهار گروه اصلي به شرح زير تقسيم بندي كرد .

1- بستني تهيه شده از منحصرا فرآورده هاي شيري ؛
2- بستني حاوي چربي نباتي ؛
3- بستني تهيه شده از عصاره ي ميوه جات كه به آن چربي و مواد جامد غير چربي شير اضافه شده است ؛
4- بستني يخي كه از آب ، شكر و ميده جات تغليظ شده است .

شايد بستني يخي در بين فرآورده هاي منجمد ، قديمي ترين نوع اين محصول باشد . نهيه ي بستني در ادبيات ايتاليايي به اوايل قرن شانزدهم نسبت داده مي شود . امروزه بستني هايي كه منحصرا از فرآورده هاي شيري نهيه مي شوند و انواعي كه به آن ها چربي نباتي اضافه مي شود در مجموع در حدود 80-90 درصد از توليد بستني جهان را به خود اختصاص مي دهد . اگر چه در بعضي از كشورها مي توان از بعضي از سبزيجات و ميوه جات بستني توليد كرد ولي بستني حاصل از شير و تركيبات آن در همه ي كشورهاي جهان محبوبيت داشته و مصرف مي شود .

تركيبات بستني
تركيب بستني شامل چربي ، مواد جامد غير چربي ، شكر و شير است كه به آن افزودني هاي مختلفي شامل مواد امولسيون كننده ، پايدار كننده ، طعم دهنده و رنگ دهنده نيز اضافه مي شود.مخلوط مواد تشكيل دهنده ي بستني پس از همگن سازي در يخ زن هاي (Freezer) پيشرفته منجمد مي شود . در زمان انجماد ، هوا با مخلوط بستني زده شده و موجب افزايش حجم آن تا حدود 100 درصد مي شود . بنابراين حجم بستني معمولا دو برابر حجم مخلوط بستني است. مخلوط منجمد از يخ زن ها به پركن هاي مختلف و دستگاه هاي بسته بندي هدايت شده و به صورت بستنی چوبی ، ليواني ، قيفي يا مكعب مستطيل به اندازه هاي 250 گرمي ، 500 گرمي و يك ليتري بسته بندي و سپس در سردخانه نگهداري مي شوند.

مواد تشكيل دهنده ي بستني
مواد مختلفي اجزاي تشكيل دهنده ي بستني هستند . اين مواد پس از دريافت توزين شده و به عنوان ماده خام دريافتي در كارخانه مورد آزمايش قرار مي گيرند . اين مواد را مي توان به صورت زير تقسيم بندي كرد.

1- چربي
چربي ممكن است تا 12 درصد حجم بستني را تشكيل دهد. اين چربي از چربي شير يا چربي نباتي قابل تامين است .در اين صورت مي توان از شير كامل ، خامه ، كره يا روغن كره استفاده كرد. هم چنين مي توان مقداري يا تمام چربي شير را با چربي نباتي مانند روغن آفتاب گردان و سويا جايگزين كرد .

2- مواد جامد غير از چربي
مواد جامد غير از چربي را پروتيين ها ، لاكتوز و نمك هاي معدني تشكيل مي دهند كه به صورت شير خشك بدون چربي يا شير غليظ شده ي بدون چربي مورد استفاده قرار مي گيرد.مقدار ماده ي جامد غير از چربي از نظر تغذيه يي داراي ارزش بالايي بوده و ساختمان بستني را از طريق اتصال به ملكول هاي آب موجود در مخلوط بهبود مي بخشد.

3- قند
به منظور تنظيم مقدار ماده ي جامد مخلوط بستني و شيرين كردن آن از قندها استفاده مي شود. مخلوط بستني معمولا حاوي 10-18 درصد قند است و انواع مختلفي از قندها مانند قند تيشكر ، چغندر ، لاكتوز و مخلوطي از گلوكز و فروكتوز را مي توان مورد استفاده قرار داد .

4- مواد امولسيون كننده
اين مواد از طريق كاهش فشار سطحي فرآورده هاي مايع باعث امولسيون شدن آن ها شده و اين حالت را پايدار ميكند.گليسرين ، استرهاي سوربيتول و قندي و نيز زرده ي تخم مرغ امولسيون كننده هاي متداول هستند.مقدار اين مواد در مخلوط بستني 3/0 تا 5/0 درصد حجم مخلوط است.

5- مواد پايدار كننده
اين مواد در بستني با ايجاد شبكه يي از حركت آزادانه ي مولكول هاي آب جلوگيري مي كند . دو نوع پايدار كننده در توليد بستني مصرف مي شود . گروه پروتيين ها و گروه كربوهيدرات. پايدار كننده هاي پروتييني شامل ژلاتين ، كازيين ،آلبومين و گلوبولين است.گروه كربوهيدرات را كلوييدهاي دريايي ، همي سلولز و تركيبات اصلاح شده ي آن تشكيل ميدهند. مقدار مصرف 2/0 تا 4/0 درصد حجم بستني است .

6- مواد طعم دهنده
وانيل ، شكلات ، و ميوه هاي خشك از طعم دهنده هاي بستني هستند.

7- مواد رنگ دهنده
مواد رنگ دهنده باعث بهبود رنگ بستني مي شود . از رنگ دهنده هاي طبيعي مي توان به زعفران اشاره كرد.

فرايند توليد بستني
مواد اوليه ي بستني بايد در شرايط بهداشتي دريافت و نگهداري شوند . پس از توزين مواد خام و همگن سازي آن ها اقدام به پاستوريزه كردن مخلوط مي شود .زمان پاستوريزاسيون 83-85 درجه ي سلسيوس به مدت 15 ثانيه است . پس از پاستوريزه كردن و خنك سازي ، مخلوط به مدت 3-6 ساعت در دماي 5 درجه ي سلسيوس درمخزن هاي رسيدن نگهداري مي شود تا اين كه چربي موجود در آن به حالت تبلور در آمده و پروتيين و پايدار كننده ها جذب آب شوند. اين مرحله از توليد بستني به قوام آن بهبود مي بخشد . پس از پايان مرحله ي رسيدن در صورت نياز به مخلوط مواد طعم دهنده و رنگ دهنده اضافه مي شود .مخلوط سپس براي مخاوط شدن با هوا و انجماد آب محتوي آن به يخ زن هاي پيشرفته هدايت مي شود . دماي بستني در موقع خروج از يخ زن بايد 1- تا 9- درجه ي سلسيوس باشد . قالب گيري و بسته بندي بستني در دستگاه هاي مختلف انجام مي شود . شكل بستني و وزن محصول بستگي به تقاضاي بازار دارد .

استفاده از آبزيان در فرمولاسيون بستني
در فرمولاسيون (يا توليد) بستني ماهي كه در ژاپن به آن Sanma Aisu گفته مي شود از اجزاي مختلف آبزيان شامل روغن ماهي ،انواع گوشت ماهي ، پروتيين هاي استخراج شده ي ماهي و عصاره ي ماهي به عنوان طعم دهنده ، پايدار كننده و بهبود دهنده ي محصول استفاده مي شود . ازجوهر ماهي مركب نيز به عنوان رنگ دهنده و طعم دهنده به صورت مخلوط با مواد اوليه ي توليد بستني يا براي نزيين روي بستني ( بيشتر بستني قيفي ) استفاده مي شود . پيشينه ي توليد بستني ماهي در جهان مربوط به كشور ژاپن است . در سال 1964 اولين بستني امروزي ماهي با اضافه كردن عصاره ي ماهي تون به يستني حاصل از شير توليد شد .

بعدها با تنوع بخشي به فرآورده هاي شيلاتي در ژاپن محصولات بستني ماهي متنوع تر شد ؛ طوري كه مقدار گوشت آبزي در محصول به 40 درصد رسيده و مقدار شير و تركيبات آن كاهش و استفاده از كربوهيدرات ها افزايش يافت . براي توليد اين محصول از گونه هايي نظير ماهي آنچوي ، مار ماهي(Unagi Aisu) ، ماهي تون ، ماهي مركب (Ika Aisu)، اسكوييد ، ميگو(Sakura Ebi Aisu) ، شاه ميگو ، هشت پا(Taco Aisu) ، سوريمي و غيره استفاده مي شود . اسكيموها بستني ماهي را از روغن حيواني ، گوشت و كبد ماهي ، ميوه و شكر توليد مي كنند. در تايلند به جاي قطعات ميوه از قطعات ماهي در بستني استفاده مي شود .

بازار پسندي بستني ماهي
بستني ماهي فرآورده يي است كه در كشورهاي ژاپن و شرق آسيا و نيز مردم آلاسكا مصرف مي شود . بستني ماهي به شدت داراي طعم و مزه ي ماهي يا آبزي مصرفي است و آن چنان است كه بعيد به نظر مي رسد مصرف كنندگان ايراني حتا كساني كه در استان هاي ساحلي زندگي مي كنند تمايلي به مصرف آن داشته باشند . اگر چه محققان ژاپني براي كم كردن طعم ماهي در بستني مطالعات زيادي انجام داده اند ولي روش هاي پيشنهادي كه بر اساس استفاده از انواع الكل ( شراب ) استوار است براي ما قابل استفاده نيست . هرچند هدف از توليد اين محصول بالا بردن مصرف سرانه ي ماهي در كشور عنوان شده و جنبه ي صادراتي نيز براي آن در نظر گرفته نشده است ولي توليد صنعتي اين محصول در كشور به دلايل زير براي هر مصرفي – چه مصرف داخل و چه صادرات – امكان پذير نخواهد بود.

1- هزينه ي هنگفت ماشين آلات و تجهيزات توليد بستني ماهي و دانش فني مربوط؛
2- عدم ثبات در تامين مواد اوليه ي مرغوب به خصوص ماهي ؛
3- فقدان استانداردهاي لازم در توليد بستني ماهي؛
4- عدم وجود فرهنگ غذايي مصرف اين نوع فرآورده ها در كشور ؛
5- امكان پذير نبودن توليد بستني ماهي در كارخانه هاي موجود بستني سازي كشور براي جلوگيري از انتقال آلودگي هاي ميكروبي مواد اوليه مختلف به محصولات نهايي و نياز به احداث كارخانه يي مجزا براي اين كار وتوجيه پذير نبودن سرمايه گذاري در اين خصوص ؛
6- نياز به مراقبت هاي شديد بهداشتي در فرآورش و انبارش محصول و عرضه در خرده فروشي ها؛
7- قابل رقابت نبودن اين محصول با توليدات كشورهاي ديگر نظير ژاپن .

نتيجه
بستني ماهي فرآورده يي است كه در توليد آن مي توان از گوشت و روغن آبزيان و نيز اجزاي بدن آن ها استفاده كرد . اين محصول يكي از صدها فرآورده ي دريايي است كه در كشورهاي آسياي جنوب شرقي به خصوص ژاپن مصرف مي شود . طعم بستني ماهي براي كساني كه تمايل كمتري به مصرف آبزيان دارند ناخوشايند است و حتا تصور اين كه از ماهي يستني توليد شده باشد براي بسياري از مردم كشورمان قابل تحمل نيست .

هدف گذاري توليد اين محصول براي افزايش سرانه ي مصرف آبزيان در كشور نشان دهنده ي عدم بررسي كارشناسي در اين خصوص است . انتخاب بستني ماهي از بين ده ها نوع فرآورده ي دريايي كه تعدادي از آن ها در در سال هاي اخير مطابق ذايقه ي مصرف كنندگان ايراني به بازارهاي داخلي معرفي شده اند و به همين دليل نيز ميلياردها ريال براي نوليد محصولاتي نظير انواع فيش برگر و ناگت هزينه شده است شگفت آور است.

در اينجا فرصت را مغتنم شمرده و دوياره يادآور مي شود كه تنها راه افزايش مصرف سرانه ي آبزيان در كشور توليد غذاهاي دريايي آماده ي مصرف نظير انواع فيش برگر و ناگت ، ميگو برگر و ..و نرويج مصرف آن ها بين گروه هاي مختلف مصرف كننده است .


اين محصولات داراي 5 ويژگي زير هستند :

1- نياز به آماده سازي ( يا پاك كردن) محصول نيست؛
2- با توجه به اين كه حدود نيمي ازفرمول محصول گوشت ماهي / ميگو ومابقي مواد پروتييني گياهي و غيره است از قيمت هاي مناسبي برخوردارند؛
3- طعم مناسبي دارند و براي كساني كه طعم ماهي را دوست ندارند خوشايند است ؛
4- به راحتي مصرف مي شوند و
5- براي كليه ي گروه هاي سني قابل استفاده است.

منبع:شیلات ایران

اسب دریایی

ریخت شناسی و فیزیولوژی :

سر اسب های دریایی نسبت به بدن آنها زاویه قائمه تشکیل می دهد. اسبهای دریایی با پیچیدن دمشان به دور ساقه علف های دریایی، مرجانها، چوب ها و یا هر شیئ طبیعی یا مصنوعی دیگر، خود را در آب نگه می دارند. این ویژگی ها، بعلاوه یک کیسه در انواع جوان، و چشمهایی که مستقل از هم حرکت می کنند مختص به طبیعت منحصر به فرد این ماهیان است. اسب های دریایی بر خلاف اغلب ماهیان، به جای پولک یک لایه نازک پوست دارند که بر روی تعدادی از صفحه های استخوانی کشیده شده است. این صفحه های استخوانی به شکل حلقه هایی در اطراف بدن قابل مشاهده است.Parts of a seahorse

این حلقه ها، و برجستگی روی صورت و همچنین برجستگی تاجی شکل روی سر، در شناسایی گونه ها مورد استفاده قرار میگیرند. برخی گونه ها، علاوه بر این دارای برجستگی های استخوانی و یا رشته های پوستی هستند که منشعب از حلقه های استخوانی میباشند.

اسبهای دریایی استادان استتار هستند. آنها از طریق تغییر رنگ و تولید رشته های پوستی ، با محیط اطراف آمیخته میشوند. همچنین ممکن است تغییر رنگهای کوتاه مدت در هنگام نمایش حرکات عاشقانه و یا به هنگام سلام های روزانه میان اسبهای دریایی نر و ماده صورت گیرد. 

اسبهای دریایی شکم و یا دندان ندارند. آنها توسط پوزه خرطوم مانند خود شکار را می مکند و آنرا به دستگاه گوارش کم بازده خود می رسانند. مانند دیگر ماهیان، از طریق آبشش تنفس میکنند و از اکسیژن آب اطراف خود بهره میگیرند. بر خلاف دیگر ماهیان، آبشش ها کوچک و فشرده است و ساختاری شبیه به انگور دارد. اسب های دریایی با استفاده از نیروی دافعه حاصل از حرکت سریع دمشان در آب حرکت میکنند و از باله های سینه ای دو طرف بدنشان، برای چرخیدن و پایداری استفاده می کنند. آنها با مانور دادن سازگاری بیشتری دارند و نمی توانند سریع شنا کنند.

اندازه :

اندازه گیری اسبهای دریایی از نوک دم تا بالای تاج صورت می گیرد. گونه های مختلف اسب دریایی دارای اندازه های مختلفی هستند. بزرگترین گونه آن مربوط به اسب دریایی استرالیایی    (Hippocampus abdominalis) است که طول آن متجاوز از ۳۰ سانتی متر می باشد و طول کوچکترین گونه به ۲ سانتی متر میرسد.

 وزن آنها بستگی به مرحله تولید مثلی دارد و هنگامی که حاوی تخم های بالغ هستند و یا هنگامی که حامله هستند وزنشان به مقدار زیادی افزایش می یابد. 

H_denise-Tackett.jpgمنبع

ماهی قزل آلا

ماهی قزل آلا تقریبا مشهورترین و محبوب ترین ماهی آب شیرین هست . علاوه بر خود ماهی قزل آلا، انواع قزل آلاهای دیگری هم وجود دارن مثل قزل آلای رنگین کمان، قزل آلای دریاچه خزر و قزل آلای خال قرمز . در اینجا میخوام قزل آلای رنگین کمان رو معرفی کنم چون تکثیر و پرورش اون در دنیا بسیار رایج هست :

         

مشخصات :

این ماهی دارای یک نوار پهن یه صورت رنگین کمان در هر طرف بدن می‌باشد. بر روی سر، بدن، پشت، باله چربی و باله دمی این ماهی لکه‌های تیره رنگ دیده می‌شوند. حداکثر طول آنها به ۷۰ سانتی‌متر و وزن بدن آنها به ۷ کیلوگرم میرسد.

زیست شناسی :

مشاهداتی که در مورد خصوصیات قزل‌آلای رنگین کمان و قزل‌آلای خال قرمز انجام گرفته است بیانگر این نکته میباشد که قزل‌آلای رنگین کمان، قزل آلای خال قرمز را از محل خویش دور میکند. به طور کلی میتوان چنین اظهار داشت که هرگونه، مناطق خاصی از رودخانه را انتخاب و تحت تسلط دارد. باید به این نکته نیز توجه داشت که قزل آلای رنگین کمان بر خلاف قزل آلای خال قرمز در مقابل تغییرات درجه حرارت آب و اکسیژن محلول در آب زیاد حساس نیست و نسبت به نوسانات مواد غذایی حساسیت نشان نمیدهد. دوره تخمریزی از ماه های آخر زمستان تا اواخر بهار و تعداد تخم ها بین ۵ - ۱ هزار عدد است. بچه این ماهیان تقریبا هنگامی که ۱۵ سانتی‌متر طول دارند دارای ۱۲ - ۱۱ عدد لکه های تیره رنگ بر روی بدن می باشند که یکی از مشخصات آنها است.

ارزش اقتصادی :

امروزه ماهی قزل آلای رنگین کمان به صورت ماهی شماره یک اکثر کارگاه های تکثیر و پرورش ماهیان سردآبی در بیشتر نقاط جهان در آمده است. از خصوصیاتی که این ماهی را مورد توجه قرار داده ، سازش خوب آن با شرایط پرورش متراکم است. از طرف دیگر این ماهی در انتخاب غذا زیاد سخت گیر نیست و از سرعت رشد خوبی نیز برخوردار می باشد.

قزل آلای رنگین کمان جهت ماهیدار کردن آبهای داخلی که واجد شرایط لازم بوم شناختی (اکولوژی) آن هستند بسیار مناسب میباشد. با توجه به این مطالب ماهی قزل آلای رنگین کمان دارای ارزش اقتصادی فراوانی است.

راستی، اگه جایی دیدین یه نفر اشتباهی به ماهی قزل آلا گفت ماهی آزاد، زیاد سخت نگیرین چون تشخیص این دو تا از هم واقعا مشکله.

کلمات کلیدی : قزل آلای رنگین کمان ـ قزل آلای دریاچه خزر ـ قزل آلای خال قرمز ـ  باله چربی ـ باله دمی ـ  دوره تخمریزی ـ بوم شناختی ( اکولوژی ) ـ ماهی آزاد

پرورش ماهی در سيستم های باز

منظور از قفس يا كيج بخشي از آب دريا, سراب ,آب پشت سد و… است كه از اطراف و كف توسط ابزارهاي مختلفي مثل توري با چشمه هاي مختلف محصور گردد ودر آن محيط محصور ماهي پرورش داده شود.

اولين بار ماهيگران از قفس براي نگهداري موقت ماهي (تا زمان آماده شدن براي فروش) استفاده مي كردند.پرورش در قفس , پديده اي است نو كه در سالهاي اخير در نواحي ساحلي انجام مي شود.

تنوع زيادي در اندازه ها وطرح هاي قفس ديده مي شود. قفس ها با شرايط مختلف محيطي تطابق پذيري زيادي دارند واز آنها به طرق مختلف استفاده مي شود.

  1-انواع قفس:

  قفس ها در مقايسه با انواع اوليه آن توسعه زيادي يافته وامروزه انواع وطرح هاي متنوعي از آنها وجود دارد.

چهار نوع قفس وجود دارد: ثابت , شناور, قابل غوطه وري وغوطه ور واستفاده از 2 مدل ثابت وشناور رايج تر است.

-قفس هاي ثابت : از يك كيسه توري تشكيل شده اند كه بوسيله تيرك هايي در كف درياچه يا رودخانه در آب نگهداري مي شود. اين قفس ها نسبتاً ارزان وساختن آنها آسان است , ولي از لحاظ اندازه وشكل محدوديت دارند وفقط در محل هاي كم عمق با بستر مناسب مستقر مي شود.

-قفس هاي شناور: كيسه قفس هاي شناور توسط يك حلقه يا چارچوب شناور نگهداري مي شود. كاربرد اين قفس نسبت به ساير انواع قفس بيشتر است ومي توان آنها را در اشكال واندازه هاي مختلف طراحي كرد.

-قفس هاي قابل غوطه وري: كيسه توري يا شبكه هاي توري قفس قابل غوطه وري , متكي به يك چارچوب يا دكل است ومي تواند در عمق هاي مختلف آب قرار گيرد. اين مزيت باعث مي شود كه در شرايط آب وهوايي بد از صدمات در امان باشد. اين مدل قفس در زمان آرامش آب , در سطح آب نگهداشته مي شود وهنگام بدي آب وهوا درون آب غوطه ور مي گردد.

-قفس هاي غوطه ور: قفس هاي غوطه ور ساده , معمولاً, از تعدادي جعبه هاي چوبي ساخته مي شوند كه در ميان آنها شكاف هايي وجود دارد و آب از درون آنها عبور مي كند. اين قفس ها توسط سنگ يا پايك به بستر آب محكم مي شوند.

2- معيارهاي انتخاب محل استقرار قفس:

سه دسته معيار براي انتخاب محل قفس وجود دارد كه بايد رعايت شوند:

·       بررسي مقدماتي شرايط فيزيكوشيميايي محيط كه تعيين مي كند آيا يك گونه مي تواند در آن محيط به لحاظ دما , شوري , اكسيژن , جريان ها و… پرورش يابد يا خير.

·     عواملي هستند كه با موفقيت يك سيستم قفس ارتباط دارند (آب وهوا, محفوظ بودن , عمق وبستر

·      بررسی مسائل مربوط به احداث وسوددهي مجتمع پرورشي همانند جنبه هاي حقوقي , دسترسي , تاسيسات محلي ,امنيت وبحث هاي اقتصادي _ اجتماعي.

 -كيفيت آب محل استقرار قفس :

دما , شوري , اكسيژن ,  , گل آلودگي و آلودگي آب پارامترهايي هستند كه قبل از نصب قفس در محل مورد نظر , بايد مورد توجه قرار گيرند.هر گونه ماهي در رنج معيني از دما, شوري , اكسيژن و  ...بهتر رشد مي كند.

ميزان گل آلودگي كمتر از 100 ميلي گرم در ليتر براي بيشتر گونه ها قابل تحمل است.البته , مدت در معرض قرار گرفتن نيز مهم است.پرورش دهندگان بايد از محل هايي كه ميزان گل آلودگي بالايي دارند پرهيز كنند.اصولاً رودخانه ها احتمال گل آلودگي بالايي دارند ومقدار مواد جامد معلق آن ها ممكن است به چندين هزار ميلي گرم در ليتر برسد.

از نقطه نظر پرورش ماهي در قفس ، يك آلوده كننده چيزي است كه به ساختمان قفس صدمه بزند, اثرات منفي روي ماهي هاي درون قفس يا غذاي مصرفي بگذارد يا در بدن ماهي به مقداري جمع شود كه ديگر قابل مصرف نباشد. در نتيجه محل استقرار قفس بايد تا حد امكان دور از صنايع ونقاط پر جمعيت باشد تا خطر اين آلودگي ها كاهش يابد.

3-شرايط محل استقرار قفس:

-عمق:

قفس هاي ثابت در مناطق كم عمق درياچه ها ومخازن يا رودخانه ها ودر عمق هاي كمتراز 8 متر مستقر مي شوند. زيرا پيدا كردن تيرك هاي بلندتر كه بتواند قدرت كافي براي نگهداشتن قفس ها را در عمق بيشتر را داشته باشد مشكل است.

عمق آب براي قفس هاي شناور چندان مهم نيست اما با افزايش عمق , هزينه ها ومشكلات مهار كردن بالا مي رود. براي اكثر انواع پرورش در قفس , قفس ها بايد در عمق كافي مستقر شوند تا تبادل آب حداثر باشد, ودر عين حال كف قفس به اندازه كافي با بستر فاصله داشته باشد.

در اثر رسوب مواد زايد در زير قفس وكيفيت آب اطراف قفس نامساعد مي شود, بنابراين بهتر است ماهي هاي درون قفس را 4 الي 5 متر بالاتر از رسوبات نگهداري كرد.

عمق مناسب را مي توان با ابزارهايي ساده مثل نخ وشاقول يا پيچيده مثل اكوساندردبه سرعت تعيين كرد.

قفس هاي شناور اين مزيت را دارند كه مي توان آنها را به آب هاي عميق تر منتقل كرد.

 -بستر:

وضعيت بستر, روي انتخاب طرح قفس تاثير مي گذارد. درآب هاي شيرين فرو كردن پايه هاي قفس ثابت مشكل است واز قفس هاي شناور استفاده مي شود.

اهميت دريا با بستر صخره اي وجود جريان لايروبي كننده مناسب وكمترين احتمال ايجاد مولد زائد مي باشد.

وليكن مهاركردن قفس در اين محل ها مشكل است.

 -جريان آب:

تبادل خوب آب هم از لحاظ تامين اكسيژن وهم از لحاظ برطرف كردن مواد زائد حاصل از سوخت و ساز, اهميت دارد.

سرعت آب بين 1/0 تا 5/0 متر در ثانيه مناسب است وسرعت هاي متوسط بين 2/0 تا 3/0 نيز نتايج رضايت بخشي نشان داده اند. با افزايش سرعت جريان آب هزينه هاي مهار وساختمان قفس افزايش مي يابد.

 4-مواد مناسب ساخت قفس:

مواد مناسب براي ساخت كيسه قفس بايد داراي شرايط ذيل باشند:

- قوي

- سبك

-مقاوم در برابر پوسيدگي , ساييدگي وهوازدگي

-مقاوم در برابر مواد چسبيده به تور

- راحتي كار وقابل تعمير بودن

-خاصيت كشيدگي زياد

- بافت صاف وغير خشن براي ماهي

- ارزان

يك ماده تمام كيفيت هاي ذكر شده را ندارد اما بي شك بعضي مواد براي برخي گونه ها محل ها و هدف ها مناسبترند. عموماً كيسه قفس را از توري هاي قابل انعطاف كتابي يا نايلوني مي دوزند بعلاوه از شبكه هاي توري غير قابل انعطاف , از مواد مختلف وبه اشكال مختلف براي مكان وهدف هاي مختلف استفاده مي شود.

تور مناسب قفس بايد مقداری سنگين تر از آب باشد تا به راحتي از حلقه شناور آويزان شود وبه قدركافي محكم باشد وتوانايي تحمل وزن مقداري ماهي را در هنگام بالا كشيدن تور در زمان صيد داشته باشد.

5-جنبه های پرورش در قفس:

از قفس مي توان در پرورش متراكم , نيمه متراكم وگسترده استفاده كرد. در پرورش گسترده , ماهي ها متكي به غذاهاي طبيعي و قابل دسترس آبي هستند ولي در روش هاي متراكم ونيمه متراكم غذاي دستي كاربرد دارد.

در پرورش گسترده ونيمه متراكم در قفس , از گونه ماهي هاي علفخوار و همه چيزخوار ودر پرورش متراكم از گونه هاي گوشتخوار استفاده مي شود. بيش از 130 گونه ماهي و12 گونه ميگو , خرچنگ دريايي وخرچنگ معمولي در قفس پرورش داده مي شوند.

گونه انتخابي پرورش تجاري در ايران ماهي قزل آلا رنگين كمان است.

ماهي قزل آلا براحتي به غذاي دستي عادت كرده وارزش اقتصادي بالايي دارد وهمچنين تهيه بچه ماهي به مقدار مورد نياز براحتي امكان پذير است.

-طول دوره پرورش:

در كشور ما با توجه به دماي آب , پرورش دهندگان ماهي در قفس بين 4-8 ماه فرصت دارند تا ماهيان مزارع خود را به وزن بازار برسانند.

-حمل ونقل ورهاسازي ماهي در قفس :

24-48 ساعت قبل از حمل ونقل بچه ماهي ها , غذادهي قطع مي شود وبوسيله مناسبي بچه ماهي ها به محل استقرار قفس منتقل مي شوند. پس از رسيدن وسيله حمل ونقل ماهي به منبع آبي , يا قفس را به كنار ساحل نزديك كرده وماهي ها را توسط لوله هاي پلاستيكي يا برزنتي به داخل قفس تخليه مي كنند يا اينكه ماهي ها را توسط قايق به محل مورد نظر مي برند.

پيش از رهاسازي بايد دماي آب ماهي با دماي محيط جديد تقريباً برابر باشد.بلافاصله پس از انتقال ماهي در قفس , نبايد به آن ها غذا داد.

بر مبناي توليد نهايي هر قفس ومحاسبه تعداد تلفات , ماهي ها را در قفس رهاسازي مي كنند.

-غذادهي در قفس:

از غذادهي در هنگام سرما يا گرماي شديد وهنگام طوفان خودداري شود, زیرا ماهي ها در اين مواقع اشتهاي مناسبي ندارند. ماهي هاي قفس را بايستي به زمان هاي مشخص غذادهي عادت داد. متوسط طولي ووزني هر ماهي غذا با سايزمشخصي استفاده مي شود. از دادن غذا در مواقع تاريكي يا كدورت آب بايد خوددداري شود.

-صيد ماهيان در قفس:

صيد ماهي هاي قفس, براساس چرخه توليد, يا به صورت يك جا يا به صورت مرحله اي انجام مي شود. اگر ماهي ها در زمان رهاسازي يك وزن باشند، يكجا برداشت وبه بازار ارسال مي شوند اما اگر ماهي ها درهنگام رهاسازي اختلاف وزن داشته باشند يا در دوره هاي مختلف رهاسازي شده باشند ودر دوره هاي مختلف به وزن بازاری برسند , مرحله اي صيد مي شوند.24 ساعت قبل از صيد غذادهي قطع مي شود.

براي صيد ماهي از قفس ، تور را بالا مي كشند، تا حدي كه ماهي ها در يك حجم كوچك از آب جمع شوند سپس با يك ساچوك ماهی ها را از داخل تور خارج مي كنند. در قفس هاي بزرگ ، از چرثقيل باي بالا كشيدن تور استفاده مي شود.

عمليات بعدي ، جايگزاري قطعات خرد شده يخ لابلاي ماهيها وفرستادن آنها به بازار مصرف است.

6-رعايت چند نكته مديريتي در طول دوره پرورش در قفس:

-بررسي كيفيت آب:

آگاهي از كيفيت آب در طول دوره پرورش بخصوص براي مزارع قفس كه به صورت متراكم در آن ماهي پرورش داده مي شود اهميت زياد دارد.

مهمترين پارامترهاي آب اكسيژن محلول ودماست . دما بايد به طور روزانه در اول صبح وسط روز واوايل شب , اندازه گيري ودر جدول مشخصي ثبت شود. اندازه گيري ساير پارامترها از قبيل عمق شفافيت , PH ,نيتروژن نيز الزامي است.

- بيومتري ماهي ها:

به منظور آگاهي از ميزان رشد ماهي هاي قفس , بايستي در فواصل منظم از ماهي ها نمونه گيري ووزن وطول آنها تعين شود.

- بهداشت ودرمان ماهي ها:

آگاهي از سلامتي ماهيان پرورشي در طول دوره قابل اهميت است. هر گونه تغيير در ظاهر , پوست , چشم , باله ها ودم مهم و مي تواند علامت بيماري باشد . جمع آوري ماهي هاي مرده در قفس مي تواند در جلويري از سرايت بيماري كمك كند.

جهت جلوگيري از شيوع بيماريهاي مسري پرورش دهندگان بايد نكات بهداشتي را رعايت نموده وباكارشناسان بهداشت مشاوره نمايند.

-تعمير ونگهداري قفس:

  قفس در اثر طوفان ,جانوران شكارچي , اشياي شناور روي آب , كشتيراني ودزدان فرسوده وخراب شده وبراي استفاده مجدد در فصول بعدي پرورش نياز به تعمير دارد.

پارگي هاي كوچك توري قفس را مي توان با نخ هاي ابريشمي , در محل ترميم كرد, اما اگر صدمه ديدگي زياد باشد بايد كيسه تور تعويض شود يا در ساحل تعمير گردد.

براي جلوگيري از گرفتگي چشمه ها وتعويض سريعتر آب در قفس , بهتر است همراه با افزايش وزن ماهي ها , بويژه در محيط هاي دريايي كيسه هاي توري رابا توري چشمه بزرگتر تعويض كرد.

پرورش ماهيان آبهاي شيرين

دستورالعمل­هاي عمومي در رويه پرورش ماهيان آبهاي شيرين: در اين خصوص پرورش دهندگان ماهي مي­توانند از محيطهاي آبي و تسهيلاتي استفاده كنند كه براي پرورش كپور و ديگر گونه­هاي ماهي آبهاي شيرين مناسب­ترند ، تا براي ماهيان قزل­آلا، و فنون اين كار در حال حاضر كاملا مرسوم و رايج است. ايجاد استخرهاي ماهي در اصل رويه­اي از آب­زدايي و كنترل منظم مناطق باتلاقي با استفاده از سدهاي ساده كه به تدريج استخرهايي مناسب توليد ماهي در كنار آن ايجادشد، ريشه گرفته است. از لحاظ فني كليه گونه­هاي ماهي آب شيرين را ميتوان پرورش داد و اين بسته به انتخاب بازار است. در ذيل برخي از مسايلي كه در رويه­هاي پرورش و تكثير ماهيان آب شيرين بايد بدانها توجه داشت مد نظر قرار مي­گيرد:
ضد عفوني استخر : استخرها كه در اندازه­هاي متفاوتي هستند ( از 100 متر مربع براي تخم­ريزي گرفته تا بيش از 10 هكتار براي پرورش ماهيان استخرهاي نمونه يا در زمين حفر ميشوند و يا بوسيله پشته­هاي خاكي ساخته ميشوند كه در هر حال بايد قابل زهكشي باشند و اين كار معمولاً بوسيله سيستم ( مانك ) صورت مي­گيرد . بهترين و ارزانترين روش ضد عفوني استخرها خنگ گذاشتن و به آيش در آوردن آن است .
تخم­ريزي: بطور معمول ماهيان آب شيرين در دماي حدود 22 درجه سانتيگراد تخم ريزي ميكند و استخرهاي تخم­ريزي در آغاز ماه مه ، هنگامي كه حرارت آب به سرعت زياد ميشود ، آماده مي­گردند . در استخرها بذر علف افشانده ميشود يا گياهان ديگر امكان رويش مي­يابند ، بطوري كه رستني­هاي مناسب موجود باشد ، تا تخمها به آنها بچسبند. استخرها در اكثر اوقات سال ، خـالي هستند امـا درست قـبل از تخم­ريزي از آب پر مي­شوند و فرصت گرم شدن مي­يابند. آنها تنها وقتي مورد استفاده قرار مي­گيرند كه درجه حرارت آبشان بالاي 18 درجه سانتيگراد باقي بماند . ماهي­هاي توليد مثل كننده آب شيرين در دسته­هايي شامل 2 نر و يك ماده انتخاب ميشوند. نرها به سادگي شناسايي ميشوند. به اين ترتيب كه وقتي كه حفره شكمي آنها به آرامي فشار داده شود، اسپرم از منفذ آن خارج ميشود. ماده­­ها در اين زمان به واسطه حفره شكمي متورم و منفذهاي برجسته قابل تشخيص­اند ماهي كپور معمولاً در 4 سالگي بالغ ميشود ، گر چه نرهاي آن ميتوانند زودتر بالغ شوند. دسته­هاي ماهيان بلافاصله بعد از آب­گيري استخر ، وارد آن ميشوند و تخم­ريزي بعد از حدود 36 ساعت صورت ميگيرد. ماده­ها روي گياهان مركز استخر تخم مي­ريزند و هر ماهي حدود 000ر100 تخم به ازاء هر كيلوگرم از وزن بدن توليد مي­كند. ماهي­هاي توليد مثل كننده را پس از تخم­ريزي بلافاصله از استخر بيرون مي­آورند تا تخمها را نخورند.
مراحل لاروي : معمولاً تخم ماهيان آب شيرين از جمله كپور پس از گذشت 100 "درجه روز" (يعني 4 روز در دماي 25 درجه سانتيگراد) سرباز مي­كند. لاروها به طول 5 ميليمتر هستند و تنها يك كيسه غذايي كوچك با خود همراه دارند. هنگام آماده سازي استخر تخم­ريزي يا نزديك به اين زمان ، استخرهاي نوزاد پروري بزرگتر از استخرهاي تخم­ريزي هستند و بايد حدود 2/1 متر عمق داشته باشند. اين استخرها اختصاصاً براي توليد لارو بكار مي­روند و بايد تنها حاوي مواد غذايي در چنان اندازه و كيفيتي باشند كـه مـناسب تـغذيه لاروهـا بـاشند. بـراي پرورش پلانكتون­هاي حيواني غذايي در استخرها كود آلي يا شيميايي مي­پاشند. انتخاب بين كودهاي آلي و غير آلي صورت مي­گيرد و كودهاي آلي طبيعي مورد استفاده معمولاً از كودهاي حيواني نظير كود گاو يا اسب هستند . اين مواد را ميتوان به ميزان 1 كيلوگرم در متر مربع بصورت جامد يا مايع ، ترجيحاً در حالت تجزيه كامل كه سطح آمونيم به حداقل مي­رسد بكار گرفت. ( سطح آمونيم بسته به طبيعت خاك استخر و سطح موجود مواد تغذيه­اي در استخر كاملاً متغير است). هنگام كودپاشي دقت زيادي بايد مبذول داشت تا كود بيش از حد افزوده نشود و حالت بي­اكسيژني رخ ندهد. به جاي كوددهي گسترده و يك جا، چه بهتر كه اين كار طي چندين نوبت هر چند هفته يك بار در طول تابستان صورت گيرد.
كودهاي غير آلي را ميتوان به جاي كود آلي بكار برد. كودهاي آلي مواد تغذيه­اي جلبكي را در سطح قابل پيش­بيني­تري فراهم مي­نمايند. در استخرهاي عادي كه داراي مقدار مناسبي خاك در كف هستند ، احتمال دارد كه فسفر ، مواد مغذي را محدود كند كه براي جلوگيري از اين وضع ، از سوپر فسفات­ها استفاده مي­گردد. شكل رايج­تر كودپاشي ، استفاده از تركيب نيتروژن، فسفر و پتاسيم به نسبت 10÷10 ÷ 10 به ميزان 10 كيلوگرم در هكتار ، كمي ديرتر در سال ميتوان بكار گرفت. پس از آنكه كود آلي يا شيميايي افزوده شد و پلانكتون كافي در استخر بوجود آمد لاروهاي تازه سر از تخم درآورده به آن وارد مي­شوند. رشد در اين زمان سريع است و لاروها را بايد به منظور جلوگيري از كاهش ميزان رشد كه در اثر ازدحام بي­رويه ايجاد مي­شود ، پراكنده و كم جمعيت كرد. بطور معمول لاروها را براي بقيه فصل در استخر نگاه ميدارند. همچنين ممكن است در صورت كند بودن ميزان رشد ( كه از طريق نمونه برداري با تور كنترل ميشود) ، از تغذيه كمكي استفاده گردد. در صورتيكه درجه حرارت مناسب باشد، ممكن است ماهيان كليه غذاهايي را كه بطور طبيعي توليد شده مصرف كنند. غذاهاي گندله­اي شكل كه توسط كارخانجات تجارتي توليد ميشوند معمول ترين غذاي ماهيان آب شيرين از جمله كپور هستند. اين مواد از لحاظ غذايي متناسب با نيازهاي ماهي ساخته شده­اند و ميتوان آن را با دست به آنها داد، يا به كمك ابزار اتوماتيك يا تغذيه كننده­ها مورد استفاده قرار داد. در صورتيكه هوا به اندازه كافي گرم باشد ميتوان بطور واقع­بينانه انتظار داشت كه تا پايان تابستان وزن ماهيان 50 تا 100 گرم باشد. در اينجا بايد بر اهميت بالا بودن دماي محيط تأكيد كرد، زيرا پايين بودن درجه حرارت سبب ميشود كه آهنگ رشد كند يا نابود گردد. حداقل دما براي رشد مناسب ، 18 درجه سانتيگراد است، در حالي كه دماي 25-23 درجه سانتيگراد ايده­آلي را براي تبديلات غذايي و رشد بوجود مي­آورد. اهميت درجه حرارت به قدري است كه استفاده از صفحات خورشيدي ، تونلهاي پلي تيني گلكاري شده يا ايجاد پوشش بر روي استخر ، به منظور افزايش درجه حرارت براي بالا بردن آهنگ رشد ، باز هم اقتصادي و بصرفه است.
كنترل بيماري : كنترل بيماري تا حد زياد مسئله­اي است مربوط به بهداشت استخر. استخرها حتي­الامكان بايد در طول زمستان ، خشك نگه داشته شوند و با آهك زنده ، فرمالين يا سود سوزآور ضد عفوني گردند. ماهيان توليد مثل كننده هميشه بايد از بچه ماهيها و ماهيان در حال رشد بزرگ­تر و جدا نگاه داشته شوند. ماهيان بايد بخاطر انگل­ها يا ساير علائم بيماري بطور مكرر در فصل رشد و ترجيحاً حداقل ماهي يك بار بطور كامل معاينه شوند و اگر بيماري آنان محرز گرديد، سريع و بطور موثر درمان شوند. دقت در انتخاب ماهيان توليد مثل كننده اهميت فراواني دارد تا در درجه اول موجب انتقال بيماري به مزرعه نشوند.
كنترل شكارچيان : كنترل شكارچيان ( عمدتاً پرندگان و حشرات آبزي) ، بيشتر با پيشگيري از ورود آنان تا نابود ساختن آنها بايد فراهم گردد. گرين هاوس­ها واقعاً در مقابل شكارچي مقاوم هستند. مسئله عمده ديگر بويژه در اواخر فصل كه گرماي آب بيشتر و محصول ماهي موجود در آب بالاست. آلودگي استخر بوسيله خود ماهيان مي­باشد. در اين حالت اكسيژن مورد نياز ضايعات دفع شده از ماهي ، و همچنين مصرف اكسيژن توسط ماهيان در حال رشد ، سبب كاهش ميزان اكسيژن محيط مي­گردد. براي مقابله با اين موضوع ميتوان آب را در طول شب كه ميزان اكسيژن در پايين­ترين حد خود است ، هوا داد ، يا آب آن را بطور دائم عوض كرد، گرچه مورد اخير با اتلاف حرارت آب همراه است.
منبع : سایت وزارت جهاد کشاورزی

خانواده ماهی های طلایی

خانواده ماهی های طلایی

 

خانواده ماهی طلایی شامل گلدفیش کالیکو، بلک مور، لاین هد، دم چادری، چشم آسمانی، چشم بادبادکی ( بابل آیز ) و انواع دیگر می باشد.

خانواده ماهی طلایی بسیار متنوع و از انواع زیادی تشیکل شده است و بیشترین طرفداران این ماهیها در ژاپن و چین هستند. تکثیر انواع ماهیهای طلایی بسیار آُسان انجام می گیرد و تخمها از مقاومت بالایی برخوردار هستند. سرسختی و مقاومت و زیبایی این ماهی ها باعث شده است روز به روز طرفداران بیشتری پیدا کنند و هر روز کارشناسان پرورش ماهی با استفاده از علم ژنتیک و وراثت، نژادها و گونه های جدیدی را تولید می کنند. تا کنون حدود 100 نوع ماهی طلایی بوجود آمده است. که فقط چند گونه از آنها به ایران آورده شده اند که تمام آنها با موفقیت تکثیر و پرورش یافته اند، برای تکثیر ماهیهای طلایی روشهای متعددی وجود دارد که عبارتند از :

 

۱- روش مصنوعی

۲-      روش نیمه مصنوعی

۳-      روش طبیعی

 

مقاومت ماهیها طلایی در مقابل درجه حرارت آب زیاد است بطوریکه در زمستان در زیر لایه های یخ زمستانی در کف استخرها براحتی درجه حرارت پایین آب را تحمل می کنند. ماهیها خونسرد هستند و همین امر باعث می شود در هر درجه حرارتی فعالیت متناسب با آن داشته باشند در واقع در تابستان که درجه حرارت آب استخر حدود 30 درجه سانتی گراد است ماهی های طلایی بیشترین فعالیت خود را دارند و به غذا و اکسیژن خیلی زیادی احتیاج دارند و به سرعت هم رشد می کنند و از اواخر پاییز که درجه حرارت پایین می آید فعالیت آنها خیلی کم می شود و مصرف غذا و اکسیژن هم به حداقل می رسد و در زمستان به پایین ترین حد ممکن می رسد. معمولاً در زمستان از ذخیره غذایی بدنشان مصرف می کنند که همین موضوع باعث کم شدن وزن آنها می شود. بطوریکه اگر یک ماهی 200 گرم در اوایل پاییز وزن داشته باشد در آخر زمستان حدود 160 گرم وزن خواهد داشت و حدود 40 گرم از وزن آن کاسته می شود. در آکواریم، ماهی های طلایی خیلی زود با هر شرایطی تطبیق می کنند و هر نوع غذایی را بخوبی می خورند. حتی غذاهای پس مانده بقیه ماهیها را در کف از لابه لای ماسه ها می مکند و ذرات ریز غذا را می خورند.

تحرک و جنب و جوش این ماهیها زیاد است و در مقابل بیماریها و امراض پوستی مقاوم و خیلی بندرت بیمار می شود. از طرفی چون پرخور و پرتحرک هستند، بعضی اوقات آب آکواریم را کدر  آلوده می سازند که در اینصورت هر هفته بهتر است مقداری از آب آنها را تعویض کنید. اکسیژن مصرفی گلدفیشها خیلی زیاد است و باید همیشه اکسیژن آب ماهیهای طلایی تأمین باشد.

 

روشهای تکثیر و پرورش ماهیهای طلایی

 

1- روش مصنوعی

در ایران برای اولین بار از روش مصنوعی در کارگاه پرورش ماهی در رشت توسط محمدرضا شیخیان با موفقیت انجام شده است. در روش مصنوعی باید حوضچه های مخصوصی برای مولدین آماده ساخت که دارای سیستم فیلتر و اکسیژن دهی و ورودی و خروجی آب مرتب باشد و بخوبی قابل کنترل  و از قبل آماده و مجهز باشد.

در حوضچه های مخصوص ماهیهای نر از ماهی های ماده بطور جداگانه نگهداری می شوند. از قبل کلیه وسایل و آکواریم ها و ابزار کار آماده و مهیا می شود. در روش مصنوعی طریقه تخمگیری کاملاً بصورت مصنوعی انجام می شود. یعنی ماهی ها هرگز همدیگر را نمی بینند و یا تماسی با هم ندارند. ابتدا ماهیهای مولد باید وزن شوند و به ازای وزن هر ماهیها مقدار هورمون هیپوفیز یا هورمون HCG طبق دستور بصورت محلول درآید و با سرنگ مقدار لازم به هر ماهی تزریق شود. برای ماهی های ماده 24 ساعت قبل از تخم گیری فقط در یک نوبت میزان هورمون تزریق می شود ولی برای ماهی های نر بهتر است مقدار محاسبه شده هورمون در دو نوبت و بفاصله 12 ساعت تزریق شود. بعد از 24 ساعت ماهی های مولد آماده هستند ابتدا ماهی ماده را آزمایش می کنیم، اگر تخمها رسیدگی کامل پیدا کرده باشند برای تخمگیری با احتیاط و به آرامی از دو طرف پهلوی ماده با فشار ملایم تخمها به بیرون هدایت می شوند و داخل یک ظرف قرار می گیرند. سپس از دو عدد ماهی نر استفاده می کنیم و اسپرم گیری می شود. این عمل را گشن گیری یا تخمگیری به روش مصنوعی هم می گویند. حالا با ملایمت تخمها را با اسپرمها مخلوط می کنیم که بهتر است از یک پر استفاده شود تا تخمها صدمه نبینند. سپس تخمهای داخل ظرف را با محلول آب نمک 7/0 % شستشو می دهیم که معمولاً حدود پنج دقیقه باید شستشو را انجام دهیم و همانطور با ملایمت تخمها را با اسپرم نرها مخلوط می کنیم. تا تمام تخمها بخوبی بارور شوند. بعد از آن چون تخمها چسبندگی دارند و تا زمانیکه با آب نمک شستشو می دهیم این خاصیت چسبندگی کم است. حالا باید تخمهای بارور شده را به آکواریم هایی که از قبل آماده ساخته ایم منتقل سازیم. در هر آکواریم تعداد مشخصی بطور تقریبی تخم رها می سازیم، بعد داخل هر آکواریم یک شعله اکسیژن قرار داده می شود و مقداری داروی متیلن بلو با غلظت 1/0 % اضافه می شود تا از خرابی تخمها و شیوع و حمله قارچها جلوگیری بعمل آید. ماهیهای مولد بعد از پایان کار به حوضچه ها بر می گردند و برای نوبت بعدی بخوبی تغذیه و نگهداری می شوند.

تخمها درداخل آکواریم بعد از 48 ساعت باز می شوند و بتدریج لاروها به دیواره آکواریم می چسبند. لاروها همراه خودشان کیسه زرده دارند که تا سه روز از آن تغذیه می کنند و در این مدت به هیچ غذایی احتیاج ندارند. معمولاً از صبح روز چهارم لاروها اشتهای زیادی برای خوردن غذا دارند. نوزادان میگوی نمکی بهترین غذا برای آنها بحساب می آیند. لاروها هر چه بزرگتر می شوند باید مقدار غذا و محل نگهداری متناسب با آنها باشد و تمیزی آب لاروها و رقم بندی بچه های ماهی طلایی در هر 15 روز یک نوبت باید انجام شود. در روش مصنوعی نکات بسیار مهمی وجود دارد که حتماً باید مورد توجه قرار گیرد.

1-   محل تزریق هورمون باید بین برانشی و باله پشتی و در وسط بدن ماهی بصورت عضلانی زده شود و حداکثر نیم سانتی متر سوزن سرنگ بداخل بدن ماهی وارد شود.

2-      فاصله زمانی تزریق برای ماده ها نرها رعایت شود.

3-      مقدار محلول هورمون باید دقیق محاسبه شود و برای هر ماهی به اندازه تعیین شده تزریق شود.

4-      کلیه لوازم باید کاملاً تمیز، استریل و ضد عفونی باشند.

5-      قبل از انجام تخمگیری ( گرفتن تخم و اسپرم ) حتماً از باروری و رسیدگی کامل تخمها و اسپرمها باید باید مطمئن بود.

6-      اشخاص مبتدی از این روش استفاده نکنند.

7-   حتماً از افراد آگاه، متخصص و کارشناس پرورش ماهی کمک بگیرید. بدلیل حساسیت و دقت لازم در موقع انجام و تشخیص باروری تخمها و اسپرم به تنهایی عملیات را انجام ندهید.

 

 

 

2-      روش نیمه مصنوعی :

در این روش مانند روش مصنوعی تمام کارهای مربوط به تزریق هورمون هیپوفیز یا HCG به مولدین انجام می شود. به جای اینکه با روش مصنوعی تخمها و اسپرم گرفته شود. از اینجا به بعد را بصورت طبیعی ماهیها در کنار یکدیگر قرار می گیرند و بصورت طبیعی با تعقیب و گریز همدیگر و با فشارهایی که ماهیهای نر از دو طرف به پهلوی ماهی ماده وارد می آورند باعث می شوند ماهی ماده تخمهایش را رها سازد و همزمان نرها هم بصورت طبیعی و با میل خودشان اسپرمها را رها می سازند و در چندین نوبت تعقیب و گریز هر نوبت تعداد زیادی تخم رها می شود. معمولاً چند ساعت طول می کشد تا تخمگیری انجام شود. در این روش بهتر است ماهی های ماده و نر بصورت گروهی و به نسبت 5 به 7 در کنار هم قرار بگیرند چون نتیجه تخمگیری بهتر خواهد شد.

چنانچه در آکواریم تخمگیری صورت می گیرد بهتر است تعداد ماده یک عدد و تعداد نرها 2 عدد باشند. در روش نیمه مصنوعی چون نیمی از کار توسط ماهی ها باید انجام شود و چون ماهی ها هم علاقه شدیدی به خوردن تخمهایشان دارند بنابراین باید چاره کاری اندیشید تا تخمها از دسترس مولدین دور یا پنهان شوند. می توان ماهیها ی مولد را داخل قفس توری قرار داد و یا با انبوه گیاهان طبیعی یا مصنوعی آکواریم را پوشانید که تخمها در لابلای گیاهان استتار شوند و یا از چشمه های تور عبور کنند.

بعد از پایان تخم ریزی که معمولاً ماهیها دیگر میلی به تعقیب همدیگر نشان نمی دهند از آکواریم خارج شوند و به محل نگهداری انتقال داده شوند. در این روش معمولاً هر 15 روز یکبار می توانید از ماهی های تخمگیری کنید. در مدت 15 روز بهتر است ماهیهای ماده از نر جداگانه نگهداری شوند و با بهترین روش ممکن آنها را تغذیه نمایید.

 

3-      روش طبیعی در آکواریم یا حوضچه

 

الف- روش قفس توری

ب- روش استتار

 

راحت ترین و ساده ترین طریقه تکثیر و پرورش ماهیهای طلایی روش طبیعی است. همانطور که گفته شد، بهتر است مولدین ماده و نر از همدیگر جدا نگهداری شوند و به بهترین شکل ممکن تغذیه شوند. آب سالم و اکسیژن کافی داشته باشند. ماهی های طلایی در آکواریم یا حوضچه می توانند تخمگیری نمایند. محل تخمگیری باید از قبل کاملاً آماده و مهیا باشد و درجه سختی آب هم بین 10 تا 15 درجه باشد. تعداد ماهی های مولد باید متناسب با آن باشد. مثلاً اگر در یک آکواریم 40 * 35 *70  سانتی متر قرار است تخمگیری انجام شود بهتر است از یک ماهی ماده و دو عدد ماهی نر استفاده شود. چنانچه در حوضچه 1*1*4 متر قرار است تخمگیری شود بهتر است از 10 عدد ماهی ماده و 14 عدد ماهی نر انتخاب و مورد استفاده قرار بگیرد. در محل تخمگیری هرگز  به ماهیها غذا داده نمی شود چون غذا دادن علاوه بر اینکه آب را آلوده می سازد باعث فساد و خرابی تخمها نیز می شود و رشد قارچها را همراه خواهد داشت که خود قارچها هم باعث از بین رفتن بقیه تخمهای باقیمانده خواهند شد و در نتیجه غذا دادن در مکان تخمگیری مولدین باعث از بین رفتن تمام تخمها خواهد شد.

 

الف- روش قفس توری

در این روش قفس توری داخل مکان تخمگیری آکواریم یا حوضچه قرار می گیرد. ( معمولاً قفس متناسب با مکان تخمگیری ساخته می شود ) چشمه های تور باید آنقدر درشت باشند که تخمها براحتی از آن عبور کنند. بطوریکه ماهیهای مولد از آن چشمها نتوانند به بیرون از قفس توری بیایند. بهتر است ماهیهای ماده را در ساعت 12 ظهر داخل قفس قرار دهید تا فرصت داشته باشند با محیط انس بگیرند و در آنجا با آرامش احساس امنیت کنند و در واقع محل را انتخاب و مورد پسند قرار بدهند. بعد از 3 الی 4 ساعت نرها به داخل قفس گذاشته می شوند. بهتر است چند شاخه گیاه طبیعی یا مصنوعی داخل قفس قرار بگیرد تا برای ماهیها محیط طبیعی تر جلوه کند و به امنیت و آرامش ماهیها بیشتر کمک کند. ضمناً گیاهان می توانند محرک و راه انداز خوبی برای تخم ریزی باشند. یادآوری می شود در مکان تخم گیری هرگز غذا داده نشود. محل تخم گیری آکواریم یا حوضچه باید دارای آب با سختی مناسب بین 10 تا 15 درجه DH از قبل آماده شده باشد و در همان بعدازظهر نرها را در قفس قرار دهید. ماهیهای نر خودشان را به ماده ها معرفی می کنند و با حرکت نزدیک و چسبیده و آنها تمایل به تخمگیری یا بی میلی خودشان را ابراز می کنند و بهتر است بصورت طبیعی نور کم و به تاریکی شب ختم شود و هرگز آنشب روشنایی را نباید روشن کنید تا ماهیها بتوانند شب را در آرامش استراحت کنند تا فردا در سپیده دم صبح ابتدای روشن شدن هوا، ماهیهای نر با تعقیب  ماهیهای ماده به تخمریزی بپردازند. هر ماهی ماده که اعلام آمادگی کند با دو عدد ماهی نر و گاهی هم بیشتر عمل تخمریزی را شروع می کنند.

ماده ها و نرهای دیگر یکی بعد از دیگری به جمع آنها می پیوندند و طولی نمی کشد که تمام ماهیها تعقیب و گریز را شروع می کنند و تخمها بصورت انبوه پاشیده می شوند و به آرامی به کف و دیواره ها می چسبند.

بعضی ماهیها تخم خوره های حرفه ایی هستند که بر می گردند و تعدادی تخم را قبل از اینکه توری عبور کنند می خورند. که این مسئله اصلاً مهم نیست. چون آنقدر تخم زیاد می ریزند که خوردن تعدادی از آنها هیچ اثری نخواهد داشت. بلکه باعث تشویق و علاقه مندی آنها خواهد شد که در نوبت بعدی بخوبی تخمگیری با تمایل شدیدتری انجام می دهند. چون بصورت غریزی متوجه می شوند سهمی از آن تخمها نصیب خودشان خواهد شد. در هر صورت هیچ گونه مزاحمتی یا ممانعتی از ادامه تخم ریزی نباید صورت بگیرد. معمولاً تخم ریزی حدود 5 ساعت ادامه خواهد داشت و در پایان سطح آب کف می زند و آب کدر و شیری رنگ می شود. دیده شده است، بعضی از ماهیهای ضعیف تر بر اثر فشار زیاد تلف شده اند و گاهی آنقدر صدمه می بینند که بیمار می شوند و هرگز در آینده برای تکثیر مناسب نخواهند بود که در این صورت بهتر از اینگونه ماهیها را از دور خارج کنید.

با مشاهده تخمها و با ساکت و آرام شدن ماهیها باید با حوصله آنها را از آنجا خارج کنید و با حوصله و آرامش کارهای لازم را در کمال خونسردی و با دقت تمام انجام دهید.

1-   ماهی های ماده را از ماهیهای نر جدا کنید و هر گروه را به محل خودشان انتقال دهید و مکان نگهداری مولدین باید از قبل آماده شده باشد.

2-   در صورتیکه آب خیلی شیری و ابری رنگ شده است بهتر است مقداری از آب را با آب مناسب که همان شرایط را دارد تعویض کنید. می توانید از یک فیلتر برقی کمک بگیرید و چند ساعت فیلتر داخل آب کار کند تا آب را شفاف و زلال کند.

3-   مقداری داروی متیلن بلو به آکواریم تخمها اضافه کنید. معمولاً ( 1/0 % ) رنگ آب باید آبی آسمانی شود بنابراین بهتر است دارو را قطره قطره اضافه کنید و رنگ آب زیاد آبی پررنگ نشود دارو باعث جلوگیری از رشد و حمله قارچها به تخمها خواهد شد.

4-   اکسیژن آب تخمها باید کافی باشد. معمولاً دو روز طول خواهد کشید تخمها باز شوند و روز سم لاروها به دیواره و وسایل داخل آب می چسبند. در این مرحله بهتر است قفس توری از آنجا خارج شود. مواظب باشید لاروها چسبیده به قفس تور با تکانهای آرام رها شوند معمولاً تا روز ششم ( یعنی سه روز بعد از چسبیده شدن ) لاروها هیچگونه غذایی نمی خواهند. در این سه روز لاروها زیر شکمشان کیسه زرده ایی دارند که از آن تغذیه می کنند و احتیاج به هیچ غذایی نخواهند داشت.

    صبح روز چهارم ( سعی صبح روز هفتم از زمان تخم ریزی) که لاروها چهار روز عمر دارند کاملاً شنای آزاد پیدا کرده اند و کیسه زرده آنها هم کامل جذب بدنشان شده است. از اینجا به بعد لاروها احتیاج به غذا دارند که اهمیت بسیار زیادی دارد. باید روزانه چهار نوبت به لاروها غذا داد. بهترین غذای زنده در این مرحله نوزادان میگوی نمکی هستند که از قبل باید تدارک دیده باشید. لاروها خیلی پرخور و با اشتها هستند و خیلی سریع رشد می کنند بطوریکه رشد روزانه آنها را با چشم می توان مشاهده کرد بعد از چند روز لاروها باید به مکان جدید و بزرگتر که از قبل آماده شده است انتقال داده شوند. بطور متوسط برای هر متر مربع سطح آب باید 500 عدد لارو ماهی در نظر گرفت. ارتفاع آب باید 30 سانتیمتر باشد ولی چنانچه در حوضچه پرورش ماهی رها شده اند در مدت یکماه ارتفاع بتدریج بالاتر می آید و در آخر یکماه به یک متر خواهد رسید. اکسیژن، فیلتر، نور و تغذیه مناسب همواره باید مورد توجه باشد. بسیار دیده شده است بر اثر آلودگی آب، کمبود اکسیژن محلول در آب تعداد زیادی از لاروها در روزهای اول تلف شده اند.

در پروش ماهی طلایی یک مشکل بزرگ که تعداد بچه ماهی ها را کم می کند، هم جنس خواری بچه گلدفیش های بزرگتر است. بین آنها خیلی زود اختلاف اندازه بوجود می آید و آنهایی که بزرگترند بچه ماهیهای کوچکتر را خیلی راحت می خورند. بهمین منظور بهتر است هر 15 روز یک نوبت بچه ماهی ها را رقم بندی کنیم و آنهایی که هم اندازه هستند یعنی بزرگترها با همدیگر و کوچکترها هم با همدیگر نگه داری کنیم.

بعضی اوقات 500 عدد لارو ماهی طلایی در مدت 15 روز آنچنان تفاوت اندازه پیدا می کنند که به 3 اندازه رشد می کنند. یعنی حدوداً  هر 170 عدد به یک اندازه رشد می کنند. که معمولاً بزرگ متوسط و ریز هستند. آنها که بزرگ و درشت تر شده اند ( به آنها شاه تخم یا شاه ماهی می گویند) در صورتیکه مخلوط با بقیه باشند و رقم بندی نشوند شروع به خوردن کوچکترها و ریزها خواهند کرد و همین رویه ادامه پیدا می کند تا اینکه حداکثر 100 عدد خیلی بزرگترها باقی خواهند ماند و معمولاً سه ماه که بگذرد دیگر اندازه ها بزرگ شده و همدیگر را کاری نخواهند داشت. عمل رقم بندی و اندازه کردن بچه ماهی های طلایی معمولاً باید تا شش ماهگی ادامه پیدا کند. در موقع رقم بندی اکثر پرورش دهندگان، ماهیها را از نظر رنگ، نژاد، گونه از نظر باله ها و چشم طبقه بندی و جدا می کنند. مثلاً بچه ماهیهایی که دارای دم خراب و فقط یک دم دارند و اصطلاحاً به آنها تک دم گفته می شوند در همان ابتدای کار از ردیف پرورش خارج می کنند چون ارزش اقتصادی ندارند و بعد از چند ماه زحمت، بچه ماهیهای زشت و بی قواره ایی پرورش یافته است. اغلب کارگاه های پرورش ماهی دقت لازم را در مورد این مسائل دارند.

 

ب- روش استتار گیاهی

در روش استتار گیاهی محلی که قرار است در آنجا تخمگیری صورت گیرد. داخل آکواریم یا حوضچه را با انبوه گیاهان طبیعی و مصنوعی کف و بالا را بطور کامل پوشش می دهند. تا تخمها در لابه لای آن استار شود. در مدتی که مولدین سرگرم تخمریزی هستند تعداد کمی از تخم ها خورده می شود. پس از اتمام کار تخمریزی مولدین شروع به خوردن تخمها می نمایند. بنابراین باید مراقبت لازم انجام شود تا در پایان تخم ریزی مولدین از آنجا خارج شوند و همانند روش قبل بقیه مسائل را انجام داد. روش سنتی که در ایران رایج است و بیشتر برای ماهی قرمز هفت سین شب عید انجام می دادند بدین صورت است. در استخرهای پرورش ماهی قرمز ابتدا کف استخر را با انواع جاروهای کوهی و یا خارهای کوهی بصورت بسته بندی درست می کنند و در سرتاسر کف استخر چیده می شود و برای هر استخر 10 عدد ماهی ماده و 14 عدد ماهی نر قرار می دهند و معمولاً در اوایل بهار اینکار انجام می شود و در طی سال فقط روزانه مقداری نان خشک روی سطح آب می اندازند تا ماهیها را به سطح آب بیاورد و نور آفتاب آنها را قرمز کند و در پایان سال اوایل اسفند تمام استخر را خالی می کنند، ماهیهای تولید شده را بفروش می رسانند و تعداد ماهی مادر را دوباره به استخر رها می کنند و مجدداً برای سال بعد بهمین روش کار را ادامه می دهند که در این روش نتیجه تکثیر و پرورش در پایین ترین حد ممکن خواهد بود. البته روش سنتی اصلاً قابل قبول نیست و هیچکدام از اصول تکثیر و پرورش در آن رعایت نمی شود و به نسبت تخم ریزی که انجام می شود، تعداد لاروها در پایان سال بسیار پایین است. در واقع در پایین ترین حد ممکن تولید خواهد شد. چنانچه از روش قفس توری استفاده شود درصد بیشتری تولید خواهد شد.

 

روش تشخیص جنسیت ماهی های طلایی

ماهیهای طلایی معمولاً بعد از یکسال به سن بلوغ می رسند و در آن موقع قابل تشخیص جنسیت هستند. ماهی نر معمولاً زودتر بالغ می شود. سن بلوغ در ماهی های طلایی برای ماده ها یکسال است و برای نرها معمولاً بعد از نه ماهگی بالغ خواهند شد. ماهیها ی بالغ براحتی قابل تشخیص جنسیت هستند.

 

ماهی نر :

1-      لبه باله های آبششی جلو در ماهی های نر :

اولاً : ضخیم تر است.

دوماً : بصورت دندانه دندانه است.

سوماً: بر روی هر برآمدگی که بصورت دانه دانه و زبر است، یک نقطه سفید رنگ برآمده وجود دارد.

2-      بر روی سطح آبشش یا برانشی ماهی نر همان نقاط سفید برآمده وجود دارد.

3-   معمولاً گلدفیشهای ماده دارای شکم های بزرگتر و گنده ایی هستند در حالیکه نرها دارای شکل ظاهری دراز و کشیده و لاغرتر هستند.

4-   درماهی نر زیر شکم قسمت خروجی لوله بیضه های نر در انتهای متصل به بدن شکل آن زوکی شبیه به نوک قلم نی سر شده است.

 

ماهی ماده :

1-   ماهیهای ماده دارای باله های نازک و ظریفتر و لبه باله های آبششی خیلی نازک و ظریف است و هیچگونه برآمدگی و نقطه سفید بر روی آن وجود ندارد.

2-      روی سطح برانشی هم هیچگونه برآمدگی و نقطه سفید وجود ندارد.

3-      تمام گلدفیشهای ماده دارای شکمی چاق، گنده و بزرگ هستند و از روی شکل ظاهری آنها با نگاه آول قابل تشخیص هستند.

4-   در زیر شکم قسمت خروجی لوله تخمدان در انتهایی که متصل به بدن می شود شکل آن گرد و شبیه به تخم که از آن خارج می شود است.

تنظیم PH در آکواریم های آب شیرین

ترجمه ای است از یک مقاله که توسط  Mark Lehr  نوشته شده است :

 یکی از مشکلات عمومی و اصلی آکواریم داران نگهداری و حفظ PH در یک میزان ثابت است. خیلی از افراد متوجه اهمیت نقش PH و فاکتورهایی که بر روی آن تأثیر می گذارند، نیستند.

زمانیکه PH را در نظر می گیریم، بیشتر از اینکه هدف خود را، حفظ کردن یک PH ثابت فرض کنیم، باید سعی کنیم هدف ما متعادل نگاه داشتن آن باشد. اگر چه  ممکن است PH=7 بهترین و مطلوبترین PH برای ماهیان باشد ولی  در هر مقداری بین 6/6 و 8/7  ماهی ها می توانند به زندگی عادی خود ادامه بدهند. ما به عنوان آکواریم دار باید از اتفاقاتی که موجب تغییرات ناگهانی PH می شود، جلوگیری نماییم.

خاصیت تغییر پذیری PH آب می تواند بوسیله ظرفیت بافرینگ شناخته شود. شما می توانید ظرفیت سیستم بافرینگ خود را با اندازه گیری میزان سختی آب بدست آورید. میزان سختی بین 4-6 یا کمی بالاتر معمولا برای نگه داشتن سیستم بافری و به تبع آن نگهداری یک PH ثابت کافی می باشد. وقتی که سختی آب آکواریم شما زیر 4 باشد، به این معنی است که سیستم بافرینگ کافی نیست و احتمال سقوط PH وجود دارد. وقتی که میزان PH بالاست سختی آب را بین 6 تا 12 فرض می کنیم. اکثر آکواریم داران میزان کربنات را برای تنظیم درجه سختی انتخاب می کنند که میزان کربنات کلسیم در آب می باشد. این تست همچنین برای نگهداری و تنظیم یک سیستم بافری مناسب، مؤثر است که برای آن اندازه گیری یکی از مقادیر سختی کل و یا سختی کربنات لازم است، ولی اینکه هر دو را مستقلاً اندازه گیری کنیم نیاز نیست. خوشبختانه آکواریم شما معمولاً دارای منبعی طبیعی از کانی های نامحلولی است که یک سیستم بافری تشکیل می دهند و PH را در حد مطلوب حفظ می کنند. تمام این کانی های نامحلول روی هم سختی تام آب آکواریم شما را می سازند. شما نیاز دارید که تست سختی تام را انجام دهید.

دانستن این که PH آب آکواریم شما در حد مناسب است نمی تواند گویای موفقیت کامل باشد. تنها با انجام تست سختی تام است که می توانید پیش بینی کنید PH بعد از آنکه تنظیم شد در همان حد باقی خواهد ماند یا خیر. این مسئله ناشی از چرخه های بیولوژیکی طبیعی است که در آکواریم شما روی می دهند. مانند تنفس ماهی ها و ضایعات و کثیفی های معلق و ته  نشین شده که نتیجه آن خنثی شدن یون بیکربنات ساخته شده بوسیله سیستم بافرینگ است. آکواریم داران بوسیله تعویض های مکرر و منظم آب آکواریم  و نگهداری های روتین، مثلاً تعویض فیلتر و تمیز کردن تصفیه زیر شنی، این نقصان را جبران می کنند و بدینوسیله به سختی آب می افزایند.

در اینجا بطور خلاصه توضیح می دهیم که چرا هر یک از این نگهداری های روتین آکواریم، برای پایدار نگهداشتن PH لازم هستند. باید بدانید هر کجا که در آکواریم شما ذرات زائد انباشته می شوند، تولید تجمعی از فرآورده های فسفاتی می کنند. تجمع مواد زائد بر روی بستر ماسه ای و لایه فیلتر شما میزان فسفات را در آکواریم افزایش می دهد. یونهای فسفات آزاد می توانند با مواد بافری کلسیمی پیوند تشکیل داده و موجبات ته نشین شدن کلسیم را در آکواریم فراهم کنند. به این شکل توانایی تنظیم و تعادل PH کاهش می یابد. به همین دلیل است که تمیز نگهداشتن لایه فیلتر، بستر، فضای زیر ماسه ها و تعویض های مکرر قسمتی از آب، بسیار با اهمیت می باشد. بعلاوه آب شیر محتوی یونهای بافری می باشد و شما می توانید با تعویض مکرر بخشی از آب به جایگزینی این یونهای بافری از دست رفته کمک کنید. این مسئله در مورد تمام آکواریم ها اهمیت دارد چرا که تنفس ماهی ها و ذرات زائد انباشته شده به تنهایی می توانند سبب کاهش توانایی سیستم بافری در تنظیم  PH شوند.

حال سؤالی که مطرح می شود این است که اگر ماهیی که قصد نگهداری از آن را داریم نیاز به یک PH مخصوصی داشت چه کاری باید انجام دهیم. اگر PH آبی که ماهی شما آن را ترجیح می دهد نزدیک به PH طبیعی آب موجود در آکورایم شما است، توصیه می شود که تغییری در آن اعمال نکنید. در غیر اینصورت، یعنی اگر PH طبیعی آب آکواریم شما از PH مورد نیاز ماهیی که قصد نگهداری از آن را دارید زیاد فاصله دارد، کارهایی هست که باید انجام دهید.

اجازه بدهید با روش افزایش سطح PH شروع کنیم. امروزه تعداد زیادی افزایش دهنده PH در فروشگاه ها وجود دارد. محصولات مایع را وقتی به تنهایی استفاده کردم، در حد 50/50 با موفقیت همراه بود. همچنین نیاز به محصولی دارید که بتوانید با آن توان سیستم بافری آکواریم خود را بالا ببرید. برای نگهداری PH در یک مقیاس بالا، به شما استفاده از یک بستر بافری مثل مرجان های خرد شده را پیشنهاد می کنم. شما می توانید این مرجانهای خرد شده را به آکواریم کنونی خود اضافه نمایید. من خودم مرجانهای خرد شده را داخل یک کیسه توری قرار داده و آنرا زیر بستر آکواریم جای داده ام. برای اینکه PH آکواریم خود را در حدود 6/7 حفظ کنید، به ازای هر 40 لیتر آب نیاز به 1 کیلوگرم مرجان خرد شده دارید. برخی از آکواریم داران، این کیسه محتوی مرجان های خرد شده را مانند یک لایه در سیستم فیلترینگ خود قرار می دهند. این متد به شما اجازه استفاده از مرجان های خرد شده درشت تر را نمی دهد. اما اگر شما در حد کمی نیازمند تعدیل و سازگاری در سیستم بافری خود هستید این روش می تواند مؤثر باشد. اگر  ترجیح می دهید که از مرجانهای خرد شده استفاده نکنید، پودرهای  زیاد دیگری در بازار وجود دارد که عمل افزایش سختی آب یا خاصیت قلیایت آنرا انجام می دهند. شما به راحتی توانید این پودرها را طبق دستورالعمل آن به آکواریم خود بیافزایید. البته این متدها گرایش به ایجاد تغییرات شدید در سختی آب دارند که اگر در تنظیم سختی و PH ورزیده و با تجربه نباشید، ممکن است خطرناک باشند. بی خطرترین متد همان استفاده از مرجان های خرد شده می باشد.پس از اینکه توانایی بافرینگ  آکواریم خود را تقویت نمودید، می توانید PH آب  را در درجه دلخواه تنظیم کرده و به آکواریم بیافزایید. محصولات زیادی در فروشگاه ها موجود است که اینکار را انجام می دهند. اغلب اوقات آبی که برای آکواریم استفاده می کنید به طور طبیعی دارای PH بالایی است و شما فقط نیازدارید که با اضافه کردن مرجانهای خرد شده به تقویت سیستم بافری خود کمک نمایید تا بتوانید PH را در همین سطح بالا حفظ و نگهداری کنید.

 

اما پایین آوردن PH کاری سخت تر است. اگر فکر می کنید که می توانید براحتی با اضافه کردن مواد کاهش دهنده PH سطح آنرا پایین بیاورید کاملاً در اشتباه هستید، چرا که سیستم بافری شما بسادگی و بسرعت میزان آنرا به همان مقدار طبیعی خود افزایش خواهد داد. در واقع شما باید یونهای بافری را از آب آکواریم خود جدا کنید، به این شکل می توانید PH آب را نیز پایین بیاورید. بهترین راه برای انجام این کار اینست که یک دستگاه پالاینده آب ( دستگاهی که آب را سبک می کند ) تهیه کنید. این دستگاه آب شیر را بوسیله یونهای رزین که در خود دارد فیلتر می کند. آبی که حاصل می شود عاری از نمک و کانی های دیگر است و در واقع آبی است سبک و با سختی صفر.

 

 ( در مورد این دستگاه قبلاً و در مطالب گذشته وبلاگ صحبت شده است که دراینجا نحوه کار آن و چگونگی ساخت نوع دست ساز آن را مروری میکنیم:

درکارگاه های پرورش ماهی معمولاً از این دستگاه برای کاهش سختی آب و در واقع بدست آوردن آبی با سختی صفر ( آب سبک ) استفاده می کنند. این وسیله که داخل آن ماده شیمیایی بنام رزین یا صمغ شیمیایی است املاح اضافی آب را بخود گرفته و آب سبک و صفر درست می کند.  قیمت این دستگاه گران است ولی چون مکانیسم ساده ای دارد می توان نمونه دست ساز آن را ساخت. شمایی از مکانیسم عمل این دستگاه را در شکل زیر می بینید. )

 

 

                                       

 

استفاده از این دستگاه بهترین روش برای پالایش آب و در نهایت بدست آوردن آبی است که مخصوص استفاده در آکواریم می باشد. همانطور که گفته شد بدون داشتن یک آب پالایش شده نیز می توانید PH آب را با مواد مخصوص اینکار کاهش دهید، ولی این تنظیم فقط یک یا نهایتاً دو روز پایدار خواهد ماند و بزودی دوباره به میزان اولیه خود بازخواهد گشت. ضمن اینکه این پایین آمدن و بالا رفتن مجدد PH، خطرناک تر و بدتر ازPH نامناسبی است که شما از ابتدا داشتید.

این را هم باید اضافه کنم که برخی از آکواریم داران برای بدست آوردن آبی با سختی کم، از زغال سنگ استفاده می کنند. با قرار دادن زغال سنگ در فیلتر تصفیه کننده آب و یا قرار دادن یک لایه از آن در زیر بستر آکوراریم می توانید سختی آب خود را کاهش دهید. این تکنیک نیز می تواند بخوبی مؤثر باشد ولی دارای پیچیدگی بیشتری است و کمتر قابل پیش بینی می باشد و احتمالاً بهتر است که آکواریم داران کم تجربه از آن دوری نمایند.

 

من  به شخصه این طور فکر می کنم که بسیار آسانتر است اگر از ماهی هایی استفاده کنید که مناسب PH طبیعی آب آکواریم شما هستند. بخصوص اگر آب آکواریم شما دارای PH بالایی باشد، صدها نوع ماهی وجود دارند که می توانند براحتی در PH 6/6 تا 8/7 زندگی و رشد کنند.

مطمئن باشید که کنترل PH برای مبتدیان، تجربه ای بسیار ناامید کننده است. من حدس می زنم 50% از مشکلاتی که در آکواریمهای جدید روی می دهند نتیجه همین کوشش آکواریم داران مبتدی برای تغییر میزان PH است.البته برخی از آکورایم داران واقعاً نیاز به تنظیم PH دارند و این یک نیاز مبرم برای آنان است ولی برای اکثر آنها همان PH طبیعی آبی که استفاده می کنید می تواند مناسب باشد.

 

در خاتمه برای همه علاقه مندان به این مقوله آرزوی سعادت و موفقیت می نمایم.

انگور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انگور

Grape Seed Extract

انسان در طول هزاران سال از انگور استفاده كرده است. قدمت مصرف انگور به عصر برنز بر مي گردد. شاعر يوناني به نام هومر كه حدود 700 سال قبل از ميلاد مسيح ميزيسته است از شراب تهيه شده از انگور سخن گفته است. از اين ميوه در انجيل هم نام برده شده است و گورها و آثار باستاني مصري علايمي از انگور را روي خود دارند. انسان از انگور استفاده هاي ديگري غير از خوردن يا تبديل آن به شراب و آب انگور كرده است. كارشناسان طب سنتي اروپا صدها سال پيش پمادي را از شيرة موجود در ساقه انگور براي درمان بيماريهاي پوست و چشم تهيه كردند. برگهاي اين گياه خاصيت قابض و انعقادي دارند، بدين معنا كه از آنها براي انعقاد خون، درمان التهاب و درد نظير درد بواسير استفاده شده است. انگور كال (نرسيده) در درمان انواع گلودرد ها و انگور خشك يا كشمش در درمان بيماريهاي تحليل برنده، يبوست و تشنگي مؤثر بوده است. اما انگورهاي گرد رسيده و شيرين داراي تمامي خواص است و در درمان سرطان. وبا، آبله، تهوع، عفونتهاي چشم و بيماريهاي پوست، كليه و كبد مورد استفاده قرار گرفته است.

معرفي گياه

انواع انگور بومي قاره آسيا در مجاورت درياي خزر است، اما به آمريكاي شمالي و اروپا نيز انتقال يافته است، يعني مهاجرين به اروپا انواع انگور را در دهه هاي 1600 به آمريكاي شمالي انتقال دادند. درخت انگور داراي برگهاي دشت و كنگره دار بوده و پوسته ريشه آن كنده ميشود. ميوه انگور مي تواند سبز، قرمز يا ارغواني رنگ باشد.

تركيبات گياه

امروزه ما بنا به علاقه به انگور يا كشمش، آنها را مصرف مي كنيم و به همين دليل شراب يا آب انگور نيز مصرف ميشود. اما در سال 1970 يك بيوشيميست فرانسوي ا تخم (دانه) انگور ماده اي را استخراج كرد كه در بهبود جريان خون مؤثر بود. اين ماده "اليگومريك پروآنتوسيانيدين OPC" ناميده ميشود. اين ماده سبب كاهش ميزان التهاب ميشود و حتي از بيماري قلبي نيز پيشگيري مي كند. اين ماده در زمره يكي از مواد موجود در آب انگور قرمز و شراب قرمز است كه خواص پيشگيرانه آن در قبال بيماري قلبي به اثبات رسيده است. انگور بنا به وجود اين ماده در آن امروزه نه تنها به خاطر فرآورده هاي غذايي و نوشيدني شناخته شده اش بلكه به عنوان منبع اينگونه عناصر فعال درماني اش كشت و پرورش داده ميشود. 'اليگومريك پروآنتوسيانيدين" اول و مهمتر از همه خاصيت ضد اكسيد دارد كه به بدن كمك مي كند تا حملاتي را كه نهايتاً سبب بيماري مي شوند (عوامل استعمال دخانيات و مواد شيميايي زيست محيطي)، دفع كند. اين نوع مواد از طيف گسترده دفع كنندگان فشار روحي متمايز هستند. ضد اكسيد كننده ها يا ژنهاي تطبيق شدني (آداپتوژنها)، همچنين از خستگي فيزيكي و روحي شما را رها و پس از رفع بيماري نيز شما را كمك مي كنند. هم ضداكسيدها و هم آداپتوژنها ما را كمك مي كنند تا حداقل از دو عامل بزرگ مرگ و مير به نام بيماري قلبي - عروقي و سرطان اجتناب ورزيم. خواص "ضد اكسيد"اليگومريك پروآنتوسيانيدين (OPC)"
مي تواند در پيشگيري از بيماري قلب - عروق نيز مؤثر واقع گردد. برخي تحقيقات به عمل آمده مؤيد اين است كه اين ماده مي تواند روند تشكيل پلاكها در رگها را كاهش دهد و در تشكيل و ترميم بافت آسيب ديده رگها مؤثر باشد.

اگر از سابقه خانوادگي ابتلا به بيماري قلبي- عروقي رنج مي بريد، مي توانيد مصرف اليگومريك پروآنتوسيانيدين را مدنظر قرار دهيد. نارسايي مزمن سياهرگها دليل ديگر مصرف اين ماده است كه در اين ميان مي توان به عوارضي نظير اختلال بينايي ناشي از نفروپاتي ديابتي يا دژنراسيون قرنيه اشاره داشت. اينگونه مصارف ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين را تحقيقات كلينيكي نيز تأييد كرده است. كاربردهاي آتي اين ماده ممكن است مواردي نظير معالجه سندرم پيش قاعدگي و متوقف كردن التهاب صورت در پي عمل جراحي را نيز در بر گيرد. اين ماده در كاهش ميزان ناراحتي سينه و درد مفاصل و پاها كه گاهي در پي نسدرم پيش قاعدگي عارض ميشود مؤثر بوده است و مدت زمان بهبود از جراحي پلاستيك را كاهش داده است. خواص ضد توموري اين ماده نيز به اثبات رسيده است.

اشكال موجود

عصاره دانه انگور به صورت عصاره مايع يا در قالب انواع كپسول و قرص موجود است. براي اهداف درماني از فرآورده هاي استاندارد حاوي 95 درصد محتوي ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين استفاده كنيد.

نحوه مصرف

نتايج تحقيقات و آزمايشهاي باليني نشان مي دهد كه مادة اليگومريك پروآنتوسيانيدين موجود در دانه انگور در درمان مشكلات نابينايي و همچنين نارسايي مزمن سياهرگي و علايم آن، ميناي دندان و اختلالات جريان خون مؤثر واقع ميشود.

براي پيشگيري از پلاكهاي رگها، اختلالات بينايي و ساير حالات روزانه 50 ميلي گرم عصاره استاندراد آن گياه را مصرف كنيد.

براي درمان بيماري خاص، مصرف روزانه 150 تا 300 ميلي گرم توصيه ميشود ليكن از مصرف خوسرانه اجتناب ورزيد و با پزشك معالج خود مشورت كنيد.

نكات احتياطي

امروزه نكات احتياطي در مورد مصرف ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين به نظر نمي رسد. اين ماده خيلي سالم و بي خطر است.

تداخل هاي احتمالي

هيچگونه عارضه و تداخلي از مصرف ماده مذكور گزارش نشده است چون ماده مزبور خيلي جديد است و روي جريان خون و شريانهاي خوني اثر مي گذارد به طور مستند طيف وسيعي از بيماريها و تداخل گياه - دارو دور از انتظار نيست. سعي كنيد با پزشك معالج خود و پيشرفتهاي به عمل آمده در تحقيقات مربوط به عصاره انگور به ويژه در صورت ابتلا به ديابت يا ساير ناراحتيهاي جدي نظير تخريب قرنيه يا ورم لنفاوي در ارتباط باشيد.

 

تمکن

تعریف تمکن : طرز گرار گرفتن تخمک در درون تخمدان را تمکن میگویند  

تخمدانها که از یک یا چند برچه (carpel) متحد شده اند تشکیل میگردد و تخمکها بر حسب انواع گلها

به اشکال مختلف در برچه های تخمدان ظاهر میگردد .  

۱) تمکن کناری یا حاشیه ای (marginal) : مانند تیره نخود (Leguminosae)

۲) تمکن محوری ( axile) : تخمکها از اتصال دیواره مشترک برچه ها خارج میگردد مانند گیاهان

تیره لاله( Liliaceae) و زنبق ( Iridaceae)

3) تمکن جانبی (parietal)  : که تخمکها در کناره تخمدان قرار گرفته اند مانند بنفشه (viola)

و شب بو .

4) تمکن پایه ای (Basal) : معولا یک تخمک در کف تخمدان قرار

 گرفته است . مانند علف هفت بند 

(polygonum)    

5) تمکن مرکزی ( centeral) : در این نوع تمکن تخمدان دارایی محوری در وسط میباشد

که تخمکها  بر روی آن قرار دارند مثل میخک ( Dianthus) از تیره میخک ( Caryophyllaceae)

۶) تمکن مرکزی آزاد (free centeral)  :  در این نوع تمکن محور وسط تخمدان آزاد می باشد و

تخمکها بر روی آن قرار دارند مانند پامچال ( primula )  از خانواده پامچال ( primulaceae)

۷) تمکن سطحی ( Laminale) :  تخمکها در تمام سطح پهنک برچه ای پخش میگردد مانند تیره

نیلوفر آبی ( Nymphaceae )  

ساقه2

                                                                     ساقۀ درختی از خانوادۀ بید                             

نگاه اجمالی

شکل کلی ساقه مخروطی شکل است. یعنی در ناحیه که در سطح خاک قرار دارد. قطر بیشتری دارد و در انتها باریک است. بعضی از گیاهان نیز ساقه استوانه‌ای دارند. ساقه در زندگی گیاه نقشهای مختلف و بسیار مهمی دارد که عبارتند از : نگهداری ، هدایت ، تولید بافتهای جدید ، اندوختن مواد نورساختی (فتوسنتز) را بر عهده دارند. ساقه به گیاه استحکام می‌بخشد و برگها را بوسیله شاخه‌ها در سطوح مختلف نگه می‌دارد. گل و میوه نیز به گونه‌ای روی شاخه‌ها قرار دارند. ساقه مسیر انتقال آب و نمکهای کانی از ریشه به برگهاست.

ساقه برخی گیاهان قادر است مواد گوناگون را در بافتهای خود ذخیره کند. مثلا ساقه نیشکر ، قند و ساقه زیرزمینی سیب زمینی نشاسته و ساقه گون ، کتیرا را ذخیره می‌کند. ساقه با تولید بافتهای جدید در رشد طولی و قطری آن نقش دارد. یاخته‌های سطحی یاخته‌های جوان که دارای سبزینه‌‌اند می‌توانند همانند برگ عمل نورساخت (فتوسنتز) را انجام دهند. اما این نقش در زندگی گیاه اهمیت چندانی ندارد. ساقه‌ها عموماً از لحاظ بافت نگاهدارنده غنی هستند اما ساقه‌های آبی نیازی به بافت نگهدارنده ندارند، از اینرو نرم اند.

تقسیم بندی ساقه

ساقه‌ها را از نظر محیط زندگی به سه نوع تقسیم می‌کنند. ساقه‌های آبی ، ساقه‌های هوایی و ساقه‌های زیرزمینی. ساقه‌های هوایی و زیرزمینی بر حسب طول عمر ، نوع گیاه و نیاز به حفاظت در برابر تغییرات اقلیمی محیط و نحوه رشد به چند نوع تقسیم می‌کنند.

شکل ظاهری ساقه

روی یک شاخه معمولا بخشهایی دیده می شوند که عبارتند از :

جوانه انتهایی : در نوک شاخه و ساقه قرار دارد. جوانه جانبی یا محوری : در محور برگ یا در زاویه بین برگ و شاخه وجود دارد.

جوانه فرعی : در نواحی گره روی جوانه محوری یا در یکی از دو طرف آن قرار گرفته‌اند و رشد نمی‌کنند مگر اینکه جوانه محوری از میان برود و فقط در بعضی گونه‌ها وجود دارد.

جوانه نابجا : گاهی جوانه‌ها در محلی غیر از گره‌های ساقه (بین موگره ساقه، یا حتی روی ریشه و برگ) بوجود می‌آیند که آنها را جوانه نابجا گویند.

اثر برگ : در پایین هر جوانه جانبی هر جوانه جانبی اثری است که محل اتصال برگ افتاده را نشان می‌دهد. اثر دسته آوند : در پایین هر جوانه جانبی اثر افتهای آوندی هم دیده می‌شود. این بافتها رابط ساقه و برگ و جوانه بوده‌اند.


گره : محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه با بافتهای آوندی ساقه گره نام دارد. میانگره : فاصله بین دو گره مجاور را میانگره می نامند.


عدسک : در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده می‌شود که ((تبادل گازی در گیاهان|تبادل گازی بین بخش درونی ساقه با محیط پیرامون آنرا امکانپذیر می‌سازد. و در ساقه‌های مسن دیده می‌شود.

انواع جوانه‌ها

به لحاظ استقرار به روی ساقه شامل : جوانه انتهایی ، جانبی ، فرعی و نابجا تقسیم می‌شوند و به لحاظ اندامی که تولید می‌کنند شامل جوانه گل ، برگ ، مرکب.

ساقه‌های چوبی در ساقه‌های چوبی مانند گردو در نوک شاخه جوانه‌ای به نام جوانه انتهایی و در طول شاخه آن جوانه‌های جانبی وجود دارد و در پایین هر جوانه اثر آوند و اثر برگ دیده می‌شود. در طول ساقه‌های چوبی در محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه گره وجود دارد و در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده می‌شود.

جوانه از یاخته‌های مرسیتمی تشکیل شده است. این یاخته‌ها در برابر عوامل نامساعد محیط بسیار حساس‌اند و نیاز به محافظت دارند به همین مناسب اغلب جوانه‌ها از برگهای تغییر شکل یافته‌ای به نام پولک تشکیل شده‌اند. جوانه های گیاهان علفی و معدودی از گیاهان چوبی پولکهای حفاظتی ندارند و آنها را جوانه برهنه می نامند.

ساقه گیاهان دو لپه‌ای علفی ساختار ظاهری این گیاهان شبیه به ساقه جوان گیاهان چوبی است. اما جوانه‌ها برهنه و در سراسر عمر گیاه فعال‌اند. برگهای این گیاهان نمی‌ریزند و در نتیجه اثر برگها و اثر بافتهای آنها روی ساقه دیده نمی‌شود.

ساقه گیاهان تک لپه‌ای ذرت و نخل دو نمونه از گیاهان تک لپه‌ای هستند. ذرت تک لپه‌ای علفی است که ساقه آن از نیام برگها پوشیده شده است. اگر نیام را جدا کنیم در ساقه آن گره و میانگره دیده می‌شود ساقه در محل گره‌ها کمابیش تخم مرغی شکل و در یک نقطه فرورفته است.

ساقه نخلها دارای جوانه انتهایی مخروطی شکل بسیار بزرگند. که برگهای جدید و گل از آن تولید می‌شوند. اگر نقطه رشد انتهایی آسیب ببیند گیاه می‌میرد. برگها نزدیک به هم در بالای ساقه تولید می‌شوند در نتیجه میانگره‌ها کوتاهند. در ساقه نخل جوانه ، گره و میانگره بوضوح دیده نمی‌شوند. ساقه نخل رشد قطری ندارد و قطر آن از بالا به پایین یکسان است. علت قطور بودن ساقه نخل بزرگ شدن یاخته‌ای پارانشیمی ساقه و تمرکز ماده چوب و سایر مواد دیگر در دیواره‌های آنهاست.

ساقه‌های تغییر شکل یافته

تغییر شکل ساقه اغلب با تغییر نقش آن همراه است. در هر حال ساقه با هر شکل و نقشی ویژگیهای ساختاری خود را داراست. یعنی گره ، میانگره و بافتهای مشخصی دارد. مهمترین ساقه‌های تغیر شکل یافته عبارتند از :

ساقه هوایی خزنده این ساقه‌ها عموما در سطح زمین بطور افقی رشد می‌کنند و دارای میانگره بلندند (توت فرنگی). برگها ریز و پولک مانند و برگ و گل در گره‌های معین یا در محل گره‌های که با زمین تماس حاصل می‌کنند تولید می‌شود.

ساقه زیرزمینی این ساقه‌ها اندامهای ذخیره‌ای گیاه بشمار می‌روند. با استفاده از مواد ذخیره‌ای که در طی سال اول در آنها جمع می‌شود ساقه هوایی جدیدی در سال بعد رشد می‌کند. ساقه‌های زیرزمینی به شکل ریزوم ، غده پیاز (سوخ) دیده می‌شود. در ریزوم ساقه‌ها استوانهای شکل‌اند و در زیر زمین بطور افقی رشد می‌کنند این ساقه‌ها باریک و گوشتی و دارای اندوخته غذایی هستند. ساقه‌ها دارای گره ، میانگره ، برگهای متعددند. جوانه‌ها در پایه برگهای پولکی اندامهای هوایی را تولید می‌کنند و در گونه‌های زنبق انتهای در حال رشد ریزوم برگ و گل تولید می کند. ریشه در محل گرهها تولید می شود.

در ساقه های غده ای انتهای متورم ریزوم را غده می‌نامند. سیب زمینی یک غده است. بوته سیب زمینی سه نوع ساقه دارد: ساقه‌های هوایی معمولی ، ریزوم باریک و انتهای متورم آن همان غده است. غده سیب زمینی دارای گره ، میانگره ، جوانه جانبی و یک جوانه انتهایی است. گروهی از جوانه‌ها یک چشم را تشکیل می‌دهند. چشمهای بر روی غده به وضع مارپیچی قرار دارند. هر چشم موقعیت یک گره را نشان می‌دهد. و در ساقه پیازی ساقه‌ها کوتاه و ضخیم‌اند، بطور افقی رشد می‌کنند و غذای اندوخته یا در ساقه کوتاه مثل گلایول و سیکلامن یا در پولکهای برگ مانند اطراف آن مثل نرگس جا دارند.

ساقه پیچنده یا پیچکها ساقه پیچنده دراز و باریک است و بافت استحکامی دارد. در تماس با هر یک تکیه گاه به دور آن می‌پیچند مانند پیچک انگور ، نیلوفر ، چسبک ، پیچکها در بخش انتهایی خود رشد سریع دارند.

ساقه برگ نما به شکل ظاهری ساقه برگ نما همانند برگ است. این ساقه‌ها سبز رنگند و نقش برگ را هم انجام می‌دهند و سطح این ساقه‌ها ممکن است گل ، میوه و برگ بطور موقت ظاهر شود. مانند کوله‌خاس ، مارچوبه.

ساقه گوشتی در عده ای از گیاهان فرایند ساختن غذا محدودی به ساقه می‌شود، زیرا برگها بسیار تحلیل رفته‌اند. این گیاهان در مواقع بارندگی مقدار قابل ملاحظه‌ای آب را در ساقه گوشت‌دار خود ذخیره می‌کنند و در فصلهای بی‌آبی از آن استفاده می‌کنند. ساقه گیاهان کاکتوس ، فرنیون ، علف شیر از جمله‌اند.

ساقه خارنما اغلب خارهای گیاهان ، ساقه تغییر شکل یافته یا زایده ساقه‌اند. اما خارهایی که از تغییر شکل برگها حاصل شده‌اند در بعضی گیاهان مانند زرشک و اقاقیا دیده می‌شوند. نمونه ساقه خارنما در گیاه خار مصری و لالیک دیده می‌شوند. سطح خارها دارای برگ است که دلیلی است بر ساقه بودن خار.

ساقه‌های چوبی

به لحاظ استقرار به روی ساقه شامل : جوانه انتهایی ، جانبی ، فرعی و نابجا تقسیم می‌شوند و به لحاظ اندامی که تولید می‌کنند شامل جوانه گل ، برگ ، مرکب.

ساقه‌های چوبی

در ساقه‌های چوبی مانند گردو در نوک شاخه جوانه‌ای به نام جوانه انتهایی و در طول شاخه آن جوانه‌های جانبی وجود دارد و در پایین هر جوانه اثر آوند و اثر برگ دیده می‌شود. در طول ساقه‌های چوبی در محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه گره وجود دارد و در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده می‌شود.

جوانه از یاخته‌های مرسیتمی تشکیل شده است. این یاخته‌ها در برابر عوامل نامساعد محیط بسیار حساس‌اند و نیاز به محافظت دارند به همین مناسب اغلب جوانه‌ها از برگهای تغییر شکل یافته‌ای به نام پولک تشکیل شده‌اند. جوانه های گیاهان علفی و معدودی از گیاهان چوبی پولکهای حفاظتی ندارند و آنها را جوانه برهنه می نامند.

ساقه گیاهان دو لپه‌ای علفی

ساختار ظاهری این گیاهان شبیه به ساقه جوان گیاهان چوبی است. اما جوانه‌ها برهنه و در سراسر عمر گیاه فعال‌اند. برگهای این گیاهان نمی‌ریزند و در نتیجه اثر برگها و اثر بافتهای آنها روی ساقه دیده نمی‌شود.

ساقه گیاهان تک لپه‌ای

ذرت و نخل دو نمونه از گیاهان تک لپه‌ای هستند. ذرت تک لپه‌ای علفی است که ساقه آن از نیام برگها پوشیده شده است. اگر نیام را جدا کنیم در ساقه آن گره و میانگره دیده می‌شود ساقه در محل گره‌ها کمابیش تخم مرغی شکل و در یک نقطه فرورفته است.

ساقه نخلها

دارای جوانه انتهایی مخروطی شکل بسیار بزرگند. که برگهای جدید و گل از آن تولید می‌شوند. اگر نقطه رشد انتهایی آسیب ببیند گیاه می‌میرد. برگها نزدیک به هم در بالای ساقه تولید می‌شوند در نتیجه میانگره‌ها کوتاهند. در ساقه نخل جوانه ، گره و میانگره بوضوح دیده نمی‌شوند. ساقه نخل رشد قطری ندارد و قطر آن از بالا به پایین یکسان است. علت قطور بودن ساقه نخل بزرگ شدن یاخته‌ای پارانشیمی ساقه و تمرکز ماده چوب و سایر مواد دیگر در دیواره‌های آنهاست.

ساقه‌های تغییر شکل یافته

تغییر شکل ساقه اغلب با تغییر نقش آن همراه است. در هر حال ساقه با هر شکل و نقشی ویژگیهای ساختاری خود را داراست. یعنی گره ، میانگره و بافتهای مشخصی دارد. مهمترین ساقه‌های تغیر شکل یافته عبارتند از :

ساقه هوایی خزنده

این ساقه‌ها عموما در سطح زمین بطور افقی رشد می‌کنند و دارای میانگره بلندند (توت فرنگی). برگها ریز و پولک مانند و برگ و گل در گره‌های معین یا در محل گره‌های که با زمین تماس حاصل می‌کنند تولید می‌شود.

ساقه زیرزمینی

این ساقه‌ها اندامهای ذخیره‌ای گیاه بشمار می‌روند. با استفاده از مواد ذخیره‌ای که در طی سال اول در آنها جمع می‌شود ساقه هوایی جدیدی در سال بعد رشد می‌کند. ساقه‌های زیرزمینی به شکل ریزوم ، غده پیاز (سوخ) دیده می‌شود. در ریزوم ساقه‌ها استوانهای شکل‌اند و در زیر زمین بطور افقی رشد می‌کنند این ساقه‌ها باریک و گوشتی و دارای اندوخته غذایی هستند. ساقه‌ها دارای گره ، میانگره ، برگهای متعددند. جوانه‌ها در پایه برگهای پولکی اندامهای هوایی را تولید می‌کنند و در گونه‌های زنبق انتهای در حال رشد ریزوم برگ و گل تولید می کند. ریشه در محل گرهها تولید می شود.

در ساقه های غده ای انتهای متورم ریزوم را غده می‌نامند. سیب زمینی یک غده است. بوته سیب زمینی سه نوع ساقه دارد: ساقه‌های هوایی معمولی ، ریزوم باریک و انتهای متورم آن همان غده است.
غده سیب زمینی دارای گره ، میانگره ، جوانه جانبی و یک جوانه انتهایی است. گروهی از جوانه‌ها یک چشم را تشکیل می‌دهند. چشمهای بر روی غده به وضع مارپیچی قرار دارند. هر چشم موقعیت یک گره را نشان می‌دهد. و در ساقه پیازی ساقه‌ها کوتاه و ضخیم‌اند، بطور افقی رشد می‌کنند و غذای اندوخته یا در ساقه کوتاه مثل گلایول و سیکلامن یا در پولکهای برگ مانند اطراف آن مثل نرگس جا دارند.

ساقه پیچنده یا پیچکها

ساقه پیچنده دراز و باریک است و بافت استحکامی دارد. در تماس با هر یک تکیه گاه به دور آن می‌پیچند مانند پیچک انگور ، نیلوفر ، چسبک ، پیچکها در بخش انتهایی خود رشد سریع دارند.

ساقه برگ نما

به شکل ظاهری ساقه برگ نما همانند برگ است. این ساقه‌ها سبز رنگند و نقش برگ را هم انجام می‌دهند و سطح این ساقه‌ها ممکن است گل ، میوه و برگ بطور موقت ظاهر شود. مانند کوله خاس ، مارچوبه.

ساقه گوشتی

در عده ای از گیاهان فرایند ساختن غذا محدودی به ساقه می‌شود، زیرا برگها بسیار تحلیل رفته‌اند. این گیاهان در مواقع بارندگی مقدار قابل ملاحظه‌ای آب را در ساقه گوشت‌دار خود ذخیره می‌کنند و در فصلهای بی‌آبی از آن استفاده می‌کنند. ساقه گیاهان کاکتوس ، فرنیون ، علف شیر از جمله‌اند.

ساقه خار نما

اغلب خارهای گیاهان ، ساقه تغییر شکل یافته یا زایده ساقه‌اند. اما خارهایی که از تغییر شکل برگها حاصل شده‌اند در بعضی گیاهان مانند زرشک و اقاقیا دیده می‌شوند. نمونه ساقه خار نما در گیاه خار مصری و لالیک دیده می‌شوند. سطح خارها دارای برگ است که دلیلی است بر ساقه بودن خار.

مباحث مرتبط با عنوان

انتقال آب در گیاهان

ساقه

مقدمه

ساقه دارای رشد طولی و رشد قطری است. تمام ساقه‌ها رشد طولی دارند ولی رشد قطری در همه آنها دیده نمی‌شود. هر دو نوع رشد نتیجه تقسیم یاخته‌های مریستمی و تولید یاخته‌های جدید است. رشد طولی مقدم بر رشد قطری است. و در ساقه‌هایی که دارای هر دو نوع رشدند ابتدا رشد طولی را آغاز می‌کنند. بهمین دلیل رشد طولی و رشد نخستین و رشد قطری را رشد پسین می‌نامند.

پیدایش بافتهای نخستین ساقه

در مریستم ساقه سه نوع بافت مریستم نخستین به نامهای پروتودرم ، مریستم زمینه ، و پروکامبیوم تشخیص داده می‌شوند. این سه نوع بافت چند میلیمتر پایین‌تر از مریستم انتهایی قرار دارند و مستقیما از تمایز یاخته‌های مریستم انتهایی بوجود می‌آیند. از تمایز این سه بافت به ترتیب جدول زیر پدید می‌آیند.
پروتودرم بشره را تولید می‌کند.
مریستم زمینه بافتهای نخستین پوست، مغز، و اشعه مغزی را تولید می‌کند.
پروکامبیوم ابتدا بافتهای چوبی و آبکشی نخستین را بوجود می‌آورد و بعدها کامبیوم آوندی را تولید می‌کند. پروکامبیوم از خارج آوندهای آبکشی و از داخل آوندهای چوبی را ایجاد می‌کند.

ساختار بافتهای نخستین دو لپه‌ایها و بازدانگان

بشره پوست آندودرم استوانه مرکزی مغز و اشعه مغزی


بشره شامل یک ردیف یاخته‌های بدون کلروپلاست و نشاسته‌ای پوست ناحیه استوانه‌ای است که بین بشره و استوانه مرکزی قرار دارد. و معمولا از بافت پارانشیم بوجود آمده است. آندودرم از یک لایه یاخته تشکیل شده است که استوانه‌ای تو خالی را تشکیل می‌دهد در یاخته‌های معمولی آندودرم نوارهای محتوی چوب و چوب پنبه به صورت نوار کاسپار دیده می‌شود. آندودرم ساقه چندان واضح دیده نمی‌شود. استوانه مرکزی به صورت استوانه‌ای پوسته یا گسسته درون پوست قرار دارد.

و استوانه مرکزی
بافت آبکشی و بافت چوبی وجود دارد که بافت آبکشی معمولا در خارج قرار می‌گیرد و شامل یاخته‌های آبکشی ، یاخته‌های همراه ، فیبرو پارانشیم است و دیگری بافت چوبی که در داخل قرار دارد شامل یاخته‌های چوبی ، تراکئید ، فیبروپارانشیم است. در حالتی که استوانه مرکزی یکپارچه نیست، هر نوار یک دسته آوندی خوانده می‌شود بین آوندهای آبکش و آوندهای چوبی ساقه دو لپه‌ایهای چوبی و بازدانگان بافت کامبیوم آوندی در یک لایه قرار دارد. بخش بیرونی استوانه مرکزی را دایره محیطی تشکیل می‌دهد. مغز بخشی کم و بیش استوانه‌ای است که در مرکز ساقه قرار دارد. و از بافت پارانشیم تشکیل شده و انشعابات آن بنام اشعه مغزی فواصل بین آوندها را پر می‌کند.

ساختار نخستین تک لپه‌ایها

در ساقه علفی تک لپه‌ایها بافتهای چوبی و آبکشی بصورت دستجات آوندی پراکنده‌اند و تراکم آنها در نزدیکیهای پیرامون ساقه بیشتر است. بافت چوبی اغلب در سمت درونی ساقه و در زیر بافت آبکشی مربوط قرار دارد. آوندهای چوبی و آبکشی توسط بافتی بنام غلاف آوندی احاطه شده‌اند. مغز اکثرا تحلیل رفته است به علت عدم رشد پسین کامبیوم ندارند. و در بافتهایی مانند نخل ساقه کلفت می‌شود اما چوبی نیست.

پیدایش بافتهای پسین در ساقه

رشد پسین در اثر فعالیت کامبیوم چوب آبکش صورت می‌گیرد این لایه بافت آبکشی پسین را بطرف خارج و بافت چوبی را پسین را بطرف داخل تولید می‌کند. افزایش قطری ساقه سبب ایجاد شکافهایی در بشره و پوست می‌گردد در این صورت نقشهای حفاظتی و ذخیره‌ای بشره و پوست بوسیله بافتهای چوب پنبه و فلودرم انجام می‌گیرد. این بافتها از کامبیوم فلوژن حاصل می‌شود.

ساختار درونی پسین ساقه دو لپه‌ایهای چوبی و بازدانگان

کامبیوم چوب آبکش بطرف خارج آبکش پسین را تولید می‌کند و بطرف داخل بافت چوبی پسین را تولید می‌کند تناوب فعالیت کامبیوم چوب آبکش سبب ایجاد چوبهای بهاره و تابستانه می‌شود. که در مجموع حلقه سالاسه را بوجود می‌آورند سن درخت را می‌توان با شمارش حلقه در سطح مقطع تنه درخت تعیین کرد. با افزایش سن درخت ویژگیهای چوب قسمت مرکزی ساقه تغییر می‌کند و نقش هدایت شیره خام را از دست می‌دهد این چوب سخت‌تر و تیره‌تر از چوب پیرامون است و آن را قلب چوب می‌نامند. چوب پیرامونی قلب چوب تغییر نمی‌کند و همچنان هدایت شیره خام را بر عهده دارد و چوب پیرامونی را چوب شیره بر می‌نامند.

بیوتکنولوژی در باغبانی

کاربرد بیوتکنولوژی در باغبانی

با افزایش جمعیت در دنیا، نیاز به افزایش تولید میوه و سبزى نیز به همان نسبت وجود دارد. چگونه مى توان این نسبت را متوازن نمود و تولیدات باغبانى را با افزایش جمعیت، افزایش داد؟ تکنیک هاى سنتى به نژادى گیاهان، پیشرفت هاى قابل توجهى را در اصلاح ارقام با پتانسیل بالا به وجود آورده اند ولى این تکنیک ها قادر نیستند میزان تولید میوه ها و سبزى ها را نسبت به افزایش تقاضا براى این محصولات در کشورهاى در حال توسعه بالا ببرند. لذا یک نیاز فورى به استفاده از بیوتکنولوژى براى سرعت دادن به توسعه برنامه هاى اجرایى احساس مى شود. ابزارهاى بیوتکنولوژى در تمام برنامه هاى به نژادى محصولات باغبانى با اصلاح ارقام جدید گیاهى، مهیا نمودن مواد مناسب کشت، حشره کش هاى انتخابى موثرتر و کودهایى با کارایى بالاتر، مورد استفاده و نیاز هستند. اکثر میوه ها و سبزى هاى موجود در بازار کشورهاى توسعه یافته، به صورت ژنتیکى دستکارى شده اند. بیوتکنولوژى مدرن، طیف وسیعى از موجودات زنده یا مواد حاصل از میکروارگانیسم ها را در ساختن یا تغییر یک فرآورده جهت اصلاح گیاهان یا حیوانات و یا اصلاح میکروارگانیسم هایى براى کاربردهاى خاص در بر گرفته و مورد استفاده قرار مى دهد. بیوتکنولوژى یک جنبه جدیدى از بیولوژى و علوم کشاورزى است که ابزار و راهکارهاى جدیدى را بر حل مشکلات متفرقه تولید غذا در دنیا مهیا مى سازد. عمده ترین کاربردهاى بیوتکنولوژى جهت اصلاح و بهبود محصولات باغبانى عبارتند از:۱- کشت بافت. ۲- مهندسى ژنتیک. ۳- شناساگرهاى مولکولى. ۴- مارکرهاى مولکولى. ۵- تولید و توسعه میکروب هاى مفید

 • کشت بافت یکى از کاربردهاى وسیع بیوتکنولوژى در زمینه کشت بافت، به ویژه ریز ازدیادى است. این تکنیک یکى از مهمترین تکنیک هاى مورد استفاده براى ازدیاد غیرجنسى سریع گیاهان در درون شیشه (In vitro) به حساب مى آید. تکنیک کشت بافت از نظر زمان و فضاى مورد استفاده براى تولید انبوهى از گیاهان عارى از بیمارى بسیار مقرون به صرفه است. همچنین انتقال منابع با ارزش گیاهى (ژرم پلاسم) از نواحى بومى گیاهان به اقصى نقاط دنیا با کشت بافت میسر و تسهیل شده است. این در حالى است که روش سنتى قادر به پاسخگویى و تامین مواد گیاهى مورد نیاز جهت تقاضاهاى موجود نیست. تولید گیاهان عارى از ویروس با تکنیک کشت مریستم (نقاط رشدى در نوک ساقه و ریشه گیاهان) در اکثر محصولات باغبانى امکان پذیر شده است. تکنیک نجات جنین (رویان) یکى دیگر از کاربردهاى کشت بافت است که به نژادگران گیاهى را ساخته است تا از سقط جنین هاى گیاهى در اثر عوامل مختلف پیشگیرى نمایند. کشت جنین هاى نجات یافته در مراحل مناسب نمو، مى تواند مشکل ناسازگارى پس از تشکیل تخم را حل نماید. این تکنیک در گونه هاى باغبانى مشکل دار بسیار موثر بوده است. اکثر گونه هاى بقولات مناطق خشک به طور موفقیت آمیزى از طریق کشت لپه ها، محور زیرلپه اى (هیپوکوتیل)، برگ، تخمدان، پروتوپلاست، دمبرگ، ریشه، بساک و... باززایى مى شوند. تولید گیاهان هاپلوئید (n _ کروموزومى) از طریق کشت گرده یا بساک یکى از کاربردهاى مهم کشت بافت در به نژادى گیاهان است. این تکنیک بسیار سریع بوده و از نظر اقتصادى غیرمقرون به صرفه است. هموزیگوتى کامل نتایج به گزینش فنوتیپ ها براساس خصوصیات کمى و کیفى توارث یافته کمک مى کند و باعث تسهیل در به نژادى، ایزولاسیون موفق، کشت و ترکیب پروتوپلاست هاى گیاهى مى شود و در انتقال نر عقیمى سیتوپلاسمى جهت دستیابى به گیاهان هیبریدقوى، از طریق ترکیب میتوکندریایى بسیار مفید و موثر است و کارایى زیادى در انتقال ژنتیکى در گیاهان دارد. حفاظت درون شیشه اى ژرم پلاسم ها در محیط هاى کشت آماده و روش هاى جایگزین جهت غلبه بر مشکلات مدیریتى منابع ژنتیکى در محصولاتى که به طور غیرجنسى تکثیر مى شوند و گیاهانى که هتروزیگوتى بالایى دارند و ذخیره بذر مناسبى ندارند، از اهمیت زیادى برخوردار شده است. در برخى از محصولات خاص، حفاظت درون شیشه اى، راحت و بسیار موثر است. این تکنیک ها به طور موفقیت آمیزى در مورد محصولات باغبانى به کار گرفته شده و در مراکز مختلف جمع آورى ژرم پلاسم، شناخته شده هستند. ژرم پلاسم درون شیشه اى همچنین تبادل مواد گیاهى عارى از آفت و بیمارى را تضمین نموده و به قرنطینه بهتر آنها کمک مى کند.به نژادگران گیاهى به طور ممتد در حال تحقیق بر روى تغییرات ژنتیکى جدیدى هستند که کارآیى بالایى در اصلاح ارقام جدید دارند. برخى از گیاهان باززایى شدند. از طریق کشت بافت، اغلب تنوع فنوتیپى غیرمعمول و جدیدى را نسبت به فنوتیپ گیاه اصلى و مادرى از خود نشان مى دهند. چنین تنوعى را، تغییرات سوماکلونال (Somaclonal) مى نامند که مى تواند قابل توارث و تثبیت باشد و در نسل بعدى دیده شود. همچنین، تغییرات ممکن است اپى ژنتیکى باشند و در تولید مثل جنسى (ازدیاد جنسى) دیده نشوند. تغییرات قابل توارث براى به نژادگرهاى گیاهى بسیار مفید هستند.

 • مهندسى ژنتیک در گیاهان مهندسى ژنتیک در سه مرحله اصلى زیر دخالت دارد: ۱- شناسایى و جدا کردن ژن هاى مطلوب براى انتقال. ۲- سیستم رهاسازى جهت وارد کردن ژن مطلوب به داخل سلول هاى پذیرنده. ۳- بیان اطلاعات ژنتیکى جدید در سلول هاى پذیرنده. با استفاده از تکنیک هاى مهندسى ژنتیک، ژن هاى مفید زیادى به داخل گیاهان وارد شده و باعث توسعه گیاهان تغییر یافته ژنتیکى (گیاهان تراریخته) گردیده است. در این گیاهان DNA خارجى به طور ثابت الحاق یافته و فرآورده ژنى مناسبى را باعث مى شود. گیاهان تراریخته وسعتى در حدود ۶/۵۲ میلیون هکتار را در کشورهاى صنعتى و در حال توسعه تا سال ۲۰۰۱ به خود اختصاص داده اند. ژن ها براى دستیابى به خصوصیات مفید زیر به داخل محصولات گیاهى وارد مى شوند. مقاومت به علف کش ها: گیاهان تراریخته مقاوم به علف کش ها این امکان را براى کشاورزان به وجود آورده اند که بدون صدمه به گیاه اصلى، جهت از بین بردن علف هاى هرز از علف کش هاى مختلف استفاده کنند. اکثر گیاهان مقاوم به علف کش ها در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، سیب زمینى، سویا، کتان، ذرت، خردل روغنى، اطلسى و امثال آن به وجود آمده اند. گلیفوسات (Glyphosate) یکى از قوى ترین علف کش هایى است که براى طیف وسیعى از گیاهان با نام تجارى رانداپ (Round up) در حال استفاده است. گلیفوسات با بلوکه کردن یک آنزیم ۵-انول پروویل شیکیمات -۳-فسفات سنتاز (EPSPS) که در بیوسنتز اسیدهاى آمینه حلقوى نظیر تیروزین، فنیل آلانین و تریپتوفان نقش دارد، منجر به از بین رفتن علف هاى هرز مى شود. اسیدهاى آمینه مواد سازنده پروتئین ها هستند. گیاهان تراریخته مقاوم به گلیفوسات که حاوى ژن EPSPS هستند به مقادیر زیادى آنزیم مورد نظر را تولید کرده و در برابر اثرات گلیفوسات از خود مقاومت نشان مى دهند. قابل ذکر است که این علف کش یک علف کش عمومى است و تمام گیاهان را از بین مى برد. تعدادى از آنزیم هاى سم زدا در گیاهان و میکروب ها شناسایى شده اند از جمله آنزیم گلوتاتیون _ اس _ ترانسفور (GST) در ذرت و گیاهان دیگر، اثرات سمى علف کش بروموکسینیل (Bromoxynil) را خنثى مى کند و همچنین آنزیم فسفینوتریسین استیل ترانفسفراز (pat) که اثرات سمى علف کش PPT (ال _ فسفینوتریسین) را خنثى مى کند. با گرفتن ژن ban از klebsiella و ژن bar از قارچ هاى استرپتومیست (Strepotomyces) و انتقال آنها به سیب زمینى، چغندر قند، سویا، کتان و ذرت، گیاهان تراریخته اى حاصل شده اند که به علف کش ها مقاوم اند. گیاهان تراریخته، زحمت و هزینه مبارزه با علف هاى هرز را براى کشاورز کاهش داده و باعث افزایش عملکرد محصول مى گردند. مهندسى مقاومت به پاتوژن ها (عوامل بیمارى زا): ویروس ها مهم ترین و خطرناک ترین عوامل بیمارى زاى گیاهى بوده که به طور قابل توجهى عملکرد محصولات باغبانى را کاهش مى دهند. راهکارهایى با استفاده از پوشش پروتئینى ویروس ها و RNA ماهواره اى جهت کنترل آلودگى هاى ویروسى به کار گرفته شده است. ویروس ها موجودات ذره بینى متشکل از اسیدهاى نوکلئوئیک (RNA DNA) هستند که در یک پوشش پروتئینى محصور بوده و قادر به تکثیر زیاد در داخل سلول میزبان هستند. استفاده از پوشش پروتئینى ویروس به عنوان یک عامل قابل تغییر جهت تولید گیاهان مقاوم به ویروس یکى از دستاوردهاى مهم بیوتکنولوژى گیاهى است. ژن مسئول ساخت پوشش پروتئینى از ویروس موزائیک توتون (TMV) به عنوان یک ویروس با RNA رشته اى مثبت به گیاه توتون انتقال داده شده و آن را مقاوم به ویروس TMV کرده است. استفاده از ژن مقاوم به پروتئین nucelocapsid در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، کاهو، بادام زمینى، فلفل و گل هاى زینتى مانند حنا، گل ابرى و داوودى جهت مقاومت به ویروس لکه پژمردگى گوجه فرنگى معرفى شده است. استفاده از RNA ماهواره اى (SATRNA) برخى گیاهان تراریخته را به ویروس موزائیک خیار (CMV) مقاوم کرده است. گیاهان تراریخته مقاومى نیز در برابر ویروس موزائیک یونجه، ویروس x سیب زمینى، ویروس تانگروى برنج، ویروس جغ جغى توتون و ویروس لکه حلقوى خربزه درختى (پاپایا) به وجود آمده اند. در دهه اخیر، ژن هاى مقاومى در شناسایى پاتوژن هاى بیمارى زا معرفى و کلون شده اند. همچنین برخى از مسیرهاى مشخصى که آلودگى پاتوژنى را دنبال مى کنند، مورد شناسایى قرار گرفته اند. برخى ترکیبات ضدقارچ در گیاهان مقاوم به آلودگى هاى قارچى شناسایى و ساخته شده است. راهکارهاى مناسبى جهت توسعه مقاومت به قارچ ها با تولید گیاهان تراریخته حاوى مولکول هاى ضدقارچ نظیر پروتئین ها و سموم توسعه یافته است. ژن کیتیناز (Chitinase) گرفته شده از لوبیا، مقاومت زیادى به بیمارى قارچى Rhizoctonia solani در توتون و شلغم به وجود آورده است. همچنین این ژن که از باکترى خاکزى Serratia marcescens گرفته شده است در گیاه توتون، مقاومت به بیمارى قارچى Altenaria longipes که باعث بیمارى لکه قهوه اى مى شود را ایجاد کرده است. ژن استیل ترانسفراز در توتون، مقاومت به بیمارى باکتریایى Pseudomonas Syringea را باعث شده است. مقاومت به تنش ها: برخى از ژن ها مسئول ایجاد مقاومت در برابر تنش هایى همچون گرما، سرما، شورى، عناصر سنگین و هورمون هایى گیاهى هستند. مطالعاتى نیز در مورد متابولیت هاى نظیر پروتئین ها و بتائین ها انجام گرفته است که نشان داده اند در مقاومت به تنش ها دخالت دارند. مقاومت به سرمازدگى در توتون با داخل کردن ژن مسئول سنتز آنزیم گلیسرول، فسفات، آسیل، ترانسفراز ایجاد شده است که این ژن از Arabidopsis گرفته شده است. برخى گیاهان با سنتز گروهى از مشتقات قندى مشهور به پلى ال ها (مانیتول، سوربیتول و سیون) به تنش هاى خشکى واکنش نشان مى دهند. گیاهانى که داراى پلى ال هاى بیشترى هستند، مقاومت بیشترى به تنش ها دارند. با استفاده از ژنى در باکترى ها که قادر به ساختن مانیتول ها است، این امکان وجود دارد که سطح مانیتول را در گیاهان مقاوم به خشکى بالا برد. کیفیت میوه: میوه هاى گوجه فرنگى که به کندى مى رسند از اهمیت ویژه اى در حمل ونقل برخوردارند. گوجه فرنگى تراریخته با فعالیت کم آنزیم پکتین میتل استواز و مقادیر بالاى مواد جامد محلول و PH بالا، کیفیت فرآورى را افزایش مى دهد. گوجه فرنگى هاى دیررس با استفاده از RNA آنتى سنس تولید شده اند که در آنها از سنتز آنزیم هاى دخیل در تولید اتیلن ممانعت مى شود مثل آنزیم EgAccl سنتتاز. همچنین با استفاده از ژن دآمیناز که مقدار اسید ۱- آمینو سیکلوپروپان ۲-کربوکسیلیک (ACC) (پیش ماده سنتز اتیلن) را در میوه کاهش مى دهد، امکان تولید گوجه فرنگى هاى دیررس وجود دارد. این گوجه فرنگى ها از عمر ماندگارى بیشترى برخوردار هستند و همچنین مى توانند مدت طولانى بر روى گیاه باقى بمانند تا تجمع قندها و اسیدها در میوه جهت بهبود طعم آن بالا رود. این گوجه فرنگى ها در کشورهاى اروپایى و آمریکایى در سطوح تجارى گسترده اى در حال تولید هستند. با استفاده از ژن ساکارز فسفات سنتتاز مى توان گوجه فرنگى با ساکارز و نشاسته کم تولید نمود، همچنین با ژن باکتریایى ADP گلوکز پیروفسفوریلاز مى توان محتواى نشاسته سیب زمینى ها را به میزان ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش داد. مقاومت به آفات: با وارد کردن ژن بتا اندوتکسین (ژن bt) گرفته شده از باکترى Bacillus thuringiensis به گیاهانى نظیر کتان، توتون، گوجه فرنگى، سویا، سیب زمینى و... مقاومت به حشرات مضر در این گیاهان ایجاد شده است. این ژن ها، پروتئین هاى کریستاله ضد حشرات را تولید مى کنند که بر روى دامنه وسیعى از سخت بالپوشان، بى بالپوشان و دو بالپوشان اثر دارد. این کریستال ها در داخل بدن لارو حشرات به صورت ذرات قلیایى در داخل پروتوکسین هاى انفرادى با وزن مولکولى ۱۳۳ تا ۱۳۶ کیلووالتون تشکیل مى شوند. این پروتئین هاى کریستالى ضدحشرات در طول دوره رشد رویشى سلول ها تولید مى شوند و اثرات زیادى بر کنترل حشرات دارند. نر عقیمى و تجدید بارورى: این تکنیک در تولید بذر هیبرید بسیار مفید مى باشد. گیاهان تراریخته با ژن هاى نر عقیم و تجدید کننده بارورى در شلغم ایجاد شده اند. این تکنیک تولید بذر هیبرید، بدون اخته کردن دستى گل هاى نر را تسهیل مى نماید و گرده افشانى را در ذرت کنترل مى کند. در سال ،۱۹۹۰ ماریانى (Mariani) و همکاران در بلژیک با موفقیت یک ساختار ژنى را که داراى محرک خاص دیگرى بود از ژن TA29 توتون گرفتند و ژن ریبونوکئاز را در باکترى باسیلوس (ژن بارناز) توالى یابى کرده و در تولید گیاهان تراریخته شلغم به کار گرفتند. با این عمل و با بیان ژن انتقال یافته از تولید گرده نرمال جلوگیرى شده و منجر به نر عقیمى مى شود.

• شناساگرهاى مولکولى کاوشگر هاى اسید نولکئیک: امروزه با استفاده از کاوشگر هاى CDNA مى توان بیمارى هاى گیاهى را قبل از بروز علائم شناسایى کرد. کاوشگر، توالى هاى اسیدنوکلئیک پاتوژن هستند که ارگانیسم هاى با مارکرهاى ویژه را تولید مى کنند. کاوشگرهاى CDNA به نواحى خاصى از پاتوژن ها فرستاده شده و با استفاده از تکنیک هاى استاندارد DNA نوترکیب مى توان آنها را تولید کرد. پادزهرهاى تک کلونى McAb) تکنیک هاى ایمونوشیمیایى، براى شناسایى سریع و دقیق پاتوژن هاى گیاهى بسیار مفید هستند. همچنین از این تکنیک در شناسایى بیمارى هاى گیاهى استفاده مى شود. تکنیک هیبریداسیون (تلاقى)، روش هاى مناسبى را براى تولید هومولوگ ها به وجود آورده است که از لحاظ بیوشیمى اینها به عنوان مواد ایمنولوژیکى تعریف مى شوند که توسط یک لاین سلولى ساده و علیه اپى توپ هاى پادتن ایمن ساز ساخته مى شوند. پتانسیل بالاى McAbs در شناساگرهاى پاتولوژى گیاهى ضرورى هستند چون منجر به تولید پادزهرهاى هموژن با فعالیت مشخص به مقادیر زیاد گردید که در مدت زمان طولانى ساخته مى شوند. با این حال تکنولوژى هیبریداسیون یک عمل آزمایشگاهى و پرهزینه است در مقایسه با روش هاى ایمنى سازى استاندارد که به طور گسترده براى شناساگرهاى مولکولى در مقیاس وسیع استفاده مى شوند.

• مارکرهاى مولکولى استفاده از مارکرهاى مولکولى جهت گزینش صفات زراعى، کار را براى به نژادگرایان گیاهى آسان ساخته است. این امکان به وجود آمده است که گیاهان را براساس صفات مختلف یا مقاومت به بیمارى ها در مراحل مختلف رشد و نمو، گروه بندى کنیم. استفاده از RFLP چند شکلى طولى قطعات برشى)، RAPD (DNA) چند شکلى تکثیر شده تصادفى)، AFLP (چند شکلى طولى قطعات تکثیر شده) و مارکرهاى ایزوآنزیم در به نژادى گیاهان، فراوان به چشم مى خورد. مارکرهاى RFLP براى مارکرهاى مورفولوژیکى و ایزوآنزیم ها مفید بوده، چون تعداد آنها فقط توسط اندازه ژنوم محدود مى شود و آنها تحت تاثیر شرایط محیطى قرار نمى گیرند. نقشه هاى مولکولى در حال حاضر براى برخى از گیاهان زراعى نظیر ذرت، گوجه فرنگى، سیب زمینى، برنج، کاهو، گندم و گونه هایى از کلم ها وجود دارد. مارکرهاى RFLP کاربردهاى زیادى دارند که مى توان به شناسایى ارقام، شناسایى مکان هاى ژنى، صفات کمى، آنالیز ساختار ژنوم، داخل کردن ژرم پلاسم و کلون سازى براساس نقشه، اشاره کرد. RFLP به عنوان ابزارى براى شناسایى مورد استفاده قرار مى گیرد چون در مقایسه با APD قدرت ترمیم و بازسازى دارد. ریزماهواره ها یا مارکرهاى تکرارشونده توالى ساده (SSRS) نیز استفاده گسترده اى در ژنوتیت سازى، نقشه ژنى و آنالیزه ژنى دارند.

 • تولید مایه زن هاى میکروبى استفاده بى رویه و بدون احتیاط از کودها و سموم شیمیایى براى تولید محصول و کنترل حشرات و آفات، منجر به آلودگى محیطى و از بین بردن حاصلخیزى و سلامت خاک و توسعه مقاومت در برخى حشرات و مشکلات بقایاى سموم شده است. لذا یک توجه جهانى به استفاده از کودها و آفت کش هاى زیستى مطمئن در مدیریت تلفیقى تغذیه و سیستم هاى مدیریت آفات وجود دارد. کودهاى زیستى، میکروارگانیسم هایى هستند که نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده و یا فسفر تثبیت شده را در خاک به صورت محلول درآورده و عناصر غذایى را بیشتر در اختیار گیاه قرار مى دهند. استفاده از میکروارگانیسم ها به عنوان کود، مزایاى زیادى دارد از جمله کم هزینه بودن آنها، غیرسمى بودن براى گیاهان، آلوده نکردن آب هاى زیرزمینى و اسیدى نکردن خاک و مناسب براى رشد گیاه. ریزوبیوم ها، میکروارگانیسم هایى هستند که بر روى ریشه گیاهان بقولات (حبوبات) گره هایى را ایجاد مى کنند و توسط آنها نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده که این نیتروژن سپس به آمونیوم و بعد به اسیدهاى آمینه در سلول گیاهى تبدیل مى شود. مایه زنى خاک با این باکترى ها به کاهش مصرف کودهاى نیتروژنه اضافى به خاک کمک مى نماید. باکترى هاى حل کننده فسفر نیز گروه دیگرى از میکروارگانیسم ها هستند که فسفر غیرمحلول خاک را به صورت محلول درآورده و آن را به راحتى در اختیار گیاه قرار مى دهند. میکوریزا به همزیستى بین قارچ هاى غیر بیمارى زا و ریشه گیاهان گفته مى شود. میکوریزا عناصر غذایى را از لایه هاى عمیق تر خاک در اختیار گیاهان قرار مى دهد و با مایه زنى آنها به استقرار و رشد بهتر گیاهان مى توان کمک کرد. اکثر میوه ها نظیر خربزه درختى، انبه، موز، مرکبات و انار که وابسته به این رابطه هستند، با مایه زنى این قارچ ها، فسفات و عناصر غذایى بیشترى در اختیار این میوه ها قرار مى گیرد. این اجتماع میکوریزاها، همچنین به مقاومت گیاهان در برابر حمله بیمارى ها کمک کرده و از طرفى خصوصیات خاک را نیز بهبود مى بخشد. تغییر ژنتیکى میکروب ها: با استفاده از تکنیک نوترکیبى DNA این امکان فراهم شده است که به طور ژنتیکى، مى توان نژادهاى مختلف این باکترى ها را دستکارى نمود و میکروب هایى سازگار با شرایط محیطى مختلف و نژادهایى با خصوصیات و ظرفیت رقابت و گره زایى بهتر تولید نمود. آفت کش هاى زیستى، ارگانیسم هاى بیولوژیکى هستند که مى توانند همانند آفت کش هاى شیمیایى براى کنترل آفات مورد استفاده قرار گیرند. این آفت کش ها جایگاه خود را در کشاورزى، باغبانى و برنامه هاى سلامت عمومى جهت کنترل آفات، پیدا نموده اند. آفت کش هاى زیستى مزایاى زیادى دارند. آنها در کنترل آفات به صورت اختصاصى عمل نموده و براى ارگانیسم هاى غیرهدف نظیر زنبورها و پروانه ها مضر نیستند. این آفت کش ها براى انسان و احشام ضررى نداشته و در داخل زنجیره غذایى توزیع نشده و از خود بقایایى باقى نمى گذارند. برخى از آفت کش هاى میکروبى مورد استفاده براى کنترل حشرات، گونه هایى از Bacillus thuringiensis هستند که براى کنترل حشرات گوناگون مورد استفاده قرار مى گیرند. خصوصیت حشره کشى این باکترى ها به علت تولید کریستال هاى پروتئینى در دوره تخم ریزى است. این پروتئین ها سموم معده هستند که خاصیت ضدحشره دارند. سموم Bt همچنین قادر به از بین بردن نماتودهاى گیاهى مى باشد. گسترش و استفاده تجارى بیوتکنولوژى گیاهى، یک نشانه مهم براى اندازه گیرى بقاى این تکنولوژى جدید مى باشد. کشاورزان کوچک و کم درآمد مى توانند از تکنولوژى کم هزینه تر مانند استفاده از کودهاى زیستى و آفت کش هاى زیستى استفاده نمایند برعکس کشاورزان مایه دار که از تکنولوژى مدرن و پرهزینه بهره مى برند.

خیار گلخانه ای

معرفی آفات و بیماری های مهم در خیار گلخانه ای

سفیدک دروغین (کاذب)
بيماری سرخی

1)                       عامل بیماری :

 قارچ                  pseudoperonospora cubensis

2) علایم :

 در سطح بالای برگ لکه های روغنی و زاویه دار زرد و قهوه ای به قطر 1تا2 سانتی متر

 در اثر پیشرفت بیماری در زیر برگ نیز لکه های ارغوانی یا بنفش ایجاد می شود

 حاشیه برگ ها خشک شده و به سمت بالا می رود.

شرایط ایجاد بیماری :

در آب و هوای گرم و مرطوب

در صورت وجود آب روی شاخ و برگ توسط مه، شبنم و...

تحت تنش دما ( روز های گرم و شب های سرد )

رطوبت بالا (95 درصد)به مدت طولانی

فقر عناصر غذایی ( پتاس،روی،مس و منیزیم)

در گلخانه ها با پوشش پلاستیکی بسیار شایع است.

4)     کنترل بیماری:

ایجاد تهویه مناسب جهت کاهش رطوبت و دما

وجود تشتک آهک یا اسفنج آغشته به آهک در ورودی گلخانه جهت ضد عفونی

هرس برگ های آلوده و معدوم کردن آنها

استفاده از برنامه سمپاشی منظم با سموم مسی، کاپتان، بنومیل، دودین، زینب،مانکوزب و...

سفیدک حقیقی (سطحی)

پاتوژن:

 Erysiphe cichoracearum

 Sphaerotheca fuliginea

شرایط ایجاد بیماری:

آب و هوای مرطوب و خنک

شرایط ازدحام زیاد گیاه ،سایه اندازی زیاد( نور کم)،زیادی آب و کود

در شرایط رشد کند گیاه ،این بیماری ایجاد می شود.

به ویژه در شب سرد و مرطوب این بیماری ایجاد می شود.

 علایم:

لکه های کوچک و مدور و سفید رنگ در اندازه های مختلف ایجاد میگردد

 آلودگی از برگ های پایین آغاز به سمت بالا پیشرفت می کنند.

بافت نرم و نخ مانند سفید رنگ روی برگ پخش می باشد.

برگ های آلوده تر زرد یا قهوه ای شده و خشک میگردند.

پودر سفید رنگ بر روی ساقه و دمبرگ هم دیده می شود.

آنتراکنوز

1)     عامل بیماری:

Colletotrichum lagenarium

2)     شرایط ایجاد بیماری :

در شرایط مرطوب و دمای بین 21تا27 درجه سانتی گراد دیده می شود.

آبیاری بارانی عامل اصلی انتشار بیماری است.

علایم

ابتدا لکه های به رنگ سبز مات ظاهر می شود و سپس به رنگ قهوه ای مایل به قرمز با حاشیه زرد که 1 سانتی متر وسعت دارد.

لکه ها بیشتر در حاشیه رگبرگ ها است.

زخم ها روی دمبرگ و ساقه دراز،سطحی و زرد مایل به قهوه ای می باشد.

در مرکز زخم اجسام ریز سیاه رنگ وجود دارد.

در میوه ها زخم ها به صورت لکه های سبز رنگ پریده که سریع بزرگ شده و عمیق و فرورفته می شوند.

4)     کنترل :

رعایت بهداشت گلخانه ( قارچ روی خاک، چوب،کاه و... زنده می ماند.

تیمار بذر با مواد شیمیایی ( بیماری با بذر منتقل می شود)

سمپاشی منتظم با سموم زینب و فربام

گموز خیار (اسکب،جرب)

عامل بیماری:

Cladosporium cucumerinum

2)     علایم:

نقاط قهوه ای رنگ با حاشیه زرد رنگ روی برگ ظاهر می شود.

میوه های کوچک دارای لکه های آبسوخته کمی فرو رفته می باشد.گاهی از این لکه ها ماده صمغی قهو ه ای رنگ تراوش می کند و به صورت دانه های قهوه ای خشک می شوند.

شرایط ایجاد بیماری:

آب و هوای سرد (5 تا 15درجه) و مرطوب

 هوای راکد و تهویه نا مناسب

4)    کنترل :

 استفاده از ارقام مقاوم

حفظ دمای گلخانه در حدود 27 درجه و چند روز خشک نگه داشتن شاخ و برگ

زهکشی مناسب خاک

پژمردگی باکتریایی:

1)    عامل بیماری :

باکتری

 Erwinia tracheiphila

2)    شرایط ایجاد بیماری :

 سوسک خیار حامل این باکتری می باشد و آن را وارد سیستم آوندی گیاه می کنند.

علایم :

 آلودگی روی 1 یا 2 برگ به صورت لکه های سبز تیره می باشد.

برگ های آلوده بلافاصله پژمرده می شود.

4)     کنترل:

استفاده از ارقام دیر گل

از بین بردن سوسک خیار

روش شناسایی آلودگی باکتریایی:

عرض ساقه را برش داده و زمانی که دو قسمت

 برش خورده به آرامی از همدیگر جدا می شوند

یک ماده شیری رنگ که گاهی چسبنده نیز

می باشد به صورت تار هایی بین دو مقطع ساقه

تراوش می کنند.                                   

بوته میری

1)     پاتوژن:

قارچ های خاکزی

2)    شرایط:

سرما،رطوبت، خاک ضدعفونی نشده

کنترل:

استفاده از بذور تیمار شده با بنومیل و تیرام

ظروف نشا را روی خاک نگذارید.

دمای آب ابیاری 17تا 18 درجه مناسب است.

 تهویه مناسب گلخانه و عدم فشردگی ذرات خاک

ویروس موزاییک خیار(CMV)

1)    علایم:

در گیاهان 6تا8 هفته ای دیده می شود

لکه های کم رنگ(شبیه موزاییک) در برگ ها دیده می شود.

برگ ها بدشکل شده ورشد گیاه متوقف میشود.

میوه ها به رنگ سبز مایل به زرد روشن با لکه های برجسته سبز تیره در می آید

مرگ گیاه در فاصله 7 روز بعد از آلودگی اتفاق می افتد.

3)    کنترل:

 استفاده از ارقام مقاوم

کنترل شته ها ( عامل اصلی انتقال ویروس)

باغبانی

اهداف

1- زارعين سيب زميني کار با آفات و بيماريهای مهم سيب زميني آشنا مي شوند.

2- زارعين سيب زميني کار با روشهای مختلف مبارزه وکنترل آفات و بيماريهای سيب زميني آشنا مي شوند.

بيماريهای مهم سيب زميني

 

پوسيدگي ريشه

علائم بيماری:

 علائم بيماری در روی غده سيب زميني نيز به صورت تشکيل اسکلروت های سياه رنگي است که سطحي بوده و با آب شسته نمي شوند. زماني که غده های آلوده به اسکلروت در خاکهای مرطوب کاشته شوند جوانه های روی غده مي ميرند و يا در رشد آنها وقفه ايجاد مي شود. در روی ساقه هايي که از غده آلوده مي رويند زخم ايجاد مي شود. علائم اين بيماری در مزرعه به صورت کوتولگي بوته، ارغواني شدن برگها، پيچيدگي و زردی برگها در بوته های آلوده ديده مي شوند. مناسبترين حرارت برای جوانه زني اسکلروت ها 23 درجه ميلي گراد است. اين بيماري علاوه بر سيب زميني بسياري از گياهان زراعي ديگر از جمله حبوبات، گياهان روغني، پنبه و کلم را نيز آلوده مي کند.

عامل بيماري: عامل بيماري قارچ  Rhizoctonia solani  مي باشد.

مبارزه:

الف) کاشت غده های سالم و عاری از اسکلروت

ب) ضد عفوني غده های بذری با استفاده از سموم قارچکش

ج) عدم کشت سيب زميني به مدت 3 تا 4 سال در زمينهای آلوده

پوسيدگي خشک سيب زميني

علائم بيماری:

علائم معمولا يک ماه بعد از انبار کردن غده ها به صورت لکه های قهوه اي بر روی غده ها به ويژه در محل زخمها ديده مي شوند. به تدريج پوست روی لکه فرورفته و چروکيده شده و غده ها به حالت موميايي در مي آيند. غده ها در طول دوره انبار کردن به اين بيماری حساس تر مي باشند. توسعه بيماری در رطوبت نسبي بالای 70 درصد و حرارت 15 تا 20 درجه سريعتر صورت مي گيرد. استفاده ازکودهای فسفره از پيشرفت بيماری مي کاهد ولي استفاده بي رويه از کودهای پتاسه و ازته در مزرعه باعث حساسيت غده ها مي گردد. اين بيماري يکي از بيماريهای مهم سيب زميني بوده و بيش از 20 درصد سيب زميني هايي که در بازار به فروش مي رسند به صورت پنهان و آشکار به اين بيماری مبتلا هستند.

عامل بيماري:

 اين بيماري توسط دو گونه قارچي Fusarium solani  و Fusarium roseum ايجاد مي شود.

مبارزه:

الف) جلوگيري از زخم شدن غده ها در زمان برداشت

ب) ضد عفوني غده های بذری با استفاده از سموم قارچکش

ج) جداکردن غده های آلوده و سالم در انبار

ج) ضد عفوني انبار

د) تهويه مناسب و حفظ دمای  انبار در درجه حرارت 4 تا 7 درجه سانتي گراد

لکه موجي سيب زميني

علائم بيماری:

بر روي برگها علائم به صورت لکه های قهوه ای رنگ با دواير متحدالمرکز موجي و با حواشي کلروتيک ديده مي شوند. لکه ها به  سرعت توسعه پيدا کرده و ممکن است تمام اندامهای هوايي گياه حالت سوخته به خود گيرند. در غده ها  علائم به صورت لکه های سياه فرورفته و با حواشي مشخص ديده مي شوند. بافت زير لکه ها قهوه ای رنگ شده و به حالت اسفنجي در مي آيد.

عامل بيماري:

عامل بيماري قارچ Alternaria solani  مي باشد.

مبارزه:

الف) کاشت بذر سالم و ضد عفوني شده 

ب) برقراري تناوب 2 تا 3 ساله

ج) جمع آوري بقايا و انهدام آنها

د) سمپاشي بوته های دارای علائم با استفاده از سموم قارچکش مسي

پژمردگي بوته سيب زميني

علائم بيماری:

 علائم معمولا از اواسط تا اواخر فصل بر روی بوته های سيب زميني ظاهر مي شوند. علائم بيماري به صورت پژمردگي و پيچيدگي برگها در يک طرف بوته و زردی بافتهای بين رگبرگي ديده مي شوند. زردي برگها معمولا از پائين بوته شروع شده وبه طرف بالا پيشرفت مي کند. برگهای بوته آلوده به تدريج خشک شده و به ساقه آويزان باقي مي مانند. آوندهای چوبي در ريشه، ساقه و علي الخصوص در طوقه تغيير رنگ داده و به رنگ قهوه اي در مي آيند.

عامل بيماري: اين بيماری توسط سه گونه قارچي Fusarium eumarti٬Fusarium oxysporum   و  Fusarium avenaceum ايجاد مي شود.

مبارزه:

الف) برقراري تناوب زراعي با استفاده از غلات

ب) جلوگيري از زخم شدن غده ها در زمان برداشت

ج) جمع آوري بقايا و انهدام آنها

د) کاشت بذر سالم و ضد عفوني شده 

ه) تنظيم دوره های آبياری

جرب معمولي سيب زميني

 

علائم بيماری:

 دو نوع علائم از اين بيماری به نامهای جرب سطحي و  جرب عميق بر روی غده های سيب زميني ديده مي شوند. در جرب سطحي ابتدا اندازه لکه ها کوچک است ولي بعد لکه ها به هم متصل شده و به رنگ قهوه ای و چوب پنبه ای در آمده و سطح زيادي از پوست غده را مي پوشانند. در جرب عميق زخمهای فرورفته ای در غده ها ايجاد مي شوند. ارقام پوست نازک به اين بيماري حساس تر هستند. عامل بيماري بر روی چغندر، کلم، هويج، بادمجان، پياز، ترب، شلغم و اسفناج نيز بيماريزا مي باشد.

 

عامل بيماري:

عامل بيماري باکتري Streptomyces scabies مي باشد. عامل بيماري زا مدتهای طولاني در خاک زنده مانده و از طريق غده های آلوده، آب، باد و ادوات کشاورزی آلوده به ساير نقاط انتقال مي يابد.

مبارزه:

الف) کاشت بذر سالم در زمينهای غير آلوده

ب) برقراري تناوب زراعي با استفاده از سويا و يونجه  

ج) تنظيم pH خاک بين 5 تا 3/5

د) تنظيم دوره های آبياری

ه) کاشت ارقام مقاوم

 پژمردگي باکتريائي سيب زميني

 

علائم بيماری:

علائم اين بيماری به صورت پژمردگي و سبز خشک شدن کل بوته ظاهر مي شود. گاهي در اندامهای هوايي هيچگونه علائمي ديده نمي شود ولي در غده ها آثار بيماري به صورت سياه شدن آوندها مشاهده مي گردد. چنانچه غده آلوده برش داده شود ترشحات باکتري به صورت قطرات سفيد رنگي از آوندها خارج مي شوند. غالباﹰ در ناحيه چشم غده ها مواد چسبنده ای خارج مي شود که باعث چسبيدن خاک به محل آلودگي مي شود. عامل بيماري زا در گياهان گوجه فرنگي، توتون و بادمجان نيز ايجاد بيماری مي کند.

عامل بيماري: عامل بيماري باکتری Ralstonia solanacearum  مي باشد. عامل بيماري زا در غده های آلوده سيب زميني و علف هاي هرز مزرعه سيب زميني زمستان گذراني مي کند.

مبارزه:

الف) کاشت بذر سالم در زمينهای غير آلوده

ب) برقراري تناوب زراعي 5 ساله با استفاده ازگياهان غير ميزبان

ج) مبارزه با علفهای هرز مزارع سيب زميني  

پوسيدگي نرم سيب زميني

علائم بيماری:

علائم اين بيماری در اندامهای هوايي به صورت کوتولگي، پژمردگي و مرگ اندامهای هوائي ديده مي شوند. علائم بر روی غده ها ابتدا به صورت لکه های کوچکي ديده مي شوند که به تدريج بزرگ شده تاول زده به نظر مي رسند. سطح خارجي غده هاي آلوده ممکن است سالم به نظر برسد ولي داخل آن به توده ای نرم و لزج تبديل مي گردد. اگر پوست غده شکافته شود مايع لزجي بيرون مي آيد. معمولاﹰ بعد از مدتي از غده های آلوده بوی بدی به مشام مي رسد. در هواي خشک غده هاي آلوده خشک و چروکيده مي شوند. عامل بيماري زا در گياهان گوجه فرنگي، بادمجان، خيار، کدو، هويج، پياز، ترب،کرفس، کاهو، اسفناج و کلم نيز ايجاد بيماری مي کند.

عامل بيماري: عامل بيماري باکتری Pectobacterium carotovorum  مي باشد. باکتري عامل بيماري در غده های آلوده سيب زميني باقي مانده در انبار و خاک زمستان گذراني مي کند.

مبارزه:

الف) رعايت بهداشت زراعي به صورت جمع آوری غده های باقي مانده در خاک و انهدام آنها

ب) اجرای تناوب زراعي با استفاده از غلات و ساير گياهان غير حساس

ج) تنظيم دوره های آبياری و عدم آبياري زياد

سيب زميني:  Y ويروس

علائم بيماری:

دامنه انتشار اين ويروس در ايران بيشتر از ساير ويروسهای سيب زميني است. علائم اين بيماری به صورت زردي برگها، موزائيک خفيف، ريزش برگها، کوتولگي بوته و لوله ای شدن برگها ظاهر مي شوند. در دماهای زير 10 درجه وبالای 25 درجه علائم محو مي گردند.

عامل بيماري:

عامل اين بيماري ويروس Y سيب زميني (PVY) مي باشد. عامل بيماري توسط شته ها انتقال مي يابد. اين ويروس به آساني توسط شيره گياهان آلوده و ادوات کشاورزي آلوده نيز منتقل مي شود.

مبارزه:

الف) کاشت بذر سالم

ب) مبارزه با شته ها با استفاده از سموم سيستميک به محض مشاهده آغاز آلودگي شته ای

ج) مبارزه با علفهای هرز مزارع سيب زميني 

   ويروس پيچيدگي برگ سيب زميني:

 

علائم بيماری:

علائم اين بيماری معمولاﹰ بر روی برگهای جوان ظاهر مي شوند. در بوته های آلوده برگها ايستاده، پيچيده و کمرنگ شده و به تريج به حالت ترد، خشک و چرمي درآمده و صدای کاغذ مي دهند. در برخي از ارقام برگهای مسن نيز به رنگ ارغواني درمي آيند. علائم اين بيماری در اواخر فصل رشد ناپديد مي گردند. 

عامل بيماري:

عامل بيماري، ويروس پيچيدگي برگ سيب زميني (PLRV) مي باشد. ويروس عامل بيماري توسط شته ها، پيوند و غده های آلوده انتقال مي يابد ولي توسط شيره گياهان آلوده و ادوات کشاورزي قابل انتقال نمي باشد.

مبارزه:

الف) کاشت بذر سالم

ب) مبارزه با شته ها با سموم سيستميک به محض مشاهده آغاز آلودگي شته ای

 

 بيماری های مهم سيب زمينی (آموزشی)