چرا امام حسين به عراق رفت؟
بـرتـريـن كـسـى كـه به اين پرسش پاسخ مى دهد، خود امام حسين (ع ) است . آشنايى با ابعاد اين پاسخ و تعيين عواملى كه امام (ع ) را ودار كرد تا به جاى هر شهر ديگرى عراق را انـتـخاب كند، از خلال حبت وجود بررسى همه تصريحات امام (ع) در اين باره ، از آغاز قـيـام مقدسش با خوددارى از بيعت با يزيد پس از مرگ معاويه در برابر وليد بن عقبه ، والى وقـت مـديـنـه ، تـا آخـرين ساعت هاى زندگى شان در كربلا در احتجاج هايى كه بر ضّد دشمنان اندكى پيش از آغاز جنگ در روز عاشورا كردند، ممكن و ميسور است .
در پرتو دسته بندى تصريحات امام (ع ) بر اساس نوع اشاره اى كه در آنها آمده است ، مـى تـوان عـوامـلى را كـه امـام (ع ) وادار بـه ايـن رفـتـن كـرد بـر شـمـرد. آن عوامل اين ها است :
- عراق ، مهد تشيع و كانون مبارزه با حكومت اموى
- عراق ، قتلگاه برگزيده
- نامه هاى كوفيان پس از مرگ معاويه
- اجراى فرمان رسول خدا(ص )
بخاطر اينکه امکان توضيح همه اين موارد در اينجا ممکن نيست، اجبارا فقط به توضيح يک مورد اکتفا مي کنيم:
عراق ، قتلگاه برگزيده
هـنـگـامى كه امام (ع ) آهنگ خروج از مدينه كرد، امّ سلمه نزد وى آمد و گفت : ((فرزندم ، مرا بـا رفـتـن خـود بـه عـراق انـدوهـگـيـن مـسـاز، زيـرا از جـدّت رسـول خـدا(ص ) شـنـيدم كه مى فرمايد: فرزندم ، حسين (ع ) در سرزمين عراق ، در جايى موسوم به كربلا كشته مى شود!)) حضرت در پاسخ وى گفت : ((مادرم ، به خدا سوگند، من روز كشته شدنم را مى دانم و مى دانم كه چه كسى مرا مى كشد و مى دانم كه در كجا به خـاك سـپـرده مـى شـوم . مـن مـى دانم كه اهل بيت و نزديكان و شيعيانم را چه كسى مى كشد، مادرم ، اگر بخواهى قبر و آرامگاه خويش را به تو نشان مى دهم !))
در روايـت ديـگرى آمده است كه به امّ سلمه فرمود: ((به خدا سوگند، من اين چنين كشته مى شوم و اگر به عراق نروم باز هم مرا خواهند كشت ...))
به چندين سند نقل شده است كه چون محمد حنفيه آن حضرت (ع ) را از رفتن به كوفه باز داشـت ، فـرمـود: ((بـه خـدا سوگند اى برادر، چنانچه در لانه جنبنده اى از جنبندگان زمين باشم ، مرا بيرون خواهند آورد تا بكشندم .))
در روايـت ديـگـرى آمـده اسـت كـه بـه ابـن زبـيـر فـرمـود: ((اگـر در سـاحـل فـرات به خاك سپرده شوم ، نزد من محبوب تر است از آن كه در آستانه كعبه دفن گـردم .)) و يـا ايـن كـه فـرمـود: ((اگـر در بـيـابان طف كشته شوم ، نزد من محبوب تر از آن است كه در حرم به قتل برسم .))
ايـن روايـات ـ و نـظـايـر آن ـ بـراى ما روشن مى سازد كه آن حضرت از همان آغاز سرزمين عراق را به عنوان قتلگاه خويش برگزيده بود.
راز مـطـلب هـم در ايـن اسـت كـه آن حـضـرت پـس از اتـّخاذ موضع اصولى خويش مبنى بر خـوددارى از بـيـعـت بـا يزيد، مى دانست كه به ناچار كشته خواهد شد، به عراق برود يا نـرود؛ و تـصـمـيـم خـردمـنـدانـه ايـن بـود كـه امـام (ع ) بـراى قـتـل خويش بهترين شرايط زمانى و مكانى و روانى و اجتماعى را برگزيند؛ و از اين راه مـظـلومـيـت خـويـش را آشـكـار و دشـمـنـانش را رسوا گرداند و اهداف خويش را نشر دهد و با هـرآنـچـه در تـوان دارد در راه تـحقق اين هدف حركت كند. زيرا كه امام (ع ) از همان آغاز مى دانـسـت كـه كوفيان به عهد و پيمانشان وفادار نخواهند ماند و او را خواهند كشت ، چنان كه فـرمـود: ((ايـنـهـا نـامـه هـاى اهـل كـوفـه اسـت كـه بـرايـم فرستاده اند، اما من آنان را جز قاتل خود نمى بينم ...))
ايـن بـود كـه ـ در پـرتـو مـنـطـق شـهـيـد پـيـروز ـ آهـنگ عراق كرد و براى رفتن به آنجا پـافـشارى مى نمود زيرا كه آنجا را برترين زمين براى قتلگاه خود برگزيده بود؛ و عراق آماده دگرگونى در نتيجه حادثه عظيم عاشورا بود و شيعيان در آن روز در سرزمين عراق از هر سرزمين اسلامى ديگر بيشتر بودند و اين سرزمين همانند شام از نظر تبليغى و روحى بسته دست امويان نبود؛ بلكه شايد عكس آن درست باشد. اين حقيقت را وقايع پس از عـاشـورا تـاءيـيـد كـرد و درستى اين ديدگاه را به اثبات رساند. شايد راز نهفته در كلام آن حضرت به ابن عياش كه پرسيد: ((اى پسر فاطمه آهنگ كجا دارى ؟)) همين باشد. آنجا كه فرمود: ((عراق و شيعيانم )) و نيز به ابن عباس فرمود: ((گريزى از عراق نيست ))

فقط 21 روز تا محرم حسين (ع) باقي مانده