ارزش غذایی ماهی

ارزش غدايي ماهي

ماهی

ماهي ماده غذايي مفيدي است كه در مناطق شمالي و جنوبي كشورمان يعني مناطقي كه در كنار دريا واقع شده‌اند، جزو مواد اصلي و اساسي برنامه غذايي مردم اين مناطق محسوب مي‌شود.


ماهي داراي ارزش تغذيه اي بسيار بالايي است و اكثر مواد مغذي مفيد و ضروري براي انسان را به تنهايي داراست. ولي ويژگي مخصوص ماهي كه آن را بين ساير مواد غذايي حائز اهميت خاص ساخته است، نوع چربي موجود در آن است.

ماهي و محصولات دريايي با وجود آن كه جزو مواد غذايي حيواني هستند، ولي از نظر تركيب چربي با ساير مواد حيواني متفاوت‌اند. چربي موجود در مواد غذايي حيواني به طور عمده حاوي تركيباتي به نام اسيدهاي چرب اشباع شده هستند كه اين تركيبات موجب بالا بردن كلسترول و ساير چربي‌هاي نامطلوب خون مي‌شوند.

بنابراين افراط در مصرف چربي‌هاي حيواني، سلامت قلب و عروق را به خطر انداخته و در نهايت منجر به سكته‌هاي قلبي و مغزي مي‌شود. ولي ماهي و آبزيان با وجود آن كه از دسته مواد غذايي حيواني هستند با اين حال نوع چربي موجود در آنها مشابه مواد گياهي است و از اسيدهاي چرب اشباع نشده به نام امگا 3 در آبزيان وجود دارد كه اثرات بسيار مهمي‌در سلامت انسان به عهده دارد و در پيش‌گيري از بسياري از بيماريها و كنترل و كمك به بهبود اختلالات و عوارض مختلف نقش مهم و سازنده‌اي به عهده دارد.

جالب است بدانيم كه چربي موجود در بافت‌هاي ماهي و آبزيان تنها موجب افزايش كلسترول و ساير چربي‌هاي نامطلوب خون و عوارض قلبي و عروق كمك مؤثري نيز مي‌كند. ماهي از منابع بسيار خوب پروتئين محسوب مي‌شود. پروتئين موجود در ماهي از نظر كميت و كيفيت قابل توجه است، بدين معني كه پروتئين موجود در ماهي به شكلي است كه به آساني در دستگاه گوارش هضم و جذب مي‌شود و به طور تقريبا كامل در بدن به مصرف مي‌رسد.

ماهي يكي از منابع خوب آهن است و آهن در خونسازي و همچنين در حفظ مقاومت بدن در برابر ميكروب‌ها نقش مهمي‌به عهده دارد. آهن موجود در ماهي به گونه‌اي است كه جذب آن در دستگاه گوارش آسان بوده و به خوبي در بدن به مصرف مي‌رسد. علاوه بر آن آهن موجود در ماهي، جذب آهن منابع گياهي را هم افزايش مي‌دهد بنابراين نقش مهمي‌در پيشگيري از كم خوني ناشي (لينك)از فقر آهن به عهده دارد.

ماهي حاوي مقدار قابل توجهي ويتامين‌هاي گروه "B" در تنظيم فعاليت سلول هاي عصبي و در نتيجه در سلامت سيستم عصبي و نيز در سلامت پوست تاثير دارند. همچنين بعضي از انواع ويتامين‌هاي گروه "B"در خون سازي نيز مؤثرند. بنابراين با مصرف ماهي مي‌توانيم به سلامت اعصاب، شادابي، طراوت پوست و پيشگيري از كم خوني كمك كنيم .

ماده مغذي ديگري كه در ماهي به مقدار كافي وجود دارد روي(لينك) مي‌باشد. روي يك ماده مغذي است كه در رشد كودكان و نوجوانان و نيز در بلوغ جنسي نوجوانان تاثير مهمي‌دارد. كمبود اين ماده مغذي در دوران رشد موجب كوتاهي قد و در صورت كمبود شديد باعث كوتولگي مي‌شود. همچنين در دوران بلوغ منجر به تاخير در بلوغ جنسي مي‌شود. ماهي اين ماده غذايي مفيد با دارا بودن روي به ميزان كافي مي‌تواند به رشد و تنظيم بلوغ جنسي كمك كند.

ماهي از منابع غني فلوئور در سلامت و استحكام دندان‌ها و در پيشگيري و پوسيدگي دندان تاثير مهمي‌دارد. پس با مصرف ماهي مي‌توانيم به سلامت و استحكام دندان‌هاي خود كمك كنيم فلوئور همچنين در پيشگيري از استئوپروز يا پوكي استخوان(لينك) مؤثر است.

ماهي دريا از بهترين منابع يد به حساب مي‌آيد. يد يكي از مواد مغذي است كه تاثير مهمي‌در سلامت انسان دارد. يد در رشد اثرات قابل توجهي دارد و كمبود آن موجب اختلال در رشد و كوتاهي قد مي‌شود. بنابراين مصرف ماهي به مقدار كافي در دوران رشد ضروري است. يد همچنين در تكامل سيستم عصبي نقش مهمي‌دارد و چنانچه خانم‌ها در دوران بارداري مبتلا به كمبود شديد يد باشند، كودكانشان علاوه بر اختلال در رشد جسمي‌دچار عقب افتادگي ذهني نيز مي‌شوند و اين مشكل تا آخر عمر گريبان‌گير آنان خواهد شد. همچنين كمبود يد در شير مادر مي‌تواند منجر به اختلال در رشد جسمي‌ و ذهني كودك شيرخوار بشود.
 

مصرف ماهي "2" تا"3" بار در هفته در برنامه غذايي مادران باردار و شيرده مي‌تواند اثرات مثبتي در رشد جسمي‌و ذهني جنين و نوزاد داشته باشد. نقش ديگري كه يد در سلامت انسان به عهده دارد تاثير آن در متابوليسم مواد انرژي‌زا است. كمبود يد موجب كاهش متابوليسم مواد انرژي‌زا در بدن

شده و در نتيجه منجر به افزايش وزن و چاقي مي‌شود. يد در توليد مثل نيز مؤثر است و افراد مبتلا به گواتر ناشي از كمبود يد دچار اختلال در توليد مثل خواهند شد. مصرف ماهي و آبزيان مي‌تواند نياز انسان را به يد تامين كرده و از بروز عوارض ناشي از كمبود يد پيش‌گيري كند.

ماهي از منابع خوب فسفر محسوب مي‌شود. فسفر ماده اي است كه همراه كلسيم در سلامت و استحكام استخوان ها تاثير مهمي‌دارد. ماهي‌هايي كه با استخوان مصرف مي‌شوند مانند ماهي كيلكا و ساردين علاوه بر خواصي كه براي انواع ماهي‌ها ذكر شد حاوي مقدار قابل توجهي كلسيم نيز مي‌باشند. بنابراين در رشد، استحكام و سلامت استخوان‌ها و دندان‌ها مؤثرند.

ماهي و آبزيان با داشتن خواص تغذيه‌اي بسيار خوب مي‌توانند قسمت اعظم نيازمندي‌هاي تغذيه‌اي ما را تامين كنند. علاوه بر آن به علت داشتن تركيبات خاصي كه در چربي بدن آنها وجود دارد در پيشگيري از بسياري امراض و كنترل و درمان بيماري‌هاي مختلف نقش مهمي‌به عهده دارند.

ساردين ، ماهي هاي چرب آبهاي عميق:

فوايد آن شامل تامين اسيدهاي چرب ضروري است که براي تکامل سيستم عصبي و سلامت مغز و اعصاب لازم است و براي زنان حامله و شيرده بسيار توصيه مي شود و تاثير آن در درمان افسردگي به اثبات رسيده و همچنين حاوي اسيدهاي چرب امگا 3 است.

آيا ماهي منبع خوبي براي چربي هاي امگا-3 است؟

 ماهي ها، بخصوص ماهي هاي آبهاي سرد، ماهي هاي چربي دار (با چربي زياد) نظير سالمون، ساردين، ماهي تن و ماهي قزل آلا بدن انسان را در مقابل بيماري هاي قلبي محافظت مي نمايد. اسيدهاي چرب ضروري موجب جلوگيري از لخته شدن و چسبيدن پلاكتهاي خوني (بفرم پلاكهاي غني از كلسترول) به سطح داخلي عروق ميگردند.

اكثر حملات قلبي به علت ايجاد لخته هاي خوني در سرخرگها و سياهرگها - و جلوگيري از جريان مناسب خون در رگها-  صورت مي پذيرد. اسيدهاي چرب امگا-3 همچنين مي توانند در كاهش التهاب در بيماريهايي نظير آرتريت روماتوئيد نقش داشته باشند.

 

بدن تمام ماهي هاي آبهاي عميق حاوي چربي هاي امگا-3 ميباشد. بدن ميگو، خرچنگ دريايي و صدف خوراكي نيزبه اندازه ماهي آبهاي آزاد حاوي اسيدهاي چرب امگا-3 ميباشد. ماهي هاي غير پرورشي اسيد چرب امگا-3 خود را بواسطه خوردن جلبكها و پلانكتونها و ماهي هاي

ديگر بدست مي‌آورند. اگر رژيم غذايي ماهي هاي پرورشي حاوي اسيدهاي چرب امگا-3 نباشد رشد اين ماهي ها متوقف ميشود به همين علت پرورش دهندگان ماهي اين ماده مغذي را به غذاهاي ماهي مي افزايند. از اين رو ميتوان گفت كه  ماهي هاي پرورشي و دريايي از لحاظ مقدار اسيد هاي چرب امگا-3 تفاوتي با هم ندارند.

بجز گربه ماهي هاي پرورشي براي بدست آوردن چربي هاي امگا-3 حتما مجبور نيستيد ماهي بخوريد. شما ميتواند اين ماده مغذي را با خوردن مواد غذايي نظير غلات و حبوبات كامل مانند دانه هاي سويا(روغن گيري نشده) و دانه ها و مغزها بدست آوريد. دانه هاي بذر كتان غني ترين منبع غذايي اين ماده هاي مغذي هستند. جيوه حاصل از آلودگي هوا ، بواسطه باران وارد رودخانه ها و اقيانوس ها شده و بوسيله باكتريها به متيل جيوه تبديل ميشود و ماهي ها بواسطه خوردن جلبكها و پلانكتونها اين ماده غذايي را دريافت مي نمايند. تقريبا بدن تمام ماهي ها حاوي متيل جيوه يا Methyl Mercury ميباشد كه اين ماده شيميايي ميتواند منجر به بروز آسيب هاي عصبي بخصوص در كودكان گردد. ماهي هاي بزرگتر حاوي مقادير بيشتري از اين ماده شيميايي مي باشند.

ناهنجاری

ناهنجاریهای فک و دهان در ماهیان قزل الای رنگین کمان پرورشی

َ
 

ناهنجاریهای مادرزادی (Congenital malformations) در ماهیان وحشی، پرورشی و همچنین اعضاء سایر گروهای مهره دار رخ می دهد. شیوع این ناهنجاریها در یک جمعیت معمولا کم بوده، و ماهیانی که به شدت مبتلا باشند معمولا در ابتدای زندگی تلف می شوند.
ناهنجاریها ممکن است نتیجه سایر مشکلات و بیماریها باشد که اساسا ریشه ژنتیکی دارند یا اینکه ممکن است نتیجه یک یا چند عامل محیطی از جمله سطوح پایین اکسیژن محلول، عدم تعادل غذایی، سوء مدیریت، اسیدی بودن اب، صدمات محیطی، فلزات سنگین و عوامل عفونی یا مواد شیمیایی تراتوژنیک (Teratogenic) مانند سم مالاشیت گرین (Malachite green) یا ارگانوفسفات ها (Organophosphates) و سایر شرایط تنش زا باشد.با این حال تاثیر بسیاری از این عوامل محیطی هنوز به اثبات نرسیده است.

شکل 1- تغییر شکل فکین در ماهیان قزل آلای رنگین کمان پرورش



ممکن است واکنشها و تاثیرات متقابل بین این عوامل پایه ای موجب این ناهنجاریها شود به گونه ای که این پیچیدگی باعث می شود علت دقیق بسیاری از این ناهنجاریها را نتوان به یک عامل خاص نسبت داد.
بنابر این در هاله ای از ابهام باقی می ماند.


ناهنجاریهای فک و دهان عموما باعث تغییر استخوانهای کاسه چشم شده که این تغییرات باعث عیوب چشم (Ophthalmic defects) وایجاد اگزوفتالمی (بیرون زدگی کره چشم) یا کوچکی چشم خواهد شد.

ماهیانی که دارای چنین وضعیتی هستند به صورت طبیعی تغذیه می کنند اما با مقایسه با سایر ماهیان از رشد کمتری برخودار می باشند، لذا ارزش بازاری کمتری دارند.

شکل 2- تغییر شکل فکین در ماهیان قزل آلای رنگین کمان پرورش




ناهنجاریهای شدید در معاینه ظاهری قابل مشاهده است.
ناهنجاریهای ذیل در سال 1379 در استانهای مختلف کشور مشاهده شد.


1- تغییر شکل فکین Jaw deformity
تغییر شکل فکین در مرکز تکثیر و پرورش استان های لرستان، چهارمحال و بختیاری، اذربایجان غربی و فارس مشاهده شد
(شکل 2 و1) که احتمالا عوامل وراثتی عامل مولد این گونه تغییرات می باشد.این ناهنجاری ها در ماهیان مولد به شکل شدید دیده می شوند.
تشخیص این عارضه بر اساس مشاهدات بالینی می باشد.

شکل 3- دهان دوتایی یا مضاعف در ماهیان قزل آلای رنگین کمان پرورش




2- دهان دوتایی یا مضاعف Double – mouth Deformity
دهان دوتایی یا مضاعف در 80 درصد ماهیان یکی از مزارع پرورشی استان لرستان که تخم چشم زده از مرکز تکثیر واقع در استان اذربایجان غربی وارد کرده بود مشاهده شد (شکل 3 و 4 )
حالت مشاهده شده احتمالا شامل جابه جا شدن (تغیر مکان) انتهای پائینی قوس لامی به سمت پائین و عقب به داخل شکافی در کف دهان می باشد. شکاف در کف دهان ممکن است به عنوان دهان داخلی عمل کند یا به صورت یک زائده باقی بماند.
ماهیان مشاهده شده در شرایط مناسبی بودند.

3- کوتاهی فک یا براکیگناتیا Brachygnathia
اینگونه ناهنجاریها به شکل نادر در مراکز پرورشی استانهای لرستان و فارس دیده شد.

شکل4- دهان دوتایی یا مضاعف در ماهیان قزل آلای رنگین کمان پرورش


کوتاه شدن ارواره زیرین (Foreshortened maxillara) یا استخوان پیشانی (Frontal) باعث کوتاهی فک خواهد شد.(شکل 5)
تشخیص بر اساس مشاهدات بالینی می باشد.

به دلیل کامل نبودن سیستم ایمنی لاروها همچنین به لحاظ اهمیت شکل فیزیکی غذا و مانده گاری عناصر مغذی در داخل خوراک در مراحل پخت، لازم است خوراک لاروها از کارخانجات مخصوص ابزیان تهیه شود.
این مراقبت ها در مراحل لاروی باعث افزایش ایمنی و مقاومت در برابر ضایعات ایجاد شده از اینگونه تغییرات خواهد شد.
به نظر می رسد اکثر بد شکلی های مشاهده شده مربوط به نواقص ژنتیکی مولدین باشد.
لذا برای پیشگیری از خسارت های غیر قابل جبران لازم است مولدین مراکز تکثیر مورد بررسیهای ژنتیکی و مرفولوژیک قرار گیرند و تمامی جوانب پرورش لارو و انتخاب بهترین مولد را مورد برسی قرار دهند.

شکل 5- کوتاهی فک یا براکیگناتیا در ماهیان قزل آلای رنگین کمان پرورش


دکتر علی اسدزاده منجیلی
کارشناس ارشد تغذیه و بهداشت ابزیان سازمان شیلات ایران


منابع:
1-سلطانی، مهدی (1380) بیماریهای ازاد ماهیان – انتشارات دانشگاه تهران. ص 369-368.
2-Bruno D.W. and Poppe T.T.(1994) – A colour Atlase of Salmonid Disease Academic Press PP.114-115



3-Noga E J : Fish Disease:diagnosis and treatment. (1996) Mosby-Year Book Inc. PP. 242-243

ماهیگیری

ماهيگيري پايدار

ماهيگيري پايدار

 

مقدمه
امروزه، ماهي بيشترين درصد پروتئين مورد مصرف توسط انسان را درجهان تامين مي نمايد. البته ممكن است اين حقيقت بزودي تغيير نمايد،چون عمده صيد جهاني درسطوحي بالاترازحداكثر ميزان مجاز برداشت صورت مي پذيرد و بسياري ازمناطق به شدت دچارصيد بي رويه مي باشند. بيش از 70% از صيد جهاني بطور بي رويه بهره برداري مي گردد كه ابن امر سلامت، اقتصاد ومعيشت جوامع را در سراسر دنيا تهديد مي نمايد. تخمين زده مي شود كه ناوگان صيد جهاني 250% بزرگتر از آن حدي مي باشد كه اقيانوس مي تواند بطور پايدار توليد نمايد.
موضوعاتي وجود دارد كه به منظور حفظ ذخاير ماهي به عنوان يك منبع طبيعي بايد در اسرع وقت مورد توجه ( نظارت) قرار گيرد.
.1صيد بي رويه :
صيد بي رويه، كه بطور رسمي چنين تعريف مي گردد: "موقعيتهايي كه يك يا چند ذخيره ماهي توسط فعاليتهاي ماهيگيري به زير سطوح از پيش تعريف شده قابل قبول كاهش مي يابد.".
بدين معني است كه ذخايرماهي تا حدي تهي مي گردند كه قادر به بهبود دوباره خود نخواهند بود. در مناطقي نظيرساحل غربي كانادا و ساحل شمال غربي آمريكا گونه هاي خاصي تا حد نابودي صيد شده اند كه پيامد آن سبب گشته است جمعيت هاي صيادي كه به اين ذخاير تكيه دارند نيز متلاشي شوند.
دربرخي موارد، ذخاير تهي شده ماهي به حال اول برگشته اند، اگرچه، اين مسئله فقط زماني ممكن است كه اكوسيستم گونه ها دست نخورده باقي بماند. اگر تهي شدن گونه ها سبب ايجادعدم تعادل در اكوسيستم گردد، نه تنها برگشت گونه هاي تهي شده به سطوح پايدارمشكل مي گردد، بلكه گونه هاي ديگري كه به ذخاير تهي شده وابسته هستند ممكن است دچار عدم تعادل شده وبدين ترتيب مشكلات بيشتري را سبب گردند.
راه حل ها :
دستيابي به توافقات ازطريق دادوستدهاي دولتي، به صيادي در كشورهاي درحال توسعه كمك مي كند تا با كشورهاي ثروتمند به توافقات بهتري برسند كه به حفاظت ازمحيط دريايي و تامين معاش جوامع صيادي كمك خواهد كرد.اين جوامع محلي براي حفظ سلامت و معاش خود به صيد ماهي تكيه دارند.
ناوگانهاي صيد خارجي عظيم و قدرتمند ازكشورهاي ثروتمند، مي توانند حقوق مردم محلي را پايمال كنند، ذخايرماهي را تهي ساخته و از طريق منقطع كردن زنجيره غذايي سبب خسارت بيشتري به محيط دريايي شوند.هرچقدرذخاير بيشتري ازماهي ها دچارصيد بي رويه گردند، مكان هاي صيد بيشتري بايد درآبهاي پرتوليد كه تا آنوقت به سرعت تهي شده اند جستجو گردد.
صنعت غذاي دريايي نظيرهمه صنايع، ازبازاربزرگي برخورداراست. مصرف كنندگان غذاي دريايي بطورفزاينده اي درحال آگاه شدن ازتهديدهاي ذخايرجهاني ماهي مي باشند.
ولي هنوزآگاهي بيشتري مورد نياز مي باشد بنابراين بازارخواستارمحصولات پايدارناشي ازصيدهايي با مديريت خوب مي باشد. مداخله بالقوه نيرومندي توسط سازمان هايي نظيرانستيتو اقيانوس آبي (Blue Ocean Institute ) وآكواريوم خليج مونتري (Monterey Bay Aquarium )جهت كمك به مصرف كنندگان انجام مي شود.
اين امرازطريق انتشار راهنماهاي غذاي دريايي صورت مي- پذيرد تا مصرف كنندگان در زمان خريد غذاهاي دريايي انتخابي آگاهانه داشته باشند.
به علاوه، اخيرا" قوانيني تصويب شده است كه از فروشندگان ماهي مي خواهد تا منبع غذاي دريايي را تعيين نمايند. برخي بازارهاي فروش جزيي نظير Whole Foods Marketازطريق افزايش آگاهي و مطلقا" فروش محصولاتي كه صيدي با مديريت خوب داشته اند متعهد شده اند منابع اقيانوسي راحفظ نمايند. سازمان هايي نظير W W F با شركتهايي نظير Unilever كه يكي از بزرگترين كمپاني هاي غذايي مصرف كننده جهان است كار كرده اند تا انجمن دريايي استوارت شيپ Marine Stewardship Council )) ، (MSC) را كه مكانيسمي براي شناسايي و تضمين ماهيگيري پايدار فراهم مي سازد تشكيل دهند.
MSc به عنوان يك موسسه خيريه جهاني ومستقل كه اداره مركزي آن در لندن است براي ترويج ماهيگيري دريايي پايدار تلاش مي كند و مسئوليت مناسب بودن روش هاي صيد از نظر محيطي، مقدارمنفعت اجتماعي آنها وقابليت دوام اقتصادي اين روش ها را عهده دار است.
اين امرتوسط گروهي از استانداردها، اصول وضوابطMSC براي ماهيگيري پايدار وبه جهت ارزيابي وتضمين صيد انجام مي گردد.اين استانداردها بر اساس داده هاي علمي بنا شده اند و ازطريق سهامداران وابسته گسترش يافته اند. گواهينامه هاي سه بخشي جهت ارزيابي محصولات تضمين شده MSC مورداستفاده قرار مي گيرد."مهر تاييد" MSC به مصرف كنندگان اجازه مي دهد تا ماهي و ديگرغذاهاي دريايي را ازمنابعي با مديريت خوب خريداري نمايند.
2. حفاظت و روش هاي مديريتي ناكافي
از آنجا كه اقيانوس ها بسيار وسيع هستند وهنوز بطور كامل كشف نشده اند بنظر آسيب ناپذير مي آيند، بهرحال دانستن اينكه منابع اقيانوسي محدود است و تهي شدن اين منابع فراتر ازسطوح پايدار، برگشت ناپذير خواهد بود روزبه روز اهميت بيشتري مي يابد.
صيد بي رويه نه تنها سبب تهي شدن ذخاير انفرادي ماهيان مي گردد، بلكه سبب ازهم گسيختگي زنجيره هاي غذايي و كل اكوسيستم اقيانوس مي گردد. مديريت اين اكوسيستم ها كه با مديريت گونه هاي هدف به تنهايي، متفاوت است موارد ذيل را تامين مي نمايد:
. حفظ جمعيت هاي گونه هاي هدف تا قادر به انجام نقش طبيعي خود در اكوسيستم ونرخ پايدار توليد مثل باشند.
. حذف استفاده ازابزارصيدي كه سطح بالايي از صيد ضمني ويا صيد اتفاقي از گونه هاي غير هدف را دارند.
. محصورساختن محوطه هاي تغذيه ، پرورش و تخمريزي جهت محافظت از اكوسيستم هاي دريايي.
راه حل ها :
اتحاديه اروپا، خط مشي صيد مشترك اروپايي ( European Common Fisheries Policy ) ((CFP را بنا نهاده است. اين خط مشي از طريق مديريت بهتر صيد وارتباط با ديگر دولت ها و بازارهاي ملي براي تضمين نمودن پايداري، خواستار جلوگيري از صيد بي رويه مي باشد. راه حل ديگرايجاد مناطق ممنوعه صيد ومناطق حفاظت شده دريايي است كه براي كمك به تجديد ذخاير ماهيان تجارتي جهت حفظ پايداري طولاني مدت ، ماهيگيري در آنها ممنوع شده است.
200 مايل منطقه انحصاري اقتصاديExclusive Economic Zones) ) در دهه 1970 بنا نهاده شد تا ازمنابع صيد دركشورهاي درحال توسعه حفاظت نمايد. شناورهاي خارجي براي بدست آوردن حق دستيابي به آب هاي داخل محدوده EEZ اقدام به معامله مي نمايند. متاسفانه، در حاليكه اين امربه كشورهاي درحال توسعه و جوامع ماهيگيري آنها كمك مي نمايد، شق ديگر مسئله براي شناورهاي خارجي، صيد در آبهاي دور و تهي ساختن ذخايراين كشورها يا اعمال صيد غير قانوني خواهد بود.
توافقنامه هاي دستيابي به EEZ ازطريق مذاكرات بيشمار براي صدورمجوز صيد براي قايق هاي خارجي درآب هاي اين كشورها مشكل اخيررا كمرنگ كرده است. با اين وجود، دستيابي به توافقنامه ها سبب تداوم يافتن كمك به صيد بي رويه وتهديد امنيت غذايي كشورهاي درحال توسعه مي گردند.بنابراين در اين راستا مذاكرات منصفانه تروپايدارتري مورد نياز است.
ماهيگيري پايداردرآمريكا توسط قانون ماهيگيري پايداردستورداده شده است. درسال 1996 سرويس ماهيگيري دريايي ملي به روز شد وبه قانون مديريت و حفاظت ماهيگيريMagnuson اصلاح گرديد.
3. فقدان زيستگاه ها(به عنوان نتيجه روشهاي زيان آورصيد) كه سبب كاهش برخي از جمعيتهاي ماهيان گشته است
كاهش يا حذف روش هاي مخرب براي دستيابي به صيد پايدار، اساسي مي باشد. ترال كف، زيستگاه ها را ويران مي كند. بسياري ازعمليات هاي ماهيگيري نظيرتورهاي سرگردان، لانگ
لاين وصيد با سيانيد، براي زيستگاه ها ويران كننده هستند وفاقد صيد هدف مي باشند. گم شدن يا دور ريختن ابزارصيد نيزسبب تخريب زيستگاه هاي آبي مي گردد.
ترال درآب هاي عميق بويژه براي اكوسيستم ها زيان آوراست. زيرا كل محيط را از موجودات زنده خالي مي سازد ازجمله مرجان هاي آب هاي عميق اقيانوس را. تداوم برهنه ساختن مناطق دريايي عميق ممكن است سبب گردد تا گونه ها قبل از اينكه شانس شناسايي علمي را پيدا كنند منقرض شوند.
صيد غيرقانوني نامنظم و گزارش نشده (IUU) نيز، براي محيط دريايي وگونه هاي وابسته به آن مخرب مي باشد.
استفاده ازسيانيد يك روش معمول براي صيد زنده ماهي هاي آبسنگ ها جهت مراكز فروش غذاهاي دريايي و آكواريوم ها مي باشد. دراين روش، صيادان سيانيد را به درون آبسنگ ها و مكانيكه ماهي بدنبال پناهگاه است مي پاشند، ماهي ها گيج شده و صيد آن ها براحتي صورت مي پذيرد.
سيانيد سبب سمي شدن آبسنگ ها مي شود وديگر ارگانيسم هاي آبسنگ ها را نيزاز بين مي برد. كمترازنصف ماهياني كه با سيانيد صيد مي گردند به قدر كافي زنده مي مانند تا به آكواريوم ها يا رستوران ها فروخته شوند.
اين روش بطور گسترده اي در جنوب شرقي آسيا مورد استفاده قرار مي گيرد وبه قسمت هاي ديگر دنيا كه تقاضاي بازار براي ماهي هاي زنده آبسنگ هاي مرجاني سبب ايجاد انگيزه در ماهيگيران محلي شده است، درحال گسترش است. ماهي هاي زنده بسيارسود آورترهستند و به آكواريم هاي تجاري وفروشگاه هاي لوكس ماهي در آسيا فروخته مي شوند.
راه حل ها:
يك مهلت قانوني براي متوقف ساختن ترال عمقي كه روشي مخرب مي باشد، لازم است. خسارت وارد آمده به مرجان هاي قسمت عميق دريا و گونه هاي كشف نشده بسياروسيع است.
دولت هاي ملي وسازمان غذا وكشاورزي ملل متحد، يك طرح بين المللي عملي را بر صيد IUU گسترش داده است، اما با اين حال مانيتورينگ و اجراي بهتري مورد نياز مي باشد.
روش هاي صيد ديگري كه در آن ماهي ها زنده بمانند وهمچنين تصويب قوانيني كه روش مخرب صيد توسط سيانيد را متوقف سازد مورد نياز است.
مصرف كنندگان از طريق خريد ماهي هاي آكواريمي از خرده فروشاني كه ماهي هاي صيد شده توسط سيانيد را خريداري نكرده اند مي توانند كمك بزرگي كنند. اين امر به سود مصرف كنندگان نيز مي باشد زيرا اكثريت ماهي هاي آبسنگي كه به اين روش صيد شده اند درخلال چندين هفته از بين خواهند رفت.
4. كمك هاي مالي دولت ها
دولت ها براي شيلات كمك هاي مالي فراهم مي كنند تا آنها از طريق تهيه شناورهاي جديد و بهسازي قايق هاي موجود، كمك هزينه هاي سوختي، منافع مالياتي وحمايت هاي شغلي قادربه افزايش ظرفيت صيد ناوگان هايشان گردند.ژاپن بزرگ ترين دولت كمك خرج دهنده به صنعت ماهيگيري اش است و هر ساله 3-2 بيليون دلارآمريكا تهيه مي نمايد.هدف ازاين كمك هزينه ها، حمايت ازصنعت ماهيگيري در اين كشورها مي باشد.اگر چه، شيلات اين كشورها با افزايش ظرفيت صيد كه سبب بهره برداري بيش از اندازه از ذخاير ماهيان تجارتي مي گردد و همچنين افزايش مقدار مواد زائد كه بواسطه افزايش صيد ضمني توليد مي شود، بيش ترخسارت مي بيند تا فايده.
راه حل ها :
جهت دهي هاي دوباره به اين سرمايه ها براي استفاده درراه توسعه مديريت ماهيگيري به مقدارزيادي به كاهش فشارصيد برذخاير تهي گرديده كمك مي نمايد وازطريق نگهداري ذخيره براي آينده به اين صنعت كمك مي نمايد. دراروپا، كمك هزينه ها جهت حمايت ازتهيه قايق هاي جديد يا بهسازي قايق هاي موجود، در حال كاهش است و تغييرات دراقدامات اجتماعي، نظير آموزش دوباره ماهيگيران براي بكارگماشتن در شغلي ديگردرحال افزايش مي باشد.
سازمان هايي نظيرWWF براي پايان دادن به كمك هزينه هاي دولتي كه ازروش هاي ضعيف صيد حمايت مي كنند در حال كار با سازمان تجارت جهاني هستند

ماهیان1

ماهيان زينتي; 2 - مارماهيان Spiny ( خاردار )

ماهيان زينتي; 2 - مارماهيان Spiny ( خاردار )  



مارماهيان Spiny ( خاردار ) كه به مار ماهيان مرداب نيز مشهورند، از اعضاء خانواده Mastacembelidae هستند. آنها در كشورهاي هند, پاكستان, سري لانكا, بنگلادش, نپال, ميانمار, تايلند, مالزي, ويتنام و اندونزي پراكنش يافته اند. مارماهيان خاردار, مار ماهيان حقيقي نيستند اما به دليل شباهت آنها به مار ماهي به اين نام خوانده مي شوند.

بدن كشيده شبيه مار با پوزه گوشتي دراز و باله دمي گرد كه از باله هاي پشتي و مخرجي مجزا است. رنگ بدن , قهوه اي متمايل به زرد كه با نوارها يا لكه هاي سياه متمايز شده اند. به دليل زيبايي, ساختار بدني باريك و كشيده, رنگارنگ بودن و رفتار شوخي آميز آنها بيشترين تقاضا را در عرصه تجارت ماهيان زينتي در دنيا دارند. مارماهيان خاردار بسيار مستعد بيماريهاي قارچي و باكتريايي هستند، بنابراين نياز به مراقبت ويژه پس از صدمات وارده خواهند داشت تا از شيوع بيماريها جلوگيري شود. اين ماهيان در آبهاي لب شور و شيرين زندگي مي كنند. از بين 12 گونه شناخته شده 2 گونه Macrognathus aculeatus و Mastacembelus armatus از جايگاه مهمي در بازار ماهيان زينتي برخوردارند.

گونه Macrognathus aculeatus عموماً مارماهي طاووس يا مار ماهي خال خالي ناميده مي شود. اين ماهي داراي بدني بدون پوشش فلس دار و به رنگ قهواه اي روشن بوده و در قسمت فوقاني و بالاي باله پشتي داراي 4 خال حلقه اي و گرد مي باشد. هر دو باله دمي و پشتي داراي نوارهاي زيبايي هستند.


حداكثر اندازه آنها زمانيكه كاملاً رشد كرده اند به 30 - 25 سانتيمتر مي رسد. عادات غذايي شبانگاهي دارند يعني با چال كردن خودشان زير لايه هاي پر از سنگ و ماسه يا صخره ها پنهان شده و به هنگام شب يا صبحدم براي خوردن غذا بيرون مي آيند. فاكتورهاي آب شاملPH خنثي تا كمي قليايي( 2/7 = PH )و درجه حرارت بين 24 تا 26 درجه سانتيگراد مي باشد. اين ماهيان گوشتخوار بوده و ماهيان نابالغ از غذاي زنده نظير بچه ميگو و انواع كرمها بخصوص كرمهاي سياه تغذيه مي كنند و پس از رشد كافي مي توانند از ماهيان كوچك تغذيه كنند. در محيط بسته مي توان آنها را تكثير كرد اما مشكل است در جوانترها جنسيت آنها را تشخيص داد. عموماً در ماهيان هم سن و سال ماده ها كمي بزرگتر از نرها هستند.

به هنگام تكثير شكم ماهي ماده متورم و به رنگ سبز كم رنگ در آمده و بر جستگي مخرجي كاملاً مشخص است. ماده ها بين 800 تا 1000 تخم بزرگ و شفاف مي گذارند. تخم ها در مدت 3 روز هچ مي شوند. بچه ماهيان از ناپلي Cyclops تغذيه مي كنند.

گونه Mastacembelus armatus , عموماً به زبان تجاري مارماهي tire track يا مار ماهي زيگزاكي و يا مار ماهي خاردار آتشين ناميده مي شود. اغلب در نهرها و رودخانه ها در زير لايه هاي سنگي, ماسه اي و يا زير صخره ها در كشورهاي آسيايي از پاكستان تا ويتنام و اندونزي يافت مي شوند.

به عنوان يك عضو از خانواده Mastacembilidae يك رديف خار در پشت بدنشان دارند. اين ماهي علاقه مندان زيادي دارد و براي اضافه كردن به داخل آكواريوم بزرگ مناسب است. بدن كشيده با رنگ قهواه اي طلايي و داراي 2 رديف خطوط زيگزاكي طويل به رنگ قهوه اي سير است كه كم و بيش به طرحهاي مشبك شباهت دارد. باله هاي پشتي, مخرجي و دمي به شكل يك واحد يكپارچه عقب بدن را احاطه كرده اند.

حداكثر اندازه آن 90 سانتي متر است. آنها غالباً در زير لايه هاي سبز يا زير صخره ها پنهان شده و شب و يا صبحدم براي تغذيه بيرون مي آيند. بنابراين محل هاي مخفي در آكواريوم براي نگهداري آنها مناسب است. فاكتورهاي آب شامل: PH بين 5/6 تا 5/7 و درجه حرارت 22 تا 28 درجه سانتيگراد است.اين گونه دهان كوچكي داشته و از كرمها و لاروهاي پشه تغذيه مي كند. ممكن است از بعضي غذاهاي خشك نظير پلت ها و كرمهاي خوني خشك شده و فريز شده نيز استفاده كنند. تكثير آنها در آكواريوم و يا در محيط بسته ممكن نيست و معده ماده ها زمانيكه براي تخم ريزي آماده مي شوند بزرگتر است.

پيوست 1 : گونه Mastacembelus armatus
پيوست 2 : گونه Macrognathus aculeatus

ماهیان زینتی

آشنايي با ماهيان زينتي: گلاس فيش يا ماهيان شيشه ا

آشنايي با ماهيان زينتي: گلاس فيش يا ماهيان شيشه اي

 

مقدمه

گلاس فيش يا ماهيان شيشه اي متعلق به خانواده Chandidae يا Ambassidae شامل همه ماهياني است كه داراي بدن شفاف مي باشند . آنها بومي آسيا به خصوص پاكستان ، هند ، نپال ، بنگلادش ، ميانمار و تايلند بوده و تا اندازه 9-8 سانتي متري رشد مي كنند . بدن ماهي بسيار كوچك بوده و داراي نقاط سياه و قرمز بر روي فلس ها است . نخاع ماهي از ميان بدن آن قابل مشاهده مي باشد . اين ماهيان به آرامي در آبها ، چشمه هاي تميز ، كانالها ، استخرها و در شاليزارها شنا مي كنند . آنها شناگرهاي ماهري در سطح مياني آكواريم ها بوده و در اسارت در صورت ايجاد شرايط مناسب آب ، در سلامت كامل خواهند بود .
كيفيت پايدار آب ، درجه حرارت و سطوح PH از شرايط زيستي اين ماهيان مي باشد . دماي آب بين 30 – 26 درجه و PH 8/6 و 7 مناسب است . بعضي از گونه هاي گلاس فيش در آبهاي لب شور نيز زندگي مي كنند . ماهيان اهلي زندگي گروهي را ترجيح مي دهند . تمايل آنها به گاز گرفتن باله هاي ساير ماهيان به خصوص اگر محل زندگي به اندازه كافي بزرگ نباشد ، زياد است . در محيط وحشي آنها گوشتخوار بوده و به همين دليل به غذاي گوشتي تحت شرايط آكواريوم علاقمندند .

Parambassis_gulliveri


با وجود اينكه گيلاس فيش هاي وحشي تقريبا شفاف هستند ولي اغلب به منظور تجارت ، مواد رنگي غيرسمي به دليل ايجاد رنگ هاي نئون درخشان به ماهي تزريق مي شود كه دوام رنگ تا 4-3 ماه مي باشد . عمليات رنگ كردن موجب استرس ماهي شده و مستعد بيماري مي شوند و نيز تزريقات منجر به تلفات شديد ماهي مي گردد . بررسي اخير در كشور انگلستان نشان مي دهد كه بالغ بر 40% گلاس فيش هاي رنگي به ويروس لنفوسيت ها معروف به قارچهاي پنبه اي مبتلا مي شوند .
آنها با تتراها ، بارب ها ، راس بوراس ، ماهي رنگين كمان ، live bearers ، گورامي و كت فيش سازگار هستند . بيماري مرسوم آنها پوسيدگي باله ها و آلودگي پوستي است . 4 گونه از اين ماهيان شامل : Chanda ranga , C lala , C nama & C baculis عموما" براي تجارت در نظر گرفته مي شوند .

Parambassis_ranga


گونه Chanda ranga معرف به گلاس فيش هندي يا گلاس perch هندي داراي بدني فشرده از پهلو ، گاهي اوقات داراي اشكال تخم مرغي مي باشد . پيشاني ماهي برجسته ، پشت ماهي كماني شكل داراي 2 باله مجزا به اضافه يك باله بلند مخرجي است . بدن شفاف ماهي در بازتاب نور به رنگ كهربايي مايل به سبز رنگين كماني مشاهده مي شود . باله ها شفاف هستند . رنگ بدن بستگي به محل زندگي ماهي دارد . آنها تحت شرايط نورهاي فرابنقش يا در آكواريوم هاي مدرن داراي لايه هاي تاريك با بهترين رنگ قابل مشاهده اند . حداكثر اندازه قابل دسترسي 9 سانتي متر است . آنها به آب با شرايط PH بين 5/8 – 7 و دماي بين 30- 28 درجه نياز دارند و اضافه كردن 5/1 – 1 % نمك به آب ايده آل است .نرها داراي رنگ زرد بيشتري هستند و در فصل تخم ريزي ، رنگ آبي رنگين كماني در حاشيه باله هاي پشتي ديده مي شود .

Parambassis_rangaGrpVert


C lala معروف به گلاس فيش هندي در نواحي خليج دهانه رودخانه ها كشور هند ، تايلند و ميانمار يافت مي شوند . ماده ها برخلاف نرها داراي رنگ آبي در حاشيه باله هاي پشتي و مخرجي نمي باشند . اين ماهيها در دنياي وحش در گروههاي بزرگ ديده مي شوند به همين دليل بهتر است به صورت گروهي در آكواريوم نگهداري شوند . سختي متوسط آب با PH بيش از خنثي ( 5/7 – 2/7 ) و دماي آب بين 26 – 24 درجه ( 25 درجه ايده آل است ) براي اين گونه مناسب است . آنها غذاي زنده را به جاي غذاهاي پولكي و پلت ترجيح مي دهند . اين گونه در آكواريوم حاوي گياهان آبي به دليل شرايط مناسب آب تكثير مي يابد .
C nama معروف به glass-perchlet دراز يا گلاس فيش هندي بومي خليج دهانه رودخانه ها در شبه قاره هند مي باشند . در تجارت ، بيشتر گونه هاي اين ماهي را با رنگهاي فلورسنت رنگ مي كنند . سختي متوسط آب با PH كمي بيش از خنثي براي آنها مناسب است . دماي آب مي تواند بين 28 – 26 درجه باشد اما در هر صورت آنها در محيط هاي سردتر يا گرم تر بخوبي سازش مي يابند . به دليل لب شور بودن اين ماهي ، آب با شوري پايين براي آنها مناسب است . نرها داراي باله هاي كمي بلندتر و رنگ هاي روشنتري مي باشند . اين نوع ماهي در شرايط اسارت تكثير مي يابد .

Parambassis_rangaLymph


C baculis با عنوان گلاس فيش Burmese كوچكترين آنها در بين گلاس فيش ها است . آنها صلح جو اما خجالتي بوده و محل هاي آفتابي را ترجيح مي دهند . كمي شوري آب با PH 7 و دماي 27-24 درجه براي آنها مناسب است . آنها شناگرهاي سطوح مياني آب و گوشتخوارند . تغذيه با غذاهاي پولكي براي آنها مشكل است . حداكثر اندازه آنها 4 سانتي متر است.

فاکتور

فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی در پرورش ماهیان دریایی

فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی در پرورش ماهیان دریایی

در یک مفهوم کلی ، کیفیت آب ، بوسیله متغیرهای فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی که برای هر استفاده خاص روی مطلوبیت آب اثری می گذارند ، تعیین می شود .

در پرورش ماهی ، کیفیت آب به این صورت تعریف شده است :
مطلوبیت آب برای بقا و رشد ماهی و معمولاً این مطلوبیت تحت تاثیر چند متغیر است ( 6 ) . حال تامین کیفیت و کمیت مناسب آب یکی از الزامات اولیه برای انتخاب مکان و برای مدیریت تولید آبزی پروری می باشد ( 7 ) . برای کمک به پرورش دهنده ماهی و آگاهی او از ویژگیهای کیفی آب مورد پرورش ماهی هدفهای زیر در این پروژه دنبال می شود :

1- تعادل ماهی در آب
2- منابع تامین آب
3 – مقدار آب
4 – فاکتورهای فیزیکی آب
5 – فاکتورهای شیمیایی آب

بعلت اینکه ماهی بطور کامل وابسته به سطوح بالائی آب برای تنفس ، تغذیه ، رشد ، دفع مواد زائد ، نگهداری تعادل نمک موجود در بدن ، و تولید مثل می باشد پس دانستن ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آب در موفقیت آبزی پروری نقشی بسیار حیاتی دارد . برای رسیدن به میزان رشد مطلوب ، آب ، موفقیت یا شکست یک پروژه آبزی پروری را تعیین می کند ( 8 ) .



تیلاپیا

پرورش تیلاپیا

شناسایی
تیلاپیا عضو خانواده cichlidae بوده و دارای مشخصه های زیر می باشد.:
- باله پشتی بلند دارند.
- باله ها خارهای تیز داند.
- باله سینه ای و لگن نزدیک به سر هستند.
تیلاپیاها بومی آفریقا و خاورمیانه می باشند. آنها اصولا از طریق معرفی برای پرورش مصنوعی در نقاط مختلف پراکنده شده اند و اخیرا در همه قاره های گرمسیری یافت می شوند. امروزه تیلاپیا به یکی از مشهورترین ماهیان برای پرورش در سراسر دنیا تبدیل شده و در آفریقا، اروپا، سراسر اقیانوس آرام، چین، اسرائیل، آمریکا و دریای کرائیب پرورش می یابد.

رده بندی
تا اواخر سال 1970 تمامی تیلاپیاها فقط در یک جنس (دسته) به نام Tilapia طبقه بندی می شوند. اما اخیرا بیشتر زیست شناسان بر طبق رفتار تخم ریزی آنها را در سه دسته Tilapia، Saratherodon و Oreochromis طبقه بندی کرده اند.
گونه های تیلاپیا در کف بستر استخر لانه سازی کرده و از تخم و بچه هایشان در لانه ها مواظبت می کنند. آنها دارای اندامهای درشت و خارهای آبششی کمی بوده و اصولا علفخوار و میکروفیتوپلانکتون خوار هستند. از جمله Tilapia zilli، Tilapia rendalli گونه های Sarotherodon تخم ها و لاروهای خود را در دهان تیلاپیای نر گذاشته و نگهداری می کنند. آنها دندانهای ریز و خارهای زیادی داشته و همه چیز خوار هستند. از جمله sarotherodon galilaeus.
جنس oreochromis بهترین گونه ها را برای آبزی پروری شامل می شوند. آنها عادات غذایی مشابه به گونه های sarotherodon دارند. تخم ها و بچه ماهیان انگشت قد این جسن در داخل دهان ماده هایشان رشد می کنند. از جمله Oreochromis niloticus و Oreochromis mossambieus البته همه زیست شناسان این طبقه بندی را نپذیرفته اند.

دلایل انتخاب تیلاپیا برای پرورش
فاکتورهای زیر دلایل سادگی پرورش تیلاپیا هستند:
1) مقاومت بالا در برابر بیماریها و در آبهای دارای کیفیت پایین
2) سازگاری و عادابته شدن با شرایط متنوع زیست محیطی
3) قابلیت تبدیل ضایعات کشاورزی – دامی و آلی به پروتئین با کیفیت بالا
4) میزان رشد بالا
5) رشد آسان و سریع در پرورش متراکم
چرخه زندگی تیلاپیای نیل به صورت زیر می باشد:
1. نرها آشیانه سازی کرده (یا یک ناحیه از کف تانک یا سرح دارای روزنه های ریز از تور قفس را تحت قلمرو خود قرار می دهند) و با رفتار عاشقانه ماده های بالغ را به داخل لانه جذب می کنند.
2. ماده ها تخم را در داخل آشیانه یعنی محلی که می توانند با نرها لقاح یابند رها کرده و بلافاصله آنها را به داخل دهان می کشند.
3. نرها جذب ماده ها را به درون آشیانه ادامه می دهند تا زمانیکه ماده های تخم ریزی کرده برای گذراندن دوره رشد تخم هایشان از لانه خارج و دور شوند.
4. تخم ها بعد از پنج روز در دهان ماده ها هچ می شوند (بستگی به دمای هوا دارد) و بچه ماهیان تازه هچ شده تا زمانیکه کیسه زرده شان جذب شود در دهان باقی می مانند.
5. سرانجام بچه ماهیان نورس برای بدست آوردن غذا به خارج از دهان شنا می کنند. اما به محض روبرو شدن با علائم خطر دوباره به درون دهان برمی گردند.
6. به محض اینکه بچه ماهیان نورس به حد کافی رشد کردند (به اندازه دهان مادر شدند) همگی مستقل شده و به سمت آبهای گرم و پناهگاهها از جمله لبه های استخر شنا می کنند.
7. تخم های ماده ها به محض اینکه گروه قبلی نوزادشان رشد یابند دوباره مستعد رویش و لقاح می شوند. یعنی بعد از یک دوره استراحت حدود 4 هفتگی دوباره به تخم می رسند.
نکات قابل ملاحظه ای در این زمینه وجود دارد.
• در مورد اغلب گونه های Oreochromis برای رسیدن به قابلیت تخم ریزی لازم است دمای آب به بالای 32 درجه سانتی گراد برسد، چنانچه دما در تمام طول سال بالای 22 درجه سانتی گراد باشد تخم ریزی ادامه می یابد و در صورتیکه به زیر 22 درجه نزول یابد تخم ریزی بصورت فصلی انجام خواهد شد.

ماهي تيلاپيا


• نرها نقشی در مسئولیت نگهداری و مراقبت از بچه ها ندارند و می توانند در یک زمان با تعداد متعددی از ماده ها در کار تکثیر شرکت کنند. بنابراین نسبت جنسی در یک تخم ریزی در استخر می تواند حتی بیشتر از 7 ماده به 1 نر باشد.
• اندازه دهان ماده می تواند تعداد بچه ماهیان نورس حاصل از تخم ریزی را تخمین بزند. ماده های بزرگتر تعداد تخم بیشتری می گذارند. بطور کلی تعداد بچه ماهیان نورس حاصل شده می تواند بین 100 تا 500 قطعه باشد.
• تخم ها نسبتا بزرگ هستند و بچه ماهیان نورس بزرگتی نیز تولید می شود که در اولین تغذیه نیاز به غذای زنده ندارند.
• حذف تخم ها یا بچه ماهیانی که زودتر از موقع مورد نظر رسیده اند از میان سایرین، میزان فرآوری را افزایش می دهد.
• در شرایط نامطلوب گونه هایی چون oreochromis mossambicus می توانند در اندازه کوچک (10 گرمی) حدود 4 تا 6 ماه بعد از هچ شدن به بلوغ جنسی برسند. این مطلب منجر به افزایش بیش از حد جمعیت ماهیان کوچک و غیر قابل فروش در استخر می شود.
• در یک جمعیت بالغ تیلاپیا، ماده ها مرتبا توانایی تکثیر مجدد را دارند و در طی این دوره توانایی غذاخودن را ندارند. به این معنی که نسبت رشد نرها خیلی بیشتر از ماده ها می باشد.

روشهای پرورش
تیلاپیا در سالهای 1950 و 1960 به عنوان یک ماهی شگفت انگیز به بسیاری از کشورها معرفی شد. اما به دلیل حاصل شن تجربیات بد حاصل از تخم ریزی زیاد آن در استخرها و حاصل شدن ماهیان ریز و کم ارزش هنگام صید، بسیاری از پرورش دهندگان از پرورش آن منصرف شده و آن را یک ماهی هرز نامیدند.
این تصور علی رغم این حقیقت که روشها و تکنیکهای دام پروری در بیش از 20 سال گذشته تحول عظیمی در پرورش تیلاپیا ایجاد کرده اند و آن را به یکی از مهم ترین ماهیان استخوانی قابل پرورش در جهان تبدیل کرده اند، هنوز در بعضی لحاظ باقی است.
چهار شیوه ذخیره سازی و هچ کردن بیش از سایرین موجب بوجود آمدن این تغییر بودند:
• ذخیره سازی گونه های خوب مانند oreochromis niloticus به جای orechromis mossambicus
• دستکاری جنسی بچه ماهیان جوان
• دورگه گیری یا هیبریداسیون
• تغییر هورمون جنسی
شیوه های ذخیره سازی
آسان ترین راه برای بهبود عملکرد، انتخاب بهترین گونه تیلاپیا است.
O. mossambicus اولین گونه تیلاپیا است که در سراسر جهان پراکندگی دارد. اما بیشترین خصوصیات نامطلوب را نیز داراست. تخمهایشان دارای اندازه بسیار کوچک هستند، به سختی رشد کرده و سایز قابل فروش بازاری (g 100+) می رسد.
O.mossambicus به O.niloticus یکی از دلایل اصلی تولید شگفت انگیز در کشورهایی چون تایوان و فیلیپین است.

دستکاری جنسی جوانها
تفاوتهای بارز و آشکاری بین جنسهای نر و ماده در گونه های تیلاپیا وجود دارد. از جمله این تفاوتها شکل اندام تناسلی، ریخت شناسی باله ها و رنگ بالغ ها می باشد. تشخیص جنسی ماهیان بزرگ نسبت به ماهیان کوچک راحت تر است. بصورتیکه اندام تناسلی آنها کاملا قابل رویت است. کارگران ماهر و زبردست در هچری ها می توانند بیش از 95 درصد جمعیت نر را به 5 تا 7 سانتی متر برسانند. این مسئله به استفاده از ذره بین و نیز ابزار رنگ کننده (جوهر، مالاشیت گرین و ... ) برای علامت گذاری و مشخص کردن اندام تناسلی کمک می کند.
دستکاری جنسی نیازمند یک سری تجهیزات پیشرفته نوزادگاهی برای پرورش بچه ماهیان نورس تا مرحله تولید بچه ماهیان انگشت قد پیشرفته که قادر به فعالیت جنسی در وزن حدود 20 گرمی باشند، دارد. ماهیان دارای این سایز قادر به مقاومت در ماقبل استرسها، دستکاریها و شکارچیان هستند. اما به هر حال این روش یک فعالیت نسبتا کم راندمان برای تولید جمعیت تمام نر است. بطوریکه نیمی از ماهیان غیر قابل قبول هستند. ماده های بدرد نخور را می توان فروخت یا به مصرف خوراکی رساند.

تيلاپياي موزامبيكي



دورگه گیری (هیبریداسیون)
ژنتیک تیلاپیا بسیار پیچیده می باشد. دروگه گیری بین گونه ای ممکن است گاهی اوقات به تولید بچه هایی با نسبت جنسی متفاوت (بیشتر نر نسبت به ماده یا بیشتر ماده نسبت به نر) بیانجامد. بیش از 25 ترکیب هیبریدی متفاوت از تیلاپیاها تولید 80% نر را نشان می دهد. (این یک اتفاق دلخواه برای پرورش دهندگان است. زیرا نرها نسبت به ماده ها سریعتر رشد می کنند).
اصولات از دورگه گیری استفاده تجاری نمی شود. زیرا بجز نسبت جنسی حاصل مطلب زیاد دیگری در مورد خصوصیات دورگه های متولد شده هنوز کشف نشده است.
O.hornorum تنها گونه شناخته شده ای است که در اثر ترکیب شدن با O.niloticus یاO.mossambicus جمعیت تمام نر تولید می کند.
ماده O.niloticus و نر O.aureus جمعیت دورگه های 80 تا 90 درصدی نر تولید می کنند که قدرت رشد را از O.niloticus و تحمل در برابر سرما را از O.aureus به ارث برده اند.

تغییر هورمونهای جنسی

این روش یک شیوه موثلر گران قیمت برای تولید جمعیت تمام نر (100% نر) است. در این روش به یک تانک یا قفس توری کوچک نیاز است تا بچه ماهیان در مرحله جذب کیسه زرده یا اولین تغذیه در آن جمع شوند.
(چنانچه یک هفته از این مرحله بگذرد بچه ماهیان نورس بصورت ماهیان ماده منتشر و رها سازی می شوند).
بچه ماهیان نورس درون تانک باید از غذاهای حاوی هورمونهای تغییر دهنده جنسیت تغذیه شوند. غذا باید بلافاصله توسط بچها ماهیان نورس خورده شود. در این صورت آنها دارای شرایط مناسب خواهند شد.
در ادامه به روش آماده سازی غذاهای حوی هورمونهای جنسی اشاره شده است.
1. مخلوط کردن 30 تا 70 میلی گرم هورمون (میتل یا اتی نیل تستسترون در 700 میلی لیتر اتانول 95%)
2. افزودن 700 میلی لیتر هورمون حلال به هر کیلوگرم از غذای مناسب مورد نظر
3. به خوبی مخلوط و خشک کردن
4. افزودن مکمل ها
5. قرار دادن در فریزر یا جای خنک (در صورتی که غذا بلافاصله مصرف نشود).
6. خوردن غذا به میزان 10- 30% از وزن بدن در روز، به دفعات حداقل 4 بار در روز و به مدت 21 تا 28 روز این کار ادامه یابد.
افزایش تولید تخم تیلاپیا
اگرچه تکثیر (تخم گذاری) تیلاپیا به طور کثیری در استخرهای بدون مدیریت و غیر قابل کنترل انجام می گیرد. اما فرآوری پایین آن به این معناست که پرورش این ماهی برای تبدیل بچه ماهیان نورس به بچه ماهیان انگشت قد نیاز به سرمایه گذاری دارد. سیستم هایی که برای این کار استفاده می شوند شامل استخرها، تانکها و قفسهای توری کوچک هستند. سیستم های تکثیر این ماهی وابسته به رفتار طبیعی آن است. متاسفانه ماده های گربه ماهی یا کپور هر کدام تولید تخم نسبتا کمی می کنند و برای باروری و تکثیر مصنوعی مناسب نیستند.

سیستم های تکثیر

1) استخرهای بدون مدیریت و غیر قابل کنترل شایع ترین سیستم های مورد استفاده جهت تفریخ تیلاپیا هستند. این استخرها نیاز به مدیریت اندکی داشته و تولیدات آنها نیز کم است.
(1تا 2 بچه ماهی نورس در هر مترمربع در ماه یا 5 بچه ماهی نورس به ازاری هر ماده در ماه)
2) استخرهای قابل کنترل معمولا دارای طراحی و مدیریت پیشرفته هستند. این استخرها به صورتی ساخته می شوند که می توانند از عمیق ترین نقطه به طور کامل تخلیه شوند. در این سیستم ها پررورش دهنده بر کیفیت آب، کود دهی، مدیریت، غذادهی (استفاده از غذاهای مکمل) مؤثر است. ماهیان 100 تا 200 گرمی به میزان 1 تا 3 ماهی در متر مربع و با نسبت جنسی 1 نر به 3 ماده برای تولید گونه های خالص یا 1:1 برای دورگه گیری ذخیره سازی می شوند. آنها باید تا 15 بچه ماهی نورس در هر متر مربع در ماه یا 100- 35 بچه ماهی نورس به ازاری هر ماده در ماه تولید کنند. تولیدات می تواند با افزایش تعداد ماهیان درشت تر در استخرهای بزرگتر، افزایش دفعات صید و استفاده از روشهای متفاوت برای جمع آوری بچه ماهیان نورس افزایش یابد.

تيلاپياي خالدار


چنانچه مولدین 1 تا 5/1 کیلوگرمی استفاده شده و بچه ماهیان نورس هر 17 تا 19 روز جمع آوری و برداشت شوند، تولید تا 45 بچه ماهی نورس در هر متر مربع در ماه یا 380 بچه ماهی نورس به ازای هر ماده در ماه افزایش می یابد. همچنین بهتر است بچه ماهیان نورس بطور روزانه توسط یک تور دستی از لبه های استخر (در طول) جمع آوری شوند تا برای مولدین آشفتگی بودجود نیامده و بچه ماهیان نورس آسیب نبینند.
3) قفسهای توری کوچک (hapa) معمولا از نایلون مناسب، پشه بندهای پلاستیکی یا تورهای کتانی ساخته می شوند. این قفسها به سادگی قابل کنترل هستند. زیرا بچه ماهیان نورس نمی توانند فرار کنند و لذا برداشت آنها به سادگی انجام می شود.اندازه آنها 1 تا 40 متر مربع و عمق آنها 1 تا 2 متر بوده و بر روی میله هایی آویزان هستند. همچنین به شکل مربع یا مستطیل ساخته می شوند.
این قفسها دارای طرحهای طرحهای پیچیده ای هستند. بعضی ها دارای محیطی جهت جدا کردن مولدها از بچه ماهیان نورس می باشند.
2 نفر به راحتی می توانند یک قفس 40 متری را صید نمایند. ظرفیت معمول برای ذخیره سازی مولدین 7- 2 ماهی در هر متر مربع است (نسبت جنس نر به ماده 1:2 تا 1:7 می باشد ). میزان تولید بچه ماهی نورس، 150 قطعه در متر مربع در ماه یا 50 قطعه به ازای هر ماده در ماه تا بیش از 880 قطعه در هر متر مربع در ماه یا 400- 300 قطعه به ازای هر ماده در ماه می باشد. اصلی ترین راه برای افزایش تولید، تمیز کردن و صید بچه ماهیان نورس بصورت منسظم و پی در پی است.
4) تانکهای هچری که به راحتی مدیریت می شوند اما نسبتا هزینه ساخت آنها گران است. این تانکها به چندین قسمت به نام واحدهای تخم ریزی و واحدهای پرورش بچه ماهی نورس تقسیم می شوند. واحدهای تکثیر معمولا تانکهای گردی به قطر 1 تا 6 متر بوده که حاوی 5/0 تا 7/0 متر آب هستند. (در این واحدها به هیچ گونه زیرسازی نیازی نیست). ماهیان مولد 100 تا 200 گرمی در یک تا پنج متر مربع آب به نسبت جنسی 1 نر به 2 تا 7 ماده (از رژیم غذایی شامل 30 تا 40 درصد پروتئین به نسبت 1 تا 2% وزن بدن در روز تغذیه می شوند) ذخیره سازی می شوند.
تولید بچه ماهی نورس با تکرار صید بچه ماهیان بصورت دستی (توسط تورهای گود) و بررسی وضعیت ماده ها به حداکثر می رسد.
چنانچه تخم ها هر 5 روز یکبار یا تخمها و بچه ماهی تبدیل می شوند و این مستلزم آن است که تخم های هچ نشده و بچه ماهیان نورس دارای کیسه زرده تا زمانیکه دارای توانایی غذا خوردن شوند درون یک سیستم انکوباتور مصنوعی نگهداری گردند.
سیستمهای انکوباتور به صورتی طراحی شده اند که تخمها را در یک سری حرکات ملایم نگهداری کنند. زیرا حرکات شدید و آشفتگی ها منجر به بروز آسیبهای مکانیکی در تخمها می شود.
3 نوع سیستم اصلی انکوباتور در این روش پرورش استفاده می شود.


سیستم های پرورش تیلاپیا

استخرها:
انواع متنوعی از استخرها برای پرورش تیلاپیا استفاده می شوند. رایج ترین اما بی حاصل ترین نوع این استخرها آنهایی هستند که ورودی پایین، تخم گذاری بدون کنترل و صید بی قاعده داشته و محصولات عموما بین 500 تا 2000 کیلوگرم در هکتار در سال از ماهیان غیر هم سایز است.
قدم فراتر بعدی استخرهای کوددهی شده با تکثیر کنترل نشده و صید با قاعده است، محصول بین 3000- 5000 کیلوگرم در هکتار در سال از ماهیان غیر هم سایز است.

تيلاپياي شكم قرمز


برای بدست آمدن محصولات بیشتر نیاز به سرمایه گذاری کلان تر در دوره مدیریت و ذخیره سازی است. چنانچه ماهیان تک جنسی ذخیره سازی شده و کوددهی و غذادهی بصورت منظم انجام شود، می توان محصولات را تا 800 کیلوگرم در هکتار در سال (از نوع ماهیان هم اندازه) افزایش داد.
افزایش محصول را می توان با استفاده از یک جنس از ماهیانف غذادهی مکمل و تعویض منظم و مرتب آب بدست آورد. این کار باعث تولید kg/ha 15000 در سال (ماهیان هم اندازه) می شود.اکنون پرورش تیلاپیا در استخرهای چند گونه ای همراه با کپور، گربه ماهی یا میگوی آب شیرین (ماکروبراکیوم) نیز رایج شده است. مزیت اصلی استفاده از استخرها رشد سریع و راحت ماهی از طریق کوددهی استخر و حاصل خیزی خاک است. این روش از چندین معایب نیز برخوردار است:
ساخت استخرها گران تمام می شود. استخرها نیاز به فضا (محیط) زیادی دارند، فقط در مکانهایی که خاک مناسب دارند می توان این استخرها را ساخت و نیاز به آب فراوان جهت جبران آب از دست رفته از طریق تراوش و تبخیر است. ماهیان این استخرها به راحتی شکار و یا دزدیده می شوند و در هنگام صید اندازه های متفاوتی دارند.

قفسها

پرورش تیلاپیا در قفس با مشکل تخم ریزی بیش از حد روبرو نیست. زیرا تخم ها از بین شبکه های قفس به بیرون سقوط می کنند. دیگر مزیت اصلی قفس این است که لازم نیست پرورش دهند در مکانی که قفس واقع شده صاحب و مالک آب باشد.
دو نوع اصلی قفسهای کوچک و کم تراکم که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند در کانالها یا دریاچه های فقیر از نظر مواد مغذی واقع می شوند. این قفسها را می توان از تور یا گاهی اوقات از بامبو یا سایر مواد و تجهیزات قابل دسترس در محل ساخت. ماهیان در این قفسها از مواد مغذی موجود در آب پیرامونشان استفاده کرده ولی به هر حال با غذاهای مکمل نیز تغذیه می شوند.حداکثر میزانی که می توان برداشت نمود بطور ماکزیمم kg/m3 10 می باشد.
در حال حاضر پرورش تیلاپیا در قفسهای متراکم نیز بسیار رایج شده است. چندین پروژه بزرگ تجاری اخیرا در آفریقا آغاز گردیده است . ماهیان در نسبتهای بیشتر ذخیره سازی گردیده و از غذاهای مکمل تغذیه می شوند.
میزان محصول به طور نمونه حدود kg/m3 25 است. حداکثر ظرفیت با توجه به اکسیژن قابل دسترس محدود می شود.
پرورش در قفس نیازمند سرمایه گذاری کمتری نسبت به پرورش در استخر یا تانک است. همچنین احتیاجی به جریان دادن یا پمپ کردن آب به درون سیستم نیست. عیب اصلی در این روش حساسیت بالا و قرار گرفتن در معرض دزدیده شدن و آسیبهای دشمنان است.

تانکهای متراکم

پرورش در تانکهای متراکم با مشکلاتی چون تکثیر و تخم ریزی بیش از حد روبرو نمی باشد. زیرا فضا برای قلمرو طلبی و لانه سازی نرها وجود ندارد. این سیستم نیاز به یک منبع آب ثابت و یا پمپ دارد. بنابراین در مناطقی که منبع جریان آب کافی و غنی یا نیروی تامین کننده فشار برای پمپ کردن آب را نداشته باشند، ساخت این تانکها مشکل است
مصرف آب بستگی به سیستم مدیریت دارد. اما بطور قابل ملاحظه ای کمتر از میزان مصرف آب برای تولید میزان مشابه محصول در استخرها است. همچنین از مساحت کمتری نیز استفاده می شود. حداکثر میزان ذخیره سازی در تانکها (در جاهائیکه آب هر 2- 1 ساعت یکبار تعویض می شود) حدود 50- 25 kg/m3 است. این میزان با استفاده از سیستمهای هوادهی تا kg/m3 70 و با اکسیژن دهی به بیش از kg/m3 150 افزایش می یابد.
حفظ امنیت در این تانکها بسیار آسان است. زیرا کل تولیدات در یک محوطه کوچک محاظفت شده تجمع می یابند.


منبع:www.pathfoot.demon.co.uk/tilapia.htm
shnoroozi2004@yahoo.com

دلفین1

آشنايی با خانواده دلفين ها / تاليف و ترجمه مهندس هانيه همايونی وبهنام ظرافت  ( 27/03/1385 )

 

 

چكيده:
مطالب اين مقاله مجموعه اي از اطلاعات در زمينه خانواده دلفين ها مي باشد و در بر گيرنده كلياتي پيرامون رده بندي ، فيزيولوژي ، بيولوژي ، رقتارهاي آنها و معرفي بعضي گونه هاي اين خانواده و بخصوص كونه هايي كه در خليج فارس يافت مي شوند و افسانه ها و اسطوره هاي مربوط به دلفين ها ارائه گرديده است.

مقدمه:
در اولين نگاه يك دلفين بسيار شبيه يك ماهي مي‌باشد. اما دلفين‌ها همانند ما پستاندار هستند، خونگرم (homoeothermic) بوده و به بچه‌هاي خود شير مي‌دهند.
فيلسوف بزرگ يوناني ارسطو 2400 سال قبل وال‌ها را جزء پستانداران معرف كرد، ارسطو حتي دريافته بود كه وال‌ها به بچه‌هاي خود شير مي‌دهند و از هوا تنفس مي‌كنند
اجداد دلفين ها و بطور كلي والها پستانداراني شبيه كفتار بنام mesonychids ( از دسته زوج ثمان ) بودند ، آنها مصب ها را تحت تسلط خود درآوردند.
شباهت زيادي بين جمجمه كشف شده از: Prosqualodon dovidi كه 25 ميليون سال پيش زندگي مي‌كرده و با جمجمه يك دلفين امروزي وجود دارد. سوراخ بيني davidi در بالاي سرشان مي باشد وجود دندان (homodont) هستند.
Order: cetacea
Sub order: odontoceti
Family: delphinidae
مانند؛ نهنگ قاتل (orca)، نهنگ خلبان (pilet whale) و دلفين‌ها.
Dolphins:
گروه معيني از cetaceas نام‌شان از لغت يوناني Ketos به معني هيولاهای دريايي گرفته شده شامل دلفين‌ها و يورپويزها مي‌باشند. خانواده دلفين‌ها با 17 جنس و 36 گونه بزرگترين خانواده وال‌ها بوده كه در همه اقيانوس‌ها به جز آبهاي سرد اقيانوس منجمد شمالي و جنوبي زندگي مي‌كنند.
يك جفت اندام پيشين پارويي (Flipper) داشته اما فاقد اندام‌هاي عقبي‌اند. دلفين‌ها شناگران پر قدرتي هستند، بدن دوكي و دم لنگري قوي كه با حركات رو به بالا و پايين دم خود شنا مي‌كنند.
اين حركات نيرويي را توليد كرده كه به يك باره شتاب زيادي مي‌يابند و سرعت آنها گاهي به km/h40 مي‌رسد در ميان وال‌ها دلفين‌ها باله پشتي كاملاً مشخصي دارند و در اين ميان دلفين‌هاي رودخانه‌اي به جاي باله پوششي كوژ دارند تفاوت جالب؛ شايد در فاصله دور دلفين‌ها و كوسه‌ها تقريباً مشابه هم باشند اما شكل دم دلفين‌ها و به طوركلي نهنگ‌ها مسطح بوده و حركت دم رو به بالا و پايين است در حالي كه دم كوسه ماهي‌ها عمودي و مانند ساير ماهي‌ها حركت باله دمي آنها به صورت جانبي است.
در جمجمه دلفين‌ها منقار كاملاً مشخص مي‌باشد و همه دلفين‌ها به استثناي Risso’s منقار دارند. استخوان بيني پيش فكي و فكي تا حدودي نامتقارن هستند و در هر فك تعداد زيادي دندان كوچك و نوك تيز وجود دارد كه تعداد آنها در هر نيمه فك 40 تا 50 عدد مي‌باشد و در فك بالا معمولاً تعداد دندان‌ها بيشتر است و در بعضي گونه‌ها تعداد دندان‌ها به 260 عدد نيز مي‌رسد. فاقد مينا است و به آنها جور دندان يا همودونت می گويند.
تعداد دندان‌ها و تيزي آنها دلفين‌ها را براي تغذيه از ماهي‌ها سازگار ساخته و دندان‌هاي دلفين‌ها براي جويدن طراحي نشده‌اند و آنها با ضربه زبان خود ماهي را درسته قورت مي‌دهند.
دلفين‌ها گروهي زندگي مي‌كنند و گله‌هاي بزرگي از آنها براي شكار ماهي دور از ساحل و گاهي در نزديكي ساحل ديده مي‌شود. مراسم شكارشان بسيار ديدني است.
دلفين‌ها در مسير امواج به دور گله‌هاي ساردين حلقه زده و يكي از آنها ماهي‌ها را به طرف بقيه مي‌فرستند و سپس جاي خود را با ديگري عوض مي‌كند. ماهي‌ها به هوا پريده و درست به دهان دلفين‌ها مي‌افتند مراسم شكار در پايان مد خاتمه مي‌يابد. پوست دلفين‌ها صاف و برهنه است و البته شايد تعداد كمي مورد ناحيه اطراف دهان باشد غدد پوستي ندارند.
اپيدرمشان چند لايه بود و در زير درم لايه هيپودرم قرار دارد كه blubber يا لايه چربي در همين قسمت است ضخامت اين لايه گاهي تا cm50 هم مي رسد اين لايه به حفظ گرما و شناوري آنها كمك مي‌كند.
سوراخ بيني (blow hole) دلفين‌ها و وال‌ها در بالاي سرشان قرار گرفته كه وال‌هاي دندان‌دار فقط يك سوراخ بيني دارند اما وال‌هاي فيلتر كننده دو سوراخ بيني دارند.


هوا از بيني وارده ريه‌هاي آنها مي‌شود و قفسه سينه ارتجاعي آنها امكان تنفس‌هاي عميق را مي‌دهد.
سوراخ بينی دلفين‌ها به صورت هلالی بوده و تا زماني كه در حال نفس‌گيري است باز و زماني كه به داخل آب شيرجه مي‌روند به وسيله نيروي ماهيچه‌اي بسته مي‌شود در واقع نفس خود را حبس كرده و حدود 2 ساعت نيز مي‌توانند زير آب بمانند و هنگامي كه دوباره براي نفس‌گيري به سطح مي‌آيند به علت برخورد هواي گرم درون شش‌ها و هواي سرد خارج فواره‌هايي ايجاد مي‌شود كه از فاصله دور نيز ديده مي‌شود.
دلفين‌ها هم مـي رقصند!
قبل از جفت‌گيري دلفين‌ها مرحله‌اي براي ابراز عشق در بين آنها وجود دارد. آنها ساعت‌ها همديگر را دنبال كرده و به نوازش هم مي‌پردازند به صورتي كه شكم‌هايشان در تماس با هم مي‌باشد در واقع مي‌توان گفت كه دلفين‌ها حيوانات بي‌بند و باري هستند آنها با هم جفت نمي‌شوند و در عوض هر دلفين در دفعات زياد با يكي بعد از ديگري جفت‌گيري مي‌كنند.
جفت‌گيري معمولاً در تابستان و يا پاييز صورت مي‌گيرد و دوره آبستني تقريباً حدود 10 ماه مي‌باشد.
بيضه‌ها به صورت كشيده و در محوطه شكمي قرار دارند. آلت تناسلي نر در جيب پوستي مخصوصي قرار دارد كه در هنگام تحريك خارج مي‌شوند.
توله‌ها از دم متولد مي‌شوند و بلافاصله بعد از قطع بند ناف نوزاد بايد براي اولين نفس كشيدن به سطح‌‌ آب بيايد. توله‌هاي متولد شده نمي‌دانند چه كاري بايد انجام دهند،اما مادران به توله‌هاي خود كمك كرده و آنها را به طرف سطح هل مي‌دهند.
توله‌ها كه بعد از تولد 95cm طول دارند و مي‌توانند شنا كنند به همراه مادر خود به هر جايي مي‌روند و از شير پرچرب مادر خود كه 10 برابر شير يك گاو ارزش كالريك دارد مي‌نوشند و در عرض 1 هفته دو برابر مي‌شوند. گاهي تا 1 سال و 6 ماه به توله خود شير مي‌دهد. توله‌ها زماني كه مادر شنا مي‌كند شير مي‌خورند البته در اين هنگام مادر آهسته حركت مي‌كند پستان‌هاي مادر 1 جفت بوده و در ناحيه شكمي در نزديكي مهبل در داخل جيب پوستي (pauch) قرار دارد. تنها در زمان شيردهي نوك پستان‌ها خارج مي‌شود و مادر براي اينكه زمان شيردهي كوتاهتر شود به مخزن مخصوص ذخيره شير خود فشار وارد مي‌كند ، تا توله سريعتر براي تنفس به سطح آب باز ‌گردد.
دلفين‌ها ديگر زماني كه توله‌اي به گله اضافه مي‌شود به دقت از آن محافظت مي‌كنند و زماني كه مادر توله به جستجوي غذا مي‌رود دور بچه ديوار دفاعي تشكيل مي‌دهند تا از گزند حمله كوسه‌ها در امان باشند حتي اين حس فراتر رفته و سعي در نجات توله‌ها از تورهاي ماهيگيري نيز مي ‌كنند.
سوراخ گوش دلفين‌ها به فاصله كمي در پشت چشمانشان قرار گرفته و اين قسمت در پايين محل اتصال آرواره به جمجمه مي‌باشد. گوش مياني داراي سه استخوانچه چكشي، سنداني و ركابي است. (در دوزيستان خزندگان، پرندگان 1 عدد به نام كلوملا) دلفين‌ها فركانس‌هايي حدود 5 تا 150 كيلوهرتز را توليد كرده و فركانس‌هاي تا 80 كيلوهرتر را مي‌شنوند و در واقع قدرت شنوايي آنها 4 برابر انسان است آنها با ايجاد اصوات و دريافت انعكاس آنها دقيقاً همه چيز را بررسي مي‌كنند به اين عمل Echo- location مي‌گويند.
صداي آنها همانند وزوز كردن و گاهي غژغژ كردن در مي‌باشد اين صداها در حفره بيني در زير سوراخ بيني و بخشي هم توسط جنجره توليد مي‌شود و در حنجره‌ ماهيچه‌هاي ظريفي براي كنترل امواج عبوري از آن وجود دارد.
Echo- locati حس فوق‌العاده قوي مي‌باشد به طوري كه دلفين‌ها به راحتي با چشم بسته فرق ميان دو توپ را كمي اندازه آنها با هم فرق داشته باشد تشخيص مي‌دهند و با استفاده از اين حس قوي مكان دقيق ماهي‌ها را تعيين مي‌كنند دلفين‌ها براي دريافت صدا از آرواره تحتاني خود استفاده مي‌كنند و اعتقاد دانشمندان بر اين است كه آرواره تحتاني دلفين‌ها و نهنگهاي دنداندار توخالي و شامل پوسته استخواني بسيار نازك است در اطراف حفره اي پر از روغن قرار دارد كه براي انتقال صوت مناسب است. بخش عقبي آرواره پاييني به گوش مياني خيلي نزديك است.


وزن مغز دلفين‌ها تقريباً برابر وزن مغز انسان مي‌باشد البته اين تشابه به معني هوش برابر با انسان نيست اما در اين كه دلفين‌ها حيوانات باهوشي هستند شكي وجود ندارد. دلفين‌ها از آموختن لذت مي‌برند و براي آنها آموختن سرگرم كننده و جالب است.
Propoising پريدن براي بازيگوشي
قرن‌هاست كه انسان توسط مناظر سحرانگيز و بي‌نظير دلفين‌هاي در حال پريدن و شنا كردن مجذوب گشته. به اين پرش‌ها زمان شنا كردن Porpoising مي‌گويند. دلفين‌ها به صرف شوخي و بازي به هوا مي‌پرند و اغلب كشتي‌ها را تعقيب مي‌كنند و ممكن است تا عمق m70 هم به داخل آب شيرجه بزنند.
يكي از راه‌هاي تعيين سرعت دلفين‌ها اندازه‌گيري بلندي پرش آنهاست براي مثال: در پرش 5/5 متري سرعتي معادل k/h36 را دارند. آنها براي افزايش سرعت نمي‌پرند آنها به قصد بازي و سرگرمي اين كار را انجام مي‌دهند. جامعه دلفين‌ها بسيار پيچيده است هر كدام از آنها نامي دارند و همديگر را با نام‌هاي خود صدا مي‌زنند. دلفين‌ها به هم احترام ‌گذاشته و با هم تصميم‌گيري مي‌كنند. مانند هر حيوان اجتماعي دلفين‌ها نيز اختلافاتي پيدا مي‌كنند و براي حل آن رو‌به‌روي هم با دهان‌هاي باز به نوبت جيغ مي‌زنند و تصميم مي‌گيرند. اين اختلافات به ندرت به درگيرهاي فيزيكي ختم مي‌شود.
دلفين‌ها آب نمي‌نوشند!
پستانداران دريايي از جمله دلفين‌ها آب موردنياز خود را از غذا و از رطوبت هوايي كه تنفس مي‌كنند بدست مي‌آورند آنها كليه‌هاي پر قدرتي براي خلاصي از نمكي كه به‌طور اجتناب‌ناپذير همراه غذا وارد بدنشان مي‌شود دارند.
دلفين ها هم مي خوابند!
دلفين ها بطور گروهي و غوطه ور در زمان هاي كوتاه مي خوابند بطوريكه در هر دفعه نيمي از مغز آنها خوابيده ، به عبارت ديگر نيمكره هاي مغز آنها به نوبت استراحت مي كند.
تعيين سن
والهاي دندان دار مانند دلفين ها بر روي دندانهاي شان حلقه هاي طولي درست شبيه حلقه هاي تنه درخت وجود دارد ، بطوريكه حلقه هاي جديد در جلوي حلقه هاي قديمي مي باشد. با برش طولي دندان و شمارش دندان سن دلفين ها را تعيين كرده از روي ظاهر حلقه ها به درجه كيفيت غذا و سلامتي وال ها در طول زندگي شان پي مي برند.
خطر دوستي
در بخشي از شرق اقيانوس آرام تن ماهيان و دلفين ها با هم شنا مي كنند. براي صيد تن ها صيادان از تورهاي گوش گير استفاده كرده كه در طول 30 سال گذشته حدود شش ميليون دلفين با اين تورها كشته شده اند .
بطور كلي ميزان صيد جهاني دلفين ها هر ساله پانصد هزار راس مي باشد كه ده درصد آن توسط ژاپني ها صورت مي گيرد. به نظر مي رسد اقدام جهاني بر عليه ژاپن ضروري مي باشد. زيرا ژاپني ها به هر بهانه اي مثل نجات ماهيها و در هر فرصتي مثل به گل نشستن وال ها آنها را مي كشند.
دلفين تراپي
دلفين تراپي براي اولين بار در سال 1978 توسط يك روانپزشك به نام nathanson توسعه يافت و در چند سال اخير در ميان مردم جايگاه خاصي باز كرده است. اين روش در ارتباط با تراپي هاي بين المللي مثل فيزيوتراپي و خواب تراپي استفاده مي گردد. دلفين تراپي بهترين روش اصلاح رفتار بوده و براي بهبود بچه هايي با مشكلات معلوليت ، سندرم دان ، عقب ماندگي ذهني و اوتيسم بكار مي رود.
محققين ادعا مي كنند كه صداهاي دلفين ها مي تواند امواج مغزي انسان را تغيير داده و باعث تقويت سيستم عصبي مي شود.

معرفي بعضي گونه‌ها:

دلفين معمولی 1- Common dolphin
Delphinus delphis( linnaeus 1758)
دلفين معمولي نهنگي است با جثه كوچك به اندازه آن به ندرت به 5/2 m مي‌رسد.
اين دلفين‌ها زيبا و بازيگوش بوده و در گله‌هاي بزرگ 100 تايي يا بيشتر با هم مسافرت مي‌كنند و به 2 نوع باله پشتي آنها به طرف عقب خميدگی دارد. اين دلفين‌ها داراي پوزه باريك و منقاري، منقار بلند و منقار كوتاه تقسيم مي‌شوند. دلفين معمولي در خليج فارس وجود دارد. دوره آبستني اين دلفين‌ها 11ـ10 ماه مي‌باشد.



دلفين پوزه بطري 2- Bottlenose dolphin
Tursiops truncates صميمي‌ترين دلفين‌ با انسان می باشد
دلفين پوزه بطري بزرگتر از دلفين معمولي مي‌باشد و طول آن به m5/3 مي‌رسد اين دلفين‌ها رابطه بسيار صميمانه‌اي با انسان داشته و فوق‌العاده باهوش هستند و در اغلب باغ وحش‌ها و پارك‌هاي دريايي نگهداري مي‌شوند. دلفين‌هاي پوزه بطري در دسته‌هاي كوچك سفر مي‌كنند و به 2 نوع ساحلي كوچكتر و دور از ساحل بزرگتر (تا طول m4) يافت مي‌شود اين دلفين در خليج‌فارس وجود دارد. دوره آبستني آنها 13ـ12 ماه است.

دلفين سربي 3- Dusky dolphin
Sousa plumbea (cuvier 1829)
قهرمان پرش در بين دلفين‌ها

اين دلفين‌هاي كوچك كه اندازه آنها در زمان بلوغ m5/2 مي‌باشد بلندترين پرش‌ها را در بين دلفين‌ها انجام مي‌دهند. رنگ بدن آنها به طور يكنواخت خاكستري سربي است و فقط زير فك پايين سفيد است اين دلفين‌ها گله‌هاي 4 تا 6 راستي تشكيل مي‌دهند و زيستگاه آنها در آبهاي ساحلي مي‌باشند. در خليج‌فارس نيز دلفين‌هاي سربي يافت مي‌شوند و دوره آبستني آنها 9ـ8 ماه است.

Dolphin Spotted
Sousa Lentiginosa
( owen 1866)

اين دلفين‌ها شبيه به دلفين‌هاي سربي بوده ولي رنگ آنها خاكستري مايل به آبي است و خالهاي كوچك قهوه‌اي يا سربي دارند البته بعضي خال‌هاي روي پوزه و باله‌ها سفيد مي‌باشند. در خليج‌فارس به وسيله Robaae - A در سال 1970 گزارش شدند.

دلفين ساعت شني 5-Hour glass dolphin
Lagenorhynchus cruciger

علت نام اين دلفين الگوي رنگي سفيد و سياه كناره‌هاي بدنش مي‌باشد با آنكه اين دلفين ها خجالتي نيستند ولي اطلاعات زيادي راجع به آنها بدست نيامده و در آبهاي دور دست اقيانوس‌هاي جنوبي زندگي مي‌كنند.

دلفين شامي
6-Risso’s dolphin
Grampus griseus

تنها گروه دلفين‌ها كه فاقد منقار هستند. آنها در گله‌هاي بزرگ زندگي مي‌كنند و دائماً توسط ديگران خراشيده و گاز گرفته مي‌شوند. حيوانات مسن‌تر سفيد به‌نظر مي‌آيند كه در واقع هزاران نشانه و خطوط متقاطع مي‌باشند.

دلفين‌هاي رودخانه‌اي
7-River dolphins

اين دلفين‌ها در رودخانه‌هاي بزرگ آسيا و جنوب آمريكا يافت مي‌شوند ، مثل: Boto در اُرينوكو، آمازون و جنوب آمريكا Baiji در يانگ‌تسه و چندگونه كه در ايندوس و گانگ (platanista gangetica ) هستند اين دلفين‌ها همه كوچك‌اند و آهسته شنا كرده و منقار باريك و بلندي دارند ، فاقد باله پشتي بوده و به جاي آن كوژ دارند و تقريباً كور هستند.

7-1 Amazon river ddphin
(Boro)
Inia geoffrensis

اين دلفين‌ها به‌طور كامل صورتي هستند و آنها يك منقار دراز با تعداد زيادي دندان دارند. ولي چشم‌هاي دلفين‌هاي رودخانه بسيار كوچك و بعضي كاملاً كور هستند. و توسط echo – location ماهي‌ها را رديابي كرده و شكار مي‌كنند. دلفين‌هاي رودخانه فاقد باله پشتي هستند و به جاي آن كوژ دارند. همچنين داراي تعدادي مو روي پوزه و آرواره پاييني هستند.
7-2 Baiji
يكي از نادرترين مخلوقات روي زمين دلفين رودخانه‌اي در چين بنام Baiji دومين مورد در ليست گونه‌هاي در معرض خطر انقراض IUCN مي‌باشند. آنها حيوانات بسيار خجالتي بوده و فقط حدود 150 تا 200 رأس از Baiji باقي مانده‌اند و در رودخانه‌ Yangsize زندگي مي‌كنند.

خويشاوندان نزديك Orca, killer whale
Orcinus orca

عليرغم نام و جثه بزرگ با طولي حدود m10ـ7 در نرها (ماده‌ها حدود m6ـ4) و وزن 2 تن و ظاهر درنده نهنگ‌هاي قاتل بسيار باهوش و بازيگوش هستند و در اسارت كاملاً رام مي‌باشند آنها رابطه صميمي با انسان پيدا مي‌كند.


اما در حيات‌وحش orca تقريباً هر چيزي را كه شنا مي‌كد از ماهي، پنگوئن، فك تا كوسه‌ها حتي وال‌ها بزرگتر مانند bluga را شكار مي‌كنند باله پشتي بسيار بلند و برافراشته آنها در نرها به m8/1 مي‌رسد با وجود اين هيكل بزرگ orcas سرعت بالايي در حدود km/h55 دارند و مي‌توانند به طور كامل از آب بيرون بپرند.
Orca مهاجرت واقعي انجام نمي‌دهند ولي مسافرت‌هايي را براي جستجوي غذا انجام مي‌دهند.
سياه كهرباي و سفيد براق آنها را در زمان حركت استتار مي‌كند. orca براي شكار شيرهاي دريايي گاهي تا ساحل نيز مي‌آيند آنها با شكار خود بازي مي‌كنند مانند گربه‌اي كه با موش بازي مي‌كند و شيرهاي دريايي را درحالي كه هنوز زنده‌اند با ضربه دم به هوا پرت مي‌كنند و از اين كار لذت مي‌برند
واقعاً علت اين رفتار وحشيانه آنها چيست؟ هنوز پاسخ اين سؤالات مشخص نشده است ولي orca از اين كار لذت مي‌برند. دوره بارداري orcas 12 ماه مي‌باشد آنها همديگر را صدا مي‌زنند ولي در زمان شكار صدايي از خود در نمي‌آورند.

نهنگ خلبان باله بلند
Long – Finned pilor whale
Globicephala melas or G. malaena
زيستگاه اين والها آبهاي دور از ساحل همه اقيانوس‌ها به جز بخش شمالي اقيانوس آرام است . اين والها براي تغذيه به آبهاي ساحلي و كم عمق مي‌آيند.
وال‌هاي خلبان در واقع شامل گونه‌هاي باله بلند و گونه‌هاي باله كوتاه مي‌باشند هر دوي اين گونه‌ها داراي برآمدگي در پيشاني هستند كه در نرهاي مسن‌ تر بسيار بزرگ مي‌باشد. گونه‌هاي باله بلند ، بلند ترين فواره را وقتي نفس‌ مي‌كشند بوجود آورده كه ارتفاع آن تا m1 هم مي‌رسد و تا اعماق m600 نيز مي‌توانند شيرجه روند.

افسانه‌ها و اسطوره‌ها
ـ ناجی انسان
در افسانه ها دلفين‌هاي تنها در اطراف جهان در جستجوي انسان‌ها هستند در ميان داستان‌هاي تاريخي قصه‌هاي زيادي از نجات انسان‌هاي در حال غرق شدن به وسيله دلفين‌ها گفته شده كه احتمالاً از حقيقت منشاء مي‌گيرند.
ـ دوست نپتون
در يك صفالينه باستاني تصوير يك دلفين در حال حمل كردن نيزه سه سر نپتون خداي درياها ديده مي‌شود. در اين صفالينه نپتون به صورت انساني با پاهاي اسب و دم‌ ماهي نشان داده شده است.
ـ orion
در يك اسطوره يوناني خداي اريون سوار بر پشت يك دلفين در آسمان حمل مي‌شود و خدايان به او سه ستاره مي‌دهند كه صورت فلكي اريون اينگونه ايجاد مي‌شود.
ـ لقب Le dauphin
پسر ارشد لوئي شانزدهم پادشاه فرانسه ملقب به Le dauphin بود. او به‌خاطر تصوير 3 دلفين بر روي بازوی كت اش به dauphin ملقب گشت اين لقب براي كردهاي فرانسه استفاده مي‌شود
ـ ماهي‌هاي سلطنتی
در قرن چهاردهم ميلادي همه وال‌هاي به گل نشسته در بريتانيا رسماً به شاه و ملكه تعلق داشتند كه ماهي‌هاي سلطنتي ناميده مي‌شدند.

توجه : برای شنیدن صدای دلفین ها پیوست 1 را کلیک نمائید یادآور می شود قبل از شنیدن صدای دلفین ها می بایست نرم افزار windows media player را نصب نمائید

تاليف و ترجمه :
مهندس هانيه همايونی
e-mail:homaioni@yahoo.com


منابع :

1.Eyewitness Whale Writen by Vassilii papa stavrou/2002
2.The world of marine life by wigher & et al/2003
3.www. IDW. Org.
4.www. wdcs. Org.
5.www. greenpeace. Org.
6.www. Csiwhales alive. org
7.www.core.org.cn
8.journals.iucr.org
9.www.oiss.yale.edu
10.www.pifsc.noaa.gov
11.www.personal.psu.edu
12.forum.sweclockers.com
13.www.blackwell-synergy.com
14.www.cttransit.com
15.عمادي ، ح . 1384 . شگفتي‌هاي جهان آبزيان. انتشارات آبزيان.
16.اسماعيلي ، ا . 1375 . پستانداران ايران.

 

چهارشنبه،۲۲ آذر ، 1385

تاثير آلودگيهاي نفتي بر محيط زيست و ذخاير دريايي / تالیف سيده منصوره منصوري و بهنام ظرافت  ( 04/04/1385 )

 

 

 مقدمه
نفت خام مخلوطي از تركيبات شيميايي هيدروكربن دار است كه زنجيره طويل كربن و هيدروژن دارد و يك ماده با ارزش است كه براي توليد محصولاتي از آن نه فقط سوخت بلكه مواد خامي براي ساخت پلاستيك، فيبرهاي سنتتيكي، لاستيك، كود و توليدات بيشمار ديگر استفاده مي شود.
خليج فارس و درياي عمان به لحاظ موقعيت استراژيك خود، محل عبور ميزان زيادي از نفت خام مورد نياز جهان محسوب شده و تقريباً نيمي از توليد جهاني نفت از طريق دريا حمل مي‌گردد جابجايي چنين حجم عظيمي از نفت نيازمند سازماندهي ترابري نفتكش‌ها و تانكرهاي بزرگ در اين درياست. متاسفانه اكثر حوادث تانكرها نزديك به ساحل بوده و نفت نشت يافته موجب آلودگي نفتي در ساحل خواهد شد.
لكه نفتي در يك محل ثابت نمي ماند و با سرعتي معادل 4-3 درصد سرعت باد حركت مي كند.
منابع نفتي آلوده‌كننده دريا
نفت يكي ازمنابع آلاينده در اقيانوس است در چند منطقه ساحلي نفت از طريق نشت طبيعي در محيط دريا وارد شده همچنين بعنوان يك ماده آلاينده منتشر شده توسط انسان نيز وارد دريا مي گردد.
نفت از منابع غير زنده بستر دريا يا فسيلها استخراج و از طريق اقيانوسها منتقل شده و در پالايشگاههاي موجود در ساحل تصفيه مي شود. اين فرآيند باعث پخش بالقوه آلودگي در دريا مي گردد. مقدار زيادي از نفت خام و مشتقات آن مثل سوخت، گرما و روغن از شهرهاي ساحلي و رودخانه ها به صورت روان آب وارد محيط دريا مي شوند. توافقنامه بين المللي جلوگيري از آلودگي دريا بوسيله كشتيها شديداً آلودگي را كنترل مي كند. (MARPOL)
هنوز تانكرهاي نفتكش بعد از تخليه نفت، تانكهايشان را در دريا به شكل غير قانوني تخليه و آبي را كه آنها بعنوان آب توازن1 در برگشت استفاده مي نمايند در دريا تخليه مي كنند. عمليات اين تانكرهاي نفتي و فاضلابهاي شهرها به عنوان مهمترين منابع آلودگيهاي نفتي محسوب مي شوند.
از جمله خطرات بالقوه كه گاهگاهي پيش مي آيند سوختن فيوزهاي دكلهاي منطقه ساحلي است كه براي استخراج نفت بكار مي روند. در سال 1979 در خليج مكزيك در اثر سوختن فيوزهاي برق در زير آب يك جاه اكتشافي حداقل نيم ميليون تن نفت(حدود 6/3ميليون بشكه ) در يك دوره نه ماهه وارد آب شد. اهميت ورود اين مواد خيلي بيشتر از سوختن فيوزهاي برق در خليج فارس در سال 1983 نبود.
- Ballast Water
همچنين طي جنگ خليج در سال 1991مقدار يك ميليون تن نفت معادل تقريباً هشت ميليون بشكه در آب پخش شد. كه مقدار زيادي نفت به داخل زمينهاي شوره‌زار و مناطق جزر و مدي در طول ساحل راه يافته كه بشدت جانوران دريايي را تحت تاثير قرار داد.
به هر حال در اثر همه رويدادهاي ناگوار توده عظيمي از نفت پخش مي‌شود كه اغلب در اثر غرق‌شدن يا برخورد تانكرهاي نفتكش بزرگ بوجود مي‌آيد و باعث تخريب محيط دريا مي‌شود.
در سال 1978 در اثر به گل نشستن يك تانكر خيلي بزرگ به نام آموكو كاديز(Amoco Cadiz) حدود 230000 تن نفت خام در طول سواحل بريتانيا در قسمت شمال غربي فرانسه وارد محيط شد و قسمت قابل ملاحظه آن به سمت سواحل به حركت درآمد و علاوه بر صدمه فوري به فون جانوري و گياهي منطقه، پايداري سميت نيز مانع پروسه بازيافت شده و نفت نفوذي به رسوبات، يك سال بعد سبب تجديد آلودگي گشت.

اثرات لكه هاي نفتي بر پلانكتونها


در سال 1989 بيش از 35000 تن نفت خام بوسيله كشتي اكسون والدز(Exxon Valdez) در طول سواحل دست نخورده جنوبي آلاسكا كه محل زندگي والها، سمورهاي آبي، آزاد ماهيان، عقاب ماهي خوارو موجودات وحشي ديگر بود، پخش شد.
اغلب تركيبات نفتي غير قابل حل در آب بوده و روي سطح آب شناور مي مانند و مي توانند در اغلب زيستگاهها به صورت لايه نازكي از لكه هاي چربي درخشان روي سطح آب يا بصورت رسوبات تيره رنگ روي سواحل شني و صخره اي ديده شوند .
اين مواد نفتي بيش از چندين سال در آنجا باقي مي مانند. خوشبختانه برخي از تركيبات قابل اشتعال نفتي تبخير شده و بخشي بوسيله باكتريها تجزيه مي گردند. گفته مي شود تقريباً نفت بطور كامل قابليت تجزيه پذيري زيستي1 دارد و به صورت خيلي كند بوسيله باكتريها تجزيه مي شود اگرچه جمعيتهاي گوناگون دريايي حساسيتهاي مختلفي به مواد نفتي دارند. براي مثال نفت در جنگلهاي مانگرو و زمينهاي شوره زار بيشتر دوام دارد و ديرتر تجزيه مي گردد.
برخي از تركيبات نفتي در دريا پايين رفته و در رسوبات تجمع مي يابند بويژه بعد از اينكه مواد قابل اشتعال آنها تبخير شود.باقيمانده هاي نفتي شناور و يا گلوله هاي قير معمولاً در طول راههاي دريايي كه به شكل متقاطع روي سطح آب اقيانوسها يافت مي شوند. اين مواد نفتي ممكن است براي جندين سال در آب باقي مانده و در مناطق دور افتاده دورتر از محل تردد كشتيها مشاهده شوند حتي برخي بارناكلها روي آنها زندگي مي كنند.
پخش گسترده مواد نفتي به شكل لايه هاي حجيم در مسير عبورشان هر چيزي را مي پوشانند زيرا اين مواد بوسيله باد و جريانهاي دريايي به هر جايي برده مي شوند.-Biodegradable
با اين وجود نفت و صنايع كشتيراني باعث پيشرفتهايي در حفاظت از محيط دريا شده اند. تخليه غير قانوني آب توازن هنوز يك مشكل است اما مشكلات مربوط به آن در حال كاهش است كه نشانه اين وضعيت كاهش تعداد گلوله هاي قير روي تعداد زيادي از سواحل است.
اثرات لكه هاي نفتي بر پلانكتونها
1- محدود كردن منطقه نورگيري براي عمل فتوسنتز
2- از بين بردن فيتوپلانكتونها و جلوگيري از رشد آنها به عنوان غذاي اصلي در زنجيره غذايي در درياها
3- متوقف كردن عمل اكسيژن گيري
4- به مخاطره انداختن زندگي پلانكتو نهاي گياهي
5- كاهش مواد غذايي مورد نياز براي تغذيه پلانكتو نها
6- كاهش فعاليت ، كم شدن و يا تغيير جمعيت گونه هاي پلانكتوني
پلانكتونها در چند سانتي متري سطح آب بيشتر در معرض خطر هستند، چرا كه در تماس با بالاترين غلظت اجزاء محلول در آب و نفوذ نفت شناور مي باشند. نفت و اجزا آن براي بسياري از موجودات زنده پلانكتوني سمي هستند و تركيبات آروماتيك بيشتر از انواع ديگر تركيبات آن ضرر دارد.


تاثير مواد نفتي بر جانوران دريايي
ثابت شده است كه مواد نفتي حتي در مقادير كم باعث انواع تاثيرات بر ارگانيسم هاي دريايي مي شود. ارگانيسم ها تركيبات نفتي را از طريق آب، رسوبات و غذايشان در بدن خود انباشته مي كنند. بعضي از مواد نفتي خام حاوي مواد سمي هستند كه سميت آنها بستگي به نوع ماده نفتي يا عمليات تصفيه اي دارد كه منجر به سمي تر شدن آن ماده نسبت به نفت خام مي گردد.
براي مثال شواهدي وجود دارد كه مواد نفتي بر توليد مثل، رشد و نمو و ويژگيهاي رفتاري بسياري از جانوران تاثير دارد و بويژه تخمها، لارو و مراحل ديگر موجود نابالغ را تحت تاثير قرار مي دهد. مواد نفتي حساسيت نسبت به بيماريها در ماهي ها را افزايش داده و از رشد فيتوپلانكتونها جلوگيري مي كنند.پخش مواد نفتي به صورت گسترده مي تواند تاثيرات مصيبت باري روي موجودات زنده دريايي بويژه موجودات محيطهاي ساحلي داشته باشد. بويژه پرندگان دريايي و پستانداراني مثل سمور دريايي خيلي حساسند و خيلي از جانوران زمانيكه در معرض مواد نفتي قرار گيرند پرها يا موهايشان با نفت پوشيده شده و مي ميرند. زيرا توانايي نگهداري لايه نازكي از هواي گرم كه براي جلوگيري از سرما لازم است را از دست مي دهند.
پرندگاني كه براي بدست آوردن غذا وابسته به پرواز هستند قادر به پرواز نبوده و از گرسنگي مي ميرند و مشكل است تعداد پرندگاني را كه كشته شده اند تعيين كرد زيرا تعداد زيادي از آنها قبل از اينكه به ساحل جائيكه لاشه ها قابل شمارش است برسند در آب غرق مي شوند.
بعد از پخش مواد نفتي بوسيله نفتكش آموكو كاديزحدود 3200 پرنده مرده متعلق به گونه هاي كمياب شمرده شدند و پخش مواد نفتي بوسيله نفتكش اكسون والدز باعث مرگ حدود300000-100000 مرغ دريايي و 3500 تا 5000 سمور آبي شد. در نواحي كه نفت پخش شده، تخمين زده مي شود حدود 70 سال زمان لازم است تا زندگي جانوران دريايي بطور كامل احيا شود. تاثير تخريبي مواد نفتي بر سواحل صخره اي روباز نسبت به مناظري كه در معرض ديد قرار دارند كمتر است.
در ابتدا مرگ و مير بين تعدادي از ساكنين ثابت در ساحل اتفاق مي افتد اما عمل جزر و مد به تميز كردن مواد نفتي كمك مي نمايد. جانوران سواحل صخره اي دوباره احيا مي شوند اگرچه بازسازي مجدد آنها بستگي به عواملي از قبيل مقدار نفت، عمل امواج و دما دارد. تجزيه مواد نفتي بوسيله باكتريها انجام شده و بويژه در آبهاي سرد روند آن به كندي صورت مي گيرد.درصورتيكه يك كود قابل حل درنفت به آب اضافه شود يا روي صخره ها و رسوبات اسپري گردد مواد نفتي سريعتر تجزيه مي گردند.
تجربه نشان داده است كه در اين شرايط ظرف چند ماه احيا مجدد جانوران شروع مي شود و در شرايط طبيعي ممكن است يك يا دو سال بعد از پخش مواد نفتي احيا اتفاق بيافتد. اگرچه ديده شده است كه مواد نفتي موجود در رسوبات وحفره هاي تكي بستر حدود 15 سال يا طولاني تر به همان حال باقي مي مانند.

آثار مخرب نفت بر پرندگان دریایی


به عبارت ديگر پخش مواد نفتي زياد مي تواند اثرات مصيبت باري داشته باشد بويژه زمانيكه اين مواد وارد زمينهاي شوره زار و جنگلهاي حرا شوند اين اجتماعات مشخصه سواحل پوشيده و خورها هستند جاييكه مواد نفتي نمي توانند بوسيله امواج پخش شوند. مرگ و مير زيادي در بين گياهان غالب در منطقه اتفاق مي افتد كه احياي مجدد آنها خيلي كند صورت مي گيرد. مواد نفتي بوسيله رسوبات نرمي كه مشخصه اين اجتماعات است جذب مي شود و ممكن است براي ده سال در آنجا باقي بماند.
يكي از زيستگاهاي حياتي در نوار ساحلي پوشش جنگلهاي حرا بوده كه به شدت تحت تاثير آلودگي آبها بوده و موارد اهميت آنها شامل:
1- منطقه اصلي توليد كننده مواد غذايي در زيستگاهاي ساحلي
2- منطقه نوزادگاهي لارو ماهي و ميگوها
3- جلوگيري از فرسايش سواحل
4- نقش فيلتر زيستي در نواحي ساحلي
5- وابستگي كامل مراحل نوزادي آبزيان به اين مناطق
اثرات منفي لكه هاي نفتي بر جنگلهاي حرا
1- پوشش لكه هاي نفتي بر روي ريشه هاي هوايي و عدم تنفس اين گياهان
2- نفت موجب صاف و نرم شدن مستقيم اجزايي از ريشه و سرانجام خفه شدن آنها مي‌گردد.
3- كاهش نفوذ نور و كاهش سرعت فتوسنتز اين گياهان
4- جذب تشعشعات خورشيد توسط لايه نفتي باعث بالا رفتن غير عادي دماي آب در اين مناطق مي گردد.
تبعات تاثير لكه‌هاي نفتي بر ذخيره مولدين ميگو
1- عقب افتادگي تقسيم سلولي
2- تخم ريزي غير طبيعي مولدين
3- واكنشهاي بازدارنده جفت گيري
4- كاهش فعاليتهاي تغذيه اي در مولدين
5- مسدود شدن اندامهاي تنفسي
6- تحريك و اختلال دستگاههاي با اهميت در تنفس
7-كاهش كيفيت مولدين ميگو و كاهش بازدهي آنها در كارگاهاي تكثير و محيط طبيعي
8- كاهش كف زيان ريزتر در بستر به عنوان غذاي كف زيان مثل ميگو
آلودگي نفتي ذخيره ماهيهاي موجود در منطقه را تحت تاثير قرار داده و باعث بو گرفتگي و كاهش ارزش تجاري آنها، مسموميت و عدم تنفس در اثر نشست نفت بر روي برانشهاي ماهيها، از بين رفتن مكانهاي تخم ريزي و اختلال در سيستم ايمني آنها خواهد داشت.
با توجه به تحرك لكه هاي نفتي و انتقال بخشي ازآن توسط جريانهاي دريايي سايتهاي تكثير و پرورش ميگو در اطراف محل حادثه نيز در امان نخواهند بود.
تاثير آلودگي نفتي بر مجتمع هاي آبزي پروري
1- آلودگي آب ورودي به اين مزارع و مرگ و مير ناشي از مسموميت
2- فقير شدن آب ورودي مورد نياز اين مزارع از نظر مواد غذايي
3- بو گرفتگي و تغيير مزه ميگوهاي پرورشي و كاهش ارزش تجاري و عدم امكان صادرات آنها
4- اختلال در فعاليتهاي تغذيه اي ميگو هاي پرورشي و نهايتا كاهش توليد
5- تحريك سيستم ايمني و كاهش توان مقابله ميگو با بيماريهاي شايع
تاثير آلودگيهاي نفتي تنها در زمان حادثه نمود ندارد. .بطور مثال آلودگي نفتي در سواحل ماساچوست در سال 1969 حتي پس از گذشت 7 سال آلودگي نفتي بر سخت پوستان آن منطقه مشهود بود. طبق گزارشات به سبب وقوع آلودگي نفتي در سال 1969 در سواحل فرانسه فروش ماهي در بازار پاريس به نصف تقليل يافت.

منابع نفتي آلوده ‌كننده دريا


تاثير لكه‌هاي نفتي بر صخره‌ها و گياهان دريايي
صخره هاي مرجاني در مناطق كم عمق و بستر علفهاي دريايي نيز به ميزان زيادي بوسيله مواد نفتي تحت تاثير واقع مي شوند. در اثر مواد نفتي دركلونيهاي مرجاني تورم بافتها، توليد زياد موكوس و نواحي فاقد پوشش بافتي پيش مي آيد.
تغذيه و توليد مثل پوليپهاي مرجاني به جا مانده نيز بوسيله مواد نفتي تحت تاثير قرار مي گيرد اگرچه مدارك كمي دال بر تاثيرات طولاني مدت اين مواد وجود دارد.
پخش مواد نفتي و تميز كردن آن دردسر زيادي دارد. مي توان با حصاركشي اطراف مواد نفتي پخش شده بوسيله شناورسازي سدهاي شناور ضد حريق از حركت مواد نفتي به سمت ساحل جلوگيري نمود. قايقهاي چربي گير1 مجهز به تيرهاي شناورU شكل براي گرفتن چربي و مواد نفتي استفاده مي شوند اگرچه اين روشها در درياهاي با چگالي بالا نمي تواند استفاده شود. مواد تجزيه كننده شيميايي به موادنفتي پخش شده اضافه مي شوند تا اين مواد معلق در سطح آب را به قطرات كوچك تبديل كرده و بتوانند آنها را در آب پراكنده سازند. -Skimmer
متاسفانه مواد تجزيه كننده نيز براي موجودات دريايي مضرند و نفت تجزيه شده در زير آب هنوز به صورت سمي باقي مي ماند.
بعد از پخش مواد نفتي بوسيله نفتكش اكسون والدز استفاده از جريانهاي قوي آب داغ براي شستشوي مواد نفتي نيز براي جانوران دريايي مضر بود .
هزينه پخش مواد نفتي در دريا براي اقتصاد منطقه در حد بسياركلان است. يكي از اولين بخشهايي كه تحت تاثير واقع مي شود صيد تجاري است.
ماهي و نرم تنان فيلتر كننده مانند صدفهاي دوكفه اي خوراكي1 آلوده با مواد نفتي به سادگي قابليت عرضه به بازار را از دست مي‌دهند. ميزان صيد ماهي بويژه گونه هاي ساكن در كف ممكن است به دليل مرگ ومير اوليه بالغين و ماهيان جوانتر يا كاهش در فراواني غذايشان كاهش مي‌يابد.
بعلاوه سواحل آغشته به مواد نفتي در مناطقي كه مربوط به گردشگري اند به شكل مصيبت باري صدمه مي‌بينند. ميزان خسارتهاي وارد آمده در اثر پخش مواد نفتي بعلاوه هزينه بازسازي محل مي‌تواند به خوبي از مرز بيليون دلار بگذرد.
به انجمن صنفي كشتي نفتكش اكسون دستور داده شد تا 5 بيليون دلار جريمه بابت صده ايجاد شده بوسيله كشتي اكسون والدز پرداخت شود. اين هزينه علاوه بر 287 ميليون دلاري است كه دستور داده شد به ماهيگيران آلاسكايي بپردازد و حدود 5/3 بيليون دلار هزينه هاي بازسازي را نيز پرداخت كرد.-Oyster &Clam

سيده منصوره منصوري و بهنام ظرافت

منابع و ماخذ:
1-Castro,Peter,2000,Marine Biology
2- كردواني، پرويز، 1374،اكوسيستمهاي آبي ايران

بررسي مزيت‌هاي نسبي صادراتي در توليد غذاهاي دريايي آماده ي مصرف- غلامرضا شويك لو  ( 03/04/1385 )

معرفی سیچلاید ایرانی / تالیف مهندس محسن مرجانی  ( 24/03/1385 )

ماهيان ترانس ژنيک - گردآوري و ترجمه : نسرين چوبكار ( 21/03/1385 )

حوزه هاي عملكرد بيوتكنولوژي در كشور / دكتر علي بدرقه مدير پايگاه اطلاع رساني سازمان شيلات ايران ( 10/03/1385 )

صنعت شناورسازي صيادي ، وضعيت موجود ، چالشها و چشم انداز ها / سيد محمود حسيني ( 01/03/1385 )

نقش بنادر ماهيگيري در اقتصاد صید، حفظ ذخایر و محیط زیست دریائی / اصغر حيدري  ( 20/12/1384 )

سازماندهی شناورهای صیادی در بنادر ماهیگیری/ نوشتاري از الیاس واحدی  ( 13/12/1384 )

بنادر ماهیگیری و اثرات زیست محیطی لایروبی / نوشتاري از مهندس هرمز یوسف نصیری ( 02/12/1384 )

ميزان توليد آبزيان كشورهاي همسايه در خليج فارس و درياي عمان / كامبوزيا خورشيديان ( 26/11/1384 )

تکثیر و بازسازی ذخایر صدف مروارید ساز لب سیاه / ابراهیم بیگتن ( 14/10/1384 )

 

مقاله1

Acid Rain
What is Acid Rain?

Our atmosphere contains many pollutants from human activities. Some of these come from fossil fuels, which release large amounts of sulfur dioxide (SO2) and nitrogen oxides (NOX) into the air. Combined with water and powerful oxidants like ozone, sulfur and nitrogen oxides become sulfuric and nitric acid. These acids may travel long distances before falling to the earth as rain, snow, sleet, hail, fog, dew or dust.

Acid Rain Production and Transport

Acid Rain Production and Transport


Basic facts

Acid rain is measured using the pH scale. The pH scale ranges from 0 (very acidic) to 14 (most alkaline). Seven is neutral. Rain is by nature slightly acidic, with a pH of 5.6. Any precipitation below that is considered "acid rain". Because the scale is logarithmic, a pH of 4.6 is ten times more acidic than normal rainwater and a pH of 3.6 is a hundred times more acidic. The average pH of rain in Vermont is between 4.2 and 4.4 with extremes ranging from 2.4 to 7.4. Highly acidic rain has been linked to the destruction of stone statues and gravestones.

pH Scale with Reference to Vermont Aquatic Ecosystems
pH Scale with Reference to Vermont Aquatic Ecosystems


What Can You Do?

Consider your lifestyle. Do you drive a car? Do you carpool? Is your electricity produced by burning fossil fuels? Are there changes you can make to conserve energy or to use different energy sources?

  • Make your home energy efficient. Check out the Energy Rated Homes of Vermont website.
  • Carpool. Contact Vermont Ride Share: 800-685-7433.
  • Check out EcoLogical Solutions: Global Warming for suggestions on how to make your daily lifestyle earth friendly. Global Warming and Acid Rain have similar origins. Some of the primary greenhouse gases: carbon dioxide and nitrous oxide are also contributors to acid rain. For more information on Global Warming go to EPA's Global Warming website.


Frequently Asked Questions (FAQs)

Is acid rain getting better?
A recent article in the journal Nature ("Regional trends in aquatic recovery from acidification in North America and Europe", October 7, 1999) has demonstrated limited recovery in aquatic systems (lakes and ponds) from acid rain. The researchers looked at acidic deposition in North America and Europe. They found that all regions in Europe were experiencing some recovery. However, the only region in North America to experience chemical recovery was the Vermont-Quebec region. According to this study, Vermont experienced a strong decline in sulfates and a small yet statistically significant increase in alkalinity (the buffering capacity of water). Sulphur deposition in monitored lakes has declined by 29% from 1980-1995 in the northeast United States. This means that Vermont is beginning to see positive effects from the 1990 Clean Air Act. Progress has yet to be made on lowering nitrogen oxides, a more powerful acid than sulfates. Additional reductions in sulfur and nitrogen oxide emissions are needed before Vermont sees an improvement in the pH of its waters. To date, there has been no measurable improvement in the biological communities of Vermont's acidic lakes.

Why does acid rain affect some lakes more than others?
Lakes that are most sensitive to acid rain are small, at high elevation, and located in areas with low buffering bedrock. The majority of Vermont's sensitive lakes are found in remote and undeveloped regions of the Green Mountains and pockets in the Northeast Kingdom. Most of our highly acidic lakes are found in the southern Green Mountains.

How does acid rain affect aquatic life?
Acidified lakes show the following changes:

  • Disappearance of the highly sensitive clams, snails, crayfish, and other animals dependent upon calcium carbonate for shells or exoskeletons.
  • Disappearance of young or entire populations of the more sensitive species of fish, including rainbow trout and smallmouth bass.
  • Disappearance of frogs, tadpoles, turtles, and certain species of salamanders.
  • Disappearance of the most sensitive aquatic insects, primarily the mayflies.
  • Increases in mosses, attached green algae, and fungal mats.
  • Increases in plant species commonly associated with acidic environments.
  • Increases in the more tolerant aquatic insects, including whirligigs and predaceous diving beetles, water boatmen, alderflies, dragonflies, damselflies, and other true flies.
  • Lake transparency may increase because of the decline in zooplankton and phytoplankton (small animals and plants) suspended in the water column.


More on Acid Rain


Links of Interest

ماهی8

Bozo The Koi

دریاچه6

 

 

Biological Pond Treatment

Biological Recycling Bioremediation

 

 

Email | Specials | Terms | Home


Aqualogics Line
Before Biologics BioZyme-6000 TreatmentAfter Biologics BioZyme-6000 Treatment

ارتباط

ارتباط میان دروغگویی و بی‌قاعدگی‌های مغزی -

ایسکانیوز ـ محققان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، طی پژوهش‌های اخیر خود بر روی مغز افراد مختلف، به نتیجه جالبی در خصوص عملکرد مغزی اشخاص دروغگو و افراد راستگو دست یافتند.

به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از نشریه انگلیسی زبان psychiatry ، ساختارمغزی افراد دروغگو و متقلب که به صورت عادت این رفتارهای ضد اجتماعی را از خود بروز می‌دهند، با افراد راستگو بسیار متفاوت است.
به عقیده پژوهشگران قسمت قدامی مغز - کورتکس - که اعمال نظیر رفتارهای درونی را در اختیار و کنترل دارد،‌در افراد مختلف متفاوت عمل می‌کند.
از این روست که پژوهشگران و روان‌شناسان در درمان این بیماری هنجاری، در ابتدا باید در چگونگی درمان کورتکس و جلوگیری از به وجود آمدن تغییرات ضد اجتماعی و اخلاقی توجه کنند.
همچنین براساس یافته های اخیر روان شناسان، افراد دروغگو در درست جلوه دادن حرف و یا عمل دروغ خود، بسیار خونسرد عمل کرده و به راحتی صحبت می‌کنند.
به طوریکه بدون هیچ سردرگمی و دست پاچگی حرف خود را به اثبات هم می رسانند و در این کار بسیار نترس و بی باک هستند. علاوه بر موارد ذکر شده مشاهده شده است که در اثبات کلام خود، به تمارض نیز دست می‌زنند.
در تحقیقات انجام شده، مشخص شده است که قسمت سفید مغز این افراد از قسمت خاکستری آنها بیشتر است که قسمت سفید رنگ در گفتن دروغ و پیوند جملات واقعی جلوه دادن آنها بسیارموثر عمل می‌کند.
به همین دلیل است که پژوهشگران در تلاشند تا با مورد مطالعه قرار دادن قسمت‌های مغزی، راه درمانی برای این رفتارها بیابند.

پری4

Click to view full size image

پری2

Click to view full size image

پری دریایی

Click to view full size image

منظره7

Click to view full size image

اردک6

Click to view full size image

هاپو

Click to view full size image

دختر زیبارو

Click to view full size image

گل4

Click to view full size image

لک3

Click to view full size image

بچه2

اسب

خوبی1


 

زشتی و زیبایی کنار دریا همدیگر را دیدند وگفتند: نمیایی کمی اب تنی و شنا کنیم ؟ ان وقت هر دو جامه از تن دراوردند و وارد اب شدند . کمی بعد زشتی(تنها) به ساحل امد و جامه زیبایی را بر تن کرد و رفت . وقتی زیبایی به ساحل رسید هر چه گشت جامه اش نیافت و چون شرم داشت که برهنه بماند جامه زشتی را پوشید و راه خود را گرفت و رفت .از ان روز ادم ها هر وقت یکدیگر را می بینند به خطا می افتند . بعضي هاخوب به چهره زیبایی نگاه می کنند و او را می شناسند با انکه لباس زشتی را بر تن دارد .

 

صهیونیست

یه زمانی  پیغمبرتون  بت هایی که در کعبه بود را شکست . و حالا هم این آقای احمدی نژاد هنوز نیومده زد و بت یهود را شکست ( هولوکاست ) خوب حق هم دارند  که باهاتون بدند. بیخود نیست که کشتن 10 نفر مسلمون را برابر با بهشت میدونند.شما از تروریست ها هم بد ترید . آخه یکی نیست بگه چرا شما مسلمون ها اینقدر بدید . این صهیونیست های عزیزم سال های سال روی مخ دنیا کار کردند تا اینکه دیگه مردم داشت کم کم باورشون میشد .

چرا پوز هولوکاست و هولوکاستی ها را به خاک میمالونید . آخه چرا اینقده شما ها ظالمید ؟ احمدی نژاد تو خیلی آدم بدی هستی . خدا سنگت کنه . از این عرب های شیکم گنده یاد بگیر  نصف توئند ( از نظرعقل ) . ببین چه قدر قشنگ نیشستند دارند کشته شدن خودشون را میبینند. خوب چه طور میشه اگه تو هم مثل بچه آدم بشینی و ببینی ؟

                         Your Image

 اصلا این احمدی نژاد از بس توطئه گره این شارون عزیزم را به این حال و روز انداخته . سگه تو کوچه  قربون هیکل نقلی آریل جونم بره  . الهی خدا از این احمد نژاد نگذره . که این قدر تن این بچه را میلرزونه . یکی نیست به این احمدی نژاد بگه : اصلا تو میدونی گوشت گاو کیلویی چنده اونم از نوع اسرائیلیش  ؟ که اینقدر گوشت های این بدبخت بینوا را به تنش آب میکنی ؟

 

آخه چرا اینقدر دنیا به این ها ظلم میکنه . آخه چرا اینقدر نمک رو زخمشون میریزید . مگه نمیدونید اینها تو جنگ جهانی 6 ملیون نفرشون سوزونده کشده ؟ فکر نکنید اینها که میگن ننه من غریبم بازیه ها  .....  

 

اصلا من داشتم فکر میکردم که یه نامه به رئیس قوه قضائیه بنویسم و ازشون بخوام که هر کی در مورد افسانه هولوکاست ( ببخشید از دهنم پرید تصحیح میکنم فاجعه هولوکاست) حرف زد اعدامش کنند . یا اصلا برای اینکه خیال صهیونیست های عزیزم  راحت باشه بسوزونندش.

 

از بس حرف زدم یادم رفت  به "گیلاد" و" عمری" عزیزم مرگ مغزی پدرشون را بهشون تبریک بگم (ببخشید منظورم  تسلیت بود)

ماشالا "عمری" جونم دیگه واسه خودش یه گاو شده . اما به نظر نمیرسه که گیلاد حلال زاده باشه .

 یه وقت فکر نکنید گاو و گوساله که میگم  منظورم جسارت بهشون بوده ها ...  نه این صهیون های دوست داشتنی  هر کی بهشون بگه گوساله خیلی خوششون میاد . اگه که بهشون بگی گاو  خیلی خیلی   خوششون میاد . که گاهی اوقات به مرگ مغزی منجر میشه

امشب

 

امشب بصحرا بیکفن جسم شهیدان است

شام غریبان است

امشب نوای کودکان بر بام کیوان است

شام غریبان است

امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند

تا صبح گریانند.

امشب بروی کشته ها در ناله مرغانند

چون نی در افغانند

برخاک بی غسل و کفن رعنا جوانند

خوابیده عریانند

خون میرود امشب ز چشم دختر زهرا

اف بر تو ای دنیا

آل علی ویران نشین اندر بیابان است

شام غریبان است

شیعه

شيعه چگونه شكل گرفت؟ -

آشنايي با فرقه هاي اسلامي (7)
آفتاب: شيعه يكي از فرقه هاي اسلامي است و تأثيرات شگرفي بر تفكر اسلامي و حتي فقه ساير فرقه هاي اسلامي داشته است. نحوه شكل گيري مذهب شيعه را به روايت استاد علامه طباطبايى (از كتاب شيعه در اسلام ايشان) نقل مي كنيم.

آغاز پيدايش«شيعه»را كه براى اولين بار به شيعه على عليه السلام (اولين پيشوا از پيشوايان اهل بيت عليهم السلام) معروف شدند،همان زمان حيات پيغمبر اكرم بايد دانست و جريان ظهور و پيشرفت دعوت اسلامى در 23 سال زمان بعثت،موجبات زيادى در بر داشت كه طبعا پيدايش چنين جمعيتى را در ميان ياران پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ايجاب مى‏كرد (1) .

الف:پيغمبر اكرم در اولين روزهاى بعثت كه به نص قرآن مأموريت يافت كه خويشان نزديكتر خود را به دين خود دعوت كند (2) صريحا به ايشان فرمود كه هر يك از شما به اجابت دعوت من سبقت گيرد،و زير و جانشين و وصى من است.على عليه السلام پيش از همه مبادرت نموده اسلام را پذيرفت و پيغمبر اكرم ايمان او را پذيرفت ووعده‏هاى خود را (3) تقبل نمود و عادتا محال است كه رهبر نهضتى در اولين روز نهضت و قيام خود يكى از ياران نهضت را به سمت وزيرى و جانشينى به بيگانگان معرفى كند،ولى به ياران و دوستان سر تا پا فداكار خود نشناساند يا تنها او را با امتياز وزيرى و جانشينى بشناسد و بشناساند ولى در تمام دوره زندگى و دعوت خود،او را از وظايف وزيرى معزول و احترام مقام جانشينى او را ناديده گرفته و هيچگونه فرقى ميان او و ديگران نگذارد.
ب:پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به موجب چندين روايت مستفيض و متواترـكه سنى و شيعه روايت كرده‏اندـتصريح فرموده كه على (4) عليه السلام در قول و فعل خود از خطا و معصيت مصون است،هر سخنى كه گويد و هر كارى كه كند با دعوت دينى مطابقت كامل دارد وداناترين (5) مردم است به معارف و شرايع اسلام.

ج:على عليه السلام خدمات گرانبهايى انجام داده و فداكاريهاى شگفت‏انگيزى كرده بود،مانند خوابيدن در بستر پيغمبر اكرم در شب هجرت (6) و فتوحاتى كه در جنگهاى بدر و احد و خندق و خيبر به دست وى صورت گرفته بود كه اگر پاى وى در يكى از اين وقايع در ميان نبود،اسلام و اسلاميان به دست دشمنان حق،ريشه كن شده بودند (7) .

د:جريان«غدير خم»كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در آنجا على عليه السلام را به ولايت عامه مردم نصب و معرفى كرده و او را مانند خود متولى قرار داده بود (8) .

بديهى است اين چنين امتيازات و فضائل اختصاصى ديگر كه مورد اتفاق همگان بود (9) و علاقه مفرطى كه پيغمبر اكرم به‏على عليه السلام داشت (10) ،طبعا عده‏اى از ياران پيغمبر اكرم را كه شيفتگان فضيلت و حقيقت بودند بر اين وا ميداشت كه على عليه السلام را دوست داشته به دورش گرد آيند و از وى پيروى كنند،چنانكه عده‏اى را بر حسد و كينه آن حضرت وا مى‏داشت.

گذشته از همه اينها نام«شيعه على»و«شيعه اهل بيت»در سخنان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بسيار ديده مى‏شود (11) .

سبب جدا شدن اقليت شيعه از اكثريت سنى و بروز اختلاف
هواخواهان و پيروان على عليه السلام نظر به مقام و منزلتى كه آن حضرت پيش پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و صحابه و مسلمانان داشت مسلم مى‏داشتند كه خلافت و مرجعيت پس از رحلت پيغمبر اكرم از آن على عليه السلام مى‏باشد و ظواهر اوضاع و احوال نيز جزء حوادثى كه درروزهاى بيمارى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به ظهور پيوست (12) نظر آنان را تأييد مى‏كرد.

ولى بر خلاف انتظار آنان درست در حالى كه پيغمبر اكرم رحلت فرمود و هنوز جسد مطهرش دفن نشده بود و اهل بيت و عده‏اى از صحابه سرگرم لوازم سوگوارى و تجهيزاتى بودند كه خبر يافتند عده‏اى ديگرـكه بعدا اكثريت را بردندـبا كمال عجله و بى آنكه با اهل بيت و خويشاوندان پيغمبر اكرم و هوادارانشان مشورت كنند و حتى كمترين اطلاعى بدهند،از پيش خود در قيافه خيرخواهى،براى مسلمانان خليفه معين نموده‏اند و على و يارانش را در برابر كارى انجام يافته قرار داده‏اند (13) .على عليه السلام و هواداران اومانند عباس و زبير و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار پس از فراغ از دفن پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و اطلاع از جريان امر در مقام انتقاد بر آمده به خلافت انتخابى و كارگردانان آن اعتراض نموده اجتماعاتى نيز كرده‏اند ولى پاسخ شنيدند كه صلاح مسلمانان در همين بود (14) .

اين انتقاد و اعتراف بود كه اقليتى را از اكثريت جدا كرد و پيروان على عليه السلام را به همين نام«شيعه على»به جامعه شناسانيد و دستگاه خلافت نيز به مقتضاى سياست وقت،مراقب بود كه اقليت نامبرده به اين نام معروف نشوند و جامعه به دو دسته اقليت و اكثريت منقسم نگردد بلكه خلافت را اجماعى مى‏شمردند و معترض را متخلف از بيعت و متخلف از جماعت مسلمانان مى‏ناميدند و گاهى با تعبيرات زشت ديگر ياد مى‏كردند (15) .

البته شيعه همان روزهاى نخستين،محكوم سياست وقت شده نتوانست با مجرد اعتراض،كارى از پيش ببرد و على عليه السلام نيز به منظور رعايت مصلحت اسلام و مسلمين و نداشتن نيروى كافى دست به يك قيام خونين نزد،ولى جمعيت معترضين از جهت عقيده تسليم اكثريت نشدند و جانشينى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و مرجعيت علمى را حق طلق على عليه السلام مى‏دانستند (16) و مراجعه علمى و معنوى‏را تنها به آن حضرت روا مى‏ديدند و به سوى او دعوت مى‏كردند (17) .

دو مسئله جانشينى و مرجعيت علمى
«شيعه»طبق آنچه از تعاليم اسلامى به دست آورده بود معتقد بود كه آنچه براى جامعه در درجه اول اهميت است،روشن شدن تعاليم اسلام و فرهنگ دينى است (18) و در درجه تالى آن،جريان كامل آنها در ميان جامعه مى‏باشد.

و به عبارت ديگر اولا:افراد جامعه به جهان و انسان با چشم واقع بينى نگاه كرده،وظايف انسانى خود را (به طورى كه صلاح واقعى است) بدانند و بجا آورند اگر چه مخالف دلخواهشان باشد.

ثانيا:يك حكومت دينى نظم واقعى اسلامى را در جامعه حفظ و اجرا نمايد و به طورى كه مردم كسى را جز خدا نپرستند و از آزادى كامل و عدالت فردى و اجتماعى بر خوردار شوند،و اين دو مقصود به دست كسى بايد انجام يابد كه عصمت و مصونيت خدايى داشته باشد و گرنه ممكن است كسانى مصدر حكم يا مرجع علم قرار گيرند كه در زمينه وظايف محوله خود،از انحراف فكر يا خيانت سالم نباشد و تدريجا ولايت عادله آزاديبخش اسلامى به سلطنت استبدادى و ملك كسرايى و قيصرى تبديل شود و معارف پاك دينى مانند معارف اديان ديگر دستخوش تحريف و تغيير دانشمندان بلهوس و خودخواه گردد و تنها كسى كه به تصديق پيغمبر اكرم در اعمال و اقوال خود مصيب و روش او با كتاب خدا و سنت پيغمبر مطابقت كامل داشت همان على عليه السلام بود (19) .

و اگر چنانچه اكثريت مى‏گفتند قريش با خلافت حقه على مخالف بودند،لازم بود مخالفين را بحق وادارند و سركشان را به جاى خود بنشانند چنانكه با جماعتى كه در دادن زكات امتناع داشتند،جنگيدند و از گرفتن زكات صرفنظر نكردند نه اينكه از ترس مخالفت قريش،حق را بكشند .

آرى آنچه شيعه را از موافقت با خلافت انتخابى باز داشت،ترس از دنباله ناگوار آن يعنى فساد روش حكومت اسلامى و انهدام اساس تعليمات عاليه دين بود،اتفاقا جريان بعدى حوادث نيز اين عقيده (يا پيش بينى) را روز به روز روشنتر مى‏ساخت و در نتيجه شيعه نيز در عقيده خود استوارتر مى‏گشت و با اينكه در ظاهر با نفرات ابتدائى انگشت شمار خود به هضم اكثريت رفته بود و در باطن به اخذ تعاليم اسلامى از اهل بيت و دعوت به طريقه خود،اصرار مى‏ورزيدند در عين حال براى پيشرفت و حفظ قدرت اسلام،مخالفت

” پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به موجب چندين روايت مستفيض و متواترـكه سنى و شيعه روايت كرده‏اندـتصريح فرموده كه على (4) عليه السلام در قول و فعل خود از خطا و معصيت مصون است،هر سخنى كه گويد و هر كارى كه كند با دعوت دينى مطابقت كامل دارد وداناترين مردم است به معارف و شرايع اسلام.... “



علنى نمى‏كردند و حتى افراد شيعه،دوش به دوش اكثريت به جهاد مى‏رفتند و در امور عامه دخالت مى‏كردند و شخص على عليه السلام در موارد ضرورى،اكثريت را به نفع اسلام راهنمايى مى‏نمود (20) .

روش سياسى خلافت انتخابى و مغايرت آن با نظر شيعه
«شيعه»معتقد بود كه شريعت آسمانى اسلام كه مواد آن در كتاب خدا و سنت پيغمبر اكرم روشن شده تا روز قيامت به اعتبار خود باقى و هرگز قابل تغيير نيست (21) و حكومت اسلامى با هيچ عذرى نمى‏تواند از اجراى كامل آن سرپيچى نمايد،تنها وظيفه حكومت اسلامى اين است كه با شورا در شعاع شريعت به سبب مصلحت وقت،تصميماتى بگيرد ولى در اين جريان،به علت بيعت‏سياست آميز شيعه و همچنين از جريان حديث دوات و قرطاس كه در آخرين روزهاى بيمارى پيغمبر اكرم اتفاق افتاد،پيدا بود كه گردانندگان و طرفداران خلافت انتخابى معتقدند كه كتاب خدا مانند يك قانون اساسى محفوظ بماند ولى سنت و بيانات پيغمبر اكرم را در اعتبار خود ثابت نمى‏دانند بلكه معتقدند كه حكومت اسلامى مى‏تواند به سبب اقتضاى مصلحت،از اجراى آنها صرفنظر نمايد.و اين نظر با روايتهاى بسيارى كه بعدا در حق صحابه نقل شد (صحابه مجتهدند و در اجتهاد و مصلحت بينى خود اگر اصابت كنند مأجور و اگر خطا كنند معذور مى‏باشند) تأييد گرديد و نمونه بارز آن وقتى اتفاق افتاد كه خالد بن وليد يكى از سرداران خليفه،شبانه در منزل يكى از معاريف مسلمانان«مالك بن نويره»مهمان شد و مالك را غافلگير نموده،كشت و سرش را در اجاق گذاشت و سوزانيد و همان شب با زن مالك همبستر شد!و به دنبال اين جنايتهاى شرم آورد،خليفه به عنوان اينكه حكومت وى به چنين سردارى نيازمند است،مقررات شريعت را در حق خالد اجرا نكرد (22) !!

و همچنين خمس را از اهل بيت و خويشان پيغمبر اكرم بريدند (23) و نوشتن احاديث پيغمبر اكرم به كلى قدغن شد و اگر در جاى حديث مكتوب كشف يا از كسى گرفته مى‏شد آن را ضبط كرده‏مى‏سوزانيدند (24) و اين قدغن در تمام زمان خلفاى راشدين تا زمان خلافت عمر بن عبد العزيز خليفه اموى (99ـ102) استمرار داشت (25) و در زمان خلافت خليفه دوم (13ـ25 ق) اين سياست روشنتر شد و در مقام خلافت،عده‏اى از مواد شريعت را مانند حج تمتع و نكاح متعه و گفتن«حى على خير العمل»در اذان نماز ممنوع ساخت (26) و نفوذ سه اطلاق را داير كرد و نظاير آنها (27) .

در خلافت وى بود كه بيت المال در ميان مردم با تفاوت تقسيم‏شد (28) كه بعدا در ميان مسلمانان اختلاف طبقاتى عجيب و صحنه‏هاى خونين دهشتناكى به وجود آورد و در زمان وى معاويه در شام با رسومات سلطنتى كسرى و قيصر حكومت مى‏كرد و خليفه او را كسراى عرب مى‏ناميد و متعرض حالش نمى‏شد.

خليفه دوم به سال 23 هجرى قمرى به دست غلامى ايرانى كشته شد و طبق رأى اكثريت شوراى شش نفرى كه به دستور خليفه منعقد شد،خليفه سوم زمام امور را به دست گرفت.وى در عهد خلافت خود خويشاوندان اموى خود را بر مردم مسلط ساخته در حجاز و عراق و مصر و ساير بلاد اسلامى زمام امور را به دست ايشان سپرد (29) ايشان بناى بى‏بند و بارى گذاشته آشكارا به ستم و بيداد و فسق و فجور و نقص قوانين جاريه اسلامى پرداختند،سيل شكايتها از هر سوى به دار الخلافه سرازير شد،ولى خليفه كه تحت تأثير كنيزان اموى خود و خاصه مروان بن حكم (30) قرار داشت،به شكايتهاى مردم ترتيب اثر نمى‏داد بلكه گاهى هم دستور تشديد و تعقيب شاكيان را صادر مى‏كرد (31) و بالأخره به سال 35 هجرى،مردم بر وى شوريدند وپس از چند روز محاصره و زد و خورد،وى را كشتند.

خليفه سوم در عهد خلافت خود حكومت شام را كه در رأس آن از خويشاوندهاى اموى او معاويه قرار داشت،بيش از پيش تقويت مى‏كرد و در حقيقت سنگينى خلافت،در شام متمركز بود و تشكيلات مدينه كه دار الخلافه بود جز صورتى در بر نداشت (32) خلافت خليفه اول با انتخاب اكثريت صحابه و خليفه دوم با وصيت‏خليفه اول و خليفه سوم با شوراى شش نفرى كه اعضا و آيين نامه آن را خليفه دوم تعيين و تنظيم كرده بود،مستقر شد .و روى هم رفته سياست سه خليفه كه 25 سال خلافت كردند در اداره امور اين بود كه قوانين اسلامى بر طبق اجتهاد و مصلحت وقت كه مقام خلافت تشخيص دهد،در جامعه اجرا شود و در معارف اسلامى اين بود كه تنها قرآن بى اينكه تفسير شود يا مورد كنجكاوى قرار گيرد خوانده شود و بيانان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم (حديث) بى اينكه روى كاغذ بيايد روايت شود و از حدود زبان و گوش تجاوز نكند.

كتابت،به قرآن كريم انحصار داشت و در حديث ممنوع بود (33) پس از جنگ يمامه كه در سال دوازده هجرى قمرى خاتمه يافت و گروهى از صحابه كه قارى قرآن بودند در آن جنگ كشته شدند،عمر بن الخطاب به خليفه اول پيشنهاد مى‏كند كه آيات قرآن در يك مصحف جمع آورى شود،وى در پيشنهاد خود مى‏گويد اگر جنگى رخ دهد و بقيه حاملان قرآن كشته شوند،قرآن از ميان ما خواهد رفت،بنابر اين،لازمست آيات قرآنى را در يك مصحف جمع آورى كرده به قيد كتابت در بياوريم (34) ،اين تصميم را درباره قرآن كريم گرفتند با اينكه حديث پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه تالى قرآن بود نيز با همان خطر تهديد مى‏شد و از مفاسد نقل به معنا و زياده و نقيصه و جعل و فراموشى در امان نبود ولى توجهى به نگهدارى حديث نمى‏شد بلكه كتابت آن ممنوع و هر چه به دست مى‏افتاد سوزانيده‏مى‏شد تا در اندك زمانى كار به جايى كشيد كه در ضروريات اسلام مانند نماز،روايات متضاد به وجود آمد و در ساير رشته‏هاى علوم در اين مدت قدمى بر داشته نشد و آنهمه تقديس و تمجيد كه در قرآن و بيانات پيغمبر اكرم نسبت به علم و تأكيد و ترغيب در توسعه علوم وارد شده بى اثر ماند و اكثريت مردم سرگرم فتوحات پى در پى اسلام و دلخوش به غنايم فزون از حد كه از هر سو به جزيرة العرب سرازير مى‏شد،بودند و ديگر عنايتى به علوم خاندان رسالت كه سر سلسله‏شان على عليه السلام بود و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم او را آشناترين مردم به معارف اسلام و مقاصد قرآن معرفى كرده بود نشد،حتى در قضيه جمع قرآن (با اينكه مى‏دانستند پس از رحلت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مدتى در كنج خانه نشستند و مصحف را جمع‏آورى نموده است) حضرت علي را مداخله ندادند حتى نام او را نيز به زبان نياوردند (35) .

اينها و نظاير اينها امورى بود كه پيروان على عليه السلام را در عقيده خود راسختر و نسبت به جريان امور،هشيارتر مى‏ساخت و روز به‏روز بر فعاليت خود مى‏افزودند.على نيز كه دستش از تربيت عمومى مردم كوتاه بود به تربيت خصوصى افراد مى‏پرداخت.

در اين 25 سال،سه تن از چهار نفر ياران على عليه السلام كه در همه احوال در پيروى او ثابت قدم بودند (سلمان فارسى و ابوذر غفارى و مقداد) در گذشتند ولى جمعى از صحابه و گروه انبوهى از تابعين در حجاز و يمن و عراق و غير آنها در سلك پيروان على درآمدند و در نتيجه پس از كشته شدن خليفه سوم،از هر سوى به آن حضرت روى نموده و به هر نحو بود با وى بيعت كردند و وى را براى خلافت برگزيدند.

انتهاى خلافت به امير المؤمنين على (ع) و روش آن حضرت
خلافت على عليه السلام در اواخر سال 35 هجرى قمرى شروع شد و تقريبا چهار سال و پنج ماه ادامه يافت.على عليه السلام در خلافت،رويه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را معمول مى‏داشت (36) و غالب تغييراتى را كه در زمان خلافت پيشينيان پيدا شده بود به حالت اولى برگردانيد و عمال نالايق را كه زمام امور را در دست داشتند از كار بر كنار كرد (37) .و در حقيقت يك نهضت انقلابى بود و گرفتاريهاى بسيارى در بر داشت.

على عليه السلام نخستين روز خلافت در سخنرانى كه براى مردم نمود چنين گفت:«آگاه باشيد !گرفتارى كه شما مردم هنگام بعثت پيغمبر خدا داشتيد امروز دوباره به سوى شما برگشته و دامنگيرتان‏شده است.بايد درست زير و روى شويد و صاحبان فضيلت كه عقب افتاده‏اند پيش افتند و آنان كه به ناروا پيشى مى‏گرفتند،عقب افتند (حق است و باطل و هر كدام اهلى دارد بايد از حق پيروى كرد) اگر باطل بسيار است چيز تازه‏اى نيست و اگر حق كم است گاهى كم نيز پيش مى‏افتند و اميد پيشرفت نيز هست.البته كم اتفاق مى‏افتد كه چيزى كه پشت به انسان كند دوباره برگشته و روى نمايد» (38) .

على عليه السلام به حكومت انقلابى خود ادامه داد و چنانكه لازمه طبيعت هر نهضت انقلابى است،عناصر مخالف كه منافعشان به خطر مى‏افتد از هر گوشه و كنار سر به مخالفت بر افراشتند و به نام خونخواهى خليفه سوم،جنگهاى داخلى خونينى بر پا كردندـكه تقريبا در تمام مدت خلافت على عليه السلام ادامه داشتـبه نظر شيعه،مسببين اين جنگهاى داخلى جز منافع شخصى منظورى نداشتند و خونخواهى خليفه سوم،دستاويز عوامفريبانه‏اى بيش نبود و حتى سوء تفاهم نيز در كار نبود (39) .سبب جنگ اول كه«جنگ جمل»ناميده مى‏شود،غائله اختلاف طبقاتى بود كه از زمان خليفه دوم در تقسيم مختلف بيت المال پيدا شده بود،على عليه السلام پس از آنكه به خلافت شناخته شد،مالى در ميان مردم بالسويه

” درست در حالى كه پيغمبر اكرم رحلت فرمود و هنوز جسد مطهرش دفن نشده بود و اهل بيت و عده‏اى از صحابه سرگرم لوازم سوگوارى و تجهيزاتى بودند كه خبر يافتند عده‏اى ديگرـكه بعدا اكثريت را بردندـبا كمال عجله و بى آنكه با اهل بيت و خويشاوندان پيغمبر اكرم و هوادارانشان مشورت كنند و حتى كمترين اطلاعى بدهند،از پيش خود در قيافه خيرخواهى،براى مسلمانان خليفه معين نموده‏اند و على و يارانش را در برابر كارى انجام يافته قرار داده‏اند. على عليه السلام و هواداران او مانند عباس و زبير و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار پس از فراغ از دفن پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و اطلاع از جريان امر در مقام انتقاد بر آمده به خلافت انتخابى و كارگردانان آن اعتراض نموده اجتماعاتى نيز كرده‏اند ولى پاسخ شنيدند كه صلاح مسلمانان در همين بود... “



قسمت فرمود (40) چنانكه سيرت پيغمبر اكرم نيز همانگونه بود و اين روش زبير و طلحه را سخت بر آشفت و بناى تمرد گذاشتند و به نام زيارت كعبه،از مدينه به مكه رفتند و ام المؤمنين عايشه را كه در مكه بود و با على عليه السلام ميانه خوبى نداشت با خود همراه ساخته به نام خونخواهى خليفه سوم!نهضت و جنگ خونين جمل را بر پا كردند (41) .

با اينكه همين طلحه و زبير هنگام محاصره و قتل خليفه سوم در مدينه بودند از وى دفاع نكردند (42) و پس از كشته شدن وى اولين كسى بودند كه از طرف خود و مهاجرين با على بيعت كردند (43) و همچنين ام المؤمنين عايشه خود از كسانى بود كه مردم را به قتل خليفه سوم تحريص مى‏كرد (44) و براى اولى بار كه قتل خليفه سوم را شنيد به وى دشنام داد و اظهار مسرت نمود.اساسا مسببين اصلى قتل خليفه،صحابه بودند كه از مدينه به اطراف نامه‏ها نوشته مردم را بر خليفه مى‏شورانيدند .

سبب جنگ دوم كه جنگ صفين ناميده مى‏شود و يك سال و نيم طول كشيد،طمعى بود كه معاويه در خلافت داشت و به عنوان خونخواهى خليفه سوم اين جنگ را بر پا كرد و بيشتر از صد هزار خون ناحق ريخت و البته معاويه در اين جنگ حمله مى‏كرد نه دفاع،زيرا خونخواهى هرگز به شكل دفاع صورت نمى‏گيرد.

عنوان اين جنگ«خونخواهى خليفه سوم»بود با اينكه خود خليفه سوم در آخرين روزهاى زندگى خود براى دفع آشوب از معاويه استمداد نمود وى با لشگرى از شام به سوى مدينه حركت نموده آنقدر عمدا در راه توقف كرد تا خليفه را كشتند آنگاه به شام‏برگشته به خونخواهى خليفه قيام كرد (45) .

و همچنين پس از آنكه على عليه السلام شهيد شد و معاويه خلافت را قبضه كرد،ديگر خود خليفه سوم را فراموش كرده،قتله خليفه را تعقيب نكرد!!

پس از جنگ صفين،جنگ نهروان در گرفت،در اين جنگ جمعى از مردم كه در ميانشان صحابى نيز يافت مى‏شد،در اثر تحريكات معاويه در جنگ صفين به على عليه السلام شوريدند و در بلاد اسلامى به آشوبگرى پرداخته هر جا از طرفداران على عليه السلام مى‏يافتند مى‏كشتند،حتى شكم زنان آبستن را پاره كرده جنينها را بيرون آورده سر مى‏بريدند (46) .

على عليه السلام اين غائله را نيز خوابانيد ولى پس از چندى در مسجد كوفه در سر نماز به دست برخى از اين خوارج شهيد شد.

بهره‏اى كه شيعه از خلافت پنجساله على (ع) بر داشت
على عليه السلام در خلافت چهار سال و نه ماهه خود اگر چه نتوانست اوضاع درهم ريخته اسلامى را كاملا به حال اولى كه داشت‏برگرداند ولى از سه جهت عمده موفقيت حاصل كرد:

1ـبه واسطه سيرت عادله خود،قيافه جذاب سيرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را به مردم،خاصه به نسل جديد نشان داد،وى در برابر شوكت كسرايى و قيصرى معاويه در زى فقرا و مانند يكى از بينواترين مردم زندگى مى‏كرد.وى هرگز دوستان و خويشاوندان و خاندان خود را بر ديگران مقدم نداشت و توانگرى را به گدايى و نيرومندى را به ناتوانى ترجيح نداد .

2ـبا آن همه گرفتاريهاى طاقت فرسا و سرگرم كننده،ذخاير گرانبهايى از معارف الهيه و علوم حقه اسلامى را ميان مردم به يادگار گذاشت.

مخالفين على عليه السلام مى‏گويند:وى مرد شجاعت بود نه مرد سياست،زيرا او مى‏توانست در آغاز خلافت خود،با عناصر مخالف،موقتا از در آشتى و صفا در آمده آنان را با مداهنه راضى و خشنود نگهدارد و بدين وسيله خلافت خود را تحكيم كند سپس به قلع و قمعشان بپردازد .

ولى اينان اين نكته را ناديده گرفته‏اند كه خلافت على يك نهضت انقلابى بود و نهضتهاى انقلابى بايد از مداهنه و صورت سازى دور باشد.مشابه اين وضع در زمان بعثت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز پيش آمد و كفار و مشركين بارها به آن حضرت پيشنهاد سازش دادند و اينكه آن حضرت به خدايانشان متعرض نشود ايشان نيز كارى با دعوت وى نداشته باشند ولى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نپذيرفت با اينكه مى‏توانست در آنروزهاى سخت،مداهنه و سازش كرده موقعيت خود را تحكيم نمايد،سپس به مخالفت دشمنان قد علم كند .اساسادعوت اسلامى هرگز اجازه نمى‏دهد كه در راه زنده كردن حقى،حق ديگرى كشته شود يا باطلى را با باطل ديگرى رفع نمايند و آيات زيادى در قرآن كريم در اين باره موجود است (47) .

گذشته از اينكه مخالفين على در باره پيروزى و رسيدن به هدف خود از هيچ جرم و جنايت و نقض قوانين صريح اسلام (بدون استثنا) فرو گذارى نمى‏كردند و هر لكه را به نام اينكه صحابى هستند و مجتهدند،مى‏شستند ولى على به قوانين اسلام پايبند بود.

از على عليه السلام در فنون متفرقه عقلى و دينى و اجتماعى نزديك به يازده هزار كلمات قصار ضبط شده (48) و معارف اسلام را (49) در سخنرانيهاى خود با بليغترين لهجه و روانترين بيان ايراد نموده (50) وى دستور زبان عربى را وضع كرد و اساس ادبيات عربى را بنياد نهاد.وى اول كسى است در اسلام كه در فلسفه الهى غور كرده (51) به سبك استدلال آزاد و برهان منطقى سخن گفت و مسائلى را كه تا آن روز در ميان فلاسفه جهان،مورد توجه قرار نگرفته بود طرح كرده و در اين باب بحدى عنايت به خرج مى‏داد كه در بحبوحه (52) جنگها به بحث علمى مى‏پرداخت.

3ـگروه انبوهى از رجال دينى و دانشمندان اسلامى را تربيت كرد (53) كه در ميان ايشان جمعى از زهاد و اهل معرفت مانند«اويس قرنى و كميل بن زياد و ميثم تمار و رشيد هجرى»وجود دارند كه در ميان عرفاى اسلامى،مصادر عرفان شناخته شده‏اند و عده‏اى مصادر اوليه علم فقه و كلام و تفسير و قرائت و غير آنها مى‏باشند.

انتقال خلافت به معاويه و تبديل آن به سلطنت موروثى
پس از شهادت امير المؤمنين على عليه السلام به موجب وصيت آن حضرت و بيعت مردم،حضرت حسن بن على عليهما السلام كه پيش شيعه دوازده امامى،امام دوم مى‏باشد متصدى خلافت شد ولى معاويه آرام ننشسته به سوى عراقـكه مقر خلافت بودـلشكر كشيده با حسن بن على به جنگ پرداخت .

وى با دسيسه‏هاى مختلف و دادن پولهاى گزاف،تدريجا ياران و سرداران حسن بن على را فاسد كرده بالأخره حسن بن على را مجبور نمود كه به عنوان صلح،خلافت را به وى واگذار كند و حسن بن على نيز خلافت را به اين شرط كه پس از در گذشت معاويه،به وى‏برگردد و به شيعيان تعرض نشود،به معاويه واگذار نمود (54) .

در سال چهل هجرى،معاويه بر خلافت اسلامى استيلا يافت و بلافاصله به عراق آمده در سخنرانى كه كرد به مردم اخطار نموده و گفت:«من با شما سر نماز و روزه نمى‏جنگيدم بلكه مى‏خواستم بر شما حكومت كنم و به مقصود خود رسيدم» (55) !!

و نيز گفت:«پيمانى كه با حسن بستم لغو و زير پاى من است!!» (56) معاويه با اين سخن اشاره مى‏كرد كه سياست را از ديانت جدا خواهد كرد و نسبت به مقررات دينى،ضمانتى نخواهد داشت و همه نيروى خود را در زنده نگهداشتن حكومت خود به كار خواهد بست و البته روشن است كه چنين حكومتى سلطنت و پادشاهى است نه خلافت و جانشينى پيغمبر خدا.و از اينجا بود كه بعضى از كسانى كه به حضور وى بار يافتند به عنوان پادشاهى سلامش دادند (57) و خودش نيز در برخى از مجالس خصوصى،از حكومت خود با ملك و پادشاهى تعبير مى‏كرد (58) اگر چه در ملأ عام خود را خليفه معرفى مى‏نمود.

و البته پادشاهى كه بر پايه زور استوار باشد وراثت را به دنبال خود دارد و بالأخره نيز به نيت خود جامه عمل پوشانيد و پسر خود يزيد را كه جوانى بى‏بند و بار بود و كمترين شخصيت دينى نداشت،ولايت عهدى داده به جانشينى خود برگزيد (59) و آن همه حوادث ننگين را به بار آورد.

معاويه با بيان گذشته خود اشاره مى‏كرد كه نخواهد گذاشت حسن عليه السلام پس از وى به خلافت برسد،يعنى در خصوص خلافت بعد از خود،فكرى ديگر دارد و آن همان بود كه حسن عليه السلام را با سم شهيد كرد (60) و راه را براى فرزند خود يزيد هموار ساخت.معاويه با الغاى پيمان نامبرده مى‏فهمانيد كه هرگز نخواهد گذاشت شيعيان اهل بيت در محيط امن و آسايش بسر برند و كما فى السابق به فعاليتهاى دينى خود ادامه دهند و همين معنا را نيز جامه عمل پوشانيد (61) .

وى اعلام نمود كه هر كس در مناقب اهل بيت حديثى نقل كند هيچگونه مصونيتى در جان و مال و عرض خود نخواهد (62) داشت و دستور داد هر كه در مدح و منقبت ساير صحابه و خلفا حديثى‏بياورد،جايزه كافى بگيرد و در نتيجه اخبار بسيارى در مناقب صحابه جعل شد (63) و دستور داد در همه بلاد اسلامى در منابر به على عليه السلام ناسزا گفته شود (و اين دستور تا زمان عمر بن عبد العزيز خليفه اموى«99ـ011»اجرا مى‏شد) وى به دستيارى عمال و كارگردانان خود كه جمعى از ايشان صحابى بودند،خواص شيعه على عليه السلام را كشت و سر برخى از آنان را به نيزه زده در شهرها گردانيدند و عموم شيعيان را در هر جا بودند به ناسزا و بيزارى از على تكليف مى‏كرد و هر كه خود دارى مى‏كرد به قتل مى‏رسيد (64) .

سخت‏ترين روزگار براى شيعه
سخت‏ترين زمان براى شيعه در تاريخ تشيع،همان زمان حكومت بيست ساله معاويه بود كه شيعه هيچگونه مصونيتى نداشت و اغلب شيعيان اشخاص شناخته شده و مارك دار بودند و دو تن از پيشوايان شيعه (امام دوم و امام سوم) كه در زمان معاويه بودند،كمترين وسيله‏اى براى برگردانيدن اوضاع ناگوار در اختيار نداشتند حتى امام سوم شيعه كه در شش ماه اول سلطنت يزيد،قيام كرد با همه ياران و فرزندان خود شهيد شد،در مدت ده سالى كه در خلافت معاويه مى‏زيست تمكن اين اقدام را نيز نداشت.

اكثريت تسنن،اين همه كشتارهاى ناحق و بى‏بند و باريها را كه به دست صحابه و خاصه معاويه و كارگردانان وى انجام يافته است،توجيه مى‏كنند كه آنان صحابه بودند و به مقتضاى احاديثى كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم رسيده،صحابه مجتهدند و معذور و خداوند از ايشان راضى است و هر جرم و جنايتى كه از ايشان سر بزند معفو است!!!ولى شيعه اين عذر را نمى‏پذيرد،زيرا:

اولا:معقول نيست يك رهبر اجتماعى مانند پيغمبر اكرم صلى الله عليه و اله و سلم براى احياى حق و عدالت و آزادى بر پا خاسته و جمعى را هم عقيده خود گرداند كه همه هستى خود را در راه اين منظور مقدس گذاشته آن را لباس تحقق بخشند و وقتى كه به منظور خود نايل شد،ياران خود را نسبت به مردم و قوانين مقدسه خود آزادى مطلق بخشد و هر گونه حقكشى و تبهكارى و بى بند و بارى را از ايشان معفو داند،يعنى با دست و ابزارى كه بنايى را بر پا كرده با همان دست و ابزار آن را خراب كند.

و ثانيا:اين روايات كه صحابه را تقديس و اعمال ناروا و غير مشروع آنان را تصحيح مى‏كند و ايشان را آمرزيده و مصون معرفى مى‏نمايد از راه خود صحابه به ما رسيده و به روايت ايشان نسبت داده شده است و خود صحابه به شهادت تاريخ قطعى با همديگر معامله مصونيت و معذوريت نمى‏كردند،صحابه بودند كه دست به كشتار و سب و لعن و رسوا كردن همديگر گشودن و هرگز كمترين اغماض و مسامحه‏اى در حق همديگر روا نمى‏داشتند.

بنابر آنچه گذشت،به شهادت عمل خود صحابه،اين روايات صحيح نيستند و اگر صحيح باشند مقصود از آنها معناى ديگرى است غير از مصونيت و تقديس قانونى صحابه.

و اگر فرضا خداى متعال در كلام خود،روزى از صحابه در برابرخدمتى كه در اجراى فرمان او كرده‏اند اظهار (65) رضايت فرمايد،معناى آن،تقدير از فرمانبردارى گذشته آنان است نه اينكه در آينده مى‏توانند هر گونه نافرمانى كه دلشان مى‏خواهد بكنند.

استقرار سلطنت بنى اميه
سال شصت هجرى قمرى معاويه در گذشت و پسرش يزيد طبق بيعتى كه پدرش از مردم براى وى گرفته بود زمان حكومت اسلامى را در دست گرفت.

يزيد به شهادت تاريخ،هيچگونه شخصيت دينى نداشت،جوانى بود حتى در زمان حيات پدر،اعتنايى به اصول و قوانين اسلام نمى‏كرد و جز عياشى و بى بند و بارى و شهوترانى سرش نمى‏شد و

” «شيعه»معتقد بود كه شريعت آسمانى اسلام كه مواد آن در كتاب خدا و سنت پيغمبر اكرم روشن شده تا روز قيامت به اعتبار خود باقى و هرگز قابل تغيير نيست و حكومت اسلامى با هيچ عذرى نمى‏تواند از اجراى كامل آن سرپيچى نمايد،تنها وظيفه حكومت اسلامى اين است كه با شورا در شعاع شريعت به سبب مصلحت وقت، تصميماتى بگيرد ولى در اين جريان،به علت بيعت‏سياست آميز شيعه و همچنين از جريان حديث دوات و قرطاس كه در آخرين روزهاى بيمارى پيغمبر اكرم اتفاق افتاد،پيدا بود كه گردانندگان و طرفداران خلافت انتخابى معتقدند كه كتاب خدا مانند يك قانون اساسى محفوظ بماند ولى سنت و بيانات پيغمبر اكرم را در اعتبار خود ثابت نمى‏دانند بلكه معتقدند كه حكومت اسلامى مى‏تواند به سبب اقتضاى مصلحت،از اجراى آنها صرفنظر نمايد.... “



در سه سال حكومت خود،فجايعى راه انداخت كه در تاريخ ظهور اسلام با آن همه فتنه‏ها كه گذشته بود،سابقه نداشت.

سال اول،حضرت حسين بن على عليه السلام را كه سبط پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بود با فرزندان و خويشان و يارانش با فجيعترين وضعى كشت و زنان و كودكان و اهل بيت پيغمبر را به همراه سرهاى بريده شهدا در شهرها گردانيد (66) و در سال دوم،«مدينه»را قتل عام كرد و خون و مال و عرض مردم را سه روز به لشكريان خود مباح ساخت (67) و سال سوم،«كعبه مقدسه»را خراب كرده و آتش‏زد!! (68) و پس از يزيد،آل مروان از بنى اميه زمام حكومت اسلامى راـبه تفصيلى كه در تواريخ ضبط شدهـدر دست گرفتند حكومت اين دسته يازده نفرى كه نزديك به هفتاد سال ادامه داشت،روزگار تيره و شومى براى اسلام و مسلمين به وجود آورد كه در جامعه اسلامى جز يك امپراطورى عربى استبدادى كه نام خلافت اسلامى بر آن گذاشته شده بود،حكومت نمى‏كرد و در دوره حكومت اينان كار به جايى كشيد كه خليفه وقت (وليد بن يزيد) كه جانشين پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و يگانه حامى دين شمرده مى‏شد،بى محابا تصميم گرفت بالاى خانه كعبه غرفه‏اى بسازد تا در موسم حج در آنجا مخصوصا به خوش گذرانى بپردازد (69) !!

خليفه وقت‏[وليد بن يزيد]قرآن كريم را آماج تير قرار داد و در شعرى كه خطاب به قرآن انشاء كرد گفت:روز قيامت كه پيش خداى خود حضور مى‏يابى بگوى خليفه مرا پاره كرد!! (70) البته شيعه كه اساسا اختلاف نظر اساسى‏شان با اكثريت تسنن در سر دو مسئله خلافت اسلامى و مرجعيت دينى بود،در اين دوره تاريك،روزگارى تلخ و دشوارى مى‏گذرانيدند ولى شيوه بيدادگرى و بى بند و بارى حكومتهاى وقت و قيافه مظلوميت و تقوا و طهارت پيشوايات اهل بيت آنان را روز به روز در عقايدشان استوارتر مى‏ساخت و مخصوصا شهادت دلخراش حضرت حسين پيشواى‏سوم شيعه در توسعه يافتن تشيع و بويژه در مناطق دور از مركز خلافت،مانند عراق و يمن و ايران كمك بسزايى كرد.

گواه اين سخن اين است كه در زمان امامت پيشواى پنجم شيعه كه هنوز قرن اول هجرى تمام نشده و چهل سال از شهادت امام سوم گذشته بود،به مناسبت اختلال و ضعفى كه در حكومت اموى پيدا شده بود،شيعه از اطراف كشور اسلامى مانند سيل به دور پيشواى پنجم ريخته به اخذ حديث و تعلم معارف دينى پرداختند (71) .هنوز قرن اول هجرى تمام نشده بود كه چند نفر از امراى دولت شهر قم را در ايران بنياد نهاده و شيعه نشين كردند (72) ولى در عين حال شيعه به حسب دستور پيشوايان خود،در حال تقيه و بدون تظاهر به مذهب زندگى مى‏كردند.

بارها در اثر كثرت فشار و سادات علوى بر ضد بيدادگريهاى حكومت قيام كردند ولى شكست خوردند و بالأخره جان خود را در اين راه گذاشتند و حكومت بى‏پرواى وقت در پايمال كردن‏شان فروگذارى نكرد.جسد زيد را كه پيشواى شيعه زيديه بود از قبر بيرون آورده به دار آويختند و سه سال بر سر دار بود،پس از آن پايين آورده و آتش زدند و خاكسترش را به باد دادند!! (73) به نحوى كه اكثر شيعه معتقدند امام چهارم و پنجم نيز به دست بنى اميه با سم در گذشتند (74) و درگذشت امام دوم و سوم نيز به دست آنان بود.فجايع اعمال امويان به حدى فاحش و بى‏پرده بود كه اكثريت اهل تسنن با اينكه خلفا را عموما مفترض الطاعه مى‏دانستند ناگزير شده خلفا را به دون دسته تقسيم كردند.خلفاى راشدين كه چهار خليفه اول پس از رحلت پيغمبر اكرم مى‏باشند (ابو بكر و عمر و عثمان و على) و خلفاى غير راشدين كه از معاويه شروع مى‏شود.

امويين در دوران حكومت خود در اثر بيدادگرى و بى بند و بارى به اندازه‏اى نفرت عمومى را جلب كرده بودند كه پس از شكست قطعى و كشته شدن آخرين خليفه اموى،دو پسر وى با جمعى از خانواده خلافت از دار الخلافه گريختند و به هر جا روى آوردند پناهشان ندادند،بالأخره پس از سرگردانيهاى بسيار كه در بيابانهاى نوبه و حبشه و بجاوه كشيدند و بسيارى از ايشان از گرسنگى و تشنگى تلف شدند،به جنوب يمن در آمدند و به دريوزگى خرج راهى از مردم تحصيل كرده و درزى حمالان عازم مكه شدند و آنجا در ميان مردم ناپديد گرديدند (75) .

شيعه در قرن دوم هجرى
در اواخر ثلث اول قرن دوم هجرى،به دنبال انقلابات و جنگهاى خونينى كه در اثر بيدادگرى و بد رفتاريهاى بنى اميه در همه جاى كشورهاى اسلامى ادامه داشت،دعوتى نيز به نام اهل بيت پيغمبر اكرم در ناحيه خراسان ايران پيدا شده،متصدى دعوت«ابو مسلم مروزى»سردارى ايرانى بود كه به ضرر خلافت اموى قيام كردو شروع به پيشرفت نمود تا دولت اموى را بر انداخت (76) .اين نهضت و انقلاب اگر چه از تبليغات عميق شيعه سرچشمه مى‏گرفت و كم و بيش عنوان خونخواهى شهداى اهل بيت را داشت و حتى از مردم براى يك مرد پسنديده از اهل بيت (سربسته) بيعت مى‏گرفتند با اينهمه به دستور مستقيم يا اشاره پيشوايان شيعه نبود،به گواهى اينكه وقتى كه«ابو مسلم»بيعت خلافت را به امام ششم شيعه اماميه در مدينه عرضه داشت،وى جدا رد كرد و فرمود:«تو از مردان من نيستى و زمان نيز زمان من نيست» (77) .

بالأخره بنى عباس به نام اهل بيت خلافت را ربودند (78) و در آغاز كار روزى چند به مردم و علويين روى خوش نشان دادند حتى به نام انتقام شهداى علويين،بنى اميه را قتل عام كردند و قبور خلفاى بنى اميه را شكافته هر چه يافتند آتش زدند (79) ولى ديرى نگذشت كه شيوه ظالمانه بنى اميه را پيش گرفتند و در بيدادگرى و بى بند و بارى هيچگونه فروگذارى نكردند.

«ابو حنيفه»رئيس يكى از چهار مذهب اهل تسنن به زندان منصور رفت (80) و شكنجه‏ها ديد و«ابن حنبل»رئيس يكى از چهار مذهب،تازيانه خورد (81) و امام ششم شيعه اماميه پس از آزار و شكنجه بسيار،با سم درگذشت (82) و علويين را دسته دسته گردن مى‏زدند يا زنده زنده دفن مى‏كردند يا لاى ديوار يا زير ابنيه دولتى مى‏گذاشتند.

«هارون»خليفه عباسى كه در زمان وى امپراطورى اسلامى به اوج قدرت و وسعت خود رسيده بود و گاهى خليفه به خورشيد نگاه مى‏كرد و آن را مخاطب ساخته مى‏گفت به هر كجا مى‏خواهى بتاب كه به جايى كه از ملك من بيرون است نخواهى تابيد!از طرفى لشكريان وى در خاور و باختر جهان پيش مى‏رفتند ولى از طرفى در جسر بغداد كه در چند قدمى قصر خليفه بود،بى‏اطلاع و بى اجازه خليفه،مأمور گذاشته از عابرين حق عبور مى‏گرفتند،حتى روزى خود خليفه كه مى‏خواست از جسر عبور كند،جلويش را گرفته حق العبور مطالبه كردند! (83) يك مغنى با خواندن دو بيت شهوت انگيز،«امين»خليفه عباسى را سر شهوت آورد،امين سه ميليون درهم نقره به وى بخشيد،مغنى از شادى خود را به قدم خليفه انداخته گفت:يا امير المؤمنين !اين همه پول را به من مى‏بخشى؟خليفه در پاسخ گفت اهميتى ندارد ما اين پول را از يك ناحيه ناشناخته كشور مى‏گيريم!! (84) ثروت سرسام آورى كه همه ساله از اقطار كشورهاى اسلامى به عنوان بيت المال مسلمين به دار الخلافه سرازير مى‏شد،به مصرف هوسرانى و حقكشى خليفه وقت مى‏رسيد،شماره كنيزان پريوش ودختران و پسران زيبا در دربار خلفاى عباسى به هزاران مى‏رسيد!!

وضع شيعه از انقراض دولت اموى و روى كار آمدن بنى عباس،كوچكترين تغييرى پيدا نكرد جز اينكه دشمنان بيدادگرى وى تغيير اسم دادند.

شيعه در قرن سوم هجرى
با شروع قرن سوم،شيعه نفس تازه‏اى كشيد و سبب آن اولا:اين بود كه كتب فلسفى و علمى بسيارى از زبان يونانى و سريانى و غير آنها به زبان عربى ترجمه شد و مردم به تعليم علوم عقلى و استدلالى هجوم آوردند.علاوه بر آن«مأمون»خليفه عباسى (195ـ218) معتزلى مذهب به استدلال عقلى در مذهب علاقه‏مند بود و در نتيجه به تكلم استدلالى در اديان و مذاهب رواج تام و آزادى كامل داده بود و علما و متكلمين شيعه از اين آزادى استفاده كرده در فعاليت علمى و در تبليغ مذهب اهل بيت فروگذارى نمى‏كردند (85) .

و ثانيا:مأمون عباسى به اقتضاى سياست خود به امام هشتم شيعه اماميه ولايت عهد داده بود و در اثر آن علويين و دوستان اهل بيت تا اندازه‏اى از تعرض اولياى دولت مصون بوده و كم و بيش از آزادى بهره‏مند بودند ولى باز ديرى نگذشت كه دم برنده شمشير به سوى شيعه برگشت و شيوه فراموش شده گذشتگان به سراغشان آمد،خاصه در زمان متوكل عباسى (232ـ247 هجرى) كه مخصوصا با على و شيعيان وى دشمنى خاصى داشت و هم به امروى بود كه مزار امام سوم شيعه اماميه را در كربلا با خاك يكسان كردند (86) .

شيعه در قرن چهارم هجرى
در قرن چهارم هجرى عواملى به وجود آمد كه براى وسعت يافتن تشيع و نيرومند شدن شيعه كمك به سزايى مى‏كرد كه از آن جمله سستى اركان خلافت بنى عباسى و ظهور پادشاهان«آل بويه»بود .

پادشاهان«آل بويه»كه شيعه بودند،كمال نفوذ را در مركز خلافت كه بغداد بود و همچنين در خود خليفه داشتند (87) و اين قدرت قابل توجه به شيعه اجازه مى‏داد كه در برابر مدعيان مذهبى خود كه پيوسته به اتكاى قدرت،خلافت آنان را خرد مى‏كردند،قد علم كرده آزادانه به تبليغ مذهب بپردازند .

چنانكه مورخين گفته‏اند در اين قرن،همه جزيرة العرب يا قسمت معظم آن به استثناى شهرهاى بزرگ،شيعه بودند و با اين وصف برخى از شهرها نيز مانند هجر و عمان و صعده در عين حال شيعه بودند.در شهر بصره كه پيوسته مركز تسنن بود و با شهر كوفه كه مركز تشيع شمرده مى‏شد رقابت مذهبى داشت،عده‏اى قابل توجه شيعه بودند و همچنين در طرابلس و نابلس و طبريه و حلب و هرات،شيعه بسيار بود و اهواز و سواحل خليج فارس از ايران نيز مذهب‏شيعه رواج داشت (88) .

در آغاز اين قرن بود كه«ناصر اطروش»پس از سالها تبليغ كه در شمال ايران به عمل آورد به ناحيه طبرستان استيلا يافت و سلطنت تأسيس كرد كه تا چند پشت ادامه داشت و پيش از«اطروش»نيز حسن بن زيد علوى سالها در طبرستان سلطنت كرده بود (89) .

در اين قرن،فاطميين كه اسماعيلى بودند به مصر دست يافتند و سلطنت دامنه‏دارى (296ـ527) تشكيل دادند (90) .

بسيار اتفاق مى‏افتاد كه در شهرهاى بزرگ مانند بغداد و بصره و نيشابور كشمكش و زد و خورد و مهاجمه‏هايى ميان شيعه و سنى در مى‏گرفت و در برخى از آنها شيعه غلبه مى‏كرد و از پيش مى‏برد.

شيعه در قرن نهم هجرى
از قرن پنجم تا اواخر قرن نهم،شيعه به همان افزايش كه در قرن چهارم داشت ادامه مى‏داد و پادشاهانى نيز كه مذهب شيعه داشتند به وجود آمده از تشيع ترويج مى‏نمودند.

در اواخر قرن پنجم هجرى،دعوت اسماعيليه در قلاع الموت ريشه انداخت و اسماعيليه نزديك به يك قرن و نيم در وسط ايران در حال استقلال كامل مى‏زيستند (91) و سادات مرعشى در مازندران،سالهاى متمادى سلطنت كردند (92) .

«شاه خدابنده»از پادشاهان مغول،مذهب شيعه را اختيار كرد و اعقاب او از پادشاهان مغول،ساليان دراز در ايران سلطنت كردند و از تشيع ترويج مى‏كردند و همچنين سلاطين«آق قويونلو و قره قويونلو»كه در تبريز حكومت مى‏كردند (93) و دامنه حكمرانى‏شان تا فارس و كرمان كشيده مى‏شد و همچنين حكومت فاطميين نيز ساليان دراز در مصر بر پا بود.

البته قدرت مذهبى جماعت با پادشاهان وقت تفاوت مى‏كرد چنانكه پس از بر چيده شدن بساط فاطميين و روى كار آمدن سلاطين«آل ايوب»،صفحه برگشت و شيعه مصر و شامات،آزادى مذهبى را بكلى از دست دادند و جمع كثيرى از تشيع از دم شمشير گذشتند (94) .

و از آن جمله«شهيد اول محمد بن محمد مكى»،يكى از نوابغ فقه شيعه،سال 786 هجرى در دمشق به جرم تشيع كشته شد (95) !!

و همچنين شيخ

” خمس را از اهل بيت و خويشان پيغمبر اكرم بريدند و نوشتن احاديث پيغمبر اكرم به كلى قدغن شد و اگر در جاى حديث مكتوب كشف يا از كسى گرفته مى‏شد آن را ضبط كرده‏مى‏سوزانيدند و اين قدغن در تمام زمان خلفاى راشدين تا زمان خلافت عمر بن عبد العزيز خليفه اموى (99ـ102) استمرار داشت... “



اشراق«شهاب الدين سهروردى»در حلب به جرم فلسفه به قتل رسيد (96) !!

روى هم رفته در اين پنج قرن،شيعه از جهت جمعيت در افزايش و از جهت قدرت و آزادى مذهبى،تابع موافقت و مخالفت سلاطين وقت بوده‏اند و هرگز در اين مدت،مذهب تشيع در يكى از كشورهاى اسلامى،مذهب رسمى اعلام نشده بود.

شيعه در قرن دهم تا يازدهم هجرى
سال 906 هجرى،جوان سيزده ساله‏اى از خانواده شيخ صفى اردبيلى (متوفاى 735 هجرى) كه از مشايخ طريقت در شيعه بود با سيصد نفر درويش از مريدان پدرانش به منظور ايجاد يك كشور مستقل و مقتدر شيعه از اردبيل قيام كرده شروع به كشور گشايى و بر انداختن آيين ملوك الطوايفى ايران نمود و س از جنگهاى خونين كه با پادشاهان محلى و مخصوصا با پادشاهان آل عثمان كه زمان امپراطورى عثمانى را در دست داشتند،موفق شد كه ايران قطعه قطعه را به شكل يك كشور درآورده و مذهب شيعه را در قلمرو حكومت خود رسميت دهد (97) .پس از درگذشت شاه اسماعيل صفوى،پادشاهان ديگرى از سلسله صفوى تا اواسط قرن دوازدهم هجرى سلطنت كردند و يكى پس از ديگرى رسميت مذهب شيعه اماميه را تأييد و تثبيت نمودند،حتى در زمانى كه در اوج قدرت بودند (زمان شاه عباس كبير) توانستند وسعت ارضى كشور و آمار جمعيت را به بيش از دو برابر ايران كنونى (سال 1384 هجرى قمرى) برسانند (98) گروه شيعه در اين دو قرن و نيم تقريبا در ساير نقاط كشورهاى اسلامى به همان حال سابق با افزايش طبيعى خود باقى بوده است.

شيعه در قرن دوازده تا چهاردهم هجرى
در سه قرن اخير،پيشرفت مذهبى شيعه به همان شكل طبيعى‏سابقش بوده است و فعلا كه اواخر قرن چهاردهم هجرى است تشيع در ايران مذهب رسمى عمومى شناخته مى‏شود و همچنين در يمن و در عراق اكثريت جمعيت را شيعه تشكيل مى‏دهد و در همه ممالك مسلمان نشين جهان،كم و بيش شيعه وجود دارد و روى هم رفته در كشورهاى مختلف جهان،نزديك به صد ميليون شيعه زندگى مى‏كند.

پى‏نوشتها:

1ـاولين اسمى كه در زمان رسول خدا پيدا شد،«شيعه»بود كه سلمان و ابوذر و مقداد و عمار با اين اسم مشهور شدند (حاضر العالم الاسلامى،ج 1،ص 188)

2ـ و انذر عشيرتك الاقربين (سوره شعرا،آيه 214)

3ـدر ذيل اين حديث،على (ع) مى‏فرمايد:«من كه از همه كوچكتر بودم عرض كردم:من وزير تو مى‏شوم،پيغمبر دستش را به گردن من گذاشته فرمود:اين شخص برادر و وصى و جانشين من مى‏باشد بايد از او اطاعت نماييد،مردم مى‏خنديدند و به ابى طالب مى‏گفتند:تو را امر كرد كټ/p>


راه درمانی جدید برای افراد مبتلا به بیماری‌های خونی -

ایسکانیوز ـ گروهی از محققان دانشگاه استنفورد،‌ موفق شدند راه درمانی جدیدی برای افراد مبتلا به بیماری‌های خونی بیایند.
به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از نشریه انگلیسی زبان Medicine دانشمندان با گرفتن نمونه‌‌هایی از خون فرد بیمار ابتدا نوع بیماری وی را تشخیص داده و سپس با استفاده از روش پیوند خونی بیماری رادرمان می‌کنند.
به عقیده محققان این نوع روش درمان بیشتر برای بیماران مبتلا به کم خونی و افرادمبتلا به کم کاری غدد لنفاوی است، همچنین براساس یافته‌های پزشکان افراد مبتلا به بیماری‌های خونی دارای نوعی سلول به نام T-cells در سیستم ایمنی بدن خون هستند که بر سیستم گردش خون آنان تأثیر منفی گذاشته و با کاهش فعالیت‌های سیستم دفاعی بدن سبب بروز بیماری‌های مهلک خونی و سرطان خون می‌شود.
بهترین روش به عقیده پژوهشگران برای این دسته از بیماران تولید هسته‌ سلول‌های خونی و انجام عمل پیوند است.
علاوه بر این آزمایشات انجام شده بر روی افراد بیمار وانجام این پیوند، به پزشکان ثابت کرده است که اگر بیمار پس از 100 روز از انجام پویند عضو و یا پیوندی را پس نزند، به راحتی درمان خواهد شد، در غیر این صورت باید از راه‌های جایگزین همانند مصرف قرص و داروها و یا شیمی درمانی استفاده شود.
منبع: مؤلف: آذرشکیب


لزوم آنتی بیوتیک جدید برای مقابله با میکرب‌ها -

ایسکانیوز ـ مقاومت میکروبی در برابر آنتی بیوتیک‌های مصرفی روز به روز افزایش می‌یابد، در چنین شرایطی تضمین سلامتی بیماران در مقابل عفونت‌های مقاوم شده، مستلزم ارایه آنتی بیوتیک‌های جدید می باشد.

به گزارش خبرنگار سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز اکسازولیدینون‌ها، (oxazolidinones) گروه جدیدی از آنتی بیوتیک‌‌های کاملاً صناعی هستند که هیچ‌گونه مقاومت میکروبی از پیش تعریف شده‌ای مقابل آنها وجود ندارد.
لینزولید،(linezolid) اولین داروی گروه مذکور است که درامریکا مورد استفاده قرار می‌گیرد ،‌مکانیسم اثر این گروه دارویی مهار عملکرد ریبوزوم باکتری است، مکانیسم مهاری دارد انحصاری است و اثرات مشابهی توسط سایر آنتی بیوتیک‌های موجود مشاهده نشده است، اغلب باکتری های گرم مثبت شایع، باکتری‌های گروه نایسریا و باکتری‌های غیر معمولی مانند لژیونلا، مایکوپلاسما، کامیلرما به آنتی بیوتیک حساس هستند.
اکسازولیدینون‌ها در برابر گروه باکتریایی انتروباکتریاسه و سودوسونا بی‌اثر می باشند، عوارض جانبی به ندرت مشاهده می‌شود و سرکوب قابل برگشت مغز استخوان بویژه ترومبوسیتوپنی ممکن است به صورت نادر رخ دهد.

منبع: مؤلف: جمالی


آیا اعصاب با یکدیگر در ارتباط هستند؟! -

ایسکانیوز ـ محققان دانشگاه پتسیپورگ، موفق شدند، به چگونگی رابطه میان سلول‌های عصبی سیستم ایمنی بدن پی ببرند.

به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از نشریه تخصصی Immunity این نوع ارتباط میان سیستم ایمنی بدن به نوعی شبیه به سیستم تهویه هوا در مراکز بزرگ و منازل است که به طورمنظم هماهنگ با یکدیگر مرتبط هستند.
محققان در تلاشند تا با استفاده از روش‌های مختلف مهندسی پزشکی به چگونگی انتقال دستور العمل‌های عصبی در سیستم ایمنی پی ببرند.
همچنین آنتی ژن‌های موجود در خون، که شامل شاخه‌های متعدد سلول های عصبی و یافته‌های بیگانه خوار درشت هستند، به راحتی پیام‌های عصبی و ایمنی را به سراسر بدن منتقل می‌کنند،‌علاوه بر این پژوهشگران با استفاده از تصاویر متعدد گرفته شده از رگ‌های خونی، شبکه‌های عصبی و ایمنی بدن نوع پیام‌ها وانتقال آنها را نیز مشخص می‌کنند.
به عقیده محققان اگر بتوان از ریزلوله‌های آزمایشگاهی Nano Tube در ردیابی ارتباطات دربدن استفاده کرده، به درستی می‌توان از آسیب‌های شاخه‌‌های عصبی و سیستم ایمنی بدن نیز جلوگیری به عمل آورد.
منبع: مؤلف: /‌آذرشکیب


کلید معمای عملکرد پروتئین‌ها در دستان دانشمندان -

ایسکانیوز ـ گروهی از محققان دانشگاه ویسکانسین آمریکا، موفق شدند به چگونگی عملکرد و ساختار پروتئین‌ها و مقدار هیدروژن محبوس در آنها پی ببرند.

به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از سایت آکادمی ملی علوم، در گذشته پژوهشگران و شیمیدانان تنها به حدس زدن در رابطه با کارکردهای متفاوت پروتئین‌ها‌ی مختلف براساس ساختار ترکیبی بسنده می‌کردند، اما امروزه شیمیدانان بامطالعه گسترده بر روی پروتئین‌ها موفق شدند تا سولفور آهنی بر مبنای پروتئین‌ها، با نام ربرویدوکسین Rubridoxine تولید کنند که قادر است انرژی را در الکترون ساکن به صورت متحرک تبدیل نماید، درحقیقت این سولفور آهن نوعی مبدل انرژی به مانند photosythsis ترکیب مواد به کم نور و respiration عمل تنفس است.
علاوه بر این پژوهشگران با مورد مطالعه قرار دادن ده نوع مختلف پروتئین به این نکته دست یافتند که هر کدام از این ده نوع شرایط متفاوتی در نگه داری هیدروژن دارند و در دسته‌بندی‌های گوناگون قرار می‌گیرند، همچنین براساس یافته‌های دانشمندان هر پروتئین با کد ویژه‌ای در DNA مولکولی ماده قرار دارد و به همین دلیل می‌توان آن را به راحتی شناسایی کرد. به عقیده محققان می‌توان از این روش در درمان بیماری‌های نادر ژنتیکی که عامل آنها پروتئین‌های رشد DNA هستند، سودجست .

هفت سین_بهاریه

هفت سین
بــاز مـــی آیــــد بــــهـــار دلـنشین /  بــاز بــلـبــل مــی شــود با گل قرین
بــاز صـــحــرا پـر شقایق می شود /  بــاز روشــن قــلب عـاشق می شود
فــصــل ســـرد از هــیــبت باد بـهار /  مــی کــنـــد از پــیـش روی او فـرار
ســفــره هــا بــا هـفت سین آراسته /  بــا گـــل مـــهـــر و صــفـــا پیراسته
بــر ســر سفره جـوان و خُرد و پیر /  ســبزه و آئــیــنـه و مــاهـی و سـیر
سـیـب و سـنـبـل در کـنـار یــاسـمـن /  عطربــیــد مـِشک چــون مُشک خُتَن
سرکه و سنجد، سماق و شمع و گل /  عـــیـــد آمــد بـــا دف و ســاز و دُهُل
ســال نــوتـحـویل و سال کهنه رفـت /  هــم دل مــا تـازه شد هم شال و رخت
یــا مــُقــلّب،قــلب مـــارا شـــاد کــن /  یـــا مـــُدبّـــر خـــانــــه را آبـــاد کـــن
یـــا مـــُحـــول ،اَحســــنُ الــّحالم نما /  از بـــدیـــهــــا فـــارغُ الـــبـــالــم نـما
ایـــن دل «جـــاویــد» را پـاک از ریـا /  کُــن خــــدا ،ای قـــادر بـــی مــنـتــها


بهاریه
بازکن پنجره را
و ببین پر زدن بلبل باغ
که شده مست زبوی خوش و جان بخش بهار
وبکش با نفسی تند و عمیق
بوی عطر گل یاس
وببین مرغک آزرده عشق
که حزین بود و نزار
با شکوفایی گلهای بهار
شده سرمست غرور
دیگر آن سوزش سرمای زمستان
نخورد بر بدن سبز درخت
یا که شلّاق خزان
نکند غنچه گل را پرپر
بازکن پنجره را
پرکن از رایحه و عطر بهار
ریه خسته ز سوز و سرما
و ببین در همه جا
فرشی از سبزه وگل پهن شده ست
تک درختی که زسرما بدنش می لرزید
جامه سبز به تن کرده
تنش گرم شده ست
پولکی را که سپید است و قشنگ
یا که زرد است و بنفش
دست خیّاط زمان
روی این جامه سبز
دانه دانه زده با زیبایی
گوییا فصل بهار
کرده بر پیکر این تازه عروس
تورخوش رنگ و سپید
از لطافت چو حریر

این بهار هم گذرا است
سال دیگر شاید
نتواند بگشاید« جاوید »
باز این پنجره را


سرباز فراری

 

نامه سرباز فراری به خدا         

سلام ای محبوب من و ای معشوق من و ای زیبای من

ای خدای من ، این عزت مرا بس است که من بنده توهستم . و این افتخار مرا کافیست که پروردگار منی .

خدایا تو آنچنانی که دوستت دارم . مرا آنچنان قرارده که دوست میداری . ای خدای بزرگ و ای کمال مطلق . ای خدایی که مرا منتظر بهترین بهترینها کرده ای  .

 ای مونس تنهایی های من .

امروز این بنده کوچک تو سر شار نیاز است یقین دارم که مرا دوست می داری . ای محبوب من ، من عشق را از تو آموخته ام . و اینک به من بیاموز که چکونه این بارسنگین انتظار را بر این جسم ضعیف بکشم .

ای خالق من ای که از روحت درمن دمیدی و مرا اشرف مخلوقات خود خواندی آنچنان از انتظار اشباع شده ام که دیگر  توانی برای انتظارنمیبینم .

به من صبری عنایت فرما که بتوانم تا ظهور او طاقت بیاورم

ما عاشقان

ما عاشق و رند و باده خواریم            کز گردش روزگار خواریم

از مال و منال بی نصیبیم           در کشور فقر تلجدلریم

با آب حیاتمان چه کار است           ما   تشنه  لعل  آبداریم

از  غمزه  نیم  مست  دلدلر             منصور صفت به پای داریم

ما زهد و ریا  نهاده  یک سو             با لیلی عشق در قماریم

بنشسته ای  از چه  مسیحا              بر خیز که مرده در مزاریم

از  قید  و  علایق  زمانه                بگسسته و در خیال  یاریم

سرگشته به شهر همچو پرگار              از گردش چرخ کجمداریم

 


هیچ نیازی به توضیح نداره . فقط کافیه نگاه کنید و افسوس بخورید .

بالای آخرین عکس نوشته ( عکس خودش حرف میزنه )

اینه دموکراسی و آزادی بیان

 

Go to fullsize image