سه تا موش داشتن برای هم خالی ميبستن اولی ميگه من روزی سه كيلو مرگ موش با نون پنير ميخورم - دومی ميگه من روزی صد تا دراز نشست روی تله موشا ميرم - سومی كم مياره يهو موبايلش زنگ ميخوره الكی ميگه اومدم اومدم ازش ميپرسن چی شده؟ ميگه: والا بچه ها گربه فراری پيدا كردن دنبال مكان ميگردن!
مداحه داشته تو مراسمی میخونده آی ی ی اون نانجیب شمشیر رو شمشیر رو پرت میکنه طرف امام حسین! همهمه نترسید نترسید امام حسین جاخالی داد!
ترکه می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه نوشته ظرفیت آسانسور شش نفر. با خودش میگه حالا من پنج نفرو از کجا بیارم!!!
ترکه باباشو میکشه میره مرحله بعد! از رشتيه ميپرسن از افتخارات شما چيه ؟ میگه اين كه فرزند سه شهيدم !
يه بار يه انگشتره ميره قزوين النگو بر ميگرده!
یه روز یه سوسکه میره توی چاه فاضلاب بعدش میگه: منو این همه خوشبختی محاله محاله!
تو جاده چالوس تابلو زده بودن از غیرت خود بکاهید!
یه یارو کرده رو میخواستن شکنجه بدن ، شلوار استریج پاش میکنن!
نظر بدهید.