ماهی ها چگونه در عمق های مختلف شنا می کنند ؟

ماهی ها چگونه در عمق های مختلف شنا می کنند ؟

  یك ماهی با تنظیم مقدار گاز موجود در مثانه‌ی شنا به حالت شناوری دلخواه می‌رسد و بی آن كه انرژی چندانی هزینه كند، خود را در هر ژرفایی نگه مي‌دارد. هنگامی كه ماهی به ژرفای پایین فرو می‌رود، گاز درون مثانه‌ی شنا، فشرده می‌شود. در نتیجه، ماهی سنگین‌تر می‌شود و به پایین می‌رود. برای این كار، باید گاز بیشتری به مثانه وارد شود. از سوی دیگر، اگر ماهی به بالا شنا كند، باید اندكی از گاز مثانه‌ی شنا بیرون فرستاده شود تا ماهی سبك‌تر شود و بالاتر برود. این وضعیت را می‌توان به مخزن‌های آب زیردریایی مقایسه كرد كه برای پایین‌تر رفتن زیردریایی از آب پر می‌شوند و برای بالا آمدن زیردریایی، از آب درون آن‌ها كاسته می‌شود.
  بیرون فرستادن گاز از درون مثانه‌ی شنا به دو روش انجام می‌شود. برخی ماهی‌ها، مانند قزل‌آلا، مجرایی دارند كه مثانه‌ی شنا را به مری مرتبط می‌كند. این ماهی‌ها گاز را از همین مجرا به سادگی بیرون می‌فرستند. اما بیشتر ماهی‌ها چنین مجرایی ندارند و گاز باید از ناحیه‌ای پر از رگ به درون خون آزاد شود. به هر حال، در هر دو دسته گاز باید از راه خون به درون مثانه‌ی شنا برسد و فقط شمار اندكی از ماهی‌ها، هوای لازم برای فرستادن به درون مثانه‌ی شنا را می‌بلعند.
  گاز در جایگاه ویژه‌ی به نام "غده‌ی گاز" به درون مثانه‌ی شنا تراوش می‌كند. در این غده، شبكه‌ی مویرگی گسترده‌ای وجود دارد كه اكسیژن را به دام می‌اندازد. كارآیی چنین دستگاهی را در بدن نوعی ماهی كه در ژرفای 2400 متری زندگی می‌كند، می‌توان دریافت.  برای پر نگه داشتن مثانه‌ی شنا در چنین ژرفایی، فشار گاز درون آن اندام، كه بیشتر از اكسیژن و اندكی نیتروژن، دی‌اكسید كربن، آرگون و منوكسید كربن است، باید بیش از 240 اتمسفر باشد كه در مقایسه با فشار گاز سیلندرهای گاز فولادی، بسیار زیاد است. با وجود این، فشار گاز اكسیژن درون خون ماهی از 2/0 اتمسفر، یعنی برابر فشار اكسیژن در سطح دریا، بیشتر نیست.
  اكنون سازكار چنین دستگاه نیرومندی تا اندازه‌ای روشن شده است. غده‌های گاز، اسید لاكتیك ترشح می‌كنند كه به خون وارد می‌شود و شبكه‌ی مویرگی نزدیك غده را بسیار اسیدی می‌سازد. در نتیجه، هموگلوبین بار اكسیژنی خود را آزاد می‌كند و غلظت اكسیژن در شبكه‌ی مویرگی افزایش می‌یابد و به درون مثانه‌ی شنا وارد می‌شود. فشار نهایی اكسیژن انباشته شده در مثانه‌ی شنا به درازی مویرگ‌های آن شبكه بستگی دارد. این مویرگ‌ها در ماهی‌های سطح‌زی، كوتاه و در ماهی‌های ژرفازی، بسیار درازند. یك ماهی با تنظیم مقدار گاز موجود در مثانه‌ی شنا به حالت شناوری دلخواه می‌رسد و بی آن كه انرژی چندانی هزینه كند، خود را در هر ژرفایی نگه مي‌دارد. هنگامی كه ماهی به ژرفای پایین فرو می‌رود، گاز درون مثانه‌ی شنا، فشرده می‌شود. در نتیجه، ماهی سنگین‌تر می‌شود و به پایین می‌رود. برای این كار، باید گاز بیشتری به مثانه وارد شود. از سوی دیگر، اگر ماهی به بالا شنا كند، باید اندكی از گاز مثانه‌ی شنا بیرون فرستاده شود تا ماهی سبك‌تر شود و بالاتر برود. این وضعیت را می‌توان به مخزن‌های آب زیردریایی مقایسه كرد كه برای پایین‌تر رفتن زیردریایی از آب پر می‌شوند و برای بالا آمدن زیردریایی، از آب درون آن‌ها كاسته می‌شود.
  بیرون فرستادن گاز از درون مثانه‌ی شنا به دو روش انجام می‌شود. برخی ماهی‌ها، مانند قزل‌آلا، مجرایی دارند كه مثانه‌ی شنا را به مری مرتبط می‌كند. این ماهی‌ها گاز را از همین مجرا به سادگی بیرون می‌فرستند. اما بیشتر ماهی‌ها چنین مجرایی ندارند و گاز باید از ناحیه‌ای پر از رگ به درون خون آزاد شود. به هر حال، در هر دو دسته گاز باید از راه خون به درون مثانه‌ی شنا برسد و فقط شمار اندكی از ماهی‌ها، هوای لازم برای فرستادن به درون مثانه‌ی شنا را می‌بلعند.
  گاز در جایگاه ویژه‌ی به نام "غده‌ی گاز" به درون مثانه‌ی شنا تراوش می‌كند. در این غده، شبكه‌ی مویرگی گسترده‌ای وجود دارد كه اكسیژن را به دام می‌اندازد. كارآیی چنین دستگاهی را در بدن نوعی ماهی كه در ژرفای 2400 متری زندگی می‌كند، می‌توان دریافت.  برای پر نگه داشتن مثانه‌ی شنا در چنین ژرفایی، فشار گاز درون آن اندام، كه بیشتر از اكسیژن و اندكی نیتروژن، دی‌اكسید كربن، آرگون و منوكسید كربن است، باید بیش از 240 اتمسفر باشد كه در مقایسه با فشار گاز سیلندرهای گاز فولادی، بسیار زیاد است. با وجود این، فشار گاز اكسیژن درون خون ماهی از 2/0 اتمسفر، یعنی برابر فشار اكسیژن در سطح دریا، بیشتر نیست.
  اكنون ساز و كار چنین دستگاه نیرومندی تا اندازه‌ای روشن شده است. غده‌های گاز، اسید لاكتیك ترشح می‌كنند كه به خون وارد می‌شود و شبكه‌ی مویرگی نزدیك غده را بسیار اسیدی می‌سازد. در نتیجه، هموگلوبین بار اكسیژنی خود را آزاد می‌كند و غلظت اكسیژن در شبكه‌ی مویرگی افزایش می‌یابد و به درون مثانه‌ی شنا وارد می‌شود. فشار نهایی اكسیژن انباشته شده در مثانه‌ی شنا به درازی مویرگ‌های آن شبكه بستگی دارد. این مویرگ‌ها در ماهی‌های سطح‌زی، كوتاه و در ماهی‌های ژرفازی، بسیار درازند.

هوش يا زيبايي

هرچند ممكن است برای برخي مردان خوشايند نباشد، اما زنان باعث پيدايش هوش بسيار زياد در نژاد انسان شده‌اند. بر پايه‌ي يك نظريه بحث‌انگيز، نياكان مؤنث ما به اندازه‌اي باهوش بودند كه هنگام انتخاب جفت بتوانند مغزها را بر ماهيچه‌ها ترجيح دهند. آنان بر سينه هركول‌ها و آدونيس‌هاي محله‌شان دست رد زدند و در عوض مرداني را برگزيدند كه در چشمانشان بارقه‌اي وجود داشت كه از عقل و شعور و هوش بيشتر حكايت مي‌كرد. بشريت به خصوص مردان بايد شكرگزار باشند، زيرا اگر نياكان مؤنث ما اين انتخاب هوشمندانه را انجام نمي دادند، ما هنوز هم در جمع گوريل ها و شامپانزه ها در آفريقا به سر مي برديم.

 


ادامه مطلب

 

هورمون زنانه برای مغز مردانه

گروه آموزشي زيست شناسي بهشهرپژوهشگران بلژيكي ثابت كرده‌اند، دست‌كم در موش‌ها، هورمون‌هاي زنانه‌اي كه در مغز گردش مي‌كنند، رفتار مردانه را تعيين مي‌كنند. اگر طي روند رشد و نمو مغز، استروژن، هورمون زنانه‌ي كه در تنظيم چرخه‌ي توليد مثل زنان نقش اساسي دارد، به مغز موش‌هاي ماده راه‌يابد، آن‌ها را به موش‌ها‌ي نر تبديل مي‌كند.

 

براي مطالعه متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
 

هزینه بد مزه بودن     (  The Cost of Bad Taste )


در بعضی از پروانه ها یک سیستم دفاعی خاص برای مقابله با صیادان شکل گرفته است به این صورت که بد مزه شده اند در نتیجه صیادان از آن ها دوری می کنند. به همین دلیل این حشرات سعی می کنند به شکارچیان بفهمانند که بدمزه و غیر خوراکی هستند. برای این کار این حشرات دارای رنگ های اخطار دهنده بوده و برای نمایاندن این رنگ ها به سایرین دارای پرواز کند می باشند. دارا بودن پرواز آهسته ، به جانوران شکارچی این امکان را می دهد تا این پروانه ها را به راحتی صید نمایند اما هنگامی که رابطه بین پرواز آهسته ، رنگ آمیزی اخطار دهنده و بد مزه بودن را درک کنند دیگر چنین خطایی را مرتکب نخواهند شد. در مباحث تکاملی رنگ های درخشان و الگوی پرواز یک Honest signal محسوب می شود که جانور برای آن باید هزینه کند و از طرفی  دارای منفعت نیز می باشد. هزینه ای که پروانه باید بپردازد آسان بودن صیدشدن به واسطه پرواز آهسته است و منفعتی که نصیبش می شود آموختن حقیقتی به صیاد است که باعث می شود برای همیشه از وی دوری کند.

 


ادامه مطلب

 

مورچه معلم

 

مورچه‌ها با وجود مغز بسيار كوچكي كه دارند، رفتارهاي اجتماعي پيچيده‌اي از خود نشان مي‌دهند. اكنون پژوهشگران پيشنهاد كرده‌اند كه آموزش نيز بايد به فهرست توانايي‌هاي مورچه‌ها افزوده شود.

 


ادامه مطلب

منابع پیشنهادی جهت آمادگی آزمون ورودی کارشناسی ارشد

زبان انگلیسی:
زبان تخصصی:  بسته آموزشی سنجش - زبان عمومی:  1- لغت : TOEFL ، 504 absoluely essential words ،   و 2 - گرامر : TOEFL Longman

سلولی و مولکولی:
1- بیولوژی سلولی و مولکولی (لودیش) ، 2- بیولوژی سلولی و مولکولی (آلبرت)  ، 3- زیست شناسی سلولی و مولکولی (سنجش) ، 4- زیست شناسی سلولی و مولکولی (احمد مجد)

ژنتیک:
1- ژنتیک (سنجش) ، 2- مجموعه تست های ژنتیک و بیولوژی مولکولی جلد اول (مجتبی سهرابی- انتشارات امید-1382) ، 3- درسنامه ژنتیک (زیر نظر دکتر سیدنا)

بیوشیمی:
1- بیوشیمی (شهبازی-ملک نیا) ، 2- بیوشیمی (لنینجر) ، 3- بیوشیمی (استرایر) ، 4- بیوشیمی (دولین) ، 5- بیوشیمی (سنجش)

میکروبیولوژی:
1- میکروبیولوژی (زینسر) ، 2- میکروبیولوژی عمومی (دکتر ملک زاده) ، 3- میکروبیولوژی پزشکی (جاوتز) ، 4- میکروب کاربردی (کروگر) ، 5- میکروب محیطی (شایسته سپهر) ، 6- میکروب غذایی (فرازیر) ، 7- ایمونولوژی (دکتر محمد وجگانی) ، 8- ویروس شناسی (دکتر ناطق) ، 9- قارچ شناسی پزشکی (دکتر امامی وهمکاران)

بیوفیزیک :
بیوفیزیک (سنجش تکمیلی)

گیاه شناسی :
1- گیاه شناسی پایه (احمد قهرمان) 2 جلد ، 2- زیست شناسی گیاهی ویژگی ها و رهبردهای تکاملی گیاهان (احمد مجد) ، 3- سیستماتیک گیاهی (حسن دیانت نژاد)

فیزیولوژی گیاهی :
1- فیریولوژی گیاهی (حسن ابراهیم زاده) 4 جلد ، 2- فیزیولوژی گیاهی (تایز - زایگر) 2 جلد

جانورشناسی :
1- جانورشناسی عمومی (دکتر طلعت حبیبی) ، 2- بافت شناسی انسانی پایه (دکتر محمد صادق رجحان) ، 3- جانور شناسی مهره داران (محمد درویش) ، 4- جنین شناسی (کاظن پریور)

فیزیولوژی جانوری :
فیزیولوژی پزشکی (گایتون)


ادامه مطلب
 

 گونه زایى و تنوع زیستى


گروه زيست شناسي شهرستان بهشهرادوارد ویلسون، مسئول افتخارى بخش حشره شناسى موزه جانورشناسى مقایسه اى و نیز استاد پژوهشى ممتاز دانشگاه هاروارد، پرچمدار جنبش تنوع زیستى و حفاظت در سطح بین المللى است و تاکنون جوایز پرشمارى از جمله مدال طلاى صندوق جهانى طبیعت را در سال ۱۹۹۰ به خاطر تلاش هاى حفاظتى اش دریافت کرده است.وى عضو هیات مدیره بنیاد حفاظت از طبیعت، حفاظت بین الملل و موزه تاریخ طبیعى آمریکا است. دو عنوان از کتاب هاى وى جایزه پولیتزر برده اند. آخرین کتاب وى «آینده حیات» (۲۰۰۲) نام دارد. گفت وگوى زیر از طرف سایت اینترنتى www.actionbioscience.org با وى صورت گرفته است.

براي مطالعه متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
 

مقدمه


کوسه ماهیان جزء ماهیان غضروفی بوده ودر خلیج فارس ودریا ی عمان ازتنوع قابل ملاحظه ای برخوردارند.کوسه ها حلال گوشتند.
از 120گونه دردنیا ، 20گونه مهاجم هستند که فقط 4گونه ازآنها به انسان حمله می کند.
این گونه های مهاجم درخلیج فارس ودریای عمان وجودندارند. تقریبا گوشت تمام کوسه ها قابل خوردن بوده، لیکن گوشت کوسه های کوچکتر که پوست و باله آنها مناسب نیست مرغوبتر می باشد. چون غلظت اوره آن کمتربوده وعمل آوری آن نیز آسانتراست.

 


ادامه مطلب

 

كشف معماي چگونگي حفظ دماي كندوي زنبورها

   محققان موفق به كشف معماي چگونگي ثابت ماندن دماي داخل کندوهاي زنبورهاي عسل شدند. به نقل از خبرگزاري آلمان، محققان آمريكايي دريافتند در حاليكه زنبورهاي بزرگتر براي يافتن غذا، كندو را ترك مي‌كنند، زنبورهاي كوچكتر در كندو مي‌مانند و با گرماي بدن خود دماي كندو را ثابت نگه مي‌دارند و در صورتيكه هواي كندو گرم شود، زنبورهاي بزرگتر هواي خنك را از بيرون كندو و به داخل آن هدايت مي‌كنند. بنابر اين گزارش، تابحال محققان تصور مي‌كردند كه هر زنبوري بنا به احتياج، عمل گرم كردن و يا سرد كردن را انجام مي‌دهد.
   همچنين به گفته محققان دانشگاه واشنگتن، وقتي دماي كندو سردتر از 30 درجه سانتيگراد شود، زنبورهاي كوچك با بدن خود هوا را گرم مي‌كنند و در صورتي كه درجه حرارت كند و بالاتر از 33 درجه باشد، زنبورهاي بزرگتر با بال زدن هواي خنك را وارد كندو مي‌كنند. بر اساس اين گزارش، زنبورها مي‌توانند درجه حرارت بدن خود را با حركت عضلات بدنشان تنظيم كنند.


ادامه مطلب

 

قورباغه ماهی ها

قورباغه‌ماهي‌ها، همان‌گونه كه از نامشان برمي‌آيد، ماهي‌هاي شگفت‌انگيزي هستند كه به قورباغه‌هاگروه آموزشي زيست شناسي بهشهر همانندي زيادي دارند. درازاي بدن آن‌ها از 3 تا 40 سانتي‌متر است. شكل بدن آن‌ها كروي است و باله‌هاي پامانندي دارند كه با آن‌ها مي‌‌توانند از صخره‌ها، سنگ‌ها و تپه‌هاي مرجاني بالا بروند.

 


ادامه مطلب

 

سفیدی موها

  رنگ هایی که در زندگی شما وجود دارد هرکدام نشانه یا تعریف های خاص خود را دارد مثل رنگ سفید. بعضی از مردم در این تصورند که سفیدی موهایشان نشانه کهولت سن یا تجربه زیادشان از زندگی است، اما همیشه اینطور نیست.


 


ادامه مطلب
 

پس از 1کشف ژنهای رنگ دانه نخود فرنگی41 سال پژوهشگران گزارش كردند كه سرانجام يكي از ژن‌هايي را كه كشيش اتريشي گرگور مندل در آزمايش‌هاي پيشگامانه‌ي خود بررسي كرد، شناسايي كرده‌اند؛ همان آزمايش‌هايي كه به بنيان‌گذاري قانون‌هاي بنيادي ژنتيك انجاميد و ژن‌ تعيين‌كننده‌ي رنگ دانه‌ي نخود در آن‌ها اهميت زيادي داشت.

 


ادامه مطلب

راط خواب نیمروزی

چرا پس از خوردن يك وعده غذاي كافي احساس خواب‌آلودگي داريم؟ پژوهشگران دريافته‌اند كه مقدار بالاي گلوكز خون، آن گونه كه پس از يك وعده‌ي غذايي كافي رخ مي‌دهد، گروهي از سلول‌هاي عصبي را خاموش مي‌كند كه در حالت عادي ما را بيدار و هوشيار نگه مي‌دارند.

 

 


ادامه مطلب

 

چرا زبان مارها دوشاخه است

هزاران سال است كه زبان چنگال‌مانند مارها توجه مردم را به خود جلب كرده و به پيشنهاد فرضيه‌هايگروه آموزشي زيست شناسي بهشهر گوناگوني پيرامون آن انجاميده است. در بسياري از فرهنگ‌ها و آيين‌ها، زبان چنگال‌مانند نمادي از بدجنسي و فريبكاري است. ارسطو، نخستين پژوهشگري است كه در مورد اهميت كاركردي زبان چنگال‌مانند مارها نظر داده است. به نظر او، اين ويژگي باعث دو برابر شدن لذت احساس چشايي مي‌شود. 19 قرن پس از او، هوديرنا بيان كرد كه زبان چنگال‌مانند براي پاك كردن ذر ه‌هاي خاك از سوراخ‌هاي بيني به كار گرفته مي‌شود؛ زيرا مارها هميشه روي زمين مي‌خزند يا در سوراخ‌ها و غارچه‌هاي زيرزميني پيش مي‌روند. نظريه‌‌هاي ديگري نيز بيان شد.

براي مطالعه متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
جدایی انسان و میمون در سطح بیان ژنها

بيش از 98 درصد DNA و 99 درصد ژن‌هاي انسان‌ها و شامپانزه‌ها يكسان است. با اين همه، ما و آن‌ها از نظر ظاهر و رفتار تفاوت زيادي با هم داريم. براي بيش از 30 سال، پيش از آن‌كه توالي ژنوم انسان يا شامپانزه‌ها تعيين شود، دانشمندان بيان كرده‌اند كه اين تفاوت مي‌تواند از شيوه‌ي بيان ژن‌هاي يكسان و نه تفاوت در خود ژن‌ها، برخاسته باشد. پژوهش جديدي كه در مجله‌ي Nature چاپ شده است، به نظر مي‌رسد اين نظريه را ثابت مي‌كند.

 

 


ادامه مطلب
  
تریلوبیتها گروهی از شاخه بندپایان(Arthropoda) هستند كه با داشتن بدنی بندبند و پوشش سخت خارجی، مشخصند. آنها موجوداتی دریایی بوده كه در انتهای پالئوزوئیك منقرض شدهاند. و شاخص پالئوزوئیك محسوب میشوند.


ادامه مطلب
پرندگان دارای مغز بزرگتر کمتر مهاجرت می کنند

زرنگ تر ها زمستان ها می مانند در صورتی که دیگران فرار می کنند!!!


 


ادامه مطلب
 

پالينولوژي

اصطلاح پالينولوژي نخستين بار توسط هايد و ويليامز در سال 1944 پيشنهاد شده است و مركب از دو كلمه يوناني paluno وpale مي باشد پالينولوژي دانش مطالعه اشكال فعلي و فسيل پالينومورف هاست.

براي مطالعه متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
مقدمه:
اقيانوس ها چشم انداز عظيمي از مواد،داروها و غذاهاي جديد را بر روي ما مي گشايند و در عرصه هاي پزشكي، كشاورزي، علم مواد، شيمي فراورده هاي طبيعي و پالايش زيستي كاربردهاي بسياري دارد.
يكي از منابع تقريبا” اتمام ناپذير براي تهيه گياهان دارويي، آبهاي درياها و اقيانوسها هستند و در ميان داروهاي گياهي، آلگهاي به دست آمده از اين آبها از اهميت بسزايي در صنعت داروسازي برخوردار است.

 


ادامه مطلب
 

هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز باد

سال نو مبارک

 

سال نو را خدمت همه همکاران عزیز و ارجمندم تبریک عرض می کنم .

امیدوارم که سال خوب و خوش و توام با موفقیت و سلامتی داشته باشید .

پرندگان چگونه پدید آمدند ؟

پرندگان چگونه پدید آمدند ؟

در سال 1861 میلادی فسیلی از جانوری به اندازه‌ی كلاغ را یك كارگر معدن لا به ‌لای سنگ‌های آهك در منطقه‌ی باواریای آلمان پیدا كرد. آرواره‌ی فسیل شده‌ی آن جانور ناشناخته به آرواره‌ی خزندگان شباهت داشت و اگر آثاری از پر در آن فسیل دیده نمی‌شد، با در نظر گرفتن آرواره‌ی منقار مانند اما مجهز به دندان‌های استخوانی، پنجه‌های دارای چنگال و دم استخوانی و درازش، آن را در گروه خزندگان نابود شده جای می‌دادند. اما آن فسیل را آركئوپتریكس لیتوگرافیكا نام نهادند و آن را نیای پرندگان امروزی دانستند كه نزدیك 170 میلیون سال پیش می‌زیسته است.

  جانورشناسان از سال‌ها پیش به وجود همانندی‌های بین خزندگان و پرندگان پی برده بودند كه از جمله می‌توان همانندی‌های ساختاری و كاركردی زیر را نام برد:

  1. جمجمه‌ی خزندگان و پرندگان با یك مفصل گوی و كاسه‌ای به نام كندیل پس سری به نخستین مهره‌ی گردن متصل می‌شود.(پستانداران دو كندیل دارند)

  2. پرندگان و خزندگان فقط یك استخوان در گوش میانی(از نوع ركابی) دارند.(پستانداران در گوش میانی سه استخوان دارند)

  3. آرواره‌ی پایینی در پرندگان و خزندگان از 5 تا 6 استخوان درست شده است.(آرواره ی پایینی پستانداران فقط یك استخوان است)

  4. مواد دفعی در پرندگان و خزندگان به صورت اسیداوریك است.(پستانداران اوره دفع می‌كنند)

  5. پرندگان و خزندگان تخم‌های زرده‌دار همانندی دارند و جنین اولیه در سطح زرده‌ی آن‌ها در مراحل آغازین تقسیم سلولی دیده می‌شود.(پستانداران چنین تخمی ندارند)

  این همانندی‌ها و همانندی‌های كالبدشناختی و تنكارشناختی دیگر باعث شد كه توماس هنری هاكسلی، جانورشناس انگلیسی، پرندگان را "خزندگان ستوده شده" بنامد و آن‌ها را همراه با گروهی از دایناسورها به نام تروپودها كه برخی ویژگی‌های پرندگان را داشته‌اند، در یك دسته جای دهد و با هم مرتبط بداند. كشف فسیل آركئوپتریكس نخستین مدرك فسیلی برای نظریه‌ی هاكسلی بود و خیلی زود این جانور به عنوان حلقه‌ی بین خزندگان و پرندگان و به عنوان یكی از "حلقه‌های گمشده"ی داروین پذیرفته شد.

  آركئوپتریكس نام شایسته‌ای دارد كه به معنای "پرنده ی قدیمی" است. با وجود این، همانندی آن به پرندگان امروزی بسیار اندك است. این جانور به مانند پرندگان امروزی استخوان‌های توخالی و كیسه‌های هوا نداشته و در آرواره‌های استخوانی و منقار مانند خود، دندان‌های استخوانی داشته است. دنباله‌ی ستون مهره‌های جانور به درون دم دراز آن كشیده شده و آن را نگه می‌داشته است. این جانور پرهایی داشته كه به گرم ماندن آن كمك می‌كرده‌اند، اما برای پرواز چندان كارایی نداشته‌اند، زیرا این جانور ماهیچه‌های پروازی چندان نیرومندی نداشته است. در واقع همانندی این جانور به پرندگان به اندازه‌ای اندك است كه وقتی چند سال بعد فسیل دیگری از همین جانور كشف شد، به دلیل مبهم بودن آثار پرها و دشواری تشخیص آنُ فسیل را از آن پتروداكتیلی كوچك شمرده بودند و این اشتباه خود نشان می‌دهد كه حتی یك متخصص تا چه اندازه اركئوپتریكس را به خزندگان نزدیك می‌دیده است.

  توضیح ساده‌ای كه اكنون پذیرفته شده، این است كه نیاكان اين جانور از درختان بالا می‌رفته‌اند. پرهاي اين جانداران كه از تغيير شكل پولك خزندگان فراهم شده‌اند تا عايقي براي بدن باشند، كم كم بزرگتر شده و سرانجام آركئوپتريكس را قادر ساخته‌اند تا از شاخه‌اي به شاخه‌ي ديگر پرواز كند و همان كاري را بكند كه امروزه سوسمارهاي پرنده به كمك پرده‌ي پهلوی بدن خود انجام مي‌دهند. آركئوپتريكس می‌توانسته از درخت بالا برود. يكي از چنگال‌هاي چهارگانه‌اش روبه عقب و مقابل بقيه قرار می‌گرفته است و در نتيجه، جانور مي‌توانسته چیزها‌ را محكم بگيرد. چنگال‌هاي روي بال‌ها نيز به جانور براي گرفتن شاخه‌ها بسيار كمك مي‌كرده اند. بالا رفتن از درختان نه تنها آن‌ها را از شكارچیان بزرگ روی زمین دور می‌كرد، بلكه خوراك خوبی برای آن‌ها از شكار حشره‌ها فراهم می‌شد.

  بالا رفتن از درختان باعث نیرومندتر شدن پنجه‌ها شد و كم كم لوب‌هایی بینایی در مغز جانور بزرگ‌تر و در نتیجه بینایی جانور تیزتر شد. مخچه رشد بیشتری كرد تا تعادل جانور بهبود یابد و آرواره‌ها سبك‌تر شدند و كم كم به صورت منقار درآمدند. اما شاید مهم‌تر از همه این بود كه زاده‌های این جانوران آرام آرام خون‌گرم شدند و توانستند دمای بدن خود را حفظ كنند. جانور حشره‌خوار خون‌گرم، می‌تواند حشره‌ها را هنگامی كه سرد هستند و جنبش اندكی دارند، به سادگی به چنگ آورد. همچنین، خون‌گرم بودن برای جانوری كه در محیط پر باد روی شاخه‌ها زندگی می‌كند، برتری بزرگی است. پرها كمك زیادی به حفظ دما می‌كنند و شاید هم به همین دلیل پدید آمده باشند، گرچه پژوهشگران بسیاری بر این باورند كه آن‌ها در اصل برای پرواز پدید آمده‌اند.

نویسنده : حسین دانشفر

برگرفته از سایت جزیره دانش

نمایی از فسیل آركئوپتریكس

تصویر بازسازی شده از آركئوپتریكس

مراحل تكامل بال

تكامل پرندگان از خزندگان

اولين پايگاه ماهی شناسی به زبان فارسی

ای نام تو بهترين سر آغاز 

با سلام به همه دوستان .

  اين وبلاگ تا آنجا که من اطلاع دارم اولين پايگاه ماهی شناسی به زبان فارسی است و تاکنون چنين سايتی موجود نبوده است . قصد دارم که مطالب آن را به صورت صرفا علمی ارائه دهم و بدون شک چشم به راهنمايی همه شما دارم .

  از آنجا که اين وبلاگ اولين وبلاگ فارسی ماهی شناسی ( ايکتيولوژی ) است و هر کار جديدی در نوع خود مقدس ؛ مطالب آن را به :

 دکتر اسماعيل آزرم و مهندس احمد بريمانی نخستين کسانی که در نشر کتاب فارسی ماهی شناسی اقدام کرده اند .

استاد  دکتر حسين عمادی  مرد  يگانه  شيلات  ايران  و به همان اندازه منظم و  سخت کوش که ترجمه فارسی کتاب ماهی شناسی لاگلر  را انجام داده  است.

استاد دکتر غلامحسين وثوقی که شاگردش بوده ام و ماهی شناس بزرگی است    و بسيار متواضع و کتاب ماهيان آب شيرين به سعی ايشان حاصل شده .

استاد خانم  دکتر مژگان خدادادی  نخستين مدير گروه شيلات دانشگاه آزاد اهواز و رفتار مادرانه اش در چشم پوشی از خطا های دانشجويان و ايثارش در بهبود وضع آموزش اين مرز و بوم .

رضاشاه کبير ؛ مرد بی سوادی که آنقدر فهميده بود که در سال ۱۹۳۶ دکتر بلگواد دانمارکی را استخدام کرد و اولين ارزيابی ذخاير آبزيان خليج فارس و دريای عمان را به انجام رساند . ( کاری که هنوز متخصصان بسياری ارزش آن را درک نمی کنند . )

استاد دکتر بابا مخير و آقای دکتر اعتماد که به ترجمه کتاب بلگواد و لپنتين  ( ماهيان خليج فارس ) همت گماشتند .

استاد دکتر قباد آذری تاکامی و تلاش منحصر به فرد ايشان در تکثير تاس ماهيان .

استاد پيروز ذکی نخستين استاد ماهی شناسی عمومی رشته شيلات دانشگاه آزاد اهواز .

آقای دکتر لک ؛  رئيس دانشکده منابع طبيعی دانشگاه اهواز که به دانشجويان احترام بسياری می گذارد و به درخواستهای علمی آنها نه نمی گويد . ( چيزی که امروزه در دانشگاه بسيار کم ياب است . )

استاد دکتر ابوالفضل عسگری ساری که هرچه می داند به ديگران ياد می دهد .

پدر  و  مادر مهربانم  که  قبوليم  را  در  رشته پيش پا افتاده  شيلات  به رويم نياوردند .

 و دانشجويان با صفای شيلات بندر عباس ورودی بهمن ۱۳۷۹

تقديم می کنم .

و البته دوستان انگشت شماری که در دانشگاه آزاد اهواز دارم.

والسلام

تاريخچه ماهی شناسی ۱

تاريخچه ماهی شناسی ۱

به نام يزدان پاک و با درود

تاريخچه ايکتيولوژی ۱ : نخستين ماهی شناس دنيا

ماهی شناسی يکی از شاخه های جانور شناسی است که به شرح و توصيف ماهيان میپردازد.

ارسطو نخستين ماهی شناس دنياست .

                                 

 وی مشاهداتی را انجام داد که بر اساس آن توانست بين وال ها و ماهيان تفکيک قايل شود.

ارسطو ۱۱۸ گونه از ماهيان را شناسايی کرد که اين عمل در ۳۵۰ سال پيش از ميلاد حضرت مسيح کار بسيار بزرگی به شمار می آيد.

وی نوشته است که جنسيت کوسه ها را می توان از روی ساختار باله لگنی آنها تشخيص داد واينکه بعضی از ماهيان باس دريايی با افزايش سن تغيير جنسيت می دهند.

ارسطو برای ۱۸۰۰ سال يگانه ماهی شناس علمی جهان باقی ماند.

                                                                                               بدرود

تاریخ جانوران

به نام يزدان پاک

تاريخچه ايکتيولوژی ۲

کتاب تاریخ جانوران   (Historia Animalium ) ارسطو پر است از ذکر مشاهدات و ملاحظاتی که به عادات شگفت انگیز حیوانات ارتباط دارد.

 

نکته ای که نبوغ بی پایان ارسطو را بیشتر به رخ میکشد شرح دقیق وی از ماهی برقی و تکانی است که در اثر تماس با این ماهی در بدن آدمی ایجاد می شود. ارزش این گزارش از آن جهت است که ارسطو هیچ گونه اطلاعی از ماهیت الکتریکی و الکتریسیته نداشته است.

همچنین ارسطو شرحی از روش زاد و ولد گربه ماهی نوشته که ترجمه آن را عینا نقل میکنم :

 

  " گربه ماهی معمولا در آبهای کم عمق نزدیک ریشه درختان یا تخته سنگها تخم میریزد .تخمها لزج است و به ریشه ها می چسبد. گربه ماهی ماده پس از تخم گذاشتن پی کار خود می رود. ماهی نر در آن نزدیکی به پاسبانی می ماند و ماهیان دیگری را که ممکن است تخمها یا بچه ماهیان را بربایند دور میکند . به این ترتیب ماهی نر چهل یا پنجاه روز میماند تا بچه ماهیان آن اندازه بزرگ شوند که خود بتوانند از چنگال ماهیان دیگر فرار کنند. ماهیگیران به خوبی میتوانند بگویند که این ماهی نر در کجای آب است . چه در اثنای پاسبانی از ماهیان خرد گاهی حرکت عنیفی می کند و بانگ خاصی از خود بر می آورد . صیاد که از این غیرت وی در برابر وظیفه پدری آگاه است ریشه های گیاهان آبی را با قلاب می کشد و این حیوان که مشغول پاسبانی از ماهیان خرد است برای نجات آنها که به قلاب گرفتار شده اند خود گرفتار قلاب میشود. حتی اگر خود این حیوان قلاب را هم  ببیند از انجام وظیفه فرار نمی کند و با دندانهای خود قلاب را میشکند و پاره پاره میکند."

 

 

آنچه را که ارسطوی ماهی شناس نقل کرده بود کسی باور نداشت زیرا گربه ماهیان اروپای باختری در برابر نوزادان خود به این صورت دیده نمی شدند.

لویی آگاسیز (Louis agassiz )  این مطلب را کشف کرد که گربه ماهیان آمریکایی همانگونه هستند که ارسطو توصیف کرده  است. مقداری از گربه ماهیان رودخانه اخلوس Achelous (که در خلیج کورینت میریزد ) به سال 1856 برای آگاسیز فرستاده  شد و وی از روی آنها توانست صحت گفته ارسطو را ثابت کند واین ماهیان را به نام ارسطو نامید.

اين ماهی در اصل همان (Parasilurus aristotelis)  است .

در سال 1906 این واقعیت برای تمام مردان علم بصورت کلی آشکار شد و مورد تصدیق قرار گرفت .     

    ارسطو همچنین به این مطلب اشاره کرده است که گربه ماهی و برخی دیگر از ماهیان با مالش پره تنفسی خود تولید صوت می کنند.

(منبع اصلی : تاريخ علم . جورج سارتون )

با کليک بر کلمات رنگی اطلاعات بيشتری بدست بياوريد.

خواب  2000ساله

خواب ۲۰۰۰ ساله ماهی شناسی

به نام يزدان پاک

تاريخچه ايکتيولوژی 3  : خواب  2000ساله

با درود  یاد آور میشوم که میتوانید با کلیک روی جملات رنگین به داده های علمی بهتری دست پیدا کنید.

آنچه در اکثر کتابها ناگفته می ماند این است که ارسطو چگونه توانست این همه

اطلاعات علمی را آزمایش وجمع آوری کند؟

بدون شک نا جوانمردانه است اگر بخواهیم نقش اسکندر مقدونی پسر فیلیپ و پول

 و قدرت فراوان او را درکشفیات و اختراعات ارسطو نادیده بگیریم.(هر چند که اسکندر

 به ایران یورش آورد و آبروی خویشتن را برد.)

 شکل اسکندر سوار اسب

«حتی خود اسکندر زمانی که شاگرد ارسطو بود به شناخت جانوران در یایی علاقه مند شد و گفته می شود که با استفاده از یک زنگ غواصی مجهز به دیدگاه ویژه توانست قسمتی از زیر دریا را ببیند و برسی کند »(برگرفته از کتاب دنیای زیر اقیانوسها نوشته دکتر گاسکل و ترجمه محمود پوزشی . بنگاه ترجمه و نشر کتاب 1351)

 این زنگ غواصی که عکس آن در کتاب گفته شده موجود است  در اصل جد زیر دریایی

 های امروزی بوده و ارسطو آن را طراحی کرده بود ولی بدون شک ساختن آن بدون

 سرمایه اسکندر مقدونی عملی نبود.

کوتاه سخن اینکه اسکندر هر جا که میرفت ارسطو همراه او بود و سرزمین های

ندیده و موجودات ناشناخته را میدید و می آموخت و پول اسکندر را در این راه صرف

میکرد .

« می گویند زمانی که ارسطو از اسکندر جدا شد مبلغی پول برای کارهای علمی از او گرفت که معادل چهار میلیون دلار امروزی بود». (ماجراهای جاودان در فلسفه , نوشته هنری توماس.)

این خیلی مهم است که یک دانشمند در 2350 سال پیش یک حامی (اسپانسر) مانند

 اسکندر مقدونی جهانگشا داشته باشد. 

داستانی هم نقل میکنند که اسکندر روزی به ارسطو گفت : دوست دارم هیچکس نباشم جز ارسطو و ارسطو در عوض پاسخ داد من هم دوست دارم همه کس باشم جز اسکندر.

 

     

        سکه اسکندر شاخدار

                   

از ارسطوی ماهی شناس (فیزیولوژی , تاریخ طبیعی و سیستماتیک) که بگذریم علم

 ماهی شناسی در خوابی 2000 ساله فرو رفت تا آنکه در قرن شانزدهم از این

خواب برخاست.

    فراز و نشیب این علم را تا قرن هجدهم می توان به صورت زیر نگاشت:

×  ارسطو (384 تا 322 پیش از میلاد): 118 گونه ماهی را شناسایی کرد  و ...

×  پیر بلون (1517 تا 1564) : در سال 1551 کتاب تاریخ طبیعی ماهیان را انتشار داد و حدود 110 گونه ماهی را بر اساس ویژگی های تشریحی (آناتومیکال ) خصوصا اندازه و شکل بدن طبقه بندی کرد.

×  اچ . سالویانی (1514 تا 1572) : از سال 1554 تا 57 بخشهایی از یک رساله را در مورد ماهیان ایتالیا انتشار داد و در آن 92 گونه ماهی را توصیف کرد و به تصویر کشید (که در اصل یکی از نخستین کارهای ارزیابی ماهیان آبهای داخلی به حساب    می آید).

×  جی . روندلت Rondelet)) (1507 تا 1566) : با جمع آوری اطلاعات ماهی شناسی موجود تا آن زمان اولین کتاب های جامع  ماهی شناسی   را منتشر کرد.

×  جورج مارک گریو (1610 تا 1644)  : انتشار کتاب تاریخ طبیعی ماهیان  برزیل در 1648 پس از مرگش.

× فرانسیس ویلوگبی (Willoughby)  ( (1635 تا 1672) و جان ری (1627 تا 1705) : کتاب   Historia  piscium   یا تاریخ ماهیان را در 1686 منتشر کردند و به شرح و دسته بندی 420 گونه ماهی پرداختند که 178 گونه جدید هم در بین آنها به چشم میخورد.

×  پیتر آرتدی ( Peter Artedi) (1705 تا 1735)  : پدر علم ماهی شناسی.

 

.

سرچشمه اصلی : Fishes : an introduction to ichthyology   نوشته peter moyle  و دیگران .

انتشارات دانشگاه کالیفرنیا , دیویس. 2000.

زندگی نامه پدر ماهی شناسی

زندگی نامه پدر ماهی شناسی

به نام يزدان پاک

تاريخچه ايکتيولوژی 4 : زندگی نامه پدر ماهی شناسی

با درود

                                                    پیتر آرتدی

زندگی وی بیشتر به افسانه می ماند :

 

پیتر آرتدی در 22 فوریه سال  1705  در  Anundsjö  سوئد متولد شد.

وی در ابتدا می خواست که یک روحانی شود , و در سال 1724 به  دانشگاه  اوپسالا Uppsala university   رفت  تا یزدان شناسی (الهیات) بیاموزد.(جالب است که این دانشگاه هنوز فعال است) .

 در آنجا بود که به علاقه بی حد خود به پزشکی  , شیمی و تاریخ طبیعی ماهیان       پی برد.

در سال 1728 کارل لینه (پدر تاکسونومی) نیز به دانشگاه اوپسالا وارد شد (گویا برای فرا گرفتن علوم طبیعی)  و این سر آغاز دوستی دیر پای لینه و آرتدی بود.                   

عبارت زیبایی در مورد لینه وجود دارد که می گوید: هرچه را خدا آفرید ؛ لینه نامگذاری کرد.

“God creates it, Linnaeus names it”

برخی منابع آرتدی را شاگرد لینه نامیده اند ولی آنچه درست تر به نظر می آید این است که پیتر آرتدی دوست , هم کلاس و همکار لینه بود و حتی لینه بخشی از سیستم نام گذاری خود را که به ماهیان می پرداخت ؛ بر اساس نظریات و یافته های آرتدی تغییر داد و بهینه کرد.                    

زمانی که آنها کار رده بندی جانداران را آغاز کردند , لینه پرندگان , حشرات و  بیشتر گیاهان را انتخاب کرد و آرتدی ماهیان , دو زیستان و خزندگان را بر گزید.

بی شک اگر اثر گذاری فکری آرتدی نبود ؛ آنچه امروز به نام طبقه بندی لینه میشناسیم , شکل دیگری می داشت.         

پیتر آرتدی پنج راسته Order) )  از ماهیان را تشخیص داد و  آنها را به جنس های گوناگون تقسیم بندی نمود.  

آرتدی نخستین کسی بود که مفهوم  «جنس» یا Genus را در جانورشناسی برقرار نمود و طبقه بندی به راسته , رده , و خانواده را مقرر کرد.  

اگر آرتدی , جوان مرگ نشده بود ؛ معروف تر از لینه از این جهان می رفت.            

 هر دو آنها دانشگاه اوپسالا را در سال 1732 ترک کردند.

آرتدی راهی انگلستان بود و لینه رهسپار لاپلند  (Lapland) (جایی در شمال سوئد) .

پیش از جدایی پیمان یستند که اگر یکی از آنها زودتر  از دنیا رفت , آن دیگری که باقی مانده , نوشته های علمی دوست مرده اش را چاپ کند.                                      پس از چند سال (که از تعداد انگشتان دست فرا تر نمی رود) دست تقدیر این مسئولیت سخت را بر عهده لینه گذاشت.   

آرتدی و لینه همدیگر را در پائیز سال 1735در آمستردام ملاقات کردند و آرتدی  سیستم جدید رده بندی ماهیان خود را یه لینه نشان داد.

چند روز بعد خبر رسید که پیتر آرتدی تصادفا در یکی از کانالهای شهر آمستردام (پای تخت هلند)  افتاده و غرق شده است. می گویند زمانی که لینه جسد دوست خود را در سرد خانه ( morgue ) دید ؛ افسوس خورد که چه دانش بی پایانی با مرگ وی نابود شده است. (روایتی هم وجود دارد که میگوید لینه حدود سه هفته پس از مرگ آرتدی از این رخداد با خبر شد.)                                                                                                                               

کارل لینه به قولش وفادار ماند و  پنج دست نوشته از آرتدی را به همراه زندگی نامه ای از وی در کتاب واحدی با نام  Ichthyologia, sive opera omnia de piscibus یا به طور خلاصه   Ichthyologia  در Leiden  هلند و در سال 1738به چاپ رساند.

           عکس جلد کتاب ایکتیولوجیای اصلی.

کتاب ایکتیولوجیا از لحاظ تاریخی شاید مهم ترین اثر سیستماتیک مدرن ماهیان باشد.

بخشهای کتاب Ichthyologia عبارتند از :

بخش نخست)                Bibliotheca ichthyologica

بخش دوم )                          Philosophia ichthyologica

بخش سوم )                                  Genera piscium

بخش چهارم )          Synonymia nominum piscium

بخش پنجم )      Descriptiones specierum piscium 

در این کتابها آرتدی ضمن بررسی سایر نوشته های ماهی شناسی, ماهیان را رده بندی و گونه های هر جنس را نوشته بود و سپس نام عمومی یک بخشی (single-word generic names) برای هر گونه پیشنهاد کرده بود تا مشکل هم نامی های موجود را بر طرف کند.همچنین در بخش پنجم کتابش به ریز ترین مشاهداتش در مورد ماهیان و بیومتری (زیست سنجی) آنها اشاره کرده بود.

وی به طور کلی 5 راسته, 47 جنس و 230 گونه را وصف کرده است.همچنین در برخی منابع نامگذاری راسته Cetacea  را که به پستانداران آبزی می پردازد را به آرتدی مربوط میدانند.

در کتاب   Genera piscium به جنسهایی مانند :   Acipenser , Amia ,  Cyprinus  , Clupea , Esox , Lampetra ,Mola  , Mugil ,  Perca , Silurus , Salmo , Raja , Pristis   و ... اشاره شده است.

 

کارل لینه نه تنها کتاب آرتدی را به چاپ رساند بلکه یک جنس را از گیاهان خانواده Apiaceae را به نام وی Artedia  نام نهاد که امروزه نیز به همین نام خوانده می شوند.

               Artedia squamata

 

 

 دستخط لینه زیر گیاه خشک شده اصلی که در موزه است و در بالا می بینید.

همچنین جنسها و گونه های زیادی از ماهیان امروزه به نام آرتدی شناخته می شوند که همگی از نام پدر ایکتیولوژی گرفته شده اند.

مانند ماهی  Artedidraco mirus که عکسش را می بینید.

 

 Artedidraco mirus

پیتر آرتدی کسی که امروز پدر ماهی شناسی یا   The Father of Ichthyology نام گرفته است , در27 سپتامبر سال 1735 در سن 30 سالگی چشم از این  جهان فرو بست در حالی که بیشتر عمر خود را به دانش اندوزی صرف کرده بود و حتی  مرگ وی نیز در هنگام انجام یک مطالعه تحقیقاتی رخ داد.

آیا از خود پرسیده اید طبقه بندی موجودات در دسته های منطقی و با دلیل علمی ویژه چه کار  دشوار و  خسته  کننده ای است؟ آن هم در 300 سال پیش ؟

آیا خود شما امروزه در این قرن می توانید بدون یاری کتابهای جانور شناسی یا سیستماتیک و بدون کمک استاد یا اینترنت , مثلا فقط 100 عدد ماهی را در خانواده های درست و منطقی طبقه بندی کنید؟ جنس و گونه هم بماند پیشکش شما ...

جورج شاو در سوگ پیتر آرتدی شعر معروفی سروده است که آن را در زیر می خوانید:

In humulum Artedi:

Here lies poor Artedi, in foreign land pyx'd
Not a man nor a fish, but something betwixt,
Not a man, for his life among fishes he past,
Not a fish, for he perished by water at last.

George Shaw (1751-1813)

Transcribed from the back flyleaf of Linnaeus's copy of the Ichthyologia.

 آرتدی  ناکام  و  غریب  آرمیده  است  اینجا

                               نیم ماهی , نیم انسان ؛ و نه هیچ کدام

انسان نبود , زیرا با ماهیان می نشست یکجا

                               ماهی نبود , زیرا گردابش کشید در کام.

              (سروده جورج شاو  و ترجمه  فربد امامی)

 

روانش شاد باد

 

سرچشمه ها (منابع) :

سایت دانشگاه واشینگتن UWFC) )

Fishes : an introduction to ichthyology نوشته peter moyle  و دیگران .انتشارات دانشگاه کالیفرنیا , دیویس. 2000.

ماهی شناسی (جلد اول) . ترجمه ستاری . انتشارات نقش مهر.

خلاصه زندگی نامه علمی دانشمندان . 1374. زیر نظر احمد بیرشک.انتشارات علمی و فرهنگی/ بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.  1331 ص .

http://en.wikipedia.org/wiki/Peter_Artedi

http://www.lacoctelera.com/artedi/post/2005/06/08/tricentenario-peter-artedi-1705-2005

http://www.linnaeus.uu.se/online/animal/3_4.html

http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_people_known_as_the_father_or_mother_of_something

http://en.wikipedia.org/wiki/Ichthyology

http://info.uu.se/fakta.nsf/sidor/uppsala.university.id5D.html

 

مارکوس الیسر بلوخ

مارکوس بلوخ

با درود و شادباش نوروز

 

تاریخچه ایکتیولوژی 5 : مارکوس الیسر بلوخ

 

    نخستین تلاش ها پس از آرتدی مدیون مارک الیسر بلوخ ( 1723 - 1799 ) است .

جالب است که وی تا سن 56 سالگی چیزی در مورد ماهیان به چاپ نرساند !

اما آنچه بلوخ پس از آن ارائه کرد آنقدر ارزنده بود که به 56 سال خاموشیش می ارزید !

 

 Marcus Elieser Bloch یک پزشک و طبیعی دان یهودی آلمانی بود .

وی نه تنها به نام ترین ماهی شناس یا ایکتیولوژیست قرن هجدهم (18) است ، بلکه معروفیت وی تمام تاریخ ماهی شناسی را تحت تاثیر قرار داده است .

 

         بلوخ ماهی شناس

 

 

مارکوس بلوخ ، بین سال های 1782 تا 1795 کتابی 12 جلدی و نگارین (مصور ) و بسیار زیبا و همانقدر علمی در باره ماهیان جهان منتشر نمود .

کتاب یاد شده که Ichthyologiae یا Allgemeine Naturgeschichte der Fische  نام داشت در واقع دانشنامه ( دایره المعارف ) و به بیان بهتر ، اطلس ماهیان جهان بود .

چنین نقل شده که یکی از ثروتمند ترین شاهزاده (پرنسس) های آلمان هزینه انتشار این کتاب را پرداخته بود .

 

          جلد کتاب بلوخ

 

کتابی که در موردش خواندید ، مدت ها تنها منبع استاندارد کسانی بود که می خواستند در مورد ماهیان دنیا چیزی بیاموزند .

کتاب ایکتیولوجیا برای بیش از 20 سال یگانه و منحصر به فرد باقی ماند .

 

   3 جلد نخست این کتاب به بررسی ماهیان آلمان می پرداخت و جلدهای 4 تا 12 ماهیان سایر نقاط جهان را توصیف می کرد .

نویسنده همچنین سعی کرده بود که به غیر از نام علمی ، اسامی ماهیان را به چند زبان گوناگون در کنار عکس هر ماهی بنویسد .

 

           اسبله

 

    پس از مرگ بلوخ ، یکی از شاگردانش به نام یوهان اشنایدر یا Johann Gottlob Schneider (1750 – 1822 ) کتاب بلوخ را باز نگری نمود و آن را با عنوان Systemae Ichthyologiae  و به نام خود مارکوس بلوخ منتشر کرد .

کتاب باز نویسی شده اشنایدر 1519 گونه را شرح می داد .

 

امروزه 1500 گونه ای که بلوخ طی 20 سال از سر تا سر دنیا برای مطالعه گرد آورده بود در موزه تاریخ طبیعی دانشگاه هامبولت در برلین یا ''Museum für Naturkunde der Humboldt Universität" ، نگهداری می شود .

 

نگفتن این نکته بی انصافیست که در آن زمان چنین مجموعه وسیعی از ماهیان در دنیا بی مانند بود !

 

         تاس ماهی . عکس از کتاب اصلی بلوخ

 

 

پرسش : به راستی چرا هنوز پس از این همه سال کلیه کارهای یک ماهی شناس از نمونه های فیکس شده تا یادداشت ها و نقاشی هایش درکشورش نگهداری می شود ؟

و چرا در مملکت ما چنین کارهایی رسم نیست ؟

 

          

                                                                                                                بدرود

 

کسی که شیطان را گیاه خوار معرفی نمود !

جورج کوويه

به نام یزدان پاک و با درود

 

تاریخچه ایکتیولوژی 6 : کوویه ، کسی که شیطان را گیاه خوار معرفی نمود !

 

    پس از اینکه اشنایدر ، شاگرد مارک بلوخ در سال 1801 کتاب ماهی شناسی یا ایکتیولوجیا  بلوخ را با شرح 1519 گونه ماهی منتشر نمود ، برای دو دهه دگرگونی چندانی در این علم به وجود نیامد .

 

تا اینکه نوبت به جورج ( ژورژ ) کوویه (کوویر) رسید .

 

  بارون جورج کوویه Georges Cuvier ( 1769 – 1832 ) جانور شناس ، دیرین شناس ، ماهی شناس و دانشمند فرانسوی ؛ بی شک یکی از پر بارترین مغز هاییست که تاریخ علوم زیستی به خود دیده است .

 

به راستی نوشتن در مورد چنین شخصیتی کار آسانی نیست .

 

جورج کوویه به عنوان پدر علم دیرین شناسی (  palaeontology ) و همچنین تشریح مقایسه ای (comparative anatomy  ) شناخته می شود .

 

  

                        جورج کوویه

 

 

    جورج کوویه در 23 اگوست 1769 در مونت بلیار (Montbéliard) چشم به جهان گشود.

کوویه از نو جوانی مورد توجه دوک وورتمبرک (  Duke of Württemberg ) قرار گرفت و با پشت گرمی وی در سالهای 1784 تا 1788 به دانشگاه کارولین (Caroline ) در اشتوتگارت (  Stuttgart ) فرستاده شد و زیر نظر ک.ف.کیلمایر به تحصیل پرداخت .

جورج کوویه سپس در سالهای 1788 تا 1795 به عنوان یک معلم خصوصی (tutor) یک کنت فرانسوی در نورماندی به کار مشغول شد و همین اشتغال سبب شد که وی از خشونت های انقلاب فرانسه در امان بماند .

کوویه در این سال ها به مطالعه بی مهرگان دریایی و به ویژه نرم تنان پرداخت و در این زمینه مطالبی نوشت . همین نوشته ها به دست پروفسور جانورشناس در موزه تاریخ طبیعی با نام اتئین ژوفروا سنت هیلر (  Étienne Geoffroy St. Hilaire  ) رسید و باعث شد که وی از کوویه درخواست کند که برای یاری رساندن به وی در راه اندازی موزه ای با ساختار جدید به پاریس برود .

این رخداد به سال 1795 مربوط می شود .

کم و بیش یک سال بعد ، کوویه نخستین تقسیم بندی های جدید جانوران به چهار دسته اصلی مهره داران ، نرم تنان ، بندپایان و شعاعیان را مطرح نمود .

او همچنین نخستین کسی بود که به طور منظم به کالبد شناسی نرم تنان پرداخت

و راهکارهایی برای رده بندی بهتر آنها ارائه کرد .

 

کوویه و ژوفروا در مقاله ای مشترک ، که در مورد اورانگوتان ها نوشته شده بود ، موضوع پیدایش گونه ها از یک نوع را بی باکانه مطرح نمودند .

 

جورج کوویه به یمن استعداد درخشان خود و همچنین به دلیل کمبود جانور شناس در پاریس ، نردبان ترقی را به سرعت پیمود :

 

- استادیار کالبد شناسی جانوری در موزه تاریخ طبیعی در سال 1795

- عضویت در انستیتوی فرانسه در سال 1795

- دبیر دائمی علوم فیزیک

- استاد کولژ دو فرانس

- مشاور دانشگاه

- دریافت لقب شوالیه

- عضو شورای دولتی و رئیس بخش داخلی شورا

- عضویت در فرهنگستان فرانسه

- دریافت لقب " گراند وفیسپه " ، لژیون افتخار

- عضویت در مجلس اعیان فرانسه

- کوویه در 1831 لقب بارون و پییر گرفت  .

 

کوویه در موزه تاریخ طبیعی ، که در آن زمان بزرگترین موسسه پژوهشی علمی جهان به شمار می رفت ، مجموعه های کالبدشناسی تطبیقی یا آناتومی مقایسه ای را بسیار گسترش داد .

او در مطالعه جانوران از میان رفته ، گام هایی بلند با دقتی نوین برداشت . بازسازی های دیرین شناختی مشهور او مبتنی بر موجود زنده بود و او فرض را بر این اصل می نهاد که هر تکه استخوانی که خوب حفظ شده باشد ، بی گمان می تواند رده ، راسته ، جنس ، و حتی گونه را آشکار سازد .

همچنین می توان با در دست داشتن تکه استخوانی از جایی از بدن یک موجود ، پی به عادت ها و رفتار های او برد . مثلا حیوانی با دندان های چون دندان گاو حتما باید گیاه خوار باشد .

 

داستان خنده دار و جالبی در مورد کوویه وجود دارد :

نقل شده که یک در نیمه شبی بسیار تاریک ، برخی از دانشجویان کوویه ، لباسی که دارای شاخ و سم و دم دراز بود و شکل شیطان را به یاد می آورد به تن کردند و با لای بستر استاد خود رفتند .

دانشجویی که لباس شیطان را به تن کرده بود کوویه را صدا زد و گفت : کوویه ! کوویه ! بیدار شو ! من آمده ام که تو را بخورم .

"Cuvier, Cuvier, I have come to eat you."

کوویه چشم هایش را گشود و سرتاپای شیطان را بر انداز کرد و گفت : بر طبق تحقیقات من ، تمامی مخلوقاتی که دارای شاخ و سم می باشند ، گیاهخوار هستند .

پس ؛ تو نمی توانی مرا بخوری !

“All creatures with horns and hooves are herbivores. You can't eat me.

سپس با خیال راحت به خواب خود ادامه داد و دانشجویان را شگفت زده نمود !؟

 

    شیطان چون مثل بز است پس گیاهخوار است

 

او مجموعه ماهیچه ای جانوران از میان رفته را از روی باقی مانده ماهیچه ها بر روی استخوان ها باز سازی کرد .

در سال 1796 نخستین مقاله دیرین شناسی خود را در مورد مقایسه فیل های امروزین با فیل های فسیل شده (ماموت) قرائت نمود ، مقاله ای که در سال 1800 به چاپ رسید و " جستجو در باره طبقه بندی فیل ها " یا Mémoires sur les espèces d'éléphants  vivants et fossils  نام داشت .

 

 

    یادداشت هایی که از آخرین دوره های درسی او در کولژ دو فرانس برداشته شده و با نام " تاریخ علوم طبیعی از آغاز پیدایش آنها " به چاپ رسیده است ، نخستین اثر بزرگ درباره این موضوع گسترده است .

 

 

    کوویه به مفهوم " توازن طبیعت " به عنوان یک شبکه به هم پیوسته باور داشت و می پنداشت که این شبکه مانند گونه ها ، از روز آفرینش ثابت مانده بوده است .

این پندار که فیکسیسم نامیده می شود تاریخچه ای طولانی دارد .

از عهد فلاسفه یونان تا قرن هجدهم نظریات راجع به سیر تکامل جانداران یکسان بود .

دانشمندان معتقد بودند که چون انسان از انسان و هر حیوانی از حیوان مشابه خود به وجود آمده ، پس حیوانات همواره ثابت اند .

به قول مولوی :

   هیچ گندم کاری و جو بر دهد ؟      /       دیده ای اسبی که کره خر دهد ؟

این نظریه به نام ثبوت انواع یا فیکسیسم مشهور است .

طرفداران این نظریه می گفتند : انواع جانوران و گیاهان هر یک جداگانه خلق شده اند و شباهت های آنها آنگونه نیست که نوعی را شکل متکامل نوعی دیگر بدانیم .

کتب دینی  ( و بیشتر از همه تورات ) نیز بر فیکسیسم پا می فشارند !

 

تا آنکه کشفیات دیرین شناختی خود کوویه ناچارش ساخت بپذیرد که آفرینش مراحل متعددی داشته است .

اما از آنجا که وی یک پروتستان بسیار معتقد بود ، عقاید مذهبیش در ابتدا باعث شد که وی بر نظریه فیکسیسم اصرار ورزد .

اما پس از مدتی در حین تحقیقات دیرین شناسی و مطالعه سنگواره ها ، متوجه شد که جانداران دوره های مختلف قدیمی ، به یک شکل و هیئت نبوده اند .

کوویه چنین اندیشید که در هر دوره ای گروهی از جانداران مخصوص زندگی کرده اند و سپس منقرض شده اند و جای خود را به گروه های دیگری که با آنها تفاوت داشته اند داده اند .

امری که نظر کوویه را بسیار به خود مشغول داشت این بود که میان جانداران منقرض شده دوران قدیم و جانداران کنونی شباهت اساسی موجود است .

وجود چنین شباهتی وی را به این فکر انداخت که : گرچه انواع ثابتند و به طور مستقل خلق شده اند ، در خلقت آنها قاعده و ترتیبی نیز بوده است و به طور کلی خلقت از روی طرحی مشخص صورت گرفته است .به این نظریه ، کاتاستروفیسم یا Catastrophisme یا تئوری خلقت های متوالی می گویند .

کوویه بنا بر علل سیاسی ، مذهبی و علمی به ستیز مشهوری علیه دوستان پیشینش لامارک و ژوفروا پرداخت .

همچنین زمانی که دو تن از شاگردان ژوفروا به نام های  لورانسه و میرانکس ، کوشیدند با یک فرضیه متهورانه ، شباهتی ساختاری میان ماهیان و سرپایان (سفالوپودا) بر قرار سازند ؛ یعنی انتقال و تکامل محتمل بی مهرگان به مهره داران را به اثبات برسانند ، کوویه در صدد بر آمد که فرهنگستان را از بررسی این اثر باز دارد .

 

کوویه در سراسر زندگی پر بارش کتاب های فراوانی نوشته است که هر کدام در نوع خود بی مانند بوده اند . برخی از آنها از این قرارند :

 

-  " درباره طبقه بندی پستانداران "

-  " نظریاتی در باره انقلاب زمین "

-  " درسهایی از تشریح مقایسه ای "

-  " تحقیقاتی درباره استخوان های فسیل "

-  " سلسله الحیوانات "

-  " تئوری زمین "

-  " توصیف زمین شناسی اطراف پاریس "

 

سه کتاب منتشر شده او در زمینه جانورشناسی عمومی شامل طبقه بندی های اغلب شتاب زده و محافظه کارانه هستند و استحکام طبقه بندی های لامارک ، لاتری یا ژوفروا را ندارند ؛ البته به استثنای ماهیان !

 

کتاب عظیم کوویه با نام تاریخ طبیعی ماهیها ، Histoire naturelle des poissons در 22 جلد ، اثری بنیادی در ماهی شناسی مدرن است و بیشتر تقسیم بندی های او از خانواده های ماهیان از چنان شالوده صحیح و محکمی برخوردارند که هنوز در طبقه بندی کنونی جزء راسته ها یا خانواده ها به شمار می روند !

 

 عکس جلد کتاب تاریخ طبیعی ماهیان کوویه

 

این مجموعه ماهی شناسی ارزنده بدون یاری شاگرد کوویه ، آ .والنسینسA.Valenciennes فراهم نمی شد زیرا والنسینس پس از مرگ استاد نیز به تکمیل

 و چاپ کتاب ، همت گماشت .

گفتنیست که در این کتاب که بین سالهای 1828 تا 1849 به چاپ رسید ، کوویه و شاگردش 5000 گونه را شرح و توصیف نمودند .

به غیر از داده های مربوط به رده بندی یا سیستماتیک ماهیان ، کتاب کوویه پر است از اطلاعات بی نظیر در مورد آناتومی یا کالبد شناسی ماهیان و فیزیولوژی آنها و مطالبی در مورد رابطه ماهیان گوناگون با هم و اکوسیستم .

کوویه در نخستین جلد کتاب ماهی شناسی خود که در 1828 به چاپ رسید به تاریخچه ایکتیولوژی یا ماهی شناسی می پردازد .

 

   عکس کالبدگشایی ماهی از کتاب اصلی کوویه

 

بدین ترتیب پس از چاپ کتاب ایکتیولوجیای بلوخ در 1801 ، مهم ترین رخداد تاریخ ماهی شناسی را می توان انتشار کتاب تاریخ طبیعی ماهیان ژورژ کوویه در 1828 دانست .

 

بارون جورج کوویه در ماه 13 مه 1832 رخ در نقاب خاک کشید در حالی که یکی از پر بار ترین دانشمندان تاریخ بود . شناخت زندگی سیاسی و علمی وی نیاز به نوشتن کتابهای گوناگون و صرف وقت بسیار دارد .

 

                                                                                                     بدرود

 

ماهی ناشناسی لاسپد

کنت برنارد لاسپد

به نام یزدان پاک و با درود

 

تاریخچه ایکتیولوژی 7 : ماهی ناشناسی لاسپد

 

    آشیل والنسینس یا آشیل والانسیئن  ( 1794 - 1848 ) Achille Valenciennes ، جانورشناس فرانسوی ، یکی از چهره های موثر در تاریخچه ماهی شناسی است .

اگر نبوغ فرا تر از تصور ژورژ کوویه نبود ، بی شک نام  Valenciennes بسیار شناخته تر از این می بود .

والانسیئن ، که تحصیلش در کولژرووان بر اثر فوت پدرش که در موزه تاریخ طبیعی پاریس کار می کرد نیمه کاره مانده بود ، در سمت "دستیار" و سپس " کمک طبیعیدان " در موزه به کار پرداخت .

کرسی تدریس درباره کرمها ی حلقوی ، نرم تنان و جانوران گیاهی شکل را در موزه به دست آورد .

مهم ترین کار علمی والانسیئن یاری به کوویه در تهیه 8 جلد کتاب تاریخ طبیعی ماهی ها در زمان حیات استاد بود .

و از آن مهم تر ، آشیل والانسیئن  14 جلد دیگر کتاب تاریخ طبیعی ماهیان را پس از مرگ جورج کوویه ، به تنهایی منتشر نمود و با این کار نام خود را در تاریخ علم ثبت نمود .

 

پس از والانسیئن در تاریخ ماهی شناسی با کنت برنارد لاسپد روبرو می شویم :

 

    برنار ژرمن اتیئن دو لاویل سور ایون کنت دو لاسپد (  1756 - 1825 )  یا

Étienne de La Ville-sur-Illon Comte de  Lacépède Bernard Germain یا به اختصار     G. E. Laceped  B. ، طبیعی دان و سیاستمدار فرانسوی است که تحقیقات نوینی در مورد ماهیان و خزندگان انجام داد.

وی با نوشتن کتابهایی چون Essai sur l'électricité naturelle et artificielle یا     Essay on Natural and Artificial Electricity در 1781 در مورد الکتریسیته و همچنین  Physique générale et particulière یا General and Particular Physics در 1782 تا 1784 در مورد فیزیک ، طبیعیدانان و دانشمندان زمان خود را شگفت زده نمود .

 

                               تصویر کنت برنارد لاسپد

 

او همچنین کتابی 18 جلدی با نام  Histoire générale physique et civile de l'Europe نوشت که در 1826 و پس از مرگش انتشار یافت و از کتبیست که نتیجه تلاش های وی در دوران پایان زندگیست .

او همچنین در موسیقی نیز دارای مهارت بود .

 

    لاسپد (لسپد ، لیسپد) با پی گیری های پدرش تحصیلاتی خصوصی و موفق نمود و پس از فعالیت در موزه تاریخ طبیعی و همکاری با بوفون از علاقه خود به علوم زیستی و جانوران آگاه  شد .

وی در دوران انقلاب موضع گیریهای سیاسی داشت . لاسپد در 1799 به عضویت سنای فرانسه در آمد و  حکومت "دیرکتوار" او را به عنوان عضو انستیتوی جدید فرانسه بر گزید .

او سرهنگ افتخاری یک هنگ آلمانی (که هرگز آن را ندید ) بود .

لاسپد پس از کامل کردن کتاب تاریخ طبیعی ، به امور اجتماعی گرایش یافت و پس از سقوط ناپلئون ( کسی که احترام بسیار به کوویه می گذاشت ) به اپینه رفت و در آنجا به تحقیق در مورد نوشته های اخلاقی و تاریخی پرداخت .

 

 

    بوفون (  Buffon ) طبیعیدان ، ریاضیدان ، زیست شناس ، کیهان پژوه و نویسنده مشهور فرانسوی از لاسپد برای ادامه کار در مورد کتاب " تاریخ طبیعی " یا        "Histoire Naturelle " دعوت نمود .

این کتاب که به صورت سری و هر بخش مربوط به یکی از رده های حیات منتشر می شد  مورد علاقه بسیار لاسپد قرار گرفت .

لاسپد به کمک بوفون ، "تاریخ طبیعی چهارپایان تخم گزار" (  1788 ) با عنوان اصلی : Histoire naturelle des quadrupèdes ovipares  و با نام انگلیسی :                       " Natural History of Oviparous Quadrupeds " را کامل نمود که به شرح خزندگان و دوزیستان می پرداخت .

سپس کتاب " تاریخ طبیعی مارها " (1789) یا Histoire naturelle des serpents با نام انگلیسی   Natural History of Snakes را تهیه کرد که پس از درگذشت بوفون انتشار یافتند .

 

    لاسپد در سال 1798 نخستین جلد از کتاب 5 جلدی "تاریخ طبیعی ماهیان " یا    Histoire naturelle des poissons (  Natural History of Fishes ) را به چاپ رساند و جلد پنجم آن در 1803 منتشر گردید .

 

                        جلد کتاب تاریخ طبیعی ماهیان لاسپد

 

لاسپد در سال 1804 کتاب " تاریخ طبیعی نهنگها " یا Histoire des cétacés یا  Natural History of Cetaceans را به زیور طبع آراست و کار بوفون را کامل نمود .

 

           شاید از کتاب تاریخ طبیعی نهنگها

 

متأسفانه اتیئن لاسپد ، کتاب تاریخ طبیعی ماهیان را بر اساس یادداشتهای نیمه کاره و با تکیه بر آنچه به یاد داشت ( Memory ) تنظیم نمود .

 

به قول Moyle ؛ به نظر می رسد که بیشتر وقت جانشینان او صرف این امر شد که اشتباهاتی را که او انجام داده بود ، تصحیح کنند !

 

Much of his immediate successors time seems to have been spent correcting the errors he made !

 

 

 

برخی معتقدند که اگر انقلاب فرانسه رخ نمی داد و تحقیقات لاسپد را متوقف نمی کرد ، جایگاه وی در ماهی شناسی آنقدر پیشرفت می نمود تا از آوازه نام بلوخ و کوویه بکاهد !

 

                  تاریخ طبیعی نهنگها ؟

 

   بی.جی ئی لاسپد در 6 اکتبر سال 1825 در Epinay  چشم از جهان فرو بست .

                                                                                                   بدرود