بخواهیم
| گزارش از کارگاه مدیریت تحول دختران و مادران |
|
|
|
انسان ها از زمان تولد تحت تاثیر رفتار و افکار والدین قرار می گیرند و این تاثیرات تا زمانی که شخص به بلوغ فکری برسد، وجود دارد، اما پس از آن می تواند تغییر کند. اگر شخص خواهان تغییر در زندگی باشد و اعتقاد به امکان تغییرپذیری داشته باشد، این تغییر در رفتار و فکر او به وجود می آید، اما برای بیشتر افراد سخت است که تغییرپذیری را در مورد خود قبول کنند. آنها می پندارند همه می توانند متحول شوند به جز آنها. در حالی که انسان انعطاف پذیر است و به راحتی خود را با مسائل موجود در جامعه منطبق می کند. انسان باید بپذیرد چه نوع تغییری در رفتار و عادت های خود می خواهد به وجود آورد. پس برای عملی ساختن آن تصمیم، تمام انرژی خود را برای آن مصرف می کند. در گذشته انسان ها همه چیز را تکرار می کردند، بنابراین اتفاق تازه ای نمی افتاد. تغییر و تحول در انسان موضوعی بود که در قالب یک کارگاه آموزشی در فرهنگسرای دختران برگزار شد و دکتر سعید بهزادی روان شناس درباره آن سخنرانی کرد. سعید بهزادی، مشاور خدمات مشاوره و روان شناختی می گوید: 50 سال پیش هر کس شبیه مادر خودش بود. انسان ها از گذشته حرکت می کردند، دور می زدند، دوباره به همان نقطه می رسیدند. همچنان که شیوه استفاده از دامن در مزرعه تغییر نمی کرد: شیوه تربیت هم عوض نمی شد. همه چیز تکرار می شد. تکرار نوع تربیت کودکان، تکرار نوع ازدواج، تکرار نوع ساختمان. امروزه تغییرات بیشتر، ولی ظاهر آن عوض شده است. مثلا زن قدیم لجبازی می کرد، زن جدید هم لجبازی می کند، ظاهر آن عوض شده ولی خود لجبازی عوض نشده است. وی افزود: انسان امروز، هر چه روی خط گذشته پیش برود اتفاقی نمی افتد. باید رفتار و شخصیت خود را تغییر دهیم. یکی از راه ها این است که از دیگران بخواهیم در مورد ما نظر بدهند. کاری که در کارگاه های آموزشی انجام می دهیم. مهناز، یکی از مادرانی که به کارگاه آموزشی مدیریت تحول در فرهنگسرای دختران آمده است. می گوید: تصویر می کنم این کلاس ها در رابطه من با همسرم و فرزندانم اثر مثبت داشته باشد. البته بستگی به گیرایی خود فرد هم دارد. انسیه هم از تاثیر کلاس ها در زندگی شخصی اش راضی است و می گوید: نوع رفتاری که با خانواده ام داشتم بهتر شده، توانستم به خواسته هایی که داشتم برسم، در رفتارم نسبت به پدرم تاثیر خوبی داشت. بهزادی، مشاور کلاس، از بچه ها خواست چیزی را که دوست دارند در خود تغییر دهند و بگویند. بچه ها این عنوان ها را مطرح کردند: اعتماد به نفس پایین، کم کاری، ضعف در قدرت تصمیم گیری، نداشتن آرامش، حساسیت نسبت به دیگران، لجبازی، عصبانیت، دید منفی، نه گفتن. این نشان دهنده این بود که همه می دانند باید تغییر کنند، عادت های بد خود را شناسایی کرده اند، اما راه نجات از آن را نمی دانند. در واقع هیچ کس بهتر از خود شخص نمی تواند مسوولیت رشد و تکامل خودش را به عهده گیرد. انسان انتظار دارد همه چیز عوض شود ولی دنیا عوض نمی شود خود افراد باید عوض شوند. با رفتار گذشته، نمی توان به آینده وارد شد بهزادی معتقد است که چیزهایی مانند، اخلاق، پدر، مادر، جامعه و جهان بیرون از ما هستند و عوض نمی شوند. در مقابله با آنها دو واکنش وجود دارد؛ تحمل و پذیرش. انتخاب بچه های کارگاه، پذیرش بود. بهزادی گفت: بار عاطفی تحمل، منفی است. حس بدی به انسان می دهد، اما مفهوم پذیرش این است که واکنش ما نسبت به مسائل می تواند تغییر کند. ما باید بپذیریم خیلی چیزها تغییر نمی کند. مثلا رفتار پدر تغییر نمی کند، پس ما باید واکنش خود را عوض کنیم. شیوه های رفتاری باید عضو شود. غیرممکن است با رفتار گذشته، بتوان به آینده وارد شود. انسیه می گوید: سعی کردم رفتار پدر و مادرم را تغییر دهم، وقتی موفق نشدم، رفتار خودم را تغییر دادم. شیما گفت: وقتی دیگران عصبانی ام می کنند داد می زنم. بهزادی می گوید: دیگران عوض نمی شوند و دوباره تو را عصبانی می کنند تا به حال واکنش تو دادزدن بود، ولی شیما انسان آینده است. تا امروز مثل مادرش بوده، اما می خواهد تغییر کند. بعضی افراد نمی خواهند تغییر کنند. عامل بازدارنده، خودشان هستند. دوست دارند نقش قربانی را بازی کنند. همان گونه که مادران و مادربزرگ هایشان بوده اند. اما انسان امروز و انسان آینده، انسان عامل (عمل کننده) است. می گوید: این من هستم که سرنوشتم را تعیین می کنم، نه شانس و نه کس دیگری. یکی از دخترها می گوید: وقتی به گذشته نگاه می کنم، می بینم هر کجا که ذهنیت «می توانم»، را در خودم تقویت کرده ام توانسته ام پیشرفت کنم. بهزادی از بچه ها خواست کاری را که تابه حال نکرده اند، انجام دهند. الهام، دختری است که تاکنون در جمع صحبت نکرده است. بهزادی خطاب به بچه ها گفت: الهام می خواهد تغییر کند و در جمع صحبت کند. تحول برای او، از این لحظه شروع می شود. الهام در مورد کسانی صحبت کرد که سعی در از بین بردن اعتمادبه نفس او در درس خواندن داشته اند، ولی او با اهمیت ندادن به حرف های آنها، در امتحان جامع علمی کاربردی، جزء نفرات اول شد زمانی که الهام روی صندلی اش نشست احساس خوبی داشت، یک قدم به سوی تحول پیش رفته بود. |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۵ ساعت 10:36 توسط بهنام
|